وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر
خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه
 
                              عكس متحرك از گل  و دسته گلهای زیبا-www.jazzaab.ir
ضمن عرض سلام وخوش آمد محضر تمام عزیزانی که لطف می کنند و با باز نمودن صفحه پیش روی فرصتی را برای مطالعه مطالب وبلاگ ایجادمی کنند درخواست دارم که با گذاردن نظرات برآمده از انتظاراتتان مرا در راهی که پیش رو دارم برای تولید هرچه بهتر مطالب مورد ارشاد و هدایت قرار دهید مطمئن باشید که تمام انتقادات و راهنمایی های شما را به دیده منت پذیرا خواهم بودواز همه آنها در تغییر نگرش و گفتمانم بهره خواهم جست.
مطالب عقیدتی نویسنده را در شناط وب مطالعه فرمایید.
مطالب ادبی به قلم نویسنده را در آرس اینترنتیhttp://www.delshodeghan1.blogfa.com/ مطالعه فرمایید.
برای تجدید خاطره با گذشته حتما به گالری تصاویر وبلاگ سری بزنید
برای مشاهده هنرمندی جوانان ابهربه http://samr.zanjanblog.com/ مراجعه فرمایید.
برای آگاهی ازفعالیت های نماینده منطقه در مجلس به وبلاگ http://www.abharkoram.blogfa.com/ مراجعه فرمایید.



[ دوشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۰ ] [ ۱۸:۱۰ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

