وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر
خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه
 
                              عكس متحرك از گل  و دسته گلهای زیبا-www.jazzaab.ir
ضمن عرض سلام وخوش آمد محضر تمام عزیزانی که لطف می کنند و با باز نمودن صفحه پیش روی فرصتی را برای مطالعه مطالب وبلاگ ایجادمی کنند درخواست دارم که با گذاردن نظرات برآمده از انتظاراتتان مرا در راهی که پیش رو دارم برای تولید هرچه بهتر مطالب مورد ارشاد و هدایت قرار دهید مطمئن باشید که تمام انتقادات و راهنمایی های شما را به دیده منت پذیرا خواهم بودواز همه آنها در تغییر نگرش و گفتمانم بهره خواهم جست.
مطالب عقیدتی نویسنده را در شناط وب مطالعه فرمایید.
مطالب ادبی به قلم نویسنده را در آرس اینترنتیhttp://www.delshodeghan1.blogfa.com/ مطالعه فرمایید.
برای تجدید خاطره با گذشته حتما به گالری تصاویر وبلاگ سری بزنید
برای مشاهده هنرمندی جوانان ابهربه http://samr.zanjanblog.com/ مراجعه فرمایید.
برای آگاهی ازفعالیت های نماینده منطقه در مجلس به وبلاگ http://www.abharkoram.blogfa.com/ مراجعه فرمایید.



[ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 6:10 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

سفر جناب روحانی ریاست جهمور به استان زنجان پس از یک ماراتن تعین زمان وتغییر آن از امروز آغاز گردید وبه نوعی می توان گفت که هیئت دولت برای بررسی از نزدیک وچهره به چهره مشکلات مردم و توجه به نیازمندی های آنان وارد استان شدند و نماینده ایشان که حکم وزارت بهداشت را در هیئت دولت دارند وارد شهرستان ابهر گردیدند تا با بازرسی از موقعیت ارائه خدمات دولتی و صحبت با مسئولان به کمبودها ونیازمندی های مردم توجهی عمیق داشته باشند وخوسبختانه اهداف از پیش تعیین شده در همان بدو ورود وبه صورت معجزه آسایی وآنهم بصورت کامل محقق و مردم با لبی خندان وخوشنود از برطرف شدن کمبودهایشان که شنیدن سخنان مسئولان شهرستان که همگی حکایت از ابراز خوشحالی خود ومردم از انجام سفر و تامین نیازمندیشان که همانا دیدار و زیارت مسئولان تهران نشین بود سالن را ترک کردند 
گزارش این دیدار از این قرار است که صبح امروز ریاست جمهور بهمراه تعدادی از وزراء وارد استان زنجان شدند و طبق برنامه ریزی که شده بود خود ریاست جمهور در مرکز استان اقامت گزیدند تا بیش از گذشته به کمبودها ونیاز مندی های مرکز استان که الحق بسیار حیاتی بودند وحتما می باید خود ایشان بدانها بپردازند پرداخته شود و بعد از ظهر نمایندگانی را به سایر شهرستانها که به نسبت مر کز استان خیلی برخوردارتر هستند !!!!فرستادند تا کمبودهای مردم شهرستان ها که مطلقا در سخنرانی خلاصه می شود (چون مرکز استان به جد به شهرستان ها توجه نموده و کمبود دیگری وجود ندارد!!!!) ونیازمندیشان که قطعا دیدن از نزدیک مسئولان محلی و کشوری می باشد والحق چنین دیدار هایی می تواند موجی از خوش بینی و امید واری به آینده در آنها را زنده نگه دارد برطرف گردد
نماینده جناب رئیس جمهور یعنی وزیر محترم بهداشت ودرمان به شهرستان ابهر آمدند هرچند که اگر قرار بود ایشان در ساعت 3/40دقیقه در سالن حاضر باشند در ساعت 4/30 وارد شدند و به سرعت برنامه های دیدار به اجراء گذارده شد تا جایی که امام جمعه شهر با بیان این نکته که جناب وزیر وقت ندارند و قرار است به مشکل مردم قیدار هم برسند من حرف هایم را در دلم نگه می دارم و پس ازایشان فرماندار و نماینده مردم هم این بیانات را با الفاظی دیگر عنوان نمودند و من چون تنها به سخنرانی مسئولان بومی نیاز داشتم وبر خلاف مردم کمبودم دیدن جمال جناب وزیر بود سالن را ترک نمودم تا دیگران فضا ووقت بیشتری برای رفع کمبودها ونیازمندی هایشان داشته باشند
اما باور بفرمایید که من بدلیل دست یابی ارزان وبی هزینه به کمبودها وبرطرف شدن نیازمندی هایم چنان با شعف از سالن خارج شدم که در مسیر راه پای چند تن از دوستان را هم له کردم زیرا که مگر چند بار چنین فرصتی دست می دهد ویا خدا مگر چه مقدار به بندگانش فرصت می دهد که بدین راحتی بتوانند به فیض عظمای استماع زنده سخنرانی نایل گردند و یا از نزدیک وچهره به چهره مسئولان خودشان را پشت میکروفون ودر حال برشمردن مزایای چنین اتفاقاتی مشاهده کنند و از فرط لذت بال بال بزنند
خدا پدر ومادر ابداع کنندگان چنین سفرهایی را بیامرزد که توانستند با کمترین هزینه مادی و صرف زمان مشکل جدی مردم در موضوع کمبود سخنرانی را حل نمایند و نیازمندی نسل فعلی که زیارت مسئولان و نسل های آتی که تعریف داستان این زیارت ها می باشد را تامین کنند.آمین یا رب العالمین

