وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر
خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه
 
                              عكس متحرك از گل  و دسته گلهای زیبا-www.jazzaab.ir
ضمن عرض سلام وخوش آمد محضر تمام عزیزانی که لطف می کنند و با باز نمودن صفحه پیش روی فرصتی را برای مطالعه مطالب وبلاگ ایجادمی کنند درخواست دارم که با گذاردن نظرات برآمده از انتظاراتتان مرا در راهی که پیش رو دارم برای تولید هرچه بهتر مطالب مورد ارشاد و هدایت قرار دهید مطمئن باشید که تمام انتقادات و راهنمایی های شما را به دیده منت پذیرا خواهم بودواز همه آنها در تغییر نگرش و گفتمانم بهره خواهم جست.
مطالب عقیدتی نویسنده را در شناط وب مطالعه فرمایید.
مطالب ادبی به قلم نویسنده را در آرس اینترنتیhttp://www.delshodeghan1.blogfa.com/ مطالعه فرمایید.
برای تجدید خاطره با گذشته حتما به گالری تصاویر وبلاگ سری بزنید
برای مشاهده هنرمندی جوانان ابهربه http://samr.zanjanblog.com/ مراجعه فرمایید.
برای آگاهی ازفعالیت های نماینده منطقه در مجلس به وبلاگ http://www.abharkoram.blogfa.com/ مراجعه فرمایید.



[ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 6:10 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

چو یوسف کسی در صلاح و تمیز
به یک سال باید که گردد عزیز
چو خواهی که قدرت بماند بلند
دل، ای خواجه، در ساده رویان مبند
................................................
در کار خداوند حکمت فراوان است وتنها انسان های عاقبت اندیش می باشند که می توانند همت برگرفتن از این حکمت ها را در خود بوجود آورند 
مثلا آنجا که یوسف پیامبر با تمام ظرفیت های فکری که دارد مجبور می شود هفت سال در زندان بماند ازاین روی است که او الگویی برای آنان که در سر قصدی دارند بشود ویا درسی شود برای آنانکه قصدشان براین است که قدرت و اراده خود را به فردی بسپارند تا بدانند که برای آماده شدن جهت تصدی امری می باید سالها خون دل خورد و تجربه آموخت
پس اگر قرار است که سرنوشت مردمانی در اختیار افرادی قرار گیرد که بتوانند بهتر از خود مردمان برای آنها تصمیم بگیرند آنان می باید قبل از رسیدن به موقعیت تصمیم گیری در پروسه ای از فرا گیری رموز کار قرار گیرند تا راه از چاه باز شناسند
اما ما که هر از زاه رسیده بی تجربه ای را بر سریر قدرت می نشانیم و اختیار و اراده خود را به او می سپاریم بدون آنکه بدانیم او چه مقدار ظرفیت کار و خدمت دارد چه وقت می خواهیم به خود زحمت بدهیم و حکمت کار خود از حکمت بکار گرفته شده توسط خداوند در داستان پیامبرانش استخراج نماییم وکی می خواهیم بجای سپردن کار به افراد موجه امور به کسانی بسپاریم که از پیچیدی و مهارت های لازمه آن امور برخوردار می باشند

[ شنبه بیست و نهم آذر 1393 ] [ 12:2 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

