وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر
خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه
 
                              عكس متحرك از گل  و دسته گلهای زیبا-www.jazzaab.ir
ضمن عرض سلام وخوش آمد محضر تمام عزیزانی که لطف می کنند و با باز نمودن صفحه پیش روی فرصتی را برای مطالعه مطالب وبلاگ ایجادمی کنند درخواست دارم که با گذاردن نظرات برآمده از انتظاراتتان مرا در راهی که پیش رو دارم برای تولید هرچه بهتر مطالب مورد ارشاد و هدایت قرار دهید مطمئن باشید که تمام انتقادات و راهنمایی های شما را به دیده منت پذیرا خواهم بودواز همه آنها در تغییر نگرش و گفتمانم بهره خواهم جست.
مطالب عقیدتی نویسنده را در شناط وب مطالعه فرمایید.
مطالب ادبی به قلم نویسنده را در آرس اینترنتیhttp://www.delshodeghan1.blogfa.com/ مطالعه فرمایید.
برای تجدید خاطره با گذشته حتما به گالری تصاویر وبلاگ سری بزنید
برای مشاهده هنرمندی جوانان ابهربه http://samr.zanjanblog.com/ مراجعه فرمایید.
برای آگاهی ازفعالیت های نماینده منطقه در مجلس به وبلاگ http://www.abharkoram.blogfa.com/ مراجعه فرمایید.



[ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 6:10 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

چرا در سیستم آموزشی ودر نظام تربیتی ما جایی برای عشق ورزیدن ودوست داشتن تعبیه نگردیده است؟!!!
.........................................................................................
بی گمان ما از معدود ملل وجوامعی هستیم که بیشترین تولید ادبی و کلامی ما در حوزه عشق ودوست داشتن بوده وهست وبدون تردید از معدود ملل و ممالکی هستیم که با تمام گفته نیم کرداری در تبلور عشق ومحبت از خود نشان نمی دهیم وروز بروز صحن علنی جامعه خود را به خشونت و عوارض آن آغشته می سازیم وازاین بابت هرروز بیش از گذشته خود را درگیر با عذاب و زحمت می بینیم عذابی در قواره و شمایل طلاق،فقر،دزدی،اعدام ،قتل،زندان،اعتیاد،زنان خیابانی،کودکان کار،شکاف رو به گسترش طبقاتی،خانه های مجردی،پرخاشگری،گروه های خودسری که حمله می کنند واسید می پاشند،بیکاری،ادبیات غیر شفاف،شاعران متملق،نویسندگان چاپلوس،مدیران بی مایه،مردمان بی تفاوت،اساتید بی سواد ،مداحان پول دوست روحانیون بی توجه به جایگاه واقعی خویش،مغازه دار گران وکم فروش،پزشکان زیر میز وروی میز گیر،پیمانکاران خیانت کار، عاشقانی که جرات ابراز عشق وعلاقه خود را ندارند و.....
براستی با این همه معایب رفتاری چگونه است که شرایط ما مصداق فرمایش شهریار که فرمود:
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا
ویا به عبارتی از هم پاشیدگی مملکت که دنیای کوچک ماست نمی گردد؟
در چرایی این شرایط می توان به این واقعیت بسیار روشن استناد نمود که مثل ما مثل معروف پختن قورباغه از طریق گرم کردن تدریجی آب سرد شده است واین شرایط معلول عادت دادن تدریجی ما به این شرایط می باشد که این خود محصول بی انگیزگی ونداشتن برنامه برای سامان دهی به امور تربیتی و آموزشی نسل جوان در خانواده و سیستم آموزشی ما می باشد 