[ جمعه دوم آبان 1393 ] [ 5:1 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

سفر ریاست جمهور به استان زنجان هرچند که به مصداق مثل ترکی و معروف اگر سیاه بخت قصد کوه کند کوه را مه می پوشاند بدلیل درگذشت آقای مهدوی کنی کامل نشد ونیمه کاره ماند(مسلما در تحقق اهداف هم همینگونه شد) اما به عنوان یک رخداد تاریخی اتفاقی بود که افتاد و بدلیل همین نکته که در تاریخ می ماند ضرورت ایجاب می کند که بدون حاشیه بدان توجه شود تا ببینیم که دست آورد ما ازاین سفر چه بود وکدام انتظار واقع بینانه ازآن محقق گردید
1- فضای برگزاری این سفر کپی برابر با اصل سفر های گذشته بود و هیچ تغییری که بشود ازطریق آن و به عنوان یک سرفصل به رخدادهای استان نگاه شود حادث نگردید مثلا درابهر حتی شدیدتر و امنیتی تر از سفر های گذشته بدان توجه شد تا جایی که اگر در دولت احمدینژاد وزیر از میان مردم وارد سالن می شد اینبار وزیر محترم ازراه دیگری وارد سالن شد ویا اگر در دولت احمدینژاد استقبالی از نماینده ریاست جمهور در ورودی اتوبان به عمل می آمد دراین سفر این کار کاملا بی صدا وبدون استقبال انجام شد تا جایی که می توان گفت اکثر قریب به اتفاق مردم از آمدن نماینده رئیس جمهور به شهرستان بی اطلاع بودند 
2- مقدمات دیدارها حداقل در سطح شهرستان کاملا بدون تحرک وبی رمق انجام گرفت تا جایی که در سفر های اول ودوم آقای احمدینژاد حداقل در ابهر چند جلسه عمومی با صاحب نظران برگزار گردید و کمبود ها ونیازمندی های شهرستان دسته بندی شد و ارائه گردید هرچند که تاثیری نداشت اما دراین سفر من فکر می کنم که اساسا جلسه ای با صاحب نظران شهرستان برگزار نشد وهرچه بود مطالبی بود که مسئولان دسته بندی نموده و به استحضار آنهم به صورت مکتوب رسانده شد.
3- زمان در نظر گرفته شده اگرچه دست خوش حادثه غیر مترقبه ای واقع شد اما ازآنچه که در ابهر رخداد و حتی نماینده ریاست جمهور وقت نداشت که به صورت مبسوط به سخنرانی بپردازد حکایت ازآن داشت که دولت برای آمدن به زنجان وقت برای برنامه ریزی نداشته و یا اساسا بدون برنامه مدون از سوی دولت این برنامه تدارک دیده شده بود .
4- هماهنگی وهماوایی در میان مسئولان ودر ارائه گزارش به نماینده رئیس جمهور وجود نداشت مثلا امام جمعه ابهر به قوت از اقدامات بدنه دولت در ابهر ودر موضوع سلامت دفاع کردند ونیمچه انتقادشان در خصوص خدمات روستایی بود در حالی که نماینده مردم در مجلس بشدت از وضعیت ارائه خدمات بهداشتی ووضعیت عمومی ساختار اداری واجرایی انتقاد نمودند و وضعیت موجود در سه شهرستان ابهر ،خرمدره وسلطانیه را حتی نا امید کننده خواندند.
5- برخورد با در خواست های مردم وحتی خود مردم در صحن جلسه بسیار بد بود به شکلی که تعداد معدودی از افراد که به طریقی از آمدن مقام نماینده رئیس جمهور با خبر شده و دست به نامه ایستاده بودند تا نماینده رئیس جمهور را دیدار کنند و نامه های خود را به ایشان تقدیم دارند چون نتوانستند در بیرون ایشان را ملاقات نمایند و یا اطلاع رسانی نشده بود که در فرمانداری ستادی برای دریافت نامه ها وجود دارد در داخل سالن به سوی وزیر ویا نماینده ایشان رفتند که مسئولان روابط عمومی فرمانداری با قهر و غضب ایشان را به عقب راندند واین برای مردم ودر بین عموم چندان شایسته نبود.