اگر صحنه سیاسی ایران را در یک مثلث جا دهیم سه ضلع این مثلث را سه جریان متمایز از هم یعنی جریان اصول گرایی،جریان اصلاح طلبی ودر نهایت جریان نه این و نه آن تشکیل می دهند که اگر جریان سوم را دارنده قدرت اصلی تعیین سرنوشت انتخابات برای واگذاردن قدرت به این ویا آن بدانیم در عمل می توان این صحنه را در اختیار بازیگردانانی از اصلاح طلبان و یا اصول گرایان دانست که با این نتیجه گیری این اصلاح طلبان و یا اصول گرایان هستند که مسئولیت مستقیم در بد و یا خوب بودن نتیجه عملکرد هریک از ارکان نظام را برعهده دارند و می باید در خصوص آن پاسخگو باشند.
اما چرا با عنایت به سپری شدن عمر یازده دولت ،ده مجلس و حدود شش ریاست قوه قضاییه فرایند دقیق و سالم پاسخگویی و یا مواخذه گری از سوی ارکان حکومت و مردم شکل نگرفته سئوالی است که باید پاسخ آن را در موضوعی به نام نظریه پردازی و به تبع آن تولید فرضیه و راه انداختن روند آزمون وخطا و برگزیدن مشی که بر منطق بهره وری حداکثری بنیاد گرفته باشد جستجو نمود زیرا که در ممالک توسعه یافته سیستم اجتماعی تنها از محل نظریه پردازی و تولید فرضیه و بکار گرفتن روش های علمی توانسته تا اجتماع را بر اساس سه لایه نخبه های حکومتی،روشنفکران و فرهیختگان منتقد وناظر و مردم گوش به فرمان و ساعی بنیاد نهد و از این محل راه توسعه و کره گرفتن از آب جاری را امکان پذیر سازد 
حال اگرRl���خواهیم تفسیر کوتاهی دراین موضوع ارائه دهیم می توان گفت که لایه حکومتی ابزار اتخاذ تصمیم بر مبنای اولویت ها ،لایه روشنفکر و فرهیخته ابزار مشاهده وانگشت گذاردن بر کمبودها و نیازمندی ها ودرنهایت مردم ابزار کار و فعالیت برای تحقق تصمیم های واقع بینانه ،مطالعه وتحت نظارت می باشند که کاملا در هماهنگی با هم عمل می نمایند زیرا همگی می دانند که ازچه می گویند ،برای چه می کوشند و محصول نهایی این فرایند منسجم ومنضبط چه خواهد بود زیرا که خود در چارچوبی توضیح دهنده ومشخص آنچه را که مشاهده می نمایند به تناسب دانش و مهارتی که دارند به تفسیر می نشینند 
ویا به عبارتی نظریه راچارچوبی توضیح‌دهنده برای یک مشاهده معنی می کنند که از قبل آن می توانند به این سئوال پاسخ دهند که چرا می باید چار چوبی را در تمام عرصه های زندگی فردی و اجتماعیمان ایجاد کنیم که بر هر آنچه که از کمبود و نیازمندی قابل مشاهده می باشد توضیحی شفاف گذارده شود 
ویا به عبارتی اگر امروز اصلاح طلبان و یا اصول گرایان که به نوعی برای یکدیگر حکم نخبه حکومتی (در زمان حضور در قدرت)و یا روشنفکر و فرهیخته(در زمان نظارت و رقابت برای در اختیار گرفتن مجدد قدرت) را دارا می باشند وبرای کسب کرسی های صدارت نیازمند برقراری ارتباط با مردم رای دهنده در جهت کسب اقبال آنها می باشند می باید به این واقعیت برسند که برای داشتن دولتی مقتدر همیشه نمی توان به این روش اتکاء نمود که با تولید افکاری که واقعیت پندارانه و یا آرمانیست مردم را در قفای خود داشت و از ظرفیت رای و نظر آن خود را در برج عاجل قرار داد زیرا که همین محدود اندیشی و دوری از واقعیت هاست که روز بروز عرصه را بر تصمیم گیری ها تنگ می نماید وتصمیم سازی ها را جولان می دهد تا جایی که هدایت و رهبری آنها غیر قابل کنترل می شود ،شرایطی را اجباری و قهری می نماید که در آن دیگر برای برقرار ارتباط و هماهنگ نمودن مردم فرصتی نخواهد بود ویا حداقل شرایط به گونه ای شکل خواهد گرفت که کنترل روند های تخریبی منابع و فرصت ها را بر باد خواهد داد واین واقعیتی است که این روز ها تا حدودی آثاری از آن هویدا شده است زیرا که عملا دولت به موجودی پیرو وتابع از مشکلات تبدیل گردیده و روشنفکران و فرهیختگان عملا سکوت را برای حفظ منافع ملی حداقلی پیشه خود ساخته اند 
اماهمه این شرایط به گونه ای تداعی کننده و ضعیت شکننده ای می باشد که برای جلوگیری از فروپاشی ساختارها باید به سرعت کاری واقع بینانه انجام داد و با تقویت مبانی ساختاری مانع از تحمیل هزینه های سنگین به سیستم اجتماعی گردید که یکی از راه حل های ممکن برای راه انداختن اقداماتی گسترده با هدف تلاش برای ممانعت از فروپاشی و شکستن اقتدار سیستم اجتماعی همانا تلاش گسترده برای حرکت در سمت توسعه می باشد که بی گمان پیدایش چنین وحدت عمل ونظریه ای در میان اصلاح طلبان و اصول گرایان جز آرزوهای هر ایرانی عالم وآگاه به شرایط عمومی جامعه وجهان می باشد.
گفتیم که دست یابی به توسعه جامع وپایدار هم آرزوست و هم نیاز قهری برای گذر از وضعیت شکننده امروز اما همین موضوع از چنان ساختار پیچیده و الزام آوری برخوردار است که دست یابی بدان همه را وادار می سازد تا با تجمیع ظرفیت های خویش به تحلیل و تبیین موازینی بپردازند که ارزش هریک ازآنها برای راه انداختن فرایند توسعه بسیار مهم می باشد موازینی چون همفکری،مشورت،همکوشی،همپوشانی،همجوشی و... که اگر هریک از آنها در نزد ملتی بوجود آید خود درمان بسیاری از درد های پیدا وپنهان خواهد بود وراه توسعه را هموار خواهد نمود
اما همه اینها بدست نمی آید (همچنان که امروز ما گرفتار آن شده ایم) مگر آنکه با توافق جمعی چارچوب هایی تعریف و تفسیر گردد که از طریق آنها به موضوعات نگاه شود و در قالب همان چارچوب ها توضیحاتی داده شود تا مشخص گردد که محدوده مشکلات و گرفتاری های جامعه و ظرفیت های موجود که می توان با بهره بردن ازآنها مشکلات را برطرف نمود چه می باشد و یا به عبارتی روشنتر
امروز جامعه ما به نظریه پردازی احتیاج دارد وهر دو جناح موجود موظف می باشند که در درون خود چارچوب های توضیح دهنده ای از مشاهدات ایجاد نمایند تا به روشنی مشخص گردد که در نگاه و رفتار آنها امر توسعه چگونه دیده می شود تا برای قضاوت مردم و دادن رای سندی در اختیار همه وجود داشته باشد و گرنه استمرار کلی و مبهم گویی در حوزه توضیح و تشریح مواضع و تصمیم های گرفته شده و اعمال سلیقه ای و به قهر آنچه که واقع پندارانه به سیستم اجتماعی تحمیل می گردد منابع و فرصت های بیشتری را نابود خواهد کرد منابع و فرصت هایی که امکان باز زایی و تجدید ندارند
ادامه دارد

