X
تبلیغات
وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر
وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر
خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه
ای غره به رحمت خداوند
در رحمت او کسی چه گوید
هر چند موثرست باران
تا دانه نیفکنی نروید
.......................................
گنج بی رنج میسر نمی شود وآنکه بدنبال کسب موقعیتی مورداقبال ازسوی مردم وخداوندمی باشندباید به خاطرداشته باشندکه بایدبرای بدست آوردن آن کاروکوشش فراوانی به انجام برسانند زیرا درست است که مردم از گذشت وبخشش نسبت به بنی نوع خوششان می آیدودردستورات دینی وعرفی آنها به این کار دعوت گرذدیده اند ویا خداوند چون درجای حق وعطوفت نشسته دوست نمی داردکه بربندگان خود سخت بگیرد و آنها را درگیر مشکل وسختی بنماید اما همه اینها به این نکته متصل است که ازسوی آنکه انتظارفضل وکرم خدواند ورحمت وبخشش او را دردل پرورانده است حرکتی برای دست یابی بدین امورصورت گیرد وگرنه اینکه فردی هرکارکه ازدستش برآمددر حوزه منکرومسکرانجام دهد ویا خیرآنجا که از دستش برآمدتا کارخیری انجام دهدازاین کاراجتناب ورزد واین انتظاررا داشته باشد که خداوندهم با اومهربان وعطوف باشدویا مردم چون نگینی او را درمیان بگیرندانتظاروخواستی غیرعقلانی می باشد که هیچگاه به نتیجه وبارنخواهد نشست.
پس ای آنکه تمام تلاشت را بکارمی گیری که ازرحمت خداوند ومهربانی مردم برخوردارباشی به یادداشته باش که این امکان تنها ازطریق با وبرای مردم بودن امکان پذیر می گردد زیرا که قلب مردم زمین مساعدی می باشدکه به راحتی می تواند بذر محبت وکارنیکوی تو را درخودجا بدهد وپروارش نماید تا به چشم خداوند بیایدواوبه خاطر آنکه دل بندگانش راشادنموده ای تو را درمیان محبت وکرم خویش بگیرد وازهرگزندی مصون ومحفوظت دارد

[ پنجشنبه دهم بهمن 1392 ] [ 11:2 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
ازسلسله مطالب با عنوان ساختار شهری، دانش بنیان(40)
..............................................................................
درشماره گذشته مطلب توضیحی درخصوص ضرورت توجه به نظارت ونقد منتقدان توسط شهردار و شورا ارائه دادم وبا بیان این نکته که نباید شورا وشهرداری تمام همت خودرا صرف ساکت نمودن مطبوعات وفعالان عرصه نقد بنمایند زمینه را برای بررسی موضوع مهمی که ازاصول اخلاقی ما می باشد ولی متاسفانه مسئولان ما بدان توجه نمی نمایندویا شوربختانه درمسیر خلاف آن عمل می کنند آماده ساختم که امید وارم دراین مطلب با شکل جامعتری بدان بپردازم.
امام علی(ع) می فرمایند ویا به تاکیدبه مردم می گویند که:
سلونی قبل ان تفقدونی، فوالله لا تسألونی عن شیٍ مضی و لا عن شیءٍ یکون الّا أنبأتکم به.
از من بپرسید پیش از آنکه مرا از دست بدهید، به خدا قسم پاسخ هر سؤال شما را درباره گذشته، یا حال و آینده می دهم.
چرا با اشاره به این فرمایش موکدازامام علی(ع) خواستم مطلب را ادامه دهم سئوالیست که اگربه پاسخ آن عنایت فرماییدملاحظه خواهیدنمودکه مسئول ومتولی امورمردم باید ازمردم بخواهد که ازاو پرسیده شود که برای چه ویا چرا چنان تصمیمی گرفته است ویا چرا چنین برنامه ریزی داشته است .
دوستان حتما خواهندگفت که این بحث چه ربطی به فرمایش امام علی (ع) دارند ایشان با عنایت به موقعیت امامت وخبر از غیب ازمردم می خواستندکه ازایشان دررابطه با امورمهمتری بپرسند وما مسئولان که افراد عادی می باشیم وای بسی که با عنایت به رانت ها ولابی هایی که برخوردارازآنها بوده ایم ازراندمان هوشی متوسطی درجامعه برخوردارباشیم چگونه می توانیم پا جای پای علی(ع) بگذاریم وبگوییم که ازما بپرسید قبل ازآنکه مرا ازدست بدهند .
درپاسخ به این دغدغه می خواهم به این نکته نظر دوستان را توجه بدهم که دوستان امام (ع) دراین فرمایش خودبه یک موضوع بسیاربدیهی اشاره می نمایند که درفهم آن اصلا نیازی به دانایی غیبی نیست زیرا که اگرچنین بود حتما می باید رسول خدا که به صورت مستقیم با منبع وحی ارتباط داشتند درهر موقعیتی ودرهروضعیتی به مردم می گفتندکه ازمن بپرسیدتا درسترین راه را به شما نشان دهم ویا برای هرمشکلی که بود ویا ایشان احتمال ایجادآن را میدادند پاسخ ازغیب می آوردند ونمی گذاشتند تا مردم درزمان خودشان وبعدازآن دچارمشکلات گردند وبه قرآن،سنت،اجماع وعقل نیازداشته باشند ویا سایرائمه همه بارها به این نکته اتکاء می کردند ودرنهایت مردم را مجاب می نمودندکه بپرسند درثانی آنجا که علمی هست وبایدبه مردم داده شودچه نیازی به پرسیدن هست 
پس تفاوت درچیست که نبی گرامی اسلام(ص) نمی فرمایندویا سایر ائمه(س) چنین تاکیدی ندارندزیرا که همه آنها همچون امام علی(ع) به عالم غیب راه داشتند اما امام علی می فرمایندوبه تاکیدازمردم می خواهند؟ 
پاسخ به این سئوال بسیارساده است وآن اینکه در میان ائمه تنها امام علی (ع) مسئولیت مستقیم حکومتی دارند ومردم می توانندایشان را درقبال امانت هایی که دراختیار متولی و حاکم قرارمی گیردمورد مواخذه قراردهند.
پس ایشان اگر می فرمایندازمن بپرسید منظورشان این است که مردم موظفند تا ازفلسفه اتخاذتصمیم ها بپرسندوبه این کارعادت نمایندتا حاکمان بعدی بدون توجه به نظر ورای مردم چیزی را انتخاب نکنندکه مردم ازفلسفه وجودی آن بی اطلاع باشند وبدین دلیل همراه وهمسو با حاکمان نگردند وازاین روست که ایشان می فرمایند.
به خدا قسم پاسخ هر سؤال شما را درباره گذشته، یا حال و آینده می دهم.
زیرا این گذشته ،حال ویا اینده آیتم هایی هستندکه مسئولان بایدبدانها توجه داشته باشندتا برنامه ریزی های خود را برمبنای آنها انجام دهند ویا این سه مولفه ودانایی دررابطه با آنهاست که یک مدیر و حاکم را در هدایت امور توانا نشان می دهد زیرا که 
با نگاه به گذشته و درستی کارصورت گرفته درآن ویا غفلت هایی که بوده می توان گفت که اگرامروزمردم دررفاه ویا تنگنا می باشند چه علتی باعث آن بوده است تا اگر رفاهی عایدمردم شده با کاربیشتردرآن حوزه بتوان رفاه وآسایش بیشتری را نصیبشان نمود ویا اگرمحدودیت وضعفی وجودداردبا یافتن علت آنها وحذف ویا کنترلشان معایب را برطرف نمود
همچنین با نگاه به حال می توان گفت که مردم ازچه کمبودهایی دررنجندوریشه پیدایش آنها درچه بوده است ویا با عنایت به روندی که اموردارندمردمان درآینده چه نیاز هایی خواهندداشت تا برای آنها فکری شود 
و درنهایت با نگاه به آینده می توان متوجه این واقعیت شد که با عنایت به منابع مادی ومعنوی دراختیاروفرصت هایی که وجودداردچگونه می توان برنامه ریزی نمود تا تهدید ها را به فرصت تبدیل کرد.
پس دوستان شورایی و حاضران دراریکه تصمیم گیری شهرداری که درجایگاه وموقعیتی همسان با امام علی(ع) قرارگرفته اند وچون ایشان باید مسلح به دانش وتجربه پاسخ دادن به سئوالات مردم درخصوص گذشته وحال و آینده باشند بایدمثل ایشان درهر نشستی که با مردم ورسانه ها به عنوان چشم وگوش مردم دارند ازآنها بخواهندکه قبل ازآنکه دیرشود سئوالات خود را ازآنها بپرسند تا ضمن آشنایی با فلسفه تصمیم های شورا ومدیریت اجرایی شهرداری همراهی وهمگامی خود را با بهینه نمودن تولیت شهرداری بر منابع وفرصت ها اعلان بدارند ونظرات خودرا بدانها انتقال دهند.
درثانی دوستان درشورا وشهرداری بایدبه این نکته وقوف داشته باشندکه مدیریت برزمان ومنابع جز ازطریق دانستن این نکته که مردم چه می خواهندامکان پذیر نمی باشد زیرا که مردم با رای دادن وانتخاب نمایندگان شورا وبه صورت غیرمستقیم شهرداری وکلایی را برمی گزینندکه ازمنافع وحقوق آنها دفاع نمایندواین دفاع میسرنمی شود مگرآنکه فرصت هایی فراهم شودکه مردم بگویندکه دوست دارندشهرشان چگونه ساخته شود ویا می خواهندکه مسئولان چه چیزی را برایشان تدارک ببینند ویا درنهایت بگویندکه ازچه نوع مدیریتی برمنابع وفرصت ها خوششان می آیدوازچه نوعی ازاقدامات ناراحت می شوندودوست ندارندکه درامورآنها بکار گرفته شود واین میسرنمی گردد مگراینکه رسانه ها درخصوص دریافت نظرات مردم وانتقال آنها به مسئولان فعال باشند.
جایی که مدیری فعال مطبوعاتی را به سرش می گیرد وحلوا حلوا می کندوچون نمی نویسدوانتقادی نمی کند نقل محفل ومجلسش می کند درعمل کارخلاف اخلاقی را درجامعه تسری می بخشد که زمینه ای شدن آن باب امر به معروف ونهی را ازمنکررا مسدودمی سازد.
دوستی که فکرمی کند جایگاه گذشته اش ویا نفوذی که درنزد مسئولان قضایی وانتظامی دارد می تواندمانع ازشکل گرفتن فرایندانتقاد ازشورا وشهرداری گردد و ازاین امکان نهایت بهره را می برد بایدبداندکه درعمل با نص صریح قرآن درموضوع عمل به وظیفه امربه معروف ونهی ازمنکر مقابله می نماید حال چه این کاربه ارعاب صورت گیردویا به تحبیب زیرا که وظیفه اوبه تاسی ازفرمایش امام ومقتدای شیعیان علی(ع) می بایدتاکید برپرسیدن قبل ازدیرشدن باشد دیرشدنی که محصولش ممکن است حیف ومیل در منابع وفرصت ها وازسرنشناختن وندانستن باشد ویا استبداد دررای ناشی ازترساندن وخودمحورانه عمل نمودن 
ادامه دارد

[ پنجشنبه دهم بهمن 1392 ] [ 10:46 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
بدون اغراق کنشگران سیاسی (اعم از اصلاح طلبان واصول گرایان) ابهردرعرصه کارتئوریک و یا فعالیت های میدانی دارای ظرفیت های بسیاربالایی می باشند که به جرات می توان ادعا نمود که می توانند درمدیریت های کلان کشوری (هوشمندصفایی،مصطفی مرسلی،مهردادحاجی خانی،همایون حاجی خانی،احمدمهدوی،رامین حاجی خانی،عطا معروفخانی و....)ویا مدیریت های استانی دارای وزن و قدرت قابل محاسبه ای باشند اما چرا دراستان زنجان این همه بی مهری وجفا درحق نیرو های موجود درابهر وزنجان (علی کاوندی،رحمت بیگدلی،فرشیدامینی،حکمت الله آدرم برادران برجی و...)می شود سئوالیست که پاسخ دادن بدان چندان سخت نمی تواندباشد وآن اینکه من ومای ابهری برای خودمان ارزش واعتبار قایل نیستیم و دردیدما مرغ همسایه نه تنها غازبلکه شتر مرغ می باشد ودردید براداران زنجانی ابهری نبایدبه جایی برسد چون دراین حالت نمی توان به او حکومت کرد.
درچرایی پیدایش چنین نگاه و معیاری علت های مختلفی را در درون یک نگاه سیستمیک می توان مورداشاره قرارداد اما مهمترین این علت ها را می توان درچند پکیج جامع گردآورد که عبارتنداز
1- نداشتن تشکیلات
ما کنش سیاسی فراوانی را تجربه نموده ایم ومی نماییم و کنشگران برجسته سیاسی درشهرمان را مشاهده می کنیم اما چون چشم دیدن همدیگررا نداریم ویا جرات دفاع وحمایت ازهمدیگر را به خودنمی دهیم تک تک افتاده ایم وحتی درجریان فعالیت های مقطعی درفصل انتخابات که دور هم جمع می شویم بشدت مواظب همدیگرمی شویم که مبادا کسی ازمیان ما بتواندبا برخوردن درمیان فعالان کشوری ویا استانی سری درمیان سرها دربیاورد ویا اگراز قضای روزگارچنین شد تا جا دارد پشت سرش بدگویی می کنیم تا جایگاه خودرا ازدست بدهد وازاین روست که نتوانسته ایم درمیان حتی اصول گرایان که چندان هم با فکر و کارهای فکری همسنگی وهمسویی ندارندورهبری درچنان مجموعه ایی به راحتی شکل می گبرد محوریتی فکری برای ایجادیک تشکل ایجادکنیم وازاین محل همیشه بشدت ضربه خورده ایم ودرعین حالی که تمام ظرفیت ها ولیاقت ها را داشته ایم نتوانسته ایم جایگاه معتبری در داخل فعالیت های استانی به خوداختصاص بدهیم 
2- ما اهل اجماع وفکرجمعی نیستیم
ابهری یکیش کم است ودو تایش اضافی واین نه ازآن جهت است که ارزش با هم بودن را نمی دانیم ویا متوجه خسارت هایی که ازتفرقه متوجهمان می شودنمی شویم بلکه دقیقا پی به آثارزیانبار تفرقه واختلاف برده ایم اما چون نمی توانیم درکنارهم فکرکنیم وچون به هم رسیدیم باید غیبت کنیم و دیگرانی را که نیستند باید خراب کنیم تهمت ها و انگ زدن های درخفا به سرعت عمومی می شود و با تاراندن جمع هایی که تشکیل می شود تنها وبی کس می مانیم.
3- برای آینده ارزش قایل نیستیم ودرزمان حال مانده ایم
همه ما بدون استثنی ازاینکه دراستان به حساب نمی آییم دررنجیم اما چون چشم دیدن همدیگر را نداریم برای برطرف نمودن این نقص که تنها با داشتن تشکیلات منسجم وبا کاربرای آینده امکان برطرف شدن داردنمی توانیم دنبال چاره باشیم ازاین روست که همه دست به گردن اویخته ومنتظر فردایی می مانیم که قراراست زنجان برای ما ترسیم نماید
4- ما نه مفروض روشن ونه معیاروارزش با اعتباری داریم
هیچ یک ازما ابهری ها قادرنیستیم بگوییم که ابهربا کدام مختصات وممیزات ازدیگرشهر های ایران را آرزو داریم چون تا به امروز فکرش را نکرده ایم وچون فکرابهری با مشخصات ویژه را نکرده ایم معیارهایی که بتواندبرای رسیدن به ابهری آباد کمک مان بنماید تدوین نساخته ایم و ارزش هایی را که بایدبگویندبرای رسیدن به ابهری زیبا مهم تلقی گردنددرنیافته ایم وازبرای همین است که نمی دانیم ونمی خواهیم بدانیم که درفردای ابهربه چه چیزهایی احتیاج خواهیم داشت تا برای ایجادآنها تلاش داشته باشیم.
5- من تعصب به نفع خودم و یابه نفع مجموعه ام را درخود نهادینه ننموده ام
دلبستگی وهواداری جانانه از مجموعه هایی که بتوانند از حقوق حقه نیروهای زیر مجموعه خوددفاع نمایند سرمایه ای تلقی می گردد که اگروجودنداشته باشد هیچ فردی ویا گرذوهی نمی تواند به آنچه که استحقاقش را دارددست بیابد 
براستی من ومای ابهری کی به ابهری که زادگاه ماست تعصب ورزیده ایم وبا هزینه نمودن ازوقت ومال برای آن تلاش داشته ایم بلی دوستانی بوده اندکه خودرا سینه چاک ابهرنشان داده اندودادوبیداداین ادعا را تا آسمان رسانده انداما چون فکرشان و سقف آرزوهایشان کوتاه بوده با گرفتن حکمی ورسیدن به موقعیتی آتش تندتعصبشان فرو کش نموده تا جایی که خودآنها به مانعی دربرابرهمجوشی ابهری تبدیل شده اند نمونه چنین آدم هایی فراوان بوده اندکسانی که مهدوی را تنها به خاطرغیرفعال بودن دفترارتباطش تکفیر می نمودندوچون خان محمدی به نمایندگی رسید و ازآنهادر دفتر خود استفاده کردخودعامل تاراندن ویا عدم دعوت شدند ودفتررا درععمل تعطیل کردند ویا به محفلی برای برخی از اقدامات تبدیل ساختند
به اجمال آنکه امروزویا فردا تکلیف جایگاه فرمانداری ابهر مشخص می شود واین درحالیست که سیاست دولت انتخاب نیروی بومی برای فرمانداری می باشد واستاندارمحترم با پناه گرفتن درپشت این شعارفردی را اززنجان برای ابهر انتخاب نموده ومعرفی خواهندکرد واینجا سئوال من این خواهدبودکه چرا این انتخاب ازبین جوانان ابهرنخواهد بود.
مگرنمی شودکه ازمیان نیروهایی که درستاد جناب روحانی ویا خیرسال ها برای بلندنگه داشتن پرچم اصلاحات تلاش داشتند یکی را انتخاب نمودو برای تصدی این پست معرفی کرد چنین افرادی را هم اکنون درمیان جوانان ساکن درابهر مشاهده می کنیم(علی کاوندی،رحمت بیگدلی،فرشیدامینی،حکمت الله آدرم برادران برجی و بسیارانی که من الان حضور ذهن ندارم ویا آنها را نمی شناسم) اما اگرنشد ازمیان ابهری های مقیم تهران آیا نمی توان کسی را براین پست انتخاب نمود