6- جریان انتقال درخواست های منطقه به نماینده ریاست جمهور نتوانست حتی برای خود مسئولان رضایت بخش باشد تا جایی که امام جمعه از آن با مفاهیمی چون باقی ماندن حرف ها در دل،فرماندار با مطالب به صورت کتبی گزارش شده است ونماینده مردم با این عنوان که من حرف هایم را قبلا گفته ام و در جلسات بعدی واگر کمیته ای برای پیگیری مسائل تشکیل شود ارائه خواهم داد اعتراض خود را به شرایط بیان داشتند 
حال با این تفسیری که از شرایط تقدیم حضور گردید این سئوال ایجاد می شود که اگر دولت بخواهد به استان های دیگر هم مراجعه نماید تا بداند که سطح رضایت مندی مردم از دولت تا چه میزان ویا ظرفیت ها و استعداد استان ها در همراهی با آن چه اندازه است براستی آیا می توان با این کیفیت کار،امیدی به حتی باز گرداندن هزینه های مادی ومعنوی که برای این گونه از سفرها می شود داشت 
من به عنوان یک شهروند ازاستان زنجان که چند روزی میزبان ریاست جمهور و هیئت همراه ایشان بودم به ضرس قاطع عنوان می دارم که حق میزبانی من از سوی میهمان و میهمانان محترم ادا نگردید که این در نوع خود واز نظر اخلاق اسلامی چندان مطلوب نیست وامیدوارم که ریاست جمهور و آنانی که انجام چنین سفرهایی را در شرایط فعلی که نیاز به تمرکز کامل دولت در امور مهم مملکتی وجود دارد در دستور کار دارند با بررسی آنچه که در زنجان اتفاق افتاد وفکر می کنم که حتی نتوانست بصورت نسبی حتی مسئولان رسمی استان را که به نوعی از عوامل دولت محسوب می گردندخشنود از انجام چنین سفری بکند با یک تجدید رویکرد اقدامات عالمانه وجامعتری را برای انجام درست این سفرها ویا تعطیل آن به انجام رسانند زیرا که انجام سفر یک واقعیت است و ایجاد انتظار وتبعات حاصل ازآن هزاران واقعیت که می تواندصدها بار نیت از انجام آن را تحت الشعاع قرار دهد

[ جمعه دوم آبان 1393 ] [ 4:58 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال
چو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد
.............................................................
انسان تنها موجودی است که می توان صفت غفلت را بر او منتسب نمود وازاین بابت مورد مواخذه اش قرار داد زیرا که برای درک شرایط و عمل منطبق بر آن چندین مولفه لازم در اختیارش قرار می گیرد که از جمله آنها می توان به عقل و ظرفیت هایی چون تجزیه وترکیب و ارائه تحلیل مشخص از شرایط اشاره نمود که از ظریق آن او می تواند بهتذین راه حل را برای برطرف نمودن موانع و برجای گذاردن محصولات روشن انتخاب کند.
اما در اکثر مواقع او نمی تواند چنین دست آوردهایی را در اختیار بگیرد زیرا که او عمده وقت و حوصله خود را در بی توجهی به عمر و فرصتی که دارد ازدست می دهد
پس ای آنکه عنوان انسان یافته ای و می باید از او آثار ماندگار وجاودانه ای بر جای بگذاری تنها وتنها بر استفاده درست از عمرت تکیه کن زیرا که غصه غیرازآن تورا از خودت وسرنوشتت دور میدارد وبگذار دیگرانی که بعد از تو خواهند آمد غصه فرداهایی را بخورند که در راه است زیرا که بهار وخزان طبیعت به تو بسته نیست ومطمئنا پس از مرگ تو هم طبیعت بهار وخزان های دیگری را تجربه خواهد نمود