ویا به عبارتی اگر ما امروز نمی توانیم خود را در هیبت مردمی بیابیم که به آینده امیدوار می باشد و مصون از نابهنجاری ها می یابد این ناشی از آن است که زمینه وبستر این دریافت واعتماد از سوی سیستم تربیتی و آموزشی در بستر اجتماعی ما نهادینه نگردیده است 
حتما دوستان این خرده را بر من خواهند گرفت که چرا خانواده را ازاین قاعذه مستثنا می گیری که در جواب می گویم که دوستان خانواده های امروز ما هم از افرادی تشکیل شده اند که در دامن همین نظام تربیت وآموزشی تربیت گردیده اند وهمه مولفه های مورد نظر را از آن سیستم دریافت داشته اند ویا می توانم عنوان بدارم که خانواده نیز محصول مستقیم همین نظام آموزشی است
اما چرا جایگاهی برای عشق ورزیدن ودوست داشتن در نظام ما تعبیه نگردیده است سئوالیست که می توان پاسخ های متعددی برای آن قائل شد که برخی از آنها عبارتند از
1- ما به ارزش عشق ودوست داشتن در تقویت ارکان اجتماعی نگاه کم اهمیتی داریم
2- ما عشق ورزیدن ودوست داشتن را نوعی انحراف وخطا تلقی می کنیم زیرا اینگونه باور نموده ایم که دوست داشتن مخلوق ما را از عشق به خالق دور می دارد
3- ما فکر می کنیم که با مشغول نمودن مردم به گرفتاری های خود راحت تر می توانیم جامعه را اداره وهیجانات را مدیریت کنیم 
4- ویا اینکه هنر ومهارت تولید ادبیات ومولفه های آموزشی عشق ومحبت را نداریم ویا افرادی را تربیت ودر اختیار نگرفته ایم که بتوانند محبت وعشق را تدریس نمایند.
اما مشکل هرچه باشد و علت پیدایی آن از چه قماشی باشد واقعیت مسلم این است که تنها وتنها بدلیل ترس مرضی ما از تدریس عشق ومحبت و آفریدن مجال تبلور نمایه های رفتاری مورد قبول و انتظار جامعه در حوزه عشق خشونت و نفرت در جای جای جامعه ما رسوخ می یابد وهرروز جلوه نویی ازآن علنی می گردد
قتل های ناموسی،زنجیره ای،اسید پاشی،کیف قاپی،رشوه گیری،فساداداری ومالی،زور گیری،قاچاق وتوزیع مواد مخدر،گران فروشی وکم فروشی،خیانت در امانت و....همه از عوارض عدم دوست داشتن وعشق ورزیدن بهمدیگر می باشد ویا به نوعی انتقامی است که ما از همدیگر می گیریم که اگر ادامه یابد و گسترده تر ازاین گردد روز هایی را در پی خواهد داشت که در آن هیچ محصولی از باهم بودن وبرای هم بودن مشاهده نخواهیم نمود
ما امروز باید با تغییر رویکردی عمیق وعلمی مدارسمان را به جایگاه وموقعیتی برسانیم که در آن به قول معروف درس معلمان درس محبت باشد تا بتوسط آن بتوان طفل ناراحت وخشن موجود را جمعه به مکتب آورد 
دانشگاه های ما را باید به محیط هایی تبدیل کنیم که در آن دانشجوی ما به این درک برسد که در کنار دوست داشتن خود و تلاش برای توفیق شخصی برای موفقیت دیگران هم تلاش داشته باشد
وبه مردان وزنانمان بباورانیم که عشق ودیعه ای الهی می باشد که تنها در کانون گرم خانواده می باید آن را جستجو نمود تا از بطن چنین عشقی کودکانی پرورش یابند که عشق را موجودیت مقدسی بیابند که آن را با فدیه جانشان بخرند و برای پروراندنش از جان مایه بگذارند
وبه حاکمان ومسئولانمان بباورانیم که با بستن فضای گرم محبت ودوست داشتن و به خفا بردن این صفت الهی از طریق ممانعت نمودن از تولید ادبیات عاشقانه خلایی پیدا می شود که خشونت با پر نمودن آن هزینه های اداره کردن وبه راه داشتن جامعه را افزون می سازد

