وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر
خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه
 
                              عكس متحرك از گل  و دسته گلهای زیبا-www.jazzaab.ir
ضمن عرض سلام وخوش آمد محضر تمام عزیزانی که لطف می کنند و با باز نمودن صفحه پیش روی فرصتی را برای مطالعه مطالب وبلاگ ایجادمی کنند درخواست دارم که با گذاردن نظرات برآمده از انتظاراتتان مرا در راهی که پیش رو دارم برای تولید هرچه بهتر مطالب مورد ارشاد و هدایت قرار دهید مطمئن باشید که تمام انتقادات و راهنمایی های شما را به دیده منت پذیرا خواهم بودواز همه آنها در تغییر نگرش و گفتمانم بهره خواهم جست.
مطالب عقیدتی نویسنده را در شناط وب مطالعه فرمایید.
مطالب ادبی به قلم نویسنده را در آرس اینترنتیhttp://www.delshodeghan1.blogfa.com/ مطالعه فرمایید.
برای تجدید خاطره با گذشته حتما به گالری تصاویر وبلاگ سری بزنید
برای مشاهده هنرمندی جوانان ابهربه http://samr.zanjanblog.com/ مراجعه فرمایید.
برای آگاهی ازفعالیت های نماینده منطقه در مجلس به وبلاگ http://www.abharkoram.blogfa.com/ مراجعه فرمایید.



[ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 6:10 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