[ شنبه بیست و نهم آذر 1393 ] [ 12:1 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

........................................................................
گفتمان حزبی 
در بخش پیشین مطلب عنوان نمودم که گفتمان حزبی همانا اعمال نگاه مستمر و هدفمند به شکل گیری واصلاح ساختار قدرت سیاسی واستفاده ازآن برای تحقق اهداف ملی از طریق برقراری ارتباط و تاثیر بر ذهنیت های مردم می باشد 
وهمچنین بیان کردم که بهترین شیوه برای این کار انتخاب رویکردهای گفتمانی گذشته محور ویا آینده محور است که هریک از آنها مزیت های خاص خود را خواهد داشت که الحق رویکرد گفتمانی آینده محور با نگاهی عبرت آموز به گذشته بهترین آن خواهد بود زیرا که در این رویکرد ضمن شناسایی و تقویت نقاط قوت و حذف و یا کنترل نقاط ضعف منابع و فرصت های موجود به آینده ای متصل می شود که در آن همه ظزفیت ها برای بهبود مستمر تسلط بر طبیعت و رفع کمبود ها و تامین نیازمندی ها بکار گرفته می شوند
اما از آنجا که هر حزبی دنبال آن است که قدرت را برای خدمت به مردم در اختیار خود بگیرد و برای مشارکت در آن از موقعیت ممتازی برخوردار باشد واین در گرو بیان حرف با ادبیات و نشان دادن هدف با اشارات خاص و ویژه ای است پس هیچ حزبی را نمی توان پیدا نمود که نیازمند به ارائه شمای کلی ویا جز به جز از گفتمان اختصاصی خود نباشد 
پس در پاسخ به آنهایی که به حزب حاما خرده می گیرند و عنوان می دارند که اگر این تشکل حزبی در رسته اصلاح طلبان می باشد و با آنها در یک جبهه واحدی قرار می گیرد دیگر نیازی به این ندارد که گفتمان خاص خود را داشته باشد و همین اندازه که بگوید گفتمان مسلط اصلاح طلبی را برای بر قراری ارتباط با هواداران خود مورد استفاده قرار می دهد و یا نوع نگاه و روش های اعمال اراده بر اذهان مردم را از متن گفتمان مسلط اصلاح طلبی استخراج می نماید کافیست و اگر غیر ازاین بکند یا باید از جبهه اصلاح طلبان بیرون برود ویا اگر بماند بدان ضربه می زند باید گفت که اگر چنین منطقی می توانست مورد قبول باشد دیگر نیازی به این نبود که اصلاح طلبان در مجموعه ای به نام جبهه اصلاح طلبان گرد آیند و یا نیاز نبود که دسته دسته گردند و احزاب متعددی را تشکیل دهند بلکه همه آنها نامی مشترک را برمی گزیدند ودر تحت بلیط یک حزب واحد عمل می نمودند (هرچند که اگر می شد با تعمیم یک گفتمان برای تمام فصول این کاررا کرد کاری بسیار ارزشمند صورت می گرفت)
اما چون چنین گفتمانی هنوز شکل نگرفته و ازسوی دیگر گفتمان اصلاح طلبی با ظرفیت های خویش هنوز قادر است نحله های مختلفی از گفتمان را در درون جبهه اصلاح طلبان مشروعیت بخشد پس حزب اراده ملت ایران می باید برای خود گفتمان اختصاصی البته با رعایت موازین گفتمان مسلط در جبهه تدوین و تهیه نماید تا هواداران واعضای آن در درون جبهه به عنوان یک حزب مستقل بتوانند از قدرت مانور بالای برخوردار گردند که این خود می تواند با ایجاد شرایط رقابتی در درون برای جبهه اصلاح طلبان یک موقعیت ممتاز تلقی گردد.
بگذریم و به اصل مطلب که همانا مفهومی تحت عنوان گفتمان است بپردازیم 
گفتیم که گفتمان حزبی همانا اعمال نگاه مستمر و هدفمند به شکل گیری واصلاح ساختار قدرت سیاسی واستفاده ازآن برای تحقق اهداف ملی از طریق برقراری ارتباط و تاثیر بر ذهنیت های مردم می باشد 
پس اگر بخواهیم دراین موضوع وارد بحث گردیم ابتدا باید تعریف صورت گرفته را تجزیه کنیم تا ببینیم که ارکان ساختاری آن چیست و برای تثبیت به چه مکانیزم ها و یا سیستم هایی نیازمند می باشند 
اولین رکن گفتمان را می توان مربوط به نگرش و یا نگاهی حزبی وکلان دانست که برای جامه عمل پوشاندن بوظایف خود نیازمند آن است که خود را تبدیل به مجموعه یا دستگاه بینشی بنماید تا با استفاده از ظرفیت ها موجود و از راه واژگان و گفتارهای نهادینه شده با مخاطبان خزب ارتباط برقرار نموده و بر ذهنیت‌هاآنها برای قضاوتی مطلوب وانگیزاننده برای همراهی وهمکاری در خصوص نوع فعالیت و دست آوردهایی که دارد اثر بگذارد و یا پا را از این محدوده بیرون بگذارد وبا خروج از تاثیر بر ذهنیت های نسل حاضر و عملیاتی نمودن ارتباط های سیالترآگاهی کلی و عمومی یک دوران تاریخی را که از نسل های گذشته،حاضر و آینده تشکیل می گردد تحت سیطره بگیرد بدون آنکه عناصر حزبی و یا حتی نسل های عامل و فعال در آن دوه تاریخی ازاین اثر گذاری و احاطه هدایت شده وبا برنامه که می تواند مقاومت هایی را برانگیزاند آگاهی و اطلاع روشنی در اختیار داشته باشند
پس آنجا که از گفتمان سخن به میان می آید و تاکید براین نکته می شود که حزب باید برای خود گفتمانی با شالکه هاو شالوده های ویژه تدوین و تالیف کند هدف تنها برقراری ارتباط با نسل حاضر و بیان حرف محض نیست بلکه هدف راه انداختن فرایندی ارتباطی می باشد که قصدش تاثیر بر ذهنیت های افراد اعم از هوادران و اعضاء و سایر مردمان است تا با انگیزاندن آنها برای ورود در راهی که حزب آن را دفاع روشن و واقع بینانه از منافع کلان جامعه می داند بتواند اهداف خود را پیگیری نماید و موفقیت در وظایف خود را تضمین کندواین ممکن نمی شود مگر آنکه همه فعالان در زیر نام حزب بدانند و باور کنند که بهترین راه را انتخاب نموده اند وبه بهترین روش و ادبیات می توانند ازاین راه دفاع کنند 
وگرنه اینکه یک حزبی تشکیل شود و اگر کسی از او پرسید که مثلا در نگرش شما کار و فعالیت نسل گذشته چگونه نگریسته شده است حزب بگوید که همانگونه که اصلاح طلبان دیگر بدان نگریسته اند و یا اگر پرسیده شود که شما برای ارتباط بین نسل امروز و نسل های آینده چه راه هایی را پیش بینی نموده اید حزب بگوید که همان راه هایی را که سایر اصلاح طلبان انتاب کرده اند آیا مواخذگری که دنبال پاسخ است تا موضع خود را در برابر چالش های مجود ویا احتمالی به روشنی انتخاب و بیان دارد نخواهد گفت که بهتر است دنبال حزبی بروم که برای بهبود مستمر فرایند اصلاح طلبی از خود حرفی و طرحی داشته باشد وبرای تحقق آنها راه تاثیر گذاری و ارتباط گویا تری را برگزیده باشد.
ادامه دارد

