وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر
خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه
 
                              عكس متحرك از گل  و دسته گلهای زیبا-www.jazzaab.ir
ضمن عرض سلام وخوش آمد محضر تمام عزیزانی که لطف می کنند و با باز نمودن صفحه پیش روی فرصتی را برای مطالعه مطالب وبلاگ ایجادمی کنند درخواست دارم که با گذاردن نظرات برآمده از انتظاراتتان مرا در راهی که پیش رو دارم برای تولید هرچه بهتر مطالب مورد ارشاد و هدایت قرار دهید مطمئن باشید که تمام انتقادات و راهنمایی های شما را به دیده منت پذیرا خواهم بودواز همه آنها در تغییر نگرش و گفتمانم بهره خواهم جست.
مطالب عقیدتی نویسنده را در شناط وب مطالعه فرمایید.
مطالب ادبی به قلم نویسنده را در آرس اینترنتیhttp://www.delshodeghan1.blogfa.com/ مطالعه فرمایید.
برای تجدید خاطره با گذشته حتما به گالری تصاویر وبلاگ سری بزنید
برای مشاهده هنرمندی جوانان ابهربه http://samr.zanjanblog.com/ مراجعه فرمایید.
برای آگاهی ازفعالیت های نماینده منطقه در مجلس به وبلاگ http://www.abharkoram.blogfa.com/ مراجعه فرمایید.



[ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 6:10 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

به یقین امید حلقه اتصال نسل ها و قوام بخشنده به تلاش و تکاپوی هدفمند انسان در هر عصر و زمانی می باشد وآنجا که گسست در بین نسل ها ورخوت در فعالیت های انسانی به چشم آید به جرات می توان عنوان نمود که در نزد آن مردمان امید مرده است.
وامروز جامعه ما شرایطی را پشت سر می گذارد که نمایه هایی از نا امیدی و یاس در آن هویدا گردیده است افشای روز افزون دزدی هایی که صورت می گیرد ،وعده های انباشته ای که محقق نمی گردد و ثبات و یکنواختی که در همه حالات آن خود را هویدا می سازد نشانه هایی می باشند که چرایی وجود و تعمیق نا امیدی و یاس را مورد تایید و تاکید قرار می دهند 
زیرا که مگر می شود که در جامعه جوانی چون ایران مردم به نان شب خود محتاج باشند ،خیل عظیمی از تحصیل کردگان و دارندگان تخصص بیکار و ویلان در خیابان ها بگردند آنهم تحت این عنوان وتوجیه که ما به سرمایه گذارنیازمندیم و یا کشور های غربی با اعمال تحریم مانع از ورود سرمایه گذار به کشور می شوند و آنگاه هر روز و ساعت اخباری منتشر شود که بر اساس آن میلیاردها پول بی زبان توسط عده ای افراد خدا نشناس بالا کشیده می شود 
براستی چرا ما به چنین شرایطی گرفتار شده ایم و چگونه می توان گلیم مملکت را از چنین گرداب هولناکی بیرون کشید؟
در پاسخ به این سئوال عده ای اعتقادشان براین است که باید به سوی خدا بازگشت و روان و جان را به آیات قرآن و پند و اندرز های دینی سپرد زیرا که تنها با یاد خداست که انسان آرام می گیرد وامید وار به آینده می شود.
آری بازگشت به خدا زمانی که علت بروز خیانت ها ویا ناملایمات نامشخص باشد اطمینان بخش و انگیزه ساز است ومی تواند نیروهای در مانده و رخوت زده را به امیدواری و فعالیت بیشتر برای بهبود شرایط واردنماید 
اما زمانی که مشخص می شود همه این دزد ی ها را افرادی انجام داده اند که سبقه بسیار طولانی دردین وفعالیت های تحت نام وشعار دین داشته اند و یا از کانال و سیستمی اهداف خود را تامین نموده اند که از متن یک خیزش دینی بیرون آمده اند و سر شکل گرفته اند براحتی نمی توان به توجیه مطلب اقدام نمود و با خواندن مردم به سوی خدا آنها را به آرامش دعوت نمود.زیرا که رجا (همان امید واری حاصل از اعتصام به الله)عبارت است از انبساط و آرامش دل است که به جهت انتظار امر محبوبی حادث می شود، و این سرور و انبساط وقتی به امیدواری تبدیل می شود كه در جامعه و در نزد تک تک افرادآن بسیاری از اسباب رسیدن به محبوب فراهم آمده باشد
حال اگر بخواهیم از اسباب رسیدن به محبوب نامی برده باشیم که باید در جامعه و درنزد تک تک افراد آن فراهم بیاید تا امید واری ورجاء شکل گیرد و بر روند جاری امور تاثیر بگذارد آیا نمی توان به مولفه هایی چون 
1- دوری جستن از تکبر و خود رایی
2- نوع دوستی و محبت به همنوع
3- دوری از دروغ گویی و طرد دروغ گو
4- نفی فاصله طبقاتی وبه حداقل رساندن تضادهای حاصل ازآن 
5- دوری جستن از برداشت ملوکی از قدرت و امانت مردم
6- تلاش بر عادلانه نمودن دسترسی به منابع و فرصت های پیشرفت
7- به یک چشم نگاه کردن تمام مردم و فراهم آوردن امکان مساوی رقابت برای همه آنها
8- ندادن امتیاز های ویژه به بخشی از جامعه
9- باز گذاشتن در انتقاد و حرمت نهادن بر فعالیت های منتقدان
10- ارزش وحرمت نهادن بر معیار ها و اصول و دوری جستن از بزرگ دانستن افراد
11- عمل به تعهدات و پیمان هایی که با مردمان بسته شده است
12- جلوگیری نمودن از دریافت ها و حقوق غیر کارکردی
13- و..... 
اشاره و تاکید نمود وپرسید که در نزد آنانی که ادعای دین داری می نمودند وامروز نامشان از پرونده هایی سر درآورده است که آلودگی و بوی عفن آن مشام هر انسانی را می آزارد کدام یک ازاین مولفه ها نهادینه بوده است؟
بلی دوستان ما زمانی که از تغییر و حرکت در مسیر بهبود مستمر شرایط فردی و اجتماعی به منطق همینی که هست می رسیم ودر آن افرادی موجه به راحتی آب خوردن می توانند هرآنچه را که نیت و قصدشان است بدون آنکه به خیر وشرش توجه نمایند پای عمل بیاورند وامور مردم را درهم کنند تا به نان ونوایی مخصوص از ما بهتران دست بیابند مسلم است که هیچ چیزی نمی تواند برای تولید آرامش در مردم موثر واقع شود زیرا که دارندگی در نزد برخورداران فقری را عمومی می سازد که از پنجره وارد شده و ایمان مردم را به یغمی می برد ونا امیدی از محل به باد رفتن ایمان بدترین نوع از نا امیدی هاست 
براستی چه می توان کرد ویا چه باید کرد تا روند ایجاد شده حداقل تحت کنترل در آید وبا گرفتن شتاب آن بشود راه کارهای عملی برای ایجاد امیدواری پیدا نمود؟
سئوال فوق را پاسخ در نزد کسانی می باشد که به نوعی با خیانت کاران در امانت های مردم همسویی وهم مرامی داشته اند زیرا اینان اگرچه که خود را پاک نگه داشته اند و خود دامن در گرداب چنین خیانتی آلوده نساخته اند اما مردم بدانها نیز با دیده شک می نگرند و آنها را نیز شریک دزد می شناسندپس اینان با عنایت به تمام شناختی که از خیانت کاران دارند باید به میدان بیایند و با افشای راز های مگوی آنان منافذ کور راداری جامعه را هویدا سازند و برطرف نمایند تا راه به بن بست رسد و گرنه با این عنوان که افشا گری بس است وممکن است از محل افشای مسائل بیشتر قبح موضوع شکسته شود و یا نظام و اسلام صدمه ببینند نمی توان فرایند نا امیدی و بحران حاصل ازآن را کنترل نمود
در ثانی باید یقین داشت که تنها با انگشت گذاشتن در موضع درد و فشارآوردن برای فهم عمق و گستردگی آن است که راه درمان پیدا می شود و نظامی می تواند از معضل جدی چون خیانت در امانت های مردم اعم از مادی ومعنوی پاک گردد که در شناسایی درد و مبارزه با آن شدت عمل به خرج دهدوگرنه پوشاندن و جلوگیری نمودن از برملا شدن درد و عمق آن باعث مزمن و زمینه ای شدن درد و بیماری می شود که دراین حالت درمان غیر ممکن می گردد