مذاکرات ایران با قدرت های جهانی بر سر موضوع هسته ای وارد مرحله ای شده است که الزاما می باید از انتهای خط خروجی آن محصول روشنی بدست آید زیرا که نه ایران توان و ظرفیت اقتصادی و سیاسی مذاکره برای مذاکره را دارد و نه افکار عمومی جهان می تواند این جریان فرسایشی از سوی قدرت های جهانی را به عنوان یک هنر و ظرفیت برون رفت از بحران وخطر بپذیرد و تحمل نماید.
اما از آنجا که ایران در همه ادوار تاریخی خود و به قضاوت نقشه گستره جغرافیایی خود که رفته رفته کمتر و کمتر شده است ودر همه مذاکراتی ازاین نوع امتیازات فراوانی را از دست داده و به نوعی مغموم و خسارت دیده میدان مذاکرات را ترک نموده و برای نسل های آینده شرمندگی و سر افکندگی باقی گذارده است باید دراین میدان با دقت عمل نماید زیرا که اگر در میادین گذشته شرایط خفت بار بر اثر شکست در میدان جنگ ودر برابر دشمن و یا همسایه ای تا حدودی صاحب حق همسایگی بر ایران تحمیل گردیده دراین میدان اساسا هیچ رابطه و حقی را نمی توان برای کشور های متخاصم ومهاجم قایل شد زیرا که داشتن انرژی و تاسیسات هسته ای حتی به صورت صنعت نظامی در جهان مشروع شمرده می شود و کشورهای نگون بختی چون کره شمالی نیز از آن برخوردار می باشند و هیچ معاهده و قانونی وجود ندارد که به صراحت در آن عنوان شده باشد که ایران نمی تواند ازاین حق برخوردار باشد
پس آنجا که هیچ قانون نوشته ونانوشته ای وجود ندارد که ما را از داشتن صنعت هسته ای با هر تراز و معیاری محروم دارد اگر قدرت مدار و مرد سیاستی بدون واهمه از قضاوت نسل های آینده و به خطر افتادن منافع ملی و تاریخی ایران پای تعهدی را امضاء نماید که در کتاب های تاریخ سال های آینده عنوان خیانت بیابد می باید مطمئن باشد و باشیم که این قضاوت تنها به نام او درج نخواهد گردید بلکه به نام تمام کسانی نوشته خواهد شد که با نوشته،سخنرانی و بیانیه این قرار داد و نتایج آن را تفسیر و تاویل نموده باشند و یا با ارائه تحلیل و تفسیر هایی انعقاد آن قرار داد را تنها به این خاطر که با ازکار انداختن حربه تحریم ها ویا از بین بردن احتمال جنگ کمکی به ما ودراین شرایط خواهد نمود به نفع جامعه ما قلمداد نموده باشند زیرا که در طول تاریخ ما همیشه با تاسی به مثل ببینیم که فردا چه خواهد شد و یا با تن دادن به این منطق که ازاین ستون تا آن ستون یا فرج کار را سهل گرفته ایم و با گذشتن زمان و پیدا شدن نتایج خفت بار قرار دادها و تعهدات گردن گذارده شده دست پشت دست زده ایم و یا تنها امضاء کنندگان قرار داد را لعن و نفرین نموده ایم که چرا به چنین کاری و خفتی تن داده اند
در حالی که اگر همین امروز کمیته هایی در درون نهادهای رسمی و حتی مجامع و نهادهای عمومیتری تشکیل می شد و تبعات وعواقب شروط احتمالی و نتایج قابل پیش بینی بررسی و آنالیز می شد و کار تنها به مدیران دیپلماسی که نگاه به تصمیم های مراجع دیگری دوخته اند و یا تنها دوران اقتدار خود را مد نظر دارند سپرده نمی شد و یا حتی چنین نشست هایی عنوان حمایت ازاین هیئت ها می یافت مسلم بود و هست که کار با قدرت و تسلط بیشتری ادامه می یافت و حتی می شد شرایط را به نحوی بوجود آورد وادمه داد که در آن منافع جامع تری لحاظ گردد.
از سوی دیگر باید با جامع نگری به سخن دوستانی که خطر عمق یابی تحریم ها و یا حتی جنگ را جدی می بینند و با این احساس برداشت خوشایندی از موضوع انعقاد قرار داد و ختم به خیر شدن موضوع مذاکرات را مطرح می سازند توجه نمود و با مطرح ساختن این موضوع که بازی مذاکره اگر برای ما منفعت گذر از تحریم ها را دارد متقابلا برای طرف های دیگر مذاکره نیز امکان بررسی ظرفیت و توان ایستادگی ما را فراهم می نماید و آنها متوجه این واقعیت می شوند که می شود با تحریم و فشار اقتصادی ومالی حتی بدون انداختن گلوله ای ما را وادار به تمکین و دادن امتیاز نمایند و ازاین روی از فردای اتمام مذاکرات ومتعهد نمودن ما به امتیازت واگذار شده آنها طرح و برنامه های ویژه ای را برای استفاده از حربه تحریم ها در جاهای دیگر تدارک خواهند دید مثلا اگر فردا بخواهند ازاین حربه در میزان حضور منطقه ای ما و محدود نمودن آن استفاده کنند و به نوعی در موضوع خلیج فارس و یا حوزه های نفتی و یا موضوع اسراییل و ...آن را ابزاری برای سر میز مذاکره کشاندن و گرفتن امتیاز از ما تبدیل سازند آن زمان چه خواهیم کرد
نگویید که آن زمان دیگر می ایستیم و جنگ می کنیم که اگر اهلش بودیم و می ایستادیم همین جا که منشاء انحراف است می ایستادیم هرچند که اینها همه احتمال است و انشالله که مدیران سیاسی ما این اجازه را ابتدا به خود نخواهند داد که پای قرار دادی با نتایج و تعهدات بد را امضاء نمایند و در ثانی به دیگران این اجازه را نخواهند داد که با تحمیل اهداف و مقاصد خود برگی را به تاریخ اضافه نمایند که در آن نوشته شده باشد که ایرانی قادر به حفاظت از منافع خود نیست

[ یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ ۱۶:۵۰ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