[ شنبه بیست و نهم آذر 1393 ] [ 11:56 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

مزن بانگ بر شیرمردان درشت
چو با کودکان بر نیایی به مشت
مکن جور بر خردکان ای پسر
که یک روزت افتد بزرگی به سر
..........................................
بی گمان هیچ چیزی ناپایدار تر از موقعیت های زندگی نیست و به تبع آن هیچ تصمیمی مشکل تر از مشکل اتخاذ موضع برای عمل در موقعیت های ناپایدار نمی باشد مثلا آنجا که مشخص نیست دوام آقایی وبالا سری من تا چه زمانی است ویا رقیبی که در مقابل من قرار گرفته است دارای چه توان و مهارتی می باشد آیا سزا وروا خواهد بود که من بی گدار به آب بزنم و هرآنچه را که می تواند روزی بکارم آید در طبق اخلاص بریزم و در قماری وارد شوم که امکان برد در آن بسیار ضعیف می باشد 
اما انسان موجود غافلی می باشد که این غفلت حتی بسیار دانایان را هم در خود غوطه ور می سازد زیرا که دانایان در موقعیت هایی قرار می گیرند که ارزیابی حساسیت و ریزه کاری در آن بالا می رود و برهمین مبنا امکان غفلت و سطح اشتباه و صدمه افزون می شود ویا به عبارتی خطا و گناه آنکه در مقام و مرتبتی بالا تر قرار گرفته مسلما بیش از آدم هایی می باشد که مقام وموقعیت ساده تری دارند 
پس آنجا که غفلت امری اجتناب ناپذیر است وهرکسی در هر موقعیتی امکان انحراف و خطا برایش وجود دارد تنها با پناه بردن به خدا ودقت در اتخاذ تصمیم است که می توان خود را مصون از خطا نمود 
مثلا آنکه قدرت فرداستی دارد و می ترسد که به خطا بیفتد باید همیشه در نظر بیاورد که خدا قدرتش از او بیشتر است و روزی او را با مرگ مواجه خواهد نمود و در دادگاه عدل خودش بخاطر اقدامات خود پسندانه و متکبرانه ای که داشته است به مجازات خواهد رساند و یا اینکه دست بالای دست بسیار است و روزی فرا خواهد رسید که آدم و یا آدم های قدرت مندتر از او هم پیدا خواهند شد و او را از سریر قدرت پایین خواهند کشید