[ پنجشنبه نهم بهمن 1393 ] [ 12:32 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
روانت داد و طبع و عقل و ادراک
جمال و نطق و رای و فکرت و هوش
کنون پنداری ای ناچیز همت
که خواهد کردنت روزی فراموش
..........................................
بدون اغراق خطر ناکترین وبه نوعی بدترین صفت انسان غفلت است واز محل ابتلای به این صفت است که آدمی دچار غرور،تعصب،خودبزرگ بینی،دروغ گویی،ارتشاء،دزدی،اختلاس، مردم فریبی،تجاوز،حق کشی،تفکر ملوکی،استبداد،هرج ومرج طلبی،ماجرا جویی و.....می شود زیرا آنکه با بازگشت به خود بداند که خداوند برای حضور عاملانه و عاقلانه او خصوصیاتی را بدو بخشیده است که اگ بدرستی مورد استفاده قرار گیرند او را به جایگاهی می رسانند که ملائک حسرت دست یابی بدان را می برند مسلم است که با کنار گذاردن غفلت عمل به منطق و فلسفه خلقت بنیاد می نهد و آنی می شود که خداوند پس از خلقتش با بیان آیه فتبارک الله احسن الخالقین عظمت آن را بر ما عیان داشتند.
اما چرا با آن همه حکمت که خداوند در خلقت و برای رسیدن به دانایی انسان بودیعه گذارده است باز آدمی غافل از رسالت ووظیفه خود می شود برمی گردد به این نکته که او خود را در موقعیت مواخذه از خود قرار نمی دهد تا از خود بپرسد که اگر عقلی برای تمیز بین خوب و بد،چشمی برای تشخیص حق از ناحق،گوشی برای شنیدن پند و اندرز،حسی برای دریافت چرب و شیرین ودر نهایت وجدانی برای در نغلطیدن در وادی غیر حق و اجحاف در حقوق دیگران بدو داده شده است اینها همه برای بکار گرفتن است تا خوی انسانی جامعه ای بسازد که در آن بره آهو در دامن شیر و کفتار به آرامش زندگی نماید ونه برای آن است که این اوصاف وسیله ای برای فخر فروختن و خود را زیبا نشان دادن محسوب گردند.
براستی با گذر صد ها هزار سال از پیدایش انسان بر روی زمین چرا ما نتوانسته ایم به ارزش واقعی همه آنچه که خداوند برای تمیز موقعیت و جدا نمودن خود از شر در اختیارمان گذارده است پی ببریم ودوستی را به مفهومی بشناسیم که در آن دوست باید چون آیینه به نمایاندن معایب ما مشغول گردد ونه خاموش بودن در برابر اشتباهات و انحرافات ما