[ چهارشنبه نهم بهمن 1392 ] [ 5:12 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
درشمارگان گذشته مطلب پس ازوروددر موضوع وصیت نامه داریوش وانتشارآن چیزی که با عنوان وصیت نامه داریوش نام می گیرد هفده محورموردعنایت قرارگرفته دراین وصیت نامه را موردتجزیه وتحلیل قراردادیم وبا عنایت به وسعت و عمق مطالب موردتوجه قرارگرفته عنوان نمودیم که می توان داریوش را جز نوابغ واستثناء های انسانی نام نهاد زیرا که دریک سنگ نبشه چنان عمیق به مسائل عمومی مملکت پرداخته است که نمی توان بدانها بی توجه بود ودراین بخش ازمطلب چندمحوردیگرازوصیت نامه را موردبحث قرارمی دهیم 
18- هرگز از آباد كردن دست بر ندار 
داریوش به وصی وجانشین خود ابلاغ صریح می داردکه هرگزازآبادکردن ممالک محصوره درایران زمین دست برندارد درچرایی این ابلاغ رسمی حکمی فرا دستی می توان عنوان نمود که هیچ جامعه ای بدون حرکت مستمردر بحث آبادکردن نمی تواند دوام و قرارداشته باشد ویا به عبارتی تمام تمدن ها زمانی روبه قهقراء رفته اند که حاکمان آن تمدن ها با فراموش نمودن اصل آبادکردن مستمر زمینه وامکان نابودی و فنای جامعه را بوجودآورده اند.
اما چرا داریوش به جانشینش چنین توصیه ای می کند سئوالی می باشد که می توان پاسخ آن را دراین ابهام جستجو نمودکه مگرشاه وحاکمی را می توان یافت که خواهان آن باشدکه مردم سازندگی را رها نمایند و رضایت به نابودی ویرانی کشوربدهند؟
ابهام موردنظر را اگرازمنظرنگاه داریوش موردتوجه قراردهیم می توان دواحتمال را برای چرایی تکیه داریوش درنظرگرفت اول اینکه او سرگذشت پادشاهان وحاکمان قبل ازخودرا مطالعه نموده بوده است وبا تجربه ای که ازنابودی کشورها براثرفراموش نمودن وظیفه آبادانی مستمردراختیارداشته به جانینش ابلاغ می داردکه این وظیفه را فراموش ننماید ودوم اینکه داریوش می دانسته ویادگرفته بوده که یکی ازمهمترین وظایف پادشاهان سازندگی مستمرمی باشد که با این اطمینان به جانشینش ابلاغ می داردکه بسازد وازسازندگی غافل نگردد.
19 - خواهي مرد زيرا سرنوشت آدمي اين است كه بميرد.خواه پادشاه بيست وپنج كشور باشد و يا يك خار كن
بسیاری ازما آدم ها دربرابر حتمیت مرگ ازسرغفلت فراموش کارانه عمل می نماییم وازاین روست که درزمان مرگ کوهی از آرزوها وانتظارات را در فرا رویمان انباشته می بینیم که جامه عمل نپوشیده اند 
درحالی که اگرمی دانستیم روزی مرگ به سراغمان خواهدآمدو برای تحقق آنچه که به صورت حسرت وآرزو برایمان باقی مانده است فرصتی نخواهیم داشت مسلم است که درآن زمان برای کاستن ازاین کوه بزرگ حسرت ها دنبال راه کارهای عملی می رفتیم تا درزمان مرگ حسرتی را با خودبه جهان باقی نبریم
واین واقعیتی می باشد که دامنگیرهمه مردمان اعم ازعالم و عامی می شود
ازسوی دیگربایدبه خاطرداشت که انسان با فراموش نمودن مرگ که حتمی می باشد دچارغرورگردیده و حقوق دیگران را تباه وضایع می گرداند واین مشکلی می باشدکه اگردامنگیر مردان بزرگ وپادشاهان بشودمسلما اثرات زیانباری را متوجه کل حاکمیت ومردم خواهدنمود
همچنین باید به خاطرداشت که افرادبا فراموش نمودن مرگ اقدامات موردنیازبرای تربیت نسل های آینده ویا جانشینان خودرا ازیادمی برند وچون سربربالش خشت ویا سنگ گذاردند تمام امورشان بدست افرادی سپرده می شودکه لیاقت ویا آمادگی برعهده گرفتن آن مسئولیت را نداشته اند که اگراین امردرنزدپادشاهان اتفاق بیفتد مسلم است که فاجعه ای را متوجه تمدن و مردمان ساکن درآن مملکت می کند که پرداخت هزینه ها ویا تحمل تلخ کامی های ناشی ازآن غیرممکن خواهدبود.
ازاین روست که داریوش به جانشینش عنوان می داردکه مرگ را فراموش نکن وبدان که این واقعه برای همه اتفاق خواهدافتاد 
20-امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسندتا اينكه فهم و عقل آنها بيشتر شود وهر قدر كه فهم آنها زيادتر شود تو بهتر ميتواني سلطنت كني
اگر بخواهیم مهمترین محوروصیت نامه داریوش را انتخاب کنیم می توان گفت که این دستورویا تاکید مهمترین و به نوعی عالمانه ترین بخشی می باشدکه داریوش آن را به محوری برای تاکیدوتوصیه به وصی وجانشینش بیان داشته است ونشان می دهدکه این پادشاه بزرگ جهان آن روزچه مقداردرایت و واقع بینی داشته است زیرا که درنزد حاکمان کمتراتفاق افتاده ویا حداقل تاریخ کمتر نشانی ازاین را ارائه می دهدکه حاکمی به وقت مردن به وارث خودبیان داشته باشدکه برای آموزاندن ودانا نمودن مردمت تلاش کن زیرا که رسم معمول در حوزه قدرت آن است که مردمان را ازنظرملاک ها ومعیارهای دست یابی به دانش عقب نگه دارندتا مبادا مردم با دست یافتن به فهمی عمیق ازآنچه که دردور وبرشان می گذرد حکومت را کمتردرمظان سئوال وپاسخگویی قراردهند ویا با اعتراض وشورش ارکان حکومت را درخطراندازندومتزلزل سازند. حتی امروزهم که با عمومی شدن اطلاعات ودانش عمومی ،رسانه ها ونفوذ آنها تا مخفی وخصوصی ترین زوایای حیات فردی واجتماعی مردم راه یافته است تا مردم درکوران اطلاعات ودانش لازمه انتخاب قرارگیرند حکومت ها سعی می کنندکه اتکای خود را بر محروم نگه داشتن مردم به اطلاعات لازم قرار دهندوبه نوعی نگذارند تا مردم بفهمندوبداننددستورفوق امروزهم یکی از متعالیترین دیدگاه های حکومتی به مردم و ضرورت آموزش دادن به آنهاست اما اینکه داریوش می گوید مردم اگربفهمند وبدانند تو راحترحکومت می کنی آنهم در زمانی قریب به دو هزار وهفتصدسال پیش این نشانگرآن است که دستگاه حکومت هخامنشی ساختاری مبتنی بر دانش و خرد ورزی داشته و درآن رفت وآمد بزرگان وعالمان چنان با اهمیت تلقی می گردیده که تسهیلات برآمده ازاین موضوع شاهی چون داریوش را واقف به ارزش فهم ودانایی مردم نموده تا جایی که اوازجانشینش خواسته تا برای ارتقای دانایی مردم تلاش داشته باشد
ادامه دارد

[ چهارشنبه نهم بهمن 1392 ] [ 1:12 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
هرگز پر طاووس کسی گفت که زشتست؟
یا دیو کسی گفت که رضوان بهشتست؟
نیکی و بدی در گهر خلق سرشتست
از نامه نخوانند مگر آنچه نوشتست
........................................................
بدون اغراق درهیچ مکتب ومذهبی به آنچه که زشت است وانسان ازدیدن آن دچارتالم می گردد زیبا گفته نمی شود ودرمیان انسان ها حتی آنهایی که به عمل ونیت هم افراد ناجوری شناخته می شوند نمی توان کسی را پیدا نمودکه ازصمیم قلب به چیزی که دلربا وزیباست با چشم خاری نگریسته شود وبه زشتی ازآن یادگردد
اما اگر ازانسان که زیباترین مخلوق خداونداست ودرفلسفه خلقت وظیفه ورسالت خلق زیبایی ها برعهده اش نهاده شده است دربسیاری ازاوقات پلیدی و پلشتی مشاهده می گردد ویا محصول فعالیتش ابزارها وامکاناتی می شودکه درمسیر تولید زشتی وپلیدی مورداستفاده می یابد بدان خاطراست که او درکوهرخویش بدی وزشتی را راه داده است وبه قول امروزی ها بدی وزشتی را در نهادمنش و شخصیت خودنهادینه نموده است 
حال آنجا که کسی با تمام هیبت وتلاش می خواهد خودرا آدم با طینت پاک وگوهری انسانی معرفی نماید بایدبداندکه دو صد گفته چون نیم کردارنیست ونمی توان تنها به ادعا وبهانه کسی را پاک وزیبا نام نهاد بلکه باید منتظرماندو قضاوت مردم و یا خدواندرا دردادگاه عدل الهی وآنهم ازروی نامه اعمالی که ازآدمی باقی می ماند مشاهده نمود.
زیرا که آدم بدرا نمی توان با تملق ومداحی خوب جلوه داد وبرایش رحمت ومغفرت جمع نمود که اگراین چنین بود وتاثیری داشت حتما درطول تاریخ مداحی ها وتملق های صورت گرفته ازافرادبدنام تاریخ نتیجه می داد وامروزنام آنها به نیکی برده می شدویا افرادی پیدا می شدندکه برای آنها تقاضای غفران الهی ورحمت داشته باشند
و آدم خوب را نمی توان با بکارگرفتن ابزارهای تبلیغ تخریب وبدجلوه داد که اگر چنین امکانی وجودداشت امروز نامی ازپیامبران (س)وصلحا باقی نمی ماند زیرا که زراندوزان،قدرت مداران ومکاران سیاست پیشه بیش ازهرکسی با این گونه از افراد که الگوی تلاش تاریخی انسان برای تحقق نیکی وزیبایی می باشند دشمنی دارندوبرای تخریب آنها از امکانات تبلیغی وتحمیقی استفاده نموده اند

[ چهارشنبه نهم بهمن 1392 ] [ 11:38 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
مقام عیش میسر نمی‌شود بی‌رنج
نابرده رنج کنج میسرنمی شود حدیث اقبال وبخت انسان است که باید این گونه هم باشد زیرا که اگراین گونه نباشد وبهشت را به بهانه دهند مسلم است که تفاوت مردونامرد وعاشق ومدعی مشخص نمی گردد و اخلاص به هیچ انگاشته می شود
پس ای آنکه دل درگرو گنجی نهاده ای و خواهان آنی که با دست یابی بدان میل درونی خودرا به انسان بودن وانسانی زندگی کردن را التیام بخشی بدان که 
بلی به حکم بلا بسته‌اند عهد الست
وچون چنین حکم محکمی پیوندتو و بارگاه احدیت را ایجادنموده است هر مقداردر بدست آوردن محبت ولیاقت حضوردراستان دوست متحمل رنج وسختی شوی عیش درکناریاربودن و دست درحلقه گیسوان اوانداختنت گوارا ترخواهدبود 
پس آستانه تحملت را بالا ببر وبکوش تا مزدت را به بهای واقعی کاری که انجام داده ای بگیری

[ چهارشنبه نهم بهمن 1392 ] [ 11:37 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
اگریادتان باشد بحث اصلی ما سراین موضوع بود که ما حکومت را موجودی منتزع از واقعیت های اجتماعی وفرهنگی محسوب می داریم و با متمرکز نمودن تمام آرزوها و آرمان های خود در برنامه وتوان مندی های آن می مانیم تا با انجام فعالیت های محیرالعقول و دست آوردهای درحدمعجزه از سوی دولت ستاره اقبالمان تللو یابد
ودرادامه بحث با پرداختن به نکاتی که می تواندمباحث محوری در شکل بخشی به جامعه ای پویا و درمسیرپیشرفت وتوسعه باشد عنوان نمودیم که امروزدرد جامعه ما نه درداشتن مردمانی آرمانگرا بلکه در فقدان شهروندانی آرمانسازاست زیرا که درفقدچنین فاکتوری فراموشمان می گردد که برای بقا وبهره مندی ازنرخ های رفاه انسانی اساسا چه خواسته ایم وبرای تحقق آنها اعلان آمادگی برای پذیرش چه مسئولیت هایی داشته ایم تا بدانیم که دولت وحکومت برای چه تشکیل می گردد تا اگرنتوانست به وظایف خودعمل نماید با بکاربدن ابزارهایی چون امربه معروف ونهی ازمنکر یه یاریش وهدایتش اقدام کنیم ودرنهایت به این نتیجه پرداختیم که
آنانی که دربرخوردبا معضلات و پیچیدگی های اجتماعی به یک باره عنان ازدست داده ودولت ویا حاکمیت را به بادانتقادولعن ونفرین می گیرندبایدبه خود بازگردندو ببینندچه خواسته اند که نتیجه اش چیزی شده است که آرامش و راختیشان را بهم زده است
براستی ما ازدولتهای منتخب بعداز انقلاب چه خواسته ایم و برای تحقق کدام آرزو وانتظاری برای شکل گیری آنها تمام تلاش خودرا بکارگرفته ایم؟ 
همانگونه که دوستان انقلابی من می دانند ودانششان از علل شکل گیری انقلاب ونظام را به نوع عملکرد واتفاقات خاصی آلوده نساخته اند.
انقلاب اسلامی با دومحوراساسی تحقق جامعه انسانی (که محوریت آن را اصول واحکام الهی تشکیل میدادند) و تلاش همگانی برای محقق نمودن اصل منطق هزینه به فایده(محوریت آن بر تحقق عدالت و اتحاد استوارمی گردید)شکل گرفت که هر دوی این محورها ضرورتا می باید بر چهار اصل کتاب،سنت،اجماع ودانش روزآمد استوارمی گردید تا امتی شکل بگیردکه جزبه تعالی نیندیشد ودولتی را با رای وانتخاب خودشکل بخشد که جزبه آرمانسازی نپردازد.
واینها بستری را می ساختندکه می بایدفرهنگ عمومی ما بر روی آن به بالندگی دست می یافت اما اگرچنین نشد وتمام هزینه های صورت گرفته نتوانسته تا به امروزچنین تصویر زیبایی را ازما درصحن جهانی به نمایش بگذاردازاین روی بوده که من شهروند بوظایف اخلاقی خودعمل ننموده ام ویا با به انحراف رفتن خودم همه چیز را به انحراف برده ام.
حتما دوستان عزیز خواهندگفت که حاکمیت ویا حاکمان نخواسته اند ویا نگذاشته اند که درپاسخ به این دوستان بایدگفت که اولا درابتدا مردم وجوددارند وبعد ازحضور عمومی مردم است که حاکمیت برمبنای انتظار وآرزوی مردم شکل می گیرد ویا به عبارتی حاکمیت با تمام خصویات خود عینیت تمام ویژگی وخواست ملتی است که درآن جامعه زندگی می کنند ودرثانی فرهنگ سیاسی مولفه ای می باشد که چون موتور محرکه از درون چالش های مطالبه جویانه مردم حادث می شود وهمه مختصات آن چیزی است که ازخواست مردم استخراج می گردد وبا رای ونظرمردم که موتورمحرکه آن است شکل جامعی به خودمی گیرد
واگرحاکمیت دراموری واردوآن را کنترل ویا حذف می کند این خواست ومطالبه مردمی است که آن را تئوریزه نموده اند وفرقی نمی کندکه این اکثریت مردم ازنخبگان باشندو یا اهالی قاعده هرم اجتماعی واساسا چیزی بوده که مردم خواسته اند.
اما چرا مردم خواستشان به گونه ای شکل می گیرد که نتایج وآثارش دربسیاری ازاوقات با مطالبه وخواست واقعی آنها جوردرنمی آیدموضوعی می باشد که باید ریشه آن را در رخوت فرهنگی جستجو نمود که برای رسیدن به این موضوع لازم است ابتدا به موضوع رخوت فرهنگی اشاره بنمایم تا مشخص شودکه مردم بایدچکار هایی انجام بدهندتا مطالبه وخواستشان درجریان عمل دقیقا چیزی شودکه مطابق با آرزووانتظارشان باشد زیرا که دربسیاری ازموقعیت ها مردم برای تحقق موجودیتی متفاوت با موجودیتی که ایجادشده است واردمیدان می شوندورای می دهند اما نتیجه ای که حاصل می شوددقیقا مغایربا خواست آنها می شود وکپی برابربا اصل گذشته می شود.
رخوت فرهنگی چیست؟
اگررخوت را بنا برآنچه که ناصرخسرو بیان کرده (بر نیک صبر کرد نباید که رخوت است بر بد شتاب کرد نباید که از هواست)صبر ودقت زیاد درانجام کارخوب نبایدکردکه مبادا با عمل بدان رخوت وسستی حاصل آید سستی وکاهلی تلقی نماییم ویا همانگونه که دراصطلاح رخوت را درمقابل شدت بکارمی برندآن را اقدامی آسان گیرانه تلقی کنیم که نیازی به تجمیع اراده وهمت درآن به چشم نمی آید.
وازسوی دیگر اگر فرهنگ را بنا به تعریف ارائه شده ازسوی ادوارد تایلور (۱۹۱۷-۱۸۳۲) ، مجموعه پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه از جامعهٔ خویش فرامی‌گیرد تصورنماییم.
می توان رخوت فرهنگی را در سستی دریافت ویا فهم دانش ها ، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات شناسایی نمودکه فردمی بایداز جامعه خوددریافت دارد وبکار ببندد تا بتواند فرزند زمان خود باشد اما نمی کند و به موجودی مبدل می شودکه با وظایف ورسالتش فاصله فراوان می یابد.
با این تعریف موجز وعاریتی می توان شرایط امروزین ما را اینگونه تصورنمود وبه تصویر کشید که درآن مردمانی خودرا بی نیاز ازدانش ها ، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات و عادات خوب دانسته و تلاش نمی نمایند تا با مراجعه به خودوجهان پیرامون دربیابندکه برای جهانی شدن وتحقق رسالت انسانی خودچه بایدبکنند
حتما چنین تعریفی به مذاق شما دوستان خوش نخواهدآمد وآن را نوعی توهین به خود تلقی خواهید نمودوعنوان خواهیدکرد که چگونه است درجامعه ای که حتی در روستا های آن دانشگاه ایجادشده است،درقانون اساسیش تعلیم تمام کودکان درسنین آموزش واجب شناخته شده است،درهرگوشه آن بنا به مناسبتی ازنخبه هایش تقدیروتشکرمی شود،علوم دینی وبدنی به صورت اختصاصی و درمراکز کاملا مستقل ازهم تدریس وتعلیم می گردند ودرنهایت جامعه ای که خودرا پیروپیامبری می داندکه وظیفه خودرا تزکیه وتعلیم می داند بتوان جامعه را رخوت زده فرهنگی تلقی نمود وعنوان داشت که ما برای فراگیری دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات وهر آنچه که نیازروزجامعه می باشد تعلل وسستی می ورزیم .
ادامه دارد