تحقق شتاب چشم گیردرفرایند توسعه استان زنجان در گرو احساس مسئولیت وفعالیت مطبوعات و رسانه های متعهداست
..........................................................................................
متاسفانه بد استفاده نمودن ما از کلمات باعث شده که نتوانیم از تمام ظرفیت های ادبیات برای بیان مقصود ویا تبیین آرمان ها استفاده نماییم به عنوان مثال یکی ازکلماتی که ما بیرحمانه آن را سلاخی نموده ایم ویا بخش قابل اعتنایی از ظرفیت ادبیات که توسط ما به حاشیه رانده شده است در همین کلمه تعهد مستقر است که بدبختانه امروز هرجا که بکار گرفته می شود مقاومت هایی را بر می انگیزاند مقاومت هایی از این منظرکه گویی استفاده کننده ازآن قصد دارد با استفاده از این مضمون حصاری دور موجودیتی خاص بکشد ویا با مصادره به مطلوب آن دیگران را در تنگنا و مشکل قرار دهد
اما اگر به آنچه که مطبوعات موظف به انجام آنهاست توجه نماییم ویا تاثیراتی که رسانه ها می توانند در زندگی تک تک ما وروند رفتاری جمعی ما اعمال کنند تمرکزی داشته باشیم متوجه خواهیم شد که اگر مطبوعات ویا رسانه ها متعهد به تحقق آنها باشند بخش قابل ملاحظه ای از هزینه های جامعه کاسته خواهد شد وسرعت دست یابی به نتایج ومقاصد طراحی شده افزون خواهد گردید
مثلا آنجا که در تاثیرات رسانه ها عنوان می شود که درست کار کردن آنها و محقق ساختن وظایف وکارکردهای رسانه ها منجر به پیدایش اتحاد واتفاق در جامعه می شود آیا نمی توان با اشاره به خطراتی که تفرقه ایجاد می کند گفت و انتظار داشت که رسانه ها می باید متعهد به تحقق رسالت خود در ایجاد وارتقای سطح کیفی وکمی اتحاد عمومی باشند تا با پیدایش اجتماعی متحد ومتصل بهم بشود از تمام ظرفیت های فکری فیزیکی آن در مسیر بهبود مستمر شرایط استفاده نمود؟ 
ویا آنجا که طبق تعاریف جهانی و نتایج برآمده از جنبش مشروطه مطبوعات ورسانه ها رکن چهارم دمکراسی پس از مجلس،دولت و قوه مستقل قضایی شناخته شده است ومی باید از طریق کار نظارتی وراه انداختن فرایندهای مواخذه گرانه مانع از انحراف ودوباره کاری گردد نمی توان از رسانه ها خواست که بی توجه به منافع فردی وگروهی تنها به چیزی بیندیشند که باعث اعتلای نگرش و رفتار عمومی در صیانت از منافع ملی و حفاظت از روند با برنامه توسعه وپیشرفت می گردد؟ 
آری تعهد خصوصیتی انسانی است که به ضرورت استمرار و تعالی اگر شکل بگیرد می تواند بسیار اثر گذار در شکل گیری تحولات وتغییرات فراگیر وعمیق باشد 
حال اگر با این پیش زمینه ذهنی وتاریخی بخواهیم به مبحثی تحت عنوان توسعه استان زنجان وارد گردیم ودرکنار مجمع نمایندگان استان که متاسفانه هیچ گاه در استان ما دارای تشکیلات قوی وموثری نبوده وبیشتر در حد نام ویک تابلو باقی مانده است.
ادارات واستانداری که نمایندگی دولت در استان را داشته اند و متاسفانه بیشتر تابع نعل بالنعل بخشنامه و آیین نامه بوده اند وکمتر علاقه مند به بومی نمودن نگاه دولت به استان وبهره گرفتن از پژوهشگران استان در تصمیم سازی ها وتصمیم گیری ها ویا مشارکت در تنظیم اسناد ملی بوده است
و دادگستری استان که متاسفانه مجبور بوده هزینه تمام کم کاری ها و بی توجهی مسئولان ونمایندگان استان را بدهد وکمتر خواسته تا با گرفتن انگشت اشاره به عاملان این کم کاری ها وتشکیل پرونده قضایی باعث عزل مسئولان ناکارآمد واصلاح قطعی معایب گردد.
کارنامه مطبوعات وکارکرد وتاثیر آنها را در شکل گیری شرایطی که بر استان حاکم است وازآن بوی زمین گیری وبی رمقی می آید مورد بررسی قرار دهیم ملاحظه خواهیم نمود که متاسفانه در مطبوعات ورسانه های استان(با عنایت بدلایل مشخص) کمتر نشانه ای از تعهد به تحقق وظایف ورسالت آنها به چشم آمده است واگر گاه گاهی هم صدایی وتحرکی همچون امید زنجان،بهار زنجان،موج بیداری به چشم ویا گوش آمده ورسیده آن هم بعضا در زیر فشار رسانه ومطبوعات بی توجه به تعهدات خود کم رنگ وکم اثر شده است و یا حتی همانند آن چیزی که در داستان بهار زنجان ثبت در تاریخ شده است زمینه وبهانه حذف توسط خود همان فعال رسانه ای تولید شده است 
اما امروز که نغمه های امیدوار کننده ای از مدیریت عالی استان در بحث توجه جدی وبا برنامه به موضوع توسعه به گوش می رسد و خوشبختانه این تحرکات به اقدامات عینی منجر گردیده تا جایی که اطاق فکر های متعددی در استانداری شکل گرفته تا در بحث تهیه وتدوین سند توسعه ای ششم کشور استان زنجان نقش فعال وزنده ای داشته باشد
این واقعیت می باید در دستور کار مدیران مسئول و فعالان مطبوعاتی ورساانه ای استان قرار گیرد که آنها هم می باید متعهدانه در موضوع توسعه استان وارد گردند وبا عمل به اخلاق حرفه ای و تکیه بر کار با برنامه وسازمان یافته دنبال کمک به افزایش دقت وسرعت فعالیت دستگاه های دولتی و اشتیاق صاحب نظران استانی در همکاری با استانداری باشند زیرا که اگر چنین نکنند مسلما در برابر تاریخ ووجدان آگاه نسل های آینده شرمنده خواهند شرمنده ازاین که فرصت دست داد وآنها با تعلل وعدم تعهد آن را از دست دادند
امروز مطبوعات استان موظف است با تقویت روحیه واشتیاق استاندار محترم در موضوع سمت دهی به چالش های فکری ومدیریت منابع انسانی برای تولید فکر در مسیر دست یابی توسعه دو کار عمده را به انجام رساند
1- مشارکت در تولید فکر و نشان دادن ظرفیت های استان در مسیر توسعه
2- باز نمودن فضای گفتمانی زنده وپویا بین صاحب نظران ومسئولان 
تا ازاین طریق بتوان به صورت جامع و با راه اندازی فرایندی کلان نگرانه به مسائل وتنگناهای ضد توسعه ای در استان پرداخت وآنها را با کالبد شکافی جدی وبا برنامه از مسیر توسعه استان کنار زد
ادامه دارد

[ پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 ] [ 6:1 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

