وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر
خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

روز دختر بر تمام دختران ایران وجهان که رسالت تداوم تلاش انسان برای شکافتن علم وساختن جامعه ای انسانی را بر عهده دارند ومی باید آن را با تربیت نسل های شیدای معرفت به انجام رسانند مبارک ومیمون باد

[ پنجشنبه ششم شهریور 1393 ] [ 9:29 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

دلا طمع مبر از لطف بی‌نهایت دوست
چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست
.............................................................
در موضوع عشق ودلدادگی سرنوشت مصداق سر شکستن ونه سر شکستگی می یابد وآن که دراین راه گام می نهد باید خود را برای سرشکستن آماده سازد ومطمئن باشد که در وادی عشق آنجا که انتخاب بر مبنای رغایت آیین و آداب عقلانی وشرعی صورت گرفته باشد سرشکستگی ایجاد نمی شود 
پس ای آنکه خود را برای گام نهادن در وادی دل سپردن وسر تقدیم آستان یار نمودن آماده نموده ای بدان وباور کن که در این راه نباید طماع و بیش خواه از یار باشی زیرا که با چنین خصوصیت وتمنایی نمی توان محرم یار شد زیرا که تمنا و خواست تمام نشدنی یار را وا می دارد که داشته های خود را از تو که ادعای دوست داشتن و اخلاص دراین راه داری پنهان نماید

[ پنجشنبه ششم شهریور 1393 ] [ 9:27 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

دشنام تو سر به سر شنیدم
امکان مقاومت ندیدم
با مثل تو کرده به مدارا
تا وقت بود جواب ما را
آن روز که از عمل بیفتی
با گوش تو آید آنچه گفتی
.......................................
بدون تردید انسان مصلحت اندیش و آینده نگر پاسخ خود را متناسب با شرایط انتخاب می نماید زیرا که اگر حرفی و یا اقدامی بوقت خودش صورت نگیرد مسلم است که تاثیر خود را نخواهد داشت.
اما در برخی از مواقع شرایط بگونه ای شکل می گیرد که نمی توان از تمام ظرفیت وتوان ویا حنی از تمام حق جوابگویی برخوردار بود ویا استفاده نمود 
در چنین حالتی منطق حکم می کند که سر در جبین تحمل فرو کنی و جواب را بوقتش بگذاری زیرا که در فلسفه آفرینش هیچ عملی در این دنیا بی پاسخ نخواهد ماند زیرا که در قانون خلقت فواره چون بلند شود سرنگون گردد
با عنایت به توضیحات فوق وبا بازگشت به آنچه که سعدی حکیم آن را بابی برای ورود در مباحث اجتماعی ساخته است می توان این سئوال را داشت که چرا باید در جامعه ای که بنیادش بر حق ومساوات استوار گردیده است ودر عمل باید بر مهر وعطوفت اداره گردد شرایط به گونه ای رقم بخورد که در آن اتفاقی بیفتد ودر جریان این اتفاق کسی نه تنها حق خود برای برخورداری را از دست بدهد ویا درجریان کاری نه تنها سهم خود را بدست نیاورد بلکه مستوجب بد اخلاقی وبد دهنی دارنده قدرت گردد زیرا که اگر همه انسانها به سهم وحق خود رضایت بدهند ویا حتی در جاهایی از حقوق خود بگذرند تا اجتماع قوام یابد آن جامعه رنگی از بهشت را به خود خواهد دید
از سوی دیگر باید بدانان که با بی توجهی به شان ومنزلت انسان وبا تاسی به آنچه که به ناحق گرد هم آورده اند وازقبل این انباشت در قدرت هر چی دم دهنشان می آید نثار دیگران می کنند بیان داشت که روزی روزگاری دروتخته چنان چفت هم خواهند شد که پژواک بد دهنی های شما به خودتان باز خواهد گشت وخواهید شنید که مظلومانی که عمری تحت تعدی شما از منظر کلام بودند چه پاسخی به طرهات شما خواهند داد واین منطقا قانون خلقت و خواست خداوند است تا حقی بر زمین نماند واثر رفتار هرکس به سوی او باز گشت نماید

[ پنجشنبه ششم شهریور 1393 ] [ 9:26 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

جان بیمار مرا نیست ز تو روی سؤال
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد
.............................................................
بی گمان آنجا که حس عاطفتی رشته الفت بگسترده ویار ودلدار به هوای انتظار وپاسخی در پی هم روان می باشند اگر پیوند به تحقق نیازی تکمیل نگردد خستگی وملال توشه راه می گردد .
اما آنجا که ارتباط با پاسخ های دلگرم کننده وامید آفرین تکمیل شود هردوسوی چنین رابطه عاطفی سراپا شور گردیده وبه ادامه راه با امید می نگرند 
پس ای آنکه با نگاهی ویا وعده ای دلی را به خود امید وار نموده ای وکسی را چشم انتظار خود ساخته ای مراقب باش که هیچ انتظار والتماسی را بدون پاسخ نگذاری زیرا که خستگی وناامیدی ناشی از عدم دریافت پاسخ در ارتباط هایی که در آن دل واسطه پیوند است سخت ملال آور و تنگنا آفرین می شوند و دلداررا به نا امیدی ویاس می کشانند نا امیدی ویاسی که می تواند رشته حیات بگسلاند

[ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 ] [ 12:52 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

نظر کن درین موی باریک سر
که باریک بینند اهل نظر
چو تنهاست از رشته‌ای کمترست
چو پر شد ز زنجیر محکمترست
............................................
احکامی که از سوی بزرگان در باب طریقت یک ملت صادر می گردد درس مایه هایی می باشند که چون با اقبال مواجه گردند می شود از آنها رشته های الفت ومهربانی را گستراند و با پاشیدن بذر وحدت و اتفاق ناممکن ها را ممکن ساخت 
وبدون تردید بیانات واندرز های بزرگانی چون سعدی می تواند در حکم چنین مولفه هایی باشند و با وجود چنین مولفه های فرهنگی عظیمی که در اختیار ملتی به نام ایران است اگر اختلاف وشکافی در بین آنها بوجود آید در علت شناسی آن با عنایت به غنای اندرز می باید به روال بهره گیری از آنها نظر نمود زیرا که در متن ومحتوای چنین اندرزهایی جای هیچ سئوال وابهامی وجود ندارد 
مثلا اگر به همین مثنوی که از سعدی ارائه گردیده است توجه نمایید این بزرگ مرد اندیشه وخرد با کمترین ابهامی عنوان می دارد که اگر می خواهید در مقابل همه آن چیزی که می تواند برای شما خطر آفرین قلمداد شود با مردانگی و موفقیت ایستادگی نمایید درس از موی سر بگیرید که چون رشته ها در کنار هم قرار می گیرند و متحد در برابر فشار های مختلف واقع می شوند می توانند چون طنابی در خدمت صاحب ومالک خود در آیند
براستی اگر می خواستیم ویا اگر بخواهیم به چنین اندرزی گوش فرا دهیم و آن را با کمی از خود گذشتگی وبدور انداختن غرور و نخوت ملکه ذهن خود بسازیم آیا نمی توانستیم و نمی توانیم ملتی را بوجود آوریم که چون فولادی آبدیده در برابر تمام حوادث ورخدادها ایستادگی نماید واز آب جاری کره بگیرد.
آری می شود اما به شرط آنکه سطح مطالبات و خواست های خود را از اتحاد واتفاق بالا ببریم وبدانیم که اتحاد واتفاق شایسته انجام کارهای بزرگ وتاریخی است و گرنه اتحاد واتفاقی که برای پشت سر گذاردن اندک موانع ویا برای بدست آوردن انتظارات ومطالبات پشیز باشد نه تنها نمی تواند دوام واستمرار داشته باشد بلکه چنین اتفاق واتحادی بیشتر مایه رخوت وسکون شده و در پی خود شکاف و اختلاف عمیقتری را به ارمغان می آورد.
دوستانی که خواهان وحدت عمومی هستند باید بدانند که وحدت ناگسستنی همیشه بر پایه اهداف بزرگ وتاریخی و در همرهی با رهبران با نگرش بزرگ وآسمانی اتفاق می افتد وگرنه آنجا که هدف کوچک و هدایت کنندگان افراد نزدیک بینی باشند که انگیزه وحرکت عمومی را مهمیز زنند هریک از آحاد ملت برای خود اهدافی همسان اهداف تبلیغ شده از سوی رهبران انتخاب می کنند وراه خود می روند ودر چنین حالتی اتفاقات مختلفی رخ می دهد که هر یک ازآنها می تواند مایه اختلاف وشر گردد

[ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 ] [ 12:51 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

چند روز پیش بنا به دعوت تنی چند از دوستان عزم سفر به زنجان نمودیم و با حضور در دفتر کار مدیر کل محترم ورزش وجوانان استان باب تعامل وگفتگویی را با ایشان بنیاد نهادیم که امیدوارم در ادامه راه بتواند به حل بخش بزرگی از نابسامانی های مدیریتی در ورزش استان منتهی گردد.
اما گویا بعد از مصاحبتی که جمع ما با شخص مدیر کل داشت وبیشتر محور های گفتگوی ما را انتقاد از وضعیت موجود در ورزش و جوانان شهرستان واستان تشکیل می داد ایشان با مجموعه ای از دوستان اهل دل وورزشکار ابهر که بنا به دعوت ریاست اداره ورزش وجوانان ابهر که در فرمانداری گرد آمده بودند دیدار داشته اند ومطالبی را ازاین دوستان دریافت نموده اند که برخی از این حرف ها در نوع خود بسیار جالب و محلی از عجایب داشت.
مثلا مسئول هیئت فوتبال ابهر در بخشی از گفته های خود با اشاره به دست آوردهای هیئت تحت مدیریت خودشان منتقدان مجموعه اداره ورزش وجوانان وهیئت فوتبال را عده ای خارج از بدنه فوتبال دانسته و با این عنوان که ما بارها ازاینان خواسته ایم تا بیایند و با ما باشند ولی نیامده اند و پس از بی توجهی آنها من چون آنها بی تاثیر در کار فوتبال می دانستم دیگر اجازه نداده ام که بیایند ودر کارها مشارکت داشته باشند 
باور بفرمایید که شنیدن این سخنان برای من بسیار تعجب آور بود زیرا در جایی که مسئول محترم هیئت فوتبال شهرستان می باید ضمن ارائه گزارشی از وضعیت فوتبال به موضوع نوع تولیت مدیریتی هیئت فوتبال استان اشارت می دادند ویا به مشکلات وکمبودها می پرداختند ارائه موضع در قبال یک مسئله داخلی وبزرگ نمودن آن تنها می تواند موید این واقعیت باشد که مسئول هیدت فوتبال آشنا بوظایف خود نبوده ونمی دانسته که در چنین جلساتی بجای حوالت دادن مشکل به جایی دیگر اقدام به وانمایی دقیق مشکل برای کمک گرفتن از مدیران ارشد می نمایند تا بلکه دستی از آستین ابر مردی برآید ومشکلات حل و اوضاع سامان گیرد
اما اگر از موضوع فوتبال بگذریم وبه نوع گزارشی که دیگر مسئولان هیئت ها از عملکرد وبرنامه های خود داده اند توجه نماییم همه آنهامی تواند به نوعی مصداقی برای این گفته باشد که آقای مدیر کل آنها گفتند شما چرا باور کردید.
زیرا که از یک سو در مجموعه ورزش ابهر هیئت به مفهوم واقعی و تعریف ارائه شده از آن وجود ندارد زیرا که هیئت ها همگی قائم به شخص بوده و فرد مسئول هم بدلیل آنکه نظارتی از سوی مدیریت سازمان به انجام نمی رسد و مطالبه ودرخواستی از سوی اهالی جامعه ورزش وجود ندارد ویا اگر هم باشد گوشی به شنیدن حرف شنوا و متعهد نیست تمام تلاش خود را بکار می گیرد که بتواند سالن ها ویا زمین های ورزشی را به اجاره دهد 
وگرنه اگر قرار بود هیئت های ورزشی موجود در مجموعه ورزش وجوانان ابهر دارای کمیته هایی چون آموزش،مربیان،استعداد یابی،انضباطی،برنامه ریزی،اجرای مسابقات و....باشند مسلم بود که یک فرد چون مدیر هیئت فوتبال نمی توانست براحتی عنوان بدارد که من این تصمیم را گرفته ام ویا من این برخورد را با منتقدان داشته ام و یا فردی از درون اداره بلند نمی شد تا عنوان بدارد که خط قرمز ما در مجموعه ورزش وجوانان وجود فلانی در هیئت فوتبال است وما اجازه نمی دهیم که کسی برای تغییر در این هیئت وبرداشتن فلانی اقدام نماید 
جناب مدیر کل مفهوم خط قرمز و توسعه این چنین ادبیاتی در عرصه ورزش چه می تواند باشد جز نابودی تمام ظرفیت های انسانی ومادی زیرا که افراد یا باید از وضعیت موجود که در آن همه ظرفیت ها واستعداد ها راه نابودی می پیمایند وهمه اهداف ووظایف سازمانی برزمین مانده است تنها به خاطر ترس از خط قرمز سکوت نمایند ویا اگر ناپرهیزی نمودند ولب به انتقاد گشودند باید سرنوشتی چون منتقدین بیابند وبدست افرادی که آن مقدار جرات یافته اند که در حضور شخص شما و فرماندار عنوان می دارند من آنها را بیرون گذارده ام به بیرون رانده شوند.
جناب مدیرکل به نظر شخص شما که مدعی هستید بیست وشش سال در حوزه های مدیریتی وستادی کار سازمانی انجام داده اید ووارد در تمام مباحث ورزشی هستید سبک اداره نمودن ورزش در شهرستان ابهر کدام متدولوژی علمی ویا حتی سنتی را نمایندگی می کند زیرا در جامعه ای که مجموع ورزشکارانش در هر رشته ای به تعداد انگشتان انسان نمی رسد چگونه فرد مدیر ویا مسئولان هیئت های ورزشی آن می توانند مدعی بجا آوردن وظایف سازمانی در پوشش دادن به گروه های هدف باشند و یا ادعا بنمایند که برای شرکت در مسابقات قهرمانی کشور ویا حتی استان نمایندگان واقعی جامعه در سن ورزش ابهر می باشند.
جناب مدیر کل بنده به عنوان کسی که حدود سی وسه سال از عمر خود را تحت عناوین مختلف در زمین های ورزشی شهرستان ابهر گذرانده ام با آشنایی دقیق از اهداف ووظایف سازمانی تمام دوستان حاضر در جلسه مورد اشاره ویا آنانی را که ریاست ورزش وجوانان ابهر انتخاب می نمایند به مناظره فرا می خوانم تا شما و فرماندار محترم ابهر متوجه این واقعیت درد ناک گردید که دراین شهرستان کاروان لنگان وبدون کاروان سالار عالم وآگاه ره به ترکستان می برد وبا سیاست فرار به جلو ومتهم نمودن افراد به فتنه ونفاق و.....سعی می نمایند که کار وفعالیت دور از فلسفه خود را موجه جلوه دهند
جناب مدیر کل امروز می باید در ابهر سازمان ورزش وجوانان شهرستان بتواند حداقل افراد در سن فعالیت های با برنامه ورزش را که به حدود یکصد وپنجاه هزار تن می رسد پوشش دهد وتحت مدیریت بگیرد زیرا که وظیفه سازمانی حضرات این است و برای سالم سازی تمام افراد جامعه که هدف غایی سازمان ورزش وجوانان است می باید برای تعداد مورد اشاره برنامه داشته باشند زیرا که عقل سالم تنها با تن سالم میسر می گردد وحذف وبی توجهی به همه مردم و فعالیت برای اجاره دادن سالن ها وزمین های ورزشی وتبدیل نمودن تنها استخر موجود که باید برنامه های آموزشی گسترده ای در آن صورت گیرد به محل درآمد آنهم تنها برای معدودی از افراد اقدامی اخلال آفرین در پیگیری اهداف و تحقق وظایف سازمانی می باشد که متاسفانه امروز و به انجاء مختلف از سوی تمامی دست اندرکاران ومشغولان!!! در مجموعه اداری ورزش وجوانان ابهر صورت می گیرد
جناب مدیر کل نداشتن بودجه واعتبارات بهانه است ،عدم حمایت هیئت های استان توجیه است مشکل ورزش ابهر در نداشتن مدیران رهبر ودارای ظرفیت وخلاقیت است وگرنه در شهری که حدود دویست مرکز تولیدی اقتصادی فعالیت دارد تامین بودجه برای هیئت هایی که مجموع فعالان آن از ده یا بیست نفر بیشتر نمی باشد کار بسیار آسانی خواهد بود