[ پنجشنبه نهم بهمن 1393 ] [ 12:31 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

تو گر خواهی که جاویدان جهان یک سر بیارایی
صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت
.............................................................
بی گمان آنکه زیبایی وحسنی را با پوشاننده ای می پوشاند و در خلوت و برای آنکه خودی محسوب می شود با برداشتن ومحو آنچه که عموم را از دیدن محروم می سازد برای او خلوتی دلنشین ایجاد می کند به ظلم ونابرابری دست می زندزیرا که زیبایی طبیعت و جهان برای آن است که همه بتوانند از آن استفاده نمایند و اگر اینگونه نگردد مسلم است که گروهی که غیر خودی خوانده می شوند محروم از حسن خواهند ماند واین محرومیت آنها را به واکنش وا دار خواهد ساخت وکشمکشی را بنیان خواهد گذارد که برای دیدن و بهره بردن از زیبایی مضر خواهد بود
مثلا آنجا که عدالت زیباترین خصوصیت جامعه انسانی بر شمرده می شود و تنها با بالسویه نمودن امکان بهره بردی از منابع و فرصت های مشترک برای عموم مردم حاصل می آید اگر کسی و یا گروهی منبع و امکانات را بپوشانند و تنها برای مثلا صد و هفتاد کاندیدا استفاده ازآن را مباح سازند آیا این مصداق محرومیت و برقع انداختن برای اکثریت را ندارد؟

[ پنجشنبه نهم بهمن 1393 ] [ 12:30 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

در مطلبی که با عنوان عجب حکایتی دارد این شورا و شهرداری شهر ابهر منتشر نموده بودم دوست عزیزم جناب امیر واعظ معتزضه ای را مرقوم فرموده بودند که یک بخش آن برایم بسیار مهم بود تا جایی که برخود وظیفه دیدم که دراین مورد چند مطلبی را تقدیم دوستان دارم 
ایشان فرموده بودند که <در این شرایط اشفته جهان که بیداد می کند> شهرداری ..... که به زعم من اشاره ای بود به آنچه که در اروپا و در جسارت نسبت به مقدسات دینی مسلمانان اعمال می شود اعمالی که قبح وحرمت شکنی صورت گرفته در آن هر انسان آزاده و معتقد به صیانت و دفاع از محرمات را وا میدارد که نسبت به روند وگستردگی آن معترض باشد زیرا که نوع فعالیت و استمراری که در آن به چشم می آید مبین آن است که جریانی منضبط و دارای برنامه این راه را پیش گرفته وبا زیرکی تمام کار را به نحوی پیش می برد که در هر حالتی اگر بخواهد موضعی برای دفاع ومقابله اتخاذ گردد این مسلمانان هستند که خواهند باخت چه بخواهند برای دفاع از معتقدات خود اقدام متقابل وهمسانی بکنند (چون معتقدات و ارزش های دینی اروپاییان بخشی از اعتقادات مسلمانان بوده و توهین و جسارت بدانها در دین اسلام بشدت محکوم گردیده است )وچه آنکه بخواهند با عکس العمل های تندبه حذف فیزیکی مراکز مامور به این کار اقدام نمایند که دراین صورت مظلوم نمایی و بزرگ نمایی موضوع منجر به آن خواهد شد که افکار عمومی بر علیه مسلمانان تهییج گردد ومنافع ملی و جهانی آنها را تهدید نمایدویا اینکه حرف منطقی و مستدل آنها در زیر بزرگنمایی تبلیغاتی محو و نابود شود.
پس چه باید کرد و یا چگونه می توان به مقابله با این ترفند های ایضایی که به انجام می رسند تا با برهم زدن تمرکز در کشور های اسلامی آنه را از مفاهیم بزرگی چون ارتباط و یا برنامه ریزی برای آینده دور گردانند اقدام نمود؟
بی گمان تهاجم و تجاسر صورت گرفته در حوزه فرهنگ دسته بندی می شود و هر اقدامی که قرار باشد در این زمینه بکار گرفته شود می باید با رعایت اسلوب کاری در عرصه فرهنگ صورت گیرد زیرا که اگر غیر ازاین باشد به جرات می توان ادعا نمود که موجب باز گشت نتایج به سوی خود مسلمانان خواهد شد و زمینه و فضا را برای انجام کارهای بزرگتر و مخربتر برای کانون های خاص مهیا خواهد نمود ازاین روی ابتدا نیاز به این هست که با کمی حوصله به اهداف کانون های غربی در اقدام به چنین فعالیت هایی پرداخت تا مشخص شود که آنان برای رسیدن به مقصود نهایی خود کدام مواضع را در میان مسلمانان هدف قرار داده اند تا برای تقویت آنها بشود کاری اساسی نمود تا میزان خسارت خودی به حداقل برسد وسپس برای عقب راندن و بازگرداندن فریب و حیله آنها به خودشان که مبین قدرت فکری و فرهنگی مسلمانان می باشد آنهم با استفاده ازابزارهای فرهنگی استفاده نمود.
اما نکته مهمی که قبل از ورود به بحث لازم است بدان اشاره شود این نکته است که تاریخ حیات انسان و تاریخ تمدن و ادیان موید این واقعیت است که در همیشه تاریخ معتقدین واقعی ادیان در کنار هم به مهر و صفا زندگی داشته اند و حتی موردی را سراغ نمی توان داشت که درآن دینی بر علیه دین و یا آیین دیگری اقدام نموده باشد و یا حتی نخواهد که با افراد منکر دین تعامل سازنده ای داشته باشد واگر هم موردی وجود داشته مربوط می شود به مسائلی که در آن رسالت دینی برای ترویج و یا تبلیغ که آنهم نه بر علیه جوامع دینی بلکه بر علیه جوامعی بکار رفته که در اصل تابعی از دین بوده اند اما در عمل نوعی ظلم و جور برآنان حاکم بوده که جامعه دینی برای آزاد نمودن مردمانی که در دل دیندار بودند اقدام کرده است واگر غیر ازاین بوده می باید به نیت وهدف آنانی که از دین سوئاستفاده نموده اند باز گشت وبه جای دین و اصول و قواعد آن اقدام و فعالیت حاکمان دینی را مورد سئوال قرار داد
پس آنچه را که امروز در سطح جهان و در جسارت بر باور های عقیدتی مردمان به انجام می رسدنمی توان مبارزه حتی افراد بی دین با دین دانست زیرا که در عقبه این کار بی دینی حضور ندارد بلکه این فرایندی می باشد پیچیده که برای درک بافت آن حوصله به خرج داد و ریز بینانه عمل نمود که امید است دراین کار نگارنده مشمول الطاف خداوند و دوستان واقع شود تا در پایان محصولی بدست آید که بتواند به لطف ودوستی مردمان این عصر کمک نماید ویا حداقل تحفه ای برازنده باشد که تقدیم جامعه صلح دوست می شود