[ جمعه بیست و هشتم آذر 1393 ] [ 10:33 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

بنده طالع خویشم که در این قحط وفا
عشق آن لولی سرمست خریدار من است
.........................................................
به هر حال انسان تابعی از تقدیری می باشد که برایش ترسیم شده است و ازاین روست که گفته می شود که 
گر نگهدار من آن است که من می دانم
شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد 
اما ای کاش که سرنوشت و تقدیر و خریدار انسان در نزد کسی باشد که ارزش سختی کشیدن و تحمل مرارت وفاداری را داشته باشد زیرا که این دو از سخت ترین وقایعی است که اگر جا نیفتد تحملش غیر ممکن می شود

[ جمعه بیست و هشتم آذر 1393 ] [ 10:32 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

به قومی که نیکی پسندد خدای
دهد خسروی عادل و نیک رای
چو خواهد که ویران شود عالمی
کند ملک در پنجهٔ ظالمی
.........................................
بدون تردید عرصه حیات زمینی محلی برای امتحان و حتی تنبیه انسان می باشد زیرا قرار است که او بتواند با سربلند بیرون آمدن از صحنه های امتحان الهی بخشی از حکم تنبیهی را که شامل حالش شده در زمین تحمل نماید هرچند که اگر بتواند منشاء خیر و درست اندیشیدن باشد صواب آن باعث پاک شدن بخشی از گناه انسان شود 
پس آنجا که انسان قرار است تنبیه شود عوامل تنبیه او هم زمینی خواهد بود و حتی ممکن است که خود با دست خود زمینه عذاب را فراهم آورد مثلا آنجایی که با دست و رای خود قدرت را که امانت خداوندی است به آدم فاجری می سپارد و حتی اعمال او را تحت نظارت نمی گیرد و براثر کارهاواقدامات نابخردانه او منابع و فرصت های خوب زیستن از بین می رود به تحقیق این عذاب خواهد بود که الی القاعده انسان خود زمینه آن را ایجاد نموده است ویا به نوعی خود زمینه اعمال اصل و قاعده ای از خلقت را فراهم آورده است که عذابی محتوم برای او بوده است 
در ضمن آنجا که انسان هوشمندانه امور خود را تحت مدیریت می گیرد و امانت قدرت را به فرد صالحی وا می گذارد که تن به دستور و اصول خلقت می دهد مسلم است که زمین خدا برای زندگی سالم و آسوده انسان امن می شود و او از زندگی لذت می برد
پس آنجا که گفته می شود خدا با مسلط نمودن ظا�� ND9� مردم بی توجه را تنبیه و مملکت آنان را به خرابه تبدیل می سازد این حرف نه آن است که خداوند خود دست به تغییر می برد بلکه ازاین جهت است که خداوند اصولی را در نهاد خلقت تعبیه نموده است که اگر بدانها بی توجهی شود مطمئنا نتایج همانی خواهد بود که عمل بروز آنها را زمینه سازی نموده است ویا سرنوشت حتمی می باشد که گریبان آنها را خواهد گرفت چه خیر باشد و چه شر

[ جمعه بیست و هشتم آذر 1393 ] [ 10:31 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