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 8:4 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

مقام عیش میسر نمی‌شود بی‌رنج
بلی به حکم بلا بسته‌اند عهد الست
.................................................
بی گمان انسان آرزومند همیشگی دست یابی به دو وضعیت مکمل،مطلوب ولی در عین حال متعارض می باشد که اولین آن برخورداری از آسودگی ورفاه ودومینش دوری از بلا و درد ورنج می باشد 
این دو وضعیت ازآن جهت درتعارض همیشگی می باشند که رفاه وسعادت بدون تحرک وفعالیت های جدی بدست نمی آید و چون تحرک وفعالیت جدی لازم آمد احتمال در متن برنامه وکار قرار می گیرد وچون احتمال فرض گردید بروز حوادث ورخدادهای بدونافرجالم نیز امکان وقوع یافته ودرد ورنج را بدنبال خود می آورد 
ویا به عبارتی گنج بی رنج میسر نمی گردد 
پس ای آنکه در دل خویش امید به همراهی با گل رخی ومجالست با محبوبی و یا برخورداری از جزیره امنی را استوار وبرقرار ساخته ای بدان و مطمئن باش که در این راه بسیار سنگ ها و سگ ها را باید ملاقات داشته باشی که گذر نمودن ازآنها به همتی عالی نیازمند است و حق آن است که همتت را محکم نمایی که 
مقام عیش میسر نمی گردد بی رنج

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 11:7 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

این دغل دوستان که می‌بینی
مگسانند دور شیرینی
راست خواهی سگان بازارند
کاستخوان از تو دوستر دارند
........................................
مثل مگس و شیرینی متن ومحتوای همیشگی داستان انسان است زیرا که تمام گرفتاری های انسان ازاین محل ومفر ایجاد می شود واستمرار می یابد 
اما در چرایی تمایل انسان به شیرینی و حلاوت زندگی از محل درک لذت است ویا چون انسان به مفهوم لذت رسید تلاش می کند که به هر نحو که شد آن را بدست آورد مخصوصا اگر برای این کار متحمل سختی ودرد نگردد حتی اگر دراین راه باعث بروز درد ورنج دیگران شود.
وازاین روست که سعدی قرابتی میان سگ و افرادی که شیرینی را در دوستی بر می گزینند وبه قولی قربان بند کیف می شوند آن هم بند کیفی که در آن پول وپله ای وجود داشته باشد تا با بهره بردن ازآن بتوانند خود را رفیقی شفیق معرفی نمایند اما میان این دو این تفاوت وجود دارد که سگ در استخوان خواهیش صداقت دارد زیرا که اگر در جایی استخوان وجود داشته باشد بی تحمل به سوی آن می رود وتوجهی به این موضوع نمی کند که صاحب استخوان مالک اوست ویا کسی دیگری تملک آن را دارد وچون به استخوان رسید دنبال مالک خود راه می افتد ولی آدم های مگس مشرب و شیرینی مذهب پا بر روی هر صداقت وشانی می گذارند وبا آنکه دل در گرو شیرینی دارند و اگر دقیقه ای آن را از مالکش دور بدانند وبدارند تمام تملق و چاپلوسی را فراموش نموده صاحب خود را فراموش می کنند وباب تمنا ومطالبه دیگری را دق الباب می نمایند
براستی باعنایت به این واقعیت که چاپلوسان ومتلمقان در اصل ثنا گویان بادمجانند مخصوصا تا زمانی که ذائقه مالک وملوک برآن استوار شده باشد چرا قدرت مداران باز درب سرای خود و سفره پر از چرب وشیرین خود را به روی کسانی باز می نمایند که می دانند آنان آمده اند تا بخورند وکاری به این ندارند که آن چه خورده خواهد شد آیا از مشروعیت برخورداراست وچون به آرزو رسیدند همه چیز را فراموش می نمایند ودنبال سفره ای پر چربتر ورنگین تر می روند؟

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 11:6 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

هزار شکر که با اهل درد جور شدم
عارف قزوینی
...............................................
انسان بی درد چون نقشی خواهد بود که بر دیوار آویزانش نموده اند و همراهی و همگنی با اهل درد ومعنا موهبتی است که بر هر کسی میسر نمی شود زیرا بسیارند آنان که تنها به خور وخواب و حیات با ناز ونعمت عادت نموده اند 
عادت کنندگانی که فراموش می کنند که بنی آدم اعضای یک پیکرند وچون عضوی بدرد آید دگر عضوها را نماند قرار 
براستی در جامعه امروزی ما آیا برای خوشی بهانه ای مانده است گرسنگی وبیکاری مردمان،چپاول تمام داشته های ملت بدست افراد وعناصری که تنها هنر زنده ماندن را در چپاول می دانند،غارت فرهنگ ودین مردمان به توسط آنانی که پا برجا ماندن را با هزینه نمودن از تمام مقدسات وباور ها مباح می دانند و نابودی واتحاد مردمی که در طول تاریخ بیش از هشت هزار ساله تمدن و بیش از سه هزار ساله حکومت ومدنیت هیچگاه این چنین وبا استفاده از الفاظ ودسته بندی های مختلف به سوی اختلاف وشکاف هدایت وهول داده نشده اندآیا کم دلیل وسوژه ای برای دلتنگی ودغدغه می باشند و یا آنچه که القاعده،طالبان و داعش و....به حال وروز مردمان نگون بختی که تنها داشته وداراییشان دین وخداست می آورند کم دردی می باشد که به آنها گرفتار آمده ایم 
پس چگونه است که دراین زمانه آدم هایی پیدا می شوند که فارغ از تمام این درد ها وگرفتاری ها تنها به خود وسلامت و سعادت خود دل خوش می دارند وخدا را بندگی نمی نمایند وبا عنایت به وجود چنین آدم هایی است که می توان گفت 
فتادم از نظر آن لحظه ای که دور شدم 
خوشم به گریه که از دست هجر کور شدم

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 11:5 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

نمی دانم که چرا سختمان می آید که بپذیریم زن کالا نیست،ابزاری برای پر نمودن وقت فراغت مردان وخطباء نمی باشد،سوژه ای برای تدوین مطلب نمی تواند باشد،وسیله ای برای روشنفکر نشان دادن خود ویا محبوب نمودن خود از طریق نوشتن مطلب در خصوص زن نمی باشد و.....بلکه انسان است و نقش ووظایفی دارد که جز با پرداختن بدانها و فراهم آوردن زمینه برای تحقق آنها نمی توان دغدغه ای برای خجاب زن داشت(نگاه حکومتی) و یا دغدغه دفاع از حقوقش را(نگاه روشنفکری) به فریاد عنوان نمود
ویا به عبارتی آنکه ترس از صدمه وارد آمدن به ثبات اجتماعی از محل بی حجابی دارد وحتی تا آنجا فکر می کند و طرح ارائه می دهد که عنوان می دارد زنان در بحث معدن وارد نشوند زیرا نمی توان معدن زنان داشت ویا در معدن وسطش پرده کشیدآیا می داند که زن دارای نقش اقتصادی ومسئولیت خانوار امروز حتی بکار در معدن تن می دهد تا بتواند شکم خود وفرزندانش را سیر نماید ویا زن مسئول وسرپرست خانواده مجبور می شود که با تمام هراس از ناامنی موجود در باور ونگاه جامعه شب وروز خود را به در ودیوار بکوبد تا بتواند به مسئولیت ونقش خود جامه عمل بپوشاند ویا مجبور می شود جای خالی شوهر معتاد و یا بیکار خود را با حضور در محیط های پر خطر ویا تن دادن به هزاران ننگ وبدنامی پر نماید 
ویا آنکه خود را به عنوان روشنفکر منادی حمایت ودفاع از حقوق زن می نماید ومی گوید که چرا زن نمی تواند مدیر شود ویا در مقام عنصری سیاسی در تصمیم گیری ها نقش تعیین کننده ای داشته باشد آیا می داند که زن حتی خود او که هنوز نمی تواند شکمش را سیر ببیند ویا نیاز های روانی خود را بر اثر تربیت غلط و تسلط مشی پدر سالارانه محقق بیابد بیش از هر موجودی نیازمند دلسوزی وواقع بینی شوهرش می باشد 
پس امروز قبل از پرداختن به حجاب ویا حقوق سیاسی زن لازم است که با توجه به نقش هایی که در جهان انسانی برای زن مشخص گردیده است وهمه آنها مفهومی به نام انسان را نمایان می سازد نگاه واقع بینانه ای به زن انداخت و گفت 
زن با نقش های مادری،عنصری مولد،موجودی نیازمند ودر نهایت انسانی همسان با مرد ابتدا نیاز مند آن است که حکومت بوظایف واقعی خود در تامین معاش از طریق تولید اشتغال بپردازد تا زن با رسیدن به استقلال اقتصادی وکرامت نفس از محل تکیه زدن بر ظرفیت ها وتوان مندی های خود بداند وباور کند که زنده بودن و زندگی کردنش برای دیگران مخصوصا آنانی که امانت قدرت را در دست دارند مهم است وآنها برایش طرح و برنامه ای دارند تا بتواند به هم درکی با متولیان مدیریت سیاسی در موضوع حجاب و روابط زن ومرد در صحن علنی جامعه برسد ویا آنان که ادعای همراهی با زن تا رسیدن به حقوق مدنی را دارند کوشش کنند که با آموزش دادن به جامعه این زمینه را ایجاد کنند که برای پرداختن حق زن جامعه باید امنیت نگرشی ورفتاری برای حضور زن را فراهم آورد 
زیرا در جامعه ای که زن سرنوشت خود را حتی در پر کردن شکم در دست دیگران می یابد وصحن علنی جامعه را نا امن برای حضور سالم خود می یابد بی گمان خود را ابزاری خواهد یافت که برای تبدیل شدن به سوژه سخنرانی ویا تدوین مطلب وراه انداختن کمپین مناسب می باشد وچون چنین باوری ملکه ذهنش شود وبخواهد به نقش ابزاری خود اقدام نماید آنگاه در عمل چیزی می شود که نه دغدغه حجابش می تواند محدودش سازد ونه پر شدن فکرش از مفاهیم ومعاتی جتی روشنفکرانه می تواند جلودارش گردد
زن امروز نیازش به رسیدن به کرامت نفس ازطریق قبول وباور این واقعیت از سوی جامعه است که بداند وتعهد عملی نمودن آن را داشته باشند که زن انسان است و تامین این نیاز با فراهم آوردن زمینه نقش آفرینی مستقل وآزاد ممکن می گردد

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 11:5 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]