[ چهارشنبه سی ام مهر 1393 ] [ 1:40 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

همای بر همه مرغان از آن شرف دارد
که استخوان خورد و جانور نیازارد
..........................................................
هما یا مرغ استخوان‌خوار (نام علمی: Gypaetus barbatus به معنی کرکس ریش‌دار) نوعی کرکس بزرگ است که در کوه‌های مرتفع آفریقا، جنوب اروپا و آسیا از جمله ایران زندگی می‌کند.
هما در اسطوره‌های ایرانی جایگاه مهمی دارد و معروف است که سایه‌اش بر سر هر کس بیفتدبه سعادت و کامرانی خواهد رسید به همین دلیل به مرغ سعادت معروف شده‌است.
اگر از دو تعریف گونه ارائه شده از همای بخواهیم به برداشتی از کلام آموزنده سعدی حکیم دست بیابیم می توان اینگونه برداشت نمود که تنها از منظر عدم ایجاد مزاحمت مزاحمت واذیت برای دیگران است که می توان به سعادت رسید 
ویا آنجا که گفته می شود اگر همای بر بالای سر هر کسی به پرواز در آید او سعادتمند می شود این گفته مبین این واقعیت است که اگر فردی روش زندگی همای سعادت را بر گزیند وبدان عمل کند مطمئنا می تواند سعادتمند گردد زیرا که از محل عدم ایجاد مزاحمت برای دیگران ویا همراهی وهمکاری با دیگران است که انسان می تواند به توان و انرژی عمومی دست بیابد وازآن در طریق حل مشکلات وبرطرف نمودن موانع مسیر راه خود استفاده نماید وچون چنین شود مسلم است که مانع ورادعی نمی تتواند جلو دار پیشرفت انسان باشد 
اما چرا بسیاری از ما مردمان نمی توانیم از چنین الگو هایی تبعیت نماییم وکارمان می شود سنگ انداختن ومزاحمت ایجاد نمودن برای دیگران سئوالی است که بواقع می توان پاسخ آن را در نوع تربیت و یا اهدافی که در نظام تربیتی جامعه دنبال می گردد جستجو نمود زیرا در جامعه ای که نان خود خوردن و این نان به هر طریقی که شده بدست آوردن مقصود ومرام گردیده نمی توان این انتظار را از مردم داشت که در مسیر بدست آوردن نانی که سیرشان دارد ویا برتری ورجحانی به ایشان نسبت بدیگران ببخشاید توجه به حلال وحرام داشته باشند ویا حرمت دیگران و سهم آنان از منابع را رعایت نمایند 
اما آنجایی که در نظام تربیتی و آموزشی جامعه ای تعاون توام با رعایت احترام متقابل اصل اساسی اقتصاد شناخته می شود مسلم است که برکت در نانشان می افتد و سعادت نصیبشان می گردد زیرا که یکی برای همه وهمه برای یکی کار می کنند

