وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر
خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه
 
                              عكس متحرك از گل  و دسته گلهای زیبا-www.jazzaab.ir
ضمن عرض سلام وخوش آمد محضر تمام عزیزانی که لطف می کنند و با باز نمودن صفحه پیش روی فرصتی را برای مطالعه مطالب وبلاگ ایجادمی کنند درخواست دارم که با گذاردن نظرات برآمده از انتظاراتتان مرا در راهی که پیش رو دارم برای تولید هرچه بهتر مطالب مورد ارشاد و هدایت قرار دهید مطمئن باشید که تمام انتقادات و راهنمایی های شما را به دیده منت پذیرا خواهم بودواز همه آنها در تغییر نگرش و گفتمانم بهره خواهم جست.
مطالب عقیدتی نویسنده را در شناط وب مطالعه فرمایید.
مطالب ادبی به قلم نویسنده را در آرس اینترنتیhttp://www.delshodeghan1.blogfa.com/ مطالعه فرمایید.
برای تجدید خاطره با گذشته حتما به گالری تصاویر وبلاگ سری بزنید
برای مشاهده هنرمندی جوانان ابهربه http://samr.zanjanblog.com/ مراجعه فرمایید.
برای آگاهی ازفعالیت های نماینده منطقه در مجلس به وبلاگ http://www.abharkoram.blogfa.com/ مراجعه فرمایید.



[ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 6:10 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

بالا نشینی به اجحاف، حقی ایجاد نمی کند
وبا پایین کشیدن ومحروم ساختن قهری، حقی ازبین نمی رود 
بلکه حق سیرورتی جبری به سوی صاحب حق دارد وراهنمایش چراغ روشنی بخش خداوندیست چراغی که هرکس پف کند ریشش بسوزد

[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ 4:26 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

پس از انتخابات چهارمین دوره شورای اسلامی شهر ابهر و تغییر کلی در اعضاء آن این احتمال قوی بوجود آمد که شورای چهارم بتواند با درس گرفتن از عدم اقبال مردم به کاندیداهایی که عضویت درشورای سوم را داشتند و رد صلاحیت برخی از اعضاء دیگر که کاندیداتوری خود را برای شورای چهارم اعلان نموده بودند واین همه ناشی از حضور بی برنامه و بکار گرفتن محض نگاه شهودی به مدیریت شورایی در شورای سوم بود متدولوژی عالمانه تری برای عمل بوظایف شورا از سوی شوراییان حاضر در دور چهارم آن بکار گرفته شود 
اما با انتخاب ابهام آمیز ونامشخص از نظر چرایی انتخاب شهردار همه آن احتمال در ابهام فرو رفت زیرا که مشخص شد با ناهماهنگی هایی که از محل ناآشنایی فی مابین شورا وشهردار از نوع نگاه وبرداشت از اهداف وانتخاب استراتژی وتاکتیک بوجود خواهد آمد راه سخت وپر ابهامی در پیش خواهد بود که رفتن وکسب موفقیت درآن چندان آسان نخواهد بود 
واینگونه هم شد زیرا که در طی حدود یک سالی که از شروع رسمی فعالیت های شورا می گذرد وبا تمام تلاش هایی که اعضاء آن در متفاوت نشان دادن خود با شوراهای گذشته داشته اند هیچ تغییری اساسی در امور زیر که قابل لمس وارزیابی باشد حادث نگردیده است
1- عدم اعمال تغییرات جدی ومتناسب با اهداف سازمان در ترکیب نیروهای شاغل در شهرداری
2- عدم توجه بنیادین به موضوع ضرورت چابک سازی سازمانی شهرداری
3- عدم حرکت به سوی واقعی نمودن درآمدهای شهرداری
4- عدم تلاش با برنامه برای دوری جستن از کسب درآمد از طریق تملیک دارایی ویا شهر فروشی برای اداره کردن شهرداری
5- عدم تلاش سازمان یافته برای پیوند زدن شهرداری به مراکز علمی آموزشی منطقه
6- عدم تدوین ویا تلاش برای تدوین سند چشم انداز برای چهار سال آتی
7- عدم ارائه گزارش شفاف ازوضعیت مالی شهرداری مخصوصا در بدهی به بیمه وتامین اجتماعی
8- عدم ارائه گزارش فصلی ویا نیم ساله از عملکرد شهرداری وشورا در مبوعات محلی
9- عدم ارائه گزارش در خصوص نحوه شفاف سازی در قرار دادهای پیمانی مربوط به شورای سوم ودور ابتدایی شورای چهارم
10- عدم ارائه گزارش شفاف از تفریق بودجه مربوط به سال گذشته مخصوصا در رابطه با تامین بودجه مصوب شورای سوم 
11- عدم اعمال تغییر جامع در حوزه فعالیت های فرهنگی وتامین وحذب بودجه اختصاصی این بخش
12- عدم اعمال اراده تغغیر وبه روز نمودن دانش کارمندان وکارکنان شهرداری با برگزاری کارگاه های آموزشی
13- عدم تلاش برای ایجاد توازن در درآمدهای واقعی و هزینه های شهرداری
14- و....
اما ازآنجا که در سطح شهر زمزمه هایی مبنی بر احتمال رفتن شهردار منتخب شورای چهارم به گوش می رسد وبا عنایت به نوع فعالیت هایی که شورا در طی حدود یک سال گذشته از خود نشان داده این رفتن ویا ماندن چندان هم نمی تواند امید به گشایشی را تولید نماید سئوال زیر می تواند برای بررسی مسئولان ارشد شهرستان واستان تا حدودی منطقی به نظر آید که 
اساسا فلسفه پیدایش وادامه کار شورا که بدنبال خود هزینه های سنگینی را از نطر مادی ومعنوی بر ساختار شهرستان واستان وحتی کل کشور تحمیل می نماید با شرایط موجود چه می تواند باشد

