وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر
خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

من اعتقادم به این است که سئوالی اگر داری حتما باید بپرسی زیرا بعید نیست که از همان چیزی که نادانسته ازش گذشته ای شب اول قبر سئوال پرسیده شود وآنگاه تنها به خاطر نداشتن جواب برای همان سئوال عذابت شدید شود وبه همین دلیل هم هست که خود را موظف می دانم که از مسئولانی که با من همزمانی داشته اند و با آوردن روش های نوین مدیریتی و یا وارد نمودن امکانات و ابزارهای نوینی که من شناختی ازآنها نداشته ام دانش و شناختم را افزایش می دهند وموجب می شوند که من خودم را با خیالی آسوده تر آماده ملاقات با نکیر و منکر نمایم تقدیر و تشکر نمایم

زیرا بابرخور داری از کمک های آنان مطمئن می شوم که نسبت به زمان حیاتم آگاهی داشته ام وهرچه را که بپرسند و یا نشانم بدهندجوابی برای آن دارم و یا راه بکار بردن آنها را می دانم

برای مثال در شهری مثل ابهر که

کتابخانه ای برای جمع شدن آنانکه عشق به مطالعه دارند وجود ندارد ،زمین ورزش و یا سینمای خوبی در دسترس نیست و موزه وهتل و....وجود ندارد که خوشبختانه همه مربوط به ادوار گذشته تاریخند و من و ما نسبت به آنها اطلاع و آگاهی داریم وهراسی از در معرض سئوال قرار گرفتن در خصوص آنها نیست

تا دلتان بخواهد شهرداران با ذوقی روی کار آمده اند که هر کدام ازآنها امکانات و ابزار های جدیدی آورده اند که به روز بوده اند وموجب دانش افزایی در شهروندان ابهر شده اند(میدان آسیاب)

که جدید ترین نوعش را شهردار جدید و به قولی همه فن حریف و حرفه ای وارد نموده اند که می توان به نوعی آن را چمن مصنوعی به رنگ های مسلط چهار فصل (سبز،زرد،قرمز و سفید)نامید که الحق کار بسیاربزرگ وماندگاری می باشد زیرا که من تا به امروز چنین چیزی ندیده بودم اما چون وجود داشته مطمئنم که ممکن بود ازآن سئوال در شب اول قبر بیاید

ایشان با کندن گل و گیاه طبیعی میدان آزادی و با بسیج تمام منابع مادی وانسانی امروز ودراین ساعات سرد روز همت به خرج داده اند ومرا به دانشی آمیخته اند که بسیار ماندگارتر از آن چیزی است که من می توانستم در کتابخانه،سینما،موزه و یا ....فرابگیریم

پس باید ازاین نظر سپاسگزارش باشم واز خداوند برای او غفران و پاداش گران طلب کنم وخودم را موجود بسیار خوشبختی بدانم که بتوسط مسئولان بزرگواری چون شهردار محترم وشورای گرانقدر این گونه در معرض تابش دانش و آگاهی قرار می گیرم هرچند که این یک از هزار هنر شهردار و شورای محترم است اما شکر همین یک مورد هم می تواند موثر باشد و نعمتم را افزون سازد پس از شکر و تشکر غفلت نمی ورزم و به زبان سایس فارسی می گویم بچه ها متشکرم!!!!

[ چهارشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۱۱:۹ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

دوستانی که مطالب دیروز مرا دنبال نموده اند حتما بخاطر دارند که با ارائه چهار سئوال ذیل به نوعی زمینه و فضا را برای بحث در این زمینه فراهم ساختم و در ادامه همین موضوع امروز می خواهم با باز نشر چهار سئوال فوق هریک از آنها را ضمن تفسیر مورد باز بینی قرار دهیم تا ببینیم که اگر دولت محترم به عنوان مسئول استفاده از اموال عمومی و ریاست مجترم جمهور به عنوان بالاترین مسئول صیانت از قوانین بخواهند از مجرای این چهار گزینه به موضوع فساد توجه نمایند وآنها را بکار گیرند چه نتایجی متوجه ساختار فساد و برچیدن بساط آن خواهد شد.
اما قبل از ورود در بحث لازم است به این نکته نظر دوستان را توجه دهم که برخلاف آنان که فکر می کنند از فساد صحبت نمودن به نوعی ایجاد خدشه در قداست سیستم اجتماعی و سیاسی کشور است بنده اعتقادم به این است که فراهم آوردن فضا برای افشای زمینه ها و ساختار فساد نوعی ظرفیت وتوان مندی برای نظام محسوب می شود که باید با بهره برداری حداکثری ازاین ظرفیت امکان بالندگی ومقاومت نظام اجتماعی کشور در مقابل فساد و انحراف را تعالی بخشید 
اما سئوال های مورد نظر عبارت بودند از
1- افشای دقیق و روشن نام تمام متهمان ومجرمان
2- کمک به دستگاه قضایی برای تنبیه مجرمان وباز گرداندن اموال به خزانه عمومی
3- خلع ید از تمام مدیرانی که با تساهل زمینه این فساد را ایجاد نموده اند 
4- انجام کار مطالعاتی گسترده در خصوص آسیب شناسی پدیده فساد و انتشار گسترده آن
که به صورت کلی اگر بخواهیم به آنها توجه نماییم مشخص می شود که در موضوع فساد که به نوعی بیماری دستگاه مدیریتی کشور محسوب می شود که در درمان آن الزام اول به این است که همه عوامل بیماری ساز شناسایی و بدون اغماض معرفی شوند تا مردم با جایگاه و اثر گذاری هریک ازآنها به روشنی تمام آشنا شوند تا اگر با موارد مشابهی مواجه شدند براحتی بتوانند ضمن شناسایی عوامل نحوه عمل آنها وو راه مبارزه با آنها را مورد استفاده قرار دهند و با معرفی آنها بدستگاه قضایی که کار استفاده از عوامل روشن سرکوب و انهدام عوامل بیماری ساز را چون دستگاه ایمنی بر عهده دارد ریشه فساد خشکانده شود در گام بعد نیاز به این هست که تمام سزشاخه ها و منافذی که عوامل فساد از طریق آنها و یا بدلیل غفلت آنها وارد سیستم شده اند شناسایی و منفک از سیستم گردند تا پس از پاکسازی دوباره امکان نفوذ برای عوامل اخلال فراهم نباشد ودر نهایت که مهمترین و ظیفه دولت است و الحق هم دولت تدبیر و امید در اولین اقدام بدان دست زد همانا انجام کار مطالعاتی گسترده در عرصه آسیب شناسی موضوع و علنی نمودن نتایج آن می باشد زیرا که تا به روشنی مشخص نشود که عوامل اخلال چگونه متولد می گردند درچه فضایی نشو ونما می یابند و چگونه با ریشه دواندن به حوزه های دیگر آنها راهم مبتلا می سازند مسلم است که پتانسل های پیدایش و رشد فساد همیشه در وضعیت بالفعل باقی خواهندماند و با اعمال ایضایی خود سیستم را مبتلا به دادن هزینه خواهند نمود 
پس باید اعتراف نمود که اگر در دوره های گذشته نتوانستیم برخورد جامع و پایداری با موضوع فساد داشته باشیم به خاطر آن بوده که اولا فکر کرده ایم که افشای وجود فسادمی تواند قداست نظام اجتماعی را خدشه دار سازد وثانیا نخواستیم که با افشای این واقعیت احتمال عادت نمودن به آن را عمومی سازیم که در اثر این احتیاط سرعت و گستردگی فساد افزون گردید وحال که در صدد برآمده ایم که با شدت با موضوع برخورد کنیم و دراین راه توصیه وتاکید بالاترین مقام حکومتی ومعنوی نظام اجتماعی را در برخورد جدی و ریشه ای با معضل فساد همراه خود داریم مناسب آن است که ضمن گستراندن زمینه و بستر عملی برخورد با انحراف اقدام به شناسایی نقاط آسیب پذیر و یا کور رادار نظارتی وتولید محصولات معنوی دراین خصوص بنماییم تا بار دیگر دچار آسیب نگردیم و اموال و فرصت های فراوانی را از دست ندهیم

[ چهارشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۹:۳۷ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

پشمینه پوش تندخو از عشق نشنیده‌است بو
از مستیش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند
..............................................................
بی گمان تایید ویا رد یک مقوله و یا یک مفهوم تنها زمانی می تواند مبتنی بر درستی قضاوت باشد که فرد داور و یا قاضی خود در مظان چنان شرایط و استیلای عوامل قرار گرفته باشد و گرنه کسی که در تمام عمر خاری خلیده در پوست و گوشتش را تجربه ننموده باشد چگونه می تواند آنکه را که ازدرد نیش خنجر عشق بجان آمده است به تحمل فرا بخواند تا نفسش در او کارگر افتد 
پس آنکه بدون داشتن تجربه لختی خون بدل شدن از عشق وهجر عاشقان را به دوری از میدان هدیه سروجان به آستان جانان فرا می خواند ویا آنها را این میدان می تاراند چه می داند که سرمستی از عشق و رخ دلدار عاشق چه حال و هوایی می یابد

[ چهارشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۸:۵۴ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

بخش پیشین مطلب را به اهمیت همگرایی و عمل بکار و فعالیت جعی اختصاص دادیم و عنوان نمودیم که حزب سیاسی برای بهره گرفتن از ظرفیت های انسانی در محدوده جغرافیایی که آن را حوزه فعالیت خود اعلان نموده است می باید به سوی تبیلغ و ترویج فعالیت های جمعی حرکت نماید اما باید به خاطر داشت که برای راه اندازی چنین فرایند جامع و فراگیری باید در کیفیت نگاه و علاقه مندی افراد و اعضاء حزب نیز تغییراتی داده شود که در این راستا حزب موظف است که با دست یازیدن به سلسله فعالیت های با برنامه و سازمان یافته ای
تلاش برای افزایش سطح صلاحیت افراد برای مشارکت در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها.
را در متن برنامه های خود نهادینه نماید
باید پذیرفت که بسیاری از افراد بدان خاطر جذب فعالیت های سیاسی می شوند که در این فعالیت ها جذابیت هایی فراوانی در زمینه کسب صلاحیت ویا ارتقاء آن وجودداردبدین خاطرهم هست که فرد با احساس کمترین محدودیتی که مانع از به نمایش گذاردن توانا ییهایش برای به نمایش گذاردن صلاحیت هایش گردد از فعالیت در حوزه های سیاسی خسته می شود وانگیزه خود را برای باقی ماندومشارکت موثر در فعالیت هااز دست می دهد اما در جایی که با ایجاد زمینه های مناسب ومیدان دادن به ارائه ظرفیت ها وتوانمندی هابرای صلاحیت های افراد احترام ویژه ای قایل گردند و با سپردن مسئولیت های مناسب برای ارتقا آن تلاش بنماینداغراد علاقه مند برای فعالیت باانگیزه و دلگرمی تمام وارد می گردند وبا بکار گرفتن تمام توان خودتلاش می نمایند که از خود آثار اعجاب انگیزی بر جای بگذارندباید در نظر داشت که در نظر گرفتن تمهیدات ذیل می تواند به شناسایی صلاحیت ها و افزایش آنها در نزد اعضاء کمک نماید.
1. فراهم آوردن زمینه ابراز عقایدبصورت صادقانه.
در ارتباط های درونی مجموعه های فعال در عرصه های سیاسی صداقت حکم ابزاری را دارد که با بکار گیری آن می توان بیشترین امکان اعتماد و اتکاء را (که در انجام کار های سخت و پیچیده بسیار ارزش مند می باشند) در بین افراد بوجود آورد زیرا در جایی که افراد بتوانند بهم دیگر اعتماد نمایند و با حمایت گرفتن از فکر و توان جسمی آنها کار ها را بدرستی به انجام برسانندوصادقانه برداشت های خود را از روند فعالیت ها به اطلاع عموم برسانند مشخص است که کار ها با سرعت و ضریب اطمینان بسیار بالا به انجام می رسد وبا نتایجی که بدست می آید صداقت َآنها که کمک نموده اند به اثبات می رسد وتوان اقدام به فعالیت آنان که در جریان امر از دیگران کمک گرفته اندو در جریان کار به کسب تجربه موفق شده اند افزوده می شود.
2. آموزش نیرو هایی که علاقه مندی و تعهد خود را به اثبات رسانده اند
واقعیت تلخی که امروزه جامعه ما به شدت با آن در گیر می باشدوضرورت ایجاب می کند که تمام دست اندرکاران ومتولیان مسائل سیاسی به صورت جدی به آن بپردازندموضوع تربیت نیرو برای بر عهده گرفتن مسئولیت های مشخص در داخل مجموعه ها می باشد که سالیان زیادیست که مغفول مانده است بنحوی که کمتر موردی را به یاد می آوریم که در درون مجموعه های سیاسی کلاس ها یا کار گاه هایی برای آموزش دادن به نیروها تشکیل شده باشد ویا در طی یک دوره زمانی خاص تعدادی از عناصر وابسته به جریانات سیاسی توانسته باشند که خود را به عنوان جانشینانی زبده وکار آزموده برای نیروهای فعال موجود معرفی بنمایند براین اساس پیشنهاد می گرددکه تا آغاز دور جدیدی از انتخابات تمام جریانات سیاسی با اقدام به برگزاری دوره های آموزشی کوتاه مدت وبا حضور خبره هایی از فعالان سیاسی نیروهای علاقه مند برای فراگیری وگذراندن کلاس های مزبور دعوت گردند تا با فراگرفتن ادبیات سیاسی و مبانی رفتار گروهی یا حزبی برای یک کار سازمان یافته آماده گردند.
3- جریانی نمودن فرآیند تشویق نیروهایی که در بجا آوردن وظایف موفق بوده اند وآموزش نیروهایی که دچار خطاواشتباه گردیده اند.
متاسفانه با استمرار فرهنگ فعالیت های انقلابی در طی سی سال گذشته ما نتوانسته ایم به دوران تثبیت سیاسی که در آن امور سیاسی از مجرای قهر و غضب انقلابی گذر نمی نمایدبرسیم وبرای فعالیت در عرصه های سیاسی مفهومی تحت عنوان اشتباه و خطا را نهادینه نماییم به این خاطر در تما م طول مدتی که از عمر انقلاب ونظام اسلامی می گذرد ما با نیروهایی که در محدوده رفتاری خود دچار اشتباه شده اندبشدت برخورد نموده ایم و با حذف قهری آنها تجربه عبرت گرفتن و بازگشت را برای نیروها فراهم ننموده ایم تا آنان بدانند که در صورت مرتکب شدن به خطا باید با حضور در کلاس هایی به بازبینی رفتار هایی خود بپردازند و با رفع معایب کار خود دوباره در خدمت جامعه قرار گیرند از سوی دیگر با عنایت به این نکته که اکثر این مرتکبین به خطا را نیروهای با ظرفیت فکری بالا تشکیل می دهند ما در طول این دوره بشدت از نظر تخلیه نیروهای توانمند دچار صدمه شده ایم اما با تمام سرسختی راه باز شده را طی نموده ایم که می باید از همین امروز برای از حرکت باز ایستاندن قطاری که خارج شدگان از محدوده خودی ها را به بیرون از مجموعه منتقل می نماید کاری جدی صورت پذیرد زیرا با روند حاضر بعید نیست که در آینده باز تعداد دیگری از نیروها دچار اشتباه شوندوبا استفاده از قهر به بیرون از مجموعه رانده شوند.از سوی دیگر نیروهای فعال در درون مجموعه به تشویق و پاداش نیز نیاز مند می باشند که بروز چنین حمایتی می تواند به پیدایش رقابت در بین نیرو ها منجر گردد.
*- به اجمال آنکه افزایش سطح صلاحیت افراد واعضاء در یک مجموعه فعال در مسائل سیاسی می تواند برای رسیدن به جریانی که بتواند تمام مسئولیت های محوله را بدرستی به مورد اجرا بگذارد تاثیرات بسیار عمیقی داشته باشدوموجب تسهیل در روابط ، تسریع در چرخه اطلاعات وگسترش وتعمیق فعالیت ها گردد پس برای هر گروه فعال که تلاش دارد تا با بدست آوردن توفیق در انتخابات از طریق جذب اراء عمومی قدرت اعمال اراده سیاسی را در اختیار بگیرد مناسب خواهد بود که این فرصت را فراهم نماید که اعضاء یا هواداران او با حضور در متن جریانات خود را برای هماهنگی با روند امور آماده نمایند زیرا با پیدایش چنین موقعیتی این امکان برای اعضاء فراهم می آید که خود را به همترازی با نیروهای قوی و کار آمد بکشانندوبا اثبات صلاحیت های خود دست مدیران و مسئولان را در توزیع مسئولیت ها باز بگذارند.

[ چهارشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۸:۵۴ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

در بخش پیشین مطلب با ارائه تعریفی از میردال جامعه شناس غربی گفتیم که توسعه حرکت رو به بالای کل نظام اجتماعی یک کشور می باشد که از محل مشارکت عمومی در تصمیم سازی ها وتصمیم گیری ها صورت می گیرد حال اگر بخواهیم دراین شماره به ارائه تعریفی از مشارکت اقدام کنیم بی گمان تعریف ارائه شده از جانب ، میلبراث و گوئل در تعریف مشارکت سیاسی میتواند راهگشا باشد آنان اعتقاد دارند که مشارکت عبارت ازفعالیت های شهروندان آزادیک کشور می باشد که با هدف حمایت از و یا تاثیرگذاری بر سیاست و حکومت به انجام می رسد که در این تعریف هم می توان ارکانی چون 
1- فعالیت
2- شهروندان آزاد
3- حمایت از و یا تاثیر گذاری بر سیاست و حکومت
را استحصاء نمود وبا ارائه تعریف و تفسیرازآنها مفهوم روشنتری از مشارکت را بیرون داد مثلا آنجا که از فعالیت برای بیان کیفیت حضور مردم سخن به میان می آید مسلم است که این مهم با کار متفاوت خواهد بود زیرا که کار در عمل به عنوان یک حرفه رسمی مطرح می شود که در آن فرد در مقابل قرار دادی و دریافت حقوقی و تا زمان تحقق هدفی کاملا مشخص به انجام امری مبادرت می ورزد وعمدتا بصورت فیزیکی شکل گرفته و با تغییر در مواد طبیعی به انجام می رسد در حالی که فعالیت بیشتر جنبه خود انگیختگی داشته ،با ذوق و علاقه فرد دنبال می شود ودر درون خویش اهداف مختلفی را دنبال می نماید که نمی توان برای ابتدا و انتهای کار بازه زمانی خاصی را مشخص داشت مثل فعالیت های سیاسی که اختصاص به گروه سنی خاصی ندارد ویا فصل وسال وماه نمی شناسد ویا حتی با دست یابی به اهداف مقطعی نمی تواند فروکش داشته باشد هرچند که در فعالیت های سیاسی موجود درایران هیچ یک از این مختصات به چشم نمی آید و فعالیت سیاسی در عمل نوعی دنباله روی شناخته می شود که با کوران مبارزات انتخاباتی آغاز و با انتخاب ومشخص شدن نتیجه رای گیری فروکش نموده وتعطیل می گردد
حال اگر بخواهیم به رکن دوم مسئله یعنی شهروندان آزاد بپردازیم مشخص می شود که توسعه سیاسی بدون وجود شهروندان آزاد ممکن نمی گردد اما این فهم در گرو این موضوع است که ابتدا تعریفی از شهروند آزاد ارائه دهیم تا ببینیم که منظور از شهروند آزاد چیست و این نوع از شهروندی می باید مبتنی برچه اصول و امتیازهایی باشد تا بتواند با حضور در یک فرایند مشارکتی به امر توسعه تاثیر بگذارد و یا جریان آن را با فعالیت های خود تحت حمایت بگیرد
شهروند آزاد کیست ؟ شهر را می توان مکانی توسعه یافته ودارای سرویس دهی خدماتی بالا برای ساکنان ویا شهرنشینان دانست وآنجا که شهرنشینان بخواهند با گذر از بی تفاوتی در آنچه که در شهر می گذرد و می تواند به روند سالم زندگی آنها تاثیر گذارد عبور نمایند و به نوعی بخواهند با احترام گذاردن به حقوق یکدیگربه مسئولیت‌های خویش در قبال شهر و اجتماع عمل نمایندگفته می شود که به موقعیت وجایگاه شهروندی ارتقاء یافته‌اند ویا به عبارتی یک شهرنشین همیشه شهروند شناخته نمی شود بلکه او زمانی می تواند به عنوان شهروند شناخته شود که از خود بگذرد ،واقعیت تعهدات خود به جامعه را درک نماید وبا راه انداختن فرایند احترام متقابل بخواهد در خصوص آنچه که باید باشد به اظهار نظر و مشارکت در تصمیم گیری اقدام نماید
اما در خصوص آزادبودن شهروندان می توان به این نکته اشارت داشت که انسان از آنجا که به همراهی وکمک دیگران نیاز داشت زندگی جمعی را برگزید تا بتواند بهمراهی آنان وبا بهره گیری از تنوع در تولید آرامش و آسایشی را برای عموم ایجاد کند که افراد در زندگی فردی خود نیز به تناسب برخوردار از آن صفات گردند پس آنجا که چنین امکانی فراهم باشد که هر فرد بدون کمترین تحمیلی بتواند در تعیین منافع و مصالح جمعی حضور داشته باشد و بر شکل گیری آنها دخالت نماید گوییم که او شهروندی آزاد است هرچند که در انتخاب از نظر و رای افرادی که آنها را از خود به شناسایی منافع ومصالح جامعه ارجحتر بداند تبعیت نماید.
پس ننها شهروندی می تواند در موضوع مشارکت ذینفع باشد که اولا خود دارای ظرفیت شناسایی منافع و مصالح جامعه باشد و در ثانی با آگاهی وعمل به قوانین و رعایت اصول اخلاقی خود را موظف به مشارکت بداند واین متفاوت است با شهرنشینی که از طریق کانون های خاصی برای مشارکت مورد هدایت آشکار ونهان قرار می گیرد ویا به عبارتی تصمیم های متخذه در خصوص منافع و مصالح جامعه را تنها با این عنوان که فلانی ویا فلان جریان آن را تایید نموده پس من هم تایید می کنم مورد تایید قرار دهد
حال که با مفهوم شهروند و شهروند آزاد در حوزه بحث مشارکت سیاسی آشنا شدیم می توانیم با آگاهی بیشتری به رکن سوم موجود در بحش مشارکت سیاسی بپردازیم که با مفهوم حمایت از و یا تاثیر گذاری بر سیاست و حکومت دسته بندی شده بود زیرا که در این رکن که بیشتر هدف از مشارکت را نشان می دهد شهروند بدنبال آن است که با حضور خود از سیاست های اتخاذ شده و یا حاکمیتی که این سیاست ها را اتخاذ نموده حمایت کند و یا بر نحوه شکل گیری و اتخاذ این سیاست ها تاثیر بگذارد واین مسئله بسیار مهمی می باشد زیرا که اگر به علت گرایش انسان به شهر نشینی باز گردیم خواهیم دانست که میان تعهد،مسئولیت و نیاز انسان به اجتماع یک رابطه مستقیم ،مستمر و رو به تعالی وجود دارد زیرا که با عنایت به موفقیت هایی که جامعه جهانی در عرصه های مختلف بدست می آورد وبه نوعی این دست آوردهااز طریق چرخه گسترده و آزاد اطلاع رسانی عمومی می شود نمی توان شهری را در سطح جهان پیدا نمود که با شنیدن تنوعی که در جایی از کره خاکی زمین ایجاد شده است علاقه مند به بهره بردن ازاین نوع ابداع وتازگی نباشد ویا نخواهدبا استفاده ازآن دست آورد تغییری در زندگی خود بدهد 
پس به جرات می توان گفت که امروزه جامعه ای را نمی توان پیدا نمود که بدون مشارکت عمومی و گسترده شهروندان آزاد خود بتواند به توسعه دست پیدا کندویا با جاری ننمودن فرایند توسعه سیاسی تضاد منافع موجود در میان طبقات خود را به نوعی تحت مدیریت بگیرد که منجر به تنازع نگردد.
پس آنجا که از توسعه سیاسی به عنوان یک نیاز به روز جامعه جهانی یاد می شود و به نوعی همه ممالک خود را موظف به راه انداختن این جریان در جامعه خود می یابند وحتی برخی از کشورها در شعار وتا حدودی در عمل خود را موظف می دانند که حتی با اعمال مجازات های اقتصادی و یا دخالت های نظامی در ممالک عقب مانده به نوعی مشارکت را در آن کشورهاعمومی سازند هدف اتخاذ نزدیکترین تصمیم به منطق هزینه به فایده می باشد زیرا که جهان امروز با دو پدیده بسیار مخرب نقصان یابی سریع و شدید منابع حیاتی واولیه مورد نیاز در صنعت و آلوده شدن شدید و سریع طبیعت به علت کهنه بودن فن آوری ها و غیر متخصص بودن نیروهای بهره بردار مواجه شده است
و این دو خصیصه بد و تاحدودی ضد انسانی بیشترین تاثیرات مخرب خود را در جوامعی به نمایش گذارده که در آنها استبداد مانع از شکل گیری عالمانه جریان مشارکت می شود ویا به عبارتی از آنجا که جهان بدلیل توسعه گسترده رسانه ها به دهکده ای تبدیل شده است که رفتار همه شهروندان حتی در کشورهای مختلف سلامتی و امنیت دیگر شهروندان را در جاهای دیگری از جهان با خطر مواجه می سازد حکومت ها خود را موظف می دانند که با توسعه و جهانی نمودن دانش بهره برداری از منابع و عمومی نمودن مشارکت در تصمیم سازی ها نحوه استفاده از منابع وفرصت ها را علمی ومقرون به منطق بهره برداری حداکثری از منابع و فرصت های حداقلی بنمایند

[ سه شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۱۸:۶ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

بر آفاق اگر سر بسر پادشاست
چو مال از توانگر ستاند گداست
بمرد از تهیدستی آزاد مرد
ز پهلوی مسکین شکم پر نکرد
..........................................
در منطق سیاسی چشم ودل آدمی که دنبال حکومت است باید سیر از مال دنیا و غرور ناشی از برزگی نام باشد زیرا که اگر او بخواهد در زمان جلوس بر کرسی صدارت از مال داری مال دنیا طلبد عنوان گدایی را خواهد یافت که با شکستن حرمت خود دنبال مال دنیا می دود 
از سوی دیگر باید به خاطر داشت که اگر چنین ویژگی(چشم ودل سیری)در حاکمان باشد آنها همچون آزاد مردانی خواهند بود که برای برآورد نیازمندی های خود دست تعدی به سوی مسکینان و یا ناتوانان دراز نخواهند نمود 
پس طبیعت قدرت به این است که در آن به هر آنچه که در اختیار داری قناعت نمایی تا مبادا دامن قدرت به زور گویی و تمامیت خواهی آلوده گردد اما اگر چنین منطقی پذیرفته نمی شود و قدرت مداران در بیشتر مواقع و مکان ها تلاش می کنند که با ولع زاید الوصفی دنبال افزون نمودن توان و ظرفیت خود در مال و قدرت باشند این برمی گردد به اینکه آن فرد و آن دارنده قدرت آزاد مرد نیست و بنده هوا وهوس و اسیر زیاده خواهی است و مسلم است که در بلیط حکومتی چنین آدمی نه توانگر در امان می ماند ونه مسکین آرامش و آسایش بدست می آورد زیرا آنکه دارد مورد طمع واقع می شود و آنکه ندارد زور را در پس گردن خود احساس می نماید تا قدرت مدار به خواسته خود برسد

[ سه شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۱۲:۲۰ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

چو ذکر خیر طلب می‌کنی سخن این است
که در بهای سخن سیم و زر دریغ مدار
.......................................................
یکی از گرفتاری های اجتماعی ما که فکر می کنم نیاز به یک کار جمعی برای حل آن وجود دارد بی بهاء شدن کلام است واین از آن جهت است که مداحان ومتملقان به بهای آب دهان بزی حرف می زنند و صفحه سیاه می نمایند وچون چنین شده است آنکه در مدح او سخنها رانده شده ویا می شود بی رغبت به فهم ارزش جایگاه خود که می باید در وصف آن سالها گشت تا کلامی به تناسب وزنش گفت هر حرف و کلامی را می شنود و حتی صله ای ارزانی می دارد وازاین روست که هم وزن صله کم می گردد وهم جایگاه ووزانت آن در متن کلام به پوچی می گراید 
پس ای آنکه در وصفت می باید سخن ها گفته شود سخنگو را مجال آن مده که به دریافت صله ای حرفی را بر زبان آورد بلکه صله را به وزن و ارزش جایگاهت تعیین کن تا وزانت سخنی که قرار است در وصف آن گفته شود رو به فزونی گذارد زیرا که سخن سخیف وبی مایه به وزن خود از اعتبار و موقعیت آن چیزی که در وصفش بیان شده است می کاهد