[ چهارشنبه نهم بهمن 1392 ] [ 10:34 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
یکی ازدوستان روزنامه نگار چنددقیقه پیش میهمانم بودومی گفت که امروزبا هماهنگی ریاست ارشادابهر برای دیداری با شهردارخرمدره وقت ملاقات داشتیم که موضوعی دراین جلسه برایم عجیب و تا حدودی تامل برانگیزبود 
گفتم: ماجرا چی بود
اوگفت: که درجریان دیدار مسئول روابط عمومی شهرداری برای شهردار و ریاست شورا تلفن موبایل و یا قندوشیرینی می برد 
گفتم: این چه چیزش عجیب است 
گفت: که مگر مسئول روابط عمومی مسئول مهمترین واحدیک اداره نمی باشد که بایدبه امورمختلفی ازجمله تحلیل روابط سازمان با محیط پیرامون،بازخور عملکردهای سازمان و...بپردازدویا مسئول واحد تحلیل گری نمی باشد که باید بر تمام مبدالات ومعادلات تسلط ارزیابانه داشته باشد؟
گفتم: بلی باید باشد وحال که نیست یعنی می گویی که سازمان بدون مسئول روابط عمومی بماند 
گفت :آخه 
با خنده گفتم: آخه نداره مگه قند گرفتن وشیرین دادن نوعی ایجادارتباط برای تلطیف خاطرنیست اگه هست اونم از وظایف روابط عمومیه ونباید با شک مسئولی با این همه ظرافت را دراینکه وظایفش را درست انجام می دهد یا نه دجارتردیدنمود

[ سه شنبه هشتم بهمن 1392 ] [ 6:8 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
امکان ندارد روسیه از قرارداد بزرگ نفتی با ایران ضرر کند!
به گزارش «تابناک»، تاتیانا میتروا، مدیر بخش نفت و گاز در مؤسسه تحقیقات انرژی فرهنگستان علوم روسیه بر این باور است که این معامله در هر شرایطی به سود روسیه خواهد بود. وی دیدگاه‌های خود در این باره را در مطلبی برای المانیتور مطرح کرده است. 
در همین حال منبعی بدون نام ضمن تأیید اخبار منتشره در این باره، به روزنامه روسی کامرسانت گفته است که ایده اولیه چنین معامله‌ای، نخستین بار در جریان دیدار پوتین و روحانی در سپتامبر گذشته و در دیدار آن‌ها در بیشکک قرقیزستان مطرح ‌و بعدا هم در جریان سفر لاوروف به تهران در اواخر سال گذشته میلادی ‌بررسی شده است.
........................................................................................................
سئوال این است که مفهوم درهرشرایطی به نفع روسیه است چیست وچگونه است که مسئولان دولت ایران متوجه این درهرشرایطی نشده اند؟

[ سه شنبه هشتم بهمن 1392 ] [ 4:44 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
اگرتحولات دهه اخیررا یکی از فراگیرترین تحولات سیاسی درتاریخ بشربدانیم تونس را می توان موتورمحرکه این تحولات شناخت 
اگرهمه تحولات زنجیره ای به نام بهارعربی را یکی ازخونبارترین تحولات درتاریخ بدانیم تحولات تونس را می توان پرفایده ترین این تحولات شناخت 
اگرهمه تحولات تاریخی صورت گرفته درطی پنجاه سال گذشته را هزینه های صورت گرفته دردورترین فاصله ازمنطق فایده بدانیم تحولات تونس نزدیکترین آنان به منطق فایده بوده است 
اگراز تمام مناطق دنیا که خودرا درگیر تحولات انقلابی نموده اند بخواهیم دور ازانتظارترین نتایج را استخراج کنیم بی گمان تونس تا به امروزدور ازانتظارترین عملکردها را ازخودبه نمایش گذارده است 
واگر.........
براستی چه کسی انتظارداشت کشوری افریقایی با معدل سو.ادی متوسط ونرخ پایین برخورداری از اقتصادی پویا انقلابی را انجام دهد که کمترین هزینه درتخریب وخونریزی را داشته باشد وپس ازانقلاب مجلسی را دایرکندکه بتواندیکی از زیبا ترین قوانین اساسی را برای کشورش تدوین نماید
دیروز نمایندگان مجلس تونس قانون اساسی را به تصویب رساندند که درمهمترین موادآن زن ومرد باهم برابرشناخته شده اندودرماده ای دیگر آزادی مذهب دراین کشوربه رسمیت شناخته شده است
براستی آیا تونس را نمی توان تنها به خاطرتدوین وتصویب این دو قانون فراگیر و انسانی تحسین نمود؟

[ سه شنبه هشتم بهمن 1392 ] [ 4:43 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
با انتخابات صورت گرفته وروی کارآمدن شورای چهارم که بدنبال خود انتخاب شهرداری جدید وغیربومی را برای ابهر بهمراه داشت انتظاراین بودکه شهرداری تحولات عمیقی را درخودشاهدباشد که یا بدلیل اینکه بنده ازجریان اموردورمی باشم واطلاعات دقیقی بدستم نرسیده بی خبر از تحولات وتغییرات هستم ویا اینکه اطلاع رسانی درستی صورت نمی گیرد تا بدانیم که شهرداری و شورا درمدت ماضی چه کار انجام دادهاند زیرا که دیداربا این وآن را نمی توان کاروبرنامه دانست واز این جهت است که می توانم بگویم از اتفاقی که مبین بروزتحول وتغییرباشد فعلا خبری به چشم نمی آید هرچند که دوکارو یا عملکرد شهرداری که بنده به طریقی با آنها آشنایی یافته ام حکایت ازآن داردکه دراین دوره هم اموربروفق سلیقه وخوش آمد شهردار به انجام می رسد وکاربا برنامه وآینده نگرانه ای روال نگاه و حرکت مجموعه نگردیده است 
اولین کاری که من ملاحظه نمودم وبه خاطربی توجه به اموال عمومی بشدت مرا منقلب نمودم تخریب آبنمای زیبای میدان گلها بودکه فکرمی کنم هنوز سیمان های بکارگرفته شده درآن خشک نگردیده بود وکسی هم نیست تا توضیح دهدکه چرا شهرداربه خودجرات داده اقدام به تخریب آبنمایی بنماید که هنوزچند ماه ازاحداث آن نگذشته بود وچه اصراری به این بودکه به جای کاری که زیبا ومتناسب با معماری سنتی آب و سبزه بود چیزی دروسط میدان کوچک گل ها بکارگرفته شود که چندان زیبا وبه مذاق نیست اما چه کسی بخواهدبگویدویا کسی بخواهدبا سخت سری خودرا به خواب بزندکارانجام شده درمیدان گلها مصداق دقیق حیف ومیل در اموال عمومی بوده که بایدموردبررسی قرارگیرد
دومین نکته اقدام شهرداری به انتشار هفته نامه داخلی شهرمان وتوزیع آن به صورت گسترده درسطح شهربود که متاسفانه کاملا خالی ازمحتوای یک کارارگانی برای یک سازمان که اعتباراتش ازمحل کسب درآمدمستقیم ازمردم تامین می گردد بود زیرا که دروظایف ارگان داخلی آنچه که فراموش دوستان تهیه کننده هفته نامه بوده بحث آموزش می باشد زیرا که ارگان چون داخلی می باشدومحققا تمام اعضاء سازمان مطلع ازاخبارمی باشندکارخبررسانی از دوش ارگان برداشته می شود وعمده وظیفه آن ارائه جدیدترین آموزش های می باشد که موردنیاز وبرای تغییر ضروری احساس می شود که با عنایت به اینکه شهردادری سعی می نماید که از امکانات خودبرای اطلاع رسانی اقدام نمایدودرسطح شهر وبرای شهروندان این کار را انجام دهد مناسب بودکه دراین شماره بحث های آموزشی بر کار اطلاع رسانی خبری ارجح تشخیص داده شود تا با این کارهم مردم آموزش های لازم را ببینند وهم نیروهای سازمانی با به روزترین دانش ذیربط با خدمات مدیریت شهری ویا حداقل شهرداری درشکل سنتی آن آشنایی یابند پس انتشاراین شماره از شهرمان راه هم می توان نوعی اسراف ازمحل عدم پرداختن به وظیفه دانست که بایدبرای شمارگان بعدی با تغییر رویکردی جدی وعلمی توام شود.

[ سه شنبه هشتم بهمن 1392 ] [ 1:49 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر
اگرانتخاب درست وپیوند دوستی ازسرارادت و متکی برصداقت باشد مطمئنا هیچ چیزی نمی تواندجای رخ دوست ودلداررا درنزدآدمی بگیرد وحتی این نیازرا درانسان ایجادمی کندکه با قراردادن آیینه درمقابل رخ یار آن زیبایی را چند تا نماید ولی باید به خاطرداشت که همه این اقدامات زمانی می تواند مناسب وبرازنده باشد که بتوان احترام وارزش یاررا آنگونه مه هست رعایت نمود 
پس ای آنکه ماه وخورشید را نیز دربابری با دوست ویارت دارای ضعف وکاستی می یابی و برای بسیاردیدنش آیینه درمقابلش می گذاری وظیفه داری که رعایت دوست را بنمایید تا مبادا ازرفتارهای احساسی وبعضا نابخردانه خمی بر ابرو و چینی بر پیشانیش اندازی و زیباییش رانقصان واردسازی 
نهادم آینه‌ها در مقابل رخ دوست

[ سه شنبه هشتم بهمن 1392 ] [ 11:39 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
جزای نیک و بد خلق با خدای انداز
که دست ظلم نماند چنین که هست دراز
تو راستی کن و با گردش زمانه بساز
که مکر هم به خداوند مکر گردد باز
..............................................................
ما انسان ها موجودات کم طاقت وبی تحملی هستیم وچون مکر و رنجی برتن وجانمان وازسوی آدم های بی ملاحظه واردمی آید زمین وزمان را به هم می دوزیم تا احقاق حق نماییم ویا اینکه به نوعی آن تعدی و ظلم شکل گرفته را به محل صدورش بازگردانیم ویا اینکه اگرزورمان نچربید ونتوانستیم حتی به فریادبه افشای ظالم اقدام کنیم حداقل دردلمان بر اولعن ونفرین نثارمی داریم تا به قولی خودمان را خالی بنماییم
اما درطبیعت قاونی وجوددارد که درترکی ما آن را درمثلی زیبا وبا عنوان دق الباب نکن در چوبی را که دست روزگار وا می داردکسی را که درآهنی تورا به صدا درآورد ویا به عبارتی عنوان می دارند که با استفاده اززور و قدرت در چوبی محرومان را بصدا درنیار تا مبادا آنها نیز در آهنی را که متعلق به پول دارهاست به صدا درآورندو یا به صدا درنیاردرچوبی را که صدایش کم است چون اگر چنین کنی کسانی پیدا می شوندکه در آهنی تو را به صدا درمی آورندوآنگاه چون صدای درآهنی بلندتر ازدرچوبی خواهدبود تعدادبیشتری ازمردمان به کنه مسئله پی خواهندبرد و آبرویت بیشترازصاحب در چوبی خواهدرفت
ما اگرباوربنماییم که خدایی برجهان حاکم است وهرآنچه دردسترس انسان است مخلوقی ازاوست وبه قانون مندی های آن آشنایی دارد باید مطمئن باشیم که نمی توانم خدعه ونیرنگی بکاربریم که خداوندازدر ک و پاتگ زدن به آن غافل ویا ناتوان باشد زیرا آنجا که خداوند مکر وحیله ای را ازسوی مردمان ملاحظه نماید که برعلیه دیگران بکارگرفته می شود تا آنان را ازنان خوردن بیاندازد مطمئنا خداوند چرخش امور را به نوعی سامان خواهدداد که خدعه ونیرنگ به خوداو برگردد و اوبی آبروشود
پس ای آنکه بی گدار به آب می زنی و با غره شدن به آفرین ومرحبای بادنجان دورقاب چینانی که از تو ضعیف ترازپشه غول بی شاخ دمی می سازندوبا مشتبه شدن امر خدا را بندگی نمی نمایی بدان که بسیاربوده اند قبل ازتوکه همین راه رفته انداما درمقابل چرخش چرخ روزگار به جایی نرسیده اند جز زحمت دیگران وبی آبرویی خود