[ جمعه دوم آبان 1393 ] [ 4:57 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

چرا در سیستم آموزشی ودر نظام تربیتی ما جایی برای عشق ورزیدن ودوست داشتن تعبیه نگردیده است؟!!!
.........................................................................................
بی گمان ما از معدود ملل وجوامعی هستیم که بیشترین تولید ادبی و کلامی ما در حوزه عشق ودوست داشتن بوده وهست وبدون تردید از معدود ملل و ممالکی هستیم که با تمام گفته نیم کرداری در تبلور عشق ومحبت از خود نشان نمی دهیم وروز بروز صحن علنی جامعه خود را به خشونت و عوارض آن آغشته می سازیم وازاین بابت هرروز بیش از گذشته خود را درگیر با عذاب و زحمت می بینیم عذابی در قواره و شمایل طلاق،فقر،دزدی،اعدام ،قتل،زندان،اعتیاد،زنان خیابانی،کودکان کار،شکاف رو به گسترش طبقاتی،خانه های مجردی،پرخاشگری،گروه های خودسری که حمله می کنند واسید می پاشند،بیکاری،ادبیات غیر شفاف،شاعران متملق،نویسندگان چاپلوس،مدیران بی مایه،مردمان بی تفاوت،اساتید بی سواد ،مداحان پول دوست روحانیون بی توجه به جایگاه واقعی خویش،مغازه دار گران وکم فروش،پزشکان زیر میز وروی میز گیر،پیمانکاران خیانت کار، عاشقانی که جرات ابراز عشق وعلاقه خود را ندارند و.....
براستی با این همه معایب رفتاری چگونه است که شرایط ما مصداق فرمایش شهریار که فرمود:
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا
ویا به عبارتی از هم پاشیدگی مملکت که دنیای کوچک ماست نمی گردد؟
در چرایی این شرایط می توان به این واقعیت بسیار روشن استناد نمود که مثل ما مثل معروف پختن قورباغه از طریق گرم کردن تدریجی آب سرد شده است واین شرایط معلول عادت دادن تدریجی ما به این شرایط می باشد که این خود محصول بی انگیزگی ونداشتن برنامه برای سامان دهی به امور تربیتی و آموزشی نسل جوان در خانواده و سیستم آموزشی ما می باشد 
ویا به عبارتی اگر ما امروز نمی توانیم خود را در هیبت مردمی بیابیم که به آینده امیدوار می باشد و مصون از نابهنجاری ها می یابد این ناشی از آن است که زمینه وبستر این دریافت واعتماد از سوی سیستم تربیتی و آموزشی در بستر اجتماعی ما نهادینه نگردیده است 
حتما دوستان این خرده را بر من خواهند گرفت که چرا خانواده را ازاین قاعذه مستثنا می گیری که در جواب می گویم که دوستان خانواده های امروز ما هم از افرادی تشکیل شده اند که در دامن همین نظام تربیت وآموزشی تربیت گردیده اند وهمه مولفه های مورد نظر را از آن سیستم دریافت داشته اند ویا می توانم عنوان بدارم که خانواده نیز محصول مستقیم همین نظام آموزشی است
اما چرا جایگاهی برای عشق ورزیدن ودوست داشتن در نظام ما تعبیه نگردیده است سئوالیست که می توان پاسخ های متعددی برای آن قائل شد که برخی از آنها عبارتند از
1- ما به ارزش عشق ودوست داشتن در تقویت ارکان اجتماعی نگاه کم اهمیتی داریم
2- ما عشق ورزیدن ودوست داشتن را نوعی انحراف وخطا تلقی می کنیم زیرا اینگونه باور نموده ایم که دوست داشتن مخلوق ما را از عشق به خالق دور می دارد
3- ما فکر می کنیم که با مشغول نمودن مردم به گرفتاری های خود راحت تر می توانیم جامعه را اداره وهیجانات را مدیریت کنیم 
4- ویا اینکه هنر ومهارت تولید ادبیات ومولفه های آموزشی عشق ومحبت را نداریم ویا افرادی را تربیت ودر اختیار نگرفته ایم که بتوانند محبت وعشق را تدریس نمایند.
اما مشکل هرچه باشد و علت پیدایی آن از چه قماشی باشد واقعیت مسلم این است که تنها وتنها بدلیل ترس مرضی ما از تدریس عشق ومحبت و آفریدن مجال تبلور نمایه های رفتاری مورد قبول و انتظار جامعه در حوزه عشق خشونت و نفرت در جای جای جامعه ما رسوخ می یابد وهرروز جلوه نویی ازآن علنی می گردد
قتل های ناموسی،زنجیره ای،اسید پاشی،کیف قاپی،رشوه گیری،فساداداری ومالی،زور گیری،قاچاق وتوزیع مواد مخدر،گران فروشی وکم فروشی،خیانت در امانت و....همه از عوارض عدم دوست داشتن وعشق ورزیدن بهمدیگر می باشد ویا به نوعی انتقامی است که ما از همدیگر می گیریم که اگر ادامه یابد و گسترده تر ازاین گردد روز هایی را در پی خواهد داشت که در آن هیچ محصولی از باهم بودن وبرای هم بودن مشاهده نخواهیم نمود
ما امروز باید با تغییر رویکردی عمیق وعلمی مدارسمان را به جایگاه وموقعیتی برسانیم که در آن به قول معروف درس معلمان درس محبت باشد تا بتوسط آن بتوان طفل ناراحت وخشن موجود را جمعه به مکتب آورد 
دانشگاه های ما را باید به محیط هایی تبدیل کنیم که در آن دانشجوی ما به این درک برسد که در کنار دوست داشتن خود و تلاش برای توفیق شخصی برای موفقیت دیگران هم تلاش داشته باشد
وبه مردان وزنانمان بباورانیم که عشق ودیعه ای الهی می باشد که تنها در کانون گرم خانواده می باید آن را جستجو نمود تا از بطن چنین عشقی کودکانی پرورش یابند که عشق را موجودیت مقدسی بیابند که آن را با فدیه جانشان بخرند و برای پروراندنش از جان مایه بگذارند
وبه حاکمان ومسئولانمان بباورانیم که با بستن فضای گرم محبت ودوست داشتن و به خفا بردن این صفت الهی از طریق ممانعت نمودن از تولید ادبیات عاشقانه خلایی پیدا می شود که خشونت با پر نمودن آن هزینه های اداره کردن وبه راه داشتن جامعه را افزون می سازد

