وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر
خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه
ما کشتهٔ نفسیم و بس آوخ که برآید
از ما به قیامت که چرا نفس نکشتیم
افسوس برین عمر گرانمایه که بگذشت
ما از سر تقصیر و خطا درنگذشتیم
........................................................................
بدون تردید تمام اندوخته انسان در دو کفه ترازوی عمر یا حسرت است ویا محصولات برآمده از تمنای نفس وعجیب آنکه خود را برای سفر آخر آماده می نماید و دراین راه امیدش به این است که در دادگاه عدل الهی با رویی سفید حاضر گردد کمترین توجه وتمرکز را دراین دو مقوله نمی نماید ویا اینکه به حسرت وتمنای نفس کشته می شود و لی نمی داند که در دادگاه الهی چه برسرش خواهد آمد 
مثلا آنجا که عمری به ارزشمندی تمام داشته های انسان ثانیه به ثانیه به پایان می رسد واو حتی درنگی نمی کند تا بداند که که این هزینه ویا مصرف شدن بزرگترین ومهمترین داشته اش برای تقصر وگناه بوده ویا برای صواب و کار خوب صرف شده است 
اما ای کاش وای کاش که همه ما تمام فرصت وامکانات خود را در جایی مصرف می نمودیم که نتیجه آن نه تقصر و حسرت بلکه محصولی قابل ارائه در دادگاه الهی باشد ولی حیف که خود این آرزو هم حسرتیست که برطرف نمی شود.

[ شنبه ششم اردیبهشت 1393 ] [ 11:55 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
اگر یادتان باشد در دوبخش گذشته مطلب عنوان نمودم که شورا زمینی برای تمرین دمکراسی ومدنیت است ومن تنها وتنها با استفاده ازاین امکان قانونی تلاش می نمایم که با عینیت بخشیدن به حق نظارت شهروندی مسائلی را مطرح کنم که پرداختن بدانها می تواند بابی باشد برای اعمال اراده نظارتی مردم و فرایندی باشد برای باز نمودن باب نقد وتعامل بین شورا ومردم.
براساس ماده یک فصل اول قانون تشکیل شوراها که مربوط به تشکیلات آنهاست قانون گذار عنوان می دارد که
ماده 1ـ به منظور پیشبرد سریع برنامه‌های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی، پرورشی و سایر امور رفاهی از طریق همكاری مردم و نظارت بر امور روستا، بخش، شهر و شهرك، شوراهایی به نام شورای اسلامی روستا، بخش، شهر و شهرك بر اساس مقررات این قانون تشكیل می‌شود. 
ویا به عبارتی قانون گذار فلسفه ایجاد شوراها را در تسریع برنامه های اجتماعی ،اقتصادی،عمرانی،بهداشتی،فرهنگی، آموزشی، پرورشی و سایر امور رفاهی دانسته و بر مبنای آن تشکیل شورا ها را عملیاتی ساخته است 
براین اساس لازم می آید که با گذری بربرنامه ائتلاف صبح امید که اکثریت نسبی شورای فعلی ابهررا در اختیار دارد ودرعمل می باید در طی هشت ماه گذشته با به اجراء گذاردن برنا مه های مدون خویش تشکیلات مطابق با قانونی را برای شورای ابهر ایجاد نموده باشد کند وکاو نماییم تا ببینیم که آیا در برنامه های سی ماده ای این ائتلاف اقدامی برای این بخش از قانون پیش بینی گردیده است تا در هشت ماه گذشته حرکتی در این باره صورت گرفته باشد
بدون اغراق در برنامه پیشنهادی ائتلاف صبح امید هیچ اشاره ونگاهی به این فصل نگردیده است زیرا که برای پرداختن به این بخش اصلی و ساختاری شورا گروه مزبور می باید ابتدا اقدامی در جهت شناسایی برنامه های مورد اشاره در آن ماده انجام می دادتا بداند که در سطح شهر ابهر وبتوسط ادارات مختلف و خود مردم چه فعالیت های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی، پرورشی و رفاهی در جریان است تا برای تسریع در آنها برنامه هایی را ارائه نماید.
مثلا زمانی که در متن برنامه های فرهنگی اداراتی چون فرهنگ وارشاد اسلامی،تبلیغات اسلامی،دفترامامت جمعه،مدارس و دانشگاه های منطقه قرار دارند ودر کنار آنها کانون های فرهنگی وهنری مساجد،شهرداری ها،خسینیه ها وتکایا ،کافی نت ها،فروشگاه های توزیع اقلام فرهنگی و کتابفروشی ها،کتابخانه ها و....بکار و فعالیت فرهنگی مشغول می باشند وشورا انتخاب می شود تا با کمک به روند جریان برنامه های فرهنگی به دست اندرکاران آنها کمک رساند تا فعالیت های آنان تسریع یابد آیا شورای شهر ابهر و در راس آن ائتلاف صبح امید آیا برای یک بار به موضوع این ماده قانونی توجه نموده اند و برای رضای خدا هم که شده این ماده قانونی را رو خوانی کرده اند ویا با دست اندرکاران این حوزه نشست های تخصصی برگزار کرده اند تا بدانند که برای تسریع وتسهیل در فعالیت های آنان چه باید نمود؟
مسلم است که پاسخ به این سئوال نه می باشد زیرا که با سیاست های انقباضی که شورای چهارم در موضوع ارتباط با مردم و نخبه های آن معمول داشته( تا مبادا با باز بودن در شورا و گسترده شدن دامنه تعاملات آن اختلال و انحرافاتی بدان وارد گردد) مشخص است که ورودی های بر انگیزاننده به شورا وارد نخواهد شد تا شورا بداند که به عنوان نهادی متولی در مسائل مختلفی چون موضوع های اجتماعی ،اقتصادی،عمرانی ،بهداشتی،فرهنگی، آموزشی، پرورشی و رفاهی می باید دارای برنامه باشد و با اعمال نظارت به نوع وکیفیت فعالیت های مدیریت های فوق الاشاره در سطح شهر وبا دادن کمک های مادی ومعنوی امکان تسریع در فعالیت های مزبور را فراهم آورد.
در سایر زمینه ها هم حکایت کپی برابر با اصل موضوع فرهنگ می باشد زیرا که مثلا در باب مسائل رفاهی، ورزشی و پرورشی شورای چهارم که حکم تسهیل کننده در چارچوب فعالیت های مزبور را دارد کدام برنامه را مد نظر قرار داده است که تاثیر بخشی آنها موجبات تسهیل وتسریع در فعالیت ها را باعث گردیده واگر نداده علت آن در چه بوده است ؟
در پاسخ به این سئوال یقین بنده به آن است که اساسا در ابهر فعالیتی در جهت رفاه شهروندان در حال انجام ویا حتی در افق دید قرار نمی گیرد ویا اساسا مردم را نیاز مند ویا مستحق رفاه نمی دانند که برایشان دنبال احداث امکانات رفاهی باشند وازاین روست که فعالیتی در جهت رفاه شهروندان صورت نمی گیرد تا فعالیت هایی در این خصوص صورت گیرد تا در جریان امر نیاز به این باشد که شورا با ورود در آن عاملی برای تسریع باشد وازاین جهت است که در برنامه های صبح امید و یا حتی در هشت ماه فعالیت شورا اقدامی که موید حرکت این مجموعه در جهت عمل بوظایف تشکیلاتی باشد به چشم نیامده است و مطمئنا چون امکاناتی مثل هتل،مهمانپذیر های استاندارد،خانه معلم،سالن اجتماعات ،ترمینال درست وحسابی و.....لازم و ضروری تشخیص داده نشده و یا اقدامی دراین جهت از گذشته نبوده شورا خود را مکلف به کار دراین قلمرو ندانسته و اقدامی انجام نداده است
حال اگر بخواهیم همین محدوده را بسط دهیم و به مسائل مهمی چون کار کشاورزان ،کارگران و حتی منابع آبی منطقه تسری بخشیم ملاحظه خواهیم نمودکه این دورکن اقتصادی در منطقه بسیار محروم مانده اند وبشدت منابع آبی منطقه در خطر قرار گرفته وشورا تا به امروز نتوانسته یک جلسه جدی در خصوص بحرانی که تحت عنوان آب در ده بیست سال آینده منطقه را تهدید خواهد نمود تشکیل دهد ولی تا می توانسته منابع مالی وحمایتی برای ایجاد مصلی و یا ....صرف نموده است 
در چرایی این بی توجهی و یا عدم تمرکز در برنامه ریزی می توان حرف های فراوانی مطرح نمود که مهمترین آنها عمل نکردن شورا به ایجاد کمسیون های مختلف و یا عدم تمایل به استفاده از مراکز علمی تحقیقاتی چون مراکز دانشگاهی در منطقه می باشد زیرا که تنها در صورت همکاری با مراکز دانشگاهی و ایجاد کمسیون های فنی وتخصصی در شورا می باشد که باعث می شود تا ورودی های عالمانه ای راه به شورا بیابند و تصمیم های علم بنیانی اتخاذ شود.
تمرکز شورا به تشکیل جلسه با اعضاء و انجام فعالیت های روتین و متمرکز نمودن کار مطالعاتی و برنامه ریزانه به آنچه که محدود به امور در دسترس می باشد مشخصا شرایط را به سمتی می برد که کار جامع وپایداری در حوزه هایی چون شناسایی کمبودها و نیازمندی ها و مدیریت زمان شکل نگیرد.
ازاین روی ضمن وارد نمودن این ضعف به ساختار عملکردی وبرنامه ریزی ائتلاف صبح امید بدلیل بی توجهی به قانون تشکیلات وظایف شورا خود شورای چهارم را هم در نگاه و مطالعه وظایف وقوانین ذیربط کند وبی رمق می دانم و انشالله در مطالب بعدی ریزبینانه تر به این واقعیت می پردازم
ادامه دارد

[ شنبه ششم اردیبهشت 1393 ] [ 11:40 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
من و فردوس بدین نقد بضاعت که مراست؟
اهرمن را که گذارد که به مینو برود؟
سعیم اینست که در آتش اندیشه چو عود
خویشتن سوخته‌ام تا به جهان بو برود
.............................................................................
یکی از ضعف ها ویا از خصایص بد انسان این نکته است که او دانسته های خود را کامل ومطلق دانسته وبا این اعتقاد به این باور برسد که او هرچه انجام می دهد خیر وصلاح است تا جایی که می تواند با تکیه برآنها جای مطمئنی هم برای خود دربهشت تدارک ببیند ومطمئن باشد که با آن کارنامه خواهد توانست که از پل صراط به امن بگذرد
در حالی که طلبعه فردوس جاودان در همین زمین به چشم می آید تا فرد با تمرین وتلاش در چنین بستری برای زیستن وفعالیت نمودن در بهشت آمده باشد زیرا که حوا و آدم اگر نتوانستند در بهشت حیات جاودانه بیابند به خاطر همین نداشتن تمرین وکسب مهارت بود که در برابر شیطان ضعیف ظاهر شدند وبا فریب از شیطان به زمین رانده شدند
پس آنکه فکر می کند که همه چیز دان زمین است وبا این قطعیت خود را مرجع صدور اوامری می داند ومی نمایاند که با عمل بدانها دیگران در زندگی جهنمی زمینی فرو می روند ویا این احساس در او وجود دارد که انسان با زجر کشیدن در زمین می تواند به بهشت برود باید بداند که راه به بیراهه می رود زیرا که انسان تا شرایطی همسان بهشت در زمین ایجاد نکند و تمام مهارت های زیستن در چنان شرایطی را به صورت پراتیکی تمرین وتجربه ننماید مسلم است که او را به بهشت راه نخواهند داد زیرا که از او خواهند پرسید که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی
اما موضوع مهمی که در این باره باید بدان پرداخت این است که به مصداق مثل معروف ماهی از سر گنده گرد نی زدم انسان هم اگر می خواهد که به جایگاه وموقعیت منفعت رسانی به انسان برسد این است که اندیشه وفکر خود را تقویت وفربه نماید تا اگر خود در راه تولید اندیشه پویا جان به جان آفرین تسلیم نمود عملش بتواند راهنمایی دیگر انسان ها وهموار کننده زاه آنها باشد.

[ جمعه پنجم اردیبهشت 1393 ] [ 11:12 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
وقتی از انسان به عنوان موجودی دارای شعور (فهم ، دریافت ، ادراک و معرفت) ونیازمند به ارتباط با دیگران برای برعهده گرفتن نقش ومسئولیت های فردی واجتماعی سخن به میان می آید به خودی خود سمت وسوی بحث متوجه مولفه ومقولاتی چون سرنوشت، مشارکت،فعالیت فردی وگروهی،سیاست و فعالیت های سیاسی می شود 
ویا به عبارتی جریان مباحثات به سمتی سیر می نماید که در آن فرد و گروه های اجتماعی تلاش می کنند که با در کنارهم قرار گرفتن بتوانند ضمن شناسایی کمبودها و نیازمندی های موجود راه های برطرف نمودن آنها را پیدا کنند و با برنامه ریزی در جهت تلفیق منابع اعم از مادی و انسانی و مدیریت زمان محصولاتی را بدست آورند که برای امروزشان رفاه و برای فردایشان راهی هموار و اهدافی روشن بهمراه داشته باشد 
با عنایت به مختصر اشاره ای که به مفهوم انسان واستنتاجاتی که ازاین مفهوم می شود به این واقعیت می رسیم که زندگی انسان را در واقع مفاهیمی چون 
زندگی،تعالی،رفاه،اهداف،تلاش،انگیزه ،رقابت،موفقیت،کمبود،نیازمندی،منابع،فرصت ،مدیریت،اتفاق واتحاد و.....تشکیل می دهد ومفهومی می سازد که هریک ازآنها در متن آن به نسبت زمان وموقعیتی که ازآنها استفاده می شود ممکن است که محدوده وتصویر متفاوتی از فعالیت را نمایندگی کنند
اما اگر بخواهیم همه آنها را در یک جا جمع نماییم تا بگوییم که انسان واقعی چگونه موجودی می باید باشد در یک کلام می توانیم بگوییم که او موجودی است که با دیگران متولد می شود ،با دیگران رشد می کند ویا دیگران خود را معنی می کند وچون تن به چنین فرایند(با دیگران بودن) پیچیده و گسترده ای می دهد باید خودش را برای دریافت دانش و آگاهی که بتواند راه را از چاه بدو بنمایاند وتبدیل آن به مهارت هایی که اگر در راه بود بدرستی راهپیمایی کند واگر در چاه افتاد نجات بخشد تلاش بسیار سازمان یافته وپر انگیزه ای را به انجام رساند.
پس رمز موفقیت انسان در شناسایی ودنبال گیری اهداف وابسته است به دو عنصر 
الف- سازماندهی به امور و فعالیت های خود
ب- تولید انگیزه وباز تولید مفاهیمی که می تواند گستره انگیزش های اورا افزون سازد
که اگر بخواهیم سازماندهی را معنی نماییم به این مفهوم خواهیم رسید که سازماندهی در معنی تحت اللفظی آن عبارت خواهد بود از آراستن و منظم ساختن امور بر اساس قاعده ای که هدف برای انسان مشخص ومعین می دارد ویا به عبارتی هدف به انسان می گوید که چگونه امور مرتبط با خود را به صورت جز به جز در کنارهم قرار بدهیم تا ضمن بدست آوردن یک مفهوم کلی وواحد در زمان خود بدانها بپردازیم ویا ازآنها استفاده کنیم 
حال اگر این مفهوم ساده را به سطوح مختلف اجتماعات انسانی تسری بخشیم می توان آن را تقسیم کار میان افراد و گروه‌های کاری و ایجاد هماهنگی میان آنها، برای کسب اهداف تلاش عنوان نمود ویا در یک بیان کلی وعلمیتر بیان داشت که سازماندهی در حکم فرایندی است که به صورت پیوسته و مستمر ادامه دارد و حیات سازمانی را به اطمینان، اثربخشی و کارایی مزین می سازد.
حال اگر بخواهیم این مفهوم را کمی سازمانی تر بنمایم ویا به نوعی با ادبیات سازمانی بدان بپردازیم می توان گفت که در واقع سازماندهی شامل الزامی نمودن انجام وظایفی است که باید اجرا شود که بر مبنای این تعریف می توان سه نوع کاری را که باید به اجرا گذارده شود به ترتیب زیر دسته بندی نمود
1-طراحی و تعریف کارها و فعالیت‌های ضروری
2-دسته‌بندی فعالیت‌ها بر حسب مشاغل و منصب‌های سازمانی تعریف شده
3-برقراری رابطه میان مشاغل و منصب‌های سازمانی، برای کسب اهداف مشترک
با عنایت به آنچه که گفته آمد مشخص می شود که فعالیت و کار سازمان یافته در عرصه سیاست هم باید توام با رعایت موارد فوق باشد تا بتواند به موفقیت های مورد نیاز منتهی گردد
اما گفتیم که در کنار قبول و فعالیت در قالب سازمان و یا سازماندهی نمودن مجموعه اموری که فرد ملزم به انجام آنهاست تا بتواند خود را فردی مهم وموثر بنمایاند ومقبول جامعه واقع شود نیاز به انگیزه هم وجود دارد تا فرد بتواند خود را برای گذر از شرایط سخت هماهنگی وهمکاری با دیگران آماده بسازد و یا از فردیت عبور نماید و عنصری اجتماعی شود که برای درک اهمیت وجایگاه انگیزه ویا آنچه که فرد را به حرکت وا می دارد وعوامل انگیزشی نام می گیرد می توان گفت که
اصطلاح انگیزش نخستین بار از واژه لاتین موو که به معنی حرکت است گرفته شد. انگیزه را چرایی رفتار گویند. به عبارت دیگر هیچ رفتاری را فرد انجام نمی دهد که انگیزه ای یا نیازی محرک آن نباشد. انگیزش انسان اعم از خودآگاه یا ناخودآگاه، ناشی از نیازهای اوست. بنابراین در تعریف انگیزه می توان گفت: انگیزه یا نیاز عبارت است از حالتی درونی و کمبود یا محرومیتی که انسان را به انجام یک سری از فعالیت هاوا می دارد (سید جوادین ، 1386، ص 455). ویا تعریف دیگر انگیزه به این شکل می باشد که «میل به کوشش فراوان در جهت تامین هدفهای سازمان به گونه ای که این تلاش ها در جهت ارضای برخی از نیازهای فردي سوق داده شود» (استیفن پی رابینز، 1377، ص 326).
حال اگر بخواهیم دو مولفه سازماندهی و انگیزش را در کنار هم قرار دهیم ویا باهم دیگر تلفیق نماییم متوجه خواهیم شد که در امور عمومی و کلی انسان تلاش می کند که با نظم بخشی به اجزاء تشکیل دهنده اهداف وانگیزه دادن به خود که کار را به نحو مطلوب به انجام برساند در حقیقت تلاش می کند تا در روابط اجتماعی که به نوعی بده و بستان های روانی و عاطفی محسوب می گردد وباعث می شود تا ادامه فعالیت های توام با موفقیت برای او ممکن گردد چه عملی مناسب و چه عملی نامناسب است. یعنی اینکه فرد در شرایط مختلف تلاش می کند تا امید را در خود زنده نگه دارد، با دیگران همدلی نماید، احساسات دیگران را بشنود، برای به دست آوردن پاداش بزرگ تر، پاداش های کوچک را نادیده انگارد، نگذارد نگرانی، قدرت تفکر و استدلال او را مختل نماید، در برابر مشکلات پایداری نماید و در همه حال انگیزه خود را حفظ نماید و......
که همه این ممیزات وخصایص نیکو ارکان هوش هیجانی شناخته می شوند که سر جمع آنها را می توان نوعی استعداد عاطفی دانست که تعیین می کند که از مهارت های خود چگونه به بهترین نحو ممکن استفاده کنیم و حتی کمک می کند فکر را در مسیری درست به کار گیریم تا بتوانیم خود را به عنصری موثر ومهم تبدیل سازیم.
ادامه دارد