بی گمان همه شما دوستان این تجربه را داشته ودارید که در جمعی و یا مجمعی حرفی را ناخوداگاه برزبان رانده اید و لختی پس از آن احساس بسیار بدی به شما دست داده که چرا من حرفی را زدم که جایش اینجا نبود ویا متناسب با شان وموقعیت من و جلسه نبود 
چنین احساسی ناشی از آن است که حرف ناسنجیده بر ارتباط شما با محیط پیرامونتان تاثیر بد داشته و یا ارتباط شما با اطرافتان را برهم زده است 
پس مهم برای همه ما برقراری ارتباط ،تعالی ارتباط و دوام و استمرار آن است و تحقق این سه مطمئنا در گرو رعایت و یا توجه به دو نکته مهم می باشد که عبارتند از
1- رعایت تناسب سخن با موقعیت 
2- رعایت محتوا و حرمت ادبیات
براستی آنجا که گوینده و یا نویسنده بدون در نظر گرفتن مخاطبان و یا مرتبطان با خود هر سخنی را با هر ادبیاتی بر زبان می آورد و پس از گفتن نفسی براحتی می کشد و می گوید که آخیش نمردم و گفتم آیا به این نمی اندیشد که پس از گفتن قضاوت دیگران در رابطه با اوچه خواهد بود و او چگونه می خواهد از زیر بار نگاه های پرسشگر و متعجب مخاطبان که سخن را بیهوده ،سبک و یا نابجا یافته اند خود را رهایی دهد
دوستان بیایید به حرمت فرهنگ غنی و زیبای ایرانی هم که شده در نوشتن و مخاطب قرار دادن حتی آنان که دشمنشان می داریم و بدلیل صدماتی که به ما وارد نموده اند مستحق هر نوعی از ادبیات باورشان نموده ایم با ادبیات سبک ،بی ربط و سخیف حرمت خود و جامعه را زیر علامت سئوال نبریم و یا چیزی بنویسیم که اگر نوشته را با عکسی از نویسنده و یا حتی خود نویسنده در محک ارزیابی قرار دادند باعث سنگینی ووزانت نویسنده گردد و چیزی را از او نکاهد

[ یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ ۱۶:۴۹ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

نظر به روی تو صاحب دلی نیندازد
که بی‌دلش نکند چشم‌های فتانت
غلام همت شنگولیان و رندانم
نه زاهدان که نظر می‌کنند پنهانت
............................................
مطمئنا آنکه توانسته برای خود نام و اعتباری دست و پا نماید و با بر جای گذاشتن کارنامه ای قابل اتکاء نگاه وتمرکز دیگران را معطوف به خود نمایدصاحب موقعیتی می شود که می تواند با آن خود را به دارندگان منزلت و زییایی نزدیک گرداند و دل در گرو زیبایان نهد وچون دل و عشق در جانش ریشه دواند بدون کمترین درنگ و شائبه ای نگاه همراه یار می کند و جز شنگولان و رندان می شود که وفادارانه در پی یار راه می گزینند 
اما آنان که با همه چیز حساب دو دوتا می نمایند و به سود و زیان می پردازند و تمام کار و فعالیت خود را بر مبادا بنا می نهند مسلم است که اگر دلی هم باخته باشند و عشقی را در گوشه ای از دلشان جای داده باشند دراین کار نیز حساب اما و اگر باز می نمایند و دزدکی نگاهی می دوزند تا مبا دا که از محل چشم تو چشم شدن تعهدی را ر خود ایجاد بنمایند
براستی آن را که نظر پاک است از نگاه به زیبایی برای لذت از نعمت خداوندی بردن چه باک زیرا که هر نگاه می تواند آدمی را به این نکته سوق دهد که حرمت نگه دارد و سلامت خود و نفس خویش را داشته باشد 
و آن را که نظری ناپاک ودلی سیاه پشتیبانی می نماید و با هر قدمی و حضوری سم مهلک خیانت می افشاند واعتماد را به یغمی می برد نیم نگاه و یا نگاه دزدانه چه سود دهد زیرا که هیچ دلی را معتمد به خود نخواهد یافت و نگاه با لطافت و گرمی را به پشتیبانی خود نخواهد دید زیرا آنجا که اعتمادی نباشد دلبستگی بوجود نمی آید و آنجا که دلبستگی بوجود نیاید لذتی حاصل نمی شود و نامی به اعتبار جای نمی گیرد

[ یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ ۱۶:۴۹ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

ای کاش می دانستم آمدنم را علتی بوده است تا برای رفتنم توجیهی داشته باشم وای کاش برای بودنم دلیلی داشتم تا برای هرآنچه که انجام می دهم برهانی ارائه دهم 
حیف که پس از سپری نمودن فرصتی بیش از نیم قرن وبا برجای گذاردن کارنامه ای که هیچ نمره ای در آن مشاهده نمی شود به نقطه ای رسیده ام که در آن خود را موجودی بی تاثیر در محیط پیرامون خود یافته ام زیرا نه می خوانم تا بدانم شرایط زیستی دیگران دراین وادی چگونه بوده و هست،نه می نویسم تا خود را در محک تجربه و آزمون وقضاوت دیگران قرار دهم تا آنها با برداشت های خود راه درست را به من نشان دهند ونه به فریاد بر می آیم و از شرایط ناله می کنم تا آنانی که صدای مرا می شنوند بدانند که کسی در کنار آنها از تکیه واعتصام نداشتن به رابطه موثر ومثبت با محیط پیرامون به اعتراض برآمده است
راستی چه می تواند باشد دلیل این همه پوچی و گمان تردید آمیزوآیا غیر از آنچه من بدان می اندیشم و گرفتارش هستم باور دیگری دوستانم را به این دنیا متصل نموده است؟

[ یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ ۱۶:۴۸ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

به این مطلب از پایگاه تحلیلی خبری تابناک توجه کنید
به نظر شما اینکه یک بازیگر برای 10 دقیقه حضور در تلویزیون 20 میلیون تومان پول بگیرد، چه معنایی دارد؟ فرض که اسپانسر این پول را به آن بازیگر و کارگردان و ورزشکار داده باشد؛ با چه توجیهی؟
ب عنوان یک فعال حوزه رسانه وقتی با چنین افشاگری روبرو می شوم از خودم می پرسم که چرا ما در سال های پس از انقلابی که آمده بود همه امور را به منطق گرداند و فعالیت ها را به فلسفه خلقت منطبق کند به چنین روزی و روزگاری رسیدیم و چگونه شد که حرمت اموال عمومی این گونه آنهم توسط نهادهای رسمی نظام لگد کوب گردید 
حتما خواهید گفت مگر چه اشکالی دارد که چنین فعالیت هایی در کشور شکل بگیرد و باعث گردش پول در بین اقشار مختلف جامعه بشود تا بلکه ازاین طریق عدالت و زمینه های آن تحقق بیابد
بلی در ظاهر این ابهام درست می نماید اما زمانی که به محل تامین چنین مبالغی توجه می شود ومعلوم می گردد که همه این پول های باد آورده از سبد خانوارهای بی بضاعت تامین می گردد آنگاه محرز می گردد که با چنین اقداماتی حرمت اموال عمومی شکسته می گردد و امکان تحقق عدالت باد هوا می شود.
آری زمانی که چنین پول هایی را اسپانسر هایی پرداخت می کنند که با فعالیت در حوزههای اقتصادی وبا کم و گران فروشی به مردم بی بضاعت سالیانه میلیاردها پول روی پول می گذارند این سئوال پیش می آید که رسانه ای که عنوان دانشگاه عمومی و نمایه تمامیت اعتقاد و باور اجتماعی را به خود اختصاص داده است و الگو های مورد تبلیغ در آن می توانند و می باید الگو های تعلیمی و تربیتی نسل های آینده باشند چگونه و چرا باعث تبلیغ وترویج چنین بازار مکاره ای می گردد 
براستی آن بازیگران در پیتی که خود صدا و سیما در همان برنامه احسان علیخانی چگونگی چهره شدنشان را زیر سئوال و ابهام برد و نشان داد که حتی کج کار فراری از تحصیل می تواند یک شبه شخصیت اول یک سریال گردد چگونه به این جایگاه وموقعیت می رسند که برای ظاهر شدن در صفحه تلویزیون و گفتن عیدت مبارک به مردمی که تنها برای ایجاد امنیت در جامعه تمامی عزیزان ومنابع مادی خود را فدیه داده است میلیون ها تومان پول طلب می کنند ودر رسانه ملی و تکیه داده بر بودجه ملی هم این پول ها به چنین افرادی آنهم بدون نظارت و باز خواستی داده می شود؟

[ یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ ۱۶:۴۸ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

امروز صبح و در بدو ورود به صفحه عمومی فیس بوک با چند مطلب که در آنها دوستانی دوستان دیگری را که با آنها در نگاه به مسائل نگرش و برداشت متفاوتی دارند مورد شماتت وتوهین قرار داده بودند که از جهاتی برای من بسیار بعید به نظر می رسید زیرا که
1- آنها را هموطن خود وبا دیدگاه و نگرش متفاوتی می دانم
2- آنها جز دوستان من هستند که مطالبشان برای من قابل مشاهده است 
3- در جایی که حرف می تواند مستدل بیان گردد فحاشی و توهین گوینده را کوچک می کند
4- بنا بر نص صریح قرآن هرکسی می تواند دین و باور خود را داشته باشد.
5- توهین و تحقیر حتی دشمن در دیدگاه انسانی و دینی درست نیست 
6- منطق من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش یک اصل اجتماعی مترقی می باشد
7- و...
براستی چرا من که درخواست دوستی داده ام و یا در خواست دوستی را پذیرفته ام با ملاحظه مطالبی در پیچ عمومی ویا شخصی دوستانی بر می آشوبم و زبان به بد گویی و رفتار به بد اخلاقی آمیخته می سازم 
عزیزان شنیدن و تحمل نمودن یکی از زیبا ترین و بزرگترین خصایص انسان است بکوشیم که همه حرف ها را بشنویم و آنگاه بهترینش را انتخاب و بدون برخورد با باور دیگران تبلیغ کنیم

[ یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ ۱۶:۴۷ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

راست گفتی که فرج یابی اگر صبر کنی
صبر نیکست کسی را که توانایی هست
هرگز از دوست شنیدی که کسی بشکیبد
دوستی نیست در آن دل که شکیبایی هست
............................................................
رفتار انسان نتیجه ارتباطی می باشد که با محیط اطراف برقرار می کند زیرا که با این ارتباط او در می یابد که برای تغییر چه چیزی و یا تقویت چه موقعیتی باید اقدام نماید تا بتواند خود را از گزند و آسیب دور دارد ویا برای تعالی بکوشد 
اما در بسیاری از اوقات این رفتار تحت تاثیر عواملی قرار می گیرد که او از آنها درک درستی ندارد و یا برای تحمل تاثیر آنها آمادگی های لازم را بدست نیاورده است هرچند که می داند و می فهمد که ایستادگی و تحمل در برابر آنها می تواند او را به توفیق برساند
مثلا زمانی که انسان در منطق عقلانی خویش این انتظار را از اجتماع در خود پرورانده است که بوقت نیاز به یاریش بیاید و یا کمکش کند چگونه می تواند سختی و مرارت حاصل از بی توجهی خود جامعه را بر بتابد و یا آنجا که فرد بر اثر تکرار فشار و عذاب اساسا برای تحمل نمودن تابی برایش باقی نمانده است چگونه می تواند صبر پیشه سازد بر سختی ومرارتی که کوهها از پذیرش فشار آن خود عاجز نشان می دهندتاب بیاورد حتی اگر در پشت تحمل و صبر پیروزی وموفقیت موجود باشد 
ویا آنجا که عشق و محبت به فردی تاب فراغ از آدمی می رباید و یا خود بی تابی و عدم تحمل نمادی از صداقت در عشق ورزیدن می باشد چگونه کسی که دل به یاری بسته است و او را برای خود نیمه گمشده ای می داند و یقین دارد که در کنار او آرامش و آسایش می یابد چگونه می توان از او انتظار شکیبایی داشت ویا آنجا که عشق سلامتش به در کنار یار بودن است چگونه می توان فراغی را تجویز نمود و از عاشق انتظار شکیبایی داشت تا به سلامت مورد نیاز برای بودن با یار برسد
پس ای آنکه توان خدمت به بنی نوع را با دریافت اعتماد مردم بدست آورده ای و وظیفه داری با کاستن از تلخی و فشار زندگی مسرت و شادی را به مردمان ارزانی داری یقین داشته باش که با عدم تحقق هدفی این مردمند که توان تحمل سختی را از دست می دهند 
و یا ای آنکه با طنازی و دلبری کسی را هوایی خود نموده ای به خود آی و وصل را تقدیم دلدار خود ساز تا سلامت را بدو پیش کش داری و گرنه امکان نامحدودی برای تحمل بر گرفتاری و فراغ برای هیچ انسانی ممکن نیست

[ یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ ۱۶:۴۶ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را
غبار خاطری از ره گذار ما نرسد
....................................................
به تحقیق اکر مفهوم همه برای یکی و یکی برای همه عملیاتی و اجرایی گردد عناصر اجتماعی چنان ارتباط گرم وتوام با احترام متقابلی می یابند که سالها زیستن در کنار هم و رقابت نمودن برای تولید محصولات وموقعیت های مختلف نمی تواند کدورتی را در دل های آنها نسبت بهمدیگر ایجاد کند
اما از آنجا که این مفهوم از متن تحولات و شکل گیری ساختارهای اجتماعی دور است وجای آن را ترم ابتر همه برای یکی پر نموده است ورقابت با منطق تنازع برای بقاء شکل می گیرد غبار و رسوبات آن خاطر همه را ملول ساخته و همدرکی و همفهمی را از بین برده است وازاین روست که هر اقدامی حتی اگر با نیت خیر انجام شود سوء ظن و کمان بد تولید می کند و خوشی و سرور را از میان مردم می برد
پس ای آنکه بودن با من ودیگران را برگزیده ای تا می توانی تحمل همراهی وهمکاری را در خود بیافرین تا از بودن با دیگران لذت ببری و بودنت بدیگران شور و شعف بدهد

[ یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ ۱۶:۴۶ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