عدل و انصاف و راستی باید
ور خزینه تهی بود شاید
نکند هرگز اهل دانش و داد
دل مردم خراب و گنج آباد
................................................
انسان دارای ویژگی های مختلفی می باشد که در عین فراهم آوردن امکان انطباق با شرایط مختلف این اجازه را به او می دهد که در رقابت با همسانان خویش وبا استفاده از تمام ظرفیت هایش گوی سبقت را از دیگران برباید
واین در شرایطی بوجود می آید که در جامعه امکان رقابت وجود داشته باشد و یا فضا برای بهره برداری از ظرفیت های متفاوت ومتغییر موجود باشد حال آنکه در طول تاریخ حیات انسان این امکان برای او بوجود نیامده است وازاین روست که در همه داستان هایی که در نزد اقوام مختلف وجود دارد عدالت حلقه مفقوده ویا در گرانبهایی فرض می شده که همه انسان های بدنبال آن بوده اند وبخاطر جایگاهی که عدالت در متن آرزوها وآمال افراد دارد مشخص است که همیشه انسان بدنبال تحقق همه جانبه وگسترده آن خواهد بود وازاین روست که کلام سعدی در حدود نه قرن پیش امروز هم تازگی دارد ومن ومای در قید حیات در عصر انفجار دانش و آگاهی همانگونه ازاین کلام استقبال می نماییم ویا خوشمان می آید که انسان در قرون گذشته وبه نسبت کاستی هایی که در اطلاعات داشته ازآن خوشش می آمده است.
در چرایی این نکته که انسان به چه دلیلی دنبال عدالت می باشد و خواهد بود می توان به باب ورود در بحث مراجعه نمود و با دریافت این واقعیت که تفاوت های فردی موقعیت و موهبتی بوده که خداوند در اختیار انسان قرار داده تا با استفاده از آن کثرت در تنوع خواست وانتظار باعث گشادگی در برخورد با مردم شود و حکومت را وادار نماید که به تعداد نفرات ملت خویش دنبال راه کار برای تامین آرزوها بگردد وچون این امری سخت است انعطافی را در خود بوجود آورد که در درون آن مردم بتوانند با دست یافتن به امکانات وفرصت بالسویه دنبال خواست های خود باشند خواست هایی که پیگیری آنها این امکان را بوجود می آورد که از تمام ظرفیت های ملی بهره برداری شود.
اما آنجا که عدالت رعایت نمی گردد و بخاطر تنگ نظریها وبی برنامگی ها تنها عده معدودی از مردم می توانند به راحتی و آزادی امیال وآرزوهای خود را در متن خواست واراده ملی قرار دهند اولا این خواست وانتظار چون جنبه عمومی نمی یابد مطمئنا از دست یابی به لازمه موفقیت که همانا حمایت همه جانبه مردم است محروم می ماند و چون نمی توان تنها با استفاده از بخشی از ظرفیت ها کار تمام انجام داد کارهای نیمه کاره ویا با هزینه های زیاد طاقت جامعه را طاق می کند ودوم اینکه چون امکان رقابت وفعالیت سالم برای همه وجود ندارد مسلم است که با کاسته شدن از تنوع در خواست وانتظار و همچنین تنگاتنگی رقابت تنها به چیزهایی پرداخته می شود که برای تئوریزه نمودن آنها ازهمه افکار و سلایق استفاده نشده است به همین جهت خواست وانتظاری دم دستی وساده ای می شود که تحققش هم نمی تواند تحرک همه جانبه ومتنوعی را در مردم ایجاد کند که تامین کننده انرژی وتوان بسیار بالایی برای پیگیری آرزوها وانتظارات باشد
اما اگر ازهمه این اقوال بگذریم به جرات می توان عنوان نمود که اساسا فهم عدالت وتلاش برای تحقق آن در هر جامعه ای تابعی از درک بالا و اعتقاد قلبی به جایگاه وارزش انسان می باشد وآنجا که این درک متعالی است مشخصا کار توزیع عادلانه منابع وفرصت ها در هر حالتی(خزانه خالی ویا پر)بدرستی به انجام می رسد وآنجا که این درک ناقص وسطحی می باشد وآدم های کوته اندیش وبی دانشی کار تصمیم گیری وسیاست سازی در آن را بر عهده دارند وعدالت در آنها با وجود تمام امکانات شکل نمی گیرد مسلم است که با وجود خزانه پر هم خرابی و ویرانی متوجه آن جامعه می شود

[ شنبه یکم شهریور 1393 ] [ 12:44 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

دوستان چه خوشتان بیاید و چه به لطایف الحیل از زیر بار مسئولیت اخلاقی واجتماعی که دارید شانه خالی نمایید مجلس عصاره فضایل ملت است وهرچه ازاین عصاره بیرون بزند بدلیل آنکه نشانه ای از ما در آن وجود دارد به مصداق مثل معروف از ماست که برماست عملا در لیاقت ماست زیرا که ما در ابتدا نخواسته ایم تا بدانیم که از مجلس چه می خواهیم تا با تبلیغ گسترده آن ویا نظامند نمودن انتقادها و واکنش هایمان برمبنای این خواست مجلسی را ایجاد کنیم که ابتدا خود بداند که از اقدام به استیضاح ویا پرسش از وزراءویا شخص ریاست جمهور در اصل دنبال باز گرداندن کدام امر انحرافی به موضع وکانال قانونی آن بوده است تا در گام بعد بتواند ضمن توجیه وهمراه نمودن مابرای مواجه مجدد با احتمال انحراف آمادگی لازم را بدست آورد
مثلا در همین موضوع استیضاح و برکناری وزیر علوم اگر من وما نمی دانیم که مجلس دنبال کدام خواست ومطالبه بوده و یا حتی خود مجلس هم نمی داند که با برکناری وزیر در صدد بوده که بکدام وظیفه قانونی خود اقدام نماید تا با محور قرار دادن این درک به انتقاداز خود بپردازد که چرا به چنین وزیری رای اعتماد داده است تا مجبور به استیضاح باشد ناشی از آن است که در فرهنگ ما موضوع عمل مسئولانه وتوجه ریز بینانه به موضوع تعهدات اخلاقی واجتماعی مغفول مانده است
وگرنه اگر من مسئولانه انتخاب می نمودم وبه کسی رای می دادم که اگر ماه را در دست راست وخورشید را در دست چپش می گذاشتند واز او می خواستند که دست از اعتقادش درخدمت به مردم ویا فراموش نمودن خدا بر دارد واو این کار را نمی کرد مطمئنا امروز اسیر مجلسی نمی شدیم که با وجود تنگناهای بزرگی چون بیکاری،تورم لجام گسیخته،بی اعتمادی عوام وخواص به تصمیم های حکومتی،بی بند وباری که تا اساس خانواده ها رخنه یافته است،اوضاع بشدت به هم ریخته منطقه خاور میانه،برروی طناب حرکت نمودن تیم های دیپلماتیک ایرانی در مذاکرات مختلف،کشاورزی در حال نابودی،صنعت زمینگیر و....که همه آنها به نوعی وابسته به سیستم کپ نموده آموزشی می باشد بیاید وتنها تنها به خاطر انتقام کشی حزبی و جریانی شوکی را به تمام سیستم وارد نماید که تبعات آن می تواند ماهها شرایط کلی جامعه را تحت تاثیر قرار دهد وخارج شدن ازآن بدون پرداخت هزینه های بسیار سنگین غیر ممکن باشد وآنگاه که نتیجه مورد نظر جریان خاص حادث شد شادی نماید وجشن بپا کند که توانست رقیب را با دوپینگ بکار گرفته شده منکوب نماید.
آری مجلس ما نه تنها در این یک قلم نمی دانست بلکه در تمام اموری که در آنها ورود می نماید نمی داند که شان ومنزلت مجلس در گرو به ثبت رساندن رکوردهای تاریخی در انجام کار تاریخی می باشد وگرنه مجلسی که با قرار گرفتن در متن واقعیت های تلخ موجود در جامعه خود را دلخوش به بازی هایی می کند که جامعه نه تنها بدان واکنش مناسبی نشان نمی دهد بلکه با درد خندی از کنار آن می گذرد ومی گوید ما کجاییم دراین بحر پردرد وملال واینان کجا باید بنشیند وبرای روز هایی که کارنامه اش در دادگاه الهی مورد بررسی قرار خواهد گرفت فکر و چاره ای اساسی تولید نماید زیرا که در آن دادگاه مسلم است که نیت خوانی براحتی وبا ارائه فاکت های صادق صورت خواهد گرفت و حکم دقیقا بر مبنای نیت ونتیجه ای که در پی داشته داده خواهد شدودرآن رضایت فرد وجریان خاص تاثیر نخواهد داشت ومحققا آن روز روز بدی خواهد بود ابتدا برای من ومایی که به چنین نمایندگانی رای دادیم وسپس روز هولناکی خواهد بود برای نمایندگانی که با فراموش نمودن درد وگرفتاری واقعی وهول انگیزمردم به راهی رفتند که خود نیز می دانستند از آن برای درد های روبه فزونی مردم چاره ای حاصل نمی آید

[ شنبه یکم شهریور 1393 ] [ 11:47 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
.......................................................
واقعیت عمل بر محور حق جز با گردش بر محوریت شناسایی مولا ممکن نمی گرددومولا شناخته نمی شود مگر آنکه حق بدرستی و روشنی از باطل جدا ومعرفی گردد
اما شناسایی حق به اعتقاد بر سهم تک تک افراد میسر می شود وازاین روست که گفته می شود مردم ولی نعمتان وصاحبان واقعی حق در هر مملکت ونظامی شناخته می شوند
یعنی آنجا که حرکت برای احقاق حق همه مردم بدون مرز بندی های آشکار وپنهان صورت می گیرد آنکه با دانش و علم خود بدنبال آشکار نمودن حق عموم مردم و واگذاردن آن بدانان است مسلم است که ولی جامعه شناخته می شود وبر همه است که به تابعیت ازاو اقدام نمایند تا حق روشن مردمان بدانها باز گردانده شود
اما آنجا که دستی از آستین بر نمی آید که به واضح نمایی حقوق مسلم مردم کمک نماید ویا امور چنان در هم پیچیده می شود که مرز حق وباطل به روشنی نمایان ومورد عمل واحصاء حق واقع نمی گردد مسلم است که در آنجا ولی نیز شناخته نمی شود و کسی برای تبعیت و فرمانبری از ولایت حرکتی به خود نمی دهد واینجاست که کمک نمودن به همدیگر،حمایت کردن از کارهای نیک ودر نهایت تلاش برای ایجاد اتحاد و اتفاقی که بتواند هزینه ها را به حداقل و سرعت توسعه را به نهایت برساند صورت نمی گیرد ،کارها بر زمین می ماند و روند انهدام در منابع وفرصت ها وسعت وگستردگی فراوان می یابد

[ جمعه سی و یکم مرداد 1393 ] [ 12:28 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]
هر که بی‌مشورت کند تدبیر
غالبش بر غرض نیاید تیر
بیخ بی‌مشورت که بنشانی
بر نیارد بجز پشیمانی
...............................................
یکی از اوصاف نامیمون فردی واجتماعی ما گفتن از چیزی و عمل نکردن ویا حتی اعتقاد نداشتن به آن می باشد مثلا در همین موضوع مشورت اگر به یادمان مانده باشد و از حق نگذریم حداقل در سال های پس از انقلاب میلیون ها ساعت و خروارها کاغذ مصرف تفسیر وتبیین حدود وآثار آن شده است اما نتیجه چی بوده و چه مقدار عمل به این صفت در نهاد منش وشخصیت ما نهادینه گردیده است سئوالیست که می توان پاسخ آن را در عملکرد نهاد هایی که برای عملیاتی نمودن واقعیت مشورت تشکیل شده اندمشاهده نمود مثلا شورا های شهر و روستا ویا مجلس شورا ویا .....
براستی چرا من ومایی که بر مبنای اصول اعتقادیمان می باید بدون مشورت تن بکاری ندهیم که آثار مختلف اجتماعی دارد ویا نمایندگانی که انتخاب شده اند تا زمین وبستر کار بر مبنای خرد جمعی وتبلور اراده عمومی بر مبنای مشورت را فراهم نمایند دقیقا برخلاف دستور دینی و تکلیف الهی خود عمل می کنیم وبا سخت سری تمام دست به اقداماتی می زنیم که می شد با مشورت نتایج بسیار روشنی ازآنها بدست آورد؟
پاسخ بدین سئوال چندان سخت نیست اما مشکل در این است که ما خوش نداریم که در حوزه پاسخی که روشن است عمل کنیم ویا حتی حرف گوش کنیم واین ازآن جهت است که خود را مسئول در برابر آثاری که ازاقدامات ما بر جای می ماند نمی دانیم
مثلا اگر در همین چند روزه گذشته به اقداماتی که در جهت حذف وزیر علوم واز سوی مجلس بکار گرفته شد توجه نمایید با این واقعیت وابهام مواجه خواهید شد که در کدام بخش از این اقدامات دو عنصر توجه به ضعف ها وکاستی های واقعی در حوزه کاری وزیر و آثار وعوارضی که از اقدامات شکل گرفته وبه نتیجه رسیده متوجه جامعه شده است توجه شد؟
آری در عرصه پرسش واستیضاح بیشتر سئوالات و اقداماتی که به رای عدم اعتماد منتهی شد سیاسی و جریانی بود وکمتر موضوعی فنی ودر عرصه ظرفیت ها و توان مندی ها ویا حتی غفلت های صورت گرفته مورد عنایت واقع شد ودر عرصه نتایج حاصل از کار آنجا که سعدی بزرگ از آن تحت عنوان غالبش بر غرض ویا هدف نیاید تیر یاد می کند چه مقدار همت برای درک هدف ومحصول مورزد اتکاء قرار گرفت ؟
مشخص است که پاسخ روشنی نمی توان برای این دو سئوال یافت زیرا که نمایندگان نخواستند تا با درک واقعیت در تنگنا بودن کشور وضرورت حل وفصل آرام قضایا آنهم در کشوری که در آن ملت نام امت می یابد و همه نتایج و اقدامات به نام اسلام نوشته می شود به سوی هم اندیشی وتلاش در مسیر هم افزایی حرکت نمایند وبیشتر تلاش کردند تا به دستوراتی که ازبیرون صادر می شود وحکم مهمیز زدن بر فعالیت ها واقدامات دولت می یابد بدون آنکه توجه شود که این دولت متعلق به ایران ونظامی تحت نام اسلام است و هر اندازه مانع در مسیر حرکت آن ایجاد شود ضرر وخسران آن متوجه اسلام وایران خواهد شدعمل نمایند.
مطمئنا نتیجه اقداماتی این چنین در بلند مدت پشیمانی خواهد بود اما اگر ما از هزاران کار این چنینی که در طول همین سی واندی سال صورت داده ایم پشیمان نمی شویم به خاطر آن است که ما به تفکر خود ارزیاب مجهز ومسلح نشده ایم وهیچگاه نخواسته ایم که با مشورت گرفتن از اندیشه وخرد دیگران بدانیم که کارمان در منظر دید دیگران چه ارزش واعتباری را برای ما ایجاد نموده است ویا چه مقدار باعث بی اعتباری وبی آبرویی ما شده است

[ جمعه سی و یکم مرداد 1393 ] [ 12:24 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