[ سه شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۱۲:۲ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی:
دانشجویان به جای شعارهای سیاسی، کمبودهای علمی ‌را فریاد بزنند.
....................................................................................................
این تیتر مطلبی بود که دوست بزرگوارم جناب حسن محمدی امولی در صفحه خود زده بودند و به قولی دردی بود که من سالیان سال است که با آن در گیرم زیرا که بخشی از واقعیتی بسیار ملموس است که فکر می کنم حداقل از زمانی که درایران حکومت یک پارچه و قوی (حداقل پس از پیروزی اعراب برایران)از بین رفته بدان گرفتار بوده ایم واکر دولت و حکومتی بوده که بدان پرداخته است آن هم نه برای حل مشکل که مطمئنا برای دور زدن موضوع و یا پاک کردن صورت مسئله اقدامی نموده است
پس آنچه که حضرت ایت الله بدان اشاره نموده اند موضوعی بس مهم می باشد که در آسیب شناسی آن باید به این نکته توجه داشت که بسیارند جایگاه ها و موقعیت هایی که چون دانشجویان می باید به فریاد در حوزه های تخصصی خود بپردازند مثلا روحانیون ما باید از کمبود های اخلاقی به فریاد بیایند،مدیران ما باید از کمبود های مهارت ودانش مدیریتی سخن بگویند ،دولتمردان ما باید از نداشتن برنامه به فریاد یرآیند ،والدین ما می باید به فقدان روحیه نظارت و دخالت در افعال فرزندان بخروشند ،روزنامه نگاران ما باید از بی تعهدی و روز مرگی فغان آورند ،نویسندگان ما از بی عملی در ارائه سوژه های نو،شاعران ما از بی تفاوتی در انفعال روحی و افسردگی که گریبان شعر وادب را در بر گرفته بسرایش درآیندو ......
اما چرا هریک از ما در جایی غیر از تخصص ذاتی خود بفریاد برمی آییم برمی گردد به این موضوع که در این کشور سطح امور را چنان پایین آورده ایم که هرکسی می تواند از هرچیزی بگویید و بر هرچیزی فریاد زند
مثلا دانشجوی ما همتش صرف فریاد سیاسی می شود ،روحانی ما کار و وظیفه اش یر اداره کردن جامعه آنهم در همه عرصه ها استوار شده است ،والدین ما محض پول در آوردن زندگی می کنند،مدیران ما شهید قدرت و قرار گرفتن در موقعیت برخورداری از رانت و لابی می باشند ،فعال مطبوعاتی ما از منتقدان برمی آشوبد،نویسندگان ما قیمت وبی توجهی مسئولان را بزرگ نمایی می کنند و شاعر ما خزعبلات بهم می بافد و شعر را اسباب تخلیه امیال وهوس های خود می کند و...
ازاین روست که هرروز ما تبدیل شده به نمایشگاهی از نابهنجاری هایی که همه ما را تحت فشار قرار می دهد و همه از آن در عذاب فرو می رویم ولی کسی نمی خواهدبداند و یا نمی کوشد که بگوید برای این درد ها راه درمانی هست اگر بخواهیم و علاقه داشته باشیم که دنبال راه حلی بگردیم
بلی برای رها نمودن پتانسیل انسانی دانشجویان در جای خودش که همانا دنبال تحقیق و مطالعه بودن است می توان براحتی کاری و فعالیتی سازمان یافته بکار بست تا جایی که محیط دانشگاه تنها برای تحقیق و مطالعه و تولید محصولات علمی و عرضه آن به جامعه باشد مشروط برآنکه بدون ترس از اینکه کار بدست نا اهلان ونامحرمان خواهد افتاد اجازه بدهیم که احزاب سیاسی سیاست را در محیط های حزبی متمرکز سازندو آن را از سطح جامعه ودانشگاه جمع نمایند زیرا که هول دادن سیاست به صحن علنی جامعه برای آنکه از غلیانات احساسی و هیجانی جامعه برای تسویه حساب ها استفاده شود در عمل شکستن حرمت سیاست و کوچه بازاری نمودن آن و دادن حق دخالت به تمام لایه های اجتماعی برای مشارکت در تئوریزه نمودن مباحث و تصمیم های سیاسی است و این بیماری را رایج می سازد که در اثر آن بیشتر از هرچیزی نهادهای اجتماعی چون خانواده ،روحانیت،مدرسه ،دانشگاه و حتی بازار و ....صدمه می بینند و معلولیتی را ایجاد می کنند که ناتوانیش متوجه نهادهای حکومتی می گردد زیرا که آنها مجبور می شوند سطح اقدامات و فعالیت های خود را از خوزه تعریف شده خود عبور دهند و در نتیجه محیطی را ایجاد کنند که در آن همه می توانند در امور ووظایف مربوط بهمدیگر دخالت بنمایند
پس امروز بر همه اهل درد مخصوصا رهبران بزرگ روحانی جامعه ماست که با تشکیل جلساتی و ایجاد گروه های مطالعاتی بدنبال یافتن پاسخی برای این سئوال باشند که با شرایط موجود چه محصولی را می توان از نهادهای اجتماعی و حتی حکومتی انتظارداشت ویا چگونه می توان با باز گرداندن امور به مجرای اصلی خود هرکسی را بکار تخصصی خود وا گذاشت تا بتوانیم ازبرایند کار جمعی که بر تخصص استوار شده است محصولات روشنی برای تعالی جامعه و دست یابی به اهداف خلقت تولید نمود

[ سه شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۱۲:۲ بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

در شماره گذشته با بیان این نکته که انجام درست فعالیت در نزد انسان به حمایت سازمان متعالی نیاز مند است عنوان نمودم که اگر قرار است حزبی تشکیل شود که در سرلوحه فعالیت و برنامه های آن کمک به شکل گیری فعالیت های سازمان یافته و بابرنامه در استان باشد این حزب ابتدا می باید با ارائه تعاریفی از زندگی و خواست انسان بدنبال تربیت نیروهایی برود که خواهان وخواستار قبول مسئولیت در ساختن زندگی آرمانی می باشند ودراین شماره از مطلب می کوشم که به وظیفه دیگری از یک حزب اشاراتی داشته باشم
تلاش برای ایجاد روحیه فعالیت و همکاری جمعی.
گفتیم که یکی از ضعف های ساختاری در فرهنگ ما تمایل افراد به فعالیت های فردی و دوری گزیدن از پیوستن به جمع و تن دادن به همکاری با دیگران است که اگر چنین روحیه ای در افرادی که عضویت در مجموعه را پذیرفته اند حاکم گردد مسلم است که نمی توان از آن مجموعه انتظار تبدیل شدن به سازمانی متعالی را داشت زیرا در منطق فعالیت های اقتصادی عنوان می شود که برآیند حاصل از فعالیت جمعی اعضاء یک سازمان همیشه بیشتر از فعالیت تک تک افراد منتسب به آن مجموعه است که بی گمان چنین اصلی می تواند در عرصه های دیگر اجتماع انسانی نیز موثر باشداما باید در نظر داشت که برای رسیدن به همکاری و تعامل دوسویه در بین فرد و گروه نیاز به راه انداختن فرآیند هایی وجوددارد که مبانی آنها را می توان در موارد ذیل جستجو نمود.
1-. احترام به شخصیت افراد نه نگاه ابزاری به آنان.
بدلیل مقطعی بودن فعالیت های سیاسی متاسفانه نگاه ما به افراد از حالت متعارف خارج گردیده و به نوعی به استفاده ابزاری از افراد تبدیل شده است بهمین خاطر افرادی که در مجموعه های فعال در حوزه های سیاسی وارد می گردند هیچ گاه در خود نسبت به مجموعه احساس تعلق خاطر پیدا نمی کنند و عمدتا حضور و فعالیت درگروه،سازمان ویا حتی حزب را بنوعی برای خود مشغولیتی می دانند که نتیجه آن هیچ ارتباطی با آنان ندارد زیرا به سادگی می دانند که پس از پایان انتخابات و مشخص شدن نتیجه این اعضاء ستاد می باشند که فراموش می گردند ودوباره در کوران مجدد انتخابات بعدی از آنان دعوت به عمل می آید که در محل تشکیل ستاد و یا فعالیت حاضر گردندکه اگر این برداشت کلی را از ذهن فعالان در عرصه سیاست خارج سازیم و با انتقال این واقعیت که آنها در نتیجه موثر می باشند وپس از پیروزی در آن سهمی ویژه بر خواهند داشت مسلم است که نوع وشدت همکاری آنها متفاوت از گذشته خواهد گردیدوبا رسیدن به حس تعلق خاطر به تلاش بیشتری دست خواهند زد.
2- . گوش دادن به حرف اعضاء وسهم دادن به نقطه نظرات آنان در تصمیم گیری ها.
در شرایطی که فرد به این باور برسد که کسی به حرفش گوش می دهدویا در میان جمع حرفش خریدار دارد به این حس می رسد که او برای جمع و یا مسئولی که تصمیماتش می تواند بر رروی او تاثیر داشته باشد مهم می باشد و از این منظر به علاقه مندی می رسد که نقطه نظرات خود را که در بسیاری از اوقات بدلیل آمیختگی با دانایی و تجربه مفید و مورد نیاز می باشد به راحتی در اختیار جمع و مدیر بگذارد ویا با کیفی نمودن آنها با حس مسئولیت بیشتری در امور مشارکت نماید اما در جایی که فرد نتواند به این هم حسی مطلوب دست پیدا کند مسلم است که نخواهد توانست با آرامش وانگیزه،تمام داشته های خود را عرضه بدارد و یا با عمومی نمودن تفکرات خود داشته های علمی و تجربی خود را در اختیار مجموعه قرار دهد که در بسیاری از اوقات این مجموعه ومدیران هستند که شانس بهره بردن از راه کار های خوب و قابل اتکاء را از دست می دهندویا به قولی ضرر می کنند.
3- .عمومی نمودن تعهدات درونی خوب افراد.
هر فردی تعهداتی درونی دارد که به خاطر شخصی بودن ویژگی های آنها ممکن است که دیگران در آنها با او هماهنگی نداشته باشند و یا بخشی از افراد باآنها همگونی رفتاری پیدا نکنندگروه ومدیر مجموعه اگر بتواند با شناسایی تعهداتی که می توانند درصورت عمومی شدن در نزد همه افراد محترم شمرده شوندوبا ایجاد فضای همفکری و تفاهم باعث ایجاد هماوایی در مجموعه گردندبه انتقال آنها به همه افراد اقدام نمایند مسلم است که با اتکاء به این امر خواهند توانست همکاری همه جانبه ای را با اتکاء به این تعهدات بوجود آورند.
*- به اجمال آنکه ایجاد شرایطی که درآن همه اعضاء بتوانند با علاقه و اشتیاق به همکاری و تعامل با همدیگر تن بدهند مسلم است که در فعالیتی که صورت می گیرد نتیجه حاصله بسیار بزرگ و مهم خواهد بودوباعث خواهد شد که با دخالت فراگیر افراد درتغییر وبهبود شرایط کلی مجموعه و تبعیت از تصمیمات کلانی که گرفته شده است نیرویی بوجودآید که بتواند با به حرکت در آوردن سنگین ترین چرخ ها تلاش گروهی را به نتیجه ای تمام عیار و اثر گذار برساندوبا کسب نتایج مناسب خود را برای طی نمودن مسیر های سخت تر آماده نماید.

[ سه شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۱۱:۵۶ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

میردال محقق غربی توسعه را در یک مفهوم ساده و عامیانه این گونه تعریف می نماید منظور من از توسعه همانا حرکت رو به بالای کل نظام اجتماعی در نزد انسان است که اگر بخواهیم همین مفهوم ساده را با همان سادگی مورد تفسیر قرار دهیم در آن سه رکن ویا صفت عمده 
1- حرکت
2- رو به بالا
3- کل نظام اجتماعی
قابل مشاهده ومطالعه خواهد بود زیرا که این سه صفت نشانگر ارگانیک بودن پیوندها و استمرار وتعالی در حرکت می باشد ویا به عبارتی می توان این گونه برداشت نمود که توسعه روند زنده و هوشمندانه ای می باشد که توالی در شناسایی و پیگیری اهداف این موقعیت را بدان می دهد که ضمن ایجاد تغییرات مثبت در زیر ساخت های اجتماع وحوزه عمل خود روند متعالی را در همه زمینه هابدنبال داشته باشد پس آنجا که قرار براین می شود که از توسعه سیاسی سخن به میان بیاید می توان این فعالیت را اقدام همه سویه و رو به تعالی جامعه انسانی برای تحقق اوصاف و ویژگی هایی دانست که به نوعی باسیاست مربوط بوده و یا به آن تاثیر گذاشته و ازآن تاثیر می پذیرند 
حال اگر با این نگاه بخواهیم تعریفی از سیاست و دامنه فعالیت های سیاسی ارائه بدهیم می توانیم به تعریف ارائه شده از قدما که سیاست را تدبیر منزل نام نهاده اند مراجعه نماییم وبگوییم که سیاست فن و هنر تلفیق شده در نزد انسان است که اجازه می دهد تا هدف او از گردهم آمدن و ساختن جامعه که همانا تحقق شعار یکی برای همه وهمه برای یکی می باشد بدست آید ویا به عبارتی سیاست را می توان مجموعه ای از هنر و مهارت فراهم آوردن امکان فعالیت برای انسان دانست که از محل آن رفاه عمومی تامین گردیده و امکان حرکت رو به بالا فراهم می آید.
اما از آنجا که در نزد انسان علم و تجربه به غایت نرسیده تا بداند که فلسفه وجودی او چیست و همگان باید دنبال چه نوعی از فعالیت وبرای تحقق کدامین هدف باشند سلیقه وارد عمل شده و منجر به نوعی تضاد منافع و اختلاف برسر تامین آن در سطح عمومی جامعه می شود که اگر چنین وضعیتی از طریق اعمال مدیریت و اصلاح امور مداوم به سرانجام مطلوبی منتهی نگردد مسلم است که نتیجه تمام فعالیت ها به تشدید تضاد واختلاف منتهی شده و دست آوردهای تمدنی بشر را از محل منازعات مستمر به سوی نابودی سوق می دهد که توجه به همین موضوع وبزرگی و اهمیتی که دارد انسان را وامیدارد که دست به ایجاد ساختارهایی بزند که وظیفه آنها به نوعی تلاش برای افزايش ظرفيت و كارآيي اجتماع انسانی از طریق ایجاد يك نظام سياسي قادر به حل و فصل تضادهاي موجود در منافع فردي و جمعي، تركيب مردمي فرایند تصمیم سازی و تصمیم گیری ودر نهایت تامین خصوصیت آزادگي وبالندگی در تعیین واعمال تغييرات اساسي در جامعه باشد.
پس می توان توسعه سیاسی را در یک اشل واضح و روشن عبارت از تلاشی دانست که برای دست یابی به افزايش ظرفيت و كارآيي يك نظام سياسي در حل و فصل تضادهاي موجود در منافع فردي و جمعي، تركيب مردمي تصمیم سازی ها وتصمیم گیری ها ودر نهایت فراهم آوردن ظرفیت آزادگي وبالندگی در اعمال تغييرات اساسي به انجام می رسد زیرا که دست یابی به چنین ساختاری می تواند یک موقعیت آرمانی محسوب گردد که بدنبال خود نوعی تعالی در مشارکت های سیاسی را بدنبال خواهد داشت 
و یا به عبارتی وضعیتی را نشان خواهد داد که اگر تحقق یابد مردمان بر اثر آگاهی و تجربه بسیار قابل اتکایی که بدست می آورند می توانند و یا به نوعی می کوشند که در طراحی و برنامه ریزی و حتی اجرا و تحقق تمام فعالیت ها به نوعی مشارکت گسترده داشته باشند تا با به نتیجه رسیدن قطعی آنها که توام با محصولات بسیار گرانبهایی خواهد بود به آرامش و آسایش مورد نیازکه برای ساختن یک مجموعه انسانی مورد نیاز است دست پیدا کنند
و با این تفسیر می توان عنوان نمود که توسعه سیاسی در درون یک نظام اجتماعی با بالا بردن مشارکت عمومی در فهم شرایط و اهمیت اتخاذ تصمیم های روشن که به تولید مفروضات روشن،معیارهای قابل اندازه گیری،ارزش های متقن ودر نهایت ماکتی از آنچه که آرزو و وایده آل عمومی منجر می شود علاوه بر عوامل سیاسی ومشارکت دراین عرصه بر کلیه زیر ساخت های جامعه مدنی چون عوامل اقتصادی،فرهنگی و فعالیت هایی که در حوزه های غیر اقتصادی فعالیت می نمایند تاثیر می گذارد وبا تعالی بخشی به مصرف عمومی در حوزه های اقتصادی و فرهنگی زمینه تولید محصولات مادی و معنوی را فراهم می کند که هریک ازآنها می توانند منشاء تغییرات مثبتی در اجتماع و روند توسعه گردند .
اما بتاید پذیرفت که همه این تغییرات زمانی رخ می دهد که یک جریان آگاه و متعهد به موضوع روشنگری کار نظارت بر شکل گیری و ادامه کار توام با تعالی توسعه سیاسی را زیر نظر بگیرد تا با ممانعت از ورود سلایق و نگرش های منفعت و مصلحت جویانه کار تلاش گسترده وعمومی اجتماع انسانی در حل و فصل تضادهاي موجود در منافع فردي و جمعي، تركيب مردمي بودن تصمیم سازی ها وتصمیم گیری ها ودر نهایت فراهم آوردن ظرفیت آزادگي وبالندگی در اعمال تغييرات اساسي را که می تواند باعث هموار شدن راه وهماهنگی عمومی مردم در پیگیری اهداف گردد دچار اخلال وتوقف نشود
پس کار یک جریان روشنفکری در عرصه توسعه سیاسی را می توان در مقولات ذیل مورد اشاره و بررسی قرار داد
1- نظارت بر شکل گیری و روند متعالی توسعه سیاسی
2- ممانعت از ورد سلایق وبرداشت های منفعت و مصلحت جویانه فردی وگروهی در روند توسعه
3- افشا وروشنگری مناسبات و روابطی که مانع از ادامه کار متعالی در عرصه توسعه سیاسی می شوند
4- شناسایی و افشای فرایند هایی که به تولید ویا پیچیده شدن تضاد منافع در میان لایه ها وگروه های اجتماعی منجر می گردند
5- کمک به شکل گیری روند آزاد و فراگیر حضور و مشارکت مردم در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها
6- روشنگری مستمر در خصوص روابطی که توسعه سیاسی با توسعه در دیگر حوزه های اجتماعی دارد تا مبادا این روابط مختل شود
حال اگر به این مجموعه از وظایف پیدایش و وجود رقابت در بین جریان های روشنفکری را اضافه نماییم مجموعه ای بدست خواهدآمد که با تاثیر و تاثر از فرایند توسعه سیاسی این امکان را به اجتماع خواهد داد که مطمئن از جریانی شدن توسعه در سطوح کلی خود گردد و یا مطمئن به بهره برداری از مزایای توسعه در همه اشکال آن باشد 
ویا به عبارتی می توان جریان روشنفکری متعهد به انجام وظایف روشنگری را سیستم ایمنی فرایند توسعه دانست که تلاش می کند تا با استفاده از تمام ظرفیت های خود مانع از ورود عوامل مخل در بدنه ومتن جریان توسعه گردد وحتی دراین راه راضی می شود که خود فدا شود اما جریان سیال و هدفمند توسعه از حرکت باز نیستد
ومسلم است که در ایران ما نیز اگر قرار براین باشد که توسعه ای اتفاق بیفتد ویا کسانی و جریاناتی معتقد ومدعی باشند که چنین جریانی راه افتاده است و ریشه های تاریخی این گفته را مستند بنماید باید این ظرفیت و قدرت مانور را در جریانات روشنفکری ایجاد شود که بتوانند همراه وهمسو با جریان توسعه سلامت و تعالی آن را زیر نظارت بگیرند تا اگر انحرافی در مسیر جریان توسعه و یا مانعی دراین مسیر ایجاد شد با روشنگری در خصوص آن ارکان ساختاری موظف به تامین سلامت وهمواری راه را متوجه ومردم را برای حمایت وهمکاری با این ساختارها هوشیار سازند وگرنه در اجتماعی که چشمان روشنفکران تنها به خاطر تعهدی که دربکار گیری نگرش سالم و مستقلانه دارند بسته می گردد فرایندی به نام توسعه شکل نمی گیرد و اگر هم بگیرد مستمر نمی گردد و اگر هم مستمر شود روند تعالی را به سختی و بسیار کند طی می کند که این هرسه می تواند هزینه هایی را متوجه اجتماع ومردمان آن بکنند که مهمترین آن فقر در همه حوزه ها و تبعات حاصل ازآن خواهد بود

[ دوشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۱۱:۱ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

در شمارگان گذشته مطلب بحث گسترده ای را در مسائلی چون فعالیت و کار،ضرورت آرمان سازی و مهارت هایی که برای ارزیابی و مقایسه درستی فعالیت نیاز می باشد به انجام رساندم اما همه اینها زمانی در یک جا جمع می شوند و این اجازه را به انسان می دهند که بتواند دقیقا مطابق با فلسفه خلقت ووجودی خویش دست به عمل بزند و اجتماع انسانی را با نتایج و محصولات جامع و کامل مورد حمایت قرار دهد که سازمانی متعالی او وهمگنانش را تحت حمایت وهدایت داشته باشد واین ضرورتی است که تحقق آن حتی با وجود رهبران تراز مکتب و یا متصل به وحی او را برطرف نمی گردد ازاین روی مطلب را با این عنوان که
فعالیت انسان برای رسیدن به موفقیت در امور پیچیده به سازمانی متعالی نیاز مند است 
دنبال می نماییم 
امروزه دیگر از سادگی در فعالیت های فردی و اجتماعی بدلیل نفوذ تخصص وعلوم کاربردی خبری نیست وچون کارها ومسئولیت ها ساده نمی باشند امکان آن که به تنهایی بشود کاری را با احتمال موفقیت بالا به انجام رساند وجود ندارد بلکه این امکان (کسب موفقیت)در گرو تشکیل سازمان ویا مجموعه ای متعالی می باشد که در آن برای امور زیر راه کار های قابل اتکایی در نظر گرفته شده باشد. 
الف- ایجاد مسیر بهبود دائمی در فعالیت ها
گفتیم که مسیر حرکت انسان در طول تاریخ حیات خود برای ایجاد بهترین زندگی می باشد تا با رسیدن به آن بتواند به آرامش و رفاهی که منجر می شود تا انسان در سایه آن بتواند به باید ها و نباید های موجود در زندگی خود برسد دست پیدا کندبرای این منظور او باید یک مسیر رو به تعالی مداومی را طی نماید که نگه داشتن او در این مسیر به امکاناتی چون مواردذیل نیاز مند است.
1- الف.مشخص بودن هدف.
درست است که در هر فعالیتی از ابتدا باید هدف به روشنی در منظر دید تمام اعضاء قرار گیرد اما باید در نظر داشت که هر از چند گاهی باید با حضور تمام اعضاء اهداف گروه مورد باز خوانی قرار گیرند تا اعضاء بتوانند تناسب فعالیتی را که به انجام می رسانند با جایگاه هدف مورد ارزیابی قرار دهند تااگر قصوری و یا کم کاری در مجموعه صورت گرفته که امکان دست یابی به اهداف را در معرض خطر قرار داده است با تلاش بیشتر به جبران آن بپردازنداین کار را که در عرصه سیاست نشست درون گروهی می نامنددر مجموعه هایی که قراراست در یک ترم مشخص به فعالیت بپردازند در فواصل مشخصی به انجام می رسانند تا مبادا زمان در فعالیت مورد غفلت واقع گردد ویا انحرافات احتمالی مسیر را دچار تغییر نمایند.
2-الف.ایجاد انگیزه.
درست است که مشخص بودن هدف می تواند نیروها را به سوی آن هدایت نماید اما سختی راه می تواند باعث کم فروغ شدن تاثیر حضور هدف گردد بر این اساس لازم است که در درون مجموعه با توجه به مواردی چون تکیه براهمیت کاری که باید انجام گیرد،شیوه های که می تواند در انجام کار مورد توجه واقع گرددودر نهایت آنچه که می توان برای بهبود عمل کرد ها ارائه داد کار گروهی رقابت آمیزی راه انداخت تا نیروها با رقابت با همدیگر برای رویا رویی با شرایط سخت وارائه راه کار های قابل اتکاء ومبتنی بر قواعد علمی آماده گردند.
3- الف.ایجاد ارتباطی سالم وروشمند در بین اعضاء.
طی مسیر بهبود دائمی بدون برقراری یک ارتباط سالم وروش مند در بین اعضاء تشکیل دهنده مجموعه فعال در عرصه تبلیغ غیر ممکن خواهد بود براین اساس مدیریت مجموعه می باید با تمهید روش های مناسب که به نشست های درون گروهی منجر می گرددکه به ایجاد چنین ارتباطی همت گمارد تا نیروها بتوانند بدون محدودیت باهمدیگر ارتباط برقرار نمایندتا با برخورداری از نظرات همدیگر برای فعالیت هایی که در آنها هریک از اعضاء وظایف ویژه ای بر عهده خواهند داشت ونظر اعضاء دیگر می تواند در به جا آوردن درست آنها مفید واقع شود به همنوایی برسند.
*- به اجمال آنکه ایجاد مسیر بهبود دائمی در فعالیت ها یکی از اهداف درون تشکیلاتی می باشد که رسیدن به آن می تواند از طریق اعمال مدیریتی متعالی وبرخوردار از روحیه رهبری امکان پذیر گردد(در جای خودش به ویژگی های مدیران رهبر اشاره خواهیم نمود) که چنین فضایی می تواند برای پیشرفت مجموعه در انتقال اهداف و فعالیت ها موثر واقع گردد.

[ دوشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۹:۱۷ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

چرا حافظ چو می‌ترسیدی از هجر
نکردی شکر ایام وصالش
..............................................
می گویند شکر نعمت نعمتت افزون کند و کفر نعمت از کفت بیرون کند وبه حق که این گفته به نوعی شمای کلی زندگی ماست زیرا که همیشه به کفران نعمت گرفتاریم و از همین روی نعمت های فراوانی را از دست می دهیم مثلا همه ما به فریاد برمی آییم که در تمام زمانی که غرب مشغول در رنسانس وانقلاب صنعتی بود شاهان به ما خیانت نمودند وباعث عقب ماندگی ما شدند اما چون انقلاب نمودیم وهمه امکانات را برای تغییر در شرایط و جبران مافات بدست آوردیم اینبار با مشغول شدن به مباحث دیگری فرصت های بیشماری را ازدست دادیم ونشانه این غفلت را با تاثیر تحریم ها ملاحظه نمودیم
براستی کی می خواهیم بدانیم که بودن در زمان ومکان و پر نمودن این دو نوعی نعمت است که ما با غلفت آن را از دست می دهیم ویا با کفران نعمت سعادت و آرامش را از دست می دهیم

[ دوشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۹:۱۷ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

چنان است در مهتری شرط زیست
که هر کهتری را بدانی که کیست
در آن تخت و ملک از خلل غم بود
که تدبیر شاه از شبان کم بود
.........................................
زمانی که از خصیصه متغییر بودن شرایط و متحول بودن احوال در نزد انسان سخن به میان می آید به نوعی تاکید و تایید بر این واقعیت گذارده می شود که در جامعه انسانی بزرگی به عقل است ونه بر سن و جایگاه اجتماعی وبا این حساب حکم براین می شود که آنکه بزرگتر و در جایگاهی برتر قرار گرفته است برای آنان که کوچکتر و از موقعیت پایین دستی برخوردارند قدر و منزلتی در نظر گرفته شود مبادا که براثر بی توجهی موقعیتی قابل اتکا از نظر عقل و اندیشه ودر میان مردم مورد غفلت واقع شود
از سوی دیگر آنجا که حکم بر مشارکت همگانی در ترسیم سرنوشت و تقدیر پیش آمدها گذارده می شود وکسی نمی تواند مسئولیت سرنوشت دیگران را برعهده بگیرد مگرآنکه از همه آنها مشورت گرفته باشد عقل سلیم براین مهم تکیه می کند که توانایی و درک هریک از احاد ملت در نظر گرفته شود و به هرکسی به میزان هنر و ظرفیت اداره نمودن خود و دیگران مسئولیت سپرده شود وطوری نشود که کار به فردی سپرده شود که در زیر دست او افرادی بسیار توان مندتر و دلسوخته تر وجود داشته باشد زیرا که دراین صورت بسیار منابع که بهدر روند و بسیار فرصت ها که نابود گردند و بسیار کوهها که از حسرت سربرآورند

[ دوشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۹:۱۰ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

مهارت های اصلاح طلبی
در بخش چهاردهم مطلب ودر یک نگاه انتقادی به دوسال پایانی دولت آقای خاتمی ویک ونیم سال از دولت تدبیر و امید این سئوال را مطرح ساختم که کدام اصلاح طلب استان زنجان را سراغ دارید که با اقدام به یک کار مطالعاتی و پژوهش محور به یاری دولت و یا استاندار رفته باشد تا بگوید که چگونه می توان از امکان حداقلی بهره برداری حداکثری نمود و یا از چه راهی می توان مشارکت صورت گرفته در انتخاب دولت یازدهم را در انتخاب نمایندگان مجلس ویا شورا و یا انتخابات بعدی ریاست جمهوری ارتقاء بخشید و یا حداقل در همان سطح تعیین کننده حفظ نمود؟
حال اگر بخواهم خودم را هم به عنوان یک فعال حوزه های فرهنگی و اجتماعی به نوعی مورد مواخذه قرار دهم که چرا نکرده ام ویا چنین مسئولیتی را متوجه خود نیافته ام لازم می آید که به یک کار پیمایشی در حوزه فرهنگ سیاسی دست بزنم تا ببینیم که چرا چنین حسی در هیچ یک از ما شهروندان استان زنجان اعم از اصلاح طلب،اصول گرا و یا فعالان مستقل حوزه سیاست و فرهنگ بوجود نیامده است؟
در تفسیر این واقعیت باید بگویم که اساسا در نزد ما ودر کارهایی که به صورت جمعی و یا حتی فردی صورت می گیرد اولا مطالعه وتحقیق یک نیاز غیر لازم شناخته می شود ودر همه احوال با بیان این نکته که انشالله خیر است وارد کار می شویم وچون به نتیجه نمی رسیم می گوییم که ما عامل به تکلیف بوده ایم و یا عامل به وظیفه بوده ایم و نتیجه قسمت و تقدیر بوده است در حالی که انسان عالم و حتی معتقد به اسلام می باید بگوید که تکلیف ووظیفه را آگاهی و درصد احتمال به نتیجه معین می دارد و کسی که نداند به صورت قطعی و یا با احتمال بالا با چه نتیجه ای مواجه خواهد شد اگر در کاری وارد گردد کارش قمار و پاداشش پاداش یک قمار باز خواهد بود 
در ثانی کار می باید با تدارک کامل ابزارها و دانش لازمه طراحی نقشه راه وپردازش داده ها صورت گیرد تا بتوان از طریق آنها با انحراف معیار بسیار ناچیزی به نتیجه مثبت و پیروزی آفرین فکر کرد ودر جریان عمل بدان دست یافت 
وگرنه این که کسی و یا کسانی بیایند و در راهی قدم بگذارند که حتی اگر نتیجه ای از محل اقبال و شانس حادث شد نقشه ای برای استفاده مستمر از نتیجه آن ویا تجربه ای که بدست آمده وجود نداشته باشد در عمل کار بی فایده ورنج آوری خواهد شد که نتیجه اش اگر به نفع دشمن نباشد بی گمان دوست نیز ازآن بهره نخواهدبردویا به نوعی مصداق از چنگ رقیب درآوردن کار و رها نمودن آن به امان خداست که از انسان عاقل چنین کاری انتظار نمی رود 
و دقیقا کار اصلاح طلبان استان وهمه کشور در همه ادواری که بر سریر قدرت تکیه زده اند ازاین نوع بوده است وازهمین روی بوده که مردم در عمل تفاوتی بین عملکرد اصلاح طلبان با اصول گرایان ندیده اند و در زمان رای دادن واکنشی عمل نموده اند و یا به عبارتی از محل ناراحتی و عذابی که از اصول گرایان کشیده اند به اصلاح طلبان رای داده اند و یا بالعکس
در حالی که اگر در میان اصلاح طلبان و یا اصول گرایان کار مطالعاتی دامنه دار و مستمری در جریان می بود ویا با رصد تغییرات وتحولاتی که در میان لایه های مختلف اجتماعی رخ می دهد اقدامی تحت عنوان پیمایش فرهنگی مستمردر حوزه های مختلف به عمل می آمد براحتی می شد متوجه این واقعیت شد که اگر قدرت دست بدست می شود این جابجایی از بی توجهی و اهمال در چه موضوعی و یا چه حوزه ای بوده است تا با کار بیشتر در همان زمینه وگستراندن نتایج تحقیق و پژوهش در نحوه عمل اصلاحی نتایج مطلوبتر و اثر گذارتری بدست آورد 
ازاین روی است که من به عنوان یک شهروند فعال در عرصه فعالیت های اجتماعی و فرهنگی به هردوسوی جریان های سیاسی (اصلاح طلبان واصول گرایان)در استان پیشنهاد می کنم که با دعوت از دانایان و دارندگان استان دست به یک پیمایش گسترده در حوزه فرهنگ بزنند تا از طریق آن مشخص گردد که در کار سیاسی که نوعی کار جدی و سازمان یافته فرهنگی می باشد که با تاثیردر مشارکت عمومی مردم را برای کمک به تغییرات وتحولات پیشقدم می کند بگویند که ارزش های مورد قبول ومحوری در فعالیت های سیاسی استان چیست و چگونه می توان آنها را متعالی نمود و یا ارزش های مقاومت کننده در روند دست یابی به توسعه را حذف کرد
بدین خاطر ودر عمل به وظیفه شهروندی خود ودر ادامه بحث تلاش خواهم نمود که در یک پکیج جامع وکامل به موضوع پیمایش فرهنگ ارزش ها در نزد اصلاح طلبان استان بپردازم تا از این طریق بدانیم که اصلاح طلبان استان امروزه چه ارزش هایی را محور کار سیاسی خود نموده اند واین محور ها چگونه باید به روز گردند و یا اساسا کدام بخش از آنها برای راه انداختن یک جریان زنده ومستمر سیاسی در استان و تحت نام اصلاح طلبان باید مورد باز نگری و یا باز زایی قرار گیرند

[ دوشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۹:۱۰ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

بی گمان شانزده آذر نه یک مبداء تاریخی ونه یک سرفصل برای فعالیت های جنبش دانشجویی بلکه یک واقعیت عریان از این نکته است که ایرانی در همه احوال زنده به دفاع از منافع ملی خویش است و می تواند درسی برای همه ما که روزی و روزگاری در پشت میز های دانشگاه تن به علم آموزی و تبدیل فهم به مهارت درعمل داده ایم باشد ویا نقطه عطفی باشد براین نکته که دانشجوی ما باید همیشه ودر همه حال خود را در موقعیتی بداند و ببیند که برای سرفرازی ایران وایرانی تلاش داشته باشد و حتی اگر شد دراین راه خون فشانی کند والحق هم تا به امروز چنین بوده است ومطمئنا در آینده نیز چنین خواهد بود .
اما واقعیت جهان امروز با گذر از تمام سخت سری ها و دگم اندیش یهاضرورت پیوند این الزام به وظیفه ذاتی دانشجویان را گوشزد می نماید و آن اینکه امروز روزگار رقابت بر سر استخراج جوهر وجودی انسان و تعالی در اهداف او می باشد و یا به عبارتی دنیا دیگر بر محور خور وخواب نمی چرخد بلکه با آشنا شدن به محدودیت نگران کننده منابع زمینی در پی آن است که بر آسمان ها استیلا یابد ویا ازامروز به بعد دیگر مسئله بشر جنگ برای در اختیار گرفتن وجبی از خاک و یا کیلویی از منابع زمین خاکی نیست بلکه زمین می گردد تا کرات دیگر را مسخر خویش گرداند ودانشجوی ما نیز باید از این وادی بگذرد که باید تنهابه اداره کردن محض ایران بپردازد بلکه باید در جستجوی فن آوری و علمی باشد که بتواند ایران را برای ورود در این وادی آماده نماید 
دیروز در خبرها داشتیم که امریکا با فرستادن صفینه جدید خویش بدنبال آن است که ستاره دنباله داری را بدام انداخته و در اختیار بگیرد و با انتقال آن به مدار زمین و یا ماه آن را به پایگاهی برای مطالعات خویش و ای بسی که استقرار نیروهای نظامی خویش مبدل سازد واین سر آغازی خواهدشد براین منظور که انسان از کره خاکی زمین دل بکند و منافع ومنابع مورد نیاز خود را در کرات دیگر جستجو کند 
براستی با نگاه به این خبر آیا برازنده خواهد بود که جامعه ما هنوز هم دنبال این باشد که مقدمات زندگی مدنی را در کشمکش بیاموزد ویا مراکز علمی خود را به محلی برای یار کشی سیاسی مبدل سازد؟
آری سیاست علم است و تحقیقات و تلاش برای وانمایی مبرمات این حوزه می باید در دانشگاه به انجام رسد و این بایددانشگاه باشد که برای مدیریت کشور نقشه راه تعیین کند اما باید دقت نمود که نقشه راه از درون کشمکشی که منتهی به انهدام منابع و فرصت ها می شود بیرون نمی آید بلکه نقشه راه در محیطی ترسیم می گردد که درآن امکانات برای تحقیق ومطالعه فراوان ودر دسترس باشد و نتیجه آنچه که از متن پژوهش ها بیرون می آید در مدیریت اجزایی ونهادهای حکومتی وحتی عرصه معمول زندگی هر شهروند پذیرفته گردد وبکار گرفته شود وگرنه هر راهی بغیر ازاین مصداق آب در هاون کوفتن خواهد بود.
پس امروز رسالت دانشجو ودانشگاه های ما این است که نقشه راه گذر از زمین ومشارکت در استیلای بر آسمان را برای ایران ترسیم نماید و بر سر بکار گرفتن این ره یافت علم بنیان ابرام و ایستادگی کند زیرا که مشکل امروز ایران وایرانی ماندن در چنبره ای از تعصبات زمینی است و شکستن این تعصبات نه در میدان کارزار سیاسی وبا شیوه نبرد تن به تن بلکه دقیقا در میدان علم و با بیرون دادن نتیجه های روشن علمی مربوط به عقب ماندگی ها،غفلت ها و ظرفیت هایی که بلا استفاده مانده است ممکن می شود که امید است جامعه دانشگاهی ما با تغییر در رویکردهای خود چنین فضایی را برای کار و فعالیت میدانی خود انتخاب نماید وبا بیرون دادن نتایج متقن علمی خود را تاریخی کند.

[ دوشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۹:۸ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

در بخش پیشین مطلب اشاره مفصلی داشتم بر آرمان سازی که می باید از سوی احزاب و تشکل های فعال ودر میان هواداران آنها صورت پذیرد و در بیان تعریف از آرمان بیان داشتم که آرمان هماناداشتن برنامه و طرح برای تحقق خواست هایی می باشد که انسان در مسیر زندگی با آنها مواجه می شود و یا به عبارت ساده تر آرمان خواستن وبرعهده گرفتن مسئولیت تحقق آن است اما به تبع این مهم احزاب باید به این موضوع توجه داشته باشند که هر خواست ومطالبه ای را نمی توان مطالبه وخواستی آرمانی محسوب داشت بلکه چنین خواستی باید تابعی از هدفی والا باشد که موضوع را در ادامه بحث و با مطرح نمودن این که 
هدف از فعالیت تلاش برای ایجاد تغییر در مسیر رسیدن به بهترین زندگی می باشد.
پی می گیریم
منظور انسان از فعالیت در طول تاریخ برای دست یابی به بهترین زندگی بوده است وبدین منظور او راه های متفاوتی را برای رسیدن به این آرزو انتخاب نموده وابزار های مختلفی را برای رسیدن به انتظارات خود آزموده است گاهی او برای رسیدن به موفقیت در مقابل طبیعت کوچ را انتخاب نموده و در برخی از شرایط همین راه حل را برای رها شدن از بند استبداد به کار گرفته است همچنین او در شرایطی با اتفاق واتحاد با دیگران تلاش نموده تا در مقابل طبیعت به پیروزی برسد و در شرایطی دیگر برای آنکه بتواند از پیروزی بدست آمده بیشترین بهره را ببرد با انحصاری نمودن آثار به جا مانده از پیروزی به ایجاد اختلاف و راه انداختن مواجهه ودرگیری بین مردم همت گذارده است ویا با استفاده از ابزار های مختلف به قتل عام همان مردمی دست زده که با او برسر رسیدن به پیروزی هم پیمان شده بودندپس آنچه از انسان و فعالیت های او تحت عنوان تمدن باقی مانده وهم اکنون مایه تفاخر بشر به سایر موجودات گردیده است نتیجه حضور همه جانبه انسان در صحنه طبیعت و تاثیر بر آن بوده تا بتواند از آنها برای رسیدن به بهترین زندگی استفاده کند وامروز که وجوه دیگری از حضور و رقابت شکل گرفته و انسان تلاش می کند که بدون سر وصدا و از طریق در دست گرفتن قدرت سیاسی ومدیریت بر روند تحولات این عرصه، خود وگروه خود را به برتری برساند تا از طریق این برتری بتواند بکشورش حکومت نماید تا با استفاده از نگرشی که دارد امکانات و فرصت هارا به خدمت گیرد تا همه هموطنان خود را در رسیدن به بهترین زندگی کمک نماید آیا مناسب نیست که ما هم با این طرز تلقی وارد میدان گردیم وبا ترسیم شمایی از بهترین زندگی که آن را آرزوی خود می دانیم به رقابت سیاسی با دیگر گروه ها و احزاب دست بزنیم تا شاید با متمرکز نمودن اقبال مردم در برنامه هایی که برای رسیدن به زندگی بهتر ارائه می نماییم به قدرت اراده و انتخاب مردم دست پیدا کنیم تا با پیگیری واجرای برنامه ها در همراه نمودن مردم با خود به موفقیت برسیم اما باید در نظر داشت که برای رسیدن به این مرحله ما نیازمند توجه به دونکته اساسی زیر می باشیم که باید با جدیت تمام به آنها توجه نماییم.
1- ج.شناسایی موقعیت فعلی.
یکی از خواست گاه های مهم اتخاذ تصمیمات درست (که متاسفانه در فعالیت های ما کمتر به آن توجه می گردد) همانا بحث مربوط به بررسی و شناسایی دقیق موقعیتی می باشد که ما در مبدا حرکت ویا ابتدای فعالیت درآن به سر میبریم وهمین به توجهی است که اجازه نمی دهد که ما در انتخاب روشها ویا امکاناتی که می باید از آنها برای نیل به اهداف استفاده نماییم بدرستی عمل کنیم زیرا در جایی که من ندانم که در شرایط موجود چه امکاناتی در اختیار دارم و یا دامنه مانور من برای انتخاب مسیر و تعیین سرعت چه مقدار است مسلم است که با اقدام به فعالیت و یا آغاز حرکت دیگر زمانی برای این ارزیابی را در اختیار نخواهیم داشت وزمانی فرا خواهد رسید که دامنه محدودیت های ناشی از نا آشنایی با راه ویا امکانات مورد نیاز و یا حتی توانی که برای حرکت مورد نیاز بوده ما را زمین گیر و بی حرکت خواهد نموداما زمانی که بدانیم برای حرکتی که می خواهیم انجام دهیم چه امکاناتی در اختیار داریم و چه مقدار دیگر می توانیم روی پتانسیل های موجود حساب باز کنیم مسلم است که با اطمینان بیشتری به راه و حرکت در آن فکر خواهیم نمود.
2- ج.اطمینان به درستی انتخاب وضعیتی که در آرزویش هستیم.
باید باور داشت که انسان در ترسیم انتظار وآرزوی خود بسیار بلند پرواز و زیاده خواه است واین صفت بسیار پسندیدهای می باشد که منشاء تمام تحولات و ابداعات موجود در طول تاریخ حیات انسان بوده است اما باید باور داشت که در فعالیت های اجتماعی بلند پروازی با عنایت به محدودیت هایی که منابع مختلف را تهدید می نماید رفتاری مقرون به منطقه هزینه و فایده نمی باشد بلکه باید در فعالیت هایی که ریشه درانتظارات و مطالبات جمعی دارد به حد مطلوب ها توجه داشت و یا با یک ارزیابی و مقایسه درست به تعیین آنها همت گماشت مثلا در جایی که منطقه ای تعداد رای دهنده مشخصی داردوحداکثر مشتاقان و موافقان مارا درصد مشخصی از آن افراد تشکیل می دهند حد مطلوب ما همان کسب در صد مشخص می باشد که اگر بتوانیم دامنه آن را با فعالیت بیشتر توسعه دهیم می توانیم بگوییم که از موقعیتی که داشته ایم تغییر مکان دادهایم وبه وضعیت جدیدی رسیده ایم که خوب بوده است ومی تونیم مطمئن گردیم که در انتخاب راه و روشهای درست عمل نموده ایم. 
*- پس آنجا که انسان دست به فعالیت می زند تا به آرزوهای خود دست بیابد می توانداین کار را با پر رنگ نمودن وجوه اشتراک موجود در آرزوهای خود و مردم همتی عمومی را فراهم آورد که در آن همه مردم برای تمام مردم تلاش نمایند و این آرزوتمام چیزی می باشد که در جهان سیاست دنبال آن می گردند و یا با فعالیت در عرصه های مختلف سیاسی تلاش می کنند که به آن دست پیدا نمایند.وماکه با انتخاب اصول مدون ایدئولوژیکی نظامی را به نام نظام اسلامی ایجاد نموده ایم ومتعهد شده ایم که این اصول را جاری نماییم می بایددقیقا در همین راستا عمل کنیم تا با حضور مردم در عرصه فعالیت ها اگر محصولی بدست می آید همه خود را در آن شریک بدانند و اگر نتیجه ای حاصل می آید در بین تمام مردم تقسیم گردد تا از این طریق برای رساندن آنان به بهترین زندگی کاری ماندگار به انجام رسد پس در جایی که همه تلاش می کنند که اکثریت قریب به اتفاق مردم به آسایش برسند مناسب نخواهد بود که رشته کلام را بدست کسانی بسپاریم که نمی توانند نمایندگی اکثریت مردم را بر عهده داشته باشند و یا نمی تواننداقبال عمومی را در جهت توزیع عادلانه امکانات و فرصت ها تجمیع نمایند بلکه باید کار بدست کسانی سپرده شود که مهارت بررسی و ارزیابی نیازمندی های به روز مردم و نسل های آینده را دارا می باشند تا با مدیریت آنها امکان آن فراهم آید که عموم مردم به آرزو های دیرینه خود دست پیدا کنند. برای زمینه سازی چنین امکانی مناسب خواهد بود که از امروز که خود را برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری و یا شوری و نمایندگی مردم در مجلس آماده می نماییم کار ها را به کسانی واگذاریم که برای بدست آوردن موفقیت در میدان پر تحرک رقابت هنر مدیریت تلفیق منابع (انسانی ومادی) و مهارت متمرکز نمودن اقبال مردم را دارند تا با استفاده از این هنر و مدیریت بشود که نتیجه انتخابات را به نفع خود و آرمان هایی که در نظر داریم تا به تحققش نایل آییم رقم بزنیم.

[ دوشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۹:۷ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

نه هر درخت تحمل کند جفای خزان
غلام همت سروم که این قدم دارد
...............................................
بی گمان همه موجودات به خصوص انسان در برابر شرایط از ظرفیت همسویی ، همگونگی وبه نوعی همرنگی برخوردار می باشند و یا به نوعی چون بید سر به سویی خم می نمایند که باد به سمت آن وزان است وازاین روی نباید بر کسی حرجی و یا شماتتی از این باب وارد نمود 
اما هستند انسان هایی که گویی چون فولادی آبدیده نه تنها به آسایش و آرامش فکر نمی کنند بلکه خود همیشه طالب سختی و مرارتند تا جوهر خود در متن آن سختتر و آبدیده تر کنند اینان تاریخ سازان و آینده نگاران انسان و انسانیت می باشند زیرا که با تحمل سختی تغییری را بنیان می نهند که می تواند انسان خاکی را به افلاک رساند 
پس ای آنکه روزی را به امید فلاح و صلاح آغاز نموده ای تن و روحت را به سختی انداز تا با در آغوش گرفتن شاهد موفقیت در رقابت بدیگران بباورانی که می توان تاریخ ساز ومبدایی برای تحول شد

[ دوشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۹:۶ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

بدون تردید برخورداری از زندگی مترادف با شرایط امروزین جهانی در گرو تن دادن به معادلات و مراوداتی می باشد که در عرصه های مختلف حاکم بر روابط داخل کشوری و روابط جهانی شده است ویا به عبارتی نمی توان بدون آنکه جهانی شد در معادلات جهانی نقش بر عهده گرفت و بر تکامل و تغییر آنها تاثیر داشت زیرا که ملت ومملکتی بدون چنین ویژگی قادر نخواهد بود که بر روند مدیریتی که از درون آن پیشرفت بیرون آید استیلا یابد وآن را موافق با منافع ومصالح خویش گرداند.
اما چرا باید جهانی شد و در تمام مراودات و معادلات جهانی نقش و سهم قابل قبولی بدست آورد سئوالی می باشد که پاسخ آن را می باید دراین اندک جستجو نمود که امروزه امکانات رسانه ای جهان را به دهکده ای تبدیل نموده که بیرون شدن از این وضعیت ناممکن گردیده است تا جایی که بودن و درآن برقابت برخاستن با بودن و شدن مترادف گردیده و تلاش برای بیرون شدن از آن انزوایی را حاکم می گرداند که دراثرآن تنها منابع و فرصت ها به نابودی می گراید.هرچند که در این دهکده وبا این حجم عظیم از اطلاع رسانی و دست یابی به منابع متقنی از اطلاعات و دانش که می باید منجر به پیدایش روابط مبتنی بر عدالت باشد هنوز هم قدرت و برخورداری از سرعت عمل در شناسایی و برخورداری از منابع و فرصت ها دهکده جهانی را بدو قطب برخوردار ومحروم تبدیل نموده است که متاسفانه فاصله و شکاف بین ایندو نیز رو به تعمیق می باشد و این خطری است که همه کشور ها را وا می دارد که در تلاش برای رقابت در چنگ انداختن به ریسمانی که می تواند آنها را از چاه فقر و عقب ماندگی نجات دهد به هر ترفندی دست بزنند ویا حتی به صغیر و کبیر رحم ننمایند وتنها دنبال منافع ملی خود باشندمنافعی که بسیار سیال ،حساس وپیچیده هستند واگر ناشناخته بمانند مطمئنا باعث صدمات و خسارت هایی می شوند که باز آفرینی آنها غیر ممکن می گردد.
در شناسایی گستره و حوزه عمل منافع ملی باید به اجتماع انسانی بازگشت و با ارزیابی از موقعیتی که ارکان مختلف ساختاری آن دارد ودر چهار قالب ارکان اقتصادی،فرهنگی ،اجتماعی و سیاسی شکل می گیرند ووابستگی تام وتمامی به تحولات در عرصه های جهانی دارند دنبال راه هایی گشت که بتوان با حرکت در آن خود را جهانی نمود ویا با توسعه دادن به روابط و مناسبات موجود در این ارکان خود را با روند تحولات وتغییرات در جهان همسو نمود
پس برای جهانی شدن می باید به توسعه در ارکان جامعه انسانی دست زد تا ازاین طریق ضمن بهبود روابط و مناسبات داخلی امکان همترازی با مناسبات موجود در جامعه جهانی را بدست آورد وگرنه جامعه ای که ادعای جهانی شدن و تاثیر در تحولات و تغییرات حاکم بر جهان دارد اگر نتواند ساختارهای کهنه ومندرس خود را به گونه ای متفاوت از گذشته بنماید که منعطف در در برابر تغییرات الزامی باشد وبخواهد با همان ساختارهای مقاوم در مقابل تغییرات سریع جهانی ایستادگی کند و یا با آنها همسو گردد مسلم است که دچار مشکلاتی خواهد گردید که مهمترین آنها همانا به خطر افتادن منافع ملی و صدمات شدید به منابع حیاتی جامعه مخصوصا نیروی انسانی خواهد بود 
براین اساس تنها راه گذر از تنگنای جهانی شدن دست زدن به توسعه در ارکان ساختاری از جمله فرهنگی ،سیاسی،اجتماعی و سیاسی خواهد بود که بدون تردید کاری شاق و طاقت فرسا می باشد که انجام آن در گرو اتحاد عمل تمام نیروهای دارای دانش و تجربه کار و فعالیت در عرصه های این ارکان است که بوجود آوردن و تعمیم این اتحاد در بین همه نیروها بدلیل وابستگی که ارکان اجتماعی بهم دارند این سختی را به فزونی می گرایاند که باید برای تحقق ان طرح وبرنامه جامعی ارائه داد 
در ایران ما هم که کشوری با پیشینه تمدنی دارای وزن در جهان می باشد وبه حق باید به نسبت وزانت این پیشینه سهم ونقش بسیار گسترده ای بر عهده بگیرد توجه و برنامه ریزی برای توسعه می باید به صورت جدی مطمع نظر واقع شود که متاسفانه نه تنها این گونه نبوده بلکه با دست یازیدن به سیاست هایی که در بسیاری از اوقات مغایرت آشکاری به موضوع توسعه دارد و عریانترین آن را در بکارگیری جواب های ساده برای سئوال ها و مشکلات سخت و پیچیده می باشد ممانعت و مقاومت آشکاری در برابر توسعه صورت می گیرد که امید است در این مجموعه از مقالات بتوانم به صورت شفافی بدانها بپردازم تا بلکه به سهم خود بتوانم به موضوع اهمیت توسعه اشاراتی داشته باشم و موانع و مقاومت های موجود دراین زمینه را شفاف سازی بکنم زیرا که امروز یکی از جدی ترین نیازهای به روز وحیاتی جامعه ما راه انداختن و یا راه افتادن یک تلاش همگانی در ارائه تعاریف نو از توسعه می باشد تا با نهادینه شدن این تعاریف در رئوس برنامه ها و طرح هایی که برای تغییر در شرایط کلی جامعه داده می شود راه جهانی شدن و حضور جدی در تعاملات مربوطه هموار وباز گردد
در پایان این بخش از مطلب لازم است به این نکته نیز اشاره گردد که در هر جامعه ای ودر درون هر مجموعه ای افرادی که به نوعی بیش از دیگران از نعمت دانش و آگاهی برخوردار شده اند و بر مبنای این دانایی مسئولیت یافته اند که به ترویج وتبلیغ زه یافت های مطالعاتی خود بپردازند مجبورند که بگویند و بنویسند حتی اگر در میان همه ملت تنها معدودی بخواهند که بشنوند زیرا که حرف نو زدن تعهدی می باشد که انسان برعهده دارد و می باید برای انجام و بجا آوردن این تعهد تلاش داشته باشد 
پس روشنفکران جامعه ما نباید در هر نوشتن و گفتن دنبال این باشند که چند نفر این مطلب را می خوانند و یا از گوش چه کسانی پایین می رود بلکه باید به این بیاندیشند که کار تحصیل علم آن مقدار مهم نیست که کار ترویج و تبلیغ دانسته ها مهم است و می تواند اثر گذار وتغییر آفرین باشد زیرا که در تمام دنیا همیشه ابلاغ کنندگان اندیشه های نوین در اقلیت بوده اند ومقاومت کنندگان در مقابل تغییر همیشه در اکثریت بسر می برده اند

[ دوشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۹:۵ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

در بخش پیشین مطلب از فعالیت و فلسفه آن در نزد انسان سخن گفتیم و کار مستمر و با برنامه را عنوان فعالیت دادیم ودر نهایت عنوان نمودیم که فعالیت حزبی نماد روشنی از فعالیت سیاسی می باشد 
اما باید به خاطر داشت که هر فعالیتی در عرصه های حیاتی انسان بدون توجه به آرمان سازی درست(چه می خواهیم ودراین خواستن چه می توانیم بکنیم) نمی تواند به نتیجه شایسته ای منتهی گردد پس می توان برای حزب یک وظیفه جدی آرامان سازی را تعریف نمود که دراین شماره بدان می پردازم
آرمان سازی درست 
درست است که منشاء فعالیت انسان وعامل بر انگیزاننده وسمت دهنده به فعالیت نیاز های او می باشد اما باید پذیرفت که در درستی و قدرت حرکت، ترسیم دقیق آنچه که عنوان نیاز می یابد و وظیفه ای که فرد می باید برای تحقق آن بر عهده بگیرد (وتلفیق آندو تحت عنوان آرمان شناخته می گردد)بسیار مهم می باشد که در شکل گیری آن عوامل چندی موثر می باشند که از جمله آنها می توان به موارد ذیل اشارت داشت.
شاخص های تشکیل دهنده نیاز ما چه می باشند؟
درست است که انسان مولد وبرآورنده نیاز می باشد اما زمانی که نیاز های متعددی برای انسان چهره می نماینداز میان آنها نیازی که ازاهمیت و تاثیرگذاری بیشتری برخورداراست خود را به عنوان آرزو ومطالبه ای که برای انسان آرمانی می باشد نشان می دهدامادر چرایی این نکته که چگونه یک نیازی خود را به عنوان نیازمهم وآرمانی مطرح می نماید می توان گفت که این اهمیت بر مبنای دو ممیزه درجه بندی و سطح گذاری می گردد که یکی از آنها ارزش ها می باشندکه در اصل به انسان می گویند که در زندگی انسان وجود چه چیز هایی مهم می باشندکه برای زنده وتاثیر گذار نگه داشتن آنها باید به فعالیت و اقدامات گسترده ای دست زدویا حتی برای زنده نگه داشتن آنها از خود گذشت در عرصه سیاست این ارزش ها در قالب دو ویژگی مطرح می گردند که یکی از آنها حرمت امکانات عمومی می باشد که به عنوان امانت های خداوندی محسوب می گردند و دیگری خدمت به انسان است که وظیفه تحقق رسالت خود در ایجاد جامعه ای اللهی را برعهده دارد(در جای خودش در رابطه با این دو موضوع صحبت خواهیم نمود)یعنی انسانی که خود را موظف به فعالیت می یابد در اصل به این موضوع توجه می کند که برای حراست از ارزش ها چه باید بکند؟ودیگری معیار ها می باشند که عنوان می دارند که در شرایط خطیر چه کاری باید انجام دادیعنی اگر به فرض ما فعالیت برای عمومی نمودن اندیشه ای را برای خود وظیفه ای اجتماعی و سیاسی دانسته ایم باید برای تحقق آن چه اندازه ها و یا کیفیت هایی را درفعالیت خود به کار گیریم تا به این اهداف دست پیدا کنیم؟که در عرصه سیاست این معیار ها در پایبندی ایمانی فرد وویا افراد وجسارتی که آنها در عمل به تعهدات از خود به نمایش می گذارند به چشم می آیند.
چه مقدار آمادگی برای پیگیری نیاز در خود ایجاد نموده ایم؟
خواستن همیشه می باید با عنصری تحت عنوان توانستن همراهی گرددوحتی به جرات می توان گفت که بسیاری از خواستن ها بر مبنای توانستن ها شکل می گیرندبر این مبنا می توان گفت که تنها آدم هایی در عرصه جامه عمل پوشاندن به آرزوها و انتظارات خود موفق عمل می نمایندوبه الگویی برای دیگران تبدیل می گردندکه بدانند و یا ایمان داشته باشند که می توانند.زیرا تنها چنین افرادی قادرندکه مقاومت کوه ها را در هم بشکنند،طغیان رودهارا تحت کنترل درآورند و انسان های با نیاز های متعدد وتمایلات مختلف را در کنار هم قراردهند تا سازمانی ایجاد کنند که متعالی در شرایط زمانی خود باشند تا با برون داد های کامل بتوانند تغییری جدی در شرایط ایجاد کنند.در عرصه فعالیت های سیاسی این آمادگی با مشارکت در تصمیم سازی ها و متعهد بودن در امر بری از دستورات خود را به نمایش می گذارد که باید در انتخاب وپرورش نیروها به این دو عنصر توجه داشت.
آیا وظایفی را که مشخص شده است بر عهده می گیریم وآنها را به اجرا می گذاریم؟
متاسفانه ما با کار جمعی چندان الفتی پیدا ننموده ایم ویا اصلا برای این کار ساخته نشده ایم زیرا زمانی که به ما مسئولیت و وظیفه ای را از طرف جمع محول می نمایند و یا مدیریت جمع اینگونه تشخیص می دهد که باید در بخش خاصی که ممکن است از نظر رتبه پایینتر از دیگران باشد قرار گیریم بدون توجه به منافع مجموعه وتوانایی که داریم نارضایتی خود را با سبک گرفتن مسئولیت اعلام می داریم و در بسیاری از موارد بدلیل گستردگی مسئولیت های خردی که دارندگان آنها از به جا آوردن درست آنها طفره رفته اندوکنترل تمام آثار آنها در شرایط سخت برای مدیرت مجموعه ممکن نبوده سازمان شکست خورده است براین اساس مناسب آن است که پس از تعیین نیاز و استوار ساختن آن بر ارزش ها و معیارهای قابل اندازه گیری مسئولیت ها را هم بر مبنای اعتقادی که افراد به ارزش ها دارند و یا اندازه هایی از مهارت ها که از خود نشان می دهندتوزیع نماییم تا مبادا توزیع مسئولیت ها بر مبنای اعتماد محض و یا خواهش و تمنی کار را در شرایط سخت از زیر بلیط مدیریت خارج سازد.
*- به اجمال آنکه آرمان سازی در یک فعالیت کاملا سیاسی با تشخیص نیاز آغاز می گردد و چون در این تشخیص علم وآگاهی های عمومی بسیار اثر گذار می باشند ساختار مدیریتی مجموعه بایدبا تشخیص آگاهی های مورد نیاز و دانشی که می تواند در انتخاب موثر باشدبه تولیدوترویج آن اقدام نماید ودر ضمن در تقسیم مسئولیت ها و وظایفی که اعضاء می باید به انجام برساننداین عنایت را داشته باشد که این کار می باید بر مبنای توان علمی وآگاهی افراد صورت پذیرد زیرا با ورود مناسبات خویشاوندی و عاطفی و توزیع مناصب بر مبنای آنها امکان عمومی شدن آرمان ها و متعهد ماندن اعضاء به انجام آنها به حداقل می رسد وکار مجموعه را با تولرانس زیاد مواجه می کند که این امر گذر و یا تحمل شرایط سخت را اگر غیر ممکن نباشد بسیارسخت می نماید.

[ شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۱۰:۹ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

بدون تردید رهبران اعم از سیاسی و دینی در هر جایگاه وموقعیتی باشند حرمت از مردم می بابند زیرا تا مردم نباشند مسلم است که هیچ چیزی معنا ومفهوم نهادینه شده ای نمی یابد زیرا که خداوند هم بنا به لیاقت مردمان اسباب بزرگی را برای آنها فراهم می آورد.
پس اگر کسی می خواهد موقعیت ومقامی را برای دارنده مرتبتی در میان دیگران معین سازد مناسب آن است که ابتدا مردم را در جایگاه وحرمت خویش قرار دهد تا برمبنای موقعیت متعالی که ایجاد نموده است خود بخود موقعیت مورد نظر تعالی موقعیت یابد ویا به عبارتی زمانی که مردم به عنوان صاحبان اصلی مناصب وموقعیت های اجتماعی و حتی عقیدتی حرمت نمی یابند و با دیده تحقیر نگاه می شوند مسلم است که در میان آن قوم هیچ موقعیت ومقامی نمی تواند امیدوار ومتکی به این نکته باشد که حرمتش جاودانه ماند وازاین روست که امام حسن عسگری(ع) خطاب به شیعیان خود می فرمایند که تلاش کنید تا به زینت ما تبدیل شوید ومبادا که با اعمال و رفتار خود مایه شرمندگی ما گردید ویا به عبارتی بنا به فرمایش آن امام همام رهبران به مردمان خود شناخته می شوند و زینت می یابند ودر جایی که مردم تحقیر می شوند و یا بصورت علنی به آنها توهین می شود نمی توان امید وار بود که حرمت ها جاودانه گردد
حال سئوال من این است که در کجای این کره خاکی مردمانی محجوبتر و ماخوذ به حیاتر از ایرانی جماعت دیده شده است مردمانی که در طول تاریخ برای تعالی حرمت شعائر مذهبی و نهادینه شدن آداب و اصول اخلاقی با طیب خاطر از گران مایه ترین سرمایه های خود گذشته اند و در دامان خود همه مردان وو زنان و رهبران تاریخ ساز را تربیت نموده اند این مردمان تا جایی لیاقت دارند و ارزشمندند که بنا برروایات قیام آخرین منجی بشر از خاک آنها صورت خواهدگرفت و ایشان پشت گرم به حمایت وهمراهی همین مردمان خواهند بود 
پس چگونه است که این مردمان که در همه عرصه ها گوش به فرمان بوده اند وتا به امروز کمترین تزلزلی را در برابر تمام ترفند ها و توطئه ها از خود نشان نداده اند نا لایق شمرده می شوند 
دوستان در زمانی که احساسات بر شما غالب می گردد مواظب گفتارتان نسبت به مردم بررگ ایران باشید زیرا که همه زمینه های بزرگی و تربیت ودست یابی به تمام موقعیت ها توسط خدا شناسی و سخت کوشی این مردمان بوجود می آید واز خاک پر گهر ایران ودامن پاک و آمیخته به مهر اهل بیت این مردمان است که افراد می توانند به عرش اعلی برسند وحیف است که چنین مردمانی کوچک شمرده شوند

[ شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۱۰:۸ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

من از بیگانگان دیگر ننالم
که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
...........................................
بی گمان انتظار از آشنا این است که با پوشاندن نقاط آسیب پذیر،تقویت نقاط قوت و همکاری و مساعدت آدمی را در مقابل رخدادهایی که می توانند عاملی برای صدمه و آزار باشند تحت حمایت بگیرد امام اگر چنین انتظاری برآورده نگردد و آشنایی که از تمام نقطه ضعف ها ،غفلت ها و به نوعی بی توجهی و سهل انگاری های آدمی مطلع است اقدام به برملا نمودن و یا در اختیار دشمن گذاردن آنها بکند ویا بدتر از آن بخواهد با چاپلوسی و تملق آدمی را غافل از خطرهایی بکند که در کمین است مسلم است که آسیب وارده از او بسیار مخربتر از آسیبی خواهد بود که از دشمن برآدمی وارد می گردد
پس ای آنکه توانسته ای به مناسبتی خود را نزدیک بدیگران نمایی تا جایی که نام آشنا یابی تلاش کن که چون آیینه در خدمت آنکه به تو امیدواری یافته است قرار بگیری واو را از گزند دور داری

[ شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۱۰:۷ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

در شماره گذشته مطلب به انسان و فعالیت هایی که انجام می دهد و یا موظف است که انجام دهد اشارتی نمودم ودراین شماره سعی می کنم که به فلسفه فعالیت وکار در نزد انسان بپردازم
فعالیت به چه منظوری صورت می گیرد ومعیارهای ارزیابی درستی آن کدام است؟ 
تلاش بی وقفه کاریست که انسان برای دست یابی به نیاز ها و برطرف نمودن کمبودهای خود به آن دست می زند و در این کار او سعی می نماید که به امور خود نظم ببخشد تا از کار به مفهوم انجام دادن مقطعی وتعریف شده وظیفه به فعالیت که اقدامات گسترده وبا اهداف مختلف را در بر می گیرد برسدپس هر تلاش سازمان یافته ای را که از سوی انسان به عمل می آید تابا بهره گیری از فرصت ها و امکانات مختلف موقعیت فعلی را به وضعیتی مطلوب تغییر دهدوآثار مثبتی در شرایط کلی زندگی او بوجودآید فعالیت نام می گیرد بر این اساس هر فعالیتی منطبق برارکانی می باشدکه می باید در هدف گذاری وسازمان دهی به آنها توجه کاملی بشود که برای هریک از آنها در عرصه مدیریت فعالیت های سیاسی نمونه هایی را ذکر می نمایم
الف- منشاء فعالیت انسان است
موقعی که از فعالیت بعنوان یک آیتم ومعرف سخن به میان می آید این موجودیت از جنبه های غریزی رفتارکه انسان با سایر موجودات در آنها مشابهت های دارد خارج می گردد وبه حرکت هدف مندی تبدیل می گردد که با شاخصه های خاصی تعیین محدوده می شودکه از جمله این شاخصه ها می توان به موارد ذیل اشاره نمود. 
1- الف. شناسایی محیط پیرامون وتلاش مسئولانه برای نزدیکی به آن.
بدون تردید هیچ حرکتی را نمی توان بدون داشتن ارتباطی متعامل و پویا با محیط پیرامون منتهی به نتیجه پیش بینی شده دانست زیرا انسان با تلاش خود سعی می کند که با ایجاد تغییر در ارتباطی که بین او و محیط پیرامونیش وجود دارددامنه تاثیر گذاری خود را در جهت افزایش بهره مندی از پتانسیل های موجود در محیط افزایش دهدواین افزایش باید با ایجاد افزایش اقبال از سوی محیط پیرامون برای داشتن ارتباط با انسان همراهی گردد که عوامل متعددی در این امر می توانند موثر واقع گردند که در جای خود به هریک از آنها خواهیم پرداخت اما آنچه در این بخش می باید بدان توجه گردد این است که سازمان دهندگان فعالیت های سیاسی نیزبه تبعیت از اصل کلی فوق الذکر باید بتوانند با محیط پیرامون خود ارتباط مناسب و اثر گذاری ایجاد کنند که این کار می باید با توجه به متغییر های خاصی صورت پذیرد که برخی از آنها عبارتند از
*- باز خوانی تاریخ وعبرت گرفتن از آن.
ما انسان ها متاسفانه تنها زمانی به باز خوانی تجربه های خود اقدام می کنیم که در جریان کار با شکست و یا از دست دادن فرصت مواجه شده ایم مثلا شما کاندیدایی را در نظر بگیرید که در کشوری مثل ایران سی سال در مصادر مختلف حکومتی با جریانی به نام سیاست آشنایی داشته وخود به عنوان یکی از عوامل موثر در جریانی شدن اندیشه های سیاسی نقشی تعیین کننده در بسیاری از انتخابات های انجام گرفته بر عهده گرفته است اما این فرد بدون آنکه به تاریخ بر گردد و روند شکل گیری رای را مورد ارزیابی قرار دهد ویا مهارت و آمادگی های لازم را در خود و همراهانش ایجاد کند با جمع آوری تمام داشته های خود وارد عرصه ای بشود که مدیریت تحولات درونی آن آمادگی های زیاد و تمهیدات فراوانی را برای حذف و یا کنترل جریانات مزاحم وراه انداختن حرکتی درست برای حمایت از خود را نیازمند باشد وتازه پس از سپری نمودن راه ومواجه شدن با شکست نیروهای خود را جمع نماید واز آنها بخواهد که بدانند که چرا شکست خورده اند.براستی اگر ایشان با باز نمودن پرونده ای که در گرد آوری مدارک آن خود نقشی تعیین کننده داشته اقدام به طراحی برنامه ای می نمود که در آن انحراف معیار دقیق برای فعالیت در نظر گرفته می شد وروند چرخه امور بر مبنای اهداف مرحله ای و کنترل روند همراهی معیارانحراف با روند اصولی در نظر گرفته می شدآیا امکان آن وجود نداشت که در هر جایی که نیاز به تغییر موضع و یا استفاده از ابزارهای مشروع در تبلیغات بود او می توانست که بر روند امور حاکم گردد و با هدایت آن در مسیری که تمام همت مجموعه در آن جمع شده بود به آنچه که برنامه آن را تدوین نموده بود دست می یافت؟
*- شناسایی و ارزش گذاری متناسب با اهمیت فرصت ها.
شانس همیشه در خانه آدمی را می زند مشروط بر آنکه برای شنیدن اولین دق الباب مهارت شنیدن خوب و باز کردن سریع دررا در خود ایجاد کنیمتا در هر بارمجددی که در را دق الباب نمود گوش شنوایی برای شنیدن صدای دروپاهای قوی و چابکی برای حرکت به سوی در وباز نمودن آن وجود داشته باشدپس آنانی که می خواهند با استفاده از مدیریت زمان به آرزوهای خود دست پیدا کنند باید در ابتدا گوشی شنوا برای هشدار هایی که محیط به او می دهد داشته باشند تا با بهره گیری از آن بتوانند به سرعت حرکت خود بیافزایند ویا با کاستن از آن به باز یابی موقعیتی که دارند و تغییراتی که می باید در نحوه فعالیت خود بدهندبپردازنداز سوی دیگر باید پاهایی که می باید اورا به سوی هدف بکشانند وبا کوبیدن سختی های راه همواری آن را نصیب پیروانش بنمایند آنقدر توانمند و در اختیار باشند که برای مواجه با هر تصادفی و اتفاقی آمادگی داشته باشند خوابیدن با این امید که نتیجه از آن ما خواهد بود و یا دل سپردن به پاهایی که جز به محفل و شادی راه دیگری را در نیافته اند مسلم است که جز شکست و تلخ کامی عایدی دیگری به همراه نخواهند داشت.
*- باید بپذیریم که حاضر شدن وکسب موفقیت در عرصه ای که همه با تمام توان می آیندبه مهیا نمودن تمام امکانات نیازمند است.
امروزموفقیت در تمام فعالیت ها با حضور سرمایه وفکر تضمین می گردداما باید به خاطر داشت که تدبیر امور این دو که تحت عنوان مدیریت تلفیق شناخته می شود چیزی نیست که به سادگی شکل بگیردبلکه بدست آوردن امکان ترک تازی در آن به شناسایی دقیق مردان نبرد،بیرون راندن اندیشه های کند و محفلی از درون جریان ودر نهایت انجام دادن کار بوقت خودش ودر جای خودش نیاز مند می باشد که تساهل در هریک از آنها می تواند شکافی عظیم را بین سرمایه و اندیشه ایجاد کند که پر کردن آن شکاف تنها با شکست و فرو ریختن مجموعه در درون آن شکاف میسر می گرددتازه اگر پس از شکست و فروریزی مجموعه آنهایی که باقی مانده اند بتوانند با فهم دلایل بروز حادثه از زمین همواری که بدست آمده است برای ایجاد شکافی دیگر استفاده ننمایند و یا با تجربه گرفتن از گذشته مانع بروز مجدد این شکاف گردند. 
به اجمال آنکه انسان علاقه مند به تغییر باید بداند که این تنها او نیست که پرونده فعالیت را با کسب توفیق می بندد بلکه باید بپذیرد که محیط پیرامون نیز می باید به اندازه وهمانند او در این کار اشتیاقی برای کسب پیروزی از خود نشان دهد تا با تلفیق اندیشه فرد ومنابع(انسانی ومادی) محیط پیرامون شاهد پیروزی در دسترس واقع گردد واین امکان تنها با شناسایی و بررسی دقیق نیاز انسان و توانایی محیط پیرامون درتامین آن امکانپذیر می گردد واگر شکستی حاصل می آید ناشی از آن است که این شناسایی و ایجاد اقبال در محیط برای قرار دادن امکانات در اختیارانسان بدرستی صورت نگرفته است.

[ شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۱۰:۶ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

بس نامور به زیر زمین دفن کرده‌اند
کز هستیش به روی زمین بر نشان نماند
خیری کن ای فلان و غنیمت شمار عمر
زان پیشتر که بانگ بر آید فلان نماند
...............................................
واقعیت دردناکی که به نوعی همه ازآن فراری می باشند همانا مرگ و به زیر خاک ویا در گور شدن است اما همانگونه که از اسمش پیداست ونام واقعیت می یابد باید آن را پذیرفت و به نوعی با آن کنار آمد زیرا که در زیر خاک کسانی به آرامش رسیده اند که ای بسی در زمان حیات کسی نمی توانست حتی در اماکن بسیار مخفی و محافظت شده نیز نام آنها را به سادگی و بدون رعایت و استفاده از القاب خاص برزبان بیاورد .
واقعیت دیگری هم وجود دارد که اگر آدمی غافل نباشد و بتواند آز آن بهره کافی و وافی ببرد بی گمان می شود از طریق آن تا حدودی تلخی و زهر حقیقت اول را کم رنگ نمود و آن باقی گذاردن نام نیک و جاودانه می باشد و یا به عبارتی درست است که انسان نمی تواند از نظر فیزیکی خود را جاودانه سازد اما از طریق کار نیک وهمراه نمودن دل مردمان و دل تاریخ نامی از خود باقی بگذارد که فنا شدن جسم خاکی را قابل تحمل کند.
اما دراینکه کدام کار خوب است وکدام کار بد و یا چه کاری می تواند آدمی را جاودانه نماید حرف بسیار است زیرا که این موضوع بستگی به شرایط دارد و عملی را می طلبد که متناسب با شرایطی باشد وجامعه انجام دادن آن را از مردمان طالب و جوینده نام انتظار دارد 
مثلا در جایی بخشیدن مال و به نوا رساندن بینوایان و بیچارگان کار نیک و خوب شمرده می شود وتا زمانی که تاثیر این نوع نیکی پا برجا می باشد می توان به خوش نامی و بقا در میان مردمان هرچند به نام امید وار شد 
اما در برخی از اوقات انسان و اجتماع او نیازمند تحولات و تغییرات جدی می باشند که در اینجا دیگر اتکاء به منابع مورد نیاز برای عمل به خواست جامعه کفاف نمی دهد بلکه دراینجا این فکر است که سرمایه جاودانه ای می شود که می تواند برخورداران از خود را نام واعتباری جاودانه بخشد یعنی افراد می توانند با اقدام به حل مسائل ومشکلات مردم ویا پیدا نمودن راه حل های علمی به مردمان کمک نمایند ونام خود را جاودانه سازند
به هر حال انسان خواهان جاودانگی می تواند با انجام اعمال نیک نام خود را جاودانه نماید ولی زمانی که خود او با طیب خاطر و با تلاش خود در پی این مقصود باشد و یا از فرصت و عمر خود برای اقدام به این کار استفاده نماید وگرنه با از دست رفتن فرصت عمر نه تنها نمی توان کاری ماندگارانجام داد بلکه آنچه از انسان باقی ماند جز تلی از خاک ومزاحمت برای دیگران نخواهد بود

[ شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۱۰:۴ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک
......................................................
اگر انسان را به عنوان موجودی اجتماعی در رهن عمل و اقدام دیگران بدانیم و باور کنیم که همه باید تلاش نمایند تا رفاه و آسایش عمومی فراهم آید آنگاه خواهیم پذیرفت که در تحقق این هدف (منفعت عمومی) اگر فردی دچار نوعی خطا و خلاف گردد و از محل آن دچار مشکل و عذاب شود نمی توان بر او خرده گرفت 
پس ای آنکه جایگاه وموقعیت خدمت به مردم در اختیار داری بکوش که از محل عمل و ورود تو مردم منفعتی را بدست آورند حتی اگر اینکار به قیمت سختی و عذاب تو باشد

[ شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۱۰:۳ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

پارسایی و سلامت هوسم بود ولی
شیوه‌ای می‌کند آن نرگس فتان که مپرس
.......................................................
بدون تردید هر انسانی بنا به طبع انسانی خویش آرزومند ایجاد اعتباری در عرصه پارسایی و سلامت نفس می باشد و یا به عبارتی انسان دوست می دارد که در میان مردم به پارسایی و سلامت نفس شناخته شود 
اما مشکل در این است که نفس و هوس دنبال چرب و شیرینی می رود که مشخصا دست یابی به آنها جز با زیر پا گذاردن مبانی فکری و اعتقادی سلامت نفس و پارسایی ممکن نمی شود زیرا که منابع و فرصت ها آن مقدار محدودند که اگر به عدالت تقسیم شوند تنها می توان امیدوار به این بود که هرکسی تنها به حصه ناچیزی از امکانات دست بیابد که کفاف حداقل ها را می دهد واین با همه چیز خواهی و انحصار طلبی همسویی وهمراستایی ندارد

[ شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۱۰:۲ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

زنان باردار، اى مرد هشیار
اگر وقت ولادت مار زایند
از آن بهتر به نزدیک خردمند
که فرزندان ناهموار زایند
..............................................
درست است که بسیاری از رفتارهای کنشی،میان کنشی وواکنشی اکتسابی می باشند وهیچ آدم گنه کار و یا منحرفی از مادر خطاکار بدنیا نمی آید و این شرایط عمومی جامعه می باشد که فرد را به بزه و نابهنجاری های مختلف مبتلا می سازد 
اما بی گمان ژنتیک و تاثیرات پیدا و پنهان آن نیز می تواند در ایجاد نوعی کشش وعلاقه مندی به حضور در اماکن پر خطر موثر عمل نماید 
حال اگر دو مقوله مزبور را در هم بیامیزیم تا یک حکم کلی بیرون بدهیم متوجه این واقعیت می شویم که چه فرد زیر ساخت های رفتاری خود را از ژنتیک بدست آورده باشد و یا آن را از جامعه دریافته باشد مهم آن است که بر مبنای هنجارهای اجتماعی به عنصری اثر گذار و مثبت شناخته شود ویا فرد زمانی می تواند عنصر مطلوب شناخته شود که در خدمت مردم وهمراه و یاور آنان باشد و گرنه فردی که از انسانیت بویی نبرده باشد و با هر ترفندی بخواهد که مال مردم را بالا بکشد تا خود به بالا برسد مسلم است که چه از رحم مادر جانی بدنیا آمده باشد و چه در اثر اختلالات موجود در متن جامعه به موجود مزاحمی برای مردم مبدل شده باشد در هر حال انسان نیست و نباید به او نام انسان نهاد

[ شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۱۰:۱ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

الان که داشتم در صفحه اصلی فیس بوک مطالب دوستانم را مطالعه می نمودم با ویدئوی از دوست گرامیم جناب داود راوند مواجه شدم که درسازمان بروز رسانی سیستم های دیجیتالی تولید ومنتشر شده بود دراین ویدئو گفته می شد که من وما از همه بریده ایم و به ابزار سرد و بی روحی به نام کامپیوتر پناه برده ایم و با عنایت به اینکه در شبکه های اجتماعی دارای دوستان بیشماری هستیم اما هیچکدام از آنها را نمی شناسیم و یا آنها ما را نمی شناسند و کار ما شده است با تلفنمان کلنجار رفتن و یا به نوعی با دوستان مجازی ور رفتن 
باید قبول داشت که در اصل اینگونه شده ایم وهمه عالم ما همان عالم مجازی می باشد که از صبح و با روشن نمودن کامپیوتر آغاز می شود و تا شب ادامه می یابد و حتی در خواب هم گاهی ادامه دارد تا صبحی دیگر 
براستی چه می توان کرد ویا چه باید کرد زیرا که انسان موجودی است که رفته رفته زیر بلیط مدیریت و هوشمندی ابزار های خود خواهد رفت و تنهایی را تجربه خواهد نمود که بسیار عذاب آور خواهد بود زیرا که در این تنهایی خود ساخته او تمام رغیت و انرژی خود را صرف مجاز خواهد نمود وازاین روی در عالم معنا زمینه را برای تسلط قدرت هایی که انسان را تنها می خواهند فراهم خواهد آورد و با ادامه عادت به حیات در مجاز طولانی شدن این تسلط را مهیا خواهد ساخت. همانگونه که ما امروز با جمع شدن در شبکه های اجتماعی ودل خوش داشتن به اینکه می نویسیم ومی خوانیم و مطلع می شویم که در کنارمان چه می گذردوچگونه منابع و فرصت های ساختن و آباد نمودن مملکت بر باد می رود اما کمترین تحرکی و تلاشی را برای عملیاتی و یا مادی نمودن ره یافت های مطالعاتی و حتی ارتباطی در این شبکه ها از خود به نمایش نمی گذاریم 
آیا نمی توان از این وضعیت برون رفت و ضمن برخورداری ازاین ابزار های هوشمند برای مادی نمودن آنچه که دراین شبکه می آموریم کاری انجام داد؟
آری می توان ولی نه در حالتی که داریم و عادتی که یافته ایم بلکه با عمومی نمودن واقعیت هایی که می شنویم ومی بینیم وبه نوعی ما را منقلب می نماید آنهم نه در فضای مجازی شبکه های اجتماعی بلکه با بیان آنها در هر جمع و محفلی که در آن قرار می گیریم و یا مجال آن دست می دهد که بگوییم و بپرسیم
ویا اگر چنین امکانی نداریم حداقل با خودهامان مطرح سازیم خود هایی که تنها نام دوست یافته ایم و از سر زدن و صحبت نمودن حتی در عالم مجاز طفره می رویم

[ شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۱۰:۰ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

نمی خواهم داستان تکراری وسوزناک سفره های خالی و یا سبک شدن سبد خانوار را که در نزد ما ایرانیها از داستان حسین کرد شبستری طولانیتر و از داستان یوسف و زلیخا سوزناکتر شده است دوباره ساز نمایم بلکه می خواهم با تاکید براین نکته که سیر صعودی قیمت ها و یا بروز یک سونامی جدی در قیمت ها تنها در نان خلاصه نخواهد شد بگویم که مردم ما به این چیز ها عادت نموده اند و به نوعی دولت های ما هم چه از راست و یا چپ جز بالا بردن هزینه زندگی راه دیگری برای باقی ماندن در قدرت نیافته اند و یا به فکرشان نمی رسد 
در آسیب شناسی پدیده افزایش قیمت ها که به عادتی در نزد مردم و به ابزاری برای باقی نگه داشتن قدرت مانور مدیریت های ناتوان در استفاده از فرصت ها در نزد دولت تبدیل شده است می توان به این نکته اشارت داشت که این همه ناشی بی توجهی ما به مدیریت زمان واعمال سیاست و بازی هایی است که غرب بر سر ما آورده است زیرا که اگر ما به مدیریت زمان توجه داشتیم و به نوعی فرزند زمان خود بودیم می دانستیم که به نتیجه نرسیدن مذاکرات 1+5 فشار بسیار مخربی را بر وضعیت شکننده اقتصاد ما وارد خواهد نمود و ازاین روی در زمان های قبل از شروع وادامه مذاکرات تلاش می کردیم که به نوعی بازار را برای قبول وضعیت روانی ناشی از شکست و یا به نتیجه قطعی نرسیدن مذاکرات آماده نماییم ویا به نوعی با تزریق امید واری به ظرفیت های اقتصادی از تبعات ناشی از بی نتیجه ماندن مذاکرات و تبعاتی که کاهش قیمت نفت متوجه اقتصاد ما خواهد نمود بکاهیم اما نکردیم و میدان را دانسته به کریدورهایی سپردیم که مترصد بودند تا با باز نمودن راه هایی حارج از راه های قانونی ویا تونل زدن در میان آن راه ها دولت را دور بزنند و به سرعت با جاری نمودن نوعی هیجان کاذب در بحث افزایش قیمت طلا و ارز اقتصاد را متلاطم سازند.
اما مهمتر ازاین واقعیت ودرد عمیق این موضوع است که چرا دولت که معتقد است نمی تواند مرحله دوم از هدفمندی یارانه ها را بدون اعمال تغییرات عمیق و نافع بر حال قاعده هرم اجتماعی به انجام برساند بیک باره سدی را می شکند که مطمئنا پتانسیل رها شده از آن نه تنها به نفع اقتصاد ملی نخواهد بود بلکه با وارد آوردن شوک جدی آن امیدواری اندک بوجود آمده در مردم و بنگاههای اقتصادی علاقه مند به سرمایه گذاری را که ناشی از ایجاد ثبات نصف و نیمه در مدیریت وبرنامه های اقتصادی بود نابود خواهد کرد
دولت محترم باید بداند که پای گذاردن در راه بدون بازگشت افزایش قیمت ها به نوعی ادامه دادن به مسیری است که با هدایت و هول دادن منافع به جیب رانت خواران قاعده هرم اجتماعی را ضعیفتر و عوامل جریان ساز فقر واستضعاف را قوی تر خواهد نمود وفرقی نمی کند که این راه را اصول گرایان بروند و یا اصلاح طلبان رهبران و مدیران آن باشند.
گران شدن قیمت نان بی گمان موجی از گرانی را در همه سطوح اقتصاد ناتوان و بی رمق ایران ایجاد خواهد نمود که تبعات جدی آن را می توان در افزوده شدن به بزه ونابهنجاری های اجتماعی که به نوعی شالوده اجتماعی ما را در خظر قرار داده است ملاحظه نمود هرچند که گفتن ونوشتن در این موضوع مصداق روشن مثل ترکی معروف است که می گوید 
صدای جرینگ جرینگ سنگ آسیاب باعث سردرد می شود اما آسیابان کار خودش را می کند

[ شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۹:۵۹ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

وقتی در مقام انتقاد و اعتراض بر دولت های نهم و دهم ایراد مسلط نمودن تورم ورکود بر اقتصاد ایران را وارد می نمودیم در اصل این اعتقاد را ترویج می کردیم که دولت اصلاحات و یا اعتدال راه مزبور را دنبال نخواهد گرفت و بر عکس تا می تواند لبه تند و هدایت شده اقدامات خود را مصروف مبارزه عملی با رکود و تورم خواهد کرد
واز قضا در طی مدتی که از عمر دولت تدبیر وامید سپری می شود در ظاهر و بر روی کاغذ تا حدودی می شد دولت را وفادار به وعده های خود و عامل به مبارزه با تورم و رکود معرفی کرد زیرا که در این مدت با کاسته شدن از ضریب تورم و رکود بدلیل عدم علاقه مندی دولت به گران فروشی و یا گران نمودن مولفه های اقتصادی که تحت حمایت سوبسید بودند در عمل سایر اقلام کمتر دچار نوسان گردیده وبا افزایش قیمت مواجه شدند و یا با ثباتی که قیمت ها وبازاریافته بودند مخصوصا در حامل های انرژی کم کم این اطمینان در سرمایه گذاران بوجود آمده بود که اقتصاد دچارتکانه های شدید و غیر قابل مهار نخواهد شد ویا به عبارتی دلالی توان اقتصاد را نخواهد بلعید 
اما گران شدن بیک باره قیمت طلا و ارز وبی عملی روشن دولت در قبال این تغییر فضای نیم بند و شکننده اطمینان به ثبات در وضعیت حمایت های دولت را دچار تاری و تکدر نمود وبا اعلان و عملی نمودن تغییر قیمت در نان که می شود آن را تیر خلاص دولت بر ساختار مدیریت اقتصادی خود تلقی نمود بکلی این فضا را تیره وسیاه ساخت 
ویا به عبارتی دولت با وارد شدن در یک کورس تغییر قیمت با عوامل ناپیدای موثر بر تحولات وتغییرات قیمت ها و به نوعی موثر در شکستن فضای اطمینان بخش چوب حراج بر اعتبار و نتایج اقدامات خود زد زیرا که این موضوع نشان می داد که دولتی که در عمل می باید رابطه خود را با دلار قطع می نمود و سمت سیاست های خود را در عرصه تولید به سوی ریال می گرفت تا بتواند ازفشار تحریم ها بکاهد نتوانست ودر عمل مجبور شد که برای اداره کردن اقتصاد داخلی در عرصه خدمات دولتی دست خود را به سوی در آمدهای ریالی حاصل از اجرای یک طرفه و بافشار قانون هدفمندی یارانه ها درازنماید واین یعنی فشار بر سبد خانوار و هدایت پر فشار سمت حرکت ثروت از سوی لایه های زیرین قاعده هرم اجتماعی به سوی دارندگان رانت و برخورداری از نقدینگی در بازار 
زیرا که اقتصاد ایران از اساس با صنعت و کشاورزی مدرن که بازوان یک اقتصاد سالم وپویا می باشند دوستی و رفاقتی ندارد وعمده ظرفیت های خود را در بازار و یا بخش خدمات بکار می گیرد وهمین نکته ای است که کمتر در بروز شرایط ناپایدار در اقتصادایران مورد توجه قرار می گیرد و یا حتی در آسیب شناسی عقیم ماندن طرح های بزرگی چون طرح قانونمندی یارانه ها مورد عنایت و باز رسی واقع می شود 
به اجمال آنکه گران نمودن نان اگر چه که با منطق ادامه اجرای قانون هدفمندی یارانه ها صورت گرفته باشد و یا در واقع اثرات تخریبی تحریم ها را عامل فشار قطعی در دست یازیدن دولت به این عمل بدانیم این هردو نمی تواند به عنوان عنصری قابل توجیه برای برهم زدن نیمچه دست آوردهایی باشد که دولت در مدت فعالیت خود بدست آورده بود 
زیرا که اگر دولت می توانست زیر فشار هایی که وادارش می نمود که دست به این سیاست ببرد ایستادگی نماید بی تردید آثار و نتایجی بدست می آمد که می توانست مایه اعتبار دولت تلقی شود و گفته شود که این دولتی بود که با واقع بینی مدیریت بحران وتنگنا را در اختیار گرفت و با موفقیت در آن توانست کشور را از یک برهه بسیار حیاتی وتاریخی به سلامت وموفقیت عبور دهد.

[ شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۹:۵۶ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

چه جورها که کشیدند بلبلان از دی
به بوی آن که دگر نوبهار بازآید
..............................................
تحمل ویا به عبارتی تاب آوردن از خصوصیات انسان است ودیگر موجودات از چنین و یژگی برخوردار نیستند اما چرا انسان چنین خصوصیت و یا صفتی را در مجموعه رفتار ومنش خود نهادینه دارد سئوالی است که پاسخش را در داشتن تجربه می توان جستجو نمود
برای مثال آنجا که انسان جور خزان و سرمای زمستان را به خاطر رویش مجدد بهار و گرمای جان افزای تابستان تحمل می نماید این آمادگی را در عمل کسب می کند که سختی ومرارت حاصل از عدم توجه و دقت خود را که به مشکلی برایش تبدیل می شود برای بدست آوردن فرصتی دیگر تحمل کند تا بتواند با تجربه تر از گذشته سنگینی مشکل را دوباره تجربه نکند 
پس ای آنکه خود را در برابر مشکل و گرفتاری می بینی تحمل کن که مسلما پس از هر مشکلی گشایشی وجود دارد

[ شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ۹:۵۴ قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات وب
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

"رنگ وابزار اسدی شناط میدان آزادی" "نصب دوربین های مدار بسته عسگری شناط روبروی درمانگاه بیست و دوبهمن" "پارچه سرای اطلس شناط میدان آزادی ابتدای خیابان سپاه" "کبابی گلچین شناط میدان آزادی" "فروشگاه لوله و اتصالات برادران علیمردانی شناط میدان آزادی"