وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر
خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه
 
                              عكس متحرك از گل  و دسته گلهای زیبا-www.jazzaab.ir
ضمن عرض سلام وخوش آمد محضر تمام عزیزانی که لطف می کنند و با باز نمودن صفحه پیش روی فرصتی را برای مطالعه مطالب وبلاگ ایجادمی کنند درخواست دارم که با گذاردن نظرات برآمده از انتظاراتتان مرا در راهی که پیش رو دارم برای تولید هرچه بهتر مطالب مورد ارشاد و هدایت قرار دهید مطمئن باشید که تمام انتقادات و راهنمایی های شما را به دیده منت پذیرا خواهم بودواز همه آنها در تغییر نگرش و گفتمانم بهره خواهم جست.
مطالب عقیدتی نویسنده را در شناط وب مطالعه فرمایید.
مطالب ادبی به قلم نویسنده را در آرس اینترنتیhttp://www.delshodeghan1.blogfa.com/ مطالعه فرمایید.
برای تجدید خاطره با گذشته حتما به گالری تصاویر وبلاگ سری بزنید
برای مشاهده هنرمندی جوانان ابهربه http://samr.zanjanblog.com/ مراجعه فرمایید.
برای آگاهی ازفعالیت های نماینده منطقه در مجلس به وبلاگ http://www.abharkoram.blogfa.com/ مراجعه فرمایید.



[ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 6:10 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

کدام گزینه در موضوع عدم شکل گیری فرایند تغییر علمی وبنیادین در عرصه مدیریت ایران موثرتر است؟
.............................................................................
1- تاثیر قدرت در عزل ونصبها
2- عدم شکل گیری اخلاق حرفه ای سازمانی
3- ادبیات وانتظارات سطحی
4- عدم تولید و ارائه مطالبات وانتظارات عالمانه انبوه
...........................................................................
برخلاف نظر مسلط بر عرصه های سیاسی وحتی علمی ایران که در آن این فکر غالب است که حاکمیت ودولت به خاطر بی توجهی ویا اعمال اراده خاص مانع از بروز تغییرات علمی وبنیادین در موضوع مدیریت می شوند زیرا که اجازه نمی دهند ویا ظرفیت آن را ندارند که مطابق با شرایط امروز جهانی روند فعالیت ها مخصوصا در عرصه های اداری وسازمانی شکل بگیرد من اعتقادم به این است که خود حاکمیت هم تحت تاثیر وفشار یک عامل بسیار مرموز وکمتر شناخته شده ای می باشد که اگر کمی با حوصله بدان پرداخته شود میزان خطرناکی وتاثیرات مخرب آن روشن ومشخص خواهد شد وآن همانا عدم تولید وارائه مطالبات وانتظارات عالمانه وانبوه از سوی بخش های علمی و دارندگان تخصص ومهارت سمت دهی به تحولات درایران می باشد 
برای فهم حسی موضوع اگر سری به انجمن های علمی وتحقیقاتی مستقردر جهان توسعه یافته بزنیم ملاحظه خواهیم نمود که اکثر این انجمن ها با گستراندن چتر حمایتی ویا عضویتی خود به تمام نقاط جهان در عمل تولیدات فکری توسط اندیشه وران این مناطق را به رایگان در اختیار خود می گیرند واز محل این وزرودی هایی فراوان ،متتوع ودر عین حال بی هزینه اقدامتی را به انجام می رسانند که می تواند آن کشور ها را در راس تولید علمی ویا تکنیکی قرار دهد مثلا همین امروز بسیاری از محققان ودانشمندان ایرانی در انجمن های علمی ومطالعاتی امریکا واروپا عضو هستند و محصول تلاش خوددر حوزه های مختلف علمی را برای بحث وبررسی به این انجمن ها می فرستند وتازه جز افتخارات خود عضویت در این گونه از انجمن ها را مطرح می دارند
با این توضیح مشخص می شود که اگر در ینگه دنیا نرخ ابداع واختراع وسطح توسعه وپیشرفت قابل مقایسه با مناطقی چون ایران نیست تا جایی که هر روز دهها ابداع واختراع ثبت می شود و از محل ورود کالاها وخدمات تازه نرخ بهره وری ورفاه افزون می گردد به خاطر آن است که در ایران ما نه چنین مراکزی وجود دارند ونه حتی اگر وجود داشته باشند کسی برای عضویت وفرستادن نتیجه تحقیقات ومطالعات خود به آنها اقدام می نماید
برای نمونه عنوان بدارم که خود بنده از سال 64 بکرات تلاش نموده ام تا با گرد هم آوردن دارندگان دانش وتخصص شهر ابهر مجموعه ای را ایجاد کنم که در آن دانش آموختگان بیایند وار نداشته هایی که به زعم آنها می توان با تولیدشان سطح برخورداری را افزون نمود صحبت کنند ویا نتیجه تحقیقات ومطالعات خود در حوزه های مختلف اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی وسیاسی را در چنین مرکزی ارائه دهند تا مردم بدانند که برای مدیریت انبوهی از خواست ها اگر قراراست نماینده ای انتخاب شود این نماینده باید دارای چه امتیازات وتوان مندی هایی باشد ویا اگر قرار است شورای شهری تشکیل گردد اعضای این شورا باید برخوردار از چه تخصص و مهارتی باشند اما تا به حال دراین کار توفیق نیافته ام نه اینکه مسئولان نخواسته اند ویا آنها نگذاشته اند بلکه به خاطر آنکه دانش آموختگان ما برای چنین کارهایی وقت نمی گذارند ویا حساسیت ومسئولیتی به خرج نمی دهند ویا حتی برای مشارکت در چنین فرایند هایی تربیت نشده اند
ازاین روست که من اعتقادم به این است که در جامعه ای که یک فرد با داشتن سواد در حد خواندن ونوشتن می تواند اداره ای را مدیریت نماید ویا کارخانه ای را اداره کند این نه ازآن جهت است که این جامعه وآن کارخانه مشکلی ندارند ویا با توسعه وپیشرفت موافقت ندارند بلکه ازآن جهت است که مشکلات آنها شناخته نمی شود چون کسی ویا سازمانی وجود ندارد که خواهان توسعه ودارنده دغدغه پیشرفت باشد وچون کسی ویا انجمنی نیست که فکر تولید کند و فردایی را نشان دهد که درآن می توان از جان آدمیزاد تا شیر مرغ را برای رفع محدودیت ها تولید نمود مسلم است که این جامعه را هر فردی با هر سطح از دانشی می تواند اداره کند 
و از محل تسلط چنین وضعیتی می باشد که منابع خاکی ومعدنی ما در حال نابودی می باشد وکسی نمی کوشد که برای مراقبت از این منابع اقدامی بنماید چون در اصل منابع وارزش آنها در اقتصاد شناسایی نشده است
منابع انسانی ما یا بیکارند،ویا در محلی غیر از موضوع دانش وتخصصشان بکار گرفته می شوند ویا جلای وطن نموده و مرگ ونابودی در غربت را تجربه می کنند وکسی نیست که برای برطرف نمودن این معضل اقدامی نماید چون اساسا ما نیروی انسانی را جز ثروت وسرمایه جامعه به حساب نمی آوریم
و.....
پس می بینیم که ما درد مان از صاحبان فکر وتخصص است که کار فکری وتولید علمی ندارند ونمی کنند تا مردم به عنوان اهرم فشار بر مراجع تصمیم گیری بگویند که شما قادر نیستید تا مشکلات ما را حل کنید ویا به خودتان بیایید وبرای درد هالی واقعی ما دنبال چاره باشید وچون کاری اصولی وعلمی صورت نمی گیرد مسلم است که هرکسی با هر سطح از دانشی می تواند مدیر شود وهر کسی می تواند با هر مهارتی مدیر انتخاب کند وهر سازمان واداره ای به هر نحوی که سلیقه مدیر بکشد اداره شود

[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 11:4 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

همچنین مرد جاهل سرمست
روز درماندگی بخاید دست
ندهند آنچه قیمتش ندهی
نشود کاسهٔ پر ز دیگ تهی
.....................................
به تحقیق انسان تنها موجودی است که غفلت از فردا ویا بیخیری ناشی از غرور امروز باعث گرفتاریش می شود زیرا که او بر خلاف سایر موجودات دارای عقل واندیشه ای می باشد که با ایجاد امکان برقراری ارتباط با محیط پیرامون می تواند از ظرفیت های اطرافیان نیز برای گذر از سختی ها استفاده نماید ویا با اندوختن آنچه که می داند روزی بکارش خواهد آمد همه چیز را بدست قضا وقدر نمی سپارد.
اما بسیارند آدم هایی که بنا به عللی دچار غفلت می گردند وبا فراموش نمودن فردایی که در پیش است و زندگی در آن محتوم انسان است بکارهایی دست می زنند که هر گونه امکان حمایت ویاری دیگران را از او می گیرد 
مثلا آنکه مست باده قدرت است و با استفاده از موقعیتی که زر وزور وتزویر برایش فراهم می آورد هیچ منکری نمی ماند که نمی کند وهیچ مسکری نمی ماند که نمی خورد آیا اگر به سرنوشت اخلافش می اندیشید وازآن تجربه ای برای خود می اندوخت راضی می شد که فردای خود را به آسایش امروزی که بی گمان خواهد رفت می فروخت
مثلا آیا دیکتاتوری چون معمر القذافی که حدود ده سال پیش جهان از دست دیوانگی های او به تنگ آمده بود اگر به سرنوشت کسانی چون خود می اندیشید آیا اجازه می داد که پسران ودختران ویا کسانی که به نوعی با بهره برداری از قدرت قذافی به مردم خیانت می کردند چنان شیرازه کارها را برهم زنند که در روز سختی نه تنها کسی به فریاد او نیاید بلکه حتی نزدیکترین دوستانش محل اختفاء ویا حرکت او را به دشمنانش نشان دهند
آری ماندن در قلب مردم وهمراه داشتن یاری ومودت آنان متاع ارزشمندی می باشد که برای خریدنش باید قیمتی معادل محبت،عدالت ،کمک ورفع سختی وعسرت از مردمان را پرداخت نمود واین مساویست با کاستن از محدوده قلمرو بی حد وحصری که قدرت طالب آن است زیرا که قدرت ذاتا انحصار طلب وهمه چیزخواه است وچون مجال یابد همه اندوخته های انسان را می خورد ونابود می سازد تا جایی که به وقت نیاز دیگر چیزی در دیگ نمی ماند که بشود برای رفع جوع کاسه ای را در آن فرو برد وپر نمود
ولی حیف که این درس کمتر مورد دقت وفراگیری کامل وبی نقص قرار می گیرد وازاین روست که داستان تاریخی انسان خاریدن دست به وقت تنگدستی و آویزان نمودن دستها به گردن از سر استیصال ناشی از بی توجهی ونداشتن برنامه برای فرداست

[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 11:3 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
............................................................
بی گمان عشق عاملی تداوم بخش به شادکامی وخوشی انسان است وهر آنکه بخواهد وبتواند که فرصتی را برای عاشق شدن ودلدادن برای خود فراهم نماید خواهد توانست که از زندگی وبودن در کنار دیگران لذت ببرد زیرا که چنین شرایط روحی وانگیزشی آدمی را وا می دارد که به دیگرانی که با او در ساختن فضای مهربانی وعشق همراهی ومشارکت داشته اند نیکی نماید تا به استمرار شرایط روانی مورد بحث کمک کند
پس ای آنکه دلت جایی برای مهرورزیدن و مهربانی نمودن است بدون آنکه بخواهی به رمل واسطرلاب ویا حتی استخاره دست ببری تا می توانی انجام کار خیر ونیک را در دستور کار قرار بده زیرا که تنها با کار نیک است که فضای لطیف مهربانی مستمر می شود ولحظه لحظه زندگی برای آدمی فرح بخش می گردد

[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 11:2 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

رضایت به ادامه ریاست آنهم در میان افرادی که منتخب مردمند می تواند گواه ونشانی بر توان مندی بالا وظرفیت فوق العاده منتخبان باشد که ازاین نظر من به عنوان احدی از شهروندان ابهر کلاهم را از فرط شادی بهوا می اندازم زیراکه هئیت رئیسه شورای شهرم بدون کمترین تغییری مامور به ادامه کار مدیریت بر شورا در سال آینده شده است 
اما نمی دانم که چرا دلم رضایت به علنی وعینی نمودن این شادی نمی دهد زیرا که هرچه فکر می کنم حرکت ویا اقدامی را به یاد نمی آورم که در یک سال گذشته از شورا مشاهده نموده باشم که دلالت بر توان مندی وظرفیت اعضای هیئت رئیسه منتخب داشته باشد زیرا که مدیریت ویا ریاست در اصل مسئولیتی می باشد که در ارزیابیش می باید بر سه اصل
1- اعمال نگاه واقع بینانه
2- برنامه ریزی آینده نگرانه 
3- اعمال اراده مسئولانه
توجه وتمرکز نمود که متاسفانه در هر سه عرصه شورا وهیئت رئیسه آن فاقد کارنامه ای روشن وشفاف می باشند ویا در مقایسه آن با همگنانشان چون خرمدره می باید به عملکرد ها توجه داشت که دراین مورد هم شورای ما با آنچه که در یک سال گذشته از خود باقی گذارده است وآنچه که شورای خرمدره درانجام آن خود را موفق نشان داده است متاسفانه شورای ما به زعم بنده نمی تواند نمره قبولی بگیرد!!!
اما اگر از حق نگذریم وبه احترام رای وانتخاب مردم بخواهیم به شورا با نگاه احترام آمیزی توجه کنیم وبا ادبیات نرم و ملایمی به انتقاد ازآن بپردازیم تا مبادا مایه عصبانیت وخدای ناکرده باز نمودن پرونده کیفری در دادگاه شود آیا نمی توان از شوراییان که دوباره وبا قطعیت به هیئت رئیسه رای موافق داده اند پرسید که 
برهان شما در ایستادگی ومقاومت بر انتخاب گذشته چه بوده است؟
زیرا که اگر شورا را مرجع ومرکزی بدانیم که قانون گذار برای تدبیر امور درحوزه هایی چون فرهنگ،اقتصاد،سیاست و فعالیت های اجتماعی شناسایی نموده است شما می باید عنوان بدارید که هیئت رئیسه گذشته در نحوه عمل ویا فعالیت شهرداری وسایر دوایر اداری کدام اقدام با برنامه ،آینده نگرانه وتوام با اراده منبعث از درک مسئولیت را در سطح شهر زیر بلیط رهبری ومدیریت خود گرفته است ویا برای چابک سازی شهرداری که از فرط فربهی حتی توان بالا آوردن نفس را ندارد چه کاری جز بار آوردن تشکل های موازی وهزینه زا به انجام رسانده است که عملکردشان مایه تمدید دوره مسئویلتشان شده است؟
آری قبول دارم که اعضای شورا در سال گذشته به ظاهر هم که شده پروانه ای برای خود ویا اقوام درجه یک خود دریافت نکرده ویا رشوه نگرفته اند
باور دارم که در سال گذشته مصوبه ای از شورا بدلیل مغایرت با قانون در فیلترینگ فرمانداری گیر نکرده است هرچند که هنوز مشخص نیست که این پدیده محصول کار بابرنامه وهدفمند شورابوده ویا ناشی ازبی توجهی وتساهل فرمانداری می باشد 
می پذیرم که شورا برای کاستن از بار هزینه ها خوردن میوه در جلسات رسمی خود ویا با خبرنگاران را حذف نموده است
تایید می نمایم که دراین دوره شورا چون روح واحد عمل نموده واختلافی در بین اعضاء آن نبوده هرچند نمی دانم که این همسویی ناشی از بکار گرفتن برنامه های جامع وعلمی بوده است ویا از نداشتن دغدغه توسعه وبرنامه مشخص ایجاد شده است
و....
اما نمی توانم بپذیرم که افرادی با پشتوانه رای قانونی ورسمی مردمی محروم ونیازمند یک سال کار بنمایند ودر تغییر ساختار شهری کوچک که ارتباط های به هم تنیده فامیلی وقومی می تواند به عنوان سرمایه ای مسئولانش را تحت حمایت بکار گرفته شود به ابتداییترین وظیفه خود که بهره بردن از اندیشه وران ودانش آموختگان در کمسیون های فنی وتخصصی می باشد عمل ننماید وآنگاه بگوید که ما اختلاف نداشتیم
برخلاف نیاز واقعی وحتی حیاتی سازمان که تعدیل نیروی انسانی درآن می باشد باز نیرو جذب گردد و کسی از اعضاء شورا به فریا نیاید که چرا باز استخدام می کنید.
سازمانی که با انباشت نیروی انسانی بیکار دست بگریبان است کار را به بخش خصوصی واگذارد وکسی نگوید که پس به این لشگر بیکار چرا حقوق پرداخت می کنیم
شهر فاقد یک سالن اجتماعات آبرومند ویا یک کتابخانه جامع باشد و آنگاه شورا کار فرهنگی را در نصب المان بداند وکسی به فریادنیاید که ایکاش این هزینه ها صرف تکمیل سالن ویا احداث کتابخانه می شد 
ویا شهر تیکه تیکه به فروش رسد وپول آن بابت حقوق ومزایای افرادی هزینه گردد که اساسا کار متناسب با اهداف سازمان نداشته باشند وکسی از اعضاء شورا به فریاد نیاید که چرا بیت المال را به نیروهایی بدهیم که وبال گردن سازمان شده اند واورا زمینگیر ساخته اند 
بلی اختلاف نبوده اما این که این تفاهم ووحدت ناشی از سکوت وبی تفاوتی بوده است ویاناشی از کار وبحث هدفمندی بوده که در دیدگاه نبی گرامی اسلام مایه رحمت شناخته می شود که در میان آگاهان قوم واقع می شود 
واما سخن آخر اینکه تمدید مهلت مدیریت وریاست به انجام رسید وهمین امر کارنامه اعضاء تحصیل کرده شورا را در وظیفه ای که باید به انجام می رساندند ودر نتیجه آن می باید شهرداری را به درآمد پایدار وواقعی می رساندند،سازمان شهرداری را به سیستمی آموزنده مبدل می کردندودر نهایت با پوست کندن از شهرداری آن را چابک وتوان مند می ساختند تا خود را با مدل توسعه ای تعریف شده در قوانین همگام نماید سنگین نمود زیرا که این اعضاء تحصیل کرده ومتعهد در قبال رای مردم می باشند که باید در برابر وجدان خود،داوری تاریخ ودادگاه عدل الهی پاسخگو باشند که در برابر اعتماد مردم و استفاده از اراده متبلور مردم که قدرت نام می گیرد چه محصولی برای تعالی جامعه و رفاه مردم تولید کردند؟

[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 4:46 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

قیمت عمر اگر بداند مرد
بس بگرید بر آنچه ضایع کرد
جوهری را که این بصیرت هست
ندهد بی‌بهای خویش از دست
.........................................
گفتن ونوشتن از ارزش زمان به نوعی می شود گفت که در میان ما عادت شده است ویا حتی اگر کمی بخواهیم فانتزیک به موضوع نگاه کنیم می توان این گونه قضاوت کنیم که ابراز نظر در این مورد جنبه روشنفکری یافته وبابی برای راه انداختن مباحث نظری با محتوای دگر اندیشی یافته است.
اما واقعیت موضوع را اگر بخواهیم مورد عنایت قرار دهیم به یقین می توان عنوان نمود که در نزد ما چه روشنفکر وچه آدم عادی وعامی بی ارزشترین متاعی که یافت می شود همان کالای زمان وعمر است 
در چرایی تسلط چنین وضعیتی بر سرنوشت عمومی حرف بسیار است اما به نظر من مهمترین علت بی توجهی وجود دو فاکتور مهم ویا دو مولفه ساختاری در فرهنگ ماست که براساس آنها ما در ابتدا با تغییر چنان همسویی ومراودت نداریم وازاین روست که تحول وابداع در حوزه مسائل اجتماعی ودر عرصه های کاربردی وتکنیکی کمتر به چشم می آید ومولفه دوم این است که در فرهنگ عمومی مورد عمل فرایند جدی وهدفمند مواخذه وپرسش از خود ودیگرانی که به نوعی با عمر ما در ارتباطند شکل نمی گیرد ویا به عبارتی نه تنها از خود نمی پرسیم که با زمان وفرصتی که در اختیار داشتیم چه کردیم بلکه این فرصت وحوصله را در خودمان نیز ایجاد نمی کنیم که ازآنانی که قدرت را به امانت گرفته بودند تا رفاه و سعادت را در زندگی ما تبلور بخشند بپرسیم که چرا به چنین وظیفه ای اهتمام نورزیدند.
اما آنجا که تغییر محور تحول و ابداع در جامعه ای شد رخوت و سستی به چشم آمده همیشه انگیزه مواخذه را ایجاد کرد وفرد با زیر سئوال بردن خود در کوتاهی های صورت گرفته ومواخذه از مجموعه هایی که او عضویتش را داشت راه مواجه ورویارویی را باز نمود وبا منعطف ومتمرکز نمودن نگاه خود وجمع به آنچه که باید محقق می شد ولی در اثر بی برنامگی و سستی مغفول مانده خود ودیگران را برای تدبیر در برطرف نمودن موانع فراخواند ودرنهایت تغییر وابداع از درون جوشش جمعی فراهم آمد واینگونه شد که عمر به بهای واقعی خویش مصرف شد و حسرتی بر دل نماند

[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 4:45 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

امروز صبح دوستی در کامنتی با درون مایه اعتراض نسبت به نوشته های بلند من عنوان کرده بودند که نوشته های بلند چندان مفید وماندگار نمی باشند ودر تفسیر بیان خویش گواه از کتاب ضیافت افلاطون آورده بودند که با پنجاه ویا شصت صفحه یکی از جذابترین وپر خواننده ترین کتاب های جهان شناخته می شود با خواندن این کامنت این انگیزه در من ایجاد شد که یا تورقی در داشته های ذهنی خودم و آنچه که در مراجع مختلف موجود است دنبال پاسخ به این سئوال باشم که آیا تمدن غرب که امروز مایه افتخار ومراجعه بشر است حاصل آمده از ضیافت افلاطون است و یا مبنا در حماسه سروده شده ای چون ایلیاد هومر دارد؟
ضیافت افلاطون یا همان سمپوزیوم که ترجمه تحت اللفظیش بزم باده گساری می باشد شرحی است از مجموعه آدابی که در یک مراسم مربوط به طبقه مرفه جامعه بکار گرفته می شده است ودرآن افراد پول دار با رعایت پوزیشن های خاص وادای مفاهیمی روشن به تفسیر از عشق ورابطه عاطفی بعضا میان دو مرد اقدام می کردند زیرا که در یونان آن زمان عشق در میان مرد وزن معمول نبود چون که طبقات اعیان زن را ابزاری برای فرزند آوری و استمرار نسل می شناختند و براین اساس او را شایسته عشق ورزیدن ودوست داشتن نمی شناختند
حال اگر به ایلیاد شناسی هومربپردازیم وآن را شاهکاری در خلق حماسه بدانیم وحماسه را از زبان فرهیخته ای بزرگ به نام استادذبیح الله صفانوعی از اشعار وصفی بدانیم که مبتنی بر توصیف اعمال پهلوانی و مردانگی ها و افتخارات و بزرگیهای حقوقی یا فردی باشد بنحوی که شامل مظاهر مختلف زندگی آنان گردد
در می یابیم که پیام منظومه هومر این است که جهان را می توان با معیارهای انسانی درک کرد و زندگی آدمی می تواند چیزی فراتر از کشمکش ناچیز و مذبوحانه دوران ظلمت باشد
با وصف کوتاهی که از هر دو اثر فرهنگی انسان های بزرگی چون افلاطون و هومر ارائه گردید وچیزی که امروز شکل مادی شده فرهنگ که نام تمدن می یابد ودر غرب شکل گرفته وراه تکامل می پیماید مشخص می شود که غرب امروز بیشتر ارکان ساختاریش را بر مجموعه های هومر یا همانا ایلیاد و اودیسه بنیاد نهاده است ونه بر ضیافت افلاطون
آری درست است که در مظاهر تمدن امروز غرب روابط عاطفی نوع غلیان یافته ای از رابطه ای می باشد که بیشتر محصول عصیان وتسلط پیشزفته انسان بر طبیعت است اما مسلم است که اگر تسلط انسان از محل توفیق تکنیکی که محصول تعالی در همه ابواب زندگیست بوجود نمی آمد امروز رفاه لجام گسیخته غرب که شمایی زنده از ضیافت افلاطون را نمایندگی می کند این مقدار امکانات نداشت که بتواند آقایی برجهان را مال خود گرداند.
بگذریم و بر مقایسه ضیافت افلاطون و ایلیاد هومر بپردازیم آنهم نه ازنظر محتوا بلکه از نظر تعداد صفحات 
ضیافت افلاطون پنجاه واندی صفحه است در حالی که ایلیاد مشتمل بر چند صد صفحه می گردد 
ضیافت افلاطون به آداب باده گساری وعشق می پردازد و ایلیاد به زتدگی در همه ابعادش 
ضیافت محور خوش گذرانی می شود و ایلیاد مبنا وزمینه رفاه از محل پرداختن واقع بینانه وسخت به مفهوم زندگی
ودر نهایت ایلیاد زمینه تمام خوشبختی هایی که امروز ودیروز غرب ازآن برخورداربوده وهست وخواهدبود می شود حتی در عمل به ضیافت
با این تصویر روشن از غرب پس چرا من وما نباید با اقتدا به شاهنامه هرچند که صفحات آن زیاد ومحتوای آن سنگین باشد نخواهیم که به تمدن برسیم تا در زیر سایه آن همین فیس بوک را به بزمگهی ضیافت محور تبدیل نسازیم ؟
ویا به عبارتی آیا بهتر نیست که برای رهایی از فقر و عقب ماندگی کمی به خودمان فشار بیاوریم و مظاهر تمدن را با خواندن ومطالعه مطالب بلند وعلمی بدست آوریم وچون به رفاه رسیدیم زندگی به شیوه فیس بوکی را عمومی گردانیم وبه ضیافت بپردازیم زیرا که بد است برای مردمی که نان در خانه برای خوردن نداشته باشند ،جیبشان بی پول باشد وکار که مایه فخر انسانیست برایش مهیا نباشد اما ضیافت با جیب خالی را تجربه مکرر خود بداند ویا بخواهد

[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 4:45 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک
باور مکن که دست ز دامن بدارمت
...............................................
بدون تردید یقین بدرستی انتخاب و راه واخلاص در قول وعمل می باید تا جایی در نهاد منش و رفتار انسان شکل بگیرد وتعمیق گردد که هیچ چیزی نتواند او را از آنچه که به آن دل داده است دورنماید ویا عشق را در نزد او مغفول دارد 
اما ما انسان ها کمتر دنبال یقینی نمودن باور و برداشت خود از مسائل می گردیم وازاین روست که در هر صبح دمی انتخابی می کنیم که تا شامگاه اعتقاد ما برآن نمی پاید وهمین سست بنیانی انتخاب خسته وملولمان می دارد زیرا که اجباربه دیدن وانتخابی دیگر کاررا برما سخت گرفته وانرژی وانگیزه واقعی و سمت ده را در ما به تقلیل می برد.
پس ای آنکه در ادعا خود را سینه سوخته عشقی می دانی که برای رسیدن به آن روز وشبت یکی شده است برای آنکه دچار یاس و واماندگی در راه نگردی قبل ازآنکه در راه مال خود نمودن محبوب دچار اما واگر گردی لازم است که به خود آیی و اراده وایمانت را به یقین مبدل سازی یقینی که بتواند تا رسیدن به خانه آخر تو را در راه عشق ووفای به یار ثابت قدم واستوار به پیش راند

[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 4:44 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