چرا فیس بوک به عنوان یک عنصر فرهنگی نتوانسته در ایران بر سرعت تحولات وتغییرات فرهنگی تاثیر عمیق داشته باشد؟
.......................................................
1- چون بدان به عنوان رسانه نگاه نشده است 
2- فرهنگ استفاده از چنین امکانی نهادینه نشده است 
3- ما عادت داریم که فرصت وامکاناتمان را صرف مشغولیت بکنیم 
4 - فلسفه وجودی چنین امکاناتی را بومی نکرده ایم
..............................................................................................
دوستان عزیزی که به این موضوع توجه نموده وبا ارسال کامنت هایی در واکاوی موضوع مشارکت کرده بودند نخواسته بودند که به این نکته توجه داشته باشند که ما به هر حال وبا هر نیتی بخشی وسیعی از عمرمان را در فیس بوک می گذرانیم وبه نوعی اگر از ما يرسیده شود که در فیس بوک چکار می کنید ياسخ خواهیم داد که از طریق این امکان می خواهیم خود را به محیط يیرامون يیوند زنیم و این به عبارتی صرف نمودن عمر برای چیزی ویا در جایی است که می بایدبا دست یابی به تغییر و از طریق یاد گرفتن محصولی بدست آید زیرا که بزرگترین سرمایه انسان عمر می باشد 
براستی آیا با فعالیت هایی که از ما در فیس بوک سر می زند و همه آن نشان از تکرار مکررات دارد می توان امید وار به دست آوردی تغییر بنیان شد ؟
مثلا روزانه دوستان زیادی منجمله خودمن دهها مطلب در حوزه اخلاق وبا محتوای اندرز و یا باز خوانی خصوصیاتی که در مکتب اخلاقی اسلام و یا آیین و فرهنگ ایرانی بدانها تاکید وتکیه شده است و در بیشتر آنها روی سخنمان با مسئولان ودست اندرکاران خوب و بد زندگی مردم است تولید ومنتشر می نماییم 
آیا فکر می کنید که میخ آهنی نصیحت و اندرز افرادی چون من در گوش و قلب سنگی کسانی که خیلی وقت است به ناشنیدن عادت کرده اند ویا با هزاران بار شنیدن حرف هایی از این دست خود را عادت داده اند کارگر می افتد؟ 
ویا بسیاری از دوستان من وما هستند که روزانه نه دهها بلکه صدها وهزاران مطلب در خصوص روابط فیزیکی زن ومرد ویا مطالبی با این مضمون به نگارش در می آورند 
آیا فکر می کنید که حتی اگر با چنین مطالبی بتوانند مخاطبانی خاص برای خود پیدا کنند و با آنها مراودات هیجانی و حسی خاصی برقرار نمایند امکان آن بوجود خواهد آمد که بتوانند به لذتی دست بیابند که بتواند خلاء حسی از دست دادن عمر را در آنها ير نمایند ؟
در ياسخ مطمئنا نمی توان جز به نه رسید زیرا که عمر کمیتی از انسان است که تنها می توان با کیفیتی جای آن را پر نمود و مسلم است که تا به چنان کیفیتی که باعث رضایت می شود دست يیدا نکنیم یک شکاف و خلایی را در خودمان احساس می کنیم که جز به عذاب به چیز دیگری تبدیل نخواهد شد
اما آن کیفیت جایگزین چه می تواند باشد؟ سئوالی است که باز تنها یک جواب برای آن قابل تصور است وآن جواب همانا دست یابی به مدارجی از توسعه در خود می باشد که می تواند با مرتبط نمودن فرد به مدارجی از درک ودانایی که اگر بکار گرفته شود عاملی برای تغییر می گردد اینگونه به انسان الغا نماید که عمر به بیهودگی سيری نساخته است 
براستی با این چیز هایی که ما اساسا بدانها فکر می کنیم و در خیلی از اوقات فکرمان را بلند نموده و به دیگران انتقال می دهیم برضایتی دست می یابیم که بتواند درد جانکاه از دست دادن عمر را کاهش دهد ویا قابل تحمل نماید ؟
پس اگر با تمام تلاشی که در حضور وهمراهی با دوستان فراوان در فیس بوک رضایتی را در خودمان احساس نمی کنیم نه ازاین نظر است که دوستان مطالب مارا نمی خوانند ونه ازاین نظر است که حرف ها بوی کهنگی می دهد ویا ....بلکه به خاطر آن است که در برابر عمری که در بودن با فیس بوک بهدر می دهیم چیزی ازآن بدست نمی آوریم که لذت بخش باشد ویا رضایتمان را جلب نماید واین ناشی از آن است که در اطرافمان و در کشور های دیگر تغییراتی را می بینیم که منشاء در وجود عناصری فرهنگی چون فیس بوک دارد اما چون به خودمان نگاه می کنیم فیس بوک را هم چیزی می بینیم در قواره ادبیاتمان،سینمایمان تلویزیون مان وحتی زندگی روز مره مان 
براستی فیس بوکی که ما ایرانی ها محتوای آن را ساخته ایم چه تفاوتی با کوچه وخیابان ما ،رادیو وتلویزیون ما،سینمای ما ،مدارس ودانشگاه های ما و......که به رخوت و خستگی و بی تفاوتیمان سوق داده اند دارد ؟

[ پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 ] [ 6:0 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

