وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر
خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه
 
                              عكس متحرك از گل  و دسته گلهای زیبا-www.jazzaab.ir
ضمن عرض سلام وخوش آمد محضر تمام عزیزانی که لطف می کنند و با باز نمودن صفحه پیش روی فرصتی را برای مطالعه مطالب وبلاگ ایجادمی کنند درخواست دارم که با گذاردن نظرات برآمده از انتظاراتتان مرا در راهی که پیش رو دارم برای تولید هرچه بهتر مطالب مورد ارشاد و هدایت قرار دهید مطمئن باشید که تمام انتقادات و راهنمایی های شما را به دیده منت پذیرا خواهم بودواز همه آنها در تغییر نگرش و گفتمانم بهره خواهم جست.
مطالب عقیدتی نویسنده را در شناط وب مطالعه فرمایید.
مطالب ادبی به قلم نویسنده را در آرس اینترنتیhttp://www.delshodeghan1.blogfa.com/ مطالعه فرمایید.
برای تجدید خاطره با گذشته حتما به گالری تصاویر وبلاگ سری بزنید
برای مشاهده هنرمندی جوانان ابهربه http://samr.zanjanblog.com/ مراجعه فرمایید.
برای آگاهی ازفعالیت های نماینده منطقه در مجلس به وبلاگ http://www.abharkoram.blogfa.com/ مراجعه فرمایید.



[ دوشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۰ ] [ ۱۸:۱۰ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

......................................
عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو
نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند
..............................................
نمی دانم که از کجا این تخم لق در ادبیات و شخصیت اجتماعی برخی از افراد وارد و جا خوش نموده است که حتما می باید با استفاده از الفاظی سخیف زبونی و ناتوانی خود را با لجن پراکنی بر علیه خورشید پوشش دهند و یا استتار نمایند اما می دانم که ترس وعع عو سگ از نور افشانی ماه نیست بلکه از جهلی می باشد که سراپای آن را نسبت به چرایی نور افشانی ماه فرا می گیرد 
براستی چرا افرادی از محل نداشتن معرفت به واقعیت وجودی افراد و جایگاه و اثر بخشی آنها به تخریب دست می برند تا دل افرادی عامی را با خود داشته باشند و بگویند دیدی که این من بودم که فلان حرف را زدم و به فلانی بهمان اتهامات را وارد ساختم و یا ساحتش را خدشه دار ساختم ؟در حالی که خود می دانند که بیشتر آبروی خود را می ریزند و زحمت مردم می دارند و گرنه آنکه در همه عمر طفیلی دیگران نگردیده از تخریب طفیلی این و آن حرجی بر خود راه نخواهد داد و برای دوروز دنیا و چرب و شیرین بی بنیان آن از میدان بدر نخواهد شد

[ شنبه هفتم آذر ۱۳۹۴ ] [ ۱۸:۱۰ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
...........................................................
بندگان را نه گزیرست ز حکمت نه گریز
چه کنند ار بکشی ور بنوازی خدمند
جور دشمن چه کند گر نکشد طالب دوست
گنج و مار و گل و خار و غم و شادی به همند
......................................................
آنجا که سرنوشت نقشه راه انسان را تعیین می کند و آنکه صداقت در گفتار دارد گریز را وا می نهد و گزیر را با آغوش باز می پذیرد و بدان گردن می نهد دیگر دنبال این نمی رود و نمی گردد که برای هر فعالیتی که می کند تقدیر و تشکر ببیند زیرا که آن را وظیفه خود دانسته و بدان افتخار می کند 
همچنین است داستان تلاش و تحمل آنکه برای رسیدن به دوست و یا صیانت از اعتبار و بزرگی دوست تلخند و بد اخلاقی دشمن را تحمل می نماید زیرا که در تاریخ فرهنگ و تمدن انسانی گنج بدون مار ،گل بدون خار و شادی بدون غم مفهومی نشده ونمی شود 
براستی آنکه از تمام بود و نبود داستان انسان مجیزگویی و مداحی را درک نموده تا در بالا نشیند و متنعم گردد وچون بدین مقام دست می یابد دهان به هرز گویی و قلم به لغو نگاری می برد تا آنان که چون او خود را ذلیل جاه و مقام نکرده اند و یا حتی برای پاره استخوانی به اشاره این و آن به گرفتن پاچه اقدام نمی نمایند از اتکای به اعتماد به نفس و استقلال فکر باز دارند نمی دانند که تاریخ خود بهترین قاضی و بالاترین و بیناترین نظاره گران است و به روشنی به افشای ماهیت دریوزگان جای و مقام اقدام می نماید
دوستان زندگی انسان تصویر روشن فراز و فرود اجباری برای کسب تجربه و یافتن آگاهی و دانش لازمه زیست انسانی است بکوشیم که در فراز آن خود را نبازیم و اسیر نخوت و غرور نشویم و در فرود آن با فراموش نمودن خدا دست یاری به سوی هر خس و خاشاکی دراز نکنیم زیرا که فراز و فرود بخشی از طبیعت و ذات زندگی انسانی است و کسی دراین گزارمی تواند حرمت خویش را نگه دارد که به واقع بینی دراین فراز و فرود پرداخته باشد و شخصیت خود را برای حضور در آنها آماده نموده باشد

[ شنبه هفتم آذر ۱۳۹۴ ] [ ۱۸:۷ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

................................................
امام رضا علیه السلام می فرمایند :
وَ لا یَشْغَلُوا أَنْفُسَهُمْ بِتَمْزِیقِ بَعْضِهِمْ بَعْضا
خودتان را مشغول نکنید به تخریب بعضی بتوسط بعضی (قسمتی از سخنان امام رضا(ع) به حضرت عبدالعظیم حسنی(س)
......................................................................
بی گمان با پیش آمدن وقایع و رخدادهایی که در شعاع آنها لازم می آید تا مردم با بکار بستن موازین و معیارهایی در خصوص دیگرانی که خود را کاندیدای برعهده گرفتن مسئولیتی نموده اند قضاوت نمایند تا با تشخیص سره از ناسره امور خویش را به کسی بسپارند که برای آن مسئولیت و یا کار صلاحیت های بیشتری دارند این احتمال پیش می آید که مبدا حوزه قضاوت آلوده به شائبه های تخریبی شود و از این منظر کار گزینش و واگذاری مسئولیت با اما و اگر توام شود زیرا که در چنین برهه هایی با ورود فله ای اطلاعات و آگاهی های کنترل نشده ممکن است افراد و جریاناتی که قصد های سویی دارند و یا درآن حوزه ها تخصصی ندارند اقدام به جمع آوری مواردی از خصوصیات و یا سوابق افراد نمایند تا با ارائه نابجا وبی موقع و یا حتی با استفاده از لحن و آرایه های ناصواب منجر به ورود خدشه و شائبه به شخصیت افراد گردد و همین نکته باعث شود تا مردم نتوانند به آن فرد و یا حتی مجموعه اعتماد کنند وازاین روی حقی از انتخاب کنندگان به خاطر از دست دادن امکان انتخاب خوب و انتخاب شوندگان به خاطر مکدر شدن کارنامه و آبرویشان تضییع گردد از برای همین است که امام معصوم (س) در سخن و حدیثی صریح به شیعیان خود اعلان می دارند که همدیگر را تخریب نکنید و یا کمی و سیعتر از این توصیه و تاکید می فرمایند که این تخریب نمودن را برای خودتان شغل و مشغولیت نکنید که اگر چنین کنند مورد لعن ایشان و اقع خواهند شد 
براستی چرا کار ما مسلمانان و شیعیان با توجه بداشتن چنین تاکیداتی بدانجا می رسد که نه مشغولیت و شغل بلکه بعضا رسالتمان این می شود که به تخریب دیگران اقدام نماییم تا با ممانعت از دست یابی به موقعیتی مناسب حتی به خودمان کمک نمایند ؟
در پاسخ به این سئوال بسیار بنیادی می توان به نکاتی اشارت داشت از جمله اینکه ما اساسا نسبت به اعتقادات و اخلاقیات بی تفاوت شده ایم و یادمان رفته است که در باور های اعتقادی ما آبروی یک انسان آبروی همه مسلمانان و از خون انسان محترمتر است و کسی نباید به ریختن آبروی دیگران اقدام کند از سوی دیگر باید این موضوع تاسف بار را مورد توجه قرار داد که در بسیاری از اوقات افرادی که تخریب را برای خود مشغولیت و حتی شغل گرفته اند از نتایج تخریب نیز بی بهره می مانند یعنی تخریب را بکار می برند تا کسی نتواند به موقعیتی دست بیابد تا کس دیگری بتواند بدان موقعیت برسد در حالی که ممکن بود آنکه تخریب می شود از آنکه در شعاع تخریب خود را بالا می کشد برای او مفید تر و موثر تر بوده باشد