اگر یادتان باشد در شماره گذشته مطلب با این عنوان که می خواهم به عنوان شهروندی دارای دغدغه حرف دلم را با ریاست جمهور در سفری که به استان دارند در میان بگذارم وچون می دانم که با وجود افراد دارای دیدگاه ونظر متن ومحور شده در مباحث بعد از انتخابات جایی وزمانی برای دیدار و گفتگوی من با ریاست جمهور فراهم نخواهد شد ویا این اجازه به من داده نخواهد شد تا حرفم را رودررو وچهره به چهره با ریاست جمهور در میان بگذارم ازاین روی سعی می کنم که بصورت شفاف ازآنچه که در مسیر توسعه ای استان زنجان خود را به عنوان عامل ضد توسعه می شناساند سخن یگویم شاید که با تمهید امکانات و روش های مناسب بتوان به مهار وحذف آنها اقدام نمود 
در گام اول این سلسله از مباحث می خواهم با ریاست جمهور از کاستی و ضعف های شدید وغیر قابل ترمیم در موضوع مدیریت وواگذاردن مناصب مدیریتی دراستان بگویم ضعف ها وکاستی هایی که در زیر لفافه ای از من وحزب من،من وقوم وقبیله من ودر نهایت خودی وغیر خودی نمودن نیروها گم می گردد ویا خود را به عنوان مولفه ای ذاتی و طبیعی از موجودیت مدیریت نهادینه می سازد وکمتر کسی برای برطرف نمودن و یا حذف آنها زحمتی به خود می دهد.
جناب رئیس جمهور 
همچنان که می دانید امروزه مدیر دیگر آن فردی را نمی گویند که می داند اهداف سازمانی چیست ویا وظایف محول به او چه تعاریفی دارند وچگونه باید بجا آورده شوند(هرچند که حتی اگر این منظور را هم در موضوع مدیریت مورد توجه قرار دهیم بخش قریب به اتفاق مدیران ما فاقد این مهارت ویا دانش مورد نیاز می باشند ویا متاسفانه نمی دانند که اولا اهداف موردنظر سازمان آنها چیست وچون نمی دانند که باید چه اهدافی را دنبال نمایند ازاین نظر شناختی از وظایف خویش هم ندارند) بلکه مدیر امروزی با نهادینه نمودن وظایف رهبری سازمان در عمل باید کسی باشد که بداند 
1- در برخورد با نیروهای زیر دست کی باید برخورد کند،کی باید سکوت نماید و یا چگونه مواضع خود را با دیگران همسو وهماهنگ نماید 
2-اگر آشنایی با اهداف سازمانی چون توان از پیش طراحی استراتژی ها را نداشته باشد در عمل به سوی استراتژی های اضطراری می رود و یا در غالب حالات چتری عمل نموده وبا زیر پوشش گرفتن وتایید تمام معایب وکاستی ها وتن دادن به تحمل آنها سازمان واهداف آن را قربانی میکند
3- اگر توان هدایت گروهی مجموعه عناصر سازمان را نداشته باشد ویا راههای از میدان بدر نمودن آنانی که در عمل بر ضد منافع سازمانی عمل می کنند تمهید نننموده باشدمجبور می شود که در بسیاری از اواقت با آنها کنار آید ویا حتی تابعی از آنان بشود
4- بر اثر عدم آشنایی با اهداف و ناتوانی در انجام وظایف سازمانی مجبور خواهد شد که یا میل به تغییر را از دست بدهدکه دراین صورت تمام فرصت های بهبود در کنش سازمانی را ازدست می دهند ویا اینکه دست به تغییر بزند که چون دانش ومهارت آن را ندارد در عمل هزینه روی هزینه می گذارد بدون آنکه دست آوردی داشته باشد
5- که اگر مجموعه ناتوانی مدیر در راه انداختن فرایند تغییر ویا جاری نمودن مشی بهبود مستمر رفتار ها و عملکردها را مشاهده نماید علاقه به مشارکت در تدوین استراتژی های مناسب را از دست می دهد ودراین صورت او مجبور خواهد شد که در عمل خود به یک استراتژیست سازمانی تبدیل شود که با این کار نظارت ونقد فرادستی از عملکردها را که می بایدتوسط مدیر صورت گیرد واز طریق آن امور دقیقا به کانال قانونی خود هدایت شود را از بین می برد ویا کسی پیدا نمی شود که بتواند برآنچه که مدیر تصمیمش را گرفته است خرده بگیرد
6- و....
با این حساب انتظار پیدایش تحول در عرصه مدیریت استانی نا ممکن می نماید (و به اطمینان می توان گفت که در عمل چنین نیز شده است) زیرا که هم اکنون یا مدیران باقی مانده از دولت گذشته بر سر کارند که عملا بر مبنای معیارهای محض و نامنعطف گروهی انتخاب شده اند و توان هماهنگ نمودن خود با مجموعه دولت را ندارند و به جای آنکه عامل تسهیل کننده در فعالیت وتنظیم کننده فعالیت های سازمان محسوب شوند به مانع و مزاحمی برای تغییرات گسترده سازمانی تبدیل شده اند ویا مدیران جدیدی هستند که با عنایت به وابستگی به جریانی که دولت جدید را در انتخابات همراهی ویاری نموده اند برگزیده شده اند که اینان هم ازجمله کسانی می باشند که تنها به خاطر تکیه بر مراکز قدرتی که آنها را معرفی نموده انداعتقادی به بر عهده گرفتن واجرایی نمودن وظایف رهبری سازمانی که اجرای آنها زمانبر،طاقت فرسا و هزینه زا خواهد بود را از خود نشان نمی دهند 
واز اینجاست که می توان با جرات تمام عنوان نمود که از سفر دولت به استان نمی توان انتظار شق القمر ویا معجزه را داشت زیرا که ساختار مدیریتی موجود دراستان متاسفانه هیچ همبودی ویا همراستایی با تغییرات مورد انتظار از تغییر در دولت ندارد وبه نوعی می توان بیان داشت که اساسا این مدیریت ظرفیت وتحمل تغییر را ندارد واگر هم در ظاهر می خواهد خود را در هماهنگی وهمکاری با راس مدیریت دولتی نشان دهد به خاطر آن است که هیئت دولت وتیم های کارشناسی وبرنامه ریز آن تا به امروز نگفته اند که اگر دولت های نهم ودهم به خاطر برخی از کارها واقدامات خود نتوانستند تمایل و اقبال مردم را به سوی جریان اصول گرایی تداوم بخشند این دولت با کدام مدل توسعه ای ایرانی،اسلامی در صدد است که ضمن برطرف نمودن شکاف های حاصل از فعالیت های دولت های گذشته راه توسعه را شناسایی وپر قوت وبا برنامه ادامه دهد تا بر مبنایی محتوا ومتن این برنامه ها افرادی که برای مدیریت در بدنه دولت ودر استان ها انتخاب می گردند ویا در راس کار هستند توان ومهارت سنجی شوند تا اگر قادر به اعمال ممیزات مدیران رهبر نیستند افراد دیگری بکار گمارده شوند وادامه انهدام در منابع وفرصت ها که معمول جامعه ما گردیده است در جایی حذف ویا کنترل گردد
ادامه دارد

[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 4:43 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