[ جمعه پنجم اردیبهشت 1393 ] [ 11:10 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
درویش مکن ناله ز شمشیر احبا
کاین طایفه از کشته ستانند غرامت
......................................................................
بدون تردید مثل از ماست که برماست قرابت فراوانی با این بیت از غزل زیبای حافظ دارد زیرا که از قدیم الایام روال کار براین بوده که دوست داشتن وعشق ورزیدن بدنبال خود سوختن و تحمل درد نمودن داشته است تا جایی که با اولین بارقه های بروز وجوشش مهر وعاطفه نسبت به کسی در عمل این اجازه به او داده می شود که برنجاند،آتش هجر زند و به غم فراغ بگدازد 
باید باور داشت که این رسم تنها در بحث ارتباط های عاطفی خود را نمایان نمی سازد بلکه در جوامعی با شرایط کشور ما ارتباط های اجتماعی نیز تحت تاثیر این حالت قرار می گیرد زیرا که با دادن رای وانتخاب یک فرد وواگذاردن مسئولیتی به او اولین نشانه ای که از رفتارهای او به چشم می آید قطع شدن ارتباط و قهر و غضب می باشد که هر چقدر هم دنبالش را بگیری دلیل روشنی برای آن نمی یابی
یا به کسی رای می دهی که قاتوق نانت باشد اما در عمل می بینی که قاتل جانت شده است
[ جمعه پنجم اردیبهشت 1393 ] [ 11:7 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
بدون تردید ما مردمانی هستیم که با عنایت به سبقه بسیار تاریخی در حوزه اندیشه وعمل سیاسی کمتر قادر به مدیریت هیجان های سیاسی هستیم وبه عبارتی اگر بدمان نیاید و تحملش را داشته باشیم ازبهره هوشی هیجانی بسیار پایینی در عرصه های سیاسی برخورداریم هرچند که در ظاهر خودمان را با دارندگان بهره های بسیار بالای هوشی در کشورهای توسعه یافته عوض نمی کنیم و حتی تبلیغ می کنیم که می توانیم روند شکل گیری چالش های سیاسی در آن کشورها ویا حتی جهان را مدیریت نماییم ازاین روی تلاش می نمایم که با ورود در حوزه هیجانات سیاسی ، برشمردن عوارض این هیجانات ،هوش هیجانی و روش های تقویت آن سلسله مطالبی را تقدیم دوستان بنمایم
[ جمعه پنجم اردیبهشت 1393 ] [ 11:2 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

امروز در دو هفته نامه میعاد ابهر سخنانی از مدیر دادگستری شهرستان ابهر را مطالعه نمودم که ایشان در ارائه تصویر از مطبوعات گفته بودند که مطبوعات می باید چشمان بینای مسئولان باشند و هرچیزی را که به چشم مسئولان مغفول ماند به نمایش بگذارند تا مسئولان با مراجعه به مطبوعات غفلت های صورت گرفته را در یابند وبرای برطرف نمودن آنها اقدامات لازم را به انجام برسانند
این تصویر در یک فضای بسته می تواند صحیح و قابل تایید باشد اما در آنجایی که برای مطبوعاتی جایگاهی چون رکن چهارم دمکراسی معین ساخته اند و با عنایت به تعاریف روشنی که از سازمان ،اهداف و وظایف مسئولان ارائه شده است این تعریف نه تنها نمی تواند جامع ودربرگیرنده منافع ومصالح جامعه ودر عین حال موید کارکردها وتاثیرات مطبوعات باشد در عمل باعث مخدوش شدن جایگاه وموقعیت مطبوعات می گردد زیرا که چشم بودن مطبوعات برای مسئولان نه در کارکردهای مطبوعات تعریف گردیده است ونه در تاثیرات فعالیت مطبوعاتی تاکیدی روی این موضوع شده است زیرا که در کارکردهای رسانه که مطبوعات هم جزیی از آن مجموعه محسوب می شود پنج کارکرد مهم 
1- تولید وتوزیع اطلاعات ودانش روزآمد فردی وجمعی
2- کمک به تعالی واستمرار تحرک در عینیت های فرهنگی ،سیاسی،اجتماعی واقتصادی فردی وجمعی
3- فراهم آوردن امکان تفریح وسرگرمی 
4- ایجاد یا تقویت هویت شخصی ،گروهی وملی
5- تسهیل انجام واکنش متقابل اجتماعی
ودر موضوع تاثیرات 
1- کمک به افزایش سطح مشارکت عمومی
2- کمک به وحدت و اتفاق عمومی
3- کمک به تشخیص الویت های جامعه
4- کمک به تعمیق ادراک عمومی از منافع
5- کمک به تعمیق وباور مند نمودن عقاید فردی وجمعی
مشخص است که در هیچ یک از کارکردها و تاثیراتی که بر شمرده شد نشانه ای از اینکه مطبوعات باید چشم بینای مسئولان باشند مشاهده نمی گردد وباید هم اینگونه باشد زیرا که
1- اهداف سازمان توسط قانون معین وتعریف شده است
2- وظایف مسئولان در مسیر تحقق اهداف سازمانی دقیقا تعریف وتعیین حدود شده است 
3- پیوند های ارکانیک در متن ومحتوای برنامه ها مانع از غفلت می شود
اما اگر امروز مطبوعات چنان ذلیل شده اند که عملا به بخشی از روابط عمومی ادارت تبدیل شده اند به خاطر آن است که در فرهنگ ما نه برای سازمان،اهداف و وظایف معین در داخل آن ارزش و اعتباری قائل هستیم تا با نظارت بر نحوه مدیرتی که می باید در پی تحقق آنها باشد مانع از انحراف واخلال در نظم برنامه سازمانی می گردیم ونه برای مطبوعات که رکن چهارم دمکراسی می باشند ومی باید به زبان گویایی برای مردم ومدافع محکمی برای صاینت از منافع عمومی تبدیل شوند این مقدار حرمت قائلیم که بصورت علنی آنها را وامدار مسئولان و همراه وحامی آنها تلقی ننماییم
رسانه آیینه ای است که در آن پیچ وخم جاده و خطرات موجود و میزان مدیریتی که برای گذر نمودن ازآنها وجود داشته باشد می باید دیده شود وگرنه آیینه ای که بخواهد تمام همتش را کمک و دستگیری از مسئولانی بنماید که اهداف سازمانی ووظایف قانونی خود را فراموش می نمایند مسلم است که تعهدات اخلاقی و حرفه ای خودرا مغفول می گذارند همانگونه که امروز کرده اند وبه طفیلی تبدیل می شوند که پول می گیرند تا بزک نمایند نقص هایی را که مانع از تعالی سازمانی می شود.

[ چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 ] [ 8:34 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
با عنایت به این نکته که با بی توجهی صورت گرفته به موضوع مطالعه و تحقیق امروز معدل صرف وقت برای مطالعه در کشور حتی به ثانیه نزدیک شده است وازسوی دیگر با اعمال سخت گیری های غیر لازم وبسیار محدود کننده سیاسی کسی را توان پرداختن به روشنگری نمانده است ودر نتیجه کلیه امور اجتماعی و فردی در جامعه ما روزبه روز شکل و فرم عادت می یابد واین می تواند یک وضعیت بسیار خطرناک تلقی گردد ازاین روی لازم می آید که دولت تدبیر وامید به جای صرف وقت وانرژی در نشست های معمول با فعالان سیاسی منتسب به اصلاح طلبی روی به سوی مراکز آموزش عالی نماید تا با فراخواندن آنها به انجام کار میدانی مخصوصا در نقاط دور از مرکز کشور و عمدتا در مراکز شهرستان ها روندی را راه بیاندازد که از عقبه آن 
1- میل به عادت نمودن به شرایط وتن دادن به رخوت وسنت تحت کنترل درآید
2- با به روز نمودن نگرش و روش های فعالیت روز آمدی را مستولی بر حوزه های مختلف اجتماعی نماید
3- مدیران را به عنوان الگو های جامعه وسازمان ها با هدایت به سمت مطالعه برای شناسایی مسئله وارائه آن به مراکز دانشگاهی با فرایند تصمیم گیری علمی آشنا وهمگام نمایند.
4- برای بومی نمودن تصمیم سازی ها وتصمیم گیری ها زمینه علمی ومطالعاتی بومی فراهم آید
بی گمان اگر دولت نخواهد و مسئولان بومی واستانی دولت همچون گذشته بخواهند خود را وامدار افراد وجریانات منعقد در شرایط مخصوصا گذشته نشان دهند وبه بازی های سیاسی محفلی تن بدهند مسلم است که گامی در جهت تغییر وپایداری آن برداشته نخواهد شد ودر نهایت مردم پس از چهار سال مشاهده بی عملی بار دیگر دچاراما واگر خواهند شد و اقبال خود را متوجه جریانات اغوا گر وماجرا جویی خواهند نمود که بزرگترین ره آورد دست یابی آنها به قدرت فرصت سوزی و نابودی منابع خواهد بود.
اما چرا می گویم الزام به این داریم که مراکز علمی و آموزشی را به میدان فرابخوانیم تا بتوانیم از ظرفیت های آنان برای تغییر واعمال نتایج علمی در روند تصمیم گیری ها و یا حتی مراحل عملیاتی نمودن تصمیم ها استفاده نماییم ؟
دوستان عزیز تاریخ سی واندی ساله انقلاب ونظام اسلامی و حتی تاریخ سی وهفت ساله پادشاهی محمد رضاه شاه مخصوصا بعداز جنگ جهانی دوم(که می توانست منشاءیک رنسانس برای ایران باشد) نشانگر آن است که ما در این برهه حدود هفتاد ساله هیچگاه ارزش واعتبار لازمه علم ومراکز مولد علم را به صورت علنی وباورمند دریافت نکرده ایم ودراداره جامعه همیشه تلاش نموده ایم که راه حل ها وروش های اداره کردن جامعه را از مراکزی استخراج ویا ابتیاع نماییم که در ظاهرو در عمل سال ها از مراکز علمی عقب بوده اند واز همین روست که هیچگاه دربین مراکز دانشگاهی ومراکز قدرت سیاسی یک رابطه متعامل ومتعالی ایجاد نشده و یا همیشه این دو مرکز ونهاد اصلی اداره جامعه وتامین آتیه مثل کارد وپنیر بوده اند.
در حالی که اگر سیاست را به اهل آن می سپردیم و تدوین وتفسیرمتدلوژی تعین اهداف وراهبردها را به مراکز علمی وا می گذاردیم ومسئولیت غلط ویا درست بودن آنها را بر گردن خود این مراکز تحمیل می نمودیم امروز جامعه دانشگاهی به جای یک جریان شبه اپوزسیون که همیشه مترصد مچ گیری و تهاجم باشد یک جریان مسئول ومتعهد ودر میدان عمل مدیریت شناخته می شد که مجبور می گردید برای درمان درد های اجتماعی وتغییر در اسلوب های تولید وآموزش علم شبانه روز به تحقیق وتفحص بپردازد زیرا که دریافت بازخورد اقداماتی که موجبات بروز نارضایتی ویا رضایت مندی می گردید موجب می شد تا این مراکز در ره یافت های دانش بنیان خویش تجدید نظر نمایند وروش ومتد دیگری را برای پیشبرد اهداف کلان جامعه بکار بندند.
آری قبول دارم که چه در نظام شاهنشاهی ویا از پیروزی انقلاب تا کنون گروه ها وجریاناتی خود را مالک وصاحب مملکت ونظام تلقی می نمودند ومی نمایند وازاین روست که این اجازه ویا فرصت به جریان های محض علمی داده نشده که وارد میدان گردندو در چیزی سهم بگیرند که بقایش تنها به سازمان یابی روز آمد نیاز مند می باشد اما همین گروه ها وجریانات باید بدانند وباور کنند که در سیاست سی وچهل سال زمان بسیار کوتاهی می باشد که در ممالک توسعه یافته برنامه ریزی برای آنها را در اهداف کوتاه مدت دسته بندی می نمایند و نظام و مملکت می باید برای چند ده قرن طرح وبرنامه داشته باشد وراه توسعه را هموار وفرا روی خود بیابد وبسازد واین ممکن نمی گردد مگرآنکه
1- مسئولان نظام بدانند که این تنها علم است که پاسخی روزآمد برای مسائل احتمالی دارد.
2- دوام وقرار نظام ومملکت جز با عمل بر منطق هزینه وفایده سرپا وپر دوام نمی ماند.
3- التزام به اصل رقابت با ممالک دیگر تنها تعهدی است که موجبات دوام وبقای نظام و مملکت را فراهم می سازد.
4- ن سل های آینده با عنایت به امکانات وابزارهایی که در اختیار خواهند داشت و آگاهی های جبری که از طریق رسانه های کسب خواهند نمود مسلم است که جز به علم و روش مندی سیاست تن نخواهند داد.
پس ازامروز به چیزی بیاندیشیم که سالیانیست به تعمد فراموش نموده ایم وبا خود خواهی وغرور خود و مملکت را به ورطه هولناکی کشانده ایم که در متن تمام تغییرات وتحولات آن ارزش وجایگاهی برای علم ایجاد نکرده ایم وازهمین روست که امروز در دانشگاه های ما علومی تدریس می شود که مربوط به عهد عتیق است وروش هایی در تعلیم وتعلم بکار گرفته می شود که تنها در کشورهای بسیار عقب مانده مورد تاکید قرار می گیرد ویا کل سیستم آموزشی ما زمین گیر و ابتر گردیده است
ادامه دارد

[ چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 ] [ 9:32 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
اگر یادتان باشد در مقدمه این سلسله از مقالات عنوان نمودیم که فرماندار جدیدابهر با چالش هایی که فهرست وار عبارتمی باشند از
1- کمبود نیروی انسانی مفید در حوزه ستادی فرمانداری ابهر و یا حتی در نیروهای بدنه آن مجموعه.
2- قابل سنجش نبودن عملکردهای فرمانداری 
3- آمیختگی برآیند عملکرد فرمانداری با ادارات و سازمان های دیگر موجود در شهرستان
4- مشکلات وموانع باز پدید ونو پدید در سطح شهرستان ودر حوزه های اداری و فرمانداری
5- عدم توجه جدی به موضوع شناسایی وتربیت استعدادهای انسانی 
6- نفوذ محافل در سمت دهی به ارتباط فرمانداربا افراد وجریان های فکری موجود در شهرستان
7 - مخالفت مرضی با فکر ومولدان فکر که باعث مهجوریت اندیشمندان وخالی شدن عرصه های اداری از تحول وتغییر فکر بنیان گردیده است 
8- عدم برقراری ارتباط با مجامع علمی ومطالعاتی موجود در شهرستان
9- بسته بودن راه ارتباط فرمانداری با مجامع عمومی شهرستان و محدود شدن آن به آنچه که آیین نامه ها وبخش نامه ها معین می سازند.
10- فقدان روحیه آینده نگری و بومی سازی نگاه به کمبودها و نیاز مندی های شهرستان وارائه طرح وپروژه برای رفع وتامین آنها
11- عدم تولیت استان محورانه از سوی استانداری که باعث بروز احساس شدید وعمیق کمبود در منابع مالی و تجهیزاتی فرمانداری ابهر می شود.
12- و.....
مواجه می باشد که در بخش های اول ودوم این مطالب به دو عنوان یک ودو این چالش ها اشاره شد ودراین شماره سومین آیتم ویا چالش را مورد بررسی قرار می دهیم تا ببینیم که چگونه می توان چالش مزبوررا به فرصتی برای سازندگی وراه اندازی مدیریت متعامل تبدیل نمود
3- آمیختگی برآیند عملکرد فرمانداری با ادارات و سازمان های دیگر موجود در شهرستان
در شماره گذشته به بخش هایی از جایگاه وموقعیت اداری و قانونی فرمانداری اشاره نمودیم ودراین شماره می خواهم با بازخوانی وظایفی که بر عهده فرمانداری گذارده شده است به این نکته بپردازم که فرمانداری در اصل هماهنگ کننده تمام امور در شهرستان وزمینه ساز فعالیت های طبق برنامه سایر مراجع مدیریتی درآن می باشد.
شرح وظایف استانداران و فرمانداران (مصوب شورایعالی اداری1377)
ماده1: استانداران در قلمرو مأموریت خویش بعنوان نماینده عالی دولت ،مسئولیت اجرای سیاستهای عمومی كشور در ارتباط با وزارتخانه ها، مؤسسات و شركتهای دولتی و سایر دستگاههایی كه بنحوی از بودجه عمومی دولت استفاده می نمایند. نهادهای انقلاب اسلامی ، نیروهای انتظامی ، شوراهای اسلامی شهر و شهرداریها و مؤسسات عمومی غیر دولتی را عهده دار خواهند بود.
• 1- نیروهای نظامی در چارچوب وظایفی كه در ارتباط با امنیت مناطق دارند، تحت نظارت استانداران عمل خواهند كرد.
• 2- استاندار بعنوان نماینده عالی دولت در برابر رئیس جمهور و هیأت وزیران مسئول بوده و بعنوان نماینده وزارت كشور مسئولیت اجرای وظایف و اختیارات آن وزارت در استان را عهده دار خواهد بود و در مقابل وزیر كشور پاسخگوست.
ماده 2: وظایف و اختیارات استانداران در قلمرو مأموریت خویش بشرح زیر می باشد:
• 1: استاندار مسئول برقراری و حفظ نظم و امنیت استان است. وظایف امنیتی استاندارن را شورای امنیت كشور تعیین می نماید.
• 2: هدایت و تشكیل مرتب جلسات شورای تأمین استان و نظارت برحسن اجرای مصوبات آن.
o 1ـ2: كلیه ارگانهای عضو شورای تأمین و سایر دستگاههای اجرایی استان موظفند مصوبات شورای تأمین و دستورات امنیتی استاندار را اجرا نمایند و رویدادهای امنیتی و سیاسی را به استاندار گزارش نمایند. با متخلفین برابر مقررات رفتار خواهد شد.
o 2ـ2: هدایت و نظارت برعملكرد شوراهای تأمین شهرستانها و اقدامات امنیتی فرمانداران و سایر دستگاههای اجرایی محلی و هماهنگی در حفظ آمادگی ارگانهای امنیتی.
• 3: پیش بینی و پیشگیری معضلات امنیتی استان ، تعیین و تدوین اولویت ها و سیاستهای امنیتی و تعیین حدود و وظایف و اختیارات امنیتی كلیه دستگاههای اجرایی استان در چهارچوب وظایف قانونی آنها.
• 4: فراهم آوردن موجبات اجرای طرحها و سیاستهای عام امنیتی و انتظامی ، مصوبات مراجع قانونی ، دستورالعملها و ابلاغیه های امنیتی.
• 5: تأیید تشكیل موقت یا دائم و یا انحلال رده های انتظامی در سطح استان در چهارچوب قوانین و دستورالعملهای مربوطه.
• 6: نظارت بر حسن اجرای قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی ، گذرنامه و وظیفه عمومی.
• 7: پیشگیری و مقابله با مشكلات مرزی و نظارت و مراقبت از مرزهای آبی و خاكی استان و برنامه ریزی بمنظور جلوگیری از هرگونه تردد و نقل و انتقالات غیرمجاز در چهارچوب سیاستها و خط مشی های مصوب.
• 8: بررسی و تعیین مناطق ممنوع و محدود برای اسكان و تردد و تعیین گذرهای مرزی مجاز.
• 9: بررسی و ارائه پیشنهاد ایجاد مرزهای رسمی(زمینی ، هوایی ، دریایی) استان به وزارت كشور.
• 10: بررسی زمینه های مشترك همكاری با استانهای كشورهای همجوار و انعقاد یادداشت تفاهم همكاری محلی چهارچوب سیاستها و خط مشی های كلی نظام.
• 11: برنامه ریزی ، هدایت و ایجاد هماهنگی های لازم در خصوص مبارزه با مواد مخدر قاچاق سلاح مواد منفجره ،كالا و ارز.
• 12: نظارت برحسن اجرای قوانین و مقررات مربوط به تردد ، اقامت ، تابعیت ، استملاك و سایر امور مربوطه به اتباع و نمایندگیهای خارجی ، پناهندگان ، مهاجرین و آوارگان.
• 13: فراهم آوردن تشكیل موجبات و تقویت شوراهای اسلامی بمنظور جلب مشاركت همه جانبه مردم استان در امور مشاركت پذیر و سازماندهی مطلوب آن و اعمال نظارت بر شوراهای فوق در چهارچوب قوانین و مقررات مربوطه.
• 14: تشكیل و هدایت شوراهایی كه مسئولیت آنها بر عهده استاندار می باشد و در هیئت تصمیمات متخذه شوراهای مذكور طبق قوانین و مقررات مربوطه.
• 15: در غیاب شورای اسلامی شهر (بجز شهر تهران) استاندار جانشین شورای اسلامی شهر خواهد بود. در این حالت كلیه وظایف شوراهای اسلامی شهرهای تابعه استان به غیر از وظیفه مربوطه به تصویب برقراری یا لغو عوارض شهر و همچنین تغییر نوع و میزان آن برعهده استاندار می باشد.
• 16 : ایجاد زمینه های لازم برای تأسیس و توسعه مجامع و تشكل های گوناگون فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و تخصصی و نظارت برفعالیتهای آنها بمنظور گسترش مشاركت های مردمی در همه زمینه ها و نهادینه شدن آزادیهای سیاسی و اجتماعی.
• 17: نظارت بر همه پرسی و كلیه انتخاباتی كه بموجب قانون برگزار می گردد.
• 18: انجام مطالعات و اقدامات اجرایی تقسیمات كشوری.
• 19: نظارت بر حسن جریان امور مربوط به ثبت احوال.
• 20: ایجاد زمینه مناسب جهت رشد و ارتقاء فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی بانوان و ایجاد هماهنگی بین دستگاههای ذیربط و نظارت بر فعالیت آنها.
• 21: فراهم آوردن زمینه های مناسب برای رشد و پیشرفت و گسترش آموزش و پرورش، ورزش همگانی، بهداشت عمومی، آموزش عالی و تحقیقات.
• 22: حفظ و حراست از ارزشهای نظام مقدس جمهوری اسلامی و گسترش فرهنگ اصیل اسلامی.
• 23: هدایت و هماهنگی اقدامات مربوط به پیشگیری و جلوگیری از منكرات و مفاسد اجتماعی.
• 24: فراهم آوردن زمینه های عدالت اجتمایی و فقر زدایی.
• 25: اتخاذ تدابیر و اعمال هماهنگی لازم به منظور پیشگیری، كنترل و مهار بحران های ناشی از حوادث و بلایای طبیعی از قبیل سیل، زلزله و.. .
• 26: نظارت بر امور ایثارگران و خانواده های معظم شهداء.
• 27: هماهنگی و نظارت بر مسائل رفاهی كاركنان دولت و هماهنگ نمودن امور رفاهی آنان.
• 28: مطالعه و بررسی امور اداری و استخدامی در استان و ارائه پیشنهادات لازم به سازمان امور اداری و استخدامی كشور و سایر مراجع ذیصلاح.
• 29: نظارت بر حسن اجراء قوانین و مقررات.
• 30: نظارت و بازرسی از كلیه ارگانهای موضوع ماده یك این مصوبه به جز مواردی كه به حكم قانون مستثنی شده باشد و همچنین مراقبت در رفتار و اعمال كلیه كاركنان ارگانهای مذكور.
• 31: ارزشیابی عملكرد مدیران بر اساس مصوبات و دستورالعمل های مراجع ذیصلاح.
• 32: فراهم آوردن زمینه همكاری و ایجاد هماهنگی بین فعالیت های دستگاههای دولتی، سازمانهای محلی، نهادهای انقلاب اسلامی، شوراهای محلی در چهارچوب قوانین و مقررات مربوطه.
• 33: نظارت و مراقبت در اجرای برنامه های عمرانی ( ملی ، استانی ) و در صورت لزوم دادن تذكر به مسئولین اجرائی و یا اعلام مراتب به سازمان و وزارتخانه مربوطه در جهت رفع نواقص احتمالی.
• 34: نظارت بر حفظ و حراست از منابع طبیعی و محیط زیست و استفاده بهینه از منابع و امكانات بالقوه و موجود استان.
• 35: شناسایی استعدادهای منطقه ای و تعیین نیازمندیهای استان و تصمیم گیری ، هماهنگی و هدایت برنامه ریزی و بودجه ریزی استان با تأكید بر اولویت های توسعه منطقه ای در چهارچوب سیاست ها و راهبردهای توسعه ملی.
• 36: پیشنهاد وضع عوارض جدید بر فعالیتهای اقتصادی و خدماتی در محدوده استان و شناسایی منابع جدید درآمدی و پیشنهاد آن به مراجع ذیربط در جهت اجرای برنامه های توسعه منطقه ای.
• 37: تلاش در جهت كسب منابع درآمدی مقرر در قوانین مربوطه در محدوده استان و همكاری با دستگاههای ملی ذیربط در این خصوص.
• 38: هدایت و هماهنگی فعالیت بانكها و تعیین اولویت ها در اعطای تسهیلات تكلیفی بانكی در چهارچوب سیاستها و برنامه های توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی كشور و تشویق سرمایه گذاران از طریق تشكیل مؤسسات اعتباری غیردولتی و جذب سرمایه های محلی و سوق دادن آنها به سمت فعالیتهای تولیدی و عمرانی.
• 39: نظارت ، هماهنگی و هدایت امور مربوط به صادرات غیر نفتی ، مبادلات مرزی ، ایجاد مناطق آزاد تجاری و صنعتی و مناطق ویژه حراست شده و تأسیس و راه اندازی بازارچه های مرزی طبق قوانین و مقررات مربوط.
• 40: اجرای سایر وظایفی كه در استانها از طریق مراجع ذیصلاح بر عهده استاندار محول میگردد.
ماده 3_ استانداران به پیشنهاد وزیر كشور و تصویب هیأت وزیران با حكم رئیس جمهور منصوب می گردند. 

ماده 4ـ عزل استانداران به پیشنهاد وزیر كشور ، تأیید رئیس جمهور و حكم وزیر كشور انجام می شود. در صورت استعفاء، عزل ، فوت و یا سایر مواردی كه مانع از انجام وظائف استانداران گردد. سرپرست استانداری موقتاً از سوی وزیر كشور تعیین می شود، وزیر كشور موظف است حداكثر ظرف مدت یكماه استاندار جدید را به هیأت وزیران پیشنهاد نماید. 

ماده 5ـ نصب و عزل فرمانداران با پیشنهاد استاندار و تأیید و حكم وزیر كشور خواهد بود. 

ماده 6ـ نصب و عزل بخشداران با پیشنهاد فرماندار و تأیید استاندار و حكم وزیر كشور خواهد بود. اختیارات وزیر كشور موضوع این ماه قابل تفویض به استانداران می باشد. 

ماده 7ـ در صورت استعفاء ، عزل ، فوت یا سایر مواردی كه مانع انجام وظایف فرمانداران و بخشداران باشد سرپرست فرمانداری یا بخشداری از طریق استاندار تعیین می گردد. استاندار و فرماندار موظفند حداكثر ظرف مدت یكماه نسبت به معرفی فرماندار و بخشدار جدید اقدام لازم را معمول دارند. 

ماده 8ـ نصب مدیران كل و یا بالاترین مقامات اداری ، مدیران پروژه های ملی ، بالاترین مقام نهادهای انقلاب اسلامی ، فرماندهان نواحی و مناطق نیروهای انتظامی و مدیران صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران توسط وزراء یا بالاترین مقام دستگاه ذیربط با هماهنگی استاندار صورت می گیرد.
• 1: چنانچه بین استاندار و وزیر یا بالاترین مقام دستگاه ذیربط در خصوص نصب مدیران استان اختلاف نظر وجود داشته باشد ، بمنظور حل اختلاف ، هیأتی مركب از وزیر كشور ، یا بالاترین مقام دستگاه ذیربط و یكی از معاونین رئیس جمهور با انتخاب رئیس جمهور ظرف مدت یكماه تشكیل و اتخاذ تصمیم خواهند نمود.
• 2: عزل و تغییر مدیران استان توسط وزیر یا بالاترین مقام دستگاه ذیربط و با اطلاع استاندار صورت می گیرد0
ماده 9_ كلیه مدیران كل و بالاترین مقامات اجرایی در استان و فرمانده ناحیه انتظامی موظفند عدم حضور خود را در محل خدمت به اطلاع استاندار برسانند و جانشین موقت خود را به وی معرفی نمایند. 

ماده 10_ رؤسا و مسئولین ادارات موضوع ماده 8 در شهرستان با هماهنگی فرماندار منصوب می شوند.
• 1: چنانچه بین فرماندار و مدیر كل یا بالاترین مقام دستگاه اجرایی استان در خصوص نصب روسا و مسئولین ادارات شهرستان اختلاف نظر وجود داشته باشد، بمنظور حل اختلاف ، هیأتی مركب از استاندار بعنوان نماینده رئیس جمهور ، مدیر كل و یا رئیس سازمان ذیربط و فرماندار شهرستان مربوطه تشكیل و اتخاذ تصمیم خواهند نمود.
• 2: عزل و تغییر رؤسا و مسئولین ادارات شهرستان توسط مقامهای مجاز دستگاههای ذیربط باطلاع فرماندار صورت می گیرد.
ماده 11_ كلیه روسای ادارات و یا بالاترین مقام اجرایی در شهرستان و فرمانده منطقه انتظامی موظفند عدم حضور خود را در محل خدمت باطلاع فرماندار برسانند و جانشین موقت خود را به وی معرفی نمایند. 

ماده 12ـ در مواردی كه استاندار حضور مدیری را در استان و فرماندار حضور رئیس اداره ای را در شهرستان در زمان معین ضروری بدانند مدیر یا رئیس مزبور موظف است از مرخصی یا مأموریت در آن زمان صرفنظر نموده و در محل خدمت خود حضور یابد. 

ماده 13ـ استانداران می توانند مستقیماً با مقامات عالیرتبه جمهوری اسلامی ارتباط برقرار نمایند و مسائل مورد نظر در قلمرو مأموریت خویش را مطرح سازند. 

ماده 14ـ فرمانداران می بایستی از طریق استانداران با مقامات موضوع ماده 13 ارتباط برقرار نمایند. 

ماده 15ـ در اجرای اصل یكصد و بیست و هفتم قانون اساسی بمنظور فراهم آوردن زمینه های رشد و پیشرفت منطقه ای و اداره مطلوب و بهینه استان در صورت موافقت رئیس جمهور و تصویب هیآت وزیران در شرایط خاص و حسب ضرورت استانداران بعنوان نماینده ویژه رئیس جمهور تعیین می گردند كه در اینصورت تصمیمات آنان در حدود اختیارات مشخص در حكم تصمیمات رئیس جمهور و هیأت وزیران خواهد بود. 

ماده 16ـ استانداران می توانند در اجرای وظایف واحدهای اجرایی در استان كه بنحوی با برنامه های توسعه و سیاستهای عمومی، مسائل امنیتی و آرامش عمومی مرتبط است و همچنین ایجاد هماهنگی بین واحدهای مذكور و استفاده بهینه از امكانات آنها با رعایت قوانین ومقررات مبادرت به تهیه و ابلاغ دستورالملهای اجرایی نمایند. دستگاههای كه از لحاظ تشكیلاتی بصورت منطقه ای فعالیت می نمایند و فعالیتهای آنها شامل چند استان میگردد لیكن مركز آنها در یك استان قرار دارد موظفند در مورد فعالیتهای مربوط به هر استان با هماهنگی استاندار ذیربط اقدام نمایند. 

ماده 17ـ كلیه واحدهای قضایی در استان موظفند درخصوص مسائلی كه بنحوی با آرامش و امنیت عمومی استان مرتبط می باشد، هماهنگی های لازم را با استانداران معمول دارند آئین نامة اجرایی این ماده توسط سازمان امور اداری و استخدامی كشور با همكاری وزارت كشور و وزارت دادگستری تهیه و به تصویب شورای عالی اداری خواهد رسید. 

ماده 18ـ كلیه دستگاههای اجرایی موظفند ترتیبی اتخاذ نمایند كه استانداران از مأموریتهای سازمانی و اقدامات بعمل آمده و آخرین دستورالعملها و ضوابط و بخشنامه های صادره آگاهی داشته باشند. كلیه شوراهای ، ستاد و مجامعی كه برای هماهنگی انجام وظایف دستگاههای اجرایی در استانها طبق قوانین و مقررات تشكیل میگردد زیر نظر استانداران فعالیت خواهند نمود. 

ماده 19ـ واحدهای اجرایی استان موظف به ارائه گزارش عملكرد دوره ای خویش به استانداران می باشند. استانداران می توانند در صورت لزوم حسب مورد خارج از دوره مزبور نیز از واحدهای استانی گزارش امور مربوط را دریافت نمایند. 

ماده 20ـ استانداران با هماهنگی وزارت كشور و موافقت وزارت خارجه میتوانند با مراكز فرهنگی و اقتصادی كشورهای دیگر ارتباط برقرار نمایند.1: برقراری ارتباط رسمی و اداری با نمایندگان سیاسی و كنسولی در استان بر عهده استانداران می باشد. 2: هرگونه ارتباط استانداران با مراكز سیاسی كشورهای دیگر حسب مأموریت محوله از طرف مراجع ذیصلاح كشور صورت خواهد گرفت. 

ماده 21ـ در اجرای سیاست عدم تمركز و بمنظور تسریع در انتقال وظایف اجرائی مؤسسات و شركتهای دولتی به واحدهای استانی، استانداران موظفند ضمن هماهنگی و همكاری با سازمان اموراداری و استخدامی موجبات تحقق هر چه سریعتر امر فوق را فراهم نمایند. 

ماده 22ـ بمنظور فراهم ساختن زمینه مناسب جهت هماهنگی بین فعالیتهای مختلف و افزایش قابلیتها و كارائی دستگاههای اجرائی و تحقق سیاستهای عمومی و برنامه های توسعه در استان و شهرستان شورای اداری استان به ریاست استاندار و شورای اداری شهرستان به ریاست فرماندار تشكیل می گردد. تركیب، وظایف، اختیارات و نحوه كار شوراهای مزبور بر اساس آئین نامه ای خواهد بود كه توسط سازمان امور اداری واستخدامی كشور با همكاری وزارت كشور تهیه و به تصویب شورای عالی اداری خواهد رسید. 

ماده 23ـ انجام مراسم تشریفات ( استقبال، پذیرائی و مشایعت ) از مقامات عالیرتبه داخلی و خارجی كه رسماً به استان سفر می نمایند بعهده استاندار می باشد. آئین نامه اجرائی موضوع این ماده و همچنین نحوه انجام مراسم تشریفات مربوطه بموجب آئین نامه ای خواهد بودكه به پیشنهاد وزارت كشور و وزارت امور خارجه به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید. 