[ چهارشنبه سی ام مهر 1393 ] [ 1:40 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

همای بر همه مرغان از آن شرف دارد
که استخوان خورد و جانور نیازارد
..........................................................
هما یا مرغ استخوان‌خوار (نام علمی: Gypaetus barbatus به معنی کرکس ریش‌دار) نوعی کرکس بزرگ است که در کوه‌های مرتفع آفریقا، جنوب اروپا و آسیا از جمله ایران زندگی می‌کند.
هما در اسطوره‌های ایرانی جایگاه مهمی دارد و معروف است که سایه‌اش بر سر هر کس بیفتدبه سعادت و کامرانی خواهد رسید به همین دلیل به مرغ سعادت معروف شده‌است.
اگر از دو تعریف گونه ارائه شده از همای بخواهیم به برداشتی از کلام آموزنده سعدی حکیم دست بیابیم می توان اینگونه برداشت نمود که تنها از منظر عدم ایجاد مزاحمت مزاحمت واذیت برای دیگران است که می توان به سعادت رسید 
ویا آنجا که گفته می شود اگر همای بر بالای سر هر کسی به پرواز در آید او سعادتمند می شود این گفته مبین این واقعیت است که اگر فردی روش زندگی همای سعادت را بر گزیند وبدان عمل کند مطمئنا می تواند سعادتمند گردد زیرا که از محل عدم ایجاد مزاحمت برای دیگران ویا همراهی وهمکاری با دیگران است که انسان می تواند به توان و انرژی عمومی دست بیابد وازآن در طریق حل مشکلات وبرطرف نمودن موانع مسیر راه خود استفاده نماید وچون چنین شود مسلم است که مانع ورادعی نمی تتواند جلو دار پیشرفت انسان باشد 
اما چرا بسیاری از ما مردمان نمی توانیم از چنین الگو هایی تبعیت نماییم وکارمان می شود سنگ انداختن ومزاحمت ایجاد نمودن برای دیگران سئوالی است که بواقع می توان پاسخ آن را در نوع تربیت و یا اهدافی که در نظام تربیتی جامعه دنبال می گردد جستجو نمود زیرا در جامعه ای که نان خود خوردن و این نان به هر طریقی که شده بدست آوردن مقصود ومرام گردیده نمی توان این انتظار را از مردم داشت که در مسیر بدست آوردن نانی که سیرشان دارد ویا برتری ورجحانی به ایشان نسبت بدیگران ببخشاید توجه به حلال وحرام داشته باشند ویا حرمت دیگران و سهم آنان از منابع را رعایت نمایند 
اما آنجایی که در نظام تربیتی و آموزشی جامعه ای تعاون توام با رعایت احترام متقابل اصل اساسی اقتصاد شناخته می شود مسلم است که برکت در نانشان می افتد و سعادت نصیبشان می گردد زیرا که یکی برای همه وهمه برای یکی کار می کنند