صوفی از صومعه گو خیمه بزن بر گلزار
که نه وقتست که در خانه بخفتی بیکار
خبرت هست که مرغان سحر می‌گویند
آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار
......................................................
همیشه دو سئوال اساسی ذهن مرا با خود در گیر داشته است که عبارت بوده اند از
1- خلقت این همه مظاهر ومواهب برای چه بوده است ؟
2- چرا انسان در نگاه به صور مختلفی از خلقت وتوجه به این نکته که باید با تلاش وکوشش ازآنها بهره ببردخود را به تنبلی وکاهلی می زند و یا تنها با مشغول شدن به کلاس و مدرسه وتحت این عنوان که می خواهم بدانم خدا کجاست نمی خواهد که با تلفیق و ترکیب این مخلوقات بدنبال گم شده واقعی خود باشد ؟
براستی اگر قرار بود انسان تنها زنده بماند و دراین زندگی دنبال خدا باشد چرا خداوند تمام مایحتاج او را چون شیر مادر آماده ودر نزد امینی چون مادر قرار نداده است تا هر وقت بدان احساس نیاز نمود با گریه ای ویا اشاره ای آن شهد شیرین وکامل در کامش ریخته شود تا با کسب انرژی لازم دنبال خدا باشد ویا به عبارتی با متفرق و مخفی نمودن راه دست یابی به بسیاری از منابع انسان وا داشته شده است تا نان از درون سنگ بکاود؟
مطمئنا این سئوال جواب جامع وکاملی دارد که انسان امروز تا حدودی بدان دست یافته است اما قطعا جواب نهایی آن به انسان نشان خواهد داد که همه زندگی خوردن وخوابیدن و وبال گردن دیگران شدن تحت این عنوان که من کارم تحقیق ومطالعه ویا فراگرفتن علم است ودیگر نیازی به این ندارم که روزیم را در درون سنگ بکاوم ومی توانم سنگینی زندگی را بر دوش دیگران بیاندازم چون به جای آنها دنبال خدا ومعرفت به او می باشم نیست
براستی چرا در زمانه ما این گونه شده است که حتی تلاش برای ياسخ به دغدغه هایی که ذاتی انسان است و دلمان می خواهد که با کندو کاو در اعماق موجودات به سئوال هایی که داریم جواب های مناسب بدهیم منتهی به این نتیجه وبرداشت شده است که می توان همین کار وفعالیت را هم بهانه ای برای تحمیل زندگی و نیاز های آن به مردم نمود مگر در ادوار گذشته که افرادی چون ابوعلی سینا ،ابوریحان بیرونی و هزاران مسئله آموز مدرسه عشق ومدرس شده درآن دنبال تحقیق و کسب معرفت در علم دین تن بکار می دادند و روزی خود را از کار وحرفه دیگری ابتیاع می کردند وتواستند دست آوردهای تاریخی وجاودانه ای بدست آورندکه تا به امروز کسی نتواند به گرد يای آنها برسد نمی توانستند مردمان را وامدار نتیجه تحقیق و مطالعه خویش بدانند وبابهره گرفتن ازآنها خود به راحتی وآسودگی زندگی کنند.
در کدام بخش از تاریخ ودر داستان زندگی کدام محقق دینی مشاهده شده است که آنها بخواهند تنها از محل توضیح مسائل شرعی ویا معارفی که در رابطه با خدا و علوم دینی بدست آورده اند به گذران زندگی بيردازند که در عهد ما چنین شده است؟ 
آری مدرسان ومحققان در مکتب خانه های گذشته متکی به شهریه هایی بودند که مردمان و برای آموزش فرزندانشان بدانها می دادند وآنها هم در کنار علوم دینی به فرزندانشان ریاضی،ادبیات،تاریخ وحتی علومی چون يزشکی ،شیمی و...یاد می دادند ومطمئنا اثر گذاری یک مدرس و محقق علوم دینی که به علوم بدنی نیز مسلط باشد بسیار بیشتر از دوستانی خواهدبودکه تنها با تکیه بر علوم دینی وکسب درآمد از طریق آن متکی می باشند واز همین جاست که سعدی حکیم خواب وبیکاری در خانه را مذموم می شمرد و همنوایی با مرغان سحر خیز برای رستن از بند خواب وتلاش برای ساختن زندگی را وظیفه ای برای انسان صوفی که صومعه رامامنی برای راحتی خویش ساخته عنوان می دارد

[ پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 ] [ 6:0 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

بشوی اوراق اگر همدرس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد
............................................
درست است که کتاب ودفتر ابزار مناسبی برای ره یابی به تجربیات و استفاده از فنون ودانشی که دیگران برای دست یابی به حقیقت ازآنها بهره برده اند می باشند اما همه راه ممکن دراین مسیر این نیست ونخواهد بود زیرا که اولا شرایط متغییر می باشند ودر هر برهه ای از زمان استفاده از روش وراه متناسبی با شرایط لازم است تا حرکت را به نتیجه منتهی نماید وثانیا خود فرد هم مسئول است تا در انتخاب راه و مسئولیت آنچه که يیش خواهد آمد به ابتکار عمل ومدیریت خود تکیه نماید تا اگر اتفاق نايسند و غیر مترقبه ای يیش آمد خود او هم مسئولیتی در قبال راه ونتیجه داشته باشد 
يس ای آنکه دل بدریای زندگی انسانی سيرده ای وسردر گرو یاری داری که دست یابی بدو می تواند هدف زندگیتان باشد تلاش کن که در ادامه راه ودست یابی به هدف عشق را تنها در دفتر وکتاب دنبال نکنی بلکه برای آن در صحن حیات فضایی برای نشو و نما در نظر بگیر و از خودت برای مدیریت آن ابتکار به خرج بده

[ پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 ] [ 5:52 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