[ پنجشنبه نهم بهمن 1393 ] [ 12:30 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

دوستان خوبم در شورا 
بی گمان شما برای خدمت آمده اید ومن به عنوان شهروندی در زیر بلیط مدیریتی،نظارتی شما با قبول این تعهد از جانب شما خودم را موظف می دانم که با ارائه شمای روشنی از خدمتی که باید انجام دهید تا من شهروند در آسایش و آرامش باشم تلاش می کنم تا درارائه بهترین خدمت از سوی آن شورا به شما اگر توانم اجازه بدهدکمک بنمایم 
دوستان قبل از ورود در بحث می خواهم دو نکته مهم را مورد تاکید قراردهم 
اول اینکه من با ریاست شورا حرفی ندارم و روی سخنم با دوستان دیگر عضو در شوراست زیرا ایشان در قضاوت کمی با عجله و احساسی وارد می شوند وبا عنایت به سابقه ذهنی که از ایشان دارم می دانم که این مطلب را نخوانده بکناری می اندازند
ودوم اینکه من خود را طالب حقیقت می دانم ونه مالک آن ،وبراین اساس وبا اعتقاد به این نکته عنوان می دارم که من نمی گویم که سخنم عین حق است وباید همه به تبعیت ازآن اقدام کنند بلکه بوظیفه شهروندی بر زبان می رانم آنچه را که حقانیتش برای من اثبات شده است 
دوستان خوبم 
کار فرهنگی کار سخت ،ظزیف وبسیار پیچیده ای می باشد که تصمیم گیری در خصوص آن به کمیته هایی با عناصر مجرب نیازمند می باشد واین گونه نیست که کسی به عنوان شهردار بگوید که من این کار را فرهنگی می دانم واین تصمیم را گرفته ام و بقیه با یک تایید با سر و یا تکبیر �˱��D9�ضوع را حواله به ضابطین اجرایی شهرداری بنمایند وچون مردم به فریاد آمدند که این کار و این تصمیم منطقی نبوده وبه شورا مراجعه کردند تا اعتراض خود را مسموع نمایند ریاست شورا به عنوان نماینده اعضاء که باید سخنگوی همه آنها باشد بگوید که من تصمیم گرفته ام واین کار را می کنم تا ببینم که شما چکاری از دستتان برمی آید 
دوستان خوبم 
زمانی که گفته می شود شما خوب کار نکرده اید منظور این نیست که شما کار نکرده اید و یا همه کارهایتان مثبت نبوده است 
بلکه قصد و نیت اصلی این است که گفته شود بر مبنای ظرفیت های موجود و انتظاراتی که از شما می رود کارتان پسندیده واثر گذار نبوده است ویا کاری که می توانستید بکنید اما نکرده اید ارزش کار و فعالیت شما را تقلیل داده است 
پس بجای آنکه سریع موضع بگیرید و با رد کل مطلب مدعی اورا به چوب و فلک ببندید و یا با انگ ورنگ او را برانیداز مدعی بپرسید که چرا می گوید که شما درست کار نکرده اید شاید چیز هایی در ذهن او باشد که شما با شنیدن آنها بتوانید با تغییر در رویکرد روند جاری امور را بهبود بخشید 
مثلا من اعتقادم به این است که مجموعه شما اساسا کاری انجام نداده اید ودر تفسیر آنچه که گفته ام عنوان می دارم که انجام کارهای روتین شهرداری و شوراهای گذشته کار خوب نیست زیرا که اگر کار خوبی بود امروز می بایست همان اعضاء سابق بر سر کار باشند ونه شما که منتقدآنها بودید و یا انتقاد ازآنها باعث روی کار آمدن شما بوده است وگرنه تعدادی از آنها در هر سه دوره کاندیدای مجدد بودند و هیچ کدام از آنها نتوانستند رای بیاورند زیرا که اگر در دور دوم تعصب شناطی نبود حاج شعبان رای نمی آورد و در این دوره اگر تبلیغات افراطی در تحریک مردم حسین آباد نبود آقای دودانگه رای نمی آورد 
اما چرا می گویم که شما کارهایتان بزرگ و ماندگار نبوده است 
1- درشهرداری دقیقا در بر همان پاشنه می چرخد که می چرخید فروختن شهر ودادن حقوق به تعدادی آدم پشت میز نشین آنهم در سازمانی که تمام فعالیت هایش میدانی است وآویزان نمودن لامپ هایی که کمترین تاثیر را در زیبایی شهر نداشته اند نمی تواند عنوان تحول و تغییر و یا راه اندازی فرایند بهبود دائمی بیابد
2- در شورا راه برای ورود فکر همسان اسلافتان بسته شده است ودر طی دو اندی سالی که از عمر فعالیت های شما می گذرد به تحقیق هیچ مراوده ای با صاحبان فکر نداشته اید و با این روال هیچ تعاملی نخواهید داشت 
عزیزان نشستن وگفتن و بلند شدن و رفتن تعامل نام نمی گیرد تعامل در پی مشخص شدن هدفی پیش می آید و با کار دقیق سازمان یافته و برای پیدا نمودن راه های درست دست یابی به اهداف دنبال می گردد شما که هدف نداشته اید چگونه می خواستید که تعامل داشته باشید 
3- در بحث شناسایی و تربیت نیروی انسانی که زمین تمرین آن در کمسیون ها می باشد چکار کرده اید من که می دانم کاری نکرده اید زیرا که اگر بود تا الان گزارشش در بین مردم منتشر شده بود.
4- برای درآمد زا نمودن شهرداری چکار کرده اید نمی گویم که نتوانسته اید از پرت منابع تا حدودی ممانعت نمایید که دراین خصوص کارتان پسندیده بوده است اما تولید در آمد های واقعی صفتی است که با گفتن و ارائه طرح بدست نمی آید بلکه طرح و برنامه روشن مهتدسی شده و زمان داری است که کار دراین خصوص به همکاری دانشگاه های منطقه و کارشناسان فن نیاز مند است 
5- دانشگاه ها محض بومی شدن به شهرها رانده شده اند وهمکاری و یا یاری خواستن از آنها نشانگر آن است که مسئول بومی ارزشی برای این مراکز قائل است ویا می داند که از محل بردن مشکل به سوی این مراکز می تواند تصمیم های خود را روز آمد و دانش بنیان بنماید تا از این طریق سرعت تولید محصولات افزون ،هزینه ها کاهش،ضریب درستی تصمیم ها افزایش و در نهایت اطمینان مردم به مسئولان گسترش یابد 
براستی در طی مدت مسئولیتتان چند بار با روسای دانشگاه های منطقه جلسه داشته اید و چند نامه برای کمک و همفکری برای آنها ارسال نموده اید؟
6- در رابطه با تدوین سند چشم انداز شهر چکار کرده اید و آیا می دانید که با نبود سند چشم انداز هیچ توسعه متوازنی ممکن نمی گردد وهیچ مسئولی را نمی توان مواخذه نمود
ودر پایان لازم می دانم که به نکاتی در خصوص چرایی نوشتن این نامه بپردازم 
همانگونه که مستحضرید شهردار ابهر بدون نظر خواهی از مردم و یا حتی مشورت با مردمی که در طالقانی شمالی زندگی می کنند اقدام به تغییر نام این بلوار نموده است و ریاست شورا در دیدار با تنی چند از ساکنان این منطقه که حامل نامه اعتراض مردم بوده اندعنوان نموده اند که تصمیم گرفته شده و کسی هم نمی تواند کاری انجام دهد و یا اینکه من تصمیم گرفته ام و فردا هم دستور می دهم که تعداد زیادی تابلو در بلوار نصب نمایند تا ببینم که چه کسی می تواند مخالفت داشته باشد 
عزیزان ممکن است که برای شما تغییر نام یک خیابان چندان مهم نباشد اما برای مردم این تغییر کلی ابهام و اشکال ایجاد می کند که مناسب نخواهد بود که در جواب به ابهام و سئوال آنها جواب های سر بالا وتوام با تهدید داده شود زیرا که شورا منتخب مستقیم مردم و اعضای آن به نوعی خدمتگذار مردمی می باشند که درآن شهر زندگی می کنند حال چه به اعضاء شورا رای داده باشند و چه انتخاب دیگری داشته باشند 
اما اگر قرار باشد در انتخاب نام یک خیابان هم به نظر مردمان ساکن در آن منطقه توجه ننمایند این شورا را چه می توان نام نهاد؟
اما در خصوص نام 
درست است که نام انتخاب شده بسیارو زین وارزشمند است و هیچ مسلمانی نمی تواند با برگزیده شدن نام مبارک رسول خدا (ص) برای محلی عمومی ناخشنود باشد چه آنکه بخواهد نارضایتی نمایداما عزیزان خیابان و مجموعه ای که نام منطقه می یابد برای گذاردن نام معصومین (س)درست ومناسب نمی باشد زیرا که اگر خدای ناکرده در آن منطقه اتفاقی نامیمون و غیر اخلاقی اتفاق بیفتد ویا حتی در محاوره از مسافری پرسیده شود که از کجا می آیی و به کجا می روی چه جوابی می تواند بدهد
دوستان در سال های قبل از انقلاب که به زعم ما دوران طاغوت بود در باور مردم اینگونه جا افتاده بود که آنکه از نظر بدنی مطهر نیست نباید نام معصومین را ببرد و یا بردن نام معصومین در آن وضعیت مکروه است و حتی فرستادن صلواه بر آنها جایز دانسته نمی شد حال که ما در نظامی اسلامی زندگی می کنیم چگونه است که مسئولین به راحتی از این نامهای بزرگ هزینه می نمایند و آن را به راحتی محاوره ای می سازند 
سئوالی است که فکر نمی کنم که شما با جو حاکم بر شورا بتوانید با صراحت برای آن پاسخی پیدا کنید چون تصمیمی است که گرفته شده است و کسی هم نمی تواند در مقابل این تصمیم حرفی بزند