[ چهارشنبه سی ام مهر 1393 ] [ 1:39 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق
هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد
......................................................
بدون تردید انسان موجودیست که ظرفیت و قابلیت های خود را در درون دو مقوله عمل و عکس العمل ومنطبق نمودن این دو برهم نشان می دهد و فردی که نتواند مطابقتی بین این دو فرایند فراهم آورد نخواهد توانست در مدیریت فرصت و امکانات موفقیتی بدست آورد 
مثلا آنجا که خریدن ناز و تحمل غمزه یار عکس العملی منطقی و طبیعی از سوی عاشق محسوب می گردد اگر عاشق غمزه یار را بر نتابد وظلم از غمزه یار بیاموزد و یاچون غمزه ای دید او نیز بر این باور عمل کند که باید رفتار در مقابل معشوق به عتاب گرداند مسلم است که عشق را دوام چندان نخواهد بود 
پس ای آنکه با بریدن از خود به یار پیوسته ای بهوش باش که در این وادی منطق عشقم کشیده اینجوری باشم نه تنها خریداری ندارد بلکه خود بر هم زننده رابطه میان عمل وعکس العمل و پاداش وچرایی آنها خواهد بود

[ چهارشنبه سی ام مهر 1393 ] [ 1:38 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

بدون تردید هریک از شما دوستان در مدتی که در بیرون از خانه به سر می برید با چند مورد در گیری فیزیکی،فحاشی ،تعدی ومزاحمت،گران فروشی وکم فروشی،تخلفات مختلف رانندگی،برخورد ناشایست کارمندان ومسئولان با ارباب رجوع و.....مواجه شده اید ویا خودتان به نوعی در گیر با آن شده اید ویا حتی شوربختانه خودتان باعث بروز آن بوده اید ومسلما پس از رویارویی با آنها به زمین وزمان کفر گفته اید و یا اگر خودتان مقصر ومسبب آن بوده اید بعدا که کمی آرامش یافته اید با مخاطب قرار دادن خودتان از اینکه در چنان معرکه ای خود را در گیر نموده اید ویا برای مردمان دیگر ناراحتی فراهم آورده اید ناراحت شده اید وخود را سرزنش نموده اید 
حال اگر این پدیده فراگیر و پیش رونده را که حد ومرزی نمی شناسد وحتی اقشار تحصیل کرده را هم به خود می آلاید مورد بررسی و تجزیه وتحلیل قرار دهیم متوجه این واقعیت تلخ خواهیم شد که اگر برای مبارزه ویا حداقل مدیریت مهار آن تمهیداتی سنجیده و مورد استفاده قرار نگیرد دیر نخواهد بود که تمام مناسبات انسانی از جامعه ما رخت بر خواهد بست و شرایط به گونه ای رقم خواهد خورد که در آن همگی دست در دست هم وبرای متلاشی نمودن منافع ومصالح مترتب بر سرنوشتمان وسرنوشت نسل های آینده عمل خواهیم نمود. 
در علت یابی این شرایط اگر کم جسارت داشته باشیم وبخواهیم شفاف سخن بگوییم می توان دو عامل مهم را شناسایی و معرفی نمود که عبارتند از
1- روشنفکران بی توجه به نیاز های جامعه 
2- حاکمان غرق شده در مناسبات سیاسی محض
روشنفکران ما امروز با بی توجهی به روند فراگیری خشونت وپرخاشگری که بدنبال خود فرار و یا انزوای مهر ومحبت را ارزانی جامعه می دارد که به تبع آن هزینه های فراوانی را به مردمان وساختارهای اجتماعی تحمیل می نماید خود به تولید ادبیات و روحیه خشونت طلبی در جامعه کمک می نمایند زیرا که اینان با متمرکز شدن در هر آنچه که اتفاق می افتد و تاثیرات تخریبی فراوانی دارد و ارتباط دادن آن به روند خشونت آمیزی که ایجاد شده است عملا ابزار وادبیات خشنی را برای رویارویی تولید ویا باز تولید می نمایند در حالی که در ادیان الهی ودر مکاتب فلسفی انسانی و در نزد بزرگان سیاسی وعقیدتی همه گاه حکم بر دوری از خشونت و عمل بر محبت ومهر حکم گردیده است تا جایی که علامه طبا طبایی می فرماید 