ماده 24ـ كلیه وظایف و اختیاراتی كه بر عهده استانداران محول گردیده است فرمانداران نیز همان وظایف و اختیارات را (به استثنای اختیار مطرح در بند 15 ماده 2 این مصوبه) در شهرستان محل مأموریت خود را دارا هستند. 
شما اگر به شرح جز به جز این وظایف بپردازید مشخص خواهد شد که فرمانداری در اصل آیینه تمام نمای واقعیت های شهرستان ومسئول مستقیم تمام اتفاقاتی که درآن رخ می دهد ومی تواند باعث رشد وتوسعه آن ویا عاملی برای عقب ماندگی آن محسوب می گردد شناسایی شود
ادامه دارد

[ سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 ] [ 6:19 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
وقتی از شورا به عنوان زمینی برای تمرین دمکراسی یاد می شود وبه خاطر حضور شورادر روستاها زمین تمرین مزبور حتی تا دور افتاده ترین مناطق ایران شعاع می یابد واقعیت بسیار روشن وملموسی در برابر دیدگان آنانی که دغدغه توسعه جامعه دارند قرار می گیرد که با حضور دراین زمین و کسب مهارت های لازم ازطریق تمرین مستمر تمام جایگاه های قانونی موجود درایران را زیر ذره بین بگیرند وبا کنکاش در نوع وکیفیت فعالیت هایی که دارند انطباق عملکردها بر اهداف ویا وظایف را مورد بررسی قرار دهند تا از این طریق بتوانند برای انتخاب خوبتر از خوب تلاش نمایند 
اما ازآنجا که در مملکت ما زمین برای تمرین نیست بلکه زمین به برخی از افراد خاص واگذار می شود تا اهداف افراد وجریانات خاصی محقق گردد در عمل عملکردمباین با برنامه ای حادث نمی گردد تا فرد بتواند با زیر ذره بین بردن آن به انطباق عملکرد افراد منتخب ویا منتصب با اهداف سازمانی و وظایف مسئولان به ارزیابی روشنی دست بیابد تا از طریق آن بداند که برای بهتر شدن شرایط چه باید کرد ویا در انتخاب بعدی دنبال چه افرادی وبا چه تخصص های رفت .
ازاین روست که در انتخاب های ما اگر منطق برگزیدن بد ازبدتر غالب نگردد حداکثر اقدام حول محور انتخاب قومی و قبیله ای و یا انتخاب افراد موجه می چرخد ونتیجه این می شود که پس از یک دوره تقویمی بلند مدت که اگر بدرستی بشود ازآن استفاده نمود می توان به دست آوردهای بزرگی دست یافت متوجه می شویم که نه تنها منابع وامکانات جدیدی کشف وتولید نمی شود بلکه منابع گذشته هم زیر فشار قرار می گیرند و بر اثر بی مبالاتی نابود ومنهدم می گردند مثلا اگر در همین ابهر ما که درآن درهمین پانزده سال گذشته چهار دوره شورا سوار بر کار بوده است نه تنها منابع عمومی جدیدی ساخته نشده ویا نیروهای انسانی قوی وجوانی کشف وتربیت نشده اند بلکه آنچه هم که محصول سال ها مرارت وسخت کوشی مدیران ومعلمان وفعالان فرهنگی شهرستان بوده در اثر نداشتن برنامه ویا بی توجهی به چیز هایی که وعده آن را در انتخابات اعضاء شورا ارائه داده اند فرسوده گردیده واز حیذ انتفاع عمومی خارج شده اند
بگذریم وبه وعده ای که داده بودیم وقرار بود شعار ها وعده های شورای چهارم را مورد بررسی قرار دهیم تا ببینیم که در طی حدود هشت ماهی که از فعالیت های شورای چهارم می گذرد اعضاء این مجموعه نه به حرف مردم بلکه به گفته ها ووبرنامه های خود وقعی گذارده اند
برای عمل به این وعده عنوان می دارم که شورای چهارم امروزه با اکثریتی از یک مجموعه تحت عنوان ائتلاف صبح امید که شعار محوری آن همدلی،حماسه سیاسی،پیشرفت و آبادانی بود وارد مبارزات انتخاباتی شد اداره می گردد.
این مجموعه برای ورود در کوران مبارزات انتخاباتی یک برنامه سی ماده ای ویک منشور اخلاقی ده بندی را منتشر نمودند وخود را موظف به عمل بدانها عنوان کردند که این موضوع در زمان انتخابات از جانب نگارنده نیز مورد اشتقبال وتایید قرار گرفت زیرا که دراین وادی غفلت کمتر اتفاق می افتد که اولا افراد دنبال کار جمعی بروند و اگر هم رفتند تن به کار با برنامه بدهند اما اینکه چه مقدار ازاین برنامه ومنشور مورد توجه افراد منتخب قرار گرفته و یا حتی به یاد آنها افتاده که چنین برنامه ای را داده اند ویا چنان منشوری را منتشر ساخته اند سئوالیست که جوابش را نه اعضاء منتخب ازآن گروه بلکه از آثار ونشانه هایی که از فعالیت های آنان در سطح شهر قابل مشاهده است انتظار داشت ویا استخراج نمود.
براین مبنا در سلسله مقالاتی ضمن بازخوانی بند بند برنامه ها و منشور مورد اشاره پی می گیریم جوابی را که منظور ازتهیه این سلسله از مقالات است 
اما قبل از ورود در بحث اصلی لازم است که مواردی را فهرست وار تقدیم دوستان بنمایم تا بدانند که بنده تنها با عنوان انجام تمرین دمکراسی وارد زمین شورا می شوم وکاری با گرفتن آزمون ودادن نمره به اعضاء شورا وشهردارندارم و کار دادن نمره به تمرین خودم و عملکردهای مشارالیها را به مردم محترم شهر ابهر وا می گذارم
1- ضمن رو خوانی بند بند برنامه ها ومنشور حوزه اثربخشی آنها در سطح شهر را ازنظر خودم مورد بررسی قرار می دهم ومطمئنم که دربسیاری از حوزه ها نظر من با نظر دوستان ممکن است که یکی نباشد پس ممکن است که برداشت من چیزی و برداشت اعضاء شورا در برنامه مزبور چیز دیگری باشد.
2- منظور ازتدوین این سلسله از مقالات تلاش برای انتقال این حرف است که تنها نوشتن برنامه و ارائه آن به مردم برای رای هدف نیست بلکه عمل به بند بند آنها وظیفه ای می باشد که اخلاق انجام آنها را الزامی می نماید.
3- من تنها به سه نفرازاعضای فعلی شورا رای داده ام که هیچ کدام ازآنها عضو آن ائتلاف نبوده اند اما این موضوع تاثیری دراین فعالیت فرهنگی نداشته ونخواهد داشت زیرا که امروز همه اعضاء شورا نمایندگان من در شورا محسوب می گردند واین مرا وا می دارد که به خاطر تاثیر مستقیم فعالیت های آنان در سرنوشتم روشنگری لازم در کار آنها را داشته باشم.
به اجمال آنکه هشت ماه گذشته می تواند معیار وملاک مناسبی برای انجام یک کارارزیابانه وحتی مقایسه ای باشد ازاین روی آنانی که فکر می کنند انتقادو روشنگری حرافی است وحرافی بس است باید بدانند که نه تنها حرف زدنی دراین هشت ماه صورت نگرفته تا بس باشد بلکه باید مطمئن بود که سکوت کافیست و بایددوستان گوش بدهند تا ببینند که چه باید می کردند که نکرده اند ویا کرده اند وبه مردم نگفته اند

[ سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 ] [ 5:48 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
با برآمدن آفتاب اقبال دولت تدبیر وامید و تغییرات سریع در مدیریت فرهنگ وارشاد زنجان و واگذاردن تصدی پست مدیریت این عرصه به فردی از جنس اداره مزبور و تکان های ابتدایی وامیدوارکننده ای که از جانب ایشان به مجموعه داده شد این امید واری را در اهالی فرهنگ ایجاد کرد که سال نیکویی درراه است 
اما با فرو کش نمودن انگیزه و شتاب اولیه این گونه تصور می شود که رخدادهای باز پدیدی چون دخالت محافل وکانون های قدرت انفعال را بر جریان راه افتاده دراستان حاکم ساخته و امید واهی بوده آنکه روند تغییرات بنیادی و دانش بنیان خواهد بود.
ازاین روی از مدیر کل محترم اداره فرهنگ وارشاد اسلامی استان در خواست می شود که با مراجعه به وعده هایی که داده بودند و برنامه هایی که مد نظر داشتند متوجه این واقعیت بشوند که کم کم از تسلط بر شرایط دور می گردند و در کنار تن دادن به رخدادهای باز پدید می باید منتظر اتفاقات نو پدیدی چون 
1-بیرون رفتن اندک علاقه مندان به فعالیت در عرصه فرهنگ 
2- افزایش اتلاف منابع وفرصت ها در شدت و سرعت 
3- جولان یابی رفتار هایی نابهنجار در همه عرصه های فرهنگی وارشادی
4- توقف کامل تولیدالگوهای مثبت و روزآمد در حوزه های مختلف 
5- افزایش ضخامت لایه های مقاوم در مقابل برنامه و پیگیری اهداف 
باشند
به اجمال آنکه رخوت و سکوت مجددا بر عرصه های فعالیت های فرهنگی دراستان زنجان دامن گسترده واین نشان ازآن دارد که انفعال و تن دادن به شرایط سر از زیر خاکستر برآورده که باید برای مقابله جدی با آن تلاش نمود

[ شنبه سی ام فروردین 1393 ] [ 10:21 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
دیروز بنا برعادت سری به صفحات دوستان زدم و در جریان ماوقع یکی دو روزی که نبودم قرار گرفتم ودراین اثنی ودر صفحه دوست بزرگوارم جناب مرتضی موسوی با مطلبی که واکنش هایی را بر انگیخته بود مواجه شدم مطلبی بود که ایشان در اعتراض به مطلب جناب اعلمی در خصوص اس.ام.اس تبریک عید ریئس جمهور بنگارش در آورده بودند که براثر آن آقای اعلمی ایشان را از لیست دوستان خود حذف نموده بودند 
دراین مطلب و کامنت های دوستان دو نکته اساسی وجود داشت که من حیفم آمد که بدون پرداختن بدانها ازکنارشان رد شوم
اول اینکه انتقاد وروشنگری همسان تیغ جراحی می باشد که برای درمان درد است وتنها کسی لذت آشنایی وبهره مندی ازآثار آن را می برد که درد بیماری را به جان خریده باشد وبرای رستن ازآن به درد بریدن وکندن رضایت داده باشد وگرنه کسی که بیک باره عافیت از دست داده باشد و به تیغ جراحی مبتلا گردیده باشد مسلم است که تحمل درد انتقاد برایش سنگین خواهد بود 
دوم اینکه روند سالم وموثر انتقاد روندیست که با انتقاد ازخود شروع شده باشد ویا به عبارتی من منتقد باید ابتدا به مسئولیت وتاثیری که خود در پیدایش آنچه که برانگیزاننده انتقاد است اشاره وتوجه نموده باشم 
ازاین روست که من اعتقادم به این است که برخی از دوستان به خطا و اشتباه فکر می کنند که نباید از دولت جناب روحانی انتقاد نمود چون اگر انتقاد بنماییم مسلم است که باز به دولتی چون دولت احمدی نژاد دچار خواهیم شد زیرا که درستی فعالیت روشنفکری به این است که با عبرت گرفتن از گذشته مانع از شکل گیری روندی بشویم که اعتماد مردم را برهم می زند واعتماد مردم پدیده ای می باشد که در سایه شفافیت ودادن اطلاعات درست بروز می بابد وگرنه آنانی که فکر می کنند نباید اجازه داد که مردم در جریان تمام امور قرار گیرند غافل ازآنند که نشت ونفوذ اطلاعات مصداق شعر معروف جدا گشت یکی چشمه از کوهسار است که راه خود را باز می کند وبه موضعی که باید برسد وآبیاری بکند می رسد اما این رسیدن می تواند دو حالت ممکن را در پی داشته باشد که عبارتند از
1- زمانی بدست مردم می رسد که مدتی از وقوع آن گذشته ومردم می گویند که عجب حکومت مارا نامحرم می دانسته است
2- آمیخته به شایعه و اغراض خاص بدست مردم می رسد و باعث می شود که خود حاکمیت از دریافت بازخوردرست اقدامات خود محروم ماند.
پس ضروری ترین اصل در حمایت از یک جریان باز نمودن چشم ومتمرکز نمودن حواس برای ممانعت از انحراف از اصول و قواعد است تا مبادا با بروز اختلال در جریان امور هزینه ها بالا رود واعتماد مردم مخدوش گردد.
در جمع بندی من اعتقادم به این است که روشنگری ارزشش به روزآمدی و تاثیرآن بر روند جاری امور است وفرقی نمی کند که در مصدر جریان اصول گرایان باشند ویا اصلاح طلبان بلکه مهم منافع عمومی جامعه وخطری است که از محل بی توجهی به ارزش زمان ومنابع متوجه آن می شود.
وامروز که اصلاح طلبان در مصدر کار ومسئولیتند بایددر نوک پیکان تیز انتقادد واقع شوند تا 
1- فرهنگ نقد و تحمل آن عمومی شود
2- روشنفکر وروشنگربدون لاپوشانی حقایق بوظیفه خود عمل نماید
3- اموردر مجرای اصلی خود جریان یابد
4- منافع عمومی با دقت تمام دنبال و حفاظت شود
5- حسن نیت لازمه روشنگران درمنش وشخصیت آنها نهادینه گردد.
ازاین روست که من معتقدم دولت جناب روحانی نه تنها تمام وعده های خود را فراموش نموده بلکه با مغفول گذاردن ابتدایی ترین وظایف دولت که متناسب نمودن مدیریت با نیاز های زمان می باشد وتن دادن به روندی که دولت گذشته با انتخاب مدیران ناکارآمد بر جامعه مستولی ساخته (از طریق حفظ مدیران میانی ودون پایه) در عمل همان روندی را دنبال می نماید که دولت گذشته خود را موظف به جاری ساختن آن می دانسته است واین پشت نمودن روشن به رای مردمیست که با هزاران امیدواری درپای صندوق های رای حاضر شدند ودولت روحانی را انتخاب نمودند

[ شنبه سی ام فروردین 1393 ] [ 9:53 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
ماهها بود که می خواستم به صورت مبسوط و جامع عملکرد شورای اسلامی شهر ابهر را زیر ذره بین نقد ببرم اما چون نتوانسته بودم سوژه مناسبی در دست داشته باشم ازاین کار امتناع می ورزیدم زیرا ازیک سو بدلیل سکوت سنگین در حد مرگ مطبوعات شهرستان وازسوی دیگر وانفعال جدی شورا در خصوص ایجاد ارتباط با مردم ورسانه ها دراصل مطلب دندان گیری دستم نمی آمد تا با تفسیر آن بتوانم به مردم بگویم که انتخاب آنها در خصوص شورا که در عمل با انتخاب شهردار وارد حوزه فعالیت های کلی و یا عملیاتی شده است تا چه میزان توام وقرین با موفقیت بوده است ویا اگر مردم از بدست آوردن اطمینان به اینکه درست انتخاب کرده اند عاجز مانده اند دلیل این امر در چه می تواند باشد؟
این ابهام ها وخالی بودن دست امکان آن را فراهم نمی ساخت تا بنویسم تا اینکه یکی از دوستان در نشستی که با من داشت با اشاره به اینکه اکثریت شورا از مجموعه ای به نام ائتلاف صبح امید می باشد و این مجموعه هم در فصل انتخابات برنامه و میثاق نامه ای را تهیه و به مردم ارائه داده بود که بحث وبررسی آنها و ارزیابی ومقایسه عملکردهای شورا با آن برنامه ها ومیثاق نامه می تواند حرف هایی فراوانی را تقدیم مردم کند مرا برای پیدا نمودن متن میثاق نامه وبرنامه های گروهی که اکثریت شورا را در دست دارد پر انگیزه نمود که خوشبختانه یکی از دوستان از هردو مورد کپی داشت که با مناعت تمام آنها را به من هدیه کرد
ازاین روی تصمیم گرفتم که در فرصت های آتی ریز برنامه ها ومیثاق نامه ائتلاف را با تعهداتی که متوجه اکثریت شو.راییان می نمود ومی نماید بازخوانی نماییم تا ببینیم که دوستان چه مقداردرحرف وعمل صادق بوده اند

[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ 7:15 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
براستی از جان مردم و فرصت هایی که باید با مدیریت صرف ساختن شهرستان ابهر شود چه می خواهید وچرا اجازه نمی دهید که فلسفه امور محقق گردد؟
............................................................................................
پس از برگزاری مراسم تودیع ومعارفه فرمانداران قدیم وجدید وباز شدن باب خریدن دسته گل و شیرینی ودر ظاهر برای عرض تبریک ودر عمل برای نزدیک نمودن خود به فرماندار جدید روایت های رایج دربین مردم حکایت ازآن دارد که افرادی با مراجعه به فرمانداری با عنوان دیدار با فرماندار جدید ودرعمل اعمال اراده خود ازایشان خواسته اند که موضوع صدور حکم برای فرد پیشنهادی برای یک سازمان خاص امدادی را دردستور کار قرار دهند و به نوعی بنا به سلیقه آنها تسریع بخشند 
براستی این افراد چرا فکر می کنند که اگر مدیر عامل اداره ای و یا مراجع رسمی و صاحب صلاحیت در تایید ویا رد فرد پیشنهادی کمی دست به عصا عمل می نمایند و یا میل باطنی به انتصاب مشارالیه ندارند شما باید با اعمال اراده و فشار به فرماندار جدید که هنوز نمی داند که موضوع از چه قرار است ازآب گل آلود ماهی بگیرد شما را به خدا اجازه بدهید تا نیروی انسانی توسعه یافته ای برای مدیریت اموری که برای حل مشکلات مردم در نظر گرفته شده است انتخاب شود تا بلکه منافع عمومی مردم بر منافع افراد وجریان های خاص تقدم یابد وموجبات رضایت عمومی ونه فردی را فراهم نماید.
جناب فرماندار 
ابهر اگر عقب مانده یکی از عمده ترین ومخربترین عوامل عقب ماندگی آن همین اعمال نفوذ ها و به نوعی تعیین تکلیف هاست که اگر شما بخواهید در مقابل چنین اعمالی ایستادگی ننمایید مطمئنا نمی توان به تغییر متناسب با وعده های دولت تدبیر وامید که شما بالاترین سمت و نمایندگی آن را در شهرستان دارید امید وار شد زیرا که به قول ارسطو عقب نشینی در مقابل زیاده خواهی ، دخالت ویا وا دادن حوزه اقتدار همه چیز را در همان گام اول برهم می زند و راه را برای ادامه دخالت باز می کند.
ازاین روی به شما دوست گرامیم توصیه می نمایم که برای ثبت در تاریخ هم که شده با قدرت در مقابل این کانون های قدرت بیستید واجازه ندهید در داخل دولت و درداخل فرمانداری ابهر دولت و فرمانداری دیگری دایر گردد ومطمئن باشید که اگر چنین نکنید وبخواهید با افرادی که در طول ده سال گذشته ابهررا به سوی قهقرا در مدیریت سوق داده اند مماشات نمایید نخواهید توانست اعتماد مردم را به خود ودولتی که انتخاب روشن مردم است جلب نمایید ودامنه انتقادها را محدود نمایید .