[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ 4:25 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

دوستان اگر یادشان باشد در شماره نخست این سلسله از مطالب بیان داشتم که برخلاف باور عموم مبنی براینکه ما فاقد تشکل های منضبط سیاسی تحت عنوان حزب بوده ایم همیشه تاریخ حاکمیت حزبی بر مقدرات جامعه ما حاکم بوده است زیرا که در هر مقطعی که کار گره می خورده ونیاز به تغییرات بنیادی احساس می شده است گروهی جمع می شده اند وبا ارائه تعاریفی که نسبت به شرایط گذشته بازتر وشفافتر وبه نوعی عامه ویا حتی خواص پسندتر بوده است حکومتی را می ساخته اند که بر مقدرات ما در طول سالیان وقرن هایی استیلا می یافته است واین دقیقا مترادف با معنی همان چیزیست که یک سیاست مدار فرانسوی عنوان می دارد ومی گوید که من می خواهم با حزبم بر مملکتم ومردمم حکومت کنم.
اما اگر کاری که ما وتحت عنوان حکومت انجام می داده ایم ومی دهیم با نرم های مشخص و استاندارد جهانی در حوزه کار حزبی وحاکمیتی از نوع دمکراتیک همخوانی ندارد حرف دیگریست که باید در متن یک کار جامع آسیب شناسانه بدنبال دلایل آن بود
در ضمن بیان داشتم که من انسان نه تنها در منطق دینی بلکه در متن ومحتوای هر آیین وحتی مکتبی ساخته دست انسان تعهداتی دارم که می باید مطابق با عنوان انسانی که می یابم بدانها عمل نمایم اما از آنجا که درک ودانش شناسایی این تعهدات به صورت منظم ومنضبط کار سختی می باشد که امکان عمل بدان به صورت فردی وغیر سازمان یافته حتی اگر غیر ممکن نباشد مسلما بلاثر خواهد بود نیاز به ایجاد وقدرت بخشیدن به سازمان هایی وجود خواهد داشت که می توان نام چنین سازمان ها ونهادهایی را حزب گذاشت و کار تمشیت وحمایت مالی ازآنها را به اجتماع سپرد زیرا از زمانی که انسان عضویت در اجتماع را می پذیرد این اجتماع است که باید با تدوین اصول ومقرراتی آن فرد را با تعهدات خود آشنا ونست به عمل بدانها ترغیب و یا مجبور نماید وچه بهتر که این کار به صورت سازمان یافته وبا اهدافی روشن وتعریف شده صورت گیرد 
حال اگر این دو بخش را بهمدیگر متصل سازیم بدین نتیجه خواهیم رسید که حاکمیت به عنوان نهاد لازمه تداوم حیات اجتماعی اگر بر مبنای شناخت وعمل به تعهدات انسان شکل بگیرد می توان گفت که آن بهترین حکومت ها خواهد بود اما ازآنجا که این اقدام بسیار مهم وبا گستره بسیار زیاد خواهد بود در عمل می باید حاکمیت نهادی باشدکه از شقوق مختلفی تشکیل شده باشد تا این گروه های در برداشت از راه وهدف حاکمیت مختلف ومتفاوت با نظارت بر اعمال ورفتار همدیگر بتوانند ساختاری را ایجاد کنند که دارای ممیزات وخصوصیات زیر باشد
1- از گذشته عبرت بگیرد
2- امروزش را بسازد
3- برای فردایش برنامه بریزد