جنگ غول تنوره کشی می باشد که چند منطق خاص را دنبال می نماید که بخشی از آنها عبارتند از 
1- انداختن آتش در حرث و نسل مردمانی که جنگ را به عنوان تنها راه حل موجود بر گزیده اند
2- به منفعت رساندن جنگ سالارانی که جنگ را سرپوشی برای ناتوانی های خود در امر مدیریت جامعه می شناسند
3- دفاع و یا کسب منافعی که تنها با اعمال قهر و خشونت تامین می گردد ویا محافظت می شود 
4- ابزاریست که در دست قدرتمداران برای تحدید منافع مظلومان و تثبیت واستمرار اراده در استثمار و استعمار بکار گرفته می شود
5- رسانه ای است که اگر بدرستی ازآن استفاده شود می تواند بیان کننده بسیاری از کمبود ها و عقب ماندگی ها باشد 
6-....
اما با این همه جنگ جنگ است وخوراک آن خون است و ویرانی یعنی همان چیزی که انسان از هر دوی آنها می بایدکه فراری باشد ولی نه تنها این گونه نیست و یا انسان از آن بیزاری نمی جوید بلکه با هرچه گسترده تر شدن دامنه دانش و علم او این ابزار بیش از گذشته مورد توجه واقع می شود و آتش در خرمن هست و نیست انسان می اندازد
مثلا اگر به شرایط امروز جهان توجه شود بی گمان نزدیکترین حدس باید این باشد که انسان با عنایت به تمام دست آوردهای علمی که در تسلط بر طبیعت داشته می باید برای ریشه کن نمودن دو مولفه فرهنگی وساختاری در جامعه بشری یعنی جهل که عامل و بانی همه بدبختی های بشر است و دوم فقر که تشدید کننده تمام گرفتاری های انسان می باشددست به اقدام بنیادی برای ریشه کنی جهل و فقر زند اما در عمل می بینیم که انسان متمدن عالم به تمام رموز لازم برای دست یابی به زندگی انسانی با استفاده از تمام ظرفیت های خود به دامن گستراندن جهل و فقر کمک می نماید مانند کاری که همینک امریکا و اروپا در حق خاورمیانه به انجام آن مبادرت و رزیده اند اقداماتی که خود را در بزرگنمایی غیر لازم و فریبکارانه شرایط نشان می دهد تا با استفاده از آن هیجانات موجود در منطقه را به جای مبارزه با جهل و فقر حاکم بر منطقه در مسیر قدرت طلبی و ترویج اندیشه های جهان گشایانه عهد دقیانوسی هدایت نماید تا مردم منطقه با افتادن به جان هم منابع و فرصت های فراوان ساختن را در گرداب دمان فرصت سوزی بر باد دهند 
باور نمی فرمایید به سال های پس از جنگ جهانی دوم که در آن سال ها امریکا و غرب با فهم این نکته که ماشین سازندگی آنها به منابع مادی و انسانی جهان غیر توسعه یافته نیاز مند می باشد در هر منطقه ای بذری از اختلاف و دشمنی را بر افراشتند تا با تکیه و تبلیغ خطر آن مانع از آن گردند که مردم بدانند خود آنها چه می کنند و چگونه اسب چموش توسعه را با قدرت به تاخت در آورده اند 
در آسیای جنوب شرقی چین وکره شمالی،در امریکا ساندنیست ها و ناسیونال سوسیالیست های کوبایی،در افریقا معمر قذافی وحسن هابره ،در آسیای میانه پاکستان و ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی،در خاور میانه اسرائئل وبه تبع آن عربهای تند رو ودر سال هایی نه چندان دور شوروی و اقمار آن 
اینها اگر نگوییم که ساخته دست امریکا و اروپا بوده اند اما در عمل ابزار هایی بوده اند که غرب با علم نمودن هراس منطقه ای و دمیدن به کوره مبارزه و جنگ با آنان سالها جهان را در گیر وحشت موهومی نموده که بزرگترین ره آوردش فرار مغز و سرمایه،استخراج و صادر نمودن کانی ها ودر نهایت جنگ های ویرانگر بوده است که آخرین آن امروز نه تنها در یک ویا دو کشور بلکه در کل منطقه خاور میانه زبانه کشیده و مطمئنا دیگر کشور های موجود وداعیه داری چون ایران و ترکیه را هم در معرض خطر قرار داده است و یقینا وارد دراین ماجرا خواهد نمود زیرا که غربی ها به چنین منازعاتی نیازمندند تا منافع بلند مدت خود در منطقه را با تخریب و یرانی همه موجودیت منطقه تضمین نمایند و یا حتی بحران های داخلی خود را از طریق آن به خارج از کشور های خود صادر کنند 