[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ 11:10 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
در شمارگان گذشته مطلب سعی براین شد که در حول دو محور عمده چالش های فرا روی فرماندار جدید و فرصت هایی که ایشان برای اعمال مدیریت طبق وعده های دولت تدبیر وامید دارند مطالبی تدوین وتالیف و خدمت ایشان ومردم گرانمایه ابهر واستان تقدیم گردد و در شماره گذشته به موضوع 
1- کمبود نیروی انسانی مفید در حوزه ستادی فرمانداری ابهر و یا حتی در نیروهای بدنه آن مجموعه.
به صورت مختصر و فهرست وار اشاره شد و گفته شد که متاسفانه به دو دلیل تحمیل نیروی انسانی غیر متخصص به بدنه سازمانی فرمانداری از سوی مدیران گذشته ومحافل ومجامع قدرت امروزه سازمان فربه وغیر فعال فرمانداری با کندی در فعالیت مواجه گردیده وهمچنین بی توجهی به آموزش های ضمن خدمت نیروهای موجود خود مشکلی عمده برای فرماندار جدید خواهد بود که باید برای آن فکر وچاره ای اندیشه شود که مهمترین آن می تواند تشکیل کارگاه های آموزشی و برگزاری ترم های آموزش ضمن خدمت برای نیروها باشد آنهم در حوزه علم مدیریت و همراهی با اهداف ساختاری سازمان فرمانداری ونه برگزاری کارگاه ها ویا کلاس هایی معمول در سیستم اداری وسیاسی ما که عمدتا حول محور موضوعات اخلاقی (حتی نه اخلاق حرفه ای)برگزار می گردد
اما دراین شماره می خواهم بخش دیگری از چالش های فراروی فرماندار محترم را مورد بررسی قرار بدهم که تحت عنوان 
2- قابل سنجش نبودن عملکردهای فرمانداری
شناخته ومعرفی گردیده است.
دوستان عزیز همانگونه که مطلعند ومی دانند فرماندار در عمل بالاترین مقام اداری واجرایی شهرستان محسوب می گردد که می توان نقش او را با استاندار در استان ورئیس جمهور در کشور مقایسه کرد و یامتشابه دانست و با این ادراک عنوان نمود که همچنانکه در یک اشل ساختاری نمی توان یک وظیفه تعریف شده را برای استاندار و یا ریاست جمهور معین نمود ودر رابطه اختصاصی با آن موضوع آن جایگاه را مورد مواخذه قرار داد فرمانداری در شهرستان هم مصداق همان نکته است زیرا که فرماندار چون بهداشت ودرمان ویا آموزش وپر.ورش ویا سایر ارکان اداری واجرایی موظف به انجام وظیفه مشخصی نیست اما ازآنجا که فرماندار حکم هماهنگ کننده امور در سطح شهرستان و برقراری ارتباط با جایگاه های استانی و ملی را دارد پس همه امور به نوعی تحت بلیط و اقتدار ایشان قرار می گیرد تا جایی که مسئولیت امور عمومی و اختصاصی شهر به نوعی متوجه فرماندار و فرمانداری میشود وازاین روست که می باید درانتخاب فرماندار به توان مندی های ویژه ای چون توان بالای ایجاد هماهنگی و آگاهی از وظایف وحوزه عمل مدیریان اجرایی واداری توجه ویژه داشت.
از این روی
1- فرماندار محترم شهرستان می باید در انتخاب وبکارگیری مدیران اجرایی سازمان های موجود در شهرستان توجه ودقت لازم را بکار گیرند زیرا که بدلیل آنکه اهداف سازمانی فراموش گردیده ودر عمل مدیریت ها به اطاق خلوت محافل قدرت در شهرستان ها تبدیل گردیده اند توصیه جای توجه به صلاحیت ها را گرفته و در عمل مردم،منافع کلی جامعه و تعالی و هدفمندی کار سازمانی قربانی رضایت فلان وبهمان مسئول فرا داست ویا حتی جایگاه های اجتماعی وعقیدتی گردیده است وازاین جهت شهرستان بیشترین لطمات را دریافت کرده است زیرا که مدیری بدون داشتن حداقل صلاحیت ها وتنها بدلیل جفت نمودن کفش های بهمان شخصیت وصاحب اختیاربکار گرفته شده وتازه بعد از حدود هفت سال فرصت سوزی و برباد دادن منابع ونابودی حرث ونسل مورد هدف سازمان چون از کار برکنار شده هنوز مرکب حکم عزلش خشک نشده همان محافل ومجامع با بکار بردن قدرت او را برای مدیریت مجموعه ای دیگر و آنهم برای نابودی آن سازمان ومجموعه معرفی کرده اند.
2- فرماندر محترم ابهر باید برای بالا بردن ضریب درستی تصمیم ها در نزد مسئولان ادارات مختلف آنها را وادار به انتخاب وبکار گیری مشاوران قوی بنماید زیرا که وجود مشاوران امین در کنار به حداقل رساندن ضریب اشتباهات وانحرافات، نیروهای جدید مدیریتی را برای شهرستان ودرعرصه های کاملا تخصصی تربیت می نماید که می تواند به عنوان یک سرمایه بسیار پر اعتبار مورداستفاده واقع شود.
3- دقت نظر و دخالت جدی واثر بخش فرماندار در تعامل مردم با مسئولان و پیدایش فرایند اعتماد و ارتباط مشارکت جویانه مردم می تواند بسیاری از مشکلات اجتماعی را برطرف نماید وبا به میدان کشاندن مردم وتقویت افکار عمومی مداخله جو وپرسشگر موقعیتی را ایجاد می کند که بر اثرآن سطح رضایت مندی مردم افزایش می یابد، سرعت دست یابی به اهداف بالا می رود ودرنهایت منطق هزینه به فایده نزدیک می گردد.
4- فرماندار می باید با عنایت به هدف غایی دولت واسلام که تحقق عدالت ورفاه عمومی در محوریت آنها قرار دارد سمت توسعه نیروی انسانی و تعمیم اثربخشی منابع وامکانات را از مرکز به نواحی پیرامونی تغییر سمت دهد تا ضمن مبارزه با مهاجرت که عمده مشکل توسعه می باشد استعداد وظرفیت های فراموش شده نیز درمتن شناسایی و تربیت واقع شوند.
به اجمال آنکه فرمانداری در عین مبرا بودن ازبرعهده داشتن مسئولیتی تعریف شده وخاص مسئولیت مستقیم تمام امور مدیریتی واجرایی را در سطح شهرستان برعهده دارند که در نزد قانون ومردم برعهده داشتن چنین مسئولیت گسترده وفراگیری موجب ضمان خواهد بود وازاین روست که فرماندار محترم ابهر باید به این نکته توجه داشته باشند که محدود نمودن دامنه دخالت و سمت دهی به تغییرات وتحولات مدیریتی از سوی کانون ها ومجامع ومحافل قدرت را به حداقل برسانند وبا تعالی بخشی به ارتباط های درون سازمانی بین مدیران ونیروهای سازمانی شرایطی را فراهم آورند که اهداف نظام ودولت در متن فعالیت های مجموعه مدریت اداری واجرایی شهرستان که سالیانیست به چشم نمی آید متبلور گردد ومایه امید واری مردم ونزدیک شدن منطق هزینه به فایده گردد .

[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ 11:9 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
 در مطلبی تحت عنوان نماینده مردم ابهر در مراسم تودیع ومعارفه فرماندار جدید شهرستان ابهر: درایران امروز نتیجه ومحصول تحقیقات وپژوهش برسرسفره مردم نمی رود.!!!! به بخش کلان نگرانه گفتار جناب نماینده اشاره هایی داشتم ودراین بخش اگر دوستان حوصله بنمایند بخش دیگری از فرمایشات ایشان را مد نظر قرار می دهیم تا ببینیم که یک نماینده چه وظیفه ای را در نظارت بر تحولات وتغییرات حوزه نمایندگی خود برعهده دارد وچگونه باید برای انجام درست این وظایف اقدام کند؟ نماینده مردم ابهر در مجلس در قسمتی از سخنان خود عنوان نمودند که من و دفتر اینجانب در شهرستان ابهر هیچ دخالتی در امور فرمانداری نداشته ایم زیرا که تا بحال نکته منفی در کار مدیران وفرمانداران ندیده ام تا دخالتی بنمایم ؟ دراین بخش از فرمایشات نماینده محترم یک نقض غرض آشکار وجود دارد وآن هم عمده نمودن موضوع دخالت می باشد در حالی که این یک اصل بدیهی می باشد که اساسا نیازی به تایید ویا تاکید برآن نیست زیرا که درقانون اساسی و قوانین موضوعه ایران قوا مستقل ازهم بوده وکسی حق دخالت درامور آنها را ندارد اما موضوعی که ازسوی نماینده وبه زعم بنده تعمدا سعی شده تااز منظر دید مردم دور بماند این است که نماینده می باید براموری که در فرمانداری ویا سایر حوزه های مدیریتی (اداری واجرایی) به اجراء گذارده می شود ومتاسفانه مغفول مانده نظارتی داشته باشد زیرا که تمام امور جاری دراین حوزه ها بخشی از قوانین رسمی بود که می باید نماینده در راستای نظارت برحسن اجرای قوانین به اجرای آنها نظارت داشته باشد مثلا بی توجهی به همان موضوع های محدودی که مورد تایید خود نماینده در جلسه مزبور بود چون بودجه برای تکمیل فاضلاب ویا انتقال غیر قانونی وناموجه کشتارگاه(درقانون برنامه پنجم توسعه تا پایان دور پنج ساله قانون مزبور کشتارگاه های سنتی می توانند فعال باشند) نشانه هایی جدی از ضعف مدیریت و اجرای درست قوانین بوده که مغفول مانده تا جایی که صدای خود نماینده را بلند نموده است اما چرا نماینده نظارت نداشته برمی گردد به این نکته که ایشان به تنهایی نمی توانسته اند ونمی توانند تا تمام امور را تحت نظارت بگیرند واین دفترارتباط های ایشان ومجموعه های فعال درآن بوده که باید پیگیر امور می شدند که نشده اند واین برمی گردد به این موضوع که در تشکیل وفعالیت این دفتر اساسا توجهی به فلسفه وجودی آن نشده وکار به کسی ویا کسانی سپرده شده که بیشترین علاقه آنها منوط به راه انداخت فعالیت های مقطعی وبی برنامه می باشد. بگذریم گفتیم که نماینده بر مسئولیت های نظارتی خود عمل ننموده است برای مثال توقف کامل پروژه های درحال انجام مثل سالن ورزشی سه هزار نفره،فاضلاب،انجام طرح انتقال آب از سد کینه ورس،دانشکده فنی،وحتی فعالیت های جنبی فرهنگی درحوزه شناسایی وپرورش نیروی انسانی در کمسیون های مخصوص شورا و اطاق های فکر دردفاترمسئولان وخود دفترنماینده و...از جمله مواردی می باشند که می توانند مویداین واقعیت باشند اما آنجا که خود نماینده عنوان می دارند که ما دخالت نداشته ایم به فرض درست ومنطقی بودن کارعدم دخالت باید این نکته موردتوجه واقع شود که اگر فرماندارسابق خوب وتوان مندبوده تا جایی که در شهرآب ازآب تکان نمی خورده وتمام امور سمت تعالی داشته چرا نماینده اجازه داده اند که استانداری یک مدیرتوان مند را تغییر دهد اما درصورتی که قبول کنیم که سمت حرکت امور درست نبوده که به زعم بنده نبوده چرا که در کل شهرستان ودر طی دوسال واندی که از مدیریت جناب رفیعی می گذشته شاهدتحول شگرفی درهیچ یم از حوزه ها نبوده ایم چرا نماینده می گویند شاهداتفاق ناخوشایندی نبوده تا دخالت کند آیا این تاکید بسیار جدی این احتمال را قریب به یقین نمی کندکه شاید ایشان دقیقا در جریان امور شهرستان قرار نمی گیرند ایشان در بخش دیگری ازفرمایش خود عنوان می دارند که من فرماندار جدیدرا در همین جا ملاقات می نمایم وحتی تماس تلفنی هم با ایشان نداشته ام وامیدوارم که انتخاب استانداربه نتیجه برسد وایشان در مسئولیتی که برعهده می گیرند موفق باشند. اگر به همین موضوع مطرح شده (واز نظر نگارنده بسیار مهم وجدی) توجه نماییدخود نشانگربی توجهی نماینده به مسئولیت نظارتی خود است زیرا که انتخاب وتغییر مدیران بخشی از قوانین جاری کشور می باشند که بر عهده وزراء ومدیرا فرادست استانی محول گردیده است که می باید در اعمال آنها شرایط کلی جامعه مورد توجه واقع گردد مثلا اگر قراربود که فرمانداری برای شهرستان انتخاب شود حتما می باید ایشان با رزومه کاری که داشتند به نماینده معرفی می گردیدند تا نماینده با عنایت به شرایط شهرستان بدانند که فرماندار موردنظرچه توانایی هایی دارد وچقدر می تواند درراستای اهداف بلند مدت و کوتاه مدت در حال پیگیری در شهرستان سوار کار باشند و جای تاسف خواهدبود اینکه نماینده ای اساسا در گردش کار انتخاب ومعرفی فرماندارقرار نداشته باشد وبعدایشان بفرمایند که من بالاترین نماینده دولت در منطقه را درجلسه معارفه ملاقات می نمایم اما سخن آخر اینکه جناب نماینده دوست گرامی من شهرستان ابهر درطی مدت اخیر دریک روندنزولی بسیار شدید ازنظر موقعیت جغرافیایی و تاثیر در تحولات وتغییرات استانی قرار گرفته که بخشی از این روند سوء گیرانه ازسوی مرکز استان وبرخی محافل منطقه ای بوده است که امید است با وارد شدن فرماندار جدید به شهرستان وتکانی که شما به دفتر نمایندگیتان در شناسایی وظایف وعمل برمبنای آن خواهید دادبتوانیم این روند پرشتاب را اگرنه حذف بلکه بتوانیم تحت کنترل درآوریم زیرا که سقوط ابهربه جایگاه هایی نازلترازاینی که هست مطمئنا آثار بسیار مخربی بر وضعیت شهرستان های دیگر استان به غیر از زنجان خواهد گذارد واین برازنده منطقه ای که شما نمایندگی مردم آن را دارید نخواهد بود.
[ یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 ] [ 3:39 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

دیروز مراسم تودیع ومعارفه فرماندران گذشته وجدیدابهر در سالن قدیمی و مفلوک آموزش وپرورش ابهر که معرف مهجوریت شرایط کلی شهرستان در بهره مندی از نرم های استانداردی ملی وحتی استانی ازامکانات فرهنگی می باشد برگزار گردید که دراین مراسم استاندار محترم استان زنجان در سخنانی به قبض وبسط فلسفه تغییرات مدیریتی اقدام نمودند و خطاب به حاضران عنوان داشتند که اگر همین الان یک صاحب نظر حوزه مسائل اجتماعی از کشورهای غربی دراین جلسه حاضر می بود ازخود سئوال می کرد که به این مردمان چه شده ویا مگر سرشان به جایی خورده که آمده اند تا یک مدیری را که خود اذعان می دارند خوب است عزل بنمایند ویک مدیر دیگری را که تایید می کنند اوهم خوب است بجای او بکار بگمارند وبا این پیش مقدمه بسیار موهن به توضیح دلایل وفلسفه تغییر در مراتب مختلف اقدام نمودند وگفتند که 
1- تغییرات به تبع نتیجه انتخابات تبعی بوده وربطی به صلاحیت های فردی ندارد
2-اولویت های دولت ها متفاوت است و تغییرات برمبنای این اولویت ها تفسیر می گردد
3- چون در نظام ما اهداف متعالی است تغییرات مقطعی وبه نسبت تغییر در شرایط وفهم افراد از مختصات شرایط رخ می دهد
4- تنوع نگرش ها ونگاه دولت ها ممکن است تغییرات را منطقی و الزامی نماید
5- ویژگی های منحصربه فرد مناطق وفیلد برنامه های دولت تغییرات را توجیه وتفسیر می کند
6- خلاقیت ها و ابتکارات فرد دریک بازه زمانی تمام می شود وفرد جدید با خلاقیت های جدیدتری برای ادامه کار لازم می شود.
اما نگفتند که انتخاب فرماندار جدید با تاکید وتکیه بر کدام یک ازآیتم های زیر صورت گرفته است ویا به عبارتی نگفتند که در عزل فرماندار گذشته که خود استاندار وامام جمعه ابهربا شفافیت وتاکید فراوانی از خوب بودن و صلاحیت های مدیریتی او حرف می زدندبه خاطر تحقق کدام فلسفه موجود درانتخاب وتغییر بوده است
ویا انتخاب فرماندار جدید با عنایت به کدام خصوصیت های ذاتی واکتسابی او ودر تایید کدام فلسفه به انجام رسیده است؟
اما آنچه که برای من به عنوان یک شهروند حاضردرآن جلسه مهم بود و متاسفانه استاندار محترم وبا عنایت به توان بالایی که در سخنرانی وانتقال مفاهیم دارند بدان اشاره ننمودنداین بود که هدف استانداری ازانتخاب فرماندار جدید برای ابهر چه بود وانتظار استاندار به عنوان مدیر ارشد استانی از فرماندار جدید چه می باشد؟
ممکن است که دوستان عنوان بدارند که حتما استانداری اهدافی را دنبال می نماید واستاندار هم از فرماندار جدیدانتظارات مدونی را دارند که هرددو در پی تحقق آنها خواهند بود.
اما این دوستان باید توجه داشته باشند که مهم این است که مردم هم بدانند که این دو جایگاه بدنبال تحقق کدامین اهداف و در صدد برطرف نمودن چه کمبود ونیازمندیمی باشند ویا اساسا چون مردم از فحوای سخنان مسئولان به میزان هماهنگی میان اهداف مسئولان وخواست ومطالبه خود پی می برند ودلگرم وامیدواربه آینده می شوند پس فلسفه برگزاری چنین جلساتی این است که درآنها مسئولان به مردم بگویند که ازمیان خواست وانتظار مردم مسئولی چون استاندار کدام یک ازآنها را در انتخاب فرماندار در اولویت قرار داده است وگرنه اینکه استانداری بیایدو همسان استادی که در دانشگاه مشغول تدریس است بگوید که انتخاب وتغییر مدیران دلایل طبقه بندی شده زیر را نمایندگی می نماید ونگوید که این انتخاب برمبنای کدام دلیل ویا فلسفه می بوده است مسلم است که شنونده ویا شهروند می ماند که خوب او می باید کدام خواست وانتظار را ازاین تغییردنبال نماید؟
وازاین روست که من به عنوان شهروندی از دیار ابهر وحاضردر جلسه تودیع ومعارفه فرمانداری ابهر متوجه نشدم که استانداراستان زنجان غیر ازبحث کلامی چه چیزی را به من شهروند درتوضیح تغییرات موردبحث ارائه دادند ویا این تغییر چه هدفی را دنبال می کند ویا من اگر بخواهم به ارزیابی ازتوان مندی های فرماندر جدید ویا خوبی ویا بدی این تغییر دست بزنم این کار را می باید با تکیه بر کدام هدف استانداری وکدام انتظار استاندار به انجام برسانم؟

[ پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 ] [ 11:14 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر
بدون تردید حسن خلق از ممیزات مصداقی انسان است وبرهمین اساس است که عنوان می دارند فردی با زبان خوش وحسن خلق می تواند مار را از لانه خود بیرون بکشد 
اما چرا تعدادی ازافراد با همه آشاراتی که در خصوص حسن خلق شده است ویا تاثیری که محبت ولطف در همراه نمودن مردمان باقی می گذارد باز دنبال سخت گیری و خشونت می روند سئوالیست که جواب آن را می توان در نوع هدفی که آنها برای خود انتخاب نموده اند جستجو نمود زیرا که اگر هدف تعالی واتفاق واتحاد ویا بهره بردن از تمام منابع برای پیشبرد اهداف باشد حتما ابزار ایجاد چنین تفاهم واتحادی به مصداق فرمایش جناب حافظ که فرمود:
به بند و دام نگیرند مرغ دانا را
محبت ولطف خواهد بود وگرنه آنجا که هدف اثبات برتری وخود فراتر بینی باشد قهر و غضب خود عامل تاراندن خواهد گردید

[ پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 ] [ 9:56 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
چون عیش گدایان به جهان سلطنتی نیست
مجموعتر از ملک رضا مملکتی نیست
گر منزلتی هست کسی را مگر آنست
کاندر نظر هیچکسش منزلتی نیست
....................................................................
اگرچه امروزه گدایی هم به حرفه ای با آداب و حدود استاندارد وتعریف شده ای تبدیل شده است وگدایان هم دارای دم ودستگاه وتشکیلاتی شده اند وبرای محافظت ومراقبت از ساختار سازمانی خود اقدامات فراگیری انجام می دهند ودیگر ازصفا و صمیمیت گدایان نسبت به مردم چیزی باقی نمانده است (زیرا که گدایان گذشته اگر دست تکدی به سوی مردم دراز می کردند ازاین اقدام تنها در حد رفع جوع بهره می بردند واگر فردی چیزی نداشت تا کمکی کند ویا از حداقل ها برای پاسخ به نیاز متکدی استفاده می کرد گدا با بیان دعاهایی فردی را مورد لطف قرارمی داد) و امروز حتی اگر بیشترین کمک را هم بکنی باز فحش وبدوبیراه می شنوی اما هرچه بود گدایان گذشته خود برای خویش پادشاهی بسیارآرامی داشتند تکه نانی بدست می آوردند وبا پر نمودن شکم یا حقی می گفتند و یا دعای می کردند وروزگار به سر می بردند وهمین رضایت از سر پشیز وناچیز بودن درخواست وانتظاردرهمه سطوح گسترانده شده بود ویا به عبارتی همه مردم باهم بودند ودر کنارهم به رضایت مندی از امور می رسیدند وازاین روی بود که کمتر انحراف واختلالی می توانست باعث بروز مشکلاتی برای تک تک افراد ویا کل جامعه گردد 
ازسوی دیگر منزلت موجود درمیان بزرگان هم مثل امروز از محل دور خود جمع نمودن کسان متملق ومجیز گوی نبود ویا به عبارتی اگر برای کسی حق بزرگی ومقام در نظر گرفته می شد ناشی از میزان حضور وتاثیری بود که فرد در تسهیل ارتباط و همکاری مردم داشت وازاین نبود که او دارای مال ومقامی باشد ودیگران بخواهند برای جاه ومال برای او احترام قائل باشند.
پس اگرامروز هم ما خواهان جامعه باصفایی می باشیم که در متن تحولات وتغییرات آن مردم با رضایت مندی به همراهی هم اقدام نمایند باید با سرلوحه توجه قرار دادن نکاتی چون آنچه که سعدی بزرگ بیان داشته بدنبال محبت ولطفی برویم که ازسرکاهش انتظارات ویا به حداقل رساندن تلاش برای مال خود خواستن همه چیز ایجاد می شود.
وگرنه در جامعه ای که مردم درهر مقام وجایگاهی تلاش می نمایند که همه چیزرا مال خود کنند ودیگران را به طفیلی و وامدار مقام ومکنت مالی خود مبدل سازند ممکن نیست که رضایت مندی در مردم ایجاد شود وهمراهی واتحاد دربین آنان ایجاد گردد .

[ پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 ] [ 9:55 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

نماینده مردم ابهر در مراسم تودیع ومعارفه فرماندار جدید شهرستان ابهر:
درایران امروز نتیجه ومحصول تحقیقات وپژوهش برسرسفره مردم نمی رود.!!!!
...........................................................................................................
نماینده مردم ابهر وخرمدره در مجلس شورای اسلامی ودر مراسم تودیع ومعارفه فرمانداران ابهر گفت که درایران نتیجه ومحصول پژوهش و تحقیق برسر سفره مردم نمی رود چنانکه من تعدادی کار تحقیقاتی انجام داده ام که درایران خریداری نداشته ولی دوتا تحقیق برای دولت کانادا انجام داده ام که نتیجه آنها به سرعت برسرسفره مردم کانادا حاضر شده است.
اوهمچنین دراین مراسم با این عنوان که ما نمی خواهیم تحقیق ومطالعه نماییم عنوان نمود که ما در داشتن ذخایر گازی دومین جایگاه ،ازنظر استخراج اولین جایگاه،ازنظر مصرف هشتمین جایگاه جهانی را دارا هستیم ولی ازنظر صادرات در رده بندی حتی دربین بیست صادر کننده اول هم قرار نداریم 
براستی اگر ازمنظر تفسیر این خبر ویا بیانات بخواهیم به یک ارزیابی کلی از مملکت دست بزنیم نمی توانیم با جرات تمام بگوییم که کشوری عقب مانده وورشکسته هستیم زیرا که اگر دارنده اولین واستخراج کننده اولین هستیم ودر صادرات جز بیست کشورهم محسوب نمی گردیم پس استخراج ما بکجا می رود حتما می باید گفت که درسطح زمین جاری می شود وازبین می رود ویا سیستم ودستگاه های ما کهنه است وپرت منابعمان بسیار بالاست وبه عبارتی ما در حال حاضربشدت طبیعت را نابود می سازیم ویا می توان با استفاده ازبخش اول بیانات ایشان بخش دوم را تکمیل نمود وعنوان کرد که چون اهل تحقیق وپژوهش نیستیم ازاین روی است که منبع بزرگ واقتصادی مهمی چون گاز را داریم با دست خودمان نابود می سازیم.
اما اگر بخواهیم همین دو بخش ازسخنان نماینده ابهر را مورد تحلیل قرار دهیم آیا نمی توان ازایشان پرسید که جناب نماینده اگر در کشور تحقیق وپژوهش این مقدار مظلوم وذلیل شده است آیا نمی توان علت آن را در مجلس جستجونمود وعنوان کرد که این مجلس است که برای تحقیق وپژوهش ارزش واحترامی قائل نیست وهربرنامه و لایحه ای را که ازسوی دولت به مجلس داده می شود بدون آنکه بداند درتدوین آن پژوهش چه مقدار تاثیر گذاربوده آن را تایید وتصویب می کند
مثلا درهمین موضوع گاز که این همه آمار واطلاعات وحشت ناکی ازسوی نماینده مردم ابهر به بیرون داده می شود آیا مجلس نمی تواند دولت ووزارت نفت را زیر فشار قرار دهدتا دریک بازه زمانی نسبت به کنترل روند وحشت ناک انهدام در منابع ملی اقدامات با برنامه ای را به انجام رساند ویا مجلس با تشکیل تیم های مطالعاتی طرحی را به صحن علنی ارائه دهد وبا تبدیل آن به قانون مانع از انهدام در صنعت گاز گردد؟
آری همه اینها ممکن است مشروط برآنکه نمایندگان مردم در مجلس بخواهند برای مردمی که رای آنها را به عنوان تکیه گاه خود دارند وقت بگذارند وکار برای آن مردم انجام دهند نماینده ای که در طول دوران کوتاه نمایندگیش دو تودیع ومعارفه فرمانداری را تجربه نموده است ودریکی ازآنها بدلیل اینکه در دانشگاه قزوین جلسه دارد ووقت ندارد ازدردها وگرفتاری هایی که توسط مردم ابهربه اومنتقل شده است وکارهایی که او برای برطرف نمودن آنها به انجام رسانده حرفی برزبان بیاورد و درجلسه دوم چون بیمار بوده (ولی با حال بیماری سفری به دوردنیا داشته) از حال وروز مردم ابهر نمی گوید وبه کلیاتی می پردازد که ربطی به مردم ابهر ندارد وبیشتر جنبه اطلاع رسانی مطبوعاتی دارد مسلم است که تحقیق وپژوهش مظلوم ومطرود ازجامعه می شود وگاز به هدر می رود ونابود می گردد وتازه اگر مطالعه پژوهشی هم صورت گرفته باشد نتیجه آن بر سر سفره مردم کاندا می رود.
جناب نماینده شما در جلسه دیروز می باید از انتظارات مردم از فرماندارو کاستی های موجوددرحوزه ارتباط شهرستان با مرکز استان سخن می راندید وتمام فرصت موجود را به مطالبات جایگاه خودتان از بالاترین مدیر دولتی شهرستان اختصاص می دادید مطالباتی چون تسریع در تشخیص کمبودها ونیازمندی های ولحاظ آنها درلایحه بودجه،تسریع درانتخاب معاون فرماندار،تسریع در حذب اعتبارات وبودجه اختصاص یافته به ابهر،تسریع در جمع آوری اطلاعات وارقام برای لحاظ در تخصیص اعتبارات در کمیته برنامه ریزی استان و... 
در خالی که شما به مواردی اشاره داشتید که اساسا ارتباطی با شهرستان ابهر وحتی کشور نداشت واگر هم داشت مایه وهن مجلس بود زیرا که همه ضعف های موجود برمی گردد به مجلس ونوع نظارت آن بر عملکردهای دولت
اما درخصوص فاضلاب و کشتارگاه نیز حرف های شما تامین کننده نظرو انتظار مردم از شما نبود وشما باید محکمتر ازاین ها در مقابل بی توجهی به امور ابهر در مرکزاستان حرف بزنید واز حقوق مردم ابهر دفاع نمایید توصیه ویا گفتن به صرف اینکه گفته شده باشد نمی تواند تامین کننده منافع ابهر و اقتدار شما در جایگاه نمایندگی باشد

[ پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 ] [ 9:52 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
خود پرستی خیزد از دنیا و جاه
نیستی و حق‌پرستی خوشترست
چون گرانباران به سختی می‌روند
هم سبکباری و چستی خوشترست
.........................................................................
خود پرستی زمینه و بستر تمام انحرافاتی می باشد که دامنگیر بشر و اجتماع انسانی می گردد وبدون تردید خود پرستی از تمایل به داشتن موقعیت و فرصت بهره برداری بالاتر از دیگران حاصل می آید 
اما چرا انسانی که طبیعتش بر علاقه مندی و فعالیت برای عدالت بنیاد گرفته است و دوست نمی دارد که کسی به حقوق حقه او تجری نماید به موقعیت وشرایطی می رسد که خود را برای چنگ انداختن بر حرث ونسل جامعه وحتی آن چیزی که مال دیگران است آماده می سازد و دراین کار از هر حیوان درنده ای دد منش تر می گردد؟
سئوالیست که باید ریشه های آن را در جامعه جستجو نمود ونه در فرد زیرا که این جامعه است که به انسان اجازه می دهد که در دام خود پرستی بیفتد ودراین دام فربه گردد زیرا که جامعه وظیفه دارد تا با تاکید واستواری بر روی قرار دادهای اجتماعی،قوانین وقواع اخلاقی ودینی مانع از تعددی افراد به حقوق دیگران وبر حرمت های عمومی شود وچون دراین کاربنابه بی تفاوتی مردمان و بکار گرفته نشدن سازمان های منضبط نظارتی راه برای تعددی باز می شود انسان رها شده به امیال نفسانی خویش تاسی می جوید ونفس اماره او را بجایی می کشاند که به جز خود ومنافع ومقاصد تنگ نظرانه خود به چیز دیگری نمی اندیشد
اما توصیه اخلاقی به آدم هایی که دراین دام افتاده اند وبا فراموش نمودن وظیفه ورسالت اخلاقی خود همیشه دنبال پیدا نمودن سوراخ دعاهایی رفته اند که تضمبن کننده بالا نشینی آنها بوده است این است که گیرم توانستید به طریقی مردمان را بفریبید و به باری که بر دوش گرفته اید افزودید آیا نمی دانید که در حرکت وتعالی آنکه سبکباری دربرابر عمل به تعهدات انسانی را پیشه خود ساخته وهر وظیفه ای را دقیقا با فلسفه وبوقت خود به انجام رسانده است سریعتر از دیگران می تواند راه بپیماید وبه منزل مقصود برسد 
پس شما چرا نخواسته اید که با بجای آوردن تعهدات و عمل بوظیفه هایی که به عنوان انسان بر عهده گرفته بودید و انجام هریک ازآنها می توانست باری را از روی دوش انسان های دیگر بردارد به تعالی جامعه انسانی کمک نمایید ودراین حال همان تعهدات را بردوش خود نگه داشتید تا مانع از حرکت سریعتان گردد؟
[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 10:30 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
مطرب چه پرده ساخت که در پرده سماع 
بی گمان همه موسیقی وهمه طرب ناشی ازآن خود را در های وهوی به نمایش نمی گذارد ونباید هم بگذارد (هرچند که لازمه موسیقی ایجاد های وهوی است زیرا که غذای روح است و مایه انبساط حال وهوا وروح تنها با غلیان و تکاپو موقعیت وجایگاه خود را نمایان می سازد وانسان تنها با های وهوی انگیزه کار وفعالیت بسیار پیدا می نماید) اما واقعیت موجود در درون موسیقی بر تامل و تانی نیز اتکاء دارد وآنجا که موسیقی دان ونوازنده حال جمع را مناسب تاکید براین اوصاف می بیند مسلم است که با پرداختن به موسیقی اهل دل و عرفان که نام سماء می یابد های وهوی برونی را به غوغای درون منتقل می نماید تا فرد بتواند با تامل در خواست وانتظار فضای عرفانی ومعنوی موجود درخود و اطراف تاملی داشته باشد. وازآنجا که عشق موسیقی طبیعت طبع انسان است بر آنکه همه عشق را به های وهوی و نمایش روحیات عاشقانه خود زیبا می پندارد واجب است که بداند وآگاه باشد که دمی دورازهمه های وهوی عشق به تامل ودرنگ و اندیشه در خوب وبد زندگی وفراز وفرود عشق بپردازد تا شاید که بتواند شرایط تحقق آن را فراهم نماید زیرا که حافظ بزرگ می فرماید: 
مطرب چه پرده ساخت که در پرده سماع 
بر اهل وجد و حال در های و هو ببست
[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 10:29 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
با خبر شدم که جناب اکبرآقا کشاورزی یکی از اهالی فرهنگ و متقدمین و موثرین بر بنیاد گیری فعالیت های آموزشی در منطقه شناط بدیار باقی شتافته وخانواده بزرگوارشان را در داغ هجران فرو برده است بنده برخود وظیفه می دانم که درگذشت ایشان را به اهالی فرهنگ شهرستان ابهربه خصوص منطقه شناط و خانواده مکرمشان تسلیت عرض نموده وعلو درجات را برای ایشان و پدر مرحومشان جناب حسین کشاورزی که به حق بنیان گذار مدرسه و مکتب خانه در شناط بوده اند از خداوند متعال مسئلت بنمایم

[ دوشنبه هجدهم فروردین 1393 ] [ 10:58 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
طیران مرغ دیدی تو ز پای‌بند شهوت
به در آی تا ببینی طیران آدمیت
..........................................................................
سرنوشت محتوم انسان رسیدن به جایگاه وموقعیت خدابی است زیرا که او بخشی جداافتاده از حداوند است وبازگشتش به سوی اوست 
اما اگر نمی تواند ویا نمی خواهد که با درک این واقعیت طیرانی را آغاز نماید که اورا به عرش اعلی برساند به خاطر آن است که زیاده خواهی و یا شهوت جاه ومقام او را به زمین متصل می سازد واین اجازه را نمی دهد که بال بگشاید.
در چرایی بروز چنان شرایطی که انسان را از رسیدن به تعالی باز می دارد می توان گفت که 
اولا خود این امتحانی می باشد تا سره از ناسره تشخیص داده شود زیرا که اگر گذر از موقعیت دل کندن از لذایذ مادی وسختی های آن پیش پای انسان قرار نمی گرفت مسلم بود که هر کسی با هر میزان اخلاص وادعا می توانست خود را پاک باخته ای بنمایاند که صلاحیت ساییدن پیشانی به درگاه دوست را دارد
ثانیا اگر چنین امتحانی وجود نداشت و آدمی می توانست با هر کوله باری از فکر وعمل خود را در ترازی بالاتر ازفرشتگان قرار دهدونیازی به این همه سختی خود سازی و تقوا نبود مشخص نمی شد که ارزش مداومت و پایداری در راه حق و رعایت حدود به چه چیزی خواهد بود
ودر نهایت اینکه رقابت السابقون والسابقون برای چه به انجام می رسید در حالی که با مقرر شدن این امتحان و سختی در مسیر کسب موفقیت درآن تنها کسانی موقعیت پرواز می یابند که ازخود می گذرند تا انسان به تعالی برسد ازخود می گذرند تا فلسفه خلقت محقق گردد واز خود می گذرند تا الگویی برای آیندگان گردند.
وبدا به حال کسانی که با تمام تلاش یاد می گیرند و یا بدست می آوردند دانش ومعرفتی را که می تواند آنها را به موقعیت پرواز برساند اما چون بال می گشایند که به پرواز درآیند پاهای خود را در زنجیر قدرت وملوکیتی می یابند که شهوت خود پرستی و بی تقوایی بر آنها مستولی ساخته است.
چون بال می گشایند تا به پرواز درآیند دلشان جرات وجسارت پرواز را ازآنها می گیرد زیرا که خود را دلبسته جاه ومقامی می یابند که خود دریافته بودند که موانعیند که در مسیر مسابقه تعبیه شده است تا او اخلاصش را نشان دهد ولی بدانها دلبستند وفکر کردند که نقد را بچسبند وبا نسیه رابطه ای نداشته باشند وحیف که همین باعث شد که اندوخته سالیان دراز علم آموزی خود واعتبار خانواده خویش را هم به باد فنا دهند و ازطیران بدور مانند.