در بخش پیشین مطلب پس از ورود در مبحث ساختاری نمودن فعالیت های حزبی که با منطق کسب قدرت و حکومت بر مردم به انجام می رسد عنوان نمودم که حزب اراده ملت ایران (حاما)نیز با این هدف گام در راه فعالیت های تشکیلاتی گذارده است که با قبضه قدرت به مردم و میهنی به نام ایران خدمت کند با این طرز تلقی این الزام عقلانی بوجود می آید که ساختار فعالیت حزبی خود را معین دارد وبدان محوریت بخشد که مطمئنا چنین اقدامی را صورت داده است 
اما محض همراهی برخود لازم می دانم که در شکل دهی به این مقوله و یا به نوعی با چارچوب مفهومی (منظور از چارچوب مفهومی، نقشه مفهومی حزب است. به تعبیری چارچوب مفهومی،‌ نظام معنی سلسله مراتبی است كه در آن جامعه كل و اجزاء،‌ ابعاد و سطوح آنها در ارتباط با یكدیگر مفهوم‌سازی می‌شوند)بخشیدن به مفهومی تحت عنوان گفتمان حزبی بتوانم کمکی به برقراری ارتباط با محیط پیرامون و یا گروه های مورد هدف خزب بنمایم باشد تاچه مقبول افتد وچه در نظر آید
با این امید واری لازم می دانم که گام بگام وارد بحث در چار چوب مفهومی فعالیت حزبی شوم تا اگر قرار است نقشه راهی ارائه شود این کار دقیقا طبق استاندارد های جهانی کار حزبی شکل گیرد تا دوستان فعال در حزب اراده ملت ایران با نیت و قصد همراهی بنده همراه گردند و این احساس در آنها بوجود نیاید که نگارنده در صدد وارد نمودن ان قلت بر فعالیت های آنها می باشد ویا به عبارتی بهمراهی آن عزیزان اقدام به باز خوانی پرونده تشکیل حزب می نمایم تا مبادا چیزی از قلم افتاده باشد وتهدیدی از آن متوجه کار حساب شده ورو به تعالی دوستان وارد گردد ویا با باز خوانی انشالله که فرصت بازنگری و تقویت چارچوب های مفهومی فراهم گردد
گفتمان حزبی نقطه عطف ومحوری کار حزبی
بی گمان اراده عمومی جایی گرد هم می آید که در آن نیت بر انجام کاری و ارائه خدمتی عینیت یافته باشد ومطمئنا این نیت با لحاظ آگاهی از کمبودها (آنچه که امروز مایه محدودیت برای مردمان شده است) و نیازمندی ها (آنچه که فردا تنگناهایی برای مردم خواهد شد) زمینه های فضای فکری ،روانیِ غالب بر عصر و روزگار وهمتی که باید برای برطرف نمودن آنها شکل بگیرد بوجود می آید و عمومی می شود 
پس گفتمان را می توان فضای فکری،روانی غالب بر مجموعه دانست که برای اعمال تغییر و یا تقویت اهداف شکل می گیرد و با عنایت به شرایط و متغییر های موجود و موثر بر شکل گیری و یا تغییر در فضای مسلط تغییر می یابد 
براین اساس باید گفت که حزب اراده ملت ایران به عنوان مجموعه ای که نیت بدست آوردن قدرت برای خدمت به جامعه را به عنوان نهاد فکر مسلط برخویش باور نموده است و در پی تحقق آن است در عمل می باید گفتمانی را برای خود برگزیند که در آن هدف اعمال نگاه مستمر و هدفمند به ساختار شکل گیری واصلاح ساختار قدرت سیاسی واستفاده ازآن برای تحقق اهداف باشد ویا به عبارتی به گفتگویی تن بدهد که در عمل دارای ارکان ساختاری زیر باشد 
1- مستمر باشد
2- هدفمند باشد
3- منعطف به ساختار قدرت باشد 
4- هدف اصلاح و یا تقویت ساختارقدرت را دنبال نماید 
زیرا که بدون این ارکان در ساختار گفتمان حزبی نمی توان آینده ای را ساخت که در آن مردم بتوانند بهبود مستمر و رو به تعالی را در زندگی خویش مشاهده نمایند و از مجرای آن به حزب مورد نظر اعتماد و اقبال نشان دهند 