[ پنجشنبه نهم بهمن 1393 ] [ 12:29 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

گر چه دانى که نشنوند بگوى
هرچه دانى ز نیک و پند
زود باشد که خیره سر بینی
به دو پای اوفتاده اندر بند
....................................
همه ما به نوعی از سخت سری هایی که در قبال گفتمان انتقادی معمول در جامعه واز سوی مسئولان بکار می رود ملول ودل غمین می باشیم وبه خود نهیب می زنیم که چرا در جایی وبا کسانی حرف می زنیم که می دانیم کسی برای شنیدن وبه گوش گرفتن حوصله و فرصتی ندارد و یا چنان غرور ناشی از بی نیازی در آنها ریشه دوانده که نیازی به شنیدن در خود احساس نمی نمایند والحق هم که چنین ملالت و دل چرکینی طبیعی می باشد واگر کسی تنها به خاطر همین موضوع نخواهد بنویسد و نخواهد فریاد بزند نباید بر او حرجی را وارد دانست و یه به شماتش اقدام نمود
اما از آنجا که بنی آدم اعضای یک پیکردند و در یک جامعه توسعه یافته همه سرنوشت ها در گرو مشارکت همگانی و نظارت افکار عمومی می باشد براین اساس آنکه ادامه می دهد و می گوید و فریاد می زند تا مبادا بر اثر غفلت خسارتی بر حرث و نسل مردم وارد گردد انسان خود انگیخته ای می باشد که بوظیفه و رسالت انسانی خود عمل می نماید باید براو آفرین گفت و دلگرمش داشت به این نکته که اگر امروز گوش ها برای شنیدن سنگین شده است و دلها به خاطر قرار گرفتن در باد غرور سنگی شده اند فردایی خواهد بود که در آن آدمی را تنها به خاطر عمل ننمودن به وظیفه انذار دادن وهوشیار ننمودن به صلاب�~��خواهند کشید زیرا که ممکن است عده ای تنها به خاطر خیره سری و عدم ابرام و اصرار دیگران دچار صدمه و زیان گردند و یا دیگران را به خسارت و زیان بعضا هنگفت بیاندازند واین واقعیتی می باشد که اگر امروز کسی متوجه آن نباشد مسلما تاریخ بدان گواهی خواهد داد

[ پنجشنبه نهم بهمن 1393 ] [ 12:28 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

همانگونه که همه دوستان عزیز می دانند از محل بی توجهی های صورت گرفته در شورای سوم ،مردم در انتخاب شورای چهارم منطق انتخاب بر پایه موجه بودن افراد را ترجیح دادند و ازاین روی شورایی بوجود آمد که احساس می شد این موجودیت حداقل بتواند محوریت منطق را به امور شهرداری باز گرداند و فتح البابی کند که بعد از آن مردم بتوانند انتخاب احسنی داشته باشند اما متاسفانه نه تنها این گونه نشد بلکه شورا ابتدا با انتخاب شهرداری که با دانش و مهارت علمی روز آمد چندان رفاقتی نداشت وندارد وتلاش می نمود و می نماید که با سبک های قرون وسطایی ومندرسی چون فریاد کشیدن ،دیکته نمودن ،اعمال اقتدار از بالا به گذران وقت برسد وسپس با بستن راه ارتباط با دانایان شهر و تن دادن به کمسیون های نیم بندی که اعضاء در آن با تغییر در ردیف نام اعضاء شورا تشکیل می شود منفذ های ورود فکر نو ومطالبات علمی به شهرداری را ببندد در عمل شهرداری و شورا را به موجودیت های بی تحرک وفاقد ارتباطی تبدیل نمود که اگر نگویم بدتر از شوراهای گذشته حداقل می توانم عنوان نمایم که مثل آنها در فرصت سوزی بی بدیل بوده است 
حادث شدن این دو سیاست در سطح شهرداری موجب شد که ابتدا سند چشم انداز توسعه ای شهر در خاستگاه شهرداری تدوین و تالیف نگردد وازاین محل شهرداری به روز مرگی دچار شود تا جایی که با عدم تدوین سند چشم انداز عملا سازمان زمین گیر،فربه و بی برنامه شهرداری به جای سمت یابی به سوی داشتن فعالیت های بنیادی به سوی فعالیت های ماجراجویانه فاقد حداقل های هیجانی لازمه چنین فعالیت هایی سوق داده شود که آخرین آن اقدام عجولانه وفاقد پشتوانه شهردار ابهر در تغییر نام بلوار طالقانی شمالی به بلوار پیامبر اعظم (ص)می باشدکه دراین باب سخن فراوان است که فکر می کنم ورود بدان حوصله ومجال زیادی می خواهد که حداقل دراین مقال نمی گنجد اما سئوال هایی را مطرح می نمایم تا بلکه دوستان با تامل در آنها تا حدودی با مشکلات موجود و ابهام هایی که می تواند فلسفه انجام چنین کاری را زیر سئوال ببرد آشنا گردند
1- آیا در ابهر تمام مشکلات و گرفتاری های عمرانی و فرهنگی برطرف شده است که شهرداری ابهر فرصت یافته تا بر مبنای فعالیت های با برنامه فرهنگی!!! به تغییر نام خیابان ها بپردازد؟
2- آیا شورا و شهرداری ابهر می دانند که اگر در تهران نام بزرگان دین برای معابر عمومی مورد استفاده قرار می گیرد عمدتا برای نام بزرگراه ها می باشد ؟
3- آیا شهرداری و شورای ابهر می دانند که نام خیابان ها رفته رفته و در محاوره تغییراتی می یابند و هر اتفاقی که در آنها واقع شود منتسب به نامی خیابانی می شود که آن اتفاق در آن واقع شده است؟
4- آیا شهرداری و شورا نمی توانستند و نمی توانند کتابخانه بزرگ شهر و یا سالن اجتماعات در حال احداث شهرداری را به نام پیامبر اعظم (ص) نامگذاری نمایند؟
5- آیا شهرداری و شورا نمی توانند بلوار خروجی اتوبان را احداث نمایند و نام آن را به نام پیامبر اعظم (ص) اختصاص دهند؟
بلی می شود همه این موارد را در نظر گرفت و کار مورد نظر را به انجام رساند اما چرا شهرداری بی توجه به همه این موارد و بی توجه به اختلالاتی که این تغییر در امور عمومی مردم ایجاد می کند دست به چنین اقداماتی می زند سئوالی است که برای من نگارنده چندان مبهم نمی باشد اما بهتر آن است که برای آگاهی مردم هم که شده شهردار و یا روابط عمومی آن سازمان به مردم بگویند که دلیل این تغییر نام در چیست