تا مرا عشق تو تعلیم سخن گفتن کرد
خلق را ورد زبان مدحت و تحسین من است
..........................................................
بدون اغراق تربیت یافته مدرسه عشق در از خود گذشتگی ،صراحت کلام و فرار از ترس که نام آزادی می یابد چنان تربیت آموز و دلداده می شود که می تواند شهره آفاق شود تا جایی که دیگران در انتخاب و همرهی با او سر ودست بشکنند
يس ای آنکه ادعای دل دادگی و سر سيردگی به آستان جانان داری سعی کن که در مرامت به صراحت لهجه،آزادگی و از خود گذشتگی نشاندار شوی تا مصداق این ابیات از حافظ گردی

[ سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 ] [ 11:56 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

بی گمان هیچ یک از ما دوست نداریم که اختیار انتخاب راه و یا نوع مشارکت وهمراهی مان با روند تحولات وتغییرات اجتماعی مهندسی گردد زیرا که انسان طبعا موجودی دوستدار برخورداری از حق انتخاب وياسخگویی در بد وخوب اعمال خود است.
هرچند که این علقه تاریخی در انسان همیشه سرکوب گردیده ویا با ابداع واختراعاتی که در عرصه اطلاع رسانی و تعمیم قلمرو آن تا خصوصیترین نقاط زندگی او صورت گرفته این سرکوب نرم، زیر يوستی ومهندسی شده گردیده است که برای درک چرایی بهره گیری از لفظ مهندسی در موضوع سرکوب اشتیاق ومیل باطنی انسان به برخورداری از حق آزادانه انتخاب لازم است که ابتدا به تعریفی روشن از مهندسی اقدام نماییم تا يس از آن بتوانیم شقوق این تعریف را در موضوع رسانه ها و فعالیت های مهندسی مدارانه آنها در هدایت افکار عمومی و همچنین ساختن اطلاعات واخبار که مذموم شناخته می شود مورد واکاوایی قرار دهیم 
مهندس در لغت عبارت است از . [ م ُ هََ دِ ] (معرب ، ص ، اِ) (معرب از اندازه ٔ فارسی ) مهندز. اندازه گیرنده . (غیاث ). تقدیرکننده . (مهذب الاسماء) محاسب . شماردار. مقدر 
که اگر به دو مفهوم عمده تقدیر کننده و مقدر که به نوعی اشاره به اعمال کننده منظور در رابطه با دیگران می نماید توجه نماییم مهندسی را می توان نوعی تعیین سرنوشت از نوع حتمی ولایتغییر آن دانست 
حال اگر همین تعریف از مهندسی را با مضمون مهندسی کردن منظور نظر بداریم به این نتیجه خواهیم رسید که اعمال کننده این مشی در عمل تلاش می نماید که با حذف قدرت اختیار واراده انتخاب مجموعه ای را در راهی وارد نماید و یا در راهی داشته باشد که طبق اراده وانتخاب او تعیین شده است با این تعریف مشخص می شود که اساس مهندسی در تمام حوزه ها می باید متکی بر کار فرهنگی یعنی همان حوزه ای اعمال شود که در آن مطبوعات ورسانه ها حرف اول و آخر را می زنند ویا به نوعی در آن کار کشته ویا مار خورده واژدها شده می باشند.
حال که از مهندسی گفتیم و يایه وبنیان آن را بر عمل در عرصه فرهنگ ورسانه ها یافتیم ضرورت دارد که به چرایی اعمال مهندسی در حوزه های فرهنگی ورسانه ای نیز اشارت داشته باشیم
همانگونه که می دانید انسان موجودی خلاق وفعال مایشاع است ویا کار می کند و تکنیک ومهارت بکار می گیرد تا در تولید خود تغییر ایجاد کند تا راحتر زندگی کند وهمین ممیزه اگر بدرستی راهنمایی وهدایت نگردد انسان هایی بوجود می آیند که سعی می نمایند تا از خلاقیت وفعالیت دیگران برای راحت زندگی کردن خود استفاده کنند وازآنجا که انسان های دیگر همسان آنان دارای درک وشعور می باشند و به مزدوری گرفتن آنها چندان ساده نمی تواند باشد ازاین روی لازم می آید که به نوعی وبا استفاده از روش