نمی خواهم بگویم که هیجان بد است ویا نمی خواهم یگویم که انسان هیجانی نمی تواند عنصر موثری بر تحولات وتغییرات اجتماعی باشذ زیرا که هیجان صفتی کاملا حیاتی است که اگر با منطق وبرنامه خاص ودرستی مورد استفاده قرار گیرد می تواند کمک حال موثری برای رهاندن انسان از خطر ویا حتی تحقق کارها واهداف بزرگ باشد مثلا موجودی که در خطر قرار گرفته هیجان است که موجب می شود تا او جسارت مواجه ورویارویی با خطر را در خود ایجاد کند و با دل بدریا زدن از درون آتش ترس وحشت گذر کند ویا هیجان است که در لحضات شادی بخش منجر به ثبات وپایداری خوشحالی ولذت می گردد.
اما آنچه که هیجان را بد ومذموم می نماید زمانی است که باید کار با برنامه ودقیقا با توجه به آیتم های چون دقت و حوصله به انجام رسد زیرا که هیجان با شتاب دادن خارج از برنامه به روند اجرای امور وبی توجه نمودن عامل به فعالیت نسبت به شرایط محیطی موجب صدمات وخسارت هایی می شود که می شد با جلوگیری ازآنها کارها و فعالیت های دیگری را با نتایج روشن تری به انجام رساند.
در چرایی تسلط هیجان بر جریان امور می توان به علل وعوامل مختلفی اشارت داشت که از مهمترین آنها همانا
الف- عدم نهادینه شدن کار سازمانی در ساختار اجتماعی
ب- نهادینه شدن کیش شخصیت و استبداد در رای در شخصیت افراد وگروه های اجتماعی
ج- نظام تربیتی غلط ومبتنی بر عدم مسئولیت پذیری
د- سستی بنیان های اعتقادی
ه- عمل به نتیجه ونه به هدف
و-.....
می باشند و مشخص است که همه این موارد به انحاء مختلف در فعالیت ورفتارهای ما موثر می باشند وازاین روست که با هر موفقیت و پیروزی بدست آمده یادمان می رود که بدنبال شناسایی وتقویت عامل ویا عوامل موجده موفقیت باشیم ودر برابر هر شگست وناکامی ازآنجا که نمی دانیم علت شکست چه بوده زانوی غم در بغل می گیریم ونا امیدی امانمان را می برد و یا آن شکست چه تاثیرات مخربی بر روند کلی حرکت جامعه داشته است وسهم ما دراین تخریب چه مقدار بوده بدور زدن وفراموشی موضوع اقدام می کنیم
در حالی که اگر در نظام تربیتی و آموزشی جامعه ما تکیه جامع وپایداری بر انجام با برنامه وسازمان یافته امور می شد وافراد تحت چنین نظامی پرورش می یافتند نه پیروزی وموفقیت می توانست این ذهنیت را در آنها ایجاد کند که کار تمام شده است وهمین خوشی ناشی از موفقیت برای تمام ادوار کافیست ونه شکست می توانست چنان ضربه روحی را ایجاد کند که در شعاع آن فرد وگروه های اجتماعی فکر کنند که دنیا به آخر رسیده است بلکه آنها با یراق بستن بر اسب هیجان و رام نمودن آن فکر وخرد را بر روند امور حاکم می ساختند ومی توانستند پیروزی وموفقیت ها را استمرار بخشند وبا تسلط بر نتایج شکست آن را زمینه وبستری برای پیروزی بسازند.
ازسوی دیگر باید به خاطر داشت که در کنار همه ویژگی های فردی و ممیزات نظام آموزشی ما که هیجان را بر روند رفتارهای ما مستولی می سازد متاسفانه سیستم اجتماعی ما از خانواده تا نظام حکومتی نیز علاقه مندانه بدنبال دمیدن در تنور هیجان سازی و شعله ور نمودن غلیانات هیجانی می باشند زیرا که از طریق استیلا بخشیدن به چنین اوصافی راحتر می توانند امور تحت بلیط خود را تحت مدیریت بگیرند ویا در گذر از موانع وعوامل تهدید کننده انرژی وامکانات اثر گذاری را در اختیار داشته باشند چون که در جامعه هیجان زده نه گروه های مرجعی بوجود می آیند که بتوانند فعالیت ها وگرایش های عمومی را سامان داده وتحت تدبیر در آورند تدبیری که بتواند وحدت ایجاد کند و با ایجاد افکار عمومی مدیران ومسئولان را زیر تیغ نقد برد ویا با متوجه نمودن عموم مردم به منافع پایدارو جامع عمومی مانع از شکل گیری رفتارهای منبعث از منافع فردی وگروهی گردد و اگر هم چنین گروه هایی بوجود بیایند آن ارتباط ارگانیک وسمت ده بوجود می آید که مردم در تحت بلیط آن بتوانند دنبال منافع بلند مدت و تاریخی خود باشند
ونتیجه این می شود که نماینده مجلس با آن همه یال وکوپال ازفرط موفقیت در استیضاح واز کرسی وزارت پایین کشیدن وزیری که از اکابر قوم واز دانش آموختگان جامعه است پلاکارد بدست می گیرد و در مجلس هیجانات زایدالوصفی را ازخود به نمایش می گذارد هیجاناتی که حتی مشاهده آنها در صحن علنی جامعه واز مردمانی عادی بعید می نماید وعلت چنین وضعیتی درآن است که این نماینده در متن یک کالر سازمان یافته دریافت نکرده است که وزن وجایگاه نماینده برتر وبالاتر ازآن است که با چنین فعالیت ها و اقداماتی
آن چایگاه ملوس گرددوبدبختانه اثر مخرب وویرانگر این گونه از رفتارها بسیار مخربترازآن است که ما ازآن برداشت می کنیم وبا سادگی از کنار آن رد می شویم
دوستان نماینده ما باید به این نکته توجه داشته باشند که رفتارهای آنان را امروز کودکان و نوجوانانی مشاهده می نمایند و آنها را برای خود الگویی برمی گزینند که فردا بر روی همان صندلی ها خواهند نشست و اقدام به تدبیر امور جامعه خواهند کرد پس برای آنکه سطح فکر وفعالیت های این آینده سازان سخیف ومبتذل نگردد بهتر است که آقایان نماینده کمی بیشتر به فکر جایگاه وحرمت مجلس باشند واجازه ندهند تا هیجان آنها موجبات بی اعتباری این جایگاه را فراهم آورد
مجلس ومجلسیان اگر اعتقادی به فکر سازمان یافته داشتند وحتی در اتخاذ مواضع حزبی وجناحی برارزشمندی عمل بر حرمتها تکیه می نمودند خود استیضاح نه تنها مایه وهن جامعه ومجلس نمی شد بلکه نمادی از احساس مسئولیت و عمل به تکلیف می شد که آیندگان می توانسیتند با نگاه بدان طمئنینه واستواری را در رفتارهای خود ایجاد کنند که دیدن وشنیدن آن اعتبار آفرین وافتخار زا باشد وبه جای غم وخجالت مایه لذت و فرح بخشی ذات گردد

[ جمعه سی و یکم مرداد 1393 ] [ 12:7 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

وقتی که به صورت موکد آورده شده است که باید شکر خدا از این بابت بجا آورده شود که دشمنان ومخالفان آدمی را از ابلهان خلق نموده است این سئوال پیش می آید که مگر ابله چه ویژگی وخصوصیتی دارد که دشمنی او باید با شکر همراه گردد ؟

در پاسخ به این سئوال می توان عنوان نمود که دور بودن ابله و یا حتی دشمنیش مزیتی را برای آدمی ایجاد می کند که در لوای آن فرد می تواند براحتی مواضع خود را عمومی واز حمایت مردم برخوردار گردد زیرا که ابله عملا کاری می کند که آثارش باعث اثبات حقانیت آدمی شده ودرستی گفتار ورفتارش را مورد گواهی وتایید قرار دهد برای نمونه مثالی را خدمت شما دوستان خواننده مطلب ارائه می نمایم تا بدانید که مصداق مطلب چیست ویا چگونه ابله باعث شفافیت موضوع می گردد

از حدود هشت ویا نه سال پیش یک روند اضمحلال در منابع وانقراض در شکل گیری علاقه وانگیزه به ورزش در شهر ابهر راه افتاده است که در پیدایش آن عوامل متعددی می توانند مهم تلقی گردند تا با بستن راه تاثیر گذاری آنها بشود که این روند را تحت مدیریت گرفت از جمله

1-بی برنامه بودن مدیران

2-سطحی بودن نیاز ها ومطالبات ورزشکاران

3- بی تفاوتی پیش کسوتان

4- عدم نظارت نهادهای نظارتی بر عملکرد واقدامات مدیریت

5- و....

اما در شش سال گذشته با روی کار آمدن فردی خاص و با تخلیه جدی میادین ورزشی از پیش کسوتان و فعالان جدی حوزه ورزش اثرات تخریب شدت یافته تا حدی که امروز عملا میادین ورزشی ابهر به محافلی تبدیل گردیده که در آن دیگر هیچ اثری از سمت وسوی فعالیت هدفمند سازمانی به چشم نمی آید واین واقعیتی درد ناک است که از دید هیچ آدم دارای دغدغه نسبت به سرنوشت جامعه وفعالیت های سازمان یافته دور نمانده به نحوی که هریک ازآنهااقدام به ابراز نظر و ارائه نقطه نظرات انتقادی نسبت به نوع نگرش واعمال شیوه های مدیریتی در ورزش ابهر نموده اند واز مسئولان فرادست شهرستانی واستانی خواهان امعان نظر واعمال اراده برای تغییر در روند فوق شده اند که متاسفانه به هر مقدار ابرام واصرار از سوی منتقدان افزایش داشته به همان نسبت مقاومت وبی توجهی مسئولان نیز افزون گردیده گویی که مسئولان استان زنجان وشهرستان ابهر همت نموده اند که با هر مانع واقدامی که بخواهد به ممانعت از ادامه اضمحلال ظرفیت های اجتماعی در حوزه ورزش به مقابله برخیزد برخورد نمایند و با حذف حتی فیزیکی منتقدان راه را با قدرت هرچه تمامتر برای نابودی هرچه بیشتر منابع مادی وانسانی ورزش ابهرهموار نمایند.

اما آنچه که موضوع بحث من در مقاله فراروی است بحث برسر چرایی اعمال چنین اراده ویا تاکتیکی ازسوی مسئولان نیست زیرا که عادت نموده ام به این نوع اعمال مشی وباور دارم که اقتضای طبیعت مسئولان ما براین استوار گردیده است که انتقاد را نشنوند و یا منتقد را بیمار تلقی نمایند.

اما موضوع امروز ودراین مقاله برسرآن است که فردی ویا گروهی که خود یکی از عوامل اصلی اخلال وبرهم زدن نظم سازمانی در موضوع ورزش ابهر است پا را از حوزه بیمار ومغرض خواندن منتقدان گذر داده و با این عنوان که منتقدان ورزش از اهالی فتنه 88 می باشند ومن باعث دور نمودن آنها از عرصه ورزش گردیده ام به نوعی خیره سری و بلاهت را چاشنی کار کرده است زیرا که این عالیجناب متوجه این واقعیت نیست که اساسا موضوع سال هشتاد وهشت یک بحث حاکمیتی است ودر حوزه سیاست های حاکمیتی حل وفصل گردیده است وبه نوعی با بازگشت به جلب همکاری عمومی برای ادامه راه به تاریخ پیوسته است باید هم چنین باشد زیرا که بر مبنای نص صریح فرامین قرآنی مبنای قضاوت حال فعلی اشخاص است ودر قوانین جزایی وکیفری نیز تا زمانی که جرمی ودر محاکم قضایی صالحه متوجه فرد ویا افرادی نشده است هیچ کسی ودر هیچ مقام وموقعیتی نمی تواند مدعی تخلف وانتصاب آن به فرد ویا افرادی شود و با اتکاء به برداشت های فردی وحتی گروهی راسا اقدام به انشاء حکم نماید وبه اجرای آن اقدام نماید واگر چنین شود که متاسفانه بنا به اقرار صریح فرد موصوف چنین شده است باید مسئولان ارشد شهرستان واستان نسبت به برطرف نمودن عوارض اقدامات خیره سرانه مشارالیه اقدام نمایند تا مبادا در شعاع قوانین موضوعه واراده حاکمیتی دینی ودقیقا بر مبنای پیش فرض های برآمده از قلبی بیمار واراده ای ملوکی حقی روشن از شهروندی تضییع گردد

اما اگر از بحث در حیطه حقوقی موضوع خارج گردیم وبه اساس فنی موضوع مورد بحث توجه کنیم آیا نمی توان چنین استدلالی را کج فهمی روشن نامید وعنوان نمود که توجه واعمال نگاه کارشناسانه به موضوع ورزش شهری چون ابهر وانتقاد از نحوه مدیریتی که به جای جذب جوانان وواردنمودن این نسل حساس ودر متن خطر به محیط های امن آنان را با اقدامات خیره سرانه راهی محیط های پرخطر می نماید چه ربطی به مسائل سال 88 دارد؟

براستی آیا نباید خداوند را در برخورد با چنین مخالفان و دشمنانی شکر نمود؟ جواب مسلما آری می باشد هرچند که وجود چنین افرادی برای جامعه تاسف بار می باشد زیرا که اقدامات و تصمیم هایی آنان در عمل کار را به سویی هدایت می نماید که نتیجه مستقیم آن بسته شدن راه اتحاد ووحدت عمل برای حل مشکلات می گردد زیرا که سخت سری و لجاجت اینان نتیجه ای جز اتلاف در منابع وفرصت ها به بار نمی آورد زیرا از یک سو خود نمی فهمند واز سوی دیگر آنان را که می توانند با ارائه نقطه نظرات به یاریشان بیایند از خود می رانند  

[ پنجشنبه سی ام مرداد 1393 ] [ 11:37 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