[ شنبه هفتم آذر ۱۳۹۴ ] [ ۱۷:۵۲ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

انسان در جایگاه موجودی اجتماعی مطمئنا سیاست را مولفه ای مهم در شکل گیری جامعه ای مدنی می شناسد و تلاش می کند از آن برای حضور و مشارکت لازم و جدی در عمل به تعهدات اجتماعی خود بهره ببرد از سوی دیگر همین موجود بظاهر علاقه مندبه داشتن و ابراز نظرات و مواضع سیاسی ورود دراین عرصه را بسیار با احتیاط انجام می دهد و بسیار با دقت عرصه های آن را مورد توجه قرار می دهد تا مبادا با اتخاذ موضعی و حضور در قالب و قاعده ای که مورد توافق و تحمل جامعه نمی باشد خود را متضرر از چالش های احتمالی و ذاتی حوزه های سیاسی دور دارد اما با همه ترسی که از بودن در متن تحولات و چالش های سیاسی دارد آنگاه که معتقد شود راه درست و آینده مورد تصور دست یافتنی می باشد دوست می دارد که رقابتی را آغاز و پشت سر بگذارد که در آن وفای به آرمان ها و عمل به تعهدات از او یک قهرمان بسازد و ازاین روست که هیچگاه میدان مبارزات سیاسی کم فروغتر از میدان های مبارزاتی در عرصه های دیگر اجتماع نمی شود و حتی اگر کمی خوشبینانه بدان بنگریم این میدان وتحولات آن در عمل راهگشای رقابت و فعالیت درمیادین دیگر می گردد
پس در اصل میدان پر چالش فعالیت سیاسی سه ویژگی و خصوصیت عمده دارد و به نوعی عاملی می شود تا این عرصه مرزهای خاص خود را داشته باشد و متمایز از دیگر عرصه های اجتماعی شود واین سه ویژگی عبارتند از 
1- انسان موجودی متمایل و علاقه مند به درک دانش سیاسی و فعالیت در عرصه های عملی آن است
2- عرصه فعالیت های سیاسی بدلیل شدت و عمق چالش هایی که در آن بوقع می پیوندد همهیشه اضطراب زا و ترس آفرین است و کمتر کسی را می توان یافت که بتواند بی محابا در آن وارد گردد
3- میدان فعالیت های سیاسی برای پاسخ به تمایلات انسان و هدایت او به زیست در یک موقعیت بی تنش و مسالمت آمیز مولفه ای به نام رقابت را در متن فعالیت های جریانی خویش نهادینه می نماید تا علاقه مندان خود را به جای تنازع برای برتر دانستن خود و یا کسب موقعیت حکومت به تلاش برای همفهمی و همدرکی همه برای راه انداختن حکومتی مبتنی بر رای و نظر همگان سوق دهد 
حال اگر این سه مولفه را در هم بیامیزیم و بخواهیم محصول بدست آمده را در قالب و قاعده نقشه راه انسان فرو بریزیم تا بر مبنای آن او بتواند افق پیش روی خود را بوضوح تمام ببیند و با باز شناسی سره از ناسره به انتخاب درست و یقینی راه سیاسی برسد وبا ورود بی هراس و مطمئن کنشگری گردد که مسئولیت نوشته ها،گفته ها ،مواضع و اقدامات خود را بر گردن بگیرد و پاسخگوی آنها باشد جا و اثر بخشی مولفه چهارمی را خالی می یابیم که می توان آن را
4- دنیای سیاست به اخلاق و تعهدات اخلاقی ویژه ای نیازمند است تا بر مبنای اصول و قواعد مندرج در آن بتواند استواری در راه و پایداری در دفاع و حمایت از انتخاب را به فعالان دراین عرصه القاء نماید ویا برای انعطاف و رعایت اصول رقابت جوانمردانه خود را متعهد بیابد 
پس دنیای سیاست با همه اشتیاقی که در مردمان برای حضور و فعالیت در آن وجود دارد و هول و هراسی که چالش های مهیب و عمیق آن ایجاد می کند اگر به دو مولفه بزرگ رقابت و اخلاق مزین گردد شرایط پرشوری را می آفریند که فعالان در آن عرصه با لذت بردن از حضور و مشارکت خود در آن به انسان هایی تبدیل می شوند که 
1- خود را مسئول در قبال بود و نبود جامعه محسوب می دارند
2- ضمن شناسایی و دنبال نمودن منافع خود شعاع منافع اجتماع بر منافع خود را بر می تابند
3- باور و اعتقادات خود را مهم و ارزشمند تلقی نموده و برای صیانت از آنها هرکوششی را برخود فرض می دانند
4- بودن و همراهی با آنانی که با آنها در بدست گرفتن قدرت برقابت برمی خیزند با رقابت تمام قبول می کند و ضمن پای فشردن بر درستی باور ها و شعارهای خود احترام ویژه ای را نثار باور ها و شعارهای رقیب می نماید 
با این تفسیر اگر من ومای ایرانی طالب و مایل به داشتن کارنامه ای مثبت و قرین به موفقیت در عرصه های مشارکتی مخصوصا عرصه مبارزات انتخاباتی می باشیم باید بدون هراس این تمایل را به آمیخته شدن با تعهد بر رعایت قواعد رقابتی مخصوصا از نوع جوانمردانه و اخلاق محترم شمارنده حرمت و حقوق رقبا مزین داریم تا فضای فعالیت های متعهدانه سیاسی با گرایش به ملاطفت لذت بخش برای فعالان آن گردد وگرنه با دواندن روحیه تخاصم و تنازع و یا با تبدیل میدان رقابت سیاسی به میدان جنگ ونفی وحذف دیگران شرایطی را در کشور و هریک از حوزه های مستقل سیاسی (روستا،شهر،شهرستان واستان )آن ایجاد خواهیم نمود که در آن به جای تلاش برای شناسایی منافع و مصالح کلان جامعه مصالح ومنافع حزبی و فردی محور فعالیت ها و اقع خواهد شد وواگرای جای وحدت عمل و رویه را خواهد گرفت و مسلم است که با بروز و ظهور چنین فضایی دیگر مجال آن باقی نخواهد ماند که از پوسته روستایی خود خارج شویم و رقابت برای برخورداری از امتیازات شهری را پی بگیریم ،از محدوده شهر خارج نخواهیم شد تا به شهرستانی که عضوی از آن هستیم و باید برای جذب اعتبارات وفرصت های توسعه با شهرستان های دیگر مبارزه نماید بپردازیم و در نهایت به استان نخواهیم پرداخت تا بتواند در یک هماوردی کاملا علمی که در آن تمرکز دولت بر رفع کمبودها و تامین نیازمندی ها مستقر است با بیان و نشان دادن کمبود ها و نیازمندی ها حمایت های دولت را معطوف به مطالبات خود کند و در نهایت با عقب ماندگی همه جانبه روستاها و شهرها و شهرستان ها در متن استان ها و استان ها در قالب کشور موقعیت عمومی اجتماعی انسانی به نام ایران برای انجام رقابت با قدرت ها و قطب های منطقه ای و جهانی دچار تزلزل خواهد گردید و شرایط به نوعی استمرار خواهد یافت که در آن هزینه خواهیم نمود ،عمر تلف خواهیم کرد و باهم درگیر شده و همدیگر را خواهیم آزرد اما فرصت و موقعیتی برای توسعه نخواهیم یافت