پس با این برداشت می توان گفت که حزب شقی از گروه های داخل حاکمیت ملی است که تلاش می کند تا با بررسی کارنامه ای از فعالیت های گذشته خود ویا همگنانش معایب ومحاسن آن را برای برطرف ویا تقویت نمودن شناسایی کند ،از طریق آن بتواند برای ساختن امروزی که در آن استعدادها شناسایی وبرای ساختن فردا تربیت می گردند از تمام ظرفیت های مادی ومعنوی بهره ببردوبرای ورود به فردایی که در آن افزایش جمعیت و گسترش درک ودانایی از راهی که باید پیموده شود انتظارات ومطالبات مردم را تغییر می دهد برنامه ای با محتوای شناسایی اهداف و بررسی راه کارهایی برای رفع موانع ارائه نماید. 
پس آنجا که قرار است قانونی مدون وبیین وقراردادی روشن ومبتنی بر تعهدات انسان بین جامعه و احزاب مختلف تدوین ومنعقد گردد تا آنها تنها بر محوریت منافع اجتماعی که هزینه های تشکل های حزبی را می پردازد قدرت گیرند،به حکومت برسند وبا عمل بدانها آرزو ها وآرمان های اجتماع را تحقق بخشند می باید این نکات موردتوجه قرار گیرد
1- امکان روشن وشفاف دسترسی به گذشته فراهم باشد
2- منابع وفرصت ساختن امروز بدون تمام ملاحظات در اختیار حزب ویا احزاب قرار گیرد.
3- مشخص نمودن مقصد ومقصود فردا به احزاب واگذار شود 
ویا اینگونه نباشد که قدرتی فراتر از احزاب که مبین حداکثری اراده ملت می باشند در بالای سرشان قرار گیرد و زمانی که آنها برای تبیین برنامه و استراتژی نیاز به مطالعه و تحقیق در اسناد گذشته بودند آن قدرت بنا بر ملاحظاتی مانع از پرداختن به موضوعات حادث شده درگذشته گردد
ویا آنگاه که حزب خواست برای بازخوانی نحوه ساختن امروز منابع وفرصتی را در اختیار داشته باشد قدرت فرادست ممانعت آشکار ونهانی را بکار گیرد تا بدانها دست نیابد
واگر فردا حزب در متن فعالیت های برنامه ریزانه واقع شد ونیاز به این داشت که به صورت شفاف ازآینده وموانع موجود درآن آمار و اطلاعات داده پردازی شده ای در دست داشته باشد آن قدرت با لحاظ مصالحی خود خوانده ویا خود ساخته مانع از شناسایی کامل فردا وتدوین برنامه برای آن شود.
آری ما در طول تاریخ مدون چند هزار ساله حاکمیت متمرکز که درآن دوره ای بتوسط حزب هخامنشیان ،اشکانیان،ساسانیان ،اسلامیان وحکومت های محلی ومنطقه ای ودرنهایت صفویان و.....اداره گردیده است دارای حزب بوده ایم وحکومت حزبی را با تعاریف خاصی تجربه کرده ایم اما اگر به نتیجه ای که دیگران از حاکمیت حزبی رسیده اند نرسیده ایم بدان خاطر بوده که در بالای سر آنها قدرتی را تعریف کرده ایم که مانع از شکل گیری فرایند های جدی مطالعه وتحقیق در گذشته،اعمال روش های عالمانه و منبعث از منافع عمومی در ساختن امرور و تدوین برنامه جامع ومنافع ملی محور برای فردا شده است 
ادامه دارد

[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ 4:24 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

چرا ز حال قیامت دمی نیندیشی
که حال بیخبران سخت زار خواهد بود
به قطره قطره حرامت عذاب خواهد بود
به ذره ذره حلالت شمار خواهد بود
....................................................
بی گمان یکی از بدترین ومذمومترین اوصاف انسان غفلت از باب خود قضاوتی در اعمال خود است ویا به عبارتی چون فکر می کند که کارش درست است وخواهد توانست از زیر بار فشار سئوالات وحسابرسی روز قیامت جان به سلامت برد در برابر هر انتقاد واظهار نظری برمی آشوبد و با این عنوان که اگر قرار باشد که در شهر و کشور یک مومن ومعتقد انتخاب نمایند من آن یک نفر خواهم بود روش برخورد با دیگران را درست تلقی نموده وراه انتخاب شده خود را مباح خواهد دانست 
در حالی که اینگونه نیست و یا اگر قرار است که در قیامت کسی ویا قدرتی غیر از من و دوستان من به حسابم رسیدگی نمایند تا مو لای درز حساب وکتاب نرود بهتر خواهد بود که دراین جهان هم کسانی کار حسابرسی از من را برعهده بگیرند که در هر اقدام من ذینفع باشند وچون من به خطا رفتم و بر خوب وبد زندگی آنها موثر بودم از سر درد و ناراحتی که برای آنها درست می کنم به فریا برآیند وغلط ویا درست بودن عمل مرا مورد بررسی قرار دهند تا این دنیا به عنوان مزرعه ای برای آخرت آیینه روشنی از وضعیتی باشد که در فردای قیامت برسر من خواهد آمد
وگرنه خوابیدن در باد غرور ناشی از این نکته که دوستان من که همه ازاکابر و اهل معرفتند و سالهای سال دود چراغ تحقیق وتتبع در کار دین و دنیا داشته اند وکار مرا درست دانسته وصحه بر کار من گذاشته اند وهمین برای روشنی وضعیتم در قیامت کافیست عاملی خواهد بود براین غفلت که من ندانم که قضاوت آنانی که در محصول کار من سهمی داشتند و بدی فرجام فعالیت من داغی بردل آنها گذاشته است چه خواهد بود تا بر مبنای آن به اصلاح کار خود اقدام نمایم

[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ 4:23 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

اگر چه دوست به چیزی نمی‌خرد ما را
به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست
.......................................................
در معامله ای که دل خریدار محبت به بها وقیمت وفاست قصه برسر رضایت یار است واینگونه نیست که خریدار دنبال سودی ومنفعتی باشد زیرا آنکه آمده تا به قیمت وفای به هر سختی ومشقت نیم نگاهی ویا گوشه ای از محبت یار به وضعیت خود را طالب باشد مسلما نمی تواند مدعی باشد که او هدیه ای با ارزش تر از محبت وتوجه یار تقدیم داشته است
پس ای آنکه مدعی داشتن لیاقت داد وستد در بازار عشقی بدان و خودت را آماده کن که دراین بازار همه چیز می باید برای شادمانی ورضایت یار تقدیم شود و آنکه بخواهد تمنایی غیر از رضایت یار بجوید خلوص وارد شدن دراین میدان را در خود ایجاد ننموده ونمی تواند متاع با ارزشی چون محبت یار را بدست آورد

[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ 4:22 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