باور این نکته که انسان می تواند با گوش دادن به آنچه که عنوان نصیحت می یابد و در عمل هوشدار ویا اندرزی می باشد که دارنده تجربه ای آن را در اختیار فرد قرار می دهد تا مانع از انحراف وتخلفی در فرد شود مانع از وارد آمدن هزینه وخسارت هایی گردد یک خصیصه وصفت انسانی می باشد و می تواند راه گشای انسان در مسیر تعالی باشد اما باید پذیرفت که در بسیاری از جاها نصیحت از زبان کسانی جاری می شود که خود منشاء بسیاری از کج روی ها وانحرافات می باشند و یا خود الگو ومعلم همان عمل و یا راهی می باشند که بر علیه اش داد سخن سر می دهند ویا از چیزی می گویند که اساسا در رابطه با موضوع اطلاعی ندارند

حال اگر ازموارد مورد اشاره به نحوی رد شویم موردی که نمی توان ازآن بسادگی گذر نمود این است که در بسیاری از اوقات  افرادی مدعی هدایت و اندرز می گردند که حتی در راهی که خود مدعی رهروی در آنند هیچ دانش و آگاهی ندارند تا جایی که اگر ازآنها پرسیده شود که چه اطمینانی به درستی راهی داری که مبلغش هستی حرفی برای گفتن و تاکید بر راه ندارند اما قطعیتشان در تاکید بر ادعا و تبلیغشان چنان است که گویی در هیچ زمانی ومکانی با اندیشه وراه دیگری آشنایی نیافته اند تا حداقل با کمی شک واحتمال به موضوع نگاه کنند

خوب مسلم است که در برخورد با چنین افرادی مخصوصا آنجا که قدرتی هم پشت بند حرفشان باشدبدلیل قطعیتی که در حرفشان هست والزامی که قدرت برای رفتن درةآن راه پیش پایت می گذارد چنان در عذاب می افتی که احساس می کنی که راهی جز مرگ نمی تواند تو را از دست چنین جبری نجات بخشد وبراستی که چنین زندگانی بسیار سخت می باشد

وحکایت امروز ما مصداق همین تصویر ارائه شده در متن است به نحوی که برخی از افراد برای هر منظر و هر صحنه ای از زندگی انسان پند واندرز موکدی در اختیار ودر دست دارند ولی چون همه آنها را با کمی تعقل ودور اندیشی مورد مطالعه قرار می دهی متوجه می شوی که از برایند همه آنها نمی توان به یک کلمه حرف حساب دست یافت و نه راه بلکه برای جابجا نمودن تنها یک پا ویک گام جایی پیدا نمود اما با این همه تو مجبوری که گوش دهی و یا الزام به این داری که سکوت نمایی ودم بر نیاوری چون که گوینده ومبلغ نصیحت ازچنان موقعیت وقدرتی برخوردار است که اگر گوش ندهی ویا اعتراضی بکنی برخواهد آشفت وبرای تو دردسر درست خواهد نمود

براستی آیا در چنین حالی وموقعیتی نباید به این نکته اشارت نمود که من نمی خواهم نصیحت بشنوم واندرز بگیرم زیرا با عنایت به تمام تلخ کامی هایی که در طی سالیان از شنیدن وعمل نمودن به اندرزهای شما گریبتان گیرم شده است متوجه این واقعیت شده ام که اگر به حرف شما گوش ندهم وحرکت نکنم مطمئنم که هزینه های زندگی من کمتر خواهد بود تا اینکه شما را معلم وهدایت گر خود بدانم وبا پای گذاردن در راهی که شما منادی آن هستید بار عذاب و خجالت خود از شکست های مکرر را افزون سازم

آری می توان گفت ومی توان براین گفته ابرام نمود اما چه سود که طرف مقابلت گوشی برای شنیدن وچشمی برای دیدن اعتراضت ندارد ویا اگر هم داشته باشد قدرت ارزیابی را که می توان با تاکید برآن کمی در قول وعمل خود تامل نمود در اختیار ندارد وازاین روست که با سخت سری بر گفته وتاکید خود ابرام می ورزد وبا تنگ نمودن فضا زندگی را بر کام آدمی تلخ می کند  

[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ 1:35 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

دوستان عزیزم اگر یادشان باشد در بخش پیشین مطلب با اشاره به برخی از ظواهر نابسامانی در نظم اجتماعی عنوان نمودم که ما برای دست یابی به توسعه نیازمند پرداختن و نهادینه نمودن انضباط اجتماعی در امور خود هستیم و همچنین با اشاره به این نکته که در لغت نامه دهخدا انضباط را سامان گرفتن . بنوا شدن . خوب نگاهداشته شدن . نظم داشتن معنی نموده اند که با عنایت به این تعریف هرگونه بی انضباطی را می توان نوعی اخلال در بجا آوردن وظایفی که باعث تاخیر در دست یابی به موقعیت وجایگاه فرا دستی در میان همگنان می شود تلقی نمود که ممکن است این اخلال از سوی فرد، خانواده ،گروه های مختلفی از جامعه ویا حتی دولت وحاکمیت بروز یابد.
اما در خصوص آثار انضباط بر روند رفتاری وفکری جامعه با اشاره به غیاث اللغات (آنندراج )که درآن آمده است منضبط آن است که تن به نظم و انتظام و ترتیب و درستی کارها وامور بدهد و با هرج و مرج وگسیختگی در امور به مبارزه برخیزد به این نتیجه رسیدیم که
با بی سامانی،بدبختی حاصل از اجحاف وظلم ،بی توجهی در مراقبت ومحافظت از امکانات ودر نهایت بی نظمی های مکرر و محاط بر جامعه نمی توان هدفی را برای پیشرفت مشخص نمود و یا با ارائه تعریف روشن از راه های دست یابی بدان و تعیین محدوده شفاف از وظایفی که فرد،گروه های اجتماعی وحتی حاکمیت ودولت باید بر دوش بگیرند انتظام واقعی را بر روند جاری امور حاکم ساخت.
پس در یک کلام توسعه منشاء در نظم دارد اما ایجاد وگسترش نظم نیاز مند برقراری مناسبات و ایجاد ساختار مبتنی بر مولفه هایی دارد که سعی می نمایم به هریک از آنها در دنباله مطلب بپردازم با این امید که دوستانم ضمن همراهی با مطلب نقطه نظرات تکمیلی خود را بدان اضافه نمایند تا بلکه مجموعه قابل اتکایی دراین بحث ودر انتهای موضوع بدست آید وتولید گردد
اما قبل از پرداختن به ادامه بحث لازم می دانم به این نکته اشاره داشته باشم که اگر اجتماع انسانی را موجود زنده ورو به تعالی بدانیم که راه توسعه خود را با توجه نمودن به ارکان ساختاری خود در حوزه های اجتماعی،اقتصادی،فرهنگی و سیاسی هدف گذاری ودنبال می نماید هر گونه بی نظمی در وظیفه گذاری و تحقق آنها توسط این ارکان می تواند مانعی برای تعالی جامعه تلقی گردیده و انضیاط کلی اجتماع را در هم فرو ریزد براین اساس در شناسایی ویا آسیب شناسی پدیده بی نظمی و یا از دست دادن انضباط اجتماعی ضرورت اول شناسایی کارکردها وتاثیراین ارکان بر روند توسعه و عملکرد تخریبی بی نظمی وبی انضباطی بر کارکردها وتاثیرات این ارکان است.
حال اگر بخواهیم در یک تعریف کلی به شرح وظایفی از ارکان اجتماعی اقدام نماییم می توانیم عنوان بداریم که انسان با دریافت ناتوانی خود در تحقق اهداف و آرزوهای خود بصورت انفرادی عضویت در جامعه را می پذیرد تا با تعهد عمل به مختصات فرهنگی،رعایت حدود فعالیت های اقتصادی،مشارکت در ترسیم بهترین سرنوشت سیاسی به فعالیت هایی اجتماعی دست بزند که محصولش تعالی حیات فردی و گروهی خود باشد.
پس در هر عضویت اجتماعی دو هدف مهم منظور نظر انسان واقع می شود که اولین آن همانا پوشش دادن به ضعف های فردی اوست ویا به عبارتی انسان با تن دادن به تمام محدودیت ها وتعهدات اجتماعی بدنبال آن است که کاستی های فیزیکی وروانی خود را در اجتماع وبا استفاده از ظرفیت های دیگر اعضا وگروه های متشکل ازآنها پوشش دهد ودومین هدف دست یابی به تعالی در سرنوشت است که درآن فرد می کوشد با تاثیر گذاردن بر روند فعالیت های فردی وگروهی دیگر اعضاء وتاثیر پذیرفتن از آنچه که دیگران به انجام آنها موظف بوده و موفقیت هایی بدست آورده اند روند انجام امور را تسهیل وتعالی بخشد.
با این حساب هر نوعی از اخلال وبی نظمی که بتواند مانع از دست یابی انسان به پوشش معایب ونواقص خود شود ویا به نوعی به دور شدن انستان از سهم گیری در روند تعالی وتوسعه جامعه شود در عمل منجر به بروز بی انضباطی وعقب ماندگی خواهد شد که به صورت ایجاز می توان عوامل ایجاد اخلال وبی انضباطی را در امانت ندانستن قدرت،نپرداختن به عدالت،ناپاسخگو دانستن سیستم اجتماعی،عدم مسئولیت پذیری در مقابل حوادث ورخدادهای ناشی از سهل انگاری، مصلحت اندیشی وعافیت طلبی،بی پروایی در برزمین گذاردن حق ، بی توجهی به منابع وفرصت ها و....مورد اشاره قرار داد وعنوان نمود که پیدایش هریک از این مختصات رفتاری در ارکان ساختاری جامعه موجبات بی انضباطی را فراهم می نماید که برای بحث وبررسی در هر موضوعی وهمچنین ارائه راه کار هایی برای ممانعت از پیدایش چنین عوارضی مطالب مبسوطی ارائه خواهم نمود
ادامه دارد

[ یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 ] [ 9:44 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

محضر شریف استاندار محترم استان زنجان جناب انصاری
..............................................................................................................
اینجانب به عنوان احدی از شهروندان استان زنجان از شما به عنوان بالاترین مدیر اجرایی استان و براساس ماده یک قانون وظایف استانداران که اشعار می دارد 
ماده1: استانداران در قلمرو مأموریت خویش بعنوان نماینده عالی دولت ،مسئولیت اجرای سیاستهای عمومی كشور در ارتباط با وزارتخانه ها، مؤسسات و شركتهای دولتی و سایر دستگاههایی كه بنحوی از بودجه عمومی دولت استفاده می نمایند. نهادهای انقلاب اسلامی ، نیروهای انتظامی ، شوراهای اسلامی شهر و شهرداریها و مؤسسات عمومی غیر دولتی را عهده دار خواهند بود.
وماده سیزده همان قانون که به صراحت بیان می دارد
13: فراهم آوردن تشكیل موجبات و تقویت شوراهای اسلامی بمنظور جلب مشاركت همه جانبه مردم استان در امور مشاركت پذیر و سازماندهی مطلوب آن و اعمال نظارت بر شوراهای فوق در چهارچوب قوانین و مقررات مربوطه.
در خواست می دارم که با استفاده از حدود وظایفی که آن قانون برای شورای اداری استان مقرر نموده است واشعار میدارد که
ماده 22ـ بمنظور فراهم ساختن زمینه مناسب جهت هماهنگی بین فعالیتهای مختلف و افزایش قابلیتها و كارائی دستگاههای اجرائی و تحقق سیاستهای عمومی و برنامه های توسعه در استان و شهرستان شورای اداری استان به ریاست استاندار و شورای اداری شهرستان به ریاست فرماندار تشكیل می گردد. و....
با تشکیل جلساتی نسبت به بررسی علل و عوامل بر زمین ماندن بخش های مهمی از وظایف شوراهای اسلامی شهر های استان مخصوصا در مادتین 2،5،7 و موضوع تشکیل کمسیون های فنی وتخصصی از مجموعه قوانین مربوط به وظایف واختیارات شوراهای اسلامی که به مبسوط اشعار می دارند
ماده 2ـ بررسی و شناخت كمبودها، نیازها و نارساییهای اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، بهداشتی، اقتصادی و رفاهی حوزه انتخابیه و تهیه طرحها و پیشنهادهای اصلاحی و راه‌حلهای كاربردی در این زمینه‌ها جهت برنامه‌ریزی و ارائه آن به مقامات مسئول ذی‌ربط.
ماده 5ـ برنامه‌ریزی در خصوص مشاركت مردم در انجام خدمات اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، فرهنگی، آموزشی و سایر امور رفاهی با موافقت دستگاههای ذی‌ربط.
ماده 7ـ اقدام در خصوص تشكیل انجمنها و نهادهای اجتماعی، امدادی، ارشادی و تأسیس تعاونیهای تولید و توزیع و مصرف، نیز انجام آمارگیری، تحقیقات محلی و توزیع ارزاق عمومی با توافق دستگاههای ذی‌ربط.
ودر نهایت مغفول ماندن وظیفه مهم تشکیل کمسیون های فنی وتخصصی واقعی و کارآمدکه در اصل مرکز تمام تصمیم سازی های عالمانه شوراها می باشد و از سوی تمام شوراهای اسلامی استان بالاخص شهرهای بزرگ آن اقدامات لازم را مبذول فرمایند تا با بازگشت شوراهای اسلامی به محل دقیق انجام وظایف قانونی خویش شاید بتوانیم در استان مانع از بروز تشدید یافته فرایند انهدام در منابع واتلاف در فرصت ها مخصوصا در موضوع شوراها و مشارکت آنها در تعالی مشارکت اجتماعی گردیم

[ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 ] [ 7:23 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

اگر شورای اسلامی شهر ابهردغدغه توسعه این شهر را دارد مناسب آن است که با تعطیل کلیه فعالیت های خود وبا تشکیل جلسات فوق العاده اقدام به بررسی این سند بسیار محکم از کار شورایی که توسط شورای شهر نجف آباد مدون گردیده است بنمایند تا مشخص شود که اگر از نجف آباد مردانی در عرصه سیاست و دین شهره آفاق می گردند دلیل این مهم در چیست.