[ سه شنبه سی ام تیر ۱۳۹۴ ] [ ۹:۱۳ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

میان گریه می‌خندم که چون شمع اندر این مجلس
زبان آتشینم هست لیکن در نمی‌گیرد
..................................................................
بدون تردید زبان آتشین حقانیتی دارد که چون بر خرمنی از خمودی و فسردگی فرود می آید دلگرمی ایجاد می کند و براه پیش روی روشنی می بخشد اما داشتن و استفاده از این نوع از زبان هم انگیزه می خواهد تا در فرد ایجاد نشود مسلم است که امکان استفاده و بکار گرفتن نخواهد داد 
یکی از عوامل انگیزه ساز برای بکار گرفتن زبان آتشین شنونده های گرما دوست و با علاقه می باشد جایی که دلها فسرده و سرها به بازی هایی گرم است زبان آتشین را نه تنها مجالی برای باز شدن و به آتش کشیدن دل های در حسرت نخواهد بود بلکه خود شنوندگان با بی میلی شان آن را فسرده و سرد خواهند کرد

[ سه شنبه سی ام تیر ۱۳۹۴ ] [ ۹:۱۲ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

جماعتی به همین آب چشم بیرونی
نظر کنند و ندانند کآتشم در توست
ز دوست هر که تو بینی مراد خود خواهد
مراد خاطر سعدی مراد خاطر اوست
....................................................
بی گمان یکی از مولفه های مذموم و بد در فرهنگ انسان به خصوص ما ایرانی ها ظاهر بینی و ظاهر داوری است زیرا که این خصوصیت ضمن تاثیر بر ارتباط های فردی و اجتماعی مناسبات در حال شکل گیری مخصوصا در حوزه های فردی را مخدوش می سازد
زیرا کسی که براحتی و تنها با مشاهده دست بقضاوت می زند ذهنیتی را در دیگران ایجاد می کند که اگر بر پایه مبانی بد ومذموم استوار شده باشد شخصیت افراد را لکه دار نموده و موجب می شود که از تاثیر گذاری افراد کاسته شود وازاین روست که رفته رفته از افراد موثر در تحولات و تغییرات اجتماعی کاسته می شود و میدان به افراد بی صلاحیت و مذبذبی واگذار می گردد که جز بر منافع آنی و دست آوردهای سطحی به چیز دیگری نمی اندیشند
از سوی دیگر باید به خاطر داشت که سطحی نگری و طلب منافع آنی شرایط را به گونه ای ترسیم می نماید که در آن خود خواهی ها فضا را پر می نماید و هر کسی اسب مراد را به میل و منفعت خود به حرکت در می آورد و دراین میان تمنیات و مطالبات حقانی یار که می باید اصل ومجور امور و فعالیت ها واقع شود فراموش می گردد ودر اصل اجتماع انسانی که می باید با همگرایی هدفی بزرگ و مهم را دنبال نماید به ملعبه و بازیچه ای در دستان کسانی تبدیل می شود که همه خواست و همتشان صرف خود بینی و خود خواهی هایشان می گردد وراه به ناکجا آبادی منتهی می شود که در آن فقر و بدبختی نشانه و علامت توفیق شمرده می شود و رفاه و سعادت نشانه ای از دور شدن از مقصود.
براستی در جامعه ای که فقر و بدبختی نشانه رسیدن به خدا و خدایگونه شدن محسوب می گردد آیا می توان به فکر فردا بود و نسل هایی را پروراند که در میان آنها خود خواهی وخود بینی بد و مذموم شمرده شود؟

[ سه شنبه سی ام تیر ۱۳۹۴ ] [ ۹:۱۲ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