چه دارد جهان جز دل و مهر یار
مگر توده هایی ز پندارها
ولی رادمردان و وارستگان 
نبازند هرگز به مردارها
حال اگر روشنفکران ما بتوانند میان شرایط مسلط و آنچه که در آن منافع عمومی جامعه محقق می گردد تنها به واکاوایی اثر اتحاد واتفاق بر محوریت مهر ومحبت بپردازند وبا همسو نمودن تمام توان مردم برای برجای گذاردن آثاری تاریخی وجاودان تلاش نمایند مسلم است که عاملان ومنفعت برندگان از توسعه و فراگیری خشونت حتی اگر بخواهند بی توجه به آنچه که اتحاد مردم به حال وروزشان خواهد آورد روند رفتاری خود را ادامه دهند اگر در برابر مقاومت مردم بر ترویج محبت ومهر ازبین نروند حداقل نخواهند توانست تمام ارکان ساختاری میان مردم را برهم زنند وموجی را ایجاد کنند که با سواری برآن منافع بلند وکوتاه مدت خودرا تامین نمایند
ودر رابطه با حکومتیان متمرکز و ذوب شده در سیاست محض وبا اشاره به این گفته از علامه طباطبایی که می فرماید
جز افسون و افسانه نبود جهان
که بستند چشم خشایارها
فریب جهان مخور زینهار
که در پای این گل بود خارها
باید گفته شود که تدبیر امور جز با همکاری وهماهنگی تمام مردم میسر نمی شود وهماهنگی وهمکاری مردم جز با ایجاد پیوندهای عمیق عاطفی که بتواند همدلی ایجاد کند میسر نمی شود ویا آنجا که تمام پیوند های عاطفی وروانی میان مردم با خشونت در هم آمیخته شود وخون مبنای حرکت برای تحقق اهداف قلمداد گردد مطمئنا آجر بر روی آجر مستحکم نخواهد شد وامید به اینکه بتوان استمرار وجاودانگی برای حکومت متصور شد عبث وبیهوده خواهد بود زیرا که به تجربه تاریخی ثابت شده است که خشم خشم می آورد ودر متن چنین چالشی سوء ظن جانشین اعتماد می گردد زیرا آنکه به خون وتعدی توانسته برای خود حقی وسهمی معین دارد می داند که روزی رازش بر ملا خواهد شد و یا مظلومی که حقوقش به ناصواب تضییع گردیده روزی برای احقاق حقش برپای خواهد ایستاد ومسلم است که در چنین فضایی هر کسی تلاش می کند که با توطئه و ترفند کار را پیش ببرد وهمین عاملی می شود که مردم نتوانند بهمدیگر وبه حاکمان خود اعتماد نمایند وخود می کوشند تا به هر نحو وقیمتی که شده برای برپایی حقوق خود تلاش کنند واین زنجیره ای از خشونت را باعث می شود که در لوای آن منافع ملی با هدر رفتن منابع وفرصت ها نادیده گرفته شده ومنهدم می گرددومحققا آن مملکتی وملتی که منافع ملیش نابود گردد مطمئنا پایداری ودوام چندانی نخواهد یافت
پس مشکل امروز ما که می تواند بشدت خطرناک باشد در بی نظمی و خشونت ریشه یافته است که تنها راه مبارزه ومواجه با آن نوشتن از مهر و گستراندن دامن محبت در میان مردمان است که باید از سوی روشنفکران و حاکمان جدی تلقی گردد

[ چهارشنبه سی ام مهر 1393 ] [ 1:37 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