شرح وظایف کمیسیون های فنی تخصصی شورای اسلامی شهر نجف آباد
طبق مفاد ماده 23 آیین نامه مزبور شورا دارای سه کمیسیون دائمی به شرح زیر است :
1-کمیسیون عمران
2-کمیسیون فرهنگی – اجتماعی
3- کمسیون تفریحی -ورزشی
فصل سوم آیین نامه نحوه انتخاب اعضای کمیسیونها ، مدت اعتبار ، تعداد اعضاء و چگونگی ارجاع طرح ها و لوایح به کمیسیون های مربوطه را تشریح کرده است .
برپایه ماده 24 آیین نامه مزبور رئیس شورا طرح ها و لوایح ارائه شده به شورا را پس از قرائت در جلسه علنی به کمیسیونهای مربوطه ارجاع میکند.
کمیسیون عمران افزون بر رسیدگی به طرح ها ولوایح ارجاعی از سوی ریاست شورا، وظایف مشروحه در فصل یکم شرح وظایف را نیز انجام و گزارش آن را به شورا ارائه میکند.
فصل یکم : حیطه وظایف کمیسیون عمران
کمیسیون عمران هفت وظیفه اصلی به شرح زیر برعهده دارد :
1-وظایف پیگیری و نظارت
2-وظایف تدوین استراتژی ها یا راهبردهای شهری
3-وظایف برنامه ریزی عمران شهری
4-وظایف تصویبی
5-وظایف مشورتی
6-وظایف سیاستگذاری
7-وظایف تدوین استانداردها
هریک از وظایف اصلی پیشگفته شامل موارد جزئی خواهدبود، که از پاره ای آنها در فصول آینده یاد شده است.
فصل دوم: وظایف پیگیری ونظارت
پیگیری و نظارت بر حسن اجرای ماده 71 « قانون تشکیلات ، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران » مصوب 1/3/1375 مجلس شورای اسلامی درمواردمشروحه زیر :
همکاری با شهرداری جهت تصویب طرح حدود شهر ( موضوع بند 11ماده 71)
1-2-همکاری در جهت تصویب مقررات لازم جهت اراضی غیرمحصور شهری ازنظر آسایش عمومی و عمران وزیبایی شهر (موضوع بند 20 ماده 71)
1-3-نظارت بر حفر مجاری ومسیرهای تاسیسات شهری ( موضوع بند 22 ماده 71)
1-4-نظارت بر اجرای طرح های مربوط به ایجاد و توسعه معابر، خیابانها ، میادین وفضاهای سبز و تاسیسات عمومی شهر بر طبق مقررات موضوعه ( موضوع بند 23 ماده 71)
2- پیگیری و نظارت برحسن اجرای « قانون شهرداری » مصوب 11/4/1334 بااصلاحات مقرر در موارد مشروحه زیر :
2-1- بررسی ضرورت و مکانیابی موزه ها،خانه های فرهنگی، موسسات فرهنگی بهداشتی و تعاونی ، کتابخانه ، باغ کودکان ، ورزشگاه ها و غیره ( موضوع بند 6 ماده 55)
2-2-پیگیری و نظارت بر انجام وظایف شهرداری برای حفظ شهر از خطر سیل و حریق ، رفع خطر از بناها و دیوارهای شکسته و خطرناک و پوشاندن چاهها و چاله های واقع در معابر ( موضوع بند 14 ماده 55)
2-3-پیگیری و نظارت بر تهیه طرح و اجرای پارکینگها – ایستگاهها ، میدانهای عمومی برای خرید و فروش ارزاق و وسایط نقلیه و غیره ( موضوع بند 18 ماده 55)
2-4-بررسی وپبگیری انتقال موسسات و اماکنی که باعث انواع آلایندگیها می شوند( موضوع بند 20 ماده 55)
2-5-بررسی و پیگیری وظیفه شهرداری در احداث بناها و ساختمانهای عمومیمانند مستراح ها، کشتارگاهها، میدان ها ، باغ های کودکان و ورزشگاهها (موضوع بند 21ماده 55)
2-6-پیگیری جهت مکان یابی و احداث خانه های ارزان قیمت برای اشخاص بی بضاعت ساکن شهر ( موضوع بند 21 ماده 55) به نحوی که حد بهینه جمعیت شهر و ضرورت توسعه متوازن شهرهای اقماری تحقق یابد.
2-7-پیگیری و نظارت برحسن انجام وظایف شهرداری نسبت به ابنیه و آثار باستانی ( موضوع بند22 ماده 55)
2-8-پیگیری درمورد وضع مقررات خاص برای نامگذاری معابر و نصب لوحه نام آنها، شماره گذاری اماکن ، نصب تابلوی الصاق اعلانات و برداشتند ومحو کردن آگهی ها از محل های غیرمجاز و هرگونه اقداماتی که در حفظ نظافت و زیبایی شهر موثر باشد( موضوع بند 27 ماده 55)
2-9-پیگیری ونظارت بر اقدامات شهرداری به منظور جلوگیری از تداخل حریم شهر با شهرها و روستاهای همجوار ( ماده واحده مصوب 20/7/1373 شورای نگهبان ذیل تبصره 3 ماده 99)
2-10-پیگیری و نظارت بر حسن انجام ماده 99 و تبصره های آن در مورد تعیین و حفظ حریم شهر توسط مستحدثات عمرانی ثابت و ضروری
2-11-پیگیری و نظارت بر حسن انجام مفاد ماده 100
2-12-پیگیری و نظارت در هماهنگی وزارت خانه ها و سازمانهای دولتی در امر کندو کاو معابر شهری ( موضوع ماده 103)
2-13-پیگیری ونظارت در امور مربوط به رسیدگی به وضع زمینها یابناهای بایر و مخروبه که منافی با پاکی و زیبایی یا موزاین شهرسازی باشد ( موضوع ماده 110)
2-14-پیگیری و نظارت بر حسن انجام وظیفه شهرداری درمورد تملک ، تجمیع و تفکیک خانه ها و مستغلات واقع در بافت های کهن و فرسوده شهری به منظور نوسازی مداوم و مستمر( موضوع ماده 111)
3-پیگیری و نظارت برحسن اجرای « قانون نوسازی و عمران شهری مصوب 7/9/1347 »با اصلاحات مقرر مشروحه زیر :
3-1- پیگیری ونظارت بر تهیه و تدوین « برنامه عملیات نوسازی و عمران و اصلاحات شهر» که باید برای مقاطع پنجساله تهیه شود ( ماده 15)
3-2-پیگیری و نظارت و تصویب نقشه های طرح های نوسازی و عمران و ایجاد تاسیسات شهری ( موضوع ماده 16)
3-3-پیگیری و نظارت بر رعایت ضوابط ارتفاع و نماسازی در پروانه های ساختمانی (موضوع ماده 23)
3-4-پیگیری و نظارت در امر تهیه طرح یا بررسی لایحه شهرداری برای خرید و تملک حریم خیابانهای عریض تر از بیست متر قبل از احداث به منظور بدنه سازی مناسب شهری با کاربری مشخص و همچنین ایجاد ممر در آمد سالم برای شهرداری و جلوگیری از ایجاد رانت های اقتصادی ناشی از ارزش افزوده فعالیتهای عمرانی شهرداری ( موضوع ماده 24 و تبصره ذیل آن ) .
3-5-پیگیری ونظارت بر امر صدور پروانه احداث ساختمانهای جدید در زمینهای متعلق به وزارتخانه ها و موسسات دولتی و خیریه به منظور تنظیم جمعیت شهر ( موضوع تبصره 4 ذیل ماده 26)
3-6-پیگیری در امر اتمام عملیات ساختمان های راکد شهری و نظارت بر حسن اجرای تبصره 2 ذیل ماده 29
3-7-پیگیری و نظارت بر امر تملک و تصرف اراضی و املاک واقع بین حد مصوب فعلی شهر تا حد نهایی مشخص شده در نقشه جامع ( موضوع ماده 31)
3-8-پیگیری و نظارت بر امر تحویل زمین به کارگاهها و کارخانه های مستقر در داخل شهر به منظور فراهم نمودن زمیننه انتقال به شهرک هاو مناطق صنعتی و کارگاهی ( موضوع تبصره 1 ذیل ماده 31)
4-پیگیری و نظارت بر حسن اجرای « آیین نامه نحوه واگذاری املاک به شرکتها و موسسات و شرایط فسخ قرارداد مصوب 1/4/1348» بااصلاحات مقرر در موارد زیر :
4-1- بررسی و اعلام نظر به شورای شهر در مورد واگذاری املاک تملیکی شهرداری به شرکتها و موسسات ( موضوع ماده 1)
4-2- پیگیری و نظارت بر حسن اجرای مقررات و آیین نامه های مربوط به برگزاری مسابقات معماری ، شهرسازی ، نقشه برداری و غیره ( موضوع مواد 4،5،7،15و20)
5-پیگیری و نظارت برحسن اجرای « قانون پیشگیری و مبارزه باخطرات سیل مصوب 5/3/1348» درموارد مشروحه زیر :
5-1- پیگیری ونظارت برمکان یابی ، مطالعات مهندسی و آزادسازی و احداث مسیل و سیل برگردان ( ماده 1)
5-2-پیگیری و نظارت بر امر احیاء و بازسازی مادی هایی که نقش سیل بند و هدایت آبهای سطحی را انجام می دهند و رفع موانع و عوارض ‌آنها ( تبصره 3 ذیل ماده 1)
5-3-پیگیری و نظارت بر وضع عوارض ویژه احداث سیل برگردان وسیل بند به شورای اسلامی شهر از محل منابع مشروحه زیر : اراضی و ساختمانها ، مستحدثات ، موسسات تولیدی و بازرگانی وحتی کسب و پیشه و سایرمنابع مقتضی ( ماده 2)
6-پیگیری ونظارت بر حسن اجرای « آیین نامه هماهنگی اقدامات عمرانی مؤسساتی که خدمات آنها در داخل حریم شهرها ، مستلزم حفاری معابر و احداث تاسیسات می باشد» مصوب 4/11/1366 به منظور جلوگیری از کند و کاوهای زائد شهری .
7-پیگیری و نظارت برحسن اجرای کلیه آیین نامه هایی که فعالیت شهرداری مستلزم تخصیص بودجه عمرانی باشد.
8-پیگیری و نظارت برحسن اجرای مصوبات« شورای عالی شهر سازی و معماری »، «نظام مهندسی و کنترل ساختمان » ، « آیین نامه طرح ساختمان در برابر زلزله» و « آیین نامه مقاوم سازی ساختمانها در برابر زلزله».
فصل سوم : وظایف تدوین استراتژی ها یا راهبردهای شهری
منظور از استراتژی یا راهبرد عبارتست از هدفهای فاقد زمان بندی و تخصیص اعتبار به عبارت دیگر هدفهای بلند مدت که جهت حرکت و مقصد نهایی برنامه های پنجساله و برنامه های یکساله ( بودجه ) رامشخص میکند.
از آنجا که عملاً مشخص گردید سال 1400 که نظام برنامه ریزی کشور به عنوان یک سرفصل مشخص برای برنامه ریزی استراتژیک کشور تعیین نموده کافی نمی باشد .

نجف آباد یا استراتژی های شهری نجف آباد باید به جهت موارد مطروحه زیر و سایر مواردی که به تصویب شورا خواهد رسید راهکار ارائه نماید:
1-ظرفیت اقلیمی و آب و هوایی نجف آباد برای پذیرش جمعیت
2-ظرفیت اقلیمی و آب و هوایی نجف آباد برای پذیرش اتومبیلهای دارای سوخت فسیلی
3-ظرفیت اقلیمی و آب و هوایی نجف آباد برای پذیرش کارخانه ها و صنایع
4-تعیین زمینه های دارای برتری های نسبی نجف آباد
5-چگونگی سوق دادن اقتصادی شهری به سمت بهره برداری از برتری های نسبی
6-نحوه جلوگیری از تاسیس و یا توسعه فعالیتهایی که برای آینده شهر سودمند نیست
7-نحوه تشویق و ترویج فعالیتهایی که منطبق با برتری های نسبی شهر است
8-چگونگی مهارجمعیت درونزا، و جمعیت برونزا (مهاجر به نجف آباد ) به منظور تثبیت نسبی جمعیت درحد ظرفیت اقلیمی و آب و هوایی نجف آباد