[ چهارشنبه سی ام مهر 1393 ] [ 1:39 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق
هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد
......................................................
بدون تردید انسان موجودیست که ظرفیت و قابلیت های خود را در درون دو مقوله عمل و عکس العمل ومنطبق نمودن این دو برهم نشان می دهد و فردی که نتواند مطابقتی بین این دو فرایند فراهم آورد نخواهد توانست در مدیریت فرصت و امکانات موفقیتی بدست آورد 
مثلا آنجا که خریدن ناز و تحمل غمزه یار عکس العملی منطقی و طبیعی از سوی عاشق محسوب می گردد اگر عاشق غمزه یار را بر نتابد وظلم از غمزه یار بیاموزد و یاچون غمزه ای دید او نیز بر این باور عمل کند که باید رفتار در مقابل معشوق به عتاب گرداند مسلم است که عشق را دوام چندان نخواهد بود 
پس ای آنکه با بریدن از خود به یار پیوسته ای بهوش باش که در این وادی منطق عشقم کشیده اینجوری باشم نه تنها خریداری ندارد بلکه خود بر هم زننده رابطه میان عمل وعکس العمل و پاداش وچرایی آنها خواهد بود

[ چهارشنبه سی ام مهر 1393 ] [ 1:38 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

بدون تردید هریک از شما دوستان در مدتی که در بیرون از خانه به سر می برید با چند مورد در گیری فیزیکی،فحاشی ،تعدی ومزاحمت،گران فروشی وکم فروشی،تخلفات مختلف رانندگی،برخورد ناشایست کارمندان ومسئولان با ارباب رجوع و.....مواجه شده اید ویا خودتان به نوعی در گیر با آن شده اید ویا حتی شوربختانه خودتان باعث بروز آن بوده اید ومسلما پس از رویارویی با آنها به زمین وزمان کفر گفته اید و یا اگر خودتان مقصر ومسبب آن بوده اید بعدا که کمی آرامش یافته اید با مخاطب قرار دادن خودتان از اینکه در چنان معرکه ای خود را در گیر نموده اید ویا برای مردمان دیگر ناراحتی فراهم آورده اید ناراحت شده اید وخود را سرزنش نموده اید 
حال اگر این پدیده فراگیر و پیش رونده را که حد ومرزی نمی شناسد وحتی اقشار تحصیل کرده را هم به خود می آلاید مورد بررسی و تجزیه وتحلیل قرار دهیم متوجه این واقعیت تلخ خواهیم شد که اگر برای مبارزه ویا حداقل مدیریت مهار آن تمهیداتی سنجیده و مورد استفاده قرار نگیرد دیر نخواهد بود که تمام مناسبات انسانی از جامعه ما رخت بر خواهد بست و شرایط به گونه ای رقم خواهد خورد که در آن همگی دست در دست هم وبرای متلاشی نمودن منافع ومصالح مترتب بر سرنوشتمان وسرنوشت نسل های آینده عمل خواهیم نمود. 
در علت یابی این شرایط اگر کم جسارت داشته باشیم وبخواهیم شفاف سخن بگوییم می توان دو عامل مهم را شناسایی و معرفی نمود که عبارتند از
1- روشنفکران بی توجه به نیاز های جامعه 
2- حاکمان غرق شده در مناسبات سیاسی محض
روشنفکران ما امروز با بی توجهی به روند فراگیری خشونت وپرخاشگری که بدنبال خود فرار و یا انزوای مهر ومحبت را ارزانی جامعه می دارد که به تبع آن هزینه های فراوانی را به مردمان وساختارهای اجتماعی تحمیل می نماید خود به تولید ادبیات و روحیه خشونت طلبی در جامعه کمک می نمایند زیرا که اینان با متمرکز شدن در هر آنچه که اتفاق می افتد و تاثیرات تخریبی فراوانی دارد و ارتباط دادن آن به روند خشونت آمیزی که ایجاد شده است عملا ابزار وادبیات خشنی را برای رویارویی تولید ویا باز تولید می نمایند در حالی که در ادیان الهی ودر مکاتب فلسفی انسانی و در نزد بزرگان سیاسی وعقیدتی همه گاه حکم بر دوری از خشونت و عمل بر محبت ومهر حکم گردیده است تا جایی که علامه طبا طبایی می فرماید 
چه دارد جهان جز دل و مهر یار
مگر توده هایی ز پندارها
ولی رادمردان و وارستگان 
نبازند هرگز به مردارها
حال اگر روشنفکران ما بتوانند میان شرایط مسلط و آنچه که در آن منافع عمومی جامعه محقق می گردد تنها به واکاوایی اثر اتحاد واتفاق بر محوریت مهر ومحبت بپردازند وبا همسو نمودن تمام توان مردم برای برجای گذاردن آثاری تاریخی وجاودان تلاش نمایند مسلم است که عاملان ومنفعت برندگان از توسعه و فراگیری خشونت حتی اگر بخواهند بی توجه به آنچه که اتحاد مردم به حال وروزشان خواهد آورد روند رفتاری خود را ادامه دهند اگر در برابر مقاومت مردم بر ترویج محبت ومهر ازبین نروند حداقل نخواهند توانست تمام ارکان ساختاری میان مردم را برهم زنند وموجی را ایجاد کنند که با سواری برآن منافع بلند وکوتاه مدت خودرا تامین نمایند
ودر رابطه با حکومتیان متمرکز و ذوب شده در سیاست محض وبا اشاره به این گفته از علامه طباطبایی که می فرماید
جز افسون و افسانه نبود جهان
که بستند چشم خشایارها
فریب جهان مخور زینهار
که در پای این گل بود خارها
باید گفته شود که تدبیر امور جز با همکاری وهماهنگی تمام مردم میسر نمی شود وهماهنگی وهمکاری مردم جز با ایجاد پیوندهای عمیق عاطفی که بتواند همدلی ایجاد کند میسر نمی شود ویا آنجا که تمام پیوند های عاطفی وروانی میان مردم با خشونت در هم آمیخته شود وخون مبنای حرکت برای تحقق اهداف قلمداد گردد مطمئنا آجر بر روی آجر مستحکم نخواهد شد وامید به اینکه بتوان استمرار وجاودانگی برای حکومت متصور شد عبث وبیهوده خواهد بود زیرا که به تجربه تاریخی ثابت شده است که خشم خشم می آورد ودر متن چنین چالشی سوء ظن جانشین اعتماد می گردد زیرا آنکه به خون وتعدی توانسته برای خود حقی وسهمی معین دارد می داند که روزی رازش بر ملا خواهد شد و یا مظلومی که حقوقش به ناصواب تضییع گردیده روزی برای احقاق حقش برپای خواهد ایستاد ومسلم است که در چنین فضایی هر کسی تلاش می کند که با توطئه و ترفند کار را پیش ببرد وهمین عاملی می شود که مردم نتوانند بهمدیگر وبه حاکمان خود اعتماد نمایند وخود می کوشند تا به هر نحو وقیمتی که شده برای برپایی حقوق خود تلاش کنند واین زنجیره ای از خشونت را باعث می شود که در لوای آن منافع ملی با هدر رفتن منابع وفرصت ها نادیده گرفته شده ومنهدم می گرددومحققا آن مملکتی وملتی که منافع ملیش نابود گردد مطمئنا پایداری ودوام چندانی نخواهد یافت
پس مشکل امروز ما که می تواند بشدت خطرناک باشد در بی نظمی و خشونت ریشه یافته است که تنها راه مبارزه ومواجه با آن نوشتن از مهر و گستراندن دامن محبت در میان مردمان است که باید از سوی روشنفکران و حاکمان جدی تلقی گردد

[ چهارشنبه سی ام مهر 1393 ] [ 1:37 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