[ دوشنبه هجدهم فروردین 1393 ] [ 10:47 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

در دو مطلب گذشته فضای بحث را با تکیه وتاکید براین اصل که سهم یارانه ای افراد بدون توجه به موقعیت وجایگاه مالی هریک از شهروندان حقی است که باید پرداخت شود تدوین وتصویب و حتی اجرایی وعملیاتی شدن عجولانه قانون هدفمندی یارانه ها را گامی بلند و هوشمندانه از جانب مسئولان دانستیم که خیلی پیشتر ازاینها می باید برداشته می شد 
اما اگر پس از تصویب وابلاغ واجرای قانون شرایط به گونه ای رقم خورده که دولت در ادامه راه با تنگنا و مشکلات متعددی مواجه گردیده است وبه قولی چون نمی تواند مبلغ مورد پیش بینی را بپردازد به لطایف الحیل در پی فرار ازادامه راه درست وکامل اجرای قانون برآمده این ناشی از معضلات ومشکلاتی می باشد که نه در خود قانون،پیش بینی محل های تامین منابع مالی و یا شیوه وسطح گستردگی آن بوده است بلکه علت در جاهای دیگر است که سعی می نمایم اگر جرات پرداخت عالمانه وبا مدرک آن را داشته باشم بدانها بپردازم زیرا که لازمه آن بیان واقعیت هایی می باشد که کسی جرات ورود درآنها را به خود نمی دهد زیرا که 
1- ارائه موارد مستدل به اسناد ومدارکی دارد که متاسفانه در جامعه ما ازسوی دولت ها منتشر نمی شود
2- برخی از حوزه ها چنان وجه مقدس وموجهی یافته اند که نوشتن ازآنها مصداق کفر گویی می یابد 
3- مسئولان ما بدون آنکه مطلب را بخوانند وبخواهنداز آن برای بهبود حوزه مدیریتی خود درس بگیرند آن را مصداق تشویش و یا نشراکاذیب می دانند
4- ورود دربرخی از حوزه ها افشاگری و یا گذر ازخط قرمز ها معنی می یابد وباعث می شود که حساسیت ها نسبت به موضوع افزایش یابد وبازخور مطالب دامن خود نویسنده را بگیرددر حالی که نگفتن وننوشتن ازآنها همسان پوشاندن آتش زیر خاکستری را می نماید که روزی و با تمام قدرت شراره خواهد کشید 
اما اگر بخواهم دل بدریا بزنم وبگویم که چرا دولت فعلی ودولت های بعدی نخواهد ونخواهند توانست که به اجرای موفقی از قانون هدفمندی یارانه ها و یا سایر قوانین برسند می توانم بگویم که
1- درایران ما عادت نموده ایم که به امور نگاه انتزاعی داشته باشیم
ترس ازاین که تدوین وتالیف قانونی خاص پای برخی از نهادها ومراجع اجتماعی وسیاسی را درموضوع دخیل نماید مارا به سویی هدایت نموده که درآن برای موضوع محدوده خاص وویژه ای تعریف می نماییم و قانون را به صورت دست وپا شکسته ویا به مصداق داستان پهلوان در اشعار مولوی شیربی یال ودمی می کنیم که چون به میدان عمل می آید به هرچیزی شبیه می شود الی آن چیزی که تعریفی ازآن ارائه گردیده است
مثلا در همین قانون هدفمندی یارانه ها درزمانی که دولت لایحه آن را تدوین می نمود ویا درزمانی که مجلس با تمام هیبت و مجموعه های فنی زیر فرمان قرار را براین گذارده بود که این قانون را به هرشکلی که شده برای اجرا تصویب وابلاغ کند آیا کسی ازاعضاء دولت ویا نمایندگان مردم در مجلس به خود این جرات را داد که بپرسد این قانون با به اجراء درآمدن ونهایی وعملیاتی شدن چه اشکالاتی را ازدرون سیستم اجتماعی وارکان ساختاری آن برملا خواهد ساخت تا با روشنگری در تبعات آن مانع ازاین شود که قانون اجرایی گردد وآنگاه دولت خود را دربرابر موانعی بیابد که برطرف نمودن آنها ممکن است آثار زیانباری را متوجه کلیت جامعه نماید.
دولت ومجلسیان باید می دانستند که اجرایی شدن قانون هدفمندی یارانه ها انتظارات رو به تصاعدی را در نزد دولت ومردم برمی انگیزاند که ادامه کاررا مشکل می نماید انتظاراتی که می تواند ارکان دیگر را درمحاق ریز بینی ونکته سنجی مردم قرار دهد مثلا آنجا که دولت عنوان می دارد توان پرداخت مبلغ مصوب قانونی را ندارد آیا این ابهام را در مردم ایجاد نخواهد نمود که چطوردولت می تواند از زیر بار پرداخت حقوق های آن چنانی برخی ازافراد وجایگاه ها بربیاید اما قادر نیست به مردمان حاضردر قاعده هرم اجتماعی که بالاترین فشارها را تحمل می کنند وبیشترین بار تحول وتغییررا جابجا می نمایند نفری چهل وپنج هزار تومان بپردازد.
2- در تدوین قانون هماهنگی وهمراهی کاملی بین دولت ومجلس مشاهده نمی شود 
بسیار دیده شده که دولت ومجلس درتدوین قانون به جای آنکه خود را همراه هم بیابند در مقابل هم می یابند و سعی می نمایند که به نوعی ازهم گرو کشی نمایند ویا مجلسیان تلاش می نمایند که قانون را طوری تدوین نمایند ویا در لایحه تقدیمی دولت به نوعی دست ببرند که دولت نتواند در اجرای قانون موفق باشد وازاین روست که کارکار شناسی درست وجامعی روی موضوع صورت نمی گیردووقت برای تحقیق وپژوهش در موانع وتبعات حاصل ازاجرای قانون گذارده نمی شود
مثلا اگردر همین قانون هدفمندی یارانه ها دولت ومجلس در کنار هم بودند وتشریک مساعی داشتند آیا فکر می کنید که پیش بینی شرایط فعلی سخت ویا غیر ممکن بودبدرستی که این گونه نبود زیرا مجلسی که راه های تامین درآمد دولت را می داند و از سوی دیگر آشنایی بر محل های هزینه ای دولت دارد و دقیقا از سرجمع اینها می داند که نرخ تورم و یا افزایش هزینه های دولت چه شیبی دارد ویا از چه منحنی رشد وافزایشی برخوردار است آیا فکر می کنید نمی توانست بداند ویا بفهمد که دولت در سال دوم ویا سوم اجرای قانون با چه مشکلاتی روبرو خوهد شد؟.
3- در تدوین قانون احتمال بروز تغییرات و تحولات غیر مترقبه درنظرگرفته نمی شود؟
در جهان امروز ودر برنامه ریزی های علمی یکی از مهمترین آیتم های پیش بینی درست نتایج ویا محصولات موضوع حساب احتمالات ویا نرخ انحراف معیار می باشد که در تنظیم آن یکی از نرم های مورد نظر اتفاقات غیر قابل پیش بینی می باشد که ما متاسفانه دراین خصوص اساسا به خود زحمت کار و توجه نمی دهیم ویا خود را موظف نمی دانیم که دراین موارد دست به تحقیق ومطالعه بزنیم وبرای مواجهه با چنین اتفاقاتی راه کارهای عملی در قانون پیش بینی نماییم
مثلا در زمانی که قانون هدفمندی یارانه ها دردولت ومجلس در جریان تدوین وتصویب بود نشانه های از تاثیر عمیق تحریم ها در اقتصاد ملی به چشم می آمد که دولت ومجلس می توانستند با درنظر گرفتن روند رو به توسعه تاثیر تحریم ها پیش بینی های لازم را درنظرآورند ودر خود قانون تذکر وتاکیدی را تصویب نمایند که دست دولت را دراعمال تصمیم های اضطراری باز بگذارد.
4- پس از تصویب وابلاغ مجلس درموضوع نظارت کاملا منفعلانه برخورد می نماید.
برخلاف وظیفه قانونی که در موضوع نظارت بر اجرای درست قانون توسط دولت برای مجلس پیش بینی شده است متاسفانه مجلس پس از تصویب وابلاغ پیگیری برامور نمی نماید و یا می ماندتا ببیند که دولت با قانون چه برخوردی می کند وازاین روست که دولت پس ازبرخورد با موانع اجرایی شدن قانون به جای آنکه با گزارش کار منطقی و عالمانه ای مجلس را در جریان امر قرار دهد تا تصمیم هایی با تصویب قوانین تکمیلی موانع را برطرف کند سمت گزارش خود را به سوی مردم می گیرد وعملا مجلس را از گردش کار حذف می نماید ویا به نوعی دولت دست مجلس را درپوست گردو می گذارد تا اگر نخواست قانون را اجرا ویا به شکل جامعی به اجرا بگذارد حمایت وهمراهی مردم را عاملی برای به سکوت واداشتن مجلس بنماید درحالی که قانون حرمت وحیثیت مجلس تلقی می شود ودرستی ونادرستی آن باید با دریافت گزارش دولت و تحقیقات مجامع ومراکزمطالعاتی موردوثوق مجلس به تایید برسد نه با مباحث سطحی وبی پایه درون کوچه وبازار و بیان نکاتی چون شما را به خدا بیایید و یارانه خود را نگیرید حرمت قانون درهم شکسته شود.
به اجمال آنکه دولت فعلی وحتی دولت گذشته میراث دار اقدام وفعالیتی شده اند که می باید در گذشته های خیلی دور صورت می گرفته است زیرا که بخشی ازیک فعالیت حمایتی وهدفدار دولت دربرابر مردم می باشد که درجهان معمول است وبرمبنای آن دولت ها تلاش می نمایند که آن را با تمام مختصات ذاتی به انجام برسانند که متاسفانه دولت فعلی بی توجه به فلسفه آن تلاش می نماید به جای برخوردبا سایرارکانی که دست او را در اجرای قانون کند و محدود می سازند قانون هدفمندی یارانه ها را که دراصل ناقص بوده ومی باید با سمت افزایش حمایت ها وپرداخت های دولتی تکمیل تر گردد ناقصتر وابتر نماید ازاین روی نیازبه این هست که تبعات چنین اقدامی با وضوح بیشتری موردتجزیه وتحلیل قرار گیرد تا مبادا کاربزرگ ودرست شکل گرفته در دولت اصول گرای احمدینژاد در دولت مدعی اصلاحات وحمایت واقعی از مردم از حیذ انتفاع مردمی دور گردد
ادامه دارد

[ دوشنبه هجدهم فروردین 1393 ] [ 10:46 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
در دو شماره گذشته مطلب کلیاتی از موضوع انتخاب فرمانداری جدید برای ابهر و چالش های فراروی ایشان ارائه گردید ودر شماره گذشته به شکل مبسوط به عرض رسید که بدلیل بی توجهی به موضوع گزینش و استخدام نیروی مورد نیاز که در عمل به اسبابی برای رانتخواری ولابیگری تبدیل شده تا جایی که هر جریان سیاسی چون به قدرت می رسد بدون توجه به اینکه آیا نیروی مورد نظر که تلاش می شود تا استخدام گردد بدرد آن سازمان می خورد ویا نه آن را استخدام می نماید تا بلکه جای پایی برای خود درآن سازمان داشته باشد ویا اینکه محافلی که دارای قدرت در سطح کشور و شهرستان ها می باشند با اعمال فشار به نماینده ویا مسئولان افراد مورد نظر خود را وارد سازمان می نمایند ویا اینکه مسئولان چون به قدرت می رسند تمام اعوان وانصار خود را وارد سازمان های دولتی می نمایند تمام ادارات ما مخصوصا استانداری ها وفرماندری ها با انباشتی از نیروهای فاقد خلاقیت وظرفیت انجام امور سازمانی مواجه شده اند که در عمل به جای کمک به مدیر منتخب فرادستی که با بدست گرفتن اعتبار وآبروآمده تا کارنامه ای مملو از موفقیت تولید نماید آویزان او می گردند و با پایین کشیدن او از جایگاه هماهنگی وتدبیر امور سازمانی در عمل او را فردی می سازند که سرا پا گوش می شود تا در بسیاری از اوقات گند کاری های کارمندان سازمانی را رفع ورجوع نماید ویا اختلال های ایجاد شده دربین سازمان وارباب رجوع را با قدرت به نفع کارمندان ناتوان ودر عمل برای حفظ پرستیژسازمانی حل وفصل کند.
ومشخصا فرمانداری ابهر می تواند گواه بسیارروشن وصادقی از این فرایند نفس گیر وپر خطر باشد زیرا که بخش بزرگی از افراد بکار گرفته شده دراین مجموعه ازافراد دارای امتیاز برخورداری از رانت ولابی می باشند که برای براه آوردن ویا بکار گرفتن در جهت اهداف سازمانی آنها بی تردید فرماندار جدیدمواجه با چالش های بزرگی خواهد بود چالش هایی که حل آنها نا ممکن وکنارآمدن با آنها موجب به هدررفتن منابع عظیمی از منابع و فرصت ها خواهد بود زیرا که تحرک یخشیدن به سازمانی که گرانیگاه مشخصی ندارد و چنان فربه شده است که حرکت آن اگر ناممکن نباشد حداقل با خرد شدن وتخریب فراوانی خواهد بود کار آسانی نخواهد بود.
بگذریم وبه ادامه بحث بپردازیم وبا اضافه نمودن مبحث ارائه شده به چالش دیگری با عنوان
2- قابل سنجش نبودن عملکردهای فرمانداری 
دنبال این موضوع باشیم که اگر چالش کمبود ویا در عمل فقدان نیروی کارآمد با قابل سنجش نبودن عملکردهای سازمانی تحت عنوان فرمانداری توام گردد چالش بسیار بزرگی را ایجاد می کند که حداقل مبارزه ومواجه با آنها برای مدیری که بالاترین جایگاه سازمانیش مدیر دفتر استاندار بوده است و یا به شهری می آید که در نهان وآشکار موردغضب مرکز استان می باشد چقدر سخت ونفس گیر خواهد بود
برای توضیح مطلب ویا واشکافی ادعایی که شد لازم است مثالی را خدمت شما دوستان ارائه دهم 
همانگونه که می دانید در ساختار مدیریت اجرایی ما تنها سازمانی که عنوان هماهنگ کننده دارد ولی در عمل بالاترین مسئولیت ها ازآن اوست کاخ ریاست جمهوری و به تبع آن استانداری ها و درنهایت فرماندری ها در شهرستان ها می باشد زیرا که اگر به فرض سیستم بهداشت ودرمان و یا صنعت ومعدن وتجارت یا فرهنگ وآموزش را نهادها وسازمان های حیاتی جامعه تلقی نماییم وبرای آنها وظایف تعریف شده دقیقی معین داریم نمی توان وظیفه ای با همان صراحت وشفافیت برای فرمانداری در نظر گرفت در حالی که فرماندار و فرمانداری در عمل مقام مافوق همان مجموعه نیز در شهرستان شناسایی می شود وازاین روی مردمی که مدیران ادارات مختلف را ناتوان ببینند برای شکایت وپیگیری امور خود به فرمانداری می روند ویا به عبارتی فرماندار در عین حال می تواند رئیس هریک ازادارات وسازمان های موجود در شهر تلقی گردد همانگونه که ریاست جمهور درعمل وزیر هریک از وزارت خانه ها شناخته می شود ومسئولیت عملی آنها با ریاست جمهور می باشد وازاین روست که در زمان استیضاح وزیر ریاست جمهور بایدبه مجلس برود تا ازوزیرش وعملکردی که در آن وزارت خانه صورت گرفته دفاع نماید.
با این حساب مشخص می شود که عملکرد فرمانداری قابل سنجش نیست زیرا که مسئولیت مستقیم وتعریف شده ای ندارد در عین حالی که مسئول تمام حوزه هایی شناخته می شود که در اشل شهرستانی تعریف گردیده اند وکار ومسئولیت برعهده دارند.
پس فرمانداری که موظف می شود تا در کنار مجموعه مسئولیت های سازمانی که دارد مسئولیت نحوه اعمال اراده مدیریتی را در شهرستان بر دوش داشته باشد درعمل می باید تلاش نماید تا عرصه های موجود مدیریتی در شهرستان را هم زیر نظر داشته باشد و برای براه آوردن وفعال نمودن مدیران ادارات وسازمان های مختلف طرح وبرنامه داشته باشد.
جناب فرماندار 
شما مسئولیت هماهنگی ونظارت برعملکرد مدیرانی در شهرستانی را بردوش گرفته اید که بدون اغراق بخش بزرگی ازآنها دریک گستره سازمانی تربیت نیافته اند و تنها با استفاده از امتیازات و وابستگی هایی که به مجامع،محافل ویا افراد خاصی داشته اند سرکار آمده اند وازاین روست که کل سازمان های اداری واجرایی ابهربه گونه ای بسیار وحشت آور دچار فربهی،عدم تحرک و تثبیت در آیین نامه ها وبخش نامه ها شده اند ازاین روی برشماست که
1- مطالعه جدی و ثمر بخشی در احوال مدیریت درابهربنمایید
2- با عنایت به تاثیر وتاثر مدیران اجرایی و شما در حل عدم تحرک اداری درابهر راه کارهایی را مد نظر بگیرید.
3- با عنایت به تاثیر وجود و فعالیت مدیران سایردوایر در تعالی عملکردهای فرمانداری برای تغییرات وسیع مدیریتی در سطح شهرستان طرح وبرنامه ارائه دهید.
4- برای شکستن ثبات وبی تحرکی موجود در سیستم مدیریتی شهرستان و اعمال نگرش بومی نمودن توجه به کمبودها ونیاز مندی ها و خارج شدن از متد تسلط آیین نامه وبخش نامه مدل های جدیدی را مد نظر قرار دهید.
5- برای تعالی مدیریت برمنابع وفرصت ها که سال هاست اسیر مدیران عادت نموده به شرایط شده است تیم های مشورتی قوی انتخاب وبکار گیرید
6- و......
به اجمال آنکه مدیریت تحت عنوان فرمانداری ابهر الزام به تحرک وخلاقیت های فوق العاده ای را ازفرماندار منتخب جدیدانتظاردارد که با عنایت به موضوع غیرقابل سنجش بودن عملکرد فرمانداری وارتباط مستقیم آن با فعالیت وخلاقیت سایر مدیران امعان نظر فرماندار جدید دراین زمینه بسیار جدی ومهم به نظر می رسد که امید است دراین مواردایشان دارای برنامه وطرح های جدی ومطالعه شده باشند تا مبادا بازدر بروی همان پاشنه ای بچرخد که سالهاست چرخیده و در میان خود خلاقیت و روزآمدی را له ونابود کرده است
ادامه دارد