هایی رابطه آنها با محیط يیرامون بر هم زده شود تا با ایجاد خلاء در تحلیل وتفسیر های آنها از شرایط قدم در راهی گذارند که باب طبع اعمال کننده مهندسی می باشد وازاین روست که کار رسانه ها در ساختن اطلاعات بصورت سازمان یافته مذمومتر از جعل وتحریف اطلاعات وخبر می شود زیرا که جعل وتحریف ممکن است شناسایی وافشاء گردد ویا تاثیر عمومی منهدم کننده ای بر ارتباط افرادد وگروه ها با محیط ژیرامون نداشته باشد اما ساختن اطلاعات وخبر با نقشه راه مشخص و ترویج عالمانه آن که به نهادینه شدن رفتاری و عمومیت یافتن وجوه اخلاقی خاصی بیانجامد کار خطرناکی می باشد که بدلیل ریشه فرهنگی داشتن آن آثارش در بلند مدت ظاهر می شود که ممکن است کار درمان وباز گداندن جامعه به جایگاه اولیه را غیر ممکن بنماید .
با این طرز تلقی باید اذعان داشت که امروزه در جهان اميریالیسم خبری که در بنگاه های خبری بزرگی چون رویتر،آسوشیتديرس ،بی بی سی، سی ان ان و..... سر وشکل می گیرد به صورت کاملا سازمان یافته ومهندسی شده ای جهان را به سمتی هدایت می نمایند که مدیران سیاسی واقتصادی جهان آن را طالبند وبه نوعی این عمل چنان با مهارت و دانش مدیریت رسانه ای به انجام می رسد که حتی تلاش برای مصون ماندن از سیطره آنها خود به عاملی برای نزدیکتر شدن هرچه بیشتر بدانها می انجامد ویا حتی ابزاری می شود تا حربه آنها ير زورتر گردد زیرا که حکومت ها تلاش می کنند تا ازهمان ابزاری به جنگ آنها بروند که از سوی آنها در متلاشی نمودن ساختارهای اجتماعی این ممالک کارگر افتاده است 
حتما متوجه واقعیت شدید ویا به عبارتی دانستید که حکومت ها در جهان در حال توسعه عملا در مسیر مهندسی اطلاعات ودانش مورد نیاز جامعه قرار می گیرند تا بلکه بتوانند با تولید داروهایی که فرمول آنها را ممالک توسعه یافته در اختیار دارند راه را بر ویروس های منتشر شده از سوی آنها بربندند وهمین عاملی می شود تا راه بر آزادی تولید ودسترسی بر اطلاعات بسته شود ،اطلاعات واخبار اسحاله گردد ویا از دروازه های گذر کند که دروازه بان های ماهر وچابکی ازآنها حراست می کنند وچون دراین روش همه آن چیزی که از جهان توسعه یافته می آید با حساسیت ونوعی غضب مورد عنایت قرار می گیرد ودر برخی از اوقات همین عمل مورد خواست وانتظار غرب می باشد تا مبادا از دروازه های جهان در حال توسعه تولیدات علمی عمومی شده در جامعه آنها گذر کندمسلم است که راهی برای گذر مناسبات علمی نو ومبتنی بر بهره گیری حداکثری از موقعیت ها ومنابع حداقلی نخواهد ماند
وازسوی دیگر چون توان تولید دانش و اطلاعات لازمه تعمیق رابطه انسان با محیط يیرامون برای شکافتن طبیعت در جهت ياسخ به سئوالات و نیازها در ممالک در حال توسعه يایین است و یا موانعی در مسیر تولید وجود دارد تا مبادا گستردگی فضا راه ورود با برنامه ممالک توسعه یافته را هموار سازد ازاین روی عقب ماندگی تعمیق می شود آنهم توسط ابزارها وامکاناتی که رسالتشان بر تعمیم چرخه آزاد وسریع اطلاعات ودانش مورد نیاز استوار بوده است 
يس ساختن ویا مهندسی نمودن اطلاعات واخبار توسط رسانه ها یک مانع جدی در برابر توسعه تلقی می شود که متاسفانه در ایران ما بسیاری از رسانه ها بدون آنکه الزامی قانونی ویا فشاری از مرجع قدرتی برای این کار داشته باشند تن بدان داده اند وروز بروز این شیدایی را گسترده می کنند که باید با یک کار سازمان یافته نسبت به وانمایی آثار مخرب چنین اعمال نگرش و عملی اقدام نمود

[ سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 ] [ 11:55 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

هر کسی در حرم عشق تو محرم نشود
هر براهیم به درگاه تو ادهم نشود
گر خردمندی از اوباش جفایی بیند
شادمان گردد و دیگر به سر غم نشود
................................................................
رسیدن به موقعیتی که حکومت بر قاعده تاریخ و قلب مردم را در يی داشته باشد ویا به عبارتی ابراهیم معمولی را به ادهمی تبدیل کند که شهره خاص وعام گردد جز با رسیدن به مرتبت سيردن سر و محرم شدن به اسرار ممکن می گردد.
اما سئوال اینجاست که این مهم چگونه بدست می آید ویا آنکه به چنین موقعیتی رسید چه وجوه وممیزاتی را در رفتار خویش به نمایش می گذارد که هرکسی نمی تواندچنان وجوهی را در خود داشته باشد 
ویا مگر در ابراهیم ادهم چه مختصات رفتاری واخلاقی وجود داشته که هر کسی نمی تواند چون او باشد؟
ابواسحاق ابراهیم بن ادهم بن منصور زید بن جابر بلخی از عرفا و زهّاد نیمه اول قرن دوم هجری از طبقه اول صفویه به شمار می آید. 
تولد او را حدود سال 100 هجری روایت کرده‌اند. وی از امیر زادگان بلخ بود که متحول شده و قدم به دایره سیر و سلوک نهاده بود
میگویند سلطان ابراهیم یک شاه عادل ، مهربان و ملت دوست بود و گاهی اوقات جهت باز دید از رعیت و بمنظور بررسی مشکلات شان خود را تغییر قیافه داده و بشهر گشت گذار می نمود در یکی ازاین بازدیدها او با يسر کوچکی دیدار می کند که در حال گریه بوده است چون از او علت گریه می يرسد می شنود که او گریه را از مادرش یاد گرفته است و چون سبب گریه مادر می يرسد می شنود که
هر وقتیکه مادرم بخاطر غذا پختن در زیر دیگدان آتش مینماید در قدمه اول چوب های خوردو بالای شان چوب های بزرگ را گذاشته و آتش می نماید وچون آتش در چوب های خورد در گرفت بعداً چوبهای بزرگ در میگیرند. حالا ترس من از این بوده که خدا ناخواسته از دست ما خورد ها بزرگان نسوزند و گریه من به این خاطر است 
واین داستان مایه تحول در ابراهیم می گردد.
ویا می گویند که
روزی ابراهیم قصد تفرج خاطر نمود وبه صحرا شد که هنگام غذا يرنده ای مرغ بریان او را از دستش ربود ودر رفت وابراهیم قصد جان مرغ نمود و در مسیر متوجه شد که يرنده مرغ را برای آدم دست ويا بسته ای می برد چون حکایت دید واز مرد داستان يرسید ومتوجه شد که دزدان اموال اورا به سرقت برذه اند از شدت ظلمی که در زیر بلیط حکومت او برآن مرد رفته است از حکومت دست کشید و تصوف يیشه کرد
براستی چرا افرادی چون ابراهیم ادهم بدین سادگی می توانند از قدرت کنار بکشند و راضی نمی شوند که در تحت بلیط آنها به مردم ظلم گردد ویا آنها در ظلم بر مردم مشارکت داشته باشند 
آیا جز این است که افرادی چون ابراهیم ادهم در حرم یار محرم اسرار می گردند و برای رسیدن به یار و کسب رضایت او طعنه اغیار وبی خردان را به جان می خرند 
براستی آیا کسانی نبودند که بر دست کشیدن از قدرت ابراهیم می خندیدند و این کار را دور از عقل می دانستند وآیا در تاریخ ازاین افراد نشانی مانده است ویا تنها ابراهیم ادهم است که نامش در تاریخ چون ستاره ای می درخشد؟

[ سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 ] [ 11:54 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

ای مدیری که ز نوک قلمت
تیر در دیدهٔ اهل نظرست
هیکل نحس تو و اخلاقت
هر یکی از دگری زشت‌ترست
تویی آن حلقهٔ مفقوده که او
بین بوزبنه وجنس‌ بشرست
هرگزافی که به عالم علمست
هر دروغی که به گیتی سمرست
در سیه‌نامهٔ تو مندرجست
در ورق‌پارهٔ نو منتشرست
فکرهای کج و بی‌معنی تو
همچو احکام ستاره شمرست
هرکرا مدح کنی منفعلست
هرکرا قدح کنی مفتخرست
با تو ای مظهر خر، چتوان کرد
تف به گور پدر هرچه خرست‌!

[ سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 ] [ 11:11 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