آیا صرف داشتن نام پر طمطراق و تشکیل جلسه های متعدد می تواند حکایتگر وجود کار سازمان یافته و دنبال گیری اهداف متعالی باشد؟!!!
بی تردید توسعه وبالاترازآن پیشرفت محصول کار سازمان یافته وجمعی می باشد وجای خوشحالی خواهد بود اینکه گروهی بی منت وبا صرف وقت وحال تحت هر عنوانی گردهم آیند وبخواهند برای پیشرفت وتوسعه شهر فراموش شده ای چون ابهر طرح وبرنامه ارائه بدهند ویا با زیرنظر گرفتن تحولات وتغییرات آشکار وپنهان راه را برای دست یابی به شهری متکی بر آداب مدنی و روزآمد هموار نمایند وازاین روی باید از دوستانی که تحت عنوان اعضای ستاد حامیان دکتر حسن روحانی اقدام به ایجاد تشکیلات سیاسی نموده وبا تشکیل جلساتی در صدد سازمان یافته وهدفمند نمودن فعالیت های خود هستند تا ازآن طریق بتوانند برای ابهر وپیشرفت آن طرح وبرنامه داشته باشند تشکر نمود وقدردان زحماتشان شد 
اما ازآنجا که در فرهنگ عمومی ودر بخش فرهنگ سیاسی ما ضعف های مفرطی وجود دارد که با تاثیر بر روند کاری مجموعه ها وتشکل های مختلف آنها را در عمل زمین گیر ویا فاقد ظرفیت کار مستمر ورو به توسعه می نماید ازاین روی بر خودم لازم دیدم که به این دوستان عنوان بدارم که صرف داشتن نام پرطمطراق سیاسی وتشکیل جلسات با عناوین مختلف نمی تواند مبین برخورداری آن مجموعه از کارنامه ای روشن ویا تاثیر جدی در روند بهبود مستمر تعالی اجتماعی باشد ویا به عبارتی هر دور هم نشستن وگفتن وبرخاستن ورفتن را نمی توان کار تشکیلاتی،آینده نگر و با برنامه نام نهاد بل بسیاری از کارها وبرنامه های تحت نام فعالیت های سازمان یافته چون منبعث ومتاثراز تمایلات و منافع پیدا وپنهان فرد یا گروهی از اعضاء ویا شوربختانه نداشتن دانش وتجربه کار جمعی می گردد در عمل خود به رفتار ویا کنش ضد خرد و منافع جمعی تبدیل می شود که محو آثار مخرب ناشی ازآن می تواند بسیار هزینه زاتراز کاربرای توسعه باشد ازاین روی بدوستان عزیزم نکاتی را محض اطلاع مستحضر می گردم شاید که به سهم خود توانسته باشم در ادامه با برنامه وبا هویت این کار اقدام وکمکی نموده باشم 
1- اقدام برای راه اندازی فرایند نیاز سنجی درست 
دوستان ارکان ساختاری اجتماعات امروزین بشر بر چهار محور کلی سیاست،فرهنگ،اقتصاد ،و فعالیت برای مدیریت تحولات وتغییرات اجتماعی استوار می گردد وقوام ودوام این ارکان جز با تحقیق ومطالعه برمحور نیاز سنجی عالمانه میسر نمی گردد ازاین روی فعالیت سازمان یافته ای که شما در صدد تحقق آن هستید نیز بر پایه تعریف جامعه محدودی که ازآن می شود ابتدا به یک ساختار سازی سالم ومتکی به خود نیازمند است که برای دست یابی بدان می باید گروه شما یک کارویژه ویا کارگروه مطالعه وتحقیق در خصوص شناسایی نیازهای مجموعه در حوزه های فوق الاشاره داشته باشد تا از طریق آن بداند که ابتدا خود مجموعه برای استمرار کار خویش تابعی از کدام نیازهای مادی ومعنوی است تا با شناسایی زمینه های تامین وتحقق آنها بتواند ابتدا گروه خود را به مجموعه ای مستقل وبدور از تاثیر پذیری از کانون های قدرت در عرصه های سیاسی،اقتصادی،فرهنگی و مجموعه های فعال در عرصه های مختلف اجتماعی مبدل سازد تا پس ازآن بتواند با مطالعه در خصوص نیازهای واقعی جامعه به نیرو سازی ویا تولیدوارائه فکر علمی قوی بپردازد
وگرنه داشتن گروهی که نه بنیان اقتصادی داشته باشد ونه فکر برای ایجاد این بنیان تولید وارائه نماید در عمل مجموعه را به گروهی مقطعی وتابع مراکز وافراد تامین کننده نیاز های مادی و یا دارای اتوریته فکری و شخصیتی تبدیل می کند که در بلند مدت این روند آن را به طفیلی فرد ویا جریانات خاص تبدیل خواهد نمود تا جایی که با هر تزلزلی در اراده وخواست آن افراد برای تامین منابع گروه نیز متزلزل خواهد گردید و یا در هم فرو خواهد ریخت
دوستان امروزه اقدام برای نیاز سنجی درست ضامنی برای تثبیت شخصیت وفعالیت سازمانی و برقراری ارتباط علمی متعامل با محیط اطراف شناخته می شود و تنها افراد وسازمان های دارای هوش وذکاوت تشخیص درست این خواست وراه اندازی فرایند های تحقق آن دارای شانس زنده ماندن وادامه توام با تعالی فعالیت می باشند
ادامه دارد

[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 4:43 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات وب
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

"رنگ وابزار اسدی شناط میدان آزادی" "نصب دوربین های مدار بسته عسگری شناط روبروی درمانگاه بیست و دوبهمن" "پارچه سرای اطلس شناط میدان آزادی ابتدای خیابان سپاه" "کبابی گلچین شناط میدان آزادی" "فروشگاه لوله و اتصالات برادران علیمردانی شناط میدان آزادی"