[ پنجشنبه نهم بهمن 1393 ] [ 12:18 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها
.........................................................
بدون تردید انسان از محل بی توجهی ویا عدم دور اندیشی به افعالی دست می زند که در صورت علنی شدن می تواند بی اعتباری و بی آبرویی ایجاد کند وتازه پس از انجام با سعی به ثمری می کوشد که آن را به صورت رازی مکتوم گذارد اما نمی داند که قواعد و قوانین خلقت به نوعی در کنار هم چیدمان شده اند که به روزی هر راز و سری را افشاء وبر ملا خواهند نمود واین روز ممکن است که دیر وزود داشته باشد اما به یقین سوخت و سوز ندارد مخصوصا آنجا که گروهی در پی آن باشند که با بدست آوردن کزکی سوژه ای برای گردهم آمدن و خندیدن داشته باشند 
والحق که همه داستان انسان بر افشای راز آنان که خود را زرنگ می دانستند و می دانند و عبرت گرفتن از آنچه که واقع شده است استوار می باشد اما حیف که انسان از سر جهل به غفلت می رسد

[ پنجشنبه نهم بهمن 1393 ] [ 12:17 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

گفتمان حزبی
زمانی که از مولفه های ساختاری در گفتمان حزبی سخن به میان آمد و در دو بخش عمده قانون مداری و مردمسالاری بخش هایی ازاین ساختار مورد بررسی قرار گرفت این سئوال و یا ابهام در ذهن برخی از دستان بوجود آمد که چگونه وبر مبنای کدام معیار و ارزش تقدم و تاخر این مولفه ها انجام شده است مثلا در جایی که مردم سالاری شکل نگرفته چگونه می توان امیدوار به تدوین قوانین شفاف و مدافع حقوق عمومی شد تا با اتکاء بدان بشود مردم سالاری را محقق ساخت ویا چگونه بدون دست یابی به توسعه سیاسی می توان حکم بر راه اندازی حاکمیت مردم سالارانه داد
این ابهامی بسیار مهم می باشد زیرا که تاثیر متقابل هریک از مولفه های مورد اشاره چنان مهم می باشد که بدون در نظر گرفتن این اهمیت نمی توان گفتمانی زنده و منطبق بر نقدی بالنده را راه انداخت اما باید بخاطر داشت که این مولفه ها در یک ارتباط مداری با هم در تعاملند و در چنین روندی نمی توان ابتدا و انتهایی برای آن و یا اولیت و تاخری برای یک یک مولفه ها در نظر گرفت و اگر در نوشتار چنین احساس می شود که تقدم وتاخری وجود دارد تنها برای ارائه مطلب است و هیچ مقصودی جزی این در نظر نمی باشد زیرا که نگارنده اعتقاد دارد که در گردش مداری اگر هریک ازاین مولفه های حذف گردند چرخه به خودی خود عبث خواهد شد 
توسعه سیاسی
بی گمان سیاست را می توان مدیریت تنزیل تضادهای منافع در میان طبقات ولایه های اجتماعی و بالاتر ازآن تقویت مشترکات منفعتی میان مردم از طریق اعمال مدیریت قدرت تعریف نمود و یا به عبارتی سیاست را علمی دانست که از طریق اعمال اصول آن جامعه می تواند به برخورداری حداکثری و بالسویه از منابع و فرصت ها برسد برخورداری که محصول آن حاکمیت منطق همه برای یکی و یکی برای همه خواهد بود پس با این تعریف 
توسعه سیاسی را در یک اشل واضح و روشن می توان عبارت از تلاشی دانست که برای دست یابی به افزايش ظرفيت و كارآيي يك نظام سياسي در حل و فصل تضادهاي موجود در منافع فردي و جمعي، تركيب مردمي تصمیم سازی ها وتصمیم گیری ها ودر نهایت فراهم آوردن ظرفیت آزادگي وبالندگی در اعمال تغييرات اساسي به انجام می رسد زیرا که دست یابی به چنین ساختاری می تواند یک موقعیت آرمانی محسوب گردد که بدنبال خود نوعی تعالی در مشارکت های سیاسی را بدنبال خواهد داشت
و یا به عبارتی وضعیتی را نشان خواهد داد که اگر تحقق یابد مردمان بر اثر آگاهی و تجربه بسیار قابل اتکایی که بدست می آورند می توانند و یا به نوعی می کوشند که در طراحی و برنامه ریزی و حتی اجرا و تحقق تمام فعالیت ها به نوعی مشارکت گسترده داشته باشند تا با به نتیجه رسیدن قطعی آنها که توام با محصولات بسیار گرانبهایی خواهد بود به آرامش و آسایش مورد نیازکه برای ساختن یک مجموعه انسانی مورد نیاز است دست پیدا کنند
حال اگر بخواهیم از درون متن فوق مختصاتی را برای توسعه سیاسی در گفتمان حزبی استخراج نماییم می توانیم بگوییم که اصلاح طلبان و به تبع آنان حزب اراده ملت ایران خود را ملزم می داند که برای
1- كارآيي نظام سياسي موجود در حل و فصل تضادهاي حاکم بر منافع فردي و جمعي
2- تركيب مردمي مراکز تصمیم ساز وتصمیم گیر
3- فراهم آوردن ظرفیت آزادگي وبالندگی در اعمال تغييرات بنیادین
طرح و برنامه ارئه دهد و یا به نوعی با افزودن به آگاهی های عمومی وکارآ نمودن نهادهای مدنی و اجرایی شرایطی را فراهم آورد که درآن تضادهای منفعتی در میان مردم به حداقل برسد و همفکری و تعامل برای دست یابی به توسعه همه جانبه و پایدار جای خشونت و اعمال اراده مستبدانه را بگیرد
برای تحقق این هدف باید باور نمود که توسعه سیاسی در درون یک نظام اجتماعی با بالا بردن مشارکت عمومی در فهم شرایط و اهمیت اتخاذ تصمیم های شفاف که به تولید مفروضات روشن،معیارهای قابل اندازه گیری،ارزش های متقن ودر نهایت ماکتی از آنچه که آرزو و وایده آل عمومی حاصل می آید ومی تواند علاوه بر عوامل سیاسی ومشارکت دراین عرصه بر کلیه زیر ساخت های جامعه مدنی چون عوامل اقتصادی،فرهنگی و فعالیت هایی که در حوزه های غیر اقتصادی فعالیت می نمایند تاثیر بگذارد وبا تعالی بخشی به مصرف عمومی در حوزه های اقتصادی و فرهنگی زمینه تولید محصولات مادی و معنوی متکامل تری را فراهم آورد محصولاتی که هریک ازآنها می توانند منشاء تغییرات مثبتی در اجتماع و روند توسعه گردند .
همه آنچه که گفته آمد احتمالاتی است که اصلاح طلبان و حزب اراده ملت ایران می باید آنها را برای تحقق در سر لوحه فعالیت های خود قرار دهند زیرا که تنها با تحقق تصورات فوق است که می توان روندی را راه انداخت و با استفاده از افکار عمومی به تعالیش امید بست تا از درون آن 
1- نظارت بر شکل گیری و روند متعالی توسعه سیاسی
2- ممانعت از ورد سلایق وبرداشت های منفعت و مصلحت جویانه فردی وگروهی در روند توسعه
3- افشا وروشنگری مناسبات و روابطی که مانع از ادامه کار متعالی در عرصه توسعه سیاسی می شوند
4- شناسایی و افشای فرایند هایی که به تولید ویا پیچیده شدن تضاد منافع در میان لایه ها وگروه های اجتماعی منجر می گردند
5- کمک به شکل گیری روند آزاد و فراگیر حضور و مشارکت مردم در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها
6- روشنگری مستمر در خصوص روابطی که توسعه سیاسی با توسعه در دیگر حوزه های اجتماعی دارد تا مبادا این روابط مختل شود
استخراج گردد و پرورش داده شود
باید بخاطر داشت که در پیدایش بسیاری از اختلالات اجتماعی که تاریخ کشور ما گواه روشنی از آنهاست بی توجهی به تنزیل تضادهای طبقاتی موثر بوده است بی توجهی که مانع اصلی در برابر توسعه سیاسی بوده است توسعه سیاسی که اگر دراین کشور رخ می داد دیگر نیازی نبود که این همه هزینه و آنهم از نوع سنگین آن تنها برای صحبت نمودن در خصوص آن داده شود .

[ پنجشنبه نهم بهمن 1393 ] [ 12:16 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات وب
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

"رنگ وابزار اسدی شناط میدان آزادی" "نصب دوربین های مدار بسته عسگری شناط روبروی درمانگاه بیست و دوبهمن" "پارچه سرای اطلس شناط میدان آزادی ابتدای خیابان سپاه" "کبابی گلچین شناط میدان آزادی" "فروشگاه لوله و اتصالات برادران علیمردانی شناط میدان آزادی"