از سوی دیگر گفتمان را می توان مجموعه یا دستگاهی بینشی دانست که از راه واژگان و گفتارهای نهادینه شده موجود در آن حزب با مخاطبان خود ارتباط برقرار نموده و بر ذهنیت‌هاآنها برای قضاوتی مطلوب در خصوص نوع فعالیت و دست آوردهایی که حزب دارد اثر می‌گذارد و گاه حتی می تواند با خروج از تاثیر بر ذهنیت ها و عملیاتی نمودن ارتباط های عملیتر آگاهی یک دوران تاریخی را نیز تحت سیطره بگیرد بدون آنکه عناصر حزبی و یا حتی نسل های عامل و فعال در آن دوه تاریخی ازاین اثر گذاری و احاطه آگاهی و اطلاع روشنی در اختیار داشته باشند
باید باور داشت که مفهوم گفتمان با عنایت به روش ها وابزار های ارتباطی که مورد مصرف واقع می شود شکل و گونه های مختلف می یابد واز مهارت های ویژه ای بهره می برد مثلا در خطابت بیان و تسلط بر بکار گرفتن مهارت های خطابت و در نوشتار نوع تسلطی که بر حوزه ادبیات و فنون مختلف موجود در آن وجود دارد از این روی حزب می باید در استفاده از نوع ارتباطی که با مخاطبان خود برقرار می نماید افرادی را تربیت نماید که به نسبت تسلطی که مبانی فکری و روانی بر فضای ارتباط دارند بتوانند از روش ها و ابزارهای موجود نهایت بهره را ببرند 
اما در تدوین و بکار گیری گفتمان نیز باید رویکردهای مختلفی مورد نظر باشد تا حزب بتواند بهترین شیوه گفتگو و ارتباط را با نیروهای مورد هدف خویش برقرار نماید از اهم این رویکردها می توان به دو رویکر زیر اشارت نمود
1- رویکرد گذشته محور
2- رویکرد آینده محور
در رویکرد گذشته محور حزب با انگشت تایید گذاردن بر شیوه مطلوبی که دیگر احزاب موفق بکار گرفته اند تلاش می کند که گفتمان خود را بر ساختار گفتمان موردتایید منطبق نماید و با استفاده از ابزار های مورد استفاده در آن ارتباط خود را با گروه های هدف برقرار نماید اما در رویکرد آینده محور حزب با عنایت به سند چشم اندازی که برای فعالیت های بلند و کوتاه مدت خویش تدوین نموده است و در آنها تغییرات منسجم ومنضبطی را در نقشه راه پیش بینی نموده است گفتمان مسلط حزبی خود را تدوین می نماید تا از طریق آن باور ها و ذهنیت نیروهای خود را برای همسویی با تغییرات مورد نظر تغییر داده ویا شکل دهد
اما از آنجا که هیچ گفتمانی بدون توجه و بکار گرفتن نگاه آسیب شناسانه به آنچه که در گذشته انجام شده است نمی تواند متن ومحتوای منطقی و عالمانه ای داشته باشد مطمئنا گفتمان آینده نگرانه ای موفق می شود ومی تواند تاثیرات و اقعی و عمیقی اعمال نماید که با بهره بردن و عبرت گرفتن از گذشته تدوین و تفسیر شده باشد 
در ضمن و از آنجا که در تدوین گفتمان زمینه‌هایی چون جامعه شناسی ورشته های چون فلسفه، انسان‌شناسی و زبان‌شناسی به طور گسترده به کار برده می شوند و هریک ازاین حوزه ها تعاریف و اهداف ویژه ای را مد نظر قرار می دهند و برمبنای آنها تعاریف ویژه ای را از موضوع ارائه می نمایند حزب می باید در تدوین گفتمان مورد نظر خویش از نظریه پردازان و صاحب نظران در رشته ها و زمینه های فوق بهره ببرد تا گفتمان بی نقص و جامعی را برای راه اندازی فعالیت های حزبی خود تدوین وتفسیر نماید
براین اساس می توان گفت که هر حزبی با عنایت به چرخش و یا وابستگی که به جناحی خاص دارد می باید با لحاظ زمینه ها فضای فکری ،روانیِ مسلط بر جبهه ای که عضویت آن را دارد گفتمان مخصوص حزب خود را تدوین نماید و بکار گیرد زیرا که در درون جبهه طیفی از احزاب وجود دارند که هریک از آنها قدرت را برای بکار بردن شیوه های مطلوب ومورد نظر خود طالبند و نمی توان همه شیوه ها را مطلوب همه دانست هم چنین با کمترین تغییری در شیوه ها مسلم است که گفتمان نیز تغییر می یابد از این روی داشتن گفتما مدون و مستقل برای حزب الزامی می باشد هر چند که ممکن است حزب از یک کلیت واحد تحت عنوان جناح ویا جبهه تبعیت نماید 
ادامه دارد