پادشاهی کو روا دارد ستم بر زیر دست
دوستدارش روز سختی دشمن زور آورست
با رعیت صلح کن وز جنگ خصم ایمن نشین
زان که شاهنشاه عادل را رعیت لشکرست
..........................................................
آیا تا به حال از خودتان پرسیده اید که چرا در تمام فرهنگ ها وادبیات جهان زمانی که از ظهور وتعالی تمدن ها وفرهنگ های مختلف سخن به میان می آید سه رکن اساسی عدالت،پادشاه عادل و ملتی مدافع وحامی طرح ها وبرنامه های عدالت محورانه محور کلام بوده است و زیباترین وشیرینترین سخنان از پیدایش و هم جوشی این سه رکن مطزح گردیده است 
و بالعکس هرجا سخن از نابودی و اضمحلال حتی تمدن ها و فرهنگ های بزرگ به میان آمده سه رکن ظلم ،حاکم ظالم و ملت بی تفاوت نسبت به سرنوشت خود و میهن درمتن چالش ها ملاحظه می شود ؟
در پاسخ به این سئوال وبا استناد به فرمایش سعدی حکیم می توان بیان داشت که چون عدالت رضایت در مردم ایجاد می کند و با فراهم آوردن گشادگی در ارتباط می تواند توان درک ودریافت از شرایط آنان را به گونه ای ارتقاء دهد که در کمترین زمان بتوانند خطر ویا نیاز به کمک حکومت را دریابند ازاین روی به عنوان بازوانی توانا ونوشدارویی برطرف کننده سمیت زهر وارد عمل شده اند و با رفع موانع و برطرف نمودن خطرات حکومت را از خطر رهانده وبا بجا گذاردن بهترین محصول ویا دست آورد سرمایه بزرگی را در دسترس آن قرار داده اند 
اما آنجا که حکومت با تعدی به حقوق شهروندان وتبعیض در برخورداری همه مردم از مواهب مانع از شناسایی و پرورش استعدادها گردیده و یا با اجحاف در حقوق مردم را ناراضی از خود ساخته اولا شناسایی خطر و درک همراهی به موقع با حاکمیت از سوی مردم تحقق نیافته و همچنین به ناز آسودگان مورد محبت حکومت نیز چون برای روزهای سخت تعلیم نیافته اند کمترین خطر وهجوم دشمنان با فاصله انداختن میان مردم وحکومت و ضعیف نمودن ساختارهای دفاعی آن بساط حکومت وتمدن را در هم پیچیده ونابودشان نموده است
پس آیا مناسب نیست که با تاسی به این رهنمود از سعدی بزرگ اگر خواهان برپایی تمدن و فرهنگی پایا وپویا هستیم عدالت را محور و عالانه نمودن تصمیم ها را مشخصه اخلاقی حاکمان و رضایت مردم در سطح وسیع را هدف قرار دهیم تا بتوانیم با بوجود آوردن ملت وحکومتی قوی وهم سو اهداف شوم دشمنان ملک وملت را در نطفه خفه سازیم

[ چهارشنبه سی ام مهر 1393 ] [ 1:36 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

صبا گر چاره داری وقت وقت است
که درد اشتیاقم قصد جان کرد
...........................................
داستان نوش دارو و ضرورت به موقع رسیدن آن با فرهنگ ما عجین گردیده و تاسف بار اینکه هیچ موقع این نوش دارو به موقع نیامده است زیرا که ما از فهم رسالت ووظیفه ای که داریم وباید در انجام آن کوشا باشیم غفلت ورزیده ایم وزمانی به فکر پرداختن بوظایف و رسالت خود بوده ایم که زمان عمل گذشته بوده است 
مثلا امروز که در برابر حوادث نادری که بود ونبود ما را به چالش کشیده است آیا نه این است که به همراهی و همکاری هم نیازمندیم تا بتوانیم از خطرات پیش روی گذر کنیم پس چرا نمی کوشیم که برای وحدت از طریق کنار گذاردن استبداد در رای ویا غرور ونخوت اقدام کنیم 
آیا نوش داروی مورد نیاز امروزمان محبت به همدیگر نیست؟

[ چهارشنبه سی ام مهر 1393 ] [ 1:31 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

بروز پدیده هایی چون القاعده،طالبان،داعش و .....نشانه هایی از افول دوره روشنگری وروشنفکری در منطقه خاور میانه است!!!
.......................................................
پیدایش صنعت وبدنبال آن فاصله یابی جهان غرب با دیگر مناطق جهان بخصوص پس از دو جنگ جهانی اول ودوم که این فاصله را نمایان نمود و امتیازات غرب نسبت به دیگر مناطق از نظر دست رسی به تکنولوژی وره آوردهای آن را عریان نمود نیمه دوم قرن بیستم را به سال‌های شکل‌گیری و پیدایش نهضت‌های آزادی‌بخش و وقوع انقلاب‌های متعدد در گوشه و کنار جهان تبدیل نمود انقلاب‌هایی که با تاثیر بر تعمیق رابطه جریانات روشنفکری ومردم عادی وعامی توانست تغییرات بسیار مهمی را در شناسایی علل عقب ماندگی ونقش جریان سرمایه داری در آن بر پا نماید 
در خاور میانه نیز که یکی از مراکز تمدنی جهان می باشد و در جریان جنگ جهانی اول و با فرو پاشی امپراطوری عثمانی توانسته بود تحولات بزرگی را در خود تجربه نماید ودر سال های پس از جنگ دوم با پیدایش اسرائیل خود را در مواجه با کشمکش های تازه ای می دید ونیاز به تحول ساختاری در نگاه به نیروی انسانی ومدیریت منابع را با پوست واستخوان خود لمس می نمود در گیر با انقلابات متعدد که برخی از آنها مبنای حضور ومشارکت مردمی وبرخی دیگر به توسط افسران جوان رهبری وهدایت می شد گردید که از جمله آنها می توان به تغییرات حادث شده در مصر،سوریه ،عراق، یمن اشاره نمود.
در اینجا لازم است به این نکته اشاره بنمایم که جدای از تاثیر فاصله فقر وغنا بین غرب و خاورمیانه وجود نظام کمونیستی شوروی سابق نیز در تحولات منطقه می باید مهم محسوب گردد زیرا که تولید واتشار افکار مارکسیستی که جذابیت های خاصی در میان ملل محروم جهان داشت و باعث بروز جریان ها وگروه های مختلفی در نقاط مختلف جهان شده بود در منطقه خاور میانه ودر صف بندی های موجود در آن موثر بود ومی توانست غلیان های توده ای را دامن گستر سازد 
اما از آنجا که منطقه خاورمیانه مرکز تولید نفت شناخته می شد ومی شود واین ماده صنعتی و انرژی زا به صورت جدی موتور محرکه اقتصاد در جهان مخصوصا ممالک توسعه یافته وصنعتی تلقی می گردید ومی گردد آن را به مرکز منازعات بین مردم با حکومت ها و هم چنین بین قدرت های برتر جهان نمود که فرسایشی شدن این کشمکش ها موجب می شد که فشار بی امانی روی جریان های روشنفکری وارد شود زیرا که تحصیل کردگان خواهان تسلط اراده ملی بر منافع ومنابع کلان مجبور بودند که در درون جامعه با حاکمانی ستیز داشته باشند که با تسلط بر در آمدهای نفتی واجیر نمودن بخش بزرگی از مردم آگاهی های لازم برای دور ساختن مردم ازآنها را در اختیار مردم قرار دهند که این مهم با عنایت به فقر مادی ومعنوی حاکم بر مردم و برخورداری قدرت مداران از درآمدهای سرشار نفتی که تسلط آنها را بر معادلات اقتصادی مستحکم می نمود بسیار سخت می گردید ازسوی دیگر مداخلات قدرت های جهانی که در عین رقابت باهم برای سرکیسه نمودن منطقه از منابع خود همکاری های فنی واطلاعاتی با یکدیگر وبا حکومت برای ممانعت از خیزش های انقلابی را دنبال می نمودند خستگی وفرسودگی را بیش از گذشته متوجه انقلابیون می نمود
این شرایط تا زمانی که نظام کمونیستی شوری روی پا بود تا حدودی تحمل می شد اما با فروپاشی شوروی و بدون پشتیبان ماندن نیروهای انقلابی از یک سو وتعمیق اتفاق واتحاد قدرت های غربی برای استیلای بر منابع منطقه که در عمل با انداختن اختلاف در میان مردم کشور ها عملی می شد جریان انقلابی آزادی بخش در عمل با مشکل مواجه شد و در عمل جریان روشنفکری که تنها می توانست با روشنگری دوام وحرکت داشته باشد به نوعی با خستگی و یا حتی فقدان زمینه اجتماعی مواجه گردید در این حال این جریان وبیشتر رهبران آن با باز دیدن فضای اجتماعی غرب مهاجرت وسکنی گزینی در آن را راهی برای استراحت ورهبری از دور ملت های خود دانست ازاین روی بود که خاورمیانه با شرایط امروزین خود مواجه گردید شرایطی که در آن از رهبران کاریزما و جریان های انقلابی معتبر ومورد حمایت جدی مردم که می توانست برای هم جوشی مردم وتوفنده نمودن جریانات انقلابی نقش آفرینی نماید خالی گردید واگر هم جریاناتی در آن به ادامه فعالیت مشغول ماندند جریاناتی بودند که از مردم کشور خود دور ووابسته به حکومت های کشورهای همسایه شناخته می شدند واین مانع از آن می شد که بتوانند در درون لایه های مختلف اجتماعی مانور دهند وحمایت مردمی را با خود داشته باشند 
اما باید به خاطر داشت که تضادهای طبقاتی با کنار کشیدن روشنفکران ویا با کاهش اطلاع رسانی این جریانات نه تنها از بین نرفت بلکه تعمیق گردید وفشار گسترده تری را بر گرده مردمان تحمیل نمود وچون همین فشارها با گسترش رسانه ها و سرعت انتقال اطلاعات از شرایط عمومی جهان توام می شد هیجانات و غلیانات توده ای را افزون می نمود و چون رهبران آگاه وعالمی این فراینددها را تحت رهبری نداشتند وندارند میدان برای رفتارهای ماجراجویانه فاقد پشتوانه فکری مناسب که در آن نه دشمن بدقت شناسایی می شد ونه حوزه منافع ومصالح عمومی تعیین می گردید فراهم شد تا جایی که دراین میدان مبارزی که دیروز بتوسط رهبران فکری وجریانی خود بدقت می دانست که دشمنش کیست وباید با چه کسی مبارزه کند امروز نمی داند که تفنگش را باید به سوی چه کسی نشانه رود اما ازآنجا که خشمگین است وبراحتی تحت تابعیت مراکزی قرار می گیرد که می توانند مغزش را شستشو دهند ویا تا حدودی راضی از زندگیش بدارند تفنگ بدست می گیرد و به قول خودش به جنگ مقدسی دست می زند که می تواند در صورت مرگ بهشت ودر صورت پیروزی وموفقیت اندیشه وباورش را به کرسی بنشاند اما نمی داند که تحت هیچ شرایطی اجازه نمی دهند تا پیروز شود و تا نداند که برای چه می جنگد ورهبرانش از چه ابشخورفکر خودرا تغذیه می نمایند بهشتی برایش قابل تصور نخواهد بود

[ چهارشنبه سی ام مهر 1393 ] [ 1:30 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

امروز وقتی صفحه فیس بوک را باز نمودم به یک باره با خبرحمله انقلابی یک زن کوبانی به صف سنگ دلان و سخت سران داعشی روبرو گردیدم که از دو منظر خلقیات مرا دگرگون نمود 
اول از آن جهت که چقدر سبوعیت و دد منشی داعشیان برای این زن قهرمان سنگین و غیر قابل تحمل بوده که با تمام آگاهی و دانایی دینی که برای حرمت نهادن به جان دارد راهی جز انتخابی چنین خشم آگین را برای مبارزه در پیش روی نمی بیند و
دوم اینکه با تمام عواطف و احساسات لطیفی که در زن وجود دارد و همه آنها او را از دست بردن به رفتارهای خشن باز می دارد چگونه او به چنین درجه ای از قهر و خشم انقلابی رسیده است که با فدیه جانش به رنگین نمودن تاریخ حیات انسان به خون خویش اقدام نموده است 
اما موضوع دیگری که تا حدود زیادی رمق و انرژی مرا برای نوشتن افزون ساخت موضوع اسید پاشی به صورت زنان اصفهانی بود که چنین عملی می تواند به عنوان لکه ننگی دامن بشریت را آلوده سازد زیرا که 
اگر منطق اسید پاشان را محافظت از اخلاق و احکام اسلامی بدانیم وازاین جهت تا حدودی رفتار هیجانی آنها را قابل تحمل فرض کنیم که در واقع این گونه نیست باید بدانان گفت که اولا فعالیت شما در قلمرو فرهنگ عمومی می باشد و جایی که بحث بر روی تغییر رفتار می باشد مطمئنا نمی توان این کاررا با قهر و غضب به انجام رساند بلکه باید با لطافت و صبر به چنین فعالیتی دست زد زیرا که تاثیر عمل فرهنگی در تغییر رفتار بسیار بزرگ می باشد 
اما سئوالی ازاین دوستان دارم و آن اینکه اگر اعمال شما به تبعیت از منطق دینی به انجام می رسد چرا سعی نمی کنید که از خود چهار عنصری که پیامبر گرامی اسلام(ص) برای مراجعه و استخراج احکام به ما معرفی نموده است استفاده نمایید 
مثلا چرا در قرآن کریم،سنت رسول الله،اجماع نظر مراجع و عالمان دینی ویا خود عقل خودتان مراجعه نمی نمایید تا ببینید که دراین چهار عنصر برای برخورد با چنین پدیده ای چه راه کاری ارائه شده است 
باور بفرمایید که نه در قرآن ونه در سنت رسول خدا(ص) ونه در نزد کسی از دارندگان یقین الهی حکومی تحت عنوان اسید پاشی به صورت زنان بد حجاب وبی حجاب وجود نداشته است ویا اصلا در تاریخ اسلام وجود ندارد شاهدی گه درآن از بزرگان دین برای تادیب کسی که بر خلاف احکام الهی عمل نموده باشد اسید پاشیده شده باشد 
پس چگونه است که شما در عمل بدستورات اسلامی از نبی خدا(ص) و یا ائمه (س) پیشی و سبقت می گیرید وآیا نمی دانید که اگر به چنین منطقی روی بیاورید مورد طرد ولعن خداوند واقع خواهید شد
حال سئوال واقع بینانه دیگری دارم وآن اینکه اگر کسی تنها به بهانه اینکه خود شما دارای اندیشه های خطرناکی هستید بخواهد به رویتان اسید بپاشد چه حالی پیدا خواهید نمود؟
ویا شما که معتقدید برای دفاع از اعتقادات وباورهای دینی اقدام به اسید پاشی نموده اید آیا می دانید که هزینه های درمان ورفع اختلات روانی و عاطفی که بر افراد مصدوم وخانواده های آنان وارد می شود را باید جامعه بپردازد همان جامعه ای که شما ادعا دارید قوانین اسلامی در آن جاری است 
از قوانین اسلامی گفتم براستی شما که خود را معتقد به اسلام وحمایت از حکومت اسلامی می دانید آیا می دانید که با چنین کارهای خود سرانه ای اعتماد مردم را به همان حکومتی که خود مدعی حمایت از آن هستید سست می کنید زیرا که شما نه حکمی از دادگاهی در دست دارید ونه دراصول و قوانین اسلامی چنین اجازه ای صادر شده است که گروهی وآنهم در تحت لوای حکومت اسلامی و ولایت دینی بدون اجازه کتبی به چنین اقداماتی دست بزنند
عزیزان شما فکر می کنید که می توان با چنین شیوه هایی با پدیده های اجتماعی برخورد نمود اما نمی دانید که نه تنها چنین روش هایی نمی تواند نتیجه بخش باشد بلکه با تعمیق خشونت زمینه های مفاهمه از بین رفته و صحن علنی جامعه با قانون گریزی و حتی قانون ستیزی در آمیخته می گردد زیرا که هر کسی فکر می کند که می تواند مجری قانون آنهم به سلیقه خود باشد واین بدترین شرایطی می باشد که می تواند هرملتی آن را تجربه نماید 
به اجمال آنکه زن آفریده ای محبوب است در نزد خداوند و موجودی است که گل بنیادین آن بر لطافت و محبت آمیخته است وای کاش که این موجود به محبت ومهر سرشته روز هایی این چنین را دوباره تجربه ننماید که یا برای دور داشتن خصم خود را به آتش کشد و یا اینکه سلیقه و خشم کور زیباییش را مورد هدف ببیند

[ دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 ] [ 12:16 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی
بر آورند غلامان او درخت از بیخ
به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد
زنند لشکریانش هزار مرغ بر سیخ
.................................................
بی گمان آنجا که حکومت موظف بر توزیع بالسویه منابع وفرصت ها در میان مردمان خویش است نمی توان از آن انتظار داشت که خود به روش ظلم و توزیع ناعادلانه ابواب جمعی خود را برخوردارتر از دیگر مردمان بنماید 
ویا به عبارتی آنجا که حاکم وظیفه دارد که از جان ومال مردم مراقبت ومحافظت نماید اگر خود دستی تعدی به جان ومال مردم دراز نماید ویا به طریقی امنیت مردم را از بین ببرد عمله او دمار از روزگار مردم در خواهندآورد زیرا زیر دستان بیشتر مواقع به راه وروش ملوک خویش عمل می کنند و یا حتی در تعرض دست حاکمان را از پشت می بندند 
براین اساس است که سعدی بزرگ عنوان می دارند که اگر حاکمی بر تخم مرغی ویا بخشی از ملک رعیتی چشم طمع بدوزد مسلم است که سربازان وعاملان حکومتی مرغان آورنده آن تخمها را بر سیخ خواهند کشید و یا خاک برآورنده میوه را به توبره خواهند کشید
پس حاکمان در کنار رعایت رفتار و امیال شخصی خود باید بیش از همه چیز مراقب ومواظب رفتار و برخورد عاملان حکومت با مردم واموال آنها باشند زیرا که بی توجهی به این موضوع ومماشات با عاملان حکومتی ظلم گسترده ای را باعث می شود که حساب آن را به پای حاکمان بی توجه خواهند نوشت

[ دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 ] [ 12:14 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات وب
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

"رنگ وابزار اسدی شناط میدان آزادی" "نصب دوربین های مدار بسته عسگری شناط روبروی درمانگاه بیست و دوبهمن" "پارچه سرای اطلس شناط میدان آزادی ابتدای خیابان سپاه" "کبابی گلچین شناط میدان آزادی" "فروشگاه لوله و اتصالات برادران علیمردانی شناط میدان آزادی"