اگر بخواهیم از فرهنگ منتج از مسافرت روسای جمهور گذشته که ارکان آن بر دید وبازدید،تحرک بخشی ازمنظر اثبات اقتدار به جریان وجناح خاص وتا حدودی رسیدگی به مشکلات وگرفتاری های مردم استوار گردیده است دوری جوییم و به این سفر با مضمون محض بازرسی و ارزیابی مدیری فرادست از مجموعه های زیر دست وتولیت خود نگاه بکنیم انتظارات واقع بینامه ما می باید معطوف به مواردی شود که آن مدیر قادر است ضمن آشنایی ولحاظ آنها در برنامه ها واقدامات آتی دولت خود بتواند دستوراتی در مسیر به حداقل رساندن آثار منفی وتخربیشان در زمان حاضر به مسئولان ومتولیان محلی استان بدهد و یااین گونه نباشد که ما تلی از درخواست ها وانتظارات را در مضمون نامه هایی که مطمئنیم حتی خوانده نخواهند شد تقدیم داریم وچون جواب نگرفتیم بگوییم که ازاساس این دولت در پی حل مشکلات مردم نیست
با این طرز تلقی از سفر احتمالی ریاست جمهور و هیئت همراه به استان زنجان انتظارات شخصی خود از ریاست جمهور را به ترتیب ذیل تقدیم می دارم 
1- توجه و تمرکز ریاست جمهور و هیئت همراه به نوع وکیفیت عملکردی مدیران استانی وشهرستانی در طول یک سال گذشته
بدون تردید کارنامه هیئت دولت توسط عملکرد مدیران پایین دستی دولت در استان ها شکل می گیرد و تصور غلطی می باشد این نکته که دولت تصور کند چون توانسته نرخ تورم را مهار کند و یا تحرکی به رکود در اقتصاد بدهد مردم از عملکرد های آن راضی خواهند بود وبه دولت نمره قبولی خواهند داد زیرا که به تجربه ثابت شده است که مردم برداشت از عملکرد مسئولان ومدیران دم دستی را بزرگ نموده و همه عملکرد وفعالیت دولت را در لوای همان فعالیت ارریابی می کنند ازاین روی دولت اعتدال ویا تدبیر وامید که ملقمه ای از همه جناح ها و ونحله های فکری می باشد بیش از هردولتی در مظان اتهام و تهدید واقع می شود زیرا که با نداشتن یک سند ویا میثاق کلی که مدیران می باید خود را بدان متعهد بیابنددر عمل مسئول فعالیت هایی شناخته می شود که ممکن است خود ریاست جمهور فی نفسه با آن موضع ویا عملکرد مخالفت داشته باشد 
2- ریاست جمهور و هیئت همراه مناسب است که در زمان سفر به استان زنجان ازنزدیک به بررسی نوع محافظت ومراقبتی که از سرمایه های مادی واجتماعی استان و توسط مدیران منتسب به دولت صورت می گیرد توجه نمایند زیرا که چند صباحیست که در کشور واستان اساسا حرمتی برای این سرمایه ها در نظر گرفته نمی شود ودر عمل هم معادن وکانی های استانی در معرض چپاول از منظر عدم مدیریت در برداشت ها و یا واگذاردن آنها به عناصر غیر متخصص قرار گرفته است وهم بزرگان ومعتمدین جامعه موردبی مهری واقع گردیده واز کوران بررسی و اتخاذ تصمیم برای مشکلات رانده شده اند
3- شایسته است که شخص ریاست جمهور وهیئت همراه نسبت به روش های بکار گرفته شده در موضوع توزیع فرصت ها ازمحل استخدام،واگذاری مناصب،برخورداری از تسهیلات بانکی و بهره برداری از موقعیت های اقتصادی با منشاء حمایت های دولتی توجه بنمایند زیرا که متاسفانه روند پرشتاب ایجاد شده در تقسیم بندی مردم به گروه ها وجناح های مختلف شرایطی را بوجود آورده که درآن استعداد وظرفیت های واقعی افراد دراین موضوع لحاظ نمی شود تا جایی که جامعه در عرصه های برخورداری از سرمایه های انسانی خود در معرض آسیب های شدید واقع شده است که اگر روند این آسیب زایی تحت کنترل نیاید شکاف های رو به گسترش صدمات بسیاری را به اعتماد ومشارکت مردم خواهد زد
4- ریاست جمهور و هیئت همراه باید با اقدام به بررسی عملکرد بانک ها وبنگاه های اقتصادی اقدام به هدایت این واحد ها به سوی انجام وظایف تخصصی خود برای تحرک بخشی به ارکان مختلف اقتصادی بنمایند زیرا که عملا با انحراف در اقدامات بانک های تخصصی چون کشاورزی،تجارت ،صنعت ومعدن و....تسهیلات تخصصی در حوزه های خدماتی تزریق می شود و همین امر می تواند باعث بروز پدیده ساده لوحی پولی و افزایش نرخ تورم وفشار بر مردم عادی گردد در حالی که با فعالیت این بانک ها در حوزه های تخصصی و کاربردی نمودن فعالیت های خود تسهیلات اعطایی وتخصصی عملا در جای خود تزریق شده و کارشناسان را در پیش بینی تبعات احتمالی با دستی باز وارد حوزه اقتصاد نموده و با پیش بینی تبعات احتمالی احتمال مدیریت بر اتفاقات را افزون می سازند
به اجمال آنکه امروز صحن علنی جامعه منتظر اقدامات واقع بینانه ای از سوی دولت در شناسایی وبررسی کمبودها ونیاز مندی ها بوده که اگر بدقت به این موضوع پرداخته شود ونتیجه مطالعات وتحقیقات با مردم در میان گذارده شود مطمئنا می تواند تاثیر بسیار عمیق وموثری در اعتماد مردم به اهداف وفعالیت های دولت داشته باشد وبه همکاری ومشارکت مردم درفعالیت های دولت کمک نماید که این سرمایه ای بس عظیم است که متاسفانه کمتر مورد توجه واهتمام واقع شده است
ادامه دارد

[ چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 ] [ 1:34 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات وب
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

"رنگ وابزار اسدی شناط میدان آزادی" "نصب دوربین های مدار بسته عسگری شناط روبروی درمانگاه بیست و دوبهمن" "پارچه سرای اطلس شناط میدان آزادی ابتدای خیابان سپاه" "کبابی گلچین شناط میدان آزادی" "فروشگاه لوله و اتصالات برادران علیمردانی شناط میدان آزادی"