بی گمان تلاش برای راه اندازی واستمرار فرایند تبدیل ایده به باور محور تلاش تاریخی می باشد که انسان آن را وظیفه خود دانسته و اهالی جامعه فرهنگ ومعرفت آن را با قلم عینیت می بخشند ودراین میان خبرنگار و یا فعال در عرصه رسانه یا خود عامل به تداوم آن است ویا کسیست که با تلاش در معرفی عاملان بدین مهم صحن علنیجامعه را با تحول و تطور دراین حوزه آشنا می سازد 
از سوی دیگر باید بخاطر داشت که صحن علنی جامعه تنها صحنه هنرمندی انسان هایی نیست که دروادیی این چنین معرکه گردانند زیرا که اگر اینگونه بود سرعت دست یابی انسان به باورهایی عمیق که بتواند درمان درد و راه کار برطرف نمودن نیازهای به روز انسان را بر لوح سفید کاغذ ترسیم نماید آنچنان سریع بود که می توانست تا به امروز انسان را بر تارک آسمان ها بنشاند بلکه در میان ما که نام انسان داریم افرادی وجریاناتی مشغول به فعالیت می باشند که به جهت قرار نداشتن در متن فرایند تولید وتبدیل ایده به باور های مثبت شرارت هایی را راه می اندازند که بر خرمن اندیشه و تولیدات مادی آن آتشی پر حجم می اندازند و یابا ممانعت دربرابر تولید ایده وتبدیل آن به باور ویا حداقل با سنگ اندازی در مسیر جریان یابی این فرایند آن را با تاخیر مواجه می کنند ومسلم است که دراین کشمکش خبرنگار و آنکه تلاش دارد با جوهر قلم قوانین دردها به چشم جهانیان پدیدار نماید همیشه در متن حادثه وخطر خواهد بود
واین خطر می تواند دو ماهیت داشته باشد نخست آنکه خبرنگار ویا فعال عرصه رسانه طعمه دنائت و پستی مخالفان ومعاندان تعالی انسانیت شود ودر خطر وتهدید از نظر جانی ومالی وحتی آسایش وکار قرار گیرد 
و دوم اینکه وسوسه های مستمر و تلاش برای نفوذ در روحیات باعث شود که یک فعال حرفه ای وقسم خورده که موظف است جز به تعالی ایده وباور مردم نیاندیشد در وادی تحریف وقلب واقعیت ها در غلطد وچیزی را به کانون فکر وانذیشه اجتماع تزریق نماید که آمیخته به وهم وگمان ویا تملق وچاپلوسی باشد که به نظر من تاثیر سوء ومخرب آثار فرهنگی آلوده به وهم وگمان بسیار بیشتر وبدتراز چاپلوسی وتملق خواهد بود زیرا که می توان با حذف متملق کاروراه را سالم نمود اما هیچ کس وهیچ امکانی را آن مقدار توان نیست که بتواند جهل وخرافه ریشه دوانده در جان واندیشه را از کالبد مردم وجامعه پاک نماید

[ چهارشنبه یکم مرداد 1393 ] [ 7:30 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

بدون تردید در یکی از مقاطع بسیار درد آور ورزش استان روزگار می گذرانیم تا جایی که همه هیئت های ورزشی در استان وشهرستانها با نوعی بلاتکلیفی وبی عملی روزگار می گذرانند واین محصول حدود هشت سال عمل بشیوه مدیریت شهودی!!! می باشد که از سوی دولت های نهم ودهم تبلیغ واعمال می گردید
دراین نوع مدیریت که متکی بر درایت ودرک مستقیم مسئول است ومبنای آن این منطق است که مسئول می گوید به من مربوط نیست که دیگران چه می گویند ویا باورشان از مدیریت چه می باشد بلکه مهم این است که من روش را درست بدانم همه چیز در هم می شود وساختار مدیریتی که در عمل می باید به صورت رکن به رکن مسئولیت بپذیرد وعمل و فعالیت را فاز به فاز انجام دهد با فراموش نمودن مسئولیت وتعهد نسبت به سازمان ووظایف قانونی در عمل به ابزاری تبدیل می شود که فقط حرف می شنود ویا اطاعت امر می نماید سازمان هدف خود را فراموش می کند و مسئولان سازمانی با کنار گذاردن وظایف تعریف شده منطبق براهداف به اقداماتی دست می زنند که دستورش از بالا آمده است واین دقیقا حکایت روشن سازمان ورزش ما بوده وبا تاسف امروز هم هست
وازاین روست که در حیطه چنین سازمانی این سرنوشت گروه هدف وتعالی بخشی بدان نیست که فعالیت های سازمان را سمت وسو می دهد بلکه این تمایل مدیر به نوع انجام کار است که معین می دارد چه کسانی برخوردار از خوان نعمت باشند ویا کدام بخش از وظایف می باید مطمع نظر ودر متن عمل قرار گیرد ونتیجه چیزی می شود که از زبان بخشی از فعالان رشته تکواندو ودر بخش زنان شهرستان ابهر برای بنده به عنوان یک فعال مطبوعاتی ورسانه ای این چنین تعریف وتوصیف می شود تا به سمع ونظر مسئولان ومردم رسانده شود.
زنان فعال در رشته تکواندو ابهر می گویند
در طی حدود شش سال گذشته اساس کار سازمانی در این هیئت از بین رفته وافول ناشی از بی برنامگی کار را بدانجا کشانده است که
1- در طی سه سال گذشته هیچ فردی از مجموعه فعالان زن در رشته تکواندو نتوانسته اند درآزمون های ارتقاء کمربند ومربیگری شرکت بنمایند واین تنها بدان دلیل بوده که مسئول بخش زنان تکواندو ابهر از سه سال پیش بنا بدلایل نامعلومی(هرچند که برای خو ایشان ومسئول هیئت مشخص است) از کار کناره گرفته و این کناره گیری باعث شده تا ارتباط زنان تکواندو کار ابهر با هیئت استان و فدراسیون قطع شود که نتیجه این شده تا زنان ابهر به چنین آزمون هایی معرفی نگردند واگر هم شرکت کردند بدلیل فقدان فردی مورد تایید هیئت استان ویا فدراسیون ازآنها آزمون به عمل نیاورد 
براستی چرا هیئت تکواندو استان به عنوان متولی مستقیم این رشته در استان این مقدار از پرداختن به وظایف خود غافل بوده است و نظارتی بر تکمیل چارت تشکیلاتی مجموعه خود درابهر نداشته است ویا چرا اداره ورزش وجوانان ابهر در طول سه سال گذشته نخواسته بداند که چرا فردی از بانوان ابهر نتواسته است ارتقاء کمربند ویا مربیگری داشته باشد 
آیا صرف تصدی مسئولیت ویا خوانده شدن به این نام که من مسئول هیدت استانم ویا ریاست سازمان ورزش یک شهرستانم برای کسب رضایت وجدانی کافیست؟
2- زنان ابهری معتقدند که کمترین امکانات استاندارد وکافی در اختیارشان گذارده نمی شود ودر طول سه سال گذشته آنها را برای انجام یک بازی تدارکاتی عازم ننموده ویا تیمی را به ابهر دعوت نساخته اند 
جناب رئیس هیئت استان شما که خود از سرآمدان این رشته واز نام آوران داوری در عرصه ملی وبین المللی این رشته در کشور هستید چگونه باور می کنید ویا انتظار دارید که گروهی قهرمان سه سال بدون رویارویی با حریفان واقعی وتجربه میدان مسابقه باز روحیه تمرین داشته باشند؟
زنان تکواندو کار ابهر می گویند که .....
من نمی دانم که واقعیت های دیگر موجود در این رشته چیست اما به عنوان کسی که ورزشی بوده وسالیان سال خاک زمین فوتبال در ابهر خورده ام می دانم که شما به عنوان متولی اصلی ورزش استان اگر تا کنون به ابهر و هیئت آن سرکشی نداشته اید جفا در حق ورزشکاران این شهرستان نموده اید و برای رفع آن وظیفه دارید که به ابهر سری بزنید وبا بررسی از نزدیک مسائل ومواجه چهره به چهره با کسانی که انتقادی وحرفی دارند اقدام به رفع معایب بنمایید زیرا قابل قبول نیست در شهرستانی چون ابهر با داشتن نام آورانی چون برادران اسدی که همین امروز از استوانه های تکواندو کشور می باشند وهمراه شما در صحنه های ملی وبین المللی برای استان افتخار تولید می نمایندمدیریتی در شهرستان اعمال شود که در ایجاد ارتباط با بخش های بالا دستی سازمان وهیئت ویا تهیه حداقل ها برای ورزشکاران یک شهرستان آنهم با نام وآوازه ابهر در تکواندو با کندی و یا غفلت عمل نماید

[ چهارشنبه یکم مرداد 1393 ] [ 7:30 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

طمع خام که سودی بکنم
سود، سرمایه به یک بار ببرد
خر دعا کرد که بارش ببرند
سیل بگرفت و خر و بار ببرد
.............................................
تبعیت از اصول و قواعد کاری که باید انجام بگیرد یک حتمیت قطعی می باشد که اگر صورت نگیرد بی گمان به حسرت وآه منتهی می شود ویا به عبارتی فرد می خواهد که صواب کند کباب می شود 
واین دردیست که ما امروز در جامعه بصورت فردی و گروهی گرفتار آن شده ایم مثلا فردی می خواهد در کاری سرمایه گذاری بکند بدون آنکه دست به مشورت برد و از دانایان طلب رای ونظر کند تمام داشته های مادی ومعنوی خود را بکار می گیرد و وارد کار پر خطری می شود که خود در مدیریت زمان وروند جاری امور کمترین مهارتی ندارد مسلم است که نتیجه کار و فعالیت چنین فردی از بین رفتن اصل سرمایه به جای تولید سود وحتی نابود شدن اعتبار وحرمت اجتماعی بدلیل اثبات بی لیاقتی و یا بالا آوردن قرض خواهد بود.
همچنین است داستان آن کسی که بدون مهیا نمودن دانش ومهارت لازم خود را در معرض امتحان مردم قرار می دهد وبا کاندیدا شدن برای مسئولیتی که خود به تجربه آن را بسیار سخت یافته است گام در راهی می گذارد که نتیجه اش بی اعتباری خود ودر سختی و مضیقه قرار گرفتن مردم است 
براستی چرا ما به چنین وضعیتی گرفتار آمده ایم ؟
در پاسخ به این پرسش می توان گفت که ما دچار سیستم آموزشی بی انضباط و نا وارد در درک شرایط و عمل به معیارها وارزش های فرهنگی شده ایم زیرا این سیستم آموزشی می باشد که وظیفه دارد تا نیروی انسانی تربیت شده برای اجتماع را در درون یک فرایند با برنامه ومنظم متعهد به انجام عملی نماید که از عهده انجام آن برمی آید و بازش دارد از کاری که کمترین امکان توفیقی در آن را برای خود نمی بیند.
متاسفانه ما با بی توجهی به سیستم آموزشی ووظایفی که بر عهده دارد آن را به موجود فاقد ظرفیت و خلاقیتی تبدیل نموده ایم که وظیفه را با سیاست باری به هر جهت به انجام می رساند.
وگرنه اگر در سیستم آموزشی ما تعهد اخلاقی انجام درست کار وجود داشت واز دارندگان ظرفیت و مهارت های اخلاقی وعلمی برای برنامه ریزی استفاده می شد امروز جامعه ما شرایطی را تجربه می نمود که درآن سرمایه گذاری با احتمال بسیاری بالایی به سود منتهی می شد و افراد بدون مهارت ودانش خاص کمتر خود را کاندیدای مسئولیتی می ساختند که توان انجام آن را نداشتند وبیشتر می خواستند با رمل واسطرلاب و یا دعا و استغاثه کارها را پیش ببرند

[ چهارشنبه یکم مرداد 1393 ] [ 7:29 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

مرو به خانه ارباب بی‌مروت دهر
که گنج عافیتت در سرای خویشتن است
.......................................................
بدون تردید آنکه بتواند بر پای خود بیاستد و توان برطرف نمودن نیازهای مادی ومعنوی خود را داشته باشد روا و سزا نباشد که دست نیاز به سوی دیگران دراز نماید ویا حتی منتظر بروز معجزه ای باشد زیرا که هرکسی بخواهد حتی کمکی نماید انتظار وچشم داشتی خواهد داشت که برآوردن آنها ای بسی از تحمل به محدودیت و یا تلاش با تمام همت سختر باشد 
پس ای آنکه چشم امید به یاری دیگران داری و بجای تلاش وهمت برای برآوردن مایجتاج خود چشم انتظار یاری و حتی معجزه ای دست برزانوی خود بگذارو یک یا علی بگو و حرکت کن که محققا راه گذر از سختی و تنگ دستی تنها از وجود خودت می گذرد

[ چهارشنبه یکم مرداد 1393 ] [ 7:28 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات وب
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

"رنگ وابزار اسدی شناط میدان آزادی" "نصب دوربین های مدار بسته عسگری شناط روبروی درمانگاه بیست و دوبهمن" "پارچه سرای اطلس شناط میدان آزادی ابتدای خیابان سپاه" "کبابی گلچین شناط میدان آزادی" "فروشگاه لوله و اتصالات برادران علیمردانی شناط میدان آزادی"