[ سه شنبه هشتم بهمن 1392 ] [ 11:39 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
اگر دوستان عزیز یادشان باشددرمقدمه مطلب بحثی را تحت عنوان درک تفاوت های آناتومیک مردو زن و گرایش به برقراری رابطه جنسی برمبنای این درک آغازنمودیم وعنوان کردیم که اگر این درک را مبنای نگاه به انسان وادامه نسل او قراردهیم یقینا به موقعیتی ازنظر فهم و ضرورت آموزش مسائل جنسی می رسیم که اگر شکل فرایندی وهدفمند آن مورداهتمام واقع نشودمسلما موجبات انحرافات واختلاتی را در روند تشکیل خانواده ویا حتی همکاری مرد وزن درجامعه بوجودخواهدآوردکه تاثیرات تخریبی این اختلالات می تواند باعث ورودهزینه های فراوان مادی ومعنوی به جامعه گردد 
متاسفانه مقدمه مطلب را سیستم فیس بوک با شناسایی مطلب در رده بندی مسائل غیراخلاقی حذف نمود که امیدوارم با کمی تغییرات ویا حذف برخی ازکلمات که سیستم بدانها حساس است بازنشر نمایم اما دراین شماره ضمن مجبور دانستن خود به دوری ازکلماتی که ممکن است سیستم خودرا بدانها حساس نشان دهد مسائل را با استفاده ازکلماتی که بتواند مفهوم را برساند ارائه نمایم.
همانگونه که می دانید و می دانیم انسان محور خلقت (حداقل برمبنای ره یافت های دانش بنیانی که تا به امروز بدست آمده است) برروی کره زمین می باشد واین محوریت قداستی را متوجه اومی کندکه استمرار و دوام آن به سلامت وپاکی نسل(جسمی وروانی) ممکن می شود ویا به عبارتی درتمام فعالیت های آموزشی وتعلیمی که بکارگرفته می شودتا انسان بتواندخودرا مطابق با اهداف خلقت ویا حداقل انتظاراتی که ازاومی رود سروشکل بدهد بن مایه اش بایدبر پاک نگه داشتن نسل استوارباشد حال ممکن است که این پاک نگه داشتن در حوزه مسائل فیزیکی صورت گیردکه با اصلاح درکروموزوم ها و ریبوزم ها ویا مصون داشتن آنها ازتاثیر مواد مختلف و رفتارها وعادات گوناگون باشدویا درحوزه رفتاروروان باشد که درآن هم ضمن توجه به موضوع کروموزم ها وریبوزم ها به شناخته شدن انسان به پدرومادرهم توجه می شود ویا به عبارتی مهم این است که دانسته شودفرد موردنظر از رحم کدام زن پاک و یا پشت کدام جوانمرد متوجه حلال وحرام بدنیا آمده است 
درچرایی نیازبه این آگاهی می توان عنوان نمودکه حیات اجتماعی دراصل متکی براعتمادواطمینان است و این اصل ایجادنمی شودمگرآنکه افراد ازاعتباری برخوردار باشندکه آن را براساس مشارکت درمسائل وتحولات وتغییرات اجتماعی بدست آورده باشند 
درچگونگی بدست آوردن اعتباراجتماعی که عمدتا می تواندخانوادگی و به عنوان یک سرمایه اجتماعی تلقی گردد حرف فراوان است اما آن چیزی که تا حدودی به موضوع بحث ما مربوط می شودآن است که برخی ازافراد وخانواده ها درجریان ادامه حیات به نوعی خودرا علاقه مند به همراهی وکمک به دیگران ویا دارای ظرفیت خلاقیت وایجادموقعیت های مطلوب برای عموم مردم نشان می دهند ویا به تجربه به دیگران ثابت می کنند که می شودبدانها اتکاء نمود ویا امیدواربه این بودکه آنها درسختی ها می توانندبه یاری آدمی بیایند وهمین محوریت موجب می شودکه بسیاری ازامور فردی وگروهی درجامعه بدون نیازبه گروگرفتن و یا تعهدقانونی اخذکردن ازدیگران به انجام برسد واین همان چیزی می باشد که درکنار سلامت جسمانی و ژنتیک که امروز این مقدارموردتوجه درعلوم پژشکی واقع می شود و تذکراتی برای رعایت آنها درازدواج ها موردتاکیدقرارمی گیرد توصیه توجه می یابد 
پس انسان امروز هم ازنظرجسمی وروانی وهم ازنظراعتبار اجتماعی دربرقراری ارتباط وتعامل موردتوجه واقع می شود واگرکمترین مشکلی دراین اموروجودداشته باشد کمتر مورد اعتمادواطمینان واقع شده وبه همکاری فراخوانده می شود.
ازسوی دیگربایدبه خاطرداشت که خانواده عرصه ویا قلمروی می باشدکه سلامت آن می تواندبارروانی را ازروی دوش انسان بردارد زیرا که خانواده سالم می تواند درکنار تولیدفضای آرام وامن امیدواری به تعلیم وتربیت فرزندان سالم و تابع مقررات و اخلاق اجتماعی را افزایش دهد
واین همه مواردمهمی می باشند که جامعه انسانی برای سرپا ماندن وعمل به وظایف وتعهدات خودبدانها نیازمندمی باشد که می بایدازطریق توجه وآموزش سطح آنها را بالا برد که دراین موضوع آموزش روش هایی که به سلامت نسل بینجامد ازاهم آموزش ها می باشد که متاسفانه جامعه ما به دلیل فضای بسته ای که دارد امکان آموزش چنین مواردی را که تحت عنوان آموزش مسایل جنسی شناخته می شود از مجاری رسمی و معتبر امکان پذیر نمی سازد و همین باعث شده است تا آموخته های جنسی افراد بیشتر از طریق همسالان، کلیپ های موبایل و اینترنت و ماهواره باشدو به دلیل همین مجاری نا معتبر آموزشی انحرافات جنسی در جامعه ما بوجود امده و پاره ای از هنجارهای جنسی دستخوش تغییرات گسترده گردیده است. 
پس باید به متولیان مدیریت منابع انسانی درجامعه این نکته را گوشزد نمودکه ما چه با تبدیل مسائل جنسی به تابو جرات مواجه و شکستن آنها را نیابیم وچه به لطایف الحیل بخواهیم اززیربار مسئولیت آموزش جنسی با عناوینی چون ورود دراین مباحث حرمت ها را ازبیم میبرد خودمان را ازمسائل دورداریم شرایط اخلاقی وفرهنگی به شکل اجتناب ناپذیری درخطر سقوط و صدمه قرارگرفته است که بایدبرای برخورد با آنها وکنترل ومدیریت شرایط فعلی اقداماتی را به انجام رساند.
مثلا امروزه نمایاندن بدن لخت انسان ورفتارهایی که درآمیزش جنسی انجام می گیرد و دراصطلاح علمی وهنری پورنوگرافی و یا هرزه نگاری نام می گیرد به صورت محصولات مختلف در اشکال و انواع گوناگون به بازار عرضه می‌شود ومتاسفانه به سهولت دراختیارنسل جوان ما قرارمی گیرد که اگر آموزش های تئوریک وعملی مناسبی درخصوص خطرهای روانی وجسمی درخصوص استفاده ازآنها به جوانان ونوجوانان وحتی زنان ومردان بزرگ سال داده نشود واستفاده ازآنها چه درنوع نرم آن که تحت نام پورنو نرم ودرداستان ها وروایت های جنسی ارائه می شود و چه نوع سخت که تحت عنوان پورنو سخت شناسایی می شودوشامل انواع و اقسام درجات و اشکال گوناگون عرضه مسائل جنسی است(از عکس و پوستر زنان و مردان برهنه گرفته تا فیلم‌های اهانت‌آمیز و آزار‌دهنده با مضمون فتیشیسم(وضعيتي است كه در آن يك شي(بت)به عنوان منبع اوليه برانگيختگي جنسي و ارضا عمل مي كند. اين اختلال يكي از پيچيده ترين اشكال رفتار جنسي است و مزمن است و در مواردي جمع آوري اشيا بت گونه مانند لباس زير زنانه، چكمه، كفش، جوراب و .. را به خود اختصاص مي دهد. ضمنا اكثر اين افراد در فعاليتهاي جنسي خود انزوا طلب هستند که در آن فرد فقط از طریق استفاده از شیء یا عضو غیر جنسی بدن می‌تواند به برانگیختگی و ارضاء جنسی دست پیدا کند)عمومی شود مشخص است که آثارمخرب این وضعیت خواهدتوانست با آسیب زدن به نسل های آینده وحتی نسل هایی که همین امروزدرسنین فعالیت های اقتصادی وباروری هستند مشکلات فراوانی را برای جامعه ایجادنمایدکه برطرف نمودنشان هزینه های هنگفتی را طلب خواهدنمود
ادامه دارد

[ سه شنبه هشتم بهمن 1392 ] [ 11:38 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
به می عمارت دل کن که این جهان خراب
واقعیت آشنایی انسان به عاریتی بودن دنیا وبروفق مراد دل نبودن چرخش چرخ تنها امکان لذت بردن از زندگی را درفراموش نمودن سختی ومرارت وبودن و سازش با شرایط سخت می نمایاند و زمانی که حافظ بزرگ ازمی نام می برددراصل منظورش خصوصیت فراموشی می باشد که می درآدمی ایجاد می کند وممکن است که این خصوصیت ازسوی هرچیزی درآدمی ایجاد شود که یکی ازآنها دلدادگی به یار است که می بایدبدان چنگ انداخت زیرا که اگر چنین نشودمطمئنا آدمی زمانی متوجه گذر تنگ وسخت دنیا می شود که خاک حاصل ازجمجمه اش برای ساختن خشت و آجراستفاده می شود
بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت

[ دوشنبه هفتم بهمن 1392 ] [ 12:12 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
حاجت خلق از در خدای برآید
مرد خدایی چکار بر در والی؟
راغب دنیا مشو که هیچ نیرزد
هر دو جهان پیش چشم همت عالی
..................................................
بی گمان زمانی که سعدی حکیم ازعدم نشان دادن رغبت به دنیا سخن می گوید هدف ومنظورش تصوف نیست ویا منظورش به این نیست که دنیا را ول کنی و سربه صحرا بگذاری بلکه منظورش بلندهمتی از باورظرفیت ها وتوان مندی های خودبرای تامین معاش است 
زیرا که بدون چنین همتی بلند وشایسته فرد با فراموش نمودن خودوخدا دریوزه ای می شودکه با درمعزض فروش گذاردن تمام شخصیت وموجودیت خود وپیشه ساختن تملق وچاپلوسی که ازصفات رذیله درفرهنگ انسانی شناخته می شود به برده وبنده ای تبدیل می شود که اراده اش را به اشاره ای ازسوی پادشاه وحاکم فرو می گذاردوهمانی می شودکه اومی خواهد 
چنین ویژگی هایی تنها درموجودات با دریافت های بسیارنازل از انسان است که خودرا به نانی ونامی می فروشند و همانی می نمایند که مطلوب طبع حاکم وپادشاه است 
براستی انسانی که خداونداو را دربهترین زمان ها آفریده است وبه اورسالتی بخشیده است که درصورت دست یافتن به دانش ومهارت انجام آن خودرا می تواندبه جایگاه جانشینی خداوندبرساند چرا با فراموش نمودن این همه نعمت وبزرگی خود را به منجلابی می افکندکه درآن بوی تعمفن ودرآمیختن با پس مانده های فعالیت های انسان وطبیعت امکان آن را نمی دهدکه او به خدا و رسالت خدایگونه خویش بیاندیشد؟
هرچندکه باید به این نکته هم توجه داشت که تمام بارگاه های شاهی و حکومتی نباید به شرایطی سقوط نمایدکه درآن خصایص خدایی ازیاد برود و به جای آنها خصوصیت هایی نمایان شود که نشانگرطغیان و به بندگی کشاندن انسان ها باشد ویا به عبارتی نمی توان تنها با این ظن که تمام پادشاهان وحاکمان می بایدبا فراموش نمودن خدا نفیراناربکم الاعلی سرکشند و انسان های دیگررا به بندگی و تملق وا دارندبلکه ازآنجا که همه جوامع انسانی برای اداره نمودن نهادهای اجتماعی خودو تسهیل فعالیت های انسانی خودنیازمندقدرت متمرکزی به نام حاکمیت ودولت می باشندتا با بسیج تمام امکانات واستفاده حداکثری ازفرصت ها افراد وعناصراجتماعی را به رفاه وسعادت ومهارت تلاش برای تحقق رسالت سوق دهند پادشاهان وحاکمان هم بایدمراقب رفتارهای و اعمال اقتدارحاکمیتی باشندتا مبادا با فراموش نمودن وظیفه ودورشدن ازفلسفه تشکیل حکومت به عاملی برای به انحراف بردن مردم وجامعه تبدیل گردند
پس اگرحکم براین است که انسان خدا محور سرجزبرآستان خدا فرودنیاورد حکومت وپادشاهی مردم هم باید با تن دادن به شرایط شریعت شرایط را به گونه ترسیم نمایدکه کسی برای برخورداری از امکانات وفرصت ها جزبه همت واراده خوددنبال هیچ رانت ولابی پیدا وپنهانی نرود

[ دوشنبه هفتم بهمن 1392 ] [ 12:11 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
درشمارگان گذشته این سری ازمطالب با نگاهی اجمالی شمه ای ازوضعیت ساختاری خانه مطبوعات استان موردتوجه قرارگرفت و درانتقادی شفاف بیان گردید که این نهاد دراصل صنفی ولی درعمل سیاسی نتوانسته برای جامعه مطبوعاتی استان دارای تاثیرات عمیق واثربخشی باشد ودرشماره گذشته با پیش کشیدن بحث اهداف،کارکردها وتاثیرات عنوان گردیدکه دراساسنامه خانه مطبوعات بیان می شود که این مجموعه به منظور حفظ حقوق و منافع مشروع وقانونی و بهبود وضع اقتصادی نویسندگان، خبرنگاران، عکاسان،گرافیست ها، طراحان،کاریکاتوریست ها، مترجمان، استادان وهیات های تحریریه مطبوعات استان تشکیل می گردد که خود متضمن حفظ منافع جامعه و بالا بردن سطح روزنامه و نشریات ،مطبوعات و حقظ عفت قلم می باشد.ودرنهایت با مطرح ساختن این سئوال که اساسا حقوق فردی وگروهی جامعه مطبوعاتی چیست که خانه مطبوعات موظف است که برای حفظ آنها تلاش داشته باشد؟ به این پاسخ پرداختیم که انسان چون دارای دو سطح ازحقوق اولیه وثانویه می باشد وفعال مطبوعاتی هم لاجرم چنین سطحی ازنیازها را احساس خواهدنمود حانه مطوعات را موظف به درک وتلاش برای تامین این نیازها دانستیم ولی با تکیه روی این موضوع که متاسفانه ما امروزدراستان زنجان در مبهمترین وبی هویت ترین دوران فعالیت مطبوعاتی قرارگرفته ایم واین بی هویتی چیزی نیست که نهادهای مختلف حکومتی بر مطبوعات تحمیل نموده باشند بلکه شرایطی است که خود مطبوعاتی ها و بدلیل فقدان یک روح جمعی شکل گرفته برمحور درک حقوق و وظایف فعال مطبوعاتی تاروپودآن را تنیده شده است به این نتیجه رسیدیم که اگر خانه مطبوعات قوی ایجادنشود دیرنخواهدبودکه آن اندک احترام این حوزه که به زحمت نسل های گذشته ایجادشده است با رفتارهای فاقدوجاهت دوستان فعلی ودست اندکار درمطبوعات بر بادخواهدرفت
اما سخن این بخش از مطلب ما مربوط به این موضوع است که چگونه می توان یک خانه مطبوعات قوی ایجاد نمود تا درپرتو فعالیت های آن بشود به تحقق وظایف ورسالت خانه مطبوعات به عنوان یک نهاد صنفی حرفه ای امیدوارشد؟
مطمئنا سئوال فوق اگربدرستی پاسخ داده شود وچارچوبی روشن برای خانه مطبوعات واحرازصلاحیت حرفه ای آن تدوین وترسیم شود می توان نا امیدی ویاس موجوددرعرصه های فعالیت های مطبوعاتی را به امیدی گرم و دنباله دار تبدیل نمود دراین رابطه نگارنده پیشنهادهای زیررا برای داشتن یک خانه مطبوعات قوی وکارآمددراستان ارائه می نماید هرچندکه به یقین می داندکه چنین اتفاقی دراستان شکل نخواهدگرفت چون نگاه امروز برای تشکیل خانه مطبوعات یک نگاه محض سیاسی می باشد وازدرون چنین نگاهی نمی توان به یک طرح جامع ،عملگرا وحرفه ای درحوزه مطبوعات مخصوصا درموضوع نیازهای صنفی خبرنگاران دست یافت اما چون وظیفه خویش می دانم مطالبم را ارائه می دهم تا دوستان بدانند که می توان خانه مطبوعات قوی و کارآمدی دراستان داشت
مجموعه پیشنهادها عبارت می باشنداز
1- ارائه تعریفی روشن ازخانه مطبوعات حرفه ای با دانش ومهارتهای روز آمد
2- ارائه تعریفی جامع وروشن ازنیازمندی های صنفی فعالان عرصه مطبوعات
3- ارائه تعریفی روشن از حقوق ومنافع مشترک فعالان عرصه مطبوعات
4-ارائه تعریفی روشن از متولی رسمی دفاع از عملکرددرست وحرفه ای مطبوعات وفعالان این عرصه
5-ارائه تعریفی روشن از حدود وثغور رشدوتوسعه زمینه های فیزیکی ومعنوی فعالیت های مطبوعاتی وفعالان این عرصه
6- دایرنمودن کارویژه های مطالعاتی در خانه مطبوعات برای بحث وبررسی درجهت تسهیل حضورخبرنگاران ومسوولین جراید محلی درفعالیت های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی استان.
7- تعریف وارائه راه کار برای تشویق وترغیب و کمک به رسانه ها که در جهت رسیدن به کیفیت مطلوب دارای نقائص می باشند
8- ایجاد زمینه رشد و گسترش فعا لیت های مطبوعاتی در میان علاقمندان به این رشته برای دستیابی به افزایش کیفی و کمی مطبوعات استانی،آموزش و اشاعه فن و هنر روزنامه نگاری به علاقمندان
9- و.....
به تحقیق اگر مواردمورداشاره فوق بدرستی موردتوجه واهتمام خانه مطبوعات قرارگیرد وتلاش شود که اموردرمجرای دقیق وروشن خود جا بیافتد ما خواهیم توانست مجموعه ای ازجراید وفعالان مطبوعاتی دراستان را تشکیل دهیم که بتوانند برای راه انداختن یک جریان قوی ،مستمروهمه جانبه ازچرخه آزاداطلاعات که می تواند یک فرایند مشارکتی جدی را درپی داشته باشد امیدوارشویم ازاین روی لازم می نمایدکه به صورت موجزبه پیشنهادات فوق اشارتی بنمایم تا دوستان مطالعه کننده مطلب بدانندکه منظورازیک مجموعه قوی چه می باشد.
1- ارائه تعریفی روشن ازخانه مطبوعات حرفه ای با دانش ومهارت های روزآمد.
به تحقیق زمانی که از فعالیت حرفه ای مطبوعاتی سخن به میان می آید دوستان صاحب رای و قدرت تصمیم درخانه مطبوعات استان زنجان خواهند فرمود که مگرمی شودکسی سالها کارو فعالیت حرفه ای درخانه مطبوعات داشته باشد وآنگاه که مسئولیت خانه مطبوعات را برعهده گرفت نتواندیک مجموعه مدیریتی فعال وبا دانش روزآمدایجادنماید.اما با عرض تاسف بایدگفت که بسیاری ازما فعالان مطبواعتی زمانی که ازفعالیت حرفه ای درمطبوعات سخن به میان می آید با انداختن بادی به غبغب وفخرفروشی به دیگرانی که کارمطبوعاتی نکرده اند این منطق را مطرح می سازیم که کارحرفه ای همانا واردبودن به آیین نگارش ویا روش های تهیه خبر و مقاله می باشد که مسلما کسی که سال ها کاردراین عرصه را تجربه نموده باشدمی داندویا یادمی گیرد که این وظایف را چگونه به انجام برسانداما بایدپذیرفت که همه تخصص وتعهد حرفه ای بودن درفعالیت مطبوعاتی به رعایت آیین نگارش نیست بلکه اخلاق حرفه ای حاکم برکارمطبوعاتی امربر رعایت بایدها ونبایدهایی داردکه حدود و ثغورآن را منافع ملی و اصول وقواعد اخلاقی واعتقادی مشخص می داردویا به عبارتی درارائه تعریفی از خانه مطبوعات حرفه ای عملا وابسته ودرامتدادارائه تعریفی روش ازکارمطبوعاتی حرفه ای می باشد که متاسفانه جامعه مطبوعاتی ما دیرگاهیست که ازاین نوع کارفاصله یافته است به نحوی که یا با گرایش به نحله های فکر وعقیدتی خاص و یافتن تعصب وذوب شدن درآنها منافع ومصالح ملی را فراموش کرده است و یا با درغلطیدن دروادی حمایت ازجریانات خاص سیاسی و به نوعی قبول وتصدی عنوان سخنگویی این جریانات تعهدبه تلاش برای مشارکت درایجادیک چرخه مطلوب وآزاد دراطلاع رسانی را به باد فراموشی سپرده است تا جایی که امروزبه جرات می توان فعال درعرصه مطبوعات را یک عالم دینی و یا یک فعال حرفه ای درعرصه های سیاسی دانست که با آمیخته نمودن حوزه فعالیت مطبوعاتی به مولفه های شخصیتی و نگرشی معمول دراین عرصه ها مطبوعات را به یک مدرسه تبلیغ وترویج دینی ویا یک ارگان رسمی حزبی مبدل نموده است که هر دوی آنها دوراز کارکردها وتاثیرات مطبوعات به عنوان یک عنصرفرهنگی محض می باشند.
برای برون رفت ازاین شرایط خانه مطبوعات استان بایدقادربه نهادینه نمودن باوروعمل حرفه ای درفعالان این عرصه باشدتا با هدایت فعالان به محیط های غیروابسته و آذین شده به اخلاق محض حرفه ای درعرصه مطبوعات ازچیزی مطلب تهیه گردد ویا خبربه نحوی تولیدشودکه تضمین کننده شفافیت در موضوع بررسی وشناسایی منافع ومصالح ملی جامعه باشد
ادامه دارد

[ دوشنبه هفتم بهمن 1392 ] [ 11:28 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
همانگونه که درشماره گذشته مطلب و دربحث فعالیت های اجتماعی زنان عنوان داشتیم متاسفانه موقعیت برای فعالیت هایی که زنان بتوانند با حضوردرآنها به اثبات وجودبپردازند بوجودنیامده وازاین روی زن ایرانی نتوانسته آنچه را که آرزو دارد ویا استحقاق بدست آوردنش را درخودپرورانده است کسب نماید.
ازاین روی زن درهرجایی حضورداشته به عنوان یک موجودیت منفرد وجدا ازجمع تصورشده است وکمترمجال آن را می یابد که بتواند ظرفیت ها وتوان مندی های خودرا به نمایش بگذاردو برمبنای آنچه که تولیدمی نماید ودرسرنوشت ووضعیت جمع تاثیردارد ادعای حق داشته باشد وبه اثبات توان مندی ها وظرفیت های خوداقدام نمایدو یا از نتایج فعالیت های خود بهره برداری نماید.
برای ایجاد ارتباط حسی با موضوع لازم است که به جامعه مراجعه نماییم وبا برشمردن برخی از وظایف ونقش های زنان دنبال این واقعیت بگردیم که چرا با انجام درست این وظایف ونقش های منحصربه فرد، زنان نمی توانند در کسب موقعیت های اجتماعی و یا حقوقی که می توانددربرگیرنده امتیازات مناسبی برای زنان باشد دارای موفقیت باشند.
همانگونه که می دانید زن درجامعه امروزین ما نقش های فراوانی را برعهده می گیرد که ازجمله آنها می توان به نقش مادری،نقش همسری،نقش مدیریت خانه وخانواده،نقش های اقتصادی،نقش های سیاسی ومشارکتی و...اما متاسفانه ازسر جمع تمام این نقش ها یک موقعیت ووضعیتی که درآن زن بتواندبا اتکای بدان حضورونقش آفرینی جدی را که براثرآن نظراتش دریافت شود ،موردتوجه قرارگیرد ویا به نام خودش مورداستفاده واقع شود ایجاد نمی شود که در چرایی پیدایش چنین وضعیتی می توان عنوان نمودکه زن نمی تواند و یا به دلیل تربیتی که یافته است نمی خواهد که خودرا درمجموعه هایی که رفتارهای شکل گرفته درآن می تواندبه تغییرات در نگاه وبرداشت اززن منجر گردد جا بیاندازد و با اثبات توان مندی وظرفیت های خود ازآنها به نفع خوداستفاده نماید.
برای نمونه درتمام مجامعی که به نوعی بکار تحقیقات مشغول می شود زنان ازموثرترین عناصرآن مجموعه ها شناخته می شوند اما زمانی که قراراست محصول این موسسات تحقیقاتی عرضه گردد ویا ازمجموع دست آوردهای علم بنیان آنها در میان مردم ویا صاحب نظران دفاع شود زن خودرا کنارمی کشد ومسئولیت این کار را به مردان می دهد.
ویا با مشارکت نمودن دراطاق های فکر ومطالعه آنجا که قرارمی شودهرکسی نظر ورای خودرا با جمع مطرح نماید زن عضو مجموعه با این عنوان که حرفی ندارد و یا تمام حرف ها را دیگران گفتندشانه اززیر بار حضورمداخله جویانه و اظهارنظر گرانه خودداری می نماید درحالی که درفردیت و درمباحث دو نفره همان زن می تواند نظراتی را ابراز داردکه بسیار قوی وپرمحتوا باشد 
این نوع ازکنش در مجامع عمومی ریشه درنوع تعین جایگاه وتفسیری دارد که درخصوص زنان شکل گرفته است تا جایی که زن ایرانی نمی تواند در حد واندازه ای ظاهرشودکه ازاو وتوان مندی های اوانتظارمی رود 
ازسوی دیگرمی توان دلیل پیدایش چنین وضعیتی را در انحصاری بودن دسترسی به اطلاعات ودانش مبتنی برآمار برای مردان دانست تا جایی که اگرمدیری ناپرهیزی نمایدو بخواهد اطلاعاتی درخصوص فعالیت های سازمان تحت تولیت خویش به جامعه ارائه نماید این موضوع را بیشتردوست داردکه با مردان درمیان بگذاردو یا حتی اگردرجمعی قراربراین باشد که بخواهنددرخصوص مسائل مبتلابه جامعه سخنی گفته شود سعی می گردد که این مباحث درمجامعی که زنان حضورندارند وبا استفاده ازاین مستمسک که زنان سردرنمی آورند ویا ممکن است که اطلاعات را لو بدهنددرمیان گذاشته نشود .
هرچند که زنان هم درمجامعی که حضوردارند کمترخودرا درگیر بحث ومجادله دراین خصوص می نمایند .
پس نتیجه این بخش از گفتارما این خواهدبودکه اساسا زنان خودرا نیاز مند به داشتن دانش وآگاهی موردنیاز وارائه تحلیل ازشرایط نمی دانند وازاین روست که دنبال کسب اطلاعات از آنچه که درپیرامونشان درجریان است نمی روند تا چیزی را که دراین راه بدست می آورند مطرح سازند وازآنچه که مرح ساخته اند دفاع کنند وچون چنین حرکات وفعالیت هایی اززنان به چشم نمی آید مطمئنا درجامعه نیز اقبالی به زنان نشان داده نمی شود ویا آنها میدانی نمی یابند که برای بیان نقطه نظرات ویا ارائه تحلیل های خوداقدامی داشته باشند.
به هرحال علت عدم حضورزنان درمجامعی که درآنها کارمطالعاتی توضیح داده می شود هرچه که باشد این حضور و مداخله حقی می باشد که بایدزنان ما ازآن برخوردارباشند زیرا که ازیک سو هرآنچه که درجامعه شکل می گیرد برسرنوشت زنان نیزتاثیرمستقیمی دارد وباید آنها هم درخوب وبدآن مسئول وشریک شناخته شوند ودرثانی زنان با بیرون ماندن ازگود تصمیم سازی ها ویا حتی فکرورزی برای شکل دادن به تصمیم سازی های درست عملا به طفیلی مردان تبدیل شده ودر جایی که اقتدار بخشی ازمردان زیادباشد عملا برابزاری برای بایکوت نظرات مردان تبدیل می گردند وازاین روست که نیازجامعه ما به این امراحساس می گردد که هم زمینه شرکت زنان درمجامع فکری وعلمی ازسوی جامعه فراهم مهیا شود وهمینکه خود زنان برای بدست آوردن چنین شانس وحضوری تلاش نمایند تا بتوانیم ازنیمی ازفکر ومشارکت جمعیتی جامعه که زنان می باشندبه نحو مطلوب استفاده نماییم

[ یکشنبه ششم بهمن 1392 ] [ 5:41 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
دربخش پیشین مطلب به موضوعی تحت عنوان مدیریت چالش های اجتماعی و فرهنگی اشاره نمودیم وبیان کردیم که ما اساسا دربرخوردبا چالش ها برای مدیریت ویا کنترل آنها چه از جانب صاحب نظران ومنتقدان وچه دولت ونمایندگان حاکمیت واگرایانه عمل می نماییم وکار را به سمتی سوق می دهیم که درآن نه تنها اختلاف وفاصله کاهش نمی یابد بلکه با نوع ادبیاتی که بکار می بریم ویا نحوه رابطه ای که با موضوع برقرارمی نماییم تعداد زیاد وجدیدی ازمجموعه های جدا شده وبه صف های منفعل ویا مخالف افزوده شده را ایجادمی کنیم که با ادبیات و پردازش های جدیدی ازاختلاف وارد صحن علنی جامعه می شوند ونحله های نوینی ازنگاه وفرهنگ عمومی را تولیدمی کنند که می تواند بر بقا ودوام ساختارهای اجتماعی تاثیرات منفی فراوانی داشته باشد واین دقیقا نشانه انحطاط است زیرا که جامعه دینی اساس خودرا بروحدت و افزودن حاضران دردایره هم اندیشان وکنشگران اجتماعی و دینی بنیان می نهد تا بتواند ازتمام داشته های خودبرای برجای گذاردن محصولاتی پربهاء استفاده نماید.اما این تمام مسئله نیست بلکه ما در موارد دیگری نیز راه به انحطاط می رویم که درادامه بحث به مواردی ازآنها اشاره می نماییم 
2- بی توجهی به موضوع شفاف سازی اطلاعات و آمارمربوط به عملکردهای دستگاه های اجرایی.
با عنایت به این نکته که انقلاب اسلامی با هدف برچیدن بساط نامحرم دانستن مردم و ارائه شفاف اطلاعات و آمارهایی از درآمدها وهزینه های حاکمیت شکل گرفت وموفق شد اما متاسفانه رفته رفته باز اموربه مجرای اصلی خودبازگشت و کم کم بازمردم خارج ازگود دریافت واقعیت های اجتماعی رانده شدند به شکلی که امروزه همان مردمان انقلاب نموده دقیقا نمی دانندکه درآمدهای سالیانه دولت واز محل های مختلف چه مقداراست ویا درآمدهای حاصل ازفعالیت های بنیادهای مختلف خارج ازسیستم متمرکزدولتی درکجا متمرکزمی شودو صرف چه کار هایی می گردد این بی اطلاعی ازسویی موجبات بی اعتمادی مردم به سیستم و علاقه مندی مردم به دریافت اطلاعات ازمراجع ناموثق را فراهم می آوردتا جایی که با واردشدن مثل یک کلاغ وچهل کلاغ درمتن تعاملات اجتماعی روایت های موجوددرصحن علنی جامعه باعث رواج ادبیاتی می شود که درمتن آنها کلمات ناموجهی رشد و همگانی می شود وازسوی دیگر بدلیل نامشخص بودن اعداد وارقام راه فساداداری ومالی باز و خارج از حوزه نظارتی واقع می شود 
درحالی که اگر مسئولان ما می دانستند که نباید هیچ چیزی را ازمردم پنهان نمود وباید به مردم دقیقا مطالب ومواردرا اطلاع داد مسلم است که رواج ادبیات سطحی ویا بی اعتمادی فراگیر موجب نمی گردید که مردم خودبدست خود نهادهای اجتماعی را که بایدمحترم شناخته شوندموردهجمه قراردهند وحرمت آنها را بشکنند
برای فهم حسی مطلب می خواهم مثالی را خدمتتان ارائه نمایم .
می گویند درزمان خلافت امام علی(ع) ایشان درروزپایانی هفته ویا ماه جاروبرمی داشتند و خزانه را جاروب می کردندو یا به عبارتی چنان در حساب وکتاب وارائه آماربه مردم صادق بودند که مردم به چشم خود می دیدندکه هرآنچه ازمحل درآمدهای ملی واردخزانه شده است درمقابل چشمان آنان به صاحبان حق پرداخت گردیده است .
این نوع ازعملکردامام(س) موجب انتقادهایی شده بود به شکلی که برخی ازدوستان آن حضرت می گفتند که نیازی به این نیست که همه دارایی ها توزیع گردد بلکه باید مقداری ازآن درخزانه باقی بماند وبرای روزمبادا نگه داشته شود و یا عنوان می داشتندکه معاویه ازمحل دله دزدی هایی که می کند و یا بذل وبخشش های که ازمحل خزانه وبیت المال انجام می دهد ارتش قوی دایر کرده و ازتمام نقاط تحت مدیریت خوددارندگان فکر وقدرت بدنی را به دورخود جمع نموده است درحالی که علی(ع) با توزیع بالسویه وعادلانه وتفاوت قایل نشدن به افرادی که دارای تفاوت هایی با دیگرانند آنان را ازدور وبرخویش رمانده است.
اما درستی وتاثیرگذاری دوکاررا درقضاوت تاریخ درخصوص امام علی(ع) ومعاویه می توان ملاحظه نمود آنجا که علی به عدالت مشهورخاص وعام است، به تقوای درنظارت محبوب قلوب است،به واگذاردن حق روشن مردم به خود آنها شهره آفاق است،به دادن اطلاعات دقیق وروشن ازوضعیتی که به جامعه مربوط است الگویی برای تمام صالحان است ومعاویه برای بالا کشیدن ومال خود واعوان وانصارخود نمودن شرایط ومنابع موردلعن ونفرین تاریخی انسان است و یا به خاطر به حساب نیاوردن مردم ومکتوم گذاردن نیازهای اطلاعاتی مردم که صاحبان واقعی همه چیز حاکمیت می باشند منفورخاص وعام است 
آری علی(ع ومعاویه حکومت کردند ورفتند ولی از علی(ع) داستان ها وروایت هایی دربین مردم ماند که کوچکترین شک وریبی را درخلوص نیت ایشان در جهت تلاش برای بهبرودشرایط عمومی زیست مردم نمی توان واردنمود و معاویه هم حکومت نمود ولی درتمام داستان هایی که ازاومانده است رگه های بسیار روشنی ازدروغ وکتمان حقایق وحقوق مردم به روشنی باقی مانده است واینها همه ناشی از روراست بودن علی(ع) با مردم واعتمادایشان به باوروانتخاب مردم بود و تمام مشکلاتی که ازمعاویه مانده مربوط می شود به نوع نگاهی که او ودومانش نسبت به مردم داشتند وآنها را درهیچ امری بالغ وذی الحق دردریافت اطلاعات وآمارنمی دانستند وازاین روست که هرگونه اتهامی برمعاویه وخاندان او وارداست 
پس می توان کتمان حقایق و عدم ارائه اطلاعات روشن ازواقعیت ها را عاملی بر انحطاط دانست وازمسئولان خواست تا با ارائه گزارش های روشن مخصوصا مالی به مردم تعاملی را بین وخود ومردم ایجادنمایند که ازطریق آن مردم بتوانند تمام نیازهای فکری خودرا مستقیما ازمسئولان دریافت دارند وگرنه کتمان حقایق که با پیدایش تغییرات درنرخ برخورداری مسئولان وافرادنشان دار توام می گردد خودبه خودبه عاملی مبدل می گردد که می تواند پایه های بی اعتمادی،رواج شایعه ،پیدایش وتوسعه ادبیات لغو وهرز گویی ودرنهایت شکستن وفروریختن حرمت های مسئولان ونهادهای مختلف را ایجاد کند و با بالا بردن دیوارآنها برج وبارویی ازانحطاط را در منظر دیدقراردهد که فرو ریختن دیوارهای آن زمان وهزینه های فراوانی را طلب نماید 
ادامه دارد

[ یکشنبه ششم بهمن 1392 ] [ 11:4 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
صبر کن حافظ به سختی روز و شب
بدون تردید آنگاه که گفته می شود گرصبر کنی زغوره حلوا سازم این اعتماد به نفس موجوددر مثل نشانگر تاثیر صبر بر واقعیتی می باشد که برمبنای تجربه ای ازگذشته محقق خواهد شد ویا به عبارتی داستان زندگی انسان شاهدی است براین مدعا که با صبرمی توان به بسیاری از انتظارات دورازدسترس دست یافت 
اما بایدبه خاطر داشت که این صبر حتما می باید درراستای انتظار وتلاش برای دست یابی به هدفی روشن باشد وگرنه خود صبرمی تواند منتهی به بروزپدیده های نابودکننده درمنابع و فرصت ها شود مثلا آنجا که حکم برصبردر ایام فراغ است این حکم می باید استواربر زیرساختی به نام توافق باشد ویا به عبارتی دو دلدار باهم سرتحمل وصبر توافق نموده باشنداما اینکه بدون گفتگو ومشخص نمودن راهی که بایدپیموده شودکسی بخواهد صبرنماید نتیجه آن شکل گیری روندی دقیقا درخلاف جهت انتظارخواهدبود ویا به عبارتی دوری و تعمیق فاصله عمر وانگیزه به نابودی خواهدکشاند
پس ای آنکه امید واربه وصلی مطمئن باش که به فرموده حافظ بزرگ که فرمود
عاقبت روزی بیابی کام را
روزی به وصل خواهی رسیداما به شرط آنکه اونیزبا توهمراه وموافق باشد وبا تو برسر شکل گیری داستانی همراهی داشته باشد.

[ یکشنبه ششم بهمن 1392 ] [ 8:47 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
گر از خراج رعیت نباشدت باری
تو برگ حاشیت و لشکر از کجا آری؟
پس آنکه مملکت از رنج برد او داری
روا مدار که بر خویشتن بیازاری
.....................................................
خدا لعنت کند مکتشفین نفت را که با پاشیدن آن به سروروی اقتصادما بخت ما را به سیاهی نفت نمودند واجازه ندادند که دورازکشمکش های بر سراستیلای آن که درداخل وخارج اتفاق می افتد ودربسیاری ازاوقات اثرش چون تاثیر آتشی بررفاه و آسایش ملک وملت می باشد بتوانیم برای انسانی زیستن طرح وبرنامه داشته باشیم 
مثلا شما اگر به همین فرموده سعدی بزرگوارتوجه نماییدملاحظه خواهیدنمودکه دولت متکی برملت و منابع مادی که ازمحل خراج ومالیات دریافت می شود مجبوراست که برای همراه داشتن مردمان با خود روش هایی را برگزیندکه موجبات رضایت مندی مردم را فراهم سازداما آنجا که حاکمان با چنبرزدن بردرآمدهای نفتی می توانند دوکاررا یک جا انجام دهند به نحوی که هم هزینه های خودرا ازمحل درآمدهای نفتی تامین نمایندوهم اینکه مردم را به نوعی وامدار نفت بکنند و اجیر خوددارنددیگر نیازی به رضایت مردم نخواهند داشت زیرا که خودمردمان هم به نوعی جزما یملک دولت محسوب می گردند که می تواندبا بستن شیرهای نفت ویا برگرداندن سمت هزینه درآمدهای نفتی ازسوی ملت آنها را به لطایف الحیل درتیول خودداشته باشد .
مثلا همین الان که ما در زیر فشارتحریم ها هستیم و دوحالت عمده برملت حاکم گردیده است اول آنکه حاکمان بدلیل دسترسی به منابع درآمدی نمی دانند که در زیر این فشار مردم و چرخ های اقتصادی مملکت به چه وضعیتی درآمده اند زیرا که اگرمی دانستند ویا حس می کردند شرایط موجوددرطول بیست واندی سال گذشته وجودداشته است اما چون با کاهش درآمدها و خوردن کفگیر به ته دیگ الان کمی خودآقایان متوجه واقعیت شده اند دنبال کاستن ازفشارها ازطریق مذاکره شده اند ودومین حالت هم این است که حتی تحریم ها هم این فکررا درمسئولان ما ایجادننمودکه برای رستن ازوابستگی به نفت طرح وبرنامه ارائه دهند تا جایی که تمام همت دولت جدید صرف بازی مذاکره حول محور مسائل هسته ای وکاستن ازفشارتحریم ها شکل گرفت تا بتوانندبا دست یابی مجدد به درآمدهای نفتی راهی را که ازآواخردوره قاجاریان آغازگردیده وبه نابودی تمام زیرساخت های اقتصادی ومملکت داری ما منتهی شده بازسازی نمایند وادامه راه بروفق مراد داشته باشند 
براستی چرا مسئولان مملکت ما نمی خواهندبدانندکه به همان اندازه که نفت دست آنها را دربی توجهی به خواست مردم بازگذاشته است تا جایی که می توانندبا تکیه بر درآمدهای حاصل ازآن مردم را به هیچ انگارند به همان اندازه هم دست دول دارای قدرت های عظیم اقتصادی را در دخالت درامورداخلی ما بازگذاشته است که اگربازنبود بازی تحریم ها صورت نمی گرفت ونمی توانست ما را به پای میزمذاکره بکشاند 
وحال که دانسته ایم که به همان میزان که مردم زیر یوغ نفت و اقتصادنفتی رفته انددولت وحاکمیت هم ازخوداستقلالی دراداره کردن جامعه ندارد آیا فکری برای دوران بعد ازتحریم وبرنامه ریزی های عقلانی برای بهره برداری ازمنابع نفتی برای داشتن اقتصادی پویا خواهیم نمود ویا پس ازسپری شدن این ایام باز راه خودرا خواهیم رفت ودرمقابل چشمانمان نابودی سفره های آب زیرزمینی وخاک حاصلخیز و ....را خواهیم دید و بازچهارچنگولی به نفت خواهیم چسبید تا عمرسپری سازیم 
دوستان راه احیای ایران بازگشت به حاکمیت متکی به مردم واقتصادی متکی به بازوان مردم است نفت نابودمان نموده وازطریق مسموم نمودن تمام ارکان ساختاری به فلاکتمان انداخته است به خود آییم که فردا دیرخواهدبود

[ یکشنبه ششم بهمن 1392 ] [ 8:44 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
ازسلسله مطالب با عنوان ساختار شهری، دانش بنیان(39)
..............................................................................
درشماره گذشته مطلب با تاکید برمعیارهایی چون
1-آماده سازی زیرساخت‌های اساسی برای عملکرد کارآمد شهرها
2. آماده سازی خدمات لازم برای توسعه منابع انسانی، بهبود بهره وری و بهبود استاندارد‌های زندگی شهری
3. تنظیم فعالیت‌های تاثیرگذار بخش خصوصی بر امنیت، سلامتی و رفاه اجتماعی جمعیت شهری
4. آماده ساختن خدمات و تسهیلات لازم برای پشتیبانی فعالیت‌های مولد و عملیات کارآمد موسسه‌های خصوصی در نواحی شهری
5. برنامه ریزی استراتژیک
سه بند اول آنها را موردبررسی قراردادیم ودراین شماره دو بندباقی مانده که اختصاص به حوزه آماده ساختن خدمات وتسهیلات پشتیبانی کننده برای تعالی فعالیت های مولد و عملیات کارآمد موسسه های خصوص درنواحی شهر دارد و یکی دیگر ازمعیارها به موضوع برنامه ریزی استراتژیک مربوط می گردد درصددم که عنوان بدارم که مدیریت خدمات شهری با توجه به این وظایف تلاش می نمایدکه با استفاده ازظرفیت های موجوددربخش خصوصی قسمتی ازوظایف را به این بخش واگذاردتا بتواند با فراغ بال بیشتری به وظایف دیگرخوداقدام نمایدویا با افزودن به قدرت خویش ازطریق منابعی که می تواندسطح گسترده تری ازخدمات را ارائه دهد مانع ازآن گردد که شهروندان برای برخورداری ازخدماتی حداقلی دچارمشکل بشوند ودرزمینه برنامه های استراتژیک هم می توان به این نکته اعتنا نمود که مدیریت خدمات شهری با پیش بینی دقیق نیاز مندی هایی که نسل های آینده خواهندداشت بدنبال تامین منابعی می رودکه بتواند امکانات لازم برای دست یابی به اهداف را محقق سازند وازاین روست که مدیریت خدمات شهری برخلاف شهرداری که به گذشته ازطریق اصلاح معایب وخطاها می نگرد و یا امیدوار است که با دادن خدمات لازم به نسل حاضر شرایط را موافق خودبگرداند بدنبال آینده می رودوتلاش می کند که با برنامه ریزی دقیق و شفاف آینده را به گونه ای تصویرنمایدکه برای دست یابی به آن ازتمام امکانات دراختیاربهره برداری لازم را داشته باشد.
با این تفسیرجامع مشخص می شودکه مدیریت خدمات شهری که به نوعی می باید درشورا وشهرداری متمرکزگردد باید دارای ویژگی هایی باشدکه بتواندازتمام حوزه های موجوددرشهر بهره برداری نماید واین ممکن نمی گردد (همانگونه که درشهرهای ایران ممکن نگردیده است) مگرآنکه متولیان شهرداری و شورا بتوانندبرای یک فاکتوربسیارمهم مدیریتی ازنوع مشارکتی آن ارزش قائل شوندوبا بکاربستن آن نیروهای موجوددرشهرداری و شهروندان صاحب نظرودارای دغدغه را برای همراهی وهمکاری با شهراری و شورا راغب نماینداین فاکتورمهم چیزی نیست جز.
ضرورت پرداختن به جریان آزاد اطلاعات به عنوان لازمهٔ شفافیت در عملکرد مدیریت  و مشارکت عمومی در شکل گیری تصمیم ها 
که متاسفانه در ساختارمدیریتی ما بدلیل حاکمیت نگاه سنتی به قدرت که درآن مدیر نیازی به توضیح وپاسخ به سئوالات نمی بیند و در جایگاه تصمیم گیری موضوعی به نام چرخه آزاداطلاعات نوعی افشای غیرلازم اطلاعات وآمار عملکردهای مالی وعمرانی دانسته می شود که عامل بدین کاربایدبه شدت تنبیه گردد و یا راه های چنین کاری بایدبا جدیت تمام مسدودگردد شفافیتی درامورحاصل نمی آیدکه بتوسط آن مشخص شودکه مدیریت ویا سیستم درکجای کارخودبه کمک وهمفکری مردم نیازمنداست ویا درکجای کارخودبه انحراف رفته است تا با گوشزد وحتی دخالت بشودمانع ازادامه انحراف و اصلاح امورشد
حتی برخی ازمدیران با عنایت به این نکته که بروز چرخه آزاداطلاعات و گزارش اطلاعات و آمار را خیانتی تصورمی کنندکه می تواندبا قراردادن اطلاعات سازمان دراختیار عوامل نامحرم (که واژه نامعلوم وبا گستره فراوان است) اقدام به مخفی کاری ویا تکذیب آنچه که به صورت نیم بند وتحت عنوان شایعه نشت یافته است باعث ورودخسارت به سازمان می گردند
 و ازاین روست که درسطح جامعه ودریک ترم سیاسی مشخص نه کسی می داندکه مدیر چه کارکرده است ونه مدیر این حق را بدیگران می دهد که بپرسندوبدانند که مدیردرعرصه کاری وبرنامه ای خویش با چه مشکلاتی مواجه است تا درصورت لزوم به یاریش بشتابند.
با این حساب وبا توضیحی که درخصوص چرخه آزاداطلاعات ارائه دادم مشخص می شود که شهرداری و شورا می باید بدون کمترین نگرانی از اینکه مردم ازماوقع دردرون شورا خبردارمی گردنداقدام به ارائه گزارش ازاقدامات خود بنمایند تا مردم بدانندکه نمایندگان آنان درنظارت برهزینه نمودن درآمدهایی که ازمنابع شهری تامین می گردد به چه آیتم هایی توجه می نمایند تا با افزایش اعتمادی که دردوران مدیریت شهرداران گذشته ونظارت شوراییان مخصوصا دردوره دوم وسوم فروکش داشته است همسویی وهمراهی مردم با شورا وشهرداری به قوت قبلی تبدیل گردد وانگیزه وانرژی را فراهم نمایدکه دراثرآن سرعت تولیدموقعیت ها افزون گردد وهزینه های مربوط به انجام اقدام به حداقل برسد.
درضمن دوستان ما درشورا وشهرداری بایدبه این نکته توجه نمایندکه مسیر انتخاب شده توسط آنها که منتهی به سکوت وعدم نظارت مطبوعات خواهد گردیدراه خطر ناکی می باشد که موجبات غفلت شهرداری وشورا را ازواقعیت ها فراهم می آورد درحالی که انباشته شدن بی توجهی ها وغفلت ها می تواند دردو سال دوم بسیارخطر ناک باشد ازاین روی به شهرداران وشوراهای محترم پیشنهادمی نمایم که به جای اقداماتی که از طریق تهدید ویا تحبیب می تواند باعث سکوت مطبوعات گردد به اقداماتی دست زده شودکه درآن فعالان مطبوعاتی انگیزه می یابندکه با آسیب شناسی دقیق برای بررسی وشناسایی مشکلات وبی توجهی ها اقدام کنند تا با دست یابی به راه کارهای عملی شهرداری و شورا بتوانند بوظایف قانونی خودعمل نمایند.
ادامه دارد

[ شنبه پنجم بهمن 1392 ] [ 6:28 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

خبر خوشحال کننده انتخاب برادرزاده عزیزم جناب استاد اسفندیاراسدی را به عنوان بهترین داور سال نودودو تکواندو کشور به عموم دوستان تبریک عرض نموده وتوفیق روزافزون این جوان فعال و موثردرورزش کشوررا ازخداوندمتعال خواهانم

[ شنبه پنجم بهمن 1392 ] [ 12:2 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
اگرمجموع مطالب ارائه شده درشماره پیشین را به خاطر داشته باشید درآن عنوان نمودیم که مطبوعات رکن چهارم دمکراسی می باشد که متاسفانه با عنایت به تمام تاثیر جدی واثربخشی که درشکل گیری حاکمیت و مشارکت عمومی درانتخاب حاکمان دارندهیچگاه خود نتوانسته اندسهم موثری در شالکه قدرت داشته باشند و عمدتا اگر دارای فکربلند ونویی باشند مزاحم شناخته شده واگر مرعوب نگردندحداقل مطرودمی شوند 
درچرایی شکل گیری این شرایط نیز مقصرخود مطبوعاتی ها را دانستیم با این عنوان که بوقت دربورس بودن محفلی می شوند وبه وقت طرد وانزوا بداخلاق و بد دهن ویا به عبارتی این جامعه هیچگاه وضعیت استاندارد و با ثباتی نداردتا درآن بتواندبه فرایندی دست بزندکه ازانتهای خط خروجی آن فکر برای تصمیم سازی و یا اندیشه برای تصمیم گیری ارائه نماید وازاین روست که فاصله بین این جامعه ومردم وفاصله فعالان این عرصه با متولیان حوزه تصمیم گیری و یا مسئولان هرروز عمیقترمی شود و یا به زبانی روشنتر جامعه مطبوعاتی به رکنی از اجتماع فعلی ما تبدیل شده است که نه حرفش را مردم می پذیرند تا برمبنای آن تصمیم سازی نمایند ونه ازچنان پشتیبانی درنزدافکارعمومی برخوردارندتا مسئولان زیر فشار وترس ازافکارعمومی جامعه مطبوعاتی را درمتن تصمیم های خودقراردهند وازآنها و یا مطالبشان برای تقویت فرایند های رفتارسازمانی بهره ببرند واین مشکل ویا وضعیتی می باشد که ما مطبوعاتی ها وبا رجحان دادن به امیال نفسانی وبی توجهی به حقوق ومنافع مشترکمان برای خودمان ایجادنموده ایم 
وازاین روست که من خوش بین به ایجاد ویا فعال سازی دوباره خانه مطبوعات استان که بتواندمطابق با فلسفه وجودی خودعمل نماید ونقش آفرینی داشته باشد نیستم زیرا ترس آن را دارم که این موقعیت متعالی و حامی جامعه مطبوعاتی بازمثل گذشته به ابزاری برای بالا نشینی عده ای و خارج نمودن فعالیت های رسانه ای از مسیر تولید فکرومشارکت درچرخه آزاداطلاعات تبدیل شود 
ازاین روی درتلاشم که با ورود درعرصه وظایف خانه مطبوعات به دوستان همکارم دراستان زنجان گوشزدنمایم که درجریان اقداماتی که منتهی به موضع شکل گیری خانه مطبوعات دراستان خواهدگردیدمراقب باشندکه تمایلات وتعصبات نگرشی و سیاسی منجربه هدایتشان به انتخاب های نشود که چون گذشته فعالیتشان تنها به اقداماتی منتهی شود که درمسیر پرداختن به نیازهای صنفی آنهم ازنوع مادی و تازه همه آنهم تنها برای فعالان مطبوعات درشهرزنجان خلاصه شود ونابسامانی وبی عدالتی را گواهی دهد که پیدایش آن درنزد جامعه مطبوعاتی مایه شرمساری باشد
خانه مطبوعات ،اهداف،کارکردها وتاثیرات
دراساسنامه خانه مطبوعات عنوان می گردد که این مجموعه به منظور حفظ حقوق و منافع مشروع وقانونی و بهبود وضع اقتصادی نویسندگان، خبرنگاران، عکاسان،گرافیست ها، طراحان،کاریکاتوریست ها، مترجمان، استادان وهیات های تحریریه استان تشکیل می گردد که خود متضمن حفظ منافع جامعه و بالا بردن سطح روزنامه و نشریات ،مطبوعات و حقظ عفت قلم می باشد. 
که اگر همین اندک موردکنکاش قرارگیرد مشخص می شود که خانه مطبوعات می باید کار ومسئولیتی با چه سطح ازگستردگی را دراختیاربگیردوبرای انجام آن چه سطحی ازتلاش را سازمان دهی نماید زیرا که حقوق ومنافع مشروع عناصر فرهنگی که به نوعی با تولیدمحصولات فرهنگی و انتشار آنها در تلاش می شوندتا بتوانندبا تعالی بخشی به فرهنگ عمومی زمینه توسعه و پیشرفت جامعه را فراهم آورند پیوند مستقیمی با میزان اثر بخشی فعالیت آنها داردتا جایی که اگرتامین نگردد و رعایت نشود مسلم است که فعال مطبوعاتی با گرفتارآمدن درچنبره ای ازگرفتاری های فردی نخواهدتوانست به رسالت خود که همانا کمک به شکل گیری فرآیند ارتقاء بخش به مشارکت عمومی دربحث تصمیم سازی و سلامت حوزه های تصمیم گیری می باشد عمل نماید.
اما براستی حقوق فردی وگروهی جامعه مطبوعاتی چیست که خانه مطبوعات موظف است که برای حفظ آنها تلاش داشته باشد؟
درپاسخ به این سئوال بسیارمهم که متاسفانه تا به امروزحتی ابعاد کوچکی ازآن شناخته نشده است لازم است که به حقوق انسان دردو بعد حقوق ونیازهای اولیه که شامل داشتن کار،مسکن،برخورداری ازتامین اجتماعی،دسترسی به غذا ولباس و...می شود ونیازهای ثانویه چون کرامت نفس،دسترسی به اطلاعات لازم ازشرایط،حق انتخاب سالم،آزادی درفکروبیان و...پرداخته شود تا مشخص گردد که یک فعال مطبوعاتی درکنار ضرورت دسترسی به این حقوق نیازمندآن است که ازحقوق بالاتر والزام آورتری برخوردار باشدتا بتواندبا بکارگرفتن عقل واندیشه خود به تحقق حقوق مردم وصیانت ازآن اقدام نماید ویا به عبارتی فعال مطبوعاتی ابتدا به عنوان انسان نیازمند است که به حقوق مترتب برنام انسان دست بیابد تا با رفاه وامنیتی که ازآن برخوردار می شود با به راه اناختن ویا مشارکت دربراه افتادن روندی که می تواندبه تعمیم شناسایی حقوق اجتماعی وانسانی اعضاء دیگرجامعه کمک نماید مردم را با حقوق خود ومسئولان را با راه های واگذاردن ویا محقق ساختن حقوق مردمان آشنا سازد.
با این توضیح آیا نمی توان این سئوال را داشت که خانه مطبوعات استان درسال های ماضی که دارای حرمت واحترام فوق العاده ای درنزدمسئولان بوده و تصمیم گیران آن می توانستند با تبیین و تفسیرشرایط مطبوعات جایگاه نهادینه ای را برای فعالان این عرصه معین دارند چه مقدارکار درخصوص شناسایی حقوق ومنافع فعالان ومجموعه های فعال درعرصه مطبوعات استان زنجان به عمل آمد وکدام کارسازمان یافته شکل گرفته تا با بررسی ساختارهای موجوددراجتماع بزرگی به نام استان زنجان جانمایی حضورونقش آفرینی فعالان مطبوعاتی درآن شکل بگیرد
تا فعال مطبوعاتی درشهرستانی چون ابهر بداندکه درنزدمسئولان این شهرستان چه ارج وقربی دارد و با اتکاء بدان می تواند در حوزه های تصمیم گیری ورودنمایدو با انتقال خواست دقیق مردم ویا نقد قدرت درشهرستان اموررا به مجرای واقعی خود بکشاند.
دوستان اگرامروز تمام مسئولان اعم ازاصلاح طلب و یا اصول گرا تلاش می نمایند که مطبوعاتی را از راه انداختن فرایند منتقدانه دور دارند ویا فعال مطبوعاتی تلاش می نمایدکه به جای ارتباط با مردم خودرا دربست دراختیار مسئولان ونهادهای قدرت قراردهد این ناشی ازآن است که حقوق فعالان این عرصه شناخته نشده وبا اقداماتی اثربخش نهادینه نگردیده است وگرنه مگرمی شودکه در هفته نامه ای به نام .....ودر طی تمام صفحات آن کلمه ای ازمردم گفته نشده باشد وهمه مطالب مندرج درآن حول محور گفته های استاندار،مدیرکل ارشاد ،مدیرکل آموزش وپرورش،شهردار،نماینده و....دوربزند 
متاسفانه ما امروزدراستان زنجان در مبهمترین وبی هویت ترین دوران فعالیت مطبوعاتی قرارگرفته ایم واین بی هویتی چیزی نیست که نهادهای مختلف حکومتی بر مطبوعات تحمیل نموده باشند بلکه شرایطی است که خودمطبوعاتی ها و بدلیل فقدان یک روح جمعی شکل گرفته برمحور درک حقوق و وظایف فعال مطبوعاتی تاروپودآن را تنیده شده است که اگر خانه مطبوعات قوی ایجادنشود دیرنخواهدبودکه آن اندک احترام این حوزه که به زحمت نسل های گذشته ایجادشده است با رفتارهای فاقدوجاهت دوستان فعلی ودست اندکار درمطبوعات به بادرود ونابودشود
ادامه دار

[ شنبه پنجم بهمن 1392 ] [ 11:59 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
قلندران حقیقت به نیم جو نخرند
هنر مهارت دریافت رمز پرداختن به احساسات ذاتی انسان وانطیاق آن با لطافت و زیبایی های طبیعت است برای آنکه انسان دردوران حیات خود تنها نماندویا خودرا بیرون ازطبیعت احساس نکند وازهمین روست که حافظ معتقداست قلندرانی که بواقع دنبال ملامت خودخواهی وخودبرتر بینی می باشند با افرادی که برای خود وموقعیت اکتسابی خویش اعتبار وارزشی فراترازمعمول قیلنداحترامی قائل نمی شوند چون اعتقاد دارندکه چنین افرادی با کنده شدن از ذات پاک انسانی ودور افتادن ازمجموعه طبیعت آذین به هنری ناب نشده اند
(واژهٔ قَلَندَر به معنی درویش آزاد و دوره‌گرد است.
به گفته منابع قدیم و جدید، واژهٔ قلندر از کلمه ترکی قال (به معنی پاک و پاک سرشت) گرفته شده‌است شمار اندکی نیز آن را از ریشهٔ فارسی «کلانتر» (به معنی بزرگتر و کهتر) دانسته‌اند
قلندران جماعتی از صوفیه ملامتی بوده‌اند که ملامت نفس و عدم تظاهر به آداب و رسوم اجتماعی و مذهبی را تا مرز بی‌قیدی و تخریب عادات کشاندند. قلندریه در حدود قرن هفتم هجری در خراسان، هند، شام و بعضی بلاد دیگر شهرت و فعالیت داشته‌اند. البته سابقهٔ قلندریه از قرن هفتم فراتر می‌رود؛ اما اوج شهرت آنان در این زمان بوده‌است.)
قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست

[ شنبه پنجم بهمن 1392 ] [ 9:45 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
نمی دانم با استفاده ازچه ادبیات ویا زبانی می توان برخی ازافرادرا متوجه این واقعیت نمودکه اگرحرفی با مضمون نقد عنوان می گردد نه ازبرای این است که کسی چشم دیدن مسئولان را ندارد ویا خدای ناکرده می خواهد با نا کارآمدنشان دادن عملکرد ها وروش های مدیریتی اتخاذشده ازسوی آنان خودرا علامه دهر وتوان مند معرفی کند بلکه ازبرای آن است که هر آنچه ازمناع مادی ومعنوی دراین جامعه وآنهم براثر بی توجهی ها و یا عدم بکارگیری دانش ومهارت به روز بهدرمی رودویا به زبان روشن تری نابودمی گردد امانتی می باشد که ازنسل های گذشته به ما واگذارگردیده تا به نسل های آینده آنهم به سلامت وتعالی یافته منتقل گردد ودراین کارمسئولان موقعیت تصمیم گیری نسبت بدانها دارندوباید با توجه به اهمیت مسائل درتصمیم گیری ها دقت نمایند ومردم درموقعیت نظارتی وتصمیم سازی قراردارندتا از طریق امر به معروف ونهی ازمنکرامور را به صلاح هدایت کنند ویا به عبارتی مسئولان اگرتصمیم خوب نگیرندمسئولند ومردم اگر مانع از ادامه کار وروشی که منتهی به انهدام درمنابع وفرصت های می گردد نیاستند درمحضر خداوندی پاسخگو خواهندبودکه چرا دیدند ودم فروبستند ودیدند ومانع ازادامه پدیده سیرنابخردی نشدند.؟
مثلا سه مورداز اتفاقات اخیررا برای خوانندگان مطلب شاهدمثال می آورم تا ملاحظه گردد که چگونه با عمل ننمودن مردم به امر به معروف ونهی ازمنکر و توجه ننمودن مسئولان به حرمت وجایگاه مردم و سلامت وامنیت آن خسارت هایی بر امانت فرصت وامکانات واردمی گردد و موجب ضمان مردم ومسئولان می شود.
در اصول فقهی ودینی عنوان می شودکه مردم ناموس خداوندمی باشند ودر ادبیات سیاسیناموس از مفاهیم و ارزش‌ها در نظام اخلاقی حاکم بر کشورهای اسلامی خاورمیانه شناخته می شود ودرتعریفی که ازناموس ودرفرهنگ لغت عمید آمده آن را شرف. عفت؛ عصمت ویا خواهر یا مادر یا همسر مرد که وظیفۀ حفظ حرمت آن‌ها بر عهدۀ اوست عنوان کرده ودرنهایت صاحب سر؛ آگاه و مطلع به باطن اموردانسته است که اگربه هریک ازاین مفاهیم کلمه الله را اضافه نماییم مشخص می شودکه ناموس الله ویا خدا دراندیشه دینی چه مقدارارزشمند و محترم می باشد وانسان به چه پایه موظف است که درجهت تعالی بخشیدن به مرزهای حرمت آن تلاش داشته باشدویا حداقل برای حفظ ثغور آن در همان حدی که هست می بایدهمت به خرج دهد.
حال با این تعریف بیایید به جامعه فعلی ونوع اعمال مدیریتی که درخصوص تعالی بخشیدن به حرمت ویا خیر تلاشی که برای حفظ موقعیت فعلی می شود مراجعه نماییم تا ببینیم که عملکرد مسئولان ما چه مقداربا این اصل ارزشی تعارض دارد
به خاطربیاوریدکه در هفته گذشته آتش سوزی دریک مرکزتولیدی منجربه مرگ دلخراش دو بانوی کارگر وزحمتکش شد ویا بدنبال آن حادثه دست فروشی که پس ازمصادره داشته ونداشته اش خودکشی نمود ویا سومین آن که موضوعی محلی بود چگونه بازاریان در محضرامامت جمعه ابهر به فغان ازعملکردمسئولی واداره ای خاص اقدام نمودند
درهرسه مورد عملکردمسئولان موجب واردآمدن خسارت به ناموس خداوندی گردید زیرا که دردو موردازآنها مردمی جان خودرا آنهم تنها بخاطرنا کارآمدی روش ها ویا اعمال مدیریت ها ازدست دادندودرموردسوم حرمت وآبروی بازاریانی که درتمام دنیا درمصدرفعالیت های اقتصادی برشمرده می شوندچون حلقه واسط وبی ادعای سه محور صنعت،کشاورزی،مصرف کننده می باشد ریخته شد.
آری منطق حکم می نماید که برای ثبات وپایداری جامعه قانون فصل الخطاب همه باشد ودرمحضر آن نبایدبین یک دست فروش با میلیاردری که با برخورداری ازرانت ها ولابی های فراوان می چرد ومی خرامدتفاوتی وجودداشته باشد اما آن شدت عملی که برای یک دستفروش بکارگرفته می شودوتاثیرات مخربی که بر تمامیت زندگی او می گذارد کی وکجا برابربا همان شدت عملی می باشدکه دربرابریک میلیاردبکارگرفته می شود؟
برای دارندگان ثروت وقدرت همه چیز ازجان آدمی تا شیرمرغ فراهم است تازه اگرنباشدپول داردو آماده می کند اما برای دست فروش وکارگر تولیدالبسه تنها جانی دست مایه است که آنهم دست خوش بازی ضعف مدیریت در تولیدفرصت وامکانات می شود به نحوی که یا نردبام بازنمی شودو یا قطار زوداز راه می رسد و قبل ازآنکه دست فروش کمی ازآن حالت عصبی خارج شود جانش را می گیرد ویا بازاریان به تنگ آمده یک شهرازسخت گیری های یک مامور ومسئول چنان به فریادبرمی آیندکه گویی دیگرچیزی که برای حفظ آن به سکوت نیازباشدبرایشان باقی نمانده است .
مسئولان باید بدانندکه ارزش اجتماعی ما نه در ابرام واصراربر جاری نمودن اصول وقوانین ،نه درحمایت ازنظام وانقلاب،ونه در ایستادگی ومقاومت بر اصول اعتقادی وایمانی بلکه درعمل و قیام به عدالت ودرگام دوم درتلاش برای حفظ وحدت وتعالی محورهای اتفاق عمومی می باشد زیرا که درلوای این وعنصرمهم واساسی می باشدکه می توان به دفاع ازانقلاب ونظام وحتی اصول وارزش های اعتقادی همت نمود و متاسفانه عملکردهای بسیاری ازمسئولان اقداماتی را درذهن تداعی می نمایدکه گویی این اعمال اساسا برای مبارزه ودرهم شکستن وحدت و مبهم نمودن وجهه تلاش برای تحقق عدالت به انجام می رسد وگرنه استعفای شهردارتهران آنهم پس ازبروزدوواقعه خودکشی فرددست فروش و مرگ دو زن کارگر می توانست نشانگر تالم کلیت حاکمیت ما باشد که مسلما ومطمئنا اینگونه نگردیده ونخواهدشد زیرا که ما فراموش نموده ایم که مردمان ناموس خداوندند و خارج نمودن یک خلخال ازپای زن یهودی درجامعه اسلامی می تواندچنان حزنی تولیدکند که مردمان ازشدت آن بمیرند با این حساب وبا دیدن این همه تعدی به حرمت نوامیس خداوندی اگرکسی نمی میردحتما ناشی ازآن می تواندباشدکه یا جامعه اسلامی نیست ویا من وامثال من مسلمان نمی باشیم.