سر جانان ندارد هر که او را خوف جان باشد
به جان گر صحبت جانان برآید رایگان باشد
به شمشیر از تو نتوانم که روی دل بگردانم
و گر میلم کشی در چشم میلم همچنان باشد
.............................................................
جان و جانان دو مولفه تو در تویی می باشند که جستن یکی در میان دیگری چندان کار سختی نمی باشد اما آنجا که خلوص نیتی و وفای به تعهدی لازمه بودن یکی و فدا شدن دیگری را نمایان و الزامی می سازد به حق این جان است که فدیه سلامت جانان و قدوم او می شود تا عشق تحقق یابد
والحق که داستان ایثارگران ومجاهدان در راه حق ازاین نحله داستان مستخرج می گردد زیرا آنکه جانان را تمامی خواست و هدف خویش قرار داده است وبرای رسیدن به او و استجابت همراهی و از خود گذشتن که لازمه رسیدن است جان را به هیچ می انگارد و تنها تحفه متاعی می شناسد که می تواند تقدیم جانان بکند می داند که تنها در محضر جانان است که می تواند معنی یابد و خود را بیابد وگرنه هرجا که ادعای وجود کند منیتی را تداعی می نماید که از درون آن ظلم و استبداد بیرون می زند زیرا که جمال جانان هرچیز خرد و بی مقدار از جمله منیت زبونانه انسان را زشت و مضحک می نمایاند ودلی را مشتاق گرایش بدان نمی گذارد
براستی چرا من وما در جایگاه بندگی و سجود خود را کوچک و حقیر می یابیم و چون از این جایگاه بدون کشتن منیت ها بیرون می آییم خود را چنان بزرگ و دست نیافتنی می یابیم که حتی خودمان در برابر این بزرگی حقیر می شویم و به هر کاری که برازنده انسان نیست دست می زنیم ؟
در جواب تنها می توانم بدین نکته اکتفاء کنم که هر چیز خردی در برابر بزرگی فرو می ریزد وخردی خود را در می یابد پس بهتر آن است که برای دوری گزیدن از غرور و خود خواهی همیشه خود را در برابر بزرگان قرار دهیم تا دانش برحقارت هایمان تبلور یابد و درونی شود و چشمانمان به میل خرد در برابر مکنت و جاه و تمناهایی که ایجاد می کند کور گردد

[ دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۴ ] [ ۹:۲۸ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
حدود ده دقیقه بود که دنبال تیتر مناسبی برای مطلب بودم اما هرچه کوشیدم نتوانستم برای انتقال مقصودم تیتری جالبتر و با مفهومتر پیدا کنم زیرا که از یک موضوع بسیار پیش پا افتاده ای می خواهم صحبت کنم که در عین حال یکی از مهمترین تهدید های فعلی جامعه ما می باشد
حتما خودتان را با این تعارض روبرو یافتید که این چه موضوعی است که در عین سادگی و پیش پا افتادگی مهمترین تهدید جامعه ما تلقی می شود
حق دارید اما اگر موضوع را باز کنم بی گمان همه دوستان متفق القول بر حقانیت هر دو بخش مطلب اذعان خواهند داشت
برای باز کردن موضوع نیاز می بینم که سئوالی از خدمت دوستان داشته باشم و آن اینکه 
به نظر شما تولیدات ارزشمند فکری جامعه ما در روز چند درصد کل تولید فکری در جامعه ما را در بر می گیرد
حتما خواهید گفت که آنچه که ارزش مند نیست مسلم در گروه تولیدات فکری قرار نمی گیرد ومن می گویم هرچیزی که بتواند عقل را مشغول به خود کند و از آن تراوش نماید تولید فکری نام می گیرد به عنوان مثال ایران هم پژو تولید می کند و فرانسه هم همان ماشین را می سازد هردو نام تولید دارند و اما این کجا و آن کجا 
حال اجازه بدهید که مصداقی بحث کنیم وبرای این کار به این تولید فکر که بسیار از این نوع در جامعه عمومی گردیده توجه نمایید

اگه روزی دیدی دختری دهنشو ۲ متر باز کرده نگرا�%��{D9�باشید ‎unsure emoticon‎

قصد خوردن شما رو نداره کاملا بی خطره:||

.اون داره به چشماش ریمل میزنه:-))

آیا فکر می کنید که مولد این مطلب اصلا وقت برای تولیدآن صرف ننموده است ویا فکر می کنید که این مطلب مخاطب و خواهانی ندارد؟ من که فکر می کنم تولید کننده آن وقت بسیاری را صرف آن نموده است و با عنایت به باز نشر و یا شیری که می شود مشخص است که خریداران زیادی دارد
اما بواقع کدام نیاز تولید کننده مطلب را به تولید آن انگیزانده است ورفع کدام نیاز مخاطب و یا باز نشر دهندگان را به سوی آن کشانده است؟
مسلم است که این دو سئوال جوابی ندارند و نخواهند داشت زیرا که نه مشکل جامعه ما با چنین تولیدات فکری برطرف می شود و نه کسی نیازی به دست یابی به چنین ره آورد فکری پیدا می کند پس چگونه است که تعداد چنین تولیداتی از تعداد تولیدات مفید فکری بسیار بسیار بیشتر است و یا تعدادگروه های بسیار زیادی به تولید چنین ادبیاتی مشغولند؟
من در پاسخ به این دو سئوال دو رویه را در پیش می گبرم اول نگاه آمیخته به توهم وجود دشمن که در آن پاسخم این خواهد بود که دشمن سعی برآن می نماید که با ترویج ویا گسترش گروه هایی که چنین تولیداتی دارند ذهن جوانان ما را آلوده سازد ونگذارد تا آنها به چیزهایی بیاندیشند که درد و گرفتاری واقعی جامعه می باشد 
اما روش و نگاه دو م این است که من وما به خودمان حیفمان نمی آید زیرا که اگر حیفمان می آمد دنبال این نکته می گشتیم که با وجود این همه امکانات وابزارهای رسانه ای وارتباطی که می تواند در یک صدم ثانیه مارا به منابع و مراجع بزرگ علمی و توسعه ای متصل سازند تا بدانم فاصله رفاه من با کشورهای توسعه یافته چه مقدار است و آنها چه مقدار راحت تر و انسانی تر ازمن زندگی می کنند چرا من عمر خود را صرف اباطیلی می سازم که فقط مایه نزول دریافت من از زندگی و اضمحلال شخصیت و ظرفیت حضور و تاثیر من در خوب وبد جامعه می شود
من به دلیل موقعیتی که دارم با بسیاری از تولید کنندگان چنین مطالبی دوستی و همنشینی دارم و در همه جلسات بشدت برآنها می تازم که چرا خودتان را چنین در اختیار جریان ها ومحافلی قرار می دهید که کمترین بهایی به انسانی زندگی کردن ومفید بودن نمی دهند ولی تا به امروز نتوانسته ام جواب قانع کننده ای برای آن بیابم وتنها این توجیه را شنیده ام که ای بابا چقدر باید جدی نوشت آدمی تفریح هم می خواهد
ومن می مانم که در جامعه ماکی وکی به مثبت بودن و جدی اندیشیدن بها داده است زیرا که انباشتی از تولیدبه گونه خزعبلاتی آنچه که تولید مفید هم شناخته می شود زیر خود مدفون می سازد 
اما تهدیدی که این نوع از نوشتن در پی دارد چیست ؟
در آسیب شناسی تاریخی اگر به ادواری از تاریخ که در آن هویت ملی ما ایرانیان مضمحل و مورد تاراج قرار گرفته (مثل حمله اعراب،حمله مغول ،حکومت قاجار و...)توجه نماییم متوجه خواهیم شد که تنها با بازگشت به مثبت اندیشی و بهره بردن از ادبیات متعهد توانسته ایم هویت وتمدن خود را باز زایی نماییم وازاین روست که من فکر می کنم امروز از روزهایی می باشد که پیکان حمله به هویت و شخصیت ایرانی با تولیدات فکری دون مایه و زشت مورد هدف واقع شده است و مطمئنا آثار بسیار زیانیاری را در پی خواهد داشت ازاین روی از تمام دوستان صاحب فکرم می خواهم که با هر میزان از توان به افشای شرایط موجود و حجم عظیمی از تولیدات فکری که چون خوره به جان جامعه ما افتاده است بپردازند تا بلکه بتوانیم نیروهای توان مند در حوزه اندیشه رابه سوی تولیدات علمی که بتواند برای مشکلات جامعه راه کار ارائه نماید سوق دهیم

[ سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ ] [ ۱۲:۱۹ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

همین الان در جامعه مجازی اطاق فکر ابهر ودر تلگرام دوست عزیزی که استاد دانشگاه است با گذاشتن عکسی از ورقه امتحانی دانشجوی رشته مهندسی عنوان کرده بود که این دانشجو حاصل نیم باضافه نیم را نمی داند واضافه کرده بود که 
امروز به این ورقه امتحانی برخوردم . هرچند برایم خیلی عجیب نبود اما شاید برای بسیاری از دوستان عجیب باشد که یک دانشجوی دانشگاه جواب نیم بعلاوه نیم را نمی داند !
درد ما ریشه بسیار عمیقی دارد. چرا باید چنین فردی وارد دانشگاه شود .چرا باید همه دانشجو باشند؟ 
از چنین دانشگاهی چه انتظاری وجود دارد ؟
دانشگاههاي ما هم شبیه همه چیزهای دیگر ما می شود !!!
واقعا سر کلاف را گم کرده ایم .
ومن در پاسخش نوشتم که 
استاد عزیز زمانی دانشگاه فلسفه وجودی خویش را گم کرد که همه چیز در خدمت ایدئولوژی قرار گرفت و ایدئولوژی همه چیز را به سمت جهان ما بعد الطبیعه راند وامروز اگر نمی توانیم به جهان مادی به سرعت در حال رشد نقبی بزنیم از آن جهت است که همه ما به موقعیت وجایگاه ماوراء فیزیک رسیده ایم یعنی روح های سرگردانی شده ایم که صبر می کنیم تا برای زیستن بهانه ای حتی بسیار سطحی و ابتدایی پیدا کنیم واینجا دیگر دانشگاه معنای شکافندگی و ابداع کنندگی خود را از دست می دهد زیرا که آنکه برای بودن تلاش می کند اساسا از بهبود و تغییر سر در نمی آورد وآنجا که دانشگاه عنوان شکافندگی خود را از دست بدهد مسلم است که همه کس می توانند با اندک دانشی خود را دانا جا بزنند و از همه چیز سرذ دربیاورند و همه چون همه چیز را دریافت و تفسیر می کنند ودر رابطه با همه چیز نظرشان راباید بدون کم وکاست ارائه بدهند وقانونی نیست تا به هرکسی حکم کند تا در خصوص تخصص و مهارتی که دارد حرف بزند ویا اساسا مهارتی وجود ندارد تا مرز بین دانا و عامی را نشان دهد وملاکی برای تمیز عالی و عامی محسوب گردد می مانند تا کسی بیاید و در آن خصوص چیزی بگوید و یا اشاره ای داشته باشد و چون گفته شد و اشاره ای گردید همه سر می جنبانند و تایید می کنند همانند همان تاییدی که زیر مدرک همان دانشجویی که قادر نیست حاصل نیم باضافه نیم را بدست آورد تاییدی که با یک مهرپلاستیکی و امضای استادی (که شاید خود او هم حاصل نیم باضافه نیم را نمی دانسته ولی دارای مدرک است) زده شده و مایه اعتبار آن می شود

[ سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ ] [ ۱۲:۱۰ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات وب
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

"رنگ وابزار اسدی شناط میدان آزادی" "نصب دوربین های مدار بسته عسگری شناط روبروی درمانگاه بیست و دوبهمن" "پارچه سرای اطلس شناط میدان آزادی ابتدای خیابان سپاه" "کبابی گلچین شناط میدان آزادی" "فروشگاه لوله و اتصالات برادران علیمردانی شناط میدان آزادی"