[ یکشنبه هفدهم فروردین 1393 ] [ 11:1 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
آن گل که هنوز نو به دست آمده بود
نشکفته تمام باد قهرش بربود
بیچاره بسی امید در خاطر داشت
امید دراز و عمر کوتاه چه سود؟
.....................................................................
داستان بهار وهمه زیبایی هایی که این فصل ازآن برخوردار است روایت امیدوآرزوهای دراز و عمر کوتاه است اما حیف که شرکت کنندگان دراین مدرسه توجهی به آنچه که در آن می گذرد وهریک ازآنها می تواند سرفصل درس مشخصی باشد وخود پیش نیاز واردشدن در جامعه و قرار گرفتن در موقعیت ها ووضعیت های متفاوت تلقی شود چیزی ازآن نمی آموزند و برسک عادت از کنار همه تحولات وتغییرات آن گذر می کنند.
براستی آنجا که دانه ای با هزاران زحمت از درون خاک وپوسته خشن خود امید رستن به ظهور میرساند دوام و بقایی می یابد که بداند این همه تلاش برای چه چیزی بود؟
مسلم است که پاسخ این سئوال نه خواهد بود اما خود به زمینه وبستری تبدیل می شود که با استفاده ازآن دیگرانی که به آن دانه نیازمند می باشند دوام وپایداری می یابند و این می تواند برای من ومای انسان که خود را اشرف مخلوقات می دانیم بسیار آموزنده باشد تا ازطریق آن بدانیم که قرار نیست که همه ما به اوج آرزو و ایده آل ها برسیم بلکه آن چیزی که به من وما مربوط است این است که با تمام همت به اندوختن و یاد گرفتن اقدام کنیم وآموخته ها ومهارت های خود را بکار گیریم تا آیندگان با بهره گرفتن ازآنها بتوانند خود را به موقعیت وجایگاهی برسانند که راه برای تعالی هموار گردد.
پس بهار می آموزد که تمام داشته های زیبا و برانگیزاننده تنها دمی وبه مدت فصلی معین ومشخص است که باید ازهمه آنها درهمان محدود بهره برداری شود تا برای فصول بعد و آزمون های دیگر آمادگی فراهم آیدوگرنه دل بستن به زیبایی و موقعیت چند روزه غفلت از باد فنا دهنده و طغیان گر را بدنبال خواهد داشت و حیف که ما همیشه در غفلت بوده وخواهیم بود

[ یکشنبه هفدهم فروردین 1393 ] [ 10:5 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
در مقدمه مطلب که تا حدودی محتوای فرا فکنانه و ابراز دلگویه ای داشت و کمتر به مبانی علمی ونظری در موضوع یارانه ها وارد می شد عنوان نمودیم که پس از سال ها کشمکش که سابقه آن به حکومت پهلوی می رسید در دولت نهم ودهم مبانی کار آماده و البته کمی با عجله که حکایت از نوعی ریسک و بی پروایی داشت قانون مزبور به مرحله اجراء گذارده شد که همین شهامت و بی پروایی ازاین جهت که یک کار بزرگ اجرایی و عملیاتی شده بود قابل تقدیر و تشکر بود زیرا کاری بود که نشان می داد توجه به اعمال تغییر ویا هدایت امور به سمتی که جنبه عقلانی وبنیادین بگیرد می تواند در مرکز توجه قرار بگیرد اما دو عامل عمده
1- نگاه سطحی و ابزاری صرفا سیاسی 
2- عدم درک این واقعیت که هر املای نانوشته ای مسلما غلط نمی تواند داشته باشد وچون نوشته شود غلط هایش هویدا می شود که بایداصلاح گردد
موجب شد که قانون مزبور ازفلسفه خود دور گردد وبا عنایت به سایر شیوه های مدیریتی عجولانه وبدون گرویی لازم در دولت های نهم ودهم منجربه این شد که ادامه اجرای قانون هدفمندی یارانه ها با اما واگر هایی توام شود که تسلط چون بختک این اما واگرها بردولت یازدهم که آن هم در نداشتن برنامه و عدم آینده نگری و بی میلی به انجام فعالیت های بنیادین از قماش دولت های نهم ودهم است منجر به انجام مصاحبه هایی گردید که در آنها مسئولان فرادستی و ارشد دولت بدون توجه به جایگاه و اثربخشی نص ومر قانون حرف هایی را برزبان راندند که به جای هدایت امر به بازبینی فرم ومحتوای قانون هدفمندی یارانه ها و بررسی ومطالعه تجربیاتی که ازآن بدست آمده است اموردر مجاری احساسی وارد گردید و گزکی شد دردست اصول گرایان تا بگویند که دولت یازدهم توان وظرفیت کار بنیادین ندارد و در دست افرادی از اصلاح طلبان مترصد فرصت حمله به دولت های نهم ودهم که کار مزبوررا کار بدون پشتوانه مطالعاتی و فارغ از دغدغه های آینده نگرانه معمول دردولت احمدی نژاد معرفی نمایند.
اما واقعیتی که در هردوسوی این ماجرا مغفول مانده این است که
1- این قانون بزرگترین وبلندترین گام اصلاحات اقتصادی بود که در سال های قبل و پس از انقلاب به انجام رسیده است و باید ادامه یابد
2- این قانون به همسان سایر قوانین نیازمند مستمر باز نگری و به روز نمودن دانش طراحی ومدیریت اجرایی آن می باشد که باید با تقدیم لوایح ازسوی دولت وطرح های مطالعه شده ازسوی مجلس به روز گردد
پس اینکه کسانی بخواهند با وارد نمودن خدشه به اصل قانون و باز نمودن باب نقدهای غیر عالمانه مانع از شکل گیری و قوام ساختاری آن در جامعه گردند دراصل دنبال گیرندگان بقای رانت ها ولابی های بیکرانی می باشند که در تحت لوای پرداخت سوبسید به کالا های خاص مشمول حال افرادی می شد که نقاط کور اقتصاد و اختلال درآن را می شناختند ویا با استفاده از رانت ها ولابی های مختلف می توانستند با ایجاد اختلال در نظم اقتصادی و صادرات وقاچاق کالا مخصوصا حامل های انرژی به درآمدهایی دست بیابند که تنها نشت بخشی ازآن می توانست اقتصاد ملی را راکد وکم رمق نماید.
آنچه که گفته شد کلیاتی از یک فرایند جاری در کشور بود که برای توضیح نکات مهم آن لازم است که بحث را با باز خوانی دوباره تعریف ارائه شده از یارانه و یا سوبسید واشکافی نماییم تا ببینیم که دولت به عنوان تبلور اراده ملی در اعمال سیاست هایی که هدف ازآنها تسهیل در فعالیت های مردم است چگونه می تواند با استفاده ازاین ابزار مهم وعالمانه که در دولت های ممالک توسعه یافته قرن هاست که مورد استفاده قرار می گیرد برای رتق و فتق مسائل ومشکلات اقتصادی در سطح کلان ملی استفاده نماید.
همانگونه که در مقدمه بیان گردید یارانه یا همان سوبسید یک واژه انگلیسی است به معنی شکلی از کمک مالی که به بخش های اقتصادی و بنگاه ها و به منظور افزایش رفاه عمومی جامعه و تقویت بازار رقابتی کشورها از طرف دولتها پرداخت می شود
ویا بنا به فرمایش دوست دانشمندم جناب پرژک که در کامنتی برای من عنوان داشته اند(اساسا ارتباط ملت ودولت بر اساس یاری رسانی متقابل برای فائق آمدن بر مسائل و مشکلات ملی و اجتماعی شکل می یابد و وظیفه دولت در رابطه با یاری رسانی به گروههای اجتماعی ، اقتصادی، قومی ، جنسیتی ، طبقاتی و ... جزیی از وظایف ذاتی دولت ها بشمار میرود و عدول از این مسئولیت بمنزله نفی وطایف ذاتی دولت تلقی خواهد گردید.)
می توان این نتیجه را برداشت نمود که سوبسید ویا یارانه در اصل همان کمک نقدی دولت به جامعه است برای اینکه افراد ویا ارکان اقتصادی بتوانند درراستای فعالیت هایی که دارند ومی کوشند تا با سربلندی مقاطع پیش روی را پشت سر بگذارد بتوانند در ادامه زندگی وکسب موفقیت های بیشتر امیدوار گردند ویا حمایت دولت را در ادامه کار همراه خود ببینند.
پس در اصل کمک اقتصادی که دولت وبه صورت نظام مند به مردم و نهادهای تولیدی و خدماتی می دهد برای تقویت مبانی رفتار سازمانی و رو به جلومی باشد نه اینکه گروهی فکر کنند که دولت آمده است تا با دادن کمک های مادی مشخص مجموعه ای از مردمان کشوررا از مرگ و یا نیاز مندی جدی نجات دهد.
برای مثال وبنا به گفته دوستانی که در کشوری چون استرالیا زندگی می کنند دولت این کشور ماهیانه رقمی معادل هزار دلار برای مهاجرین و هزار وپانصد دلار برای مردمان بومی پرداخت می کند که همه آنان طبق قانون استرالیا می باید این مبلغ را به مصرف برسانند وحق ندارند که بخشی ویا همه آن مبلغ را پس انداز نمایند 
با این تاکید که مردم استرالیا باید مبلغ داده شده ازسوی دولت را به مصرف برسانند این واقعیت در منظر دید واقع می شود که دولت ازاین طریق دنبال آن است که هم به مردمانش کمک نماید وهم تلاش می نماید که با توزیع پول درمیان همه مردم و مصرف آن دریک بازه زمانی یک ماهه اقتصاد ملی را همیشه در تحرک ثابت ودارای اعتباری حفظ نماید که موجب پیدایش انگیزه در سرمایه گذاران و تداوم رقابت در میان صاحبان صنایع گردد.
زیرا در جایی که سرمایه گذاربه این اطمینان برسد که ماهیانه مبلغ مشخصی پول وارد بازار می شود واو می تواند به مبادلات اقتصادی با سطح ثابت ومشخصی مطمئن باشد مسلم است که منابع مالی در اختیار خود را با این اطمینان وارد کار می کند و یا آنکه می داند می تواند با رسیدگی به کیفیت کالا و بهبود آن سهم بیشتری از رقم اعطایی دولت را مال حود داشته باشد بدان کار می پردازد ویک بهبود مستمری را در کار تولید ایجادمی کند
ادامه دارد

[ یکشنبه هفدهم فروردین 1393 ] [ 9:39 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
اگر یادتان مانده باشد در شماره نخست این سری از مطالب با مطرح ساختن این موضوع که انسان موجودی سیال میان گذشته و آینده است ولمروزش گرانیگاه و یا تکیه گاهی است که با قرار گرفتن در آن می کوشد با نگاه به آیینه تاریخ عبرت از گذشته ودرسی برای حال و آینده کسب نماید وهمچنین با تعریفی از آینده بیان داشتیم که آینده دارای ویژگی ها و یا مولفه های زیر است 
1- تصویر وذهنیت است
2- وضعیتی است آیده آل
3-تحقق رویا ها و آرزوها
4- تغییر در ساختار مدیریت
5- پیاده سازی برنامه های تحقیقاتی وپژوهشی
6- ساختار نیروی انسانی پژوهشگر
7- ترویج پژوهش های فراگیر
8- پژوهش های صورت گرفته در منطقه وجهان
وبا ارائه توضیحی موجز از هرکدام ازآنها به موضوع مدیریت منابع و فرصت ها اشاره نمودیم و با جدی و سخت خواندن این آیتم وعملیاتی نمودن آن گفتیم که با همه این سختی وحساسیت ها باید به صورت جدی بدانها پرداخته شود ودراین مطلب وبا عنایت به اینکه سال جدید را تازه آغاز نموده ایم وبه عنوان آینده ای جدی مورد توجه ما می باشد مناسب است که مقوله نگاه به مدیریت زمان ومنابع را در یک اشل محدودتر و با انگشت گذاشتن روی آیتم های موثر بر روی آن مورد بررسی قرار دهیم 
مدیریت زمان چیست و سهم آن در آینده پژوهی چه می باشد؟
بی گمان یکی از مهمترین فاکتورهای در دسترس یا در اختیار انسان فرصت ویا شانس حضور فیزیکی در کره خاکی می باشد که نام عمر می یابد ودراین مدت او موظف است که وظایفی را برای تحقق رسالتی که بردوش دارد به انجام برساند ویا به عبارتی انسان موظف است که با طراحی وبکار گیری فرایندی هوشمندانه زمان ویا عمر را در کنترل بگیرد تا بتواند در هرمقطعی ازآن محصولات متناسب با زمان را تولید نماید براین اساس می توان مدیریت زمان را اینگونه تعریف نمود. 
مدیرت زمان (Time management) عمل یا فرایند طراحی و به کارگیری کنترل آگاهانه بر روی زمانی است که می باید صرف انجام فعالیتهای مشخص و تولید محصولات معینی بشودویا می توان گفت که مدیریت زمان در یک برداشت جامع وعالمانه عبارت از شکل دهی به فرایندهایی می باشد که با دخالت در فعالیت های با برنامه به منظور بهینه سازی دست آوردها به خصوص در بحث افزایش اثر بخشی,کارایی یا باروری صورت می گیرد.
با این تفاسیر اگر به ارکان مدیریت زمان توجه کنیم ملاحظه خواهیم نمود که این نوع از مدیریت متفاوت با انواع دیگری از مدیریت خواهد بود زیرا که پیچیدگی های این نوع از مدیریت اگر موردتوجه وعنایت قرار نگیرد مسلمابا تاثیر بر پیچیدگی مدیریت منابع باعث خواهد شد که مولفه هایی چون افزایش اثربخشی،کارآیی و باروری ظرفیت های واقعی خود را بنمایش نگذارند ودر عمل شرایطی بوجود بیاید که در شعاع آن منابع به هدرروند و فرصت ها تباه گردندویا دست انسان با تمام هزینه ها و استفاده از انرژیوفرصت به چیز دندان گیری بند نشود
پس در آینده پژوهی نگاه تحقیقی در پیرامون زمان آنهم از دو منظر می تواند مفید باشد 
1- زمان برای درک مقتضیات آن 
2- زمان برای فرصتی که در اختیار هست
ومطمئنا این دو مزیت هایی می باشند که اگردر پژوهش گران آینده وجود داشته باشد خیلی از مشکلات حل می شود وخیلی از نیاز مندی هاشناسایی و در متن برنامه ریزی ها قرار می گیرند زیرا که آنان می توانند با درک مقتضیاتی که زمان در آینده خواهد داشت و ارزشی که تسلط بر لحظه لحظه زمان ایجاد می کند فرایند هایی طراحی شده ای را تدارک ببینند که از طریق آن بشود تمام احتمالات ویا امکانات را در نظر گرفت وبرای بهره مندی ازآن تمام ره کارها را ابداع کرد
براستی آیا ما به چنین مزیت ها واوصافی مزین هستیم وهرکدام ازما برای زندگی فردی خود و یا گروه های اجتماعی و مجموعه های سیاسی ومدیریتی جامعه ما برای اداره کلان جامعه توجه ونگاهی به آینده دارند ویا ظرافت و مهارت مدیریت برزمان را در خودهامان نهادینه نموده ایم؟
سئوال فوق پاسخ نه چندان سختی را درپی دارد وآن اینکه ما اساسا با مفهومی تحت عنوان مدیریت عناد ودشمنی سرسختانه ای داریموحداقل در تمام ایامی که دارای تمدن وکشوری مستقل بوده ایم نشان نداده ایم که با آینده سازگاری داریم ویا برای آن فکری داریم وازاین روی بوده که همیشه با گذشته ودر حال زندگی کرده ایم وبدون توجه به اینکه در چه زمانی وبا چه کورانی ازاطلاعات ودانش ارزشمند همزمان بوده ایم امکانات وفرصت های زندگی را به تاراج داده ایم 
ادامه دارد

[ شنبه شانزدهم فروردین 1393 ] [ 8:38 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم
بی گمان آشفتگی و شیدای حاصل از عشق و دل باختگی هر انسان عاشقی را راهی کوی وبرزن می نماید و با تغییراتی که در چهره ورفتار فرد ایجاد می کند او را به پرچم وعلامت عشقی سرکش تبدیل می کند که هر بیننده ای با اندک تاملی در می یابد که او دلداده وعاشقی شیدا می باشد ویا به عبارتی که حافظ عزیز بکار برده
که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را
پس ای آنکه در دل خویش دلدادگی و عاطفه عمیقی را نسبت به معشوقی احساس می کنی نگران این نباش که دیگران ممکن است که متوجه این تعلق خاطر از طریق آشفتگی های رفتاری تو شوند زیرا که این حسن نشانه صداقت توست واز ابراز صداقت نباید دل نگران بود

[ شنبه شانزدهم فروردین 1393 ] [ 10:26 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات وب
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

"رنگ وابزار اسدی شناط میدان آزادی" "نصب دوربین های مدار بسته عسگری شناط روبروی درمانگاه بیست و دوبهمن" "پارچه سرای اطلس شناط میدان آزادی ابتدای خیابان سپاه" "کبابی گلچین شناط میدان آزادی" "فروشگاه لوله و اتصالات برادران علیمردانی شناط میدان آزادی"