[ شنبه پنجم بهمن 1392 ] [ 9:45 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
دوران ملک ظالم و فرمان قاطعش
چندان روان بود که برآید روان او
هرگز کسی که خانه مردم خراب کرد
آباد بعد از آن نبود خاندان او
..........................................................
درمثل های جاری در فرهنگ محاوره ای ویا شفاهی ما گفته می شود که خدا جای حقی نشسته است ودرهم کوبنده ظالم ویاور وحامی محروم ومستضعفان می باشد .
وعده ای فکرمی کنندکه حتما خداوندباید چماقی و یا شمشیری تیز بدست داشته باشد و چون ظالمی را ملاحظه نمودبه سرعت وبا شدت به مقابله با ظلم برخیزد و با ازمیان برداشتن او زندگی محرومان را تسهیل نماید.
اما بایدبه خاطرداشت که قانون مندی های حیات به این سیاق نمی تواندباشد زیرا که اولا آنچه برسرانسان می آیدبه نوعی محصول عمل و رفتاری می باشد که ازخوداو سرزده است ویا به عبارتی آنکه رفاه و آسایش خودرا بدست ظالمی به فنا می یابد باید بداندکه پیدایش چنین وضعیتی مستقیما تقصیر خوداومی باشد زیرا که امکان استیلای ظالم را خوداو با عدم پیگیری درمطالبات ویا سکوت ومماشات دربرابر اقدامات جسارت آمیزظالم فراهم می آورد ودرثانی آنجا که ظالم حاکمیت یافت اومی تواندازآن سرزمین مهاجرت نمایدزیرا که زمین به اندازه کافی بزرگ می باشد 
حال اگر ازمفهوم عمومی فوق بگذریم ونگاه را به خود حاکمیت ظالم متمرکزسازیم می بایداین واقعیت را هم درک نمودکه زندگی برای خود آن کسی هم که سعی نموده تا با خواب نمودن و یا به سکوت واداشتن دیگران نان بیشتری ورفاهی بهتر ازدیگران دراختیارداشته باشد چندان هم راحت و آسوده نخواهدبودزیرا که دغدغه های فراوان واسترس و اضطراب روبه گسترش ازاینکه مردم مبدا برای احقاق حق به پای خیزند زندگی را بکام ظالمان تلخ می نمایدبه نحوی که آنها نیزنمی دانند که مدت استیلایشان برمردم کی آغازشدوکی به پایان رسید وتازه خداوند برنامه ها را طوری طراحی وبه اجراء می گذاردکه ازداشته های ظالمان ویا اموال وموقعیت هایی که به ناحق انباشته شده است چیزی دراختیارخانواده آنها هم باقی نمی ماندو یا قرارنمی گیردتا بتوانند ازآن لذت ببرندو یا اعتبارتاریخی خودرا با خودداشته باشند وازاین روی است که ازخاندان مربوط به شاهان قاجار و پهلوی که بسیاربه ما نزدیک می باشند کسی به اعتبار و آبرو درمیان مردمان امروز ایران زندگی نمی کنند زیرا که طبیعت به عنوان ماموری برگزیده ازجانب خداوندچنان خاک فطرت وفراموشی برنام آنانی که برخلاف قاعده واصول آفرینش عمل نموده اند وبدلیل اسارت درشهوت قدرت به کام مردم زهرریخته اند می ریزد که اگرهم یادی ازآنها یادآوری شودفقط آمیخته به لعن ونفرین خواهد بود.

[ شنبه پنجم بهمن 1392 ] [ 8:39 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
هر بد که به خود نمی‌پسندی
با کس مکن ای برادر من
گر مادر خویش دوست داری
دشنام مده به مادر من
...............................................
بسیاری ازماها چون پای تذکروانذار به میان می آید به حکیمی حاکم تبدیل می گردیم و همگان را به بادتکفیر می گیرم که چرا چنین بودید وچنان نشدید و یا چنین کردید وچنان نکردید اما اگرکسی ازما درآن میان پرسیدکه پس خودت چی دست پیش می گیریم تا پس نیافتیم ازابن گونه است داستان کسانی که در کوی وبرزن مزاحم موامیس مردم با نگاه والفاظ بدو یا حتی دنبال نمودن می شوند اما چون کس دیگری چشم بد ناموس آنها داشت تعادل زمین وزمان را به هم می ریزند که ....
براستی آن دوستی که با فهم این نکته که در صفحات امکانات رسانه ای مجازی دختران وزنان جوانی ازباب حضور ویافتن حقیقت حاضرشده اند تمام صبح تا شامش نوشتن از موضوعاتی می باشدکه می تواند تخلخلی را در قوام فکری و شخصیتی جوانان ایجاد کند آنهم درزمان وشرایطی که خودش زن ودختران جوانی درخانه دارد آیا راضی می شودکه همان مفاهیم وکلمات درنزدزن ودختران او مطرح گردد و یا زن وفرزندان خودش همان مطالب را بخوانندویا جرات آن را داردکه آنچه نوشته کسی به خانه او بفرستد و به خانواده اش نشان دهد وبه آنها بگوییدکه ببینید فعالیت روشنفکری شوهر ویا پدرشما در یک فضای رسانه ای جهانی این محتوا را داشته است
من نمی گویم که خودم آدم تمام عیاری هستم وای بسی که درمیان همه فعالان درحوزه های رسانه ای ازتمام فعالان دفتارهای ابهام آمیز و بدداشته باشم و نمی گوئیم که مطلبی برای تفنن نگاشته نشود اما اعتقادم به این است که حتی می شوددرمتن آن پیامی وجود داشته باشدکه بتواندراه درست را نشان دهد.
اما اینکه درکوچه وخیابان وحتی فضاهای مجازی ازمحل فعالیت افرادی چون من آرامشی برای افرادباقی نماند نتیجه این واقعیت است که ما ازمنطق آنچه برای خودنمی پسندیم بردیگران مپسندیم دورافتاده ایم و عملا کارهایی را انجام می دهیم که اگرکس دیگری دامن الوده همان کارها بشود چون رعدی برسرش نازل می گردیم واو را به بادتکفیرمی گیریم که .....

[ پنجشنبه سوم بهمن 1392 ] [ 11:11 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
دربخش پیشین مطلب وزمانی که موضوع اطاق فکر و نقش آن درراه اندازی اقداماتی برای شناسایی وحمایت ازنیروهای صاحب فکرسخن به میان آمد هدف این بودکه عنوان شود که برای دست یابی به توسعه یکی ازمهمترین فعالیت ها واقدامات می تواند شناسایی و تربیت نیروی انسانی آشنا ومزین به صفت فهم ارزشمندی فکرتوسعه باشد واین کاریست که اطاق فکربایدبدان مبادرت ورزد زیرا که اطاق فکرخودمی تواندبه زمینی برای تمرین از محل آزمون وخطا و گذر دادن فرد ازاتکای محض به اطلاعات ودانش عمومی ورساندن او به سطح خردورزی و بدست آوردن توان داوری وقضاوت تبدیل گردد
اما حیف که ما به صورت تاریخی چنین نکرده ایم وارزش واعتباری برای موجودیت هایی چون اطاق فکرو نقش آن در رابطه باشناسایی وبالا کشیدن صاحبان توان نظریه پردازی قائل نشده ایم که اگرمی کردیم امروزگرفتارپدیده ای بسیارزیانبار تحت عنوان فرارمغز ها که همراه با خسارت های هزاران میلیاردی می باشد نمی شدیم 
اما دراین بخش ازمطلب می کوشم تا مزیتی دیگراز وجوداطاق فکررا مطرح سازم تا دوستانی که به مطالعه ادامه مطلب علاقه دارندبدانندکه چرا بایدبه داشتن وایجاد اطاق فکراعتنا ء نمود.
همانگونه که درمطالب گذشته به موضوع ضرورت اهتمام به ایجاد اطاق فکر اشاراتی داشتم وعنوان نمودم که درامریکا ودرفلسفه ایجاد آن هدف ازایجاد اطاق فکر را ایجادپیوند بین قدرت حاکم برجامعه با دانش روزآمدعنوان نموده اند و در تکمیل این بند عنوان داشتم که اطاق فکر می تواند فکررا از وابسته شدن به قدرت وتحت تولیت آن قرارگرفتن نجات بخشدویا مصون دارد حال نیازبه این هست که بدانیم اساسا قدرت چیست وچه نیازی به این هست که بین قدرت ودانش روزآمد پیوندی مستحکم ومستمری بوجودآید؟
مطمئنا دوستانی که مطلب را مطالعه می نمایند با کمی دلهره روبرو شده اند زیرا که مطلب کم کم رنگ وبوی سیاسی می گیرد وممکن است که به مذاق خیلی ها خوش نیاید اما اگرتحمل فرماییدملاحظه خواهیدنمودکه قدرت برخلاف هیبت مخوف و ترسناک خود درنزد ما چون موردکنکاش قرارگیرد وبه صورت علمی بدان توجه شود چه مقدارمی باید از روح وبافت لطیفی می بایدبرخوردارباشد زیرا که قدرت محصول نهایی فرایندبسیارسازمان یافته وهدفمندی می باشد که از مراحل ومقدامتی چون احساس نیاز،تلاش برای شناسایی راه های برطرف نمودن آن ،آماده نمودن امکانات وکسب مهارت های لازم برای انجام امور ذی دخل در تامین نیاز آغازمی گردد ودرنهایت به اهتمام به انجام فعالیت نهایی ازطریق ترکیب مهارت های انسانی با منابع طبیعی منتهی می شود تا نیازی تامین شود و کمبودی که مانع ازانجام درست وظایف می گردد برطرف شود .
حال اگربه این مجموعه از گفتاردرخصوص قدرت توجه نماییدملاحظه خواهیدنمودکه ورود درآن برای موشکافی وبدست آوردن درک نه تنها نباید خوفناک باشد بلکه موضوعی است دامن گیرهمه که می باید ازطریق آشنایی با مولفه قدرت برای بهره گیری از آن درخصوص رفع نیازها ویا برطف نمودن کمبودهای حتی شخصی استفاده کنیم وازاین روست که دولت به عنوان نماد اعمال اراده عمومی در تدبیر منزل وظیفه و مسئولیتش تسهیل درفعالیت های مردم نام می گیرد و موظف می شودکه درجهت دارای اراده وهمت نمودن مردم برای غلبه برکمبودها و تامین نیازمندی های فردی وگروهی ازتمام امکانات ومنابع موجود آموزشی استفاده نماید .
بی گمان خواندن مطالبی که تصویری این گونه ازقدرت و یا قدرت سیاسی ارائه می دهد این تردیدرا درخواننده ایجادخواهدنمودکه اگر دولت ویا حاکمیت به مفهوم عام آن وظیفه دارد که تسهیلات لازم را برای فعالیت های مردم فراهم آورد ویا عصای دست مردم در چارچوب جغرافیایی یک کشورباشد پس این همه فاصله بین دولت وملت و استفاده ازاین همه امکانات وابزارهای امنیتی وپلیسی برای وادار نمودن مردم برای تمکین وبا حمایت ومراقبت از کلیت حاکمیت وساختار دولت ازبرای چیست ؟
سئوال بسیارمهمی می باشد که به جرات می توان بی پاسخ ماندن آن را علت العلل تمام مشکلات بین دولت وملت بوجود نامید و به تحقیق بیان داشت که آبشخور دوام ونقش آفرینی تمام عوامل وعلت های بروز اختلافات وکشمکش های خون بار تاریخی میان ملت ها و حکومت ها در این مقوله بسیار مهم مستقر بوده است زیرا که ازبی توجهی به این موضوع وعدم واشکافی دقیق وشفاف معادلات موجود دراین واقعیت نه مردم می دانندکه ازحکومت بایدچه بخواهند ونه حکومت ها می دانندکه در برابرمردم بایدبه چه اقداماتی دست بزنند تا با تسهیل در فعالیت های آنان موجبات کاهش فاصله میان خواست مردم واقدامات حکومت گردد وبا راضی نمودن مردم ازحکومت همراهی آنان را با حاکمیت موجب گردد واین وظیفه ای می باشدبرای اطاق فکرتا با ارائه تصویری روشن از وظایف حاکمیت و چرایی همراهی مردم با دولت موجبات همسویی این دو را برای تعالی منافع ملی فراهم آورد 
بایدبه خاطر داشت که توجه به این واقعیت بسیارمهم درجامعه ما که حاکمیت خود را منتسب به مکتبی الهی می نامد ودراصل از دین واعتقادات مردم درمشروعیت دادن به تصمیمات خوداستفاده می کند می بایدبیش ازهر اجتماع وحاکمیت غیردینی ویا ادیان دیگر باشد زیرا که دراسلام با تاکیدبراین اصل که ساعتی اندیشیدن گرانمایه ترازهفتادسال عبادت نمودن است مسلمانان را فراخوانده است که هیچ کاری را بدون دست زدن به کارفکری و گذر دادن آن ازتمام دقت نظرها ومشورت ها پیگیری ننمایند وازاین روست که ما می باید بیش ازهر جامعه وحکومتی اقدامات لازم را برای ایجاداطاق فکرکه دراصل زمین تمرینی برای ساختاری نمودن هدایت،مدیریت و تعالی فکرمی باشد ومی تواندبرای تعمیم پیونددانش با تمام زمینه های زیست فردی واجتماعی مفیدباشد به انجام برسانیم 
ادامه دارد

[ پنجشنبه سوم بهمن 1392 ] [ 11:10 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
خطاب حاکم عادل مثال بارانست
چه در حدیقهٔ سلطان چه بر کنیسهٔ عام
اگر رعایت خلقست منصف همه باش
نه مال زید حلالست و خون عمر و حرام
....................................................
بی گمان در بیان سعدی عادل همان کسی است که هرچیزی را درجای خودش و برای تحقق فلسفه ای که برایش آفریده شده است بکارمی برد زیرا که او عادل را به بارانی تشبیه می نماید که چه بر محوطه قدرت سلطان بباردو یا تمام حوزه حضورمردم حکم مرحمتی را دارد که می شوید و زندگی می بخشد ویا به عبارتی می توان حاکم عادل را انسان وارسته ای دانست که ابتدا با محبت ومدیریت خویش تمام پلشتی ها را درجایی که حضورداشته باشدمی شوید ومی بردو سپس درهمان زمین پاک و آماده مایه حیات بذر های می شودکه پتانسل رویش و زندگی را دارند واین فرقی نمی کندکه متعلق به حوزه قدرتش باشدویا وابسته به ساکنین قاعده هرم اجتماعی 
اما برای رسیدن به این حداز اعتدال حاکم می باید نگاه ودهش خود را متوجه تمام افرادواحادتحت تولیت خویش بنمایدودرقبال همه یکسان عمل کند واینگونه نباشد که با بهره بردن ازقدرت سفاکانه خود خون وجان زید را بر خودمباح بداند ومال عمررا
پس می توان به آنکه به طریقی قدرت تصمیم درخصوص کلیت زندگی مردم را بدست آورده است این اندرز را داد که برای با مردم بودن وتاثیرمثبت بر زندگی تمام مردمی که درزیربلیط حکومتت قرارگرفته اند داشتن مناسبترین حالت آن است که که مخاطبانت را همه مردم بدانی وبرای همه یک نوع وعظ وخطابه بیان داری زیرا که تنها دراین صورت است که می توانی دامنه قدرتت را به درون قلب مردمان بگسترانی وگرنه اگردرمنطقت این گونه جا بیافتدکه می توانی برای عمر وزید ویا اعوان انصارت دستورات مختلفی صادرنمایی و آنگاه ازتبعیت یکسان وحمایت عمومی برخوردارگردی این انتظارعبثی خواهد بودزیرا که درزمان معرکه حاصل ازطغیان دشمن ویا انقلاب اجتماعی اعوان وانصارت به خاطر خوردن وخوابیدن درنازونعمت طاقت ایستادن وماندن نخواهند داشت و آنان را که به چوب تبیه نواخته ای دشمنانی برای تو خواهند شدکه تنها به غلفتی به اندازه یک پلک زدن به ریشه ات خواهندتاخت وبا تیشه ای آن را ازتوجدا خواهندنمودزیرا دلشان با تونیست تا ازهمدلی آنها دردفعع شردشمن استفاده نمایی

[ چهارشنبه دوم بهمن 1392 ] [ 10:5 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات وب
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

"رنگ وابزار اسدی شناط میدان آزادی" "نصب دوربین های مدار بسته عسگری شناط روبروی درمانگاه بیست و دوبهمن" "پارچه سرای اطلس شناط میدان آزادی ابتدای خیابان سپاه" "کبابی گلچین شناط میدان آزادی" "فروشگاه لوله و اتصالات برادران علیمردانی شناط میدان آزادی"