پادشاهی کو روا دارد ستم بر زیر دست
دوستدارش روز سختی دشمن زور آورست
با رعیت صلح کن وز جنگ خصم ایمن نشین
زان که شاهنشاه عادل را رعیت لشکرست
..........................................................
آیا تا به حال از خودتان پرسیده اید که چرا در تمام فرهنگ ها وادبیات جهان زمانی که از ظهور وتعالی تمدن ها وفرهنگ های مختلف سخن به میان می آید سه رکن اساسی عدالت،پادشاه عادل و ملتی مدافع وحامی طرح ها وبرنامه های عدالت محورانه محور کلام بوده است و زیباترین وشیرینترین سخنان از پیدایش و هم جوشی این سه رکن مطزح گردیده است 
و بالعکس هرجا سخن از نابودی و اضمحلال حتی تمدن ها و فرهنگ های بزرگ به میان آمده سه رکن ظلم ،حاکم ظالم و ملت بی تفاوت نسبت به سرنوشت خود و میهن درمتن چالش ها ملاحظه می شود ؟
در پاسخ به این سئوال وبا استناد به فرمایش سعدی حکیم می توان بیان داشت که چون عدالت رضایت در مردم ایجاد می کند و با فراهم آوردن گشادگی در ارتباط می تواند توان درک ودریافت از شرایط آنان را به گونه ای ارتقاء دهد که در کمترین زمان بتوانند خطر ویا نیاز به کمک حکومت را دریابند ازاین روی به عنوان بازوانی توانا ونوشدارویی برطرف کننده سمیت زهر وارد عمل شده اند و با رفع موانع و برطرف نمودن خطرات حکومت را از خطر رهانده وبا بجا گذاردن بهترین محصول ویا دست آورد سرمایه بزرگی را در دسترس آن قرار داده اند 
اما آنجا که حکومت با تعدی به حقوق شهروندان وتبعیض در برخورداری همه مردم از مواهب مانع از شناسایی و پرورش استعدادها گردیده و یا با اجحاف در حقوق مردم را ناراضی از خود ساخته اولا شناسایی خطر و درک همراهی به موقع با حاکمیت از سوی مردم تحقق نیافته و همچنین به ناز آسودگان مورد محبت حکومت نیز چون برای روزهای سخت تعلیم نیافته اند کمترین خطر وهجوم دشمنان با فاصله انداختن میان مردم وحکومت و ضعیف نمودن ساختارهای دفاعی آن بساط حکومت وتمدن را در هم پیچیده ونابودشان نموده است
پس آیا مناسب نیست که با تاسی به این رهنمود از سعدی بزرگ اگر خواهان برپایی تمدن و فرهنگی پایا وپویا هستیم عدالت را محور و عالانه نمودن تصمیم ها را مشخصه اخلاقی حاکمان و رضایت مردم در سطح وسیع را هدف قرار دهیم تا بتوانیم با بوجود آوردن ملت وحکومتی قوی وهم سو اهداف شوم دشمنان ملک وملت را در نطفه خفه سازیم

[ چهارشنبه سی ام مهر 1393 ] [ 1:36 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

صبا گر چاره داری وقت وقت است
که درد اشتیاقم قصد جان کرد
...........................................
داستان نوش دارو و ضرورت به موقع رسیدن آن با فرهنگ ما عجین گردیده و تاسف بار اینکه هیچ موقع این نوش دارو به موقع نیامده است زیرا که ما از فهم رسالت ووظیفه ای که داریم وباید در انجام آن کوشا باشیم غفلت ورزیده ایم وزمانی به فکر پرداختن بوظایف و رسالت خود بوده ایم که زمان عمل گذشته بوده است 
مثلا امروز که در برابر حوادث نادری که بود ونبود ما را به چالش کشیده است آیا نه این است که به همراهی و همکاری هم نیازمندیم تا بتوانیم از خطرات پیش روی گذر کنیم پس چرا نمی کوشیم که برای وحدت از طریق کنار گذاردن استبداد در رای ویا غرور ونخوت اقدام کنیم 
آیا نوش داروی مورد نیاز امروزمان محبت به همدیگر نیست؟

[ چهارشنبه سی ام مهر 1393 ] [ 1:31 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات وب
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

"رنگ وابزار اسدی شناط میدان آزادی" "نصب دوربین های مدار بسته عسگری شناط روبروی درمانگاه بیست و دوبهمن" "پارچه سرای اطلس شناط میدان آزادی ابتدای خیابان سپاه" "کبابی گلچین شناط میدان آزادی" "فروشگاه لوله و اتصالات برادران علیمردانی شناط میدان آزادی"