اما این واقعیت تلخی می باشد که جاری است و عقل سلیم حکم می کند که آن را بپذیریم و با این پذیرش دنبال این سئوال برویم که چه باید کرد؟
برای پاسخ به این سئوال لازم است در یک سئوال بزرگتر و شفافتر دنبال این واقعیت باشیم که در طی حدود شصت سالی که از جنگ جهانی دوم می گذرد از جابجایی ثروت و سرمایه در جهان چه مقدار ازآن نصیب کشورهای غربی و چه مقدار از آن نصیب کشور های فلاکت زده غیر غربی شده است؟
مطمئنا اگر و اقع بینانه به موضوع نگاه شود و سرمایه های فعال در ممالک غیر غربی ریشه یابی گردد مشخص می شود که نه تنها دراین شصت سال چیزی عاید کشور های غیر غربی نشده است بلکه همه دارایی های آنان که باید صرف توسعه داخلی آنها می شد به لطایف الحیل از دستشان خارج گشته است مثلا در همین منطقه خاور میانه در همین شصت سال تمام و یا بخش عمده انرژی مورد مصرف غرب و امریکا تولید و صادر شده است و عاملی شده است که با تعطیل نشدن کارخانه های امریکا جهان یک جا در حلقوم آن کشور وارد گردد اما از همه تولید در آمدی که در منطقه از محل استخراج و صادرات منابع بوده این کشور ها روز بروز فقیرتر شده اند ویا سهمشان از تولید ناخالص جهانی که حتی منابع و مواد اولیه را در بر می گرفته کمتر شده است وهمه این نگون بختی ازاین جهت متوجه این کشور ها گردیده که جهل و فقر برآنها حاکم بوده است جهلی که مانع از شناختن شرایط و ارائه تحلیل متناسب از آن می شده و فقری که با جنگ و سیاست های غلط بر آنها حاکم می گردیده و با تبدیل منابع مادی آنها به ادوات جنگی و یا ریخت و پاش های غیر معقول مانع از توسعه در تولید کالاهای سرمایه ای و بهبود استفاده از منابع می گردیده است 
دوستان من نمی خواهم بگویم که امریکا جهان خوار است و ما نمی توانیم در مقابل او ایستادگی کنیم بلکه می خواهم بگویم که ما دانش روز آمد که بتواند باعث از بین رفتن جهل و تولید کالای سرمایه گرددنداریم و یا این امریکا نیست که منطقه را به سوی نابودی می برد بلکه این جهل و فقر است که مانع از آن می شود که بدانیم چه باید بکنیم 
مثلا آیا امروز آنکه لباس داعش را برتن نموده و با برنامه و طرح امریکا و اروپا وامکانات مالی منطقه سر مسلمان و غیر مسلمان منطقه را می برد اگر تمام ممالک منطقه را بدست آورد خواهد توانست حکومتی مبتنی بر منافع ملی کشور ها را ایجاد کند و یا آن حوثی بدبختی که در عهد پارینه سنگی زندگی می کند و یا نگه داشته شده است اگر به قدرت برسد می داند که چگونه باید از منابع مادی و معنوی منطقه حمایت وحفاظت نماید؟
مسلم است که جواب هر دو سئوال فوق منفیست چون نه داعش ونه حوثی و نه هرکسی که داغیه نجات منطقه را دارد وراه این کار را در جنگ و خونریزی می داند قادر نخواهد بود که قدمی هر چند کوچک برای پیدا نمودن را گذر از جهل و فقر بیابد زیرا که جنگ چنین فرصتی را به او نخواهد داد و دقیقا اینجاست که باید نگران سیاست های خاور میانه امریکا و غرب بود زیرا که امریکا و غرب با تحمیل جنگ حتی با شعارها و اهداف مقدس فرصت فکر کردن و شناختن مشکل را از ما می گیرد فرصتی که اگر شناخته و مغتنم شمرده شود می تواند با آگاه نمودن ما به میزان جهالتمان و کشف عمق فقرمان مانع از آن می شود که در دام توطئه های امریکا بیفتیم اما حیف که با نبودن فرصت همچنان این جهل وفقر است که منطقه را رهبری می نماید و همه داشته های آن را در کوره گدازانی می ریزد که گرمایش چرخ های اقتصاد غرب را به گردش در می آورد

[ یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ ۱۶:۴۵ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات وب
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

"رنگ وابزار اسدی شناط میدان آزادی" "نصب دوربین های مدار بسته عسگری شناط روبروی درمانگاه بیست و دوبهمن" "پارچه سرای اطلس شناط میدان آزادی ابتدای خیابان سپاه" "کبابی گلچین شناط میدان آزادی" "فروشگاه لوله و اتصالات برادران علیمردانی شناط میدان آزادی"