[ جمعه بیست و هشتم آذر 1393 ] [ 10:20 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

دیروز فرصت مغتمی دست داد که بهمراه تنی چند از دوستان ابهری خودم در نشست پیش کنگره حزب اراده ملت ایران (حاما)که در شهر هشتگرد برگزار می گردد و امروز پایان آن می باشد شرکت داشته باشم و زهی تاسف که دلبستگی بدنیا و تقدم قائل شدن بر مشکلات شخصی مانع از آن شد که بتوانم امروز را در خدمت دوستان حضور بهم رسانم اما آنچه که باعث شد دست به قلم ببرم و اندکی در اوصاف این نشست سخن دراز دارم ازاین بابت بود که تقدیر و تشکر خود را نخست از جناب حکیمی پور به عنوان دبیر کل حزب به خاطر دغدغه و زحمتی که برای آن متحمل شده بودند تقدیم نمایم زیرا در زمانه ای که هرکسی اسب مراد خود را چار نعل برای قبضه منافع مادی و دوری و کسب عافیت از چالش های سیاسی به تاخت در آورده است حرکت در این مسیر که جز زحمت و ملال چیزی در پی ندارد و هرکسی به ظن خود بر داشتی از موضوع می تند و می بافد دل شیر می خواهد و صبر ایوب که فکر می کنم که در دوست عزیزمان جناب حکیمی پور این دو صفت متمایز و علنی می باشد 
ودر ضمن تشکر خودم را از اعضای مرکزی حزب که با تمام توان و تحمل همت خود را مصروف برپایی این نشست نموده بودند ارائه کنم چون در فضای وانفسای بی اعتمادی و خستگی از تن دادن به کار سیاسی تحمل جور یار و طعنه اغیار صفتی ممتازه می باشد که کم کم از میان ما ایرانیان رخت برمی یندد و به نادر مشخصه ای تبدیل می شود که اگر در هرکسی مشاهده شود می توان او را فردی قابل احترام واعتماد یافت
اما اگر بخواهم از آنچه به چشم آمد گزارشی عرضه دارم می توانم به این نکات اشاره داشته باشم
که اولا در این پیش کنگره ازتمام استان های ایران افرادی حضور یافته بودند که این در نوع خود بس جالب به نظر می رسید زیرا که در کنار هم گردآوردن افرادی از سراسر کشور آنهم افرادی که به نوعی هریکی از آنها دارای مقام ومنزلتی و حداقل مشکلات خاص زندگی بودند کاری بزرگ می نماید که آنجامش به تشکیلاتی منسجم و قوی نیاز دارد 
واز سوی دیگر کار به صورت سازمان یافته ودقیقا در راس ساعت اعلان شده به اجرا گذارده شد که این صفت نیز تا حدودی متفاوت با فرهنگ غالب بر رفتار و فرهنگ ما ایرانیان می باشد 
ثانیا کمیته ها با اعلان برنامه قبلی و کار بررروی اسناد تهیه شده کار خود را آغاز نمودند که این خود نشان از مرکزیتی قوی و بالنده داشت تا جایی که فکر می کنم بتوان به این مرکزیت برای انجام کارهای بزرگ امید وار بود
مباحث نظری و مشارکت همه حاضران در کمیته ها برای منی که سالیان سال است با فرهنگ کار و فعالیت حزبی و سازمانی آشنایی و تجربه دارم امیدوار کننده بود زیرا که نشان می داد دراین حزب همه اعضاء با نوعی تعصب به خود و حزب وارد عمل شده اند وتلاش می کنند که در تهیه اسناد درون حزبی که به نوعی سند چشم انداز حزب را تشکیل می دهند و در نهایت منتهی به مواضع حزب خواهند شد مشارکت سخت گیرانه و مسئولانه داشته باشند 
اما اگر از مجموعه کاری که در حال انجام است بگذرم و گزارش مربوط به آن را به واحدهای رسمی حزب واگذارم چند نکته را به عنوان برداشت ودلگرمی های شخصی خودم مطرح می سازم شاید که دوستان با توجه بدان همتی برای پربارتر نمودن دامنه ومحتوای فعالیت هایی این چنین مصروف دارند 
اولا کاری دراین سطح که می تواند منتهی به گردهمایی افراد دارای انگیزه فعالیت در عرصه های مهم فرهنگ سیاسی و کار سازمان یافته حزبی باشد درایران رو به افول می رود که این می تواند زنگ خطری برای جامعه مدنی ایران و تلاش برای همسویی با جامعه حهانی باشد که همین تهدید مسئولیت عمومی ما را در حمایت وهمراهی با این اندک فعالیت های در حال انجام بیشتر می کند.
دوما توجه،تمرکز و حتی بزرگ نمایی کار وفعالیتی که در حال انجام است می تواند این امید واری را در لایه های فرهیخته،روشنفکر،هنرمند،ادیب و ....ایجاد کند که هنوز کور سوی امیدی برای داشتن حزبی فراگیر ومرکزی برای بیان و طرح ایده های نو وجود دارد و می توان با حضور دراین مراکز حرف وفکر نو ارائه داد
ودر نهایت اینکه با حضور در چنین نشست هایی می توان دلگرم به این واقعیت شد که هنوز در نزد ما ایرانیان دغدغه و حساسیت نسبت به سرانجام کار و سرنوشت کشور و مردمانی که در آن زندگی می کنند نمرده است و هستند کسانی که از کار و زندگی خود می زنند و با بجان خریدن رنج سفر و مرارت های راه و اقامت از چیزی می گویند و برای چیزی دغدغه نشان می دهند که به نظر من حتی از نان شب برای زندگی مهم تر است وامید وارم که همه دوستانی که دراین سفر و نشست همراهشان بودم موفق و سلامت باشند ودر دست یابی ونیل به مقصود تحت عنایت ویژه خداوند متعال واقع شوند

[ جمعه بیست و هشتم آذر 1393 ] [ 10:19 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست
..............................................................
بدن تردید آنجا که هدف تعالی رفتار و تقویت اخلاق است وهمه بر محور دوستی باهمدیگر و پوشاندن اشکالات و نقایص دور هم گرد آمده اند صحبت از سر و راز نمی تواند مفهومی گردد زیرا که در جمع یکدل چنین مفهومی نمی تواند جایی داشته باشد 
پس ای آنکه خود را در میان و عضوی از گروهی دارای منش و هدف خاص می دانی و معتقدی که برای حاضران همه آن چیزی که گفته می شود و در میان می آید مشترک می باشد بکوش که همه گفته ها و مباحث را موضوعی عادی ومال همه بدانی و نا خواسته آن را خبری و سری محسوب نداری

[ جمعه بیست و هشتم آذر 1393 ] [ 10:18 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات وب
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

"رنگ وابزار اسدی شناط میدان آزادی" "نصب دوربین های مدار بسته عسگری شناط روبروی درمانگاه بیست و دوبهمن" "پارچه سرای اطلس شناط میدان آزادی ابتدای خیابان سپاه" "کبابی گلچین شناط میدان آزادی" "فروشگاه لوله و اتصالات برادران علیمردانی شناط میدان آزادی"