9-چگونگی مهارشمار اتومبیلهای دارای سوخت فسیلی در حد ظرفیت اقلیمی و آب و هوایی نجف آباد
10-چگونگی کنترل و هدایت تاسیس یا گسترش واحدهای صنفی صنعتی و خدماتی و نحوه تشویق و ترغیب واحده موجود برای تغییر مکان استقرار به منظور عدم تجاوز از مرز ظرفیت اقلیمی و آب و هوایی نجف آباد .
11-چگونگی مشارکت شهرداری نجف آباد در ایجاد توازن منطقه ای در سطح استان به منظور توسعه شهرهای اقماری ، افزایش فرصت های شغلی و جلوگیری از استمرار مهاجرت نیروهای انسانی کمی و جویای کار به شهر نجف آباد
12-چگونگی جلوگیری ازمهاجرت نیروهای کیفی از نجف آباد و نحوه جذب نیروهای انسانی کیفی (یاکارآفرین) از سایر نقاط به ویژه ایرانیان خارج از کشور
13-چگونگی بهبود و گسترش ارتباطات ( از جمله حمل و نقل ) میان نجف آباد و شهرها وروستاهای اقماری آن با استانداردهای حفاظت منابع ، حفاظت محیط زیست ، ایمنی و ارزانی
14-دستیابی به الگوی تقسیم کار منطقه ای میان نجف آباد و شهرها و روستاهای اقماری آن به منظور ترویج و رشد بازار منطقه ای
15-چگونگی مهار مخاطرات جغرافیایی و اقلیمی شهر نجف آباد مانند گسترش کویر، افزایش مستمر ذرات معلق ، کاهش رطوبت و بارندگی و امحاء تدریجی شکبه سیل بندهای شهری ( مادی ها)
16-کسب آگاهی نسبت به مخاطرات حوادث غیرمترقبه برای شهرنجف آباد و بررسی راههای پیشگیری
17-بررسی مفهوم محدوده شهری ، شناسایی نحوه تبدیل خطوط ذهنی محدوده شهری به مستحدثات یا عوارض کالبدی ، گزینش مناسب ترین عوارض کالبدی برای تمایز محدوده شهری ازمیان عوارض رایج مانند سیل بند ، فضای سبزکمربندی ، جنگل های مصنوعی و امثالهم
18-چگونگی جلب مشارکت مردم در اموری که منافع خصوصی و منافع اجتماعی درتقابل نیستند. مانند واگذاری اراضی اختصاص یافته برای فضای سبز به داوطلبان تولید چوبهای صنعتی و احداث باغ های پیرامون شهری
19-تدوین راهبردهای حمل ونقل همگانی درون شهری با توجه به برنامه ریزیهای چهارگانه حفاظت منابع ، حفاظت محیط زیست، ایمنی و ارزانی
20-تدوین راهبردهای جلوگیری ازکند و کاو خیابانها و گذرگاهها مانند احداث لاین تاسیساتی و یا کانالهای تاسیساتی پیش ساخته و تبدیل آن به استاندارد
21-تدوین راهبردهای جلوگیری از رهاسازی زمین های شهری به منظور نزدیک کردن زمان عملیات ساختمانی هرمحله به یکدیگر
22-تدوین راهبردهای نوسازی و بهسازی بافت کهن
23-تدوین راهبردهای مرمت آثار تاریخی شخصی و تعریف کاربریهای آنها
24-تدوین راهبردهای مشارکت شهرداری در حفظ میراث فرهنگی
25-تدوین راهبردهای کمک به انجمن ها ، خیریه ها ، تشکل های سیاسی ، تشکل های علمی ، موزه ها ، نهادهای فرهنگی ، مساجد و سایر نهادهای جامعه مدنی
26-تدوین راهبردهای کسب درآمدهای غیرمالیاتی
27-تدوین راهبردها و استانداردهای سرویسهای بهداشتی شهری به ویژه سرویسهای منطبق بااستانداردهای جهانی در مناطق توریستی
28- تدوین استراتژی های میدان سازی و تبدیل به استانداردها
29-تدوین راهبردهای اطلاع رسانی شهری، مکان یابی تابلوهای گرافیک شهری
30--تعیین سقف تعداد واحدهای مختلف صنفی به لحاظ نوع فعالیت آنها
تبصره :
کمیسیون عمران می تواند موضوعات مشروحه فوق را برای مطالعه و بررسی به دانشگاهها ، مراکز تحقیقاتی ، مهندسین مشاور و یا اشخاص حقیقی که صلاحیت علمی و تجربی آنها مورد تایید کمیسیون باشد محول نماید. پیشنهاد هزینه تحقیق و طول مدت مطالعه زا سوی کمیسیون به شورای اسلامی شهر ارائه می گردد .
فصل چهارم : وظایف برنامه ریزی عمران شهری
پس از تدوین راهبردها، پیش نویس آن برای نظر خواهی از مردم به نحو مقتضی منتشرمی شود . چون راهبردها برای یک دوره طولانی تدوین می شوند هیچیک از سازمانهای کشوری نمی توانند اجرای آن را ضمانت کنند . درحقیقت ضامن و پشتوانه یک برنامه راهبردی افکار عمومی است از این رو کوشش خواهد شد نقطه نظرات رهبران فکری ، سیاسی ، علمی ، دینی و اجتماعی مردم و کلیه گروههای ذینفع یا ذیعلاقه گرفته شود و حتی المقدور راهبردها با نظرات واصله سازش یابد. پیش نویس راهبردها پس از طی مراحل فوق به صورت طرح به شورای اسلامی شهر نجف آباد تقدیم میگردد .
شورای اسلامی شهر پس از بررسی وشور ومشورت طرح راهبردهای شهری را تصویب و برای آگاهی همگانی و جلب علایق شهروندان در سطح وسیعی منتشر می کند . نسخه هایی از راهبردها نیز برای برنامه ریزی به شهردار تحویل می شود .
شهردارنجف آباد نسخه ای از راهبردها را برای کلیه معاونتها ، مدیران سازمانهای وابسته و مدیران مناطق شهرداری ( شهرداران مناطق ) ارسال و تقاضای تشکیل ستاد برنامه ریزی می کند.
ستاد برنامه ریزی شهرداری های مناطق ،سازمانهای وابسته و شهرداری مرکزی متشکل از صاحبنظران وکارشناسان هر واحد متناسب با توان فنی و مالی خود بخشی از راهبردهارا به صورت برنامه اجرایی تبدیل می کند که حاوی جدول زمان بندی و برآورد هزینه های اجرایی می باشد . این برنامه اجرایی برای دومقطع زمانی به شرح زیر تهیه خواهد شد:
الف ) مقطع زمانی یکساله ( بودجه سالانه )
ب ) مقطع زمانی پنجساله( برنامه پنجساله عمرانی)
شهردار اصفهان موظف خواهد بود ظرف مدت مشخصی که شوراتعیین می کند برنامه های خود را به شورا ارائه کند . این برنامه ها به ترتیب به صورت لوایح زیر ارائه میگردد :
الف – لایحه برنامه پنجساله عمرانی
ب – لایحه بودجه سالانه
شورای اسلامی شهر نجف آباد این دو لایحه را که از دیدگاه زمان و نحوه بررسی باسایر لوایح متفاوت است پس از طرح در شورا به کمیسیون عمران ارجاع می کند. کمیسیون عمران با کمک دیگر کمیسیونها نسبت به بررسی و ارائه نظر به شورا اقدام خواهد کرد .
چگونگی و زمان مقرر برای بررسی هریک از لوایح پیشگفته را آیین نامه های جداگانه مشخص خواهد کرد که توسط کمیسیون های اقتصادی ، اداری و حقوقی تدوین و برای تصویب به شورا تقدیم خواهد شد .
فصل پنجم : وظایف تصویبی
کمیسیون عمران موظف است کلیه موارد زیر را پس از بررسی و مشاوره با کارشناسان تصویب کند و به شورای اسلامی شهر نجف آباد ارجاع ، رئیس شورا مواردی که بر طبق مقررات نیاز به طرح در شورا و اخذ مصوبه شوراداشته باشد را در دستور جلسه قرار می دهد.
تشخیص ضرورت یا عدم ضرورت اخذ مصوبه شورا در مورد مصوبات کمیسیون عمران بر عهده ریاست شورا است .
1-مطالعات مهندسی پروژه ها یا طرحهای عمرانی شهرداری مرکز ، نواحی و سازمانهای وابسته
2-طرح های جامع یا تفصیلی
3-نقشه خیابانها ، معابر و گذرگاهها
4-نقشه مسیل ها ، مادی ها، خطوط ویژه وخطوط مترو
5-نقشه پارکها، فضاهای سبز و فضاهای آزاد
نقشه میثادین ورزشی
7-نقشه کلیه ساختمانهای عمومی شهرداری مرکزی و شهرداریهای مناطق
8-نقشه مکان یابی یا جانمایی کلیه موسسات عمومی
فصل ششم : وظایف مشورتی
کمیسیون درکلیه موارد زیر موظف است نظرات مشورتی خود را به نحو مقتضی شفاهی یا کتبی به مسئولین ذیربط ارائه نماید . از نظر این کمیسیون تنها نظرات مشورتی مکتوب تعهد آور می باشد .
1-ارائه نظرات مشورتی در کلیه مواردی که رئیس شورای اسلامی شهر ارجاع می کند.
2-ارائه نظرات مشورتی درکلیه مواردی که روسای کمیسیونهای شورای شهر ارجاع می کنند .
3-ارائه نظرات مشورتی در کلیه مواردی که شهردارنجف آباد ، معاونین وی ، روسای سازمانهای وابسته به شهرداری یامدیران مناطق شهرداری مستقیماً نظر کمیسیون عمران را استفسار می نمایند.
4-ارائه پیشنهاد یا نظر مشورتی به کلیه ادارات کل استان که به نحوی با مسائل عمرانی شهر درگیر هستند.
5-ارائه پیشنهاد یانظر مشورتی به نمایندگان شهر در مجلس شورای اسلامی
6-ارائه پیشنهاد یانظر مشورتی به اعضای شورای شهرستان
7-ارائه پیشنهاد یانظر مشورتی به اعضای شورای استان
8-ارائه پیشنهاد یانظر مشورتی به اعضای شورای عالی استان
فصل هفتم : وظایف سیاستگذاری
کمیسیون عمران موظف است در مسائل عمران شهری اقدام به سیاستگذاری نماید . گزارش مواردی که به سیاستهای مشخص اجرایی بیانجامد توسط مخبر کمیسیون در جلسه شورا مطرح و تقاضا خواهد شد در دستور کار شوراقرار گیرد.
کمیسیون عمران موظف است به شکایات مردمی که از جانب دبیرخانه یا هیئت رئیسه شورا ارجاع می گردد رسیدگی کند و از محتوای شکایات در جهت تدوین سیاستهای عمرانی مناسب بهره برداری نماید.
فصل هشتم: وظایف تدوین استانداردها
کمیسیون عمران موظف است باایجاد ارتباطات بین المللی ، بازدیدها و بررسیهای میدانی یا عقد قراردادهای تحقیقاتی با دانشگاهها ، مراکز تحقیقاتی ، مهندسان مشاور یا شخصیتهای حقیقی که صلاحیت واهلیت آنها مورد تایید کمیسیون باشدنسبت به تدوین آیین نامه استاندارد در موارد زیر و سایر موارد مورد نیاز اقدام کند. رعایت استانداردهای مصوبه کمیسیون عمران در هر کی از عملیات عمرانی یا اجرایی توسط شهرداری اصفهان و سازمانهای وابسته الزامی است . عدم رعایت استانداردهای مصوب بدون اخذ مجوزقبلی تخلف محسوب و آیین نامه های تخلفات شورا مجازات موارد تخلف راجداگانه تعیین خواهد کرد.
1-استاندارد عرض خیابانها و معابر
2- استاندارد جداول و رفوژهای خیابانها و معابر
3-استاندارد روفوژهای سبز
4-استاندارد پیاده روها
5-استانداردخطوط ویژه
6-استاندارد پارکینگ های شهری و پارکومترها
7-استانداردهای ارتفاع ساختمانهای شهری و تراکم
8-استانداردنماسازی شهری
9-استاندارد تابلوهای راهنمایی و رانندگی
10-استاندارد نماگرهای اطلاع رسانی شهری
11-استانداردهای روشنایی معابر و پارکها
12-استانداردهای تابلوهای شهری
13-استانداردهای فواصل دوربرگردانها در خیابانهای دوطرفه
کمیسیون فرهنگی – اجتماعی
شرح وظایف کمیسیون فرهنگی - اجتماعی
1-امور بهداشتی و درمانی
الف – مشاوره ونظارت بر توزیع عادلانه امور بهداشتی ودرمانی ، در سطح شهر نجف آباد
ب – کمک به بهبود شاخص های بهداشتی
ج – اعلام نظر درخصوص محل تاسیس کلینیک ها و مراکز بهداشتی، درمانی دولتی و خصوصی
د – فراهم آوردن زمینه سنجش های آماری درزمینه خدمات بهداشتی ، درمانی
هـ - نظارت و پیگیری بهداشت محیط ، بهداشت خانواده و بهداشت شغلی
2-امور عبادی مذهبی بررسی طرح ها و لوایحی که درجهت گسترش و ترویج امور عبادی ومذهبی در بین علاقمندان و بخصوص جوانان است .
3-امور تعاون و امورخیریه
الف – هماهنگی با انجمن ها و موسسات امور خیریه درجهت پوشش دادن به کلیه مناطق شهری
ب – در اختیار قراردادن امکانات موجود شهرداری ها برای بهره برداری اقشار کم درآمد
4-امور تربیتی
الف – مشاوره ونظارت بر توزیع عادلانه امورآموزشی و تربیتی
ب – ایجاد پل ارتباطی بین انجمن اولیاء و مربیان و شورای اسلامی شهر در جهت در اختیار قراردادن امکانات متقابل
5-دفاع غیرنظامی
الف – بررسی طرح ها و لوایحی که درجهت آموزش کمک های اولیه ، آتش نشانی و برخورد با بحران ها و حوادث غیرمترقبه نظیر سیل، زلزله، حملات هوایی و ... می باشد.
ب – نظارت بر توزیع عادلانه امکانات مربوطه
6-امور اصناف و پیشه وران
نظارت بر اموراصناف و پیشه وران ازطریق هماهنگی با مجامع امور صنفی ، اداره بهداشت و اداره کل بازرسی و کنترل قیمتها
7-مسا ئل مربوط به اقوام و اقلیتهای دینی
ایجاد ارتباط با اقلیتهای مذهبی به رسمیت شناخته شده درقانون اساسی و درک متقابل مسائل و معضلات و رفع مشکلات شهرنشینی آنها در حد مقدورات
8-مسائل مربوط به انتخابات شوراها
الف- مسائل مربوط به تشکیل شورای شهرستان و شورای عالی استان
ب – پیگیری تشکیل نهادهای اجتماعی – محلی به منظور تسریع در حل مشکلات محلات و مناطق ( طبق بند7 ماده 71 قانون شوراها و ماده 81 آیین نامه داخلی )
9-امور مربوط به فرهنگ عمومی
مشاوره با علما و کارشناسان امور فرهنگی جهت بررسی راههای ارتقاء سطح فرهنگ اسلامی و ملی
10-آموزش عمومی
پیشنهاد و بررسی طرح ها و لوایحی در جهت :
الف – آموزش ترافیک و تردد ، آموزش شهروندی ، آموزش و رعایت حقوق دیگران در زیرمجموعه های مربوطه ، آموزش استفاده بهینه خدمات شهری از قبیل آب ، برق، تلفن و گاز – آموزش در جهت ارتقاء فرهنگ بازیافت زباله
ب – تشویق ادارات و نهادها به طراحی سیستم راهنمای مراجعین جهت جلوگیری از اتلاف وقت مردم و آموزش ضمن خدمت کارکنان خود
ج – اطلاع رسانی به مردم درمورد وجود انواع خدمات و مشاغل درهر منطقه به منظور جلوگیری ازترددهای زاید
11-امورمربوط به جشنواره ها و سوگواره ها
12-مراکز تفریحی و گردشگری و امور مربوطه
الف – ارائه پیشنهاد وطرح و بررسی لوایح جهت توزیع عادلانه این مراکز در سطح شهر
ب – بررسی چگونگی استفاده بهینه از امکانات موجود در شهر
ج – مطالعه نیازهای تفریحی در هر منطقه باهماهنگی کمیته نظارتی مربوطه
د- مطالعه طرح های توسعه صنعت گردشگری در نجف آباد
هـ- تحقیق و تفحص درموردمیراث فرهنگی موجود
و- بررسی طرح هایی جهت تسهیل ارائه خدمات رفاهی
ز- بررسی طرح های تبلیغی جهت جذب گردشگربه نجف آباد
ح- بررسی طرح هایی جهت تغییر در نگرش مردم و نهادهای ذیربط نسبت به گردشگر خارجی
ط –هماهنگی های لازم با سازمان ایرانگردی و تبادل آراء و نظرات جهت توسعه صنعت گردشگری
13-امور نمایشگاه ها
مطالعه و بررسی و وضع مقررات لازم جهت تشریک مساعی شهرداری با ادارات و بنگاههای ذیربط برای دایر کردن نمایشگاههای موقت ودائمی د رزمینه های فرهنگی، هنری ، کشاورزی ، بازرگانی، عمرانی و ...
14-امورمربوط به کنفرانس¬ها و همایش¬ها
الف – نظارت برکنفرانس ها و همایشهایی که در نجف آباد برگزار می شود و هماهنگی لازم با برگزارکنندگان
ب- ارزشیابی و مطالعه همایشهای علمی، فرهنگی، هنری و... که تمام یا قسمتی از هزینه آن را شهرداری تقبل میکند .
15-امورهنری بررسی طرح ها و لوایح در جهت :
الف – حمایت از هنرمندان نجف آباد
ب – گسترش زمینه های آموزش هنر درمیان جوانان و نوجوانان
ج – تشویق جوانا در جهت اقبال به مشاغل هنری و صنایع دستی
د – حمایت جدی از گسترش رشته های هنری که روبه فراموشی گذارده اند.
16-تبلیغات شهری و روابط عمومی شهرداری
بررسی طرح ها و لوایح در جهت :
الف – ساماندهی تبلیغات شهری (آموزشی ، تجارتی، انتخاباتی و ...)
ب – طرح های نوین تبلیغاتی در سطح شهرنجف آباد
ج – مطلع نمودن عموم مردم از آثار و نتایج طرح هاو پروژه های اجرا شده و ایجاد آمادگی ذهنی برای طرح ها و پروژه های آتی
د- استفاده از امکانات تبلیغی شهرداری در زمینه های فرهنگی ، آموزشی و اطلاع رسانی
17-امور ورزشی
بررسی لوایح و طرح هایی در جهت:
الف – حمایت ازبرنامه های ورزشی
ب – برنامه ریزی جهت پرکردن اوقات فراغت علاقمندان با امور ورزشی
ج – اهتمام به آموزش علمی رشته های مختلف ورزشی و آشنایی با محاسن و مضرات هر رشته .
د – توجه به ورزش همگانی
هـ- توسعه ورزش های رشته ای بصورت خیابانی
و – اختصاص قسمتی از ظرفیت موجود ورزشگاههای اختصاصی به بانوان و دانش آموزان
18-تاسیسات و مراکز ورزشی
بررسی لوایح و طرح هایی در جهت :
الف – هماهنگی با ادارات و سازمانهایی که مکان های ورزشی را در اختیار دارند به منظور استفاده بهینه از این مکان ها
ب – نظارت بر حسن توزیع این مکان ها د رسطح شهر
چ – پیش بینی مکان ها و مراکز ورزشی در طرح های گسترش شهر
د – پیش بینی محیط خاص ورزشی – تفریحی ویژه خواهران .

19-آموزش ضمن خدمت کارکنان شهرداری
برنامه ریزی در جهت :
الف - آموزش و اطلاع رسانی به کارکنان شهرداری در زمینه های تخصصی مربوطه
ب – ارتقاء کیفی کارمندان به وسیله آموزش شیوه های نوین اداری
ج-آموزش های کارکنان در زمینه های ایدئولوژیک ، اخلاقی و ...
20-امور ایثارگران و جانبازان
بررسی طرح ها و لوایحی در جهت :
الف – ایجاد تسهیلات به ایثار گران و جانبازان
ب – مطلع نمودن ایثارگران و جانبازان از قوانین مربوطه
ج – ایجاد تسهیلات ویژه جانبازان در موقع مراجعه به ادارات و مکان های عمومی مختلف در شهر
د – در نظر گرفتن مکان های تفریحی ، ورزشی جهت استفاده ایثارگران و جانبازان
21-امور بانوان
بررسی طرح و لوایحی در ارتباط با :
الف – امورات ورزشی , فرهنگی ، تفریحی و آموزشی بانوان است
ب – تشکیل انجمن های حمایت از بانوان در زمینه های حقوقی
ج – ایجاد مراکزی جهت پناهدهی موقت به بانوان نیازمند
22-اموراز کار افتادگان (سالمندان و معلولین جسمی)
بررسی لوایح و طرح هایی در جهت :
الف – توسعه مراکز متولی سالمندان
ب – ارزش نهادن و ایجاد تسهیلاتی جهت تشویق افراد به سرمایه گذاری د راین امر
23-مبارزه با مفاسداجتماعی
بررسی طرح ها و لوایحی درجهت :
الف – اشتغال جوانان به منظور پیشگیری از آلودگی به فساد
ب – تبلیغ و آموزش عمومی درجهت آگاهی همه جانبه از مضرات مواد مخدر
ج – جمع آوری متدکیان و معرفی نیازمندان واقعی به مراجع ذیصلاح
24-بررسی ابعاد فرهنگی ، اجتماعی طرحها، لوایح و پروژه هاو بررسی وضعیت تشکیلات
25-موجود که در زمینه های فرهنگی،اجتماعی فعالیت می کنند.
26-امورمربوط به نظافت شهر
27-امور مربوط به دفع و بازیافت زباله
28-امورمربوط به پارک سازی ، درخت کاری و فضای سبز
29-امور مربوط به تاسیسات آبیاری و حفاظت از مادی ها
30-امور مربوط به روشنایی معابر و تاسیسات شهری
31-امور مربوط به جشن و چراغانی و تزئینات شهری
32-امور مربوط به گورستانها و غسالخانه ها
33-اعلام نظردرمورد تعیین نام خیابانها، کوچه ها ، معابر و پل ها

[ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 ] [ 7:9 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

به تحقیق اصل مترقی وانسانی واگذاردن کار مردم بر مردم که عنوان دمکراسی می یابد ودر عمل مانع از شکل گیری استبداد و عاملی برای بهترین انتخاب جهت حل مشکلات می گردد نه دست آورد محض تمدن غرب است که بتوان آن راازآنجا که ما در طی حداقل صده گذشته از غرب متحمل خسارت هایی گردیده ایم ویا امروز در مظاهر زندگی اجتماعی این جوامع آثار برخی از نابهنجاری های ناشی از دوری از خرد جمعی به چشم می آید مذموم دانست و نه بهانه و مستمسکی محض برای راه انداختن بازی های سیاسی است که بتوان با این بهانه که ممکن است در پشت نقاب دفاع از واگذاردن کار مردم به مردم نیت های آلوده ای وجود داشته باشد مطالبه چنین حقی را مکتوم گذارد بلکه برون رفت از تنگناهای ناشی از استبداد در رای که به فرموده قرآن سرنوشت محتوم آن هلاکت است سیرورتی را ایجاد نموده که انسان در طی قرون متمادی وبا تحمل درد داغ ودرفش به ضرورت تحقق آن دست یافته است 
اما واقعیتی دردناک همیشه همراه این اصل بوده که نگذاشته تا انسان بتواند از ثمره آن بهره کافی ووافی را ببرد وآن واقعیت همانا گذر از استبداد فردی وغلطیدن به وادی استبداد گروهی وحزبی از طریق اعمال سلیقه وخواست گروهی وحزبی می باشدکه متاسفانه یکی از بارزترین نمونه های این تجربه وواقعیت تلخ در حوزه واگذاردن کار مردم به مردم در ایران ودر موضوع شوراهای اسلامی شهرها و روستاها نمود پیدا نموده است که برای آسیب شناسی این پدیده می خواهم به آنچه که همین امروز وتحت عنوان اختلاف شورا وشهرداری شهر زنجان عنوان یافته است اشاره ای بنمایم 
اما قبل از ورود در بحث اصلی لازم می دانم به این نکته اشارت داشته باشم که اگر به خود به عنوان شهروندی از استان زنجان حق می دهم که وارد مرافعه شورا وشهرداری شهر زنجان بشوم ازاین جهت است که تعالی مدیریت وسمت منفعت عمومی یابی رفتارهای رسمی در شهر زنجان می تواند بر کل روند توسعه استان موثر باشد ویا هرگونه اخلال در نظم وهارمونی فعالیت ها در آن شهر به صورت مستقیم می تواند کل استان را تحت تاثیر بگیرد واین به من حق می دهد که نظر و اعتقادم را منعکس دارم از سوی دیگر انذار دادن از ادامه راهی که می تواند مضر به منافع عمومی باشد وظیفه ای شرعی واخلاقی می باشد که خود را متعهدبدان می دانم
اما آنچه که از منظر نگاه من در کار شورای اسلامی شهر زنجان به عنوان یک ابهام واقع می شود آن است که گویا دوستان شورایی من نخواسته اند و یا میل به این نداشته اند که قبل از رسیدن به آخرین ابزار واداشتن شهردار به تبعیت از مصوبات شورا تمام راه های ممکن را مورد استفاده قرار دهند راه هایی چون بردن موضوع به شورای شهرستان زنجان ،ارائه مشکل به شورای عالی استان ،استفاده از معتمدان شهر واستان،ودر نهایت در خواست از استانداری وفرمانداری زنجان برای ورود به موضوع و حکمیت بین شورا وشهرداری
دوستان من در شورای اسلامی شهر زنجان می باید به این واقعیت توجه داشته باشند که اگر مولایمان علی (ع) مشورت گرفتن از اندیشه ورزان را مشارکت در عقل آنها می دانند وتوصیه بدان می کننداین تنها برای افراد نیست بلکه مجموعه هایی هم که به صورت گروهی کار تمشیت امور مردم را بر عهده دارند می باید در جایی که توان خود را برای حل مشکل محدود می یابنددست یاری به سوی دیگرانی که می توانند بدانها کمک فکری نماینددراز دارند تا مبادا با غلطیدن در وادی عمل به سلیقه و تعصب بر مشی حزبی وگروهی منافع عمومی وحرمت فرصت وامکانات را نگه ندارند.
من به ضرس قاطع بدوستان عزیزم در شورای شهر زنجان اعلان می دارم که استیضاح اگرچه ابزاری قانونی برای به تدبیر درآوردن امور است اما راه بن بستی می باشد که بیرون آمدن از آن دو امکان واحتمال بد را در منظر دید قرار می دهد اول 
ازاین جهت که گره به دندان باز شده رنجش آور است
ودوم آنکه 
استیضاح در هر حالت یک بازی دو سر باخت است که هم در حالت بازگشت و رضایت به جواب وابقای مسئول در کار روابط را چنان در هم وپیچیده می کند که نمی توان در زیر بلیط آن شرایط کار را به نحو احسن جلو برد ونه در حالت ابرام وادامه بر استیضاح وبرکناری دیگر سازمان ومجموعه می تواند نظم گذشته را داشته باشدوموقعیت موفقیت برای مدیر بعدی را فراهم آورد ازاین روست که گفته می شود در انتخابتان دقت نمایید تا مجبور نشوید که برای اصلاح آن به دوباره کاری ویا صرف هزینه های اصلاح تن دهید 
ادامه دارد

[ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 ] [ 12:55 بعد از ظهر ] [ حسن اسدی ]

اگر در کشورهای توسعه یافته حرفه خبرنگاری را از کارهای سخت و خطرناک می شناسند وبرای فعالان این عرصه امتیازات ویژه ای مد نظر قرار می دهند نه از برای آن است که مسئولان از خبرنگاران می ترسند و یا بصورت گسترده ای تزاحم مستمری بین دولت و خبرنگاران وجود دارد ویا اینکه خبرنگاران با حضور در میادین جنگ ودر مواجه با سازمان های غیر قانونی جان خود را به خطر می اندازند بلکه به خاطر آن است که خبرنگار به عنوان شهروندی دارای دغدغه با فرا گرفتن دانش ویژه ومهارت های خاص دیده بانی از روند اموری را بر عهده می گیرد که انجامشان می تواند دریچه ای از پیشرفت و رفاه را به سوی جامعه ومردمان باز نماید وبی توجهی بدان با ایجاد اخلال در نظم عمومی موجبات فقر و عقب ماندگی را فراهم نماید
ویا می توان گفت خبرنگار شهروندی است که می کوشد تا با زیر نظر گرفتن فعالیت هایی که جنبه عمومی وتاثیرات ماندگار وتاریخی دارد مانع از بروز انحراف و تحمیل هزینه های مربوط به دوباره کاری و اصلاح گردد
از سوی دیگر می توان کار خبرنگاری را به حلقه رابطی تفسیر نمود که اگر بدرستی شکل بگیرد می تواند باعث تقویت هم فهمی وهم افزایی در بین مردم و مردم با مسئولین گردد
اما زهی تاسف و تاثر که در کشورهای عقب مانده ویا در حال توسعه با تمام تبلیغاتی که در خصوص شناسایی ارزشمندی کار خبرنگاری از سوی مردم ومسئولان صورت می گیرد خبر نگار عنصر نامطلوبی شناخته می شود که اگر از شهر وکشور محل تولد وسکونت خود رانده شود مایه سعادت خواهد بود زیرا که در این گونه از کشورها اولا کار آموزش و تربیت خبرنگار به صورت سازمان یافته وجود ندارد دوما این گونه از کشورها اساسا نیازی به ایجاد ارتباط بین مردم ویا مردم ومسئولین احساس نمی کنند تا نیاز به این باشد که گروه های حرفه ای از خبرنگاران تربیت یابند وبرای انجام وظایف کاملا تعریف شده در این عرصه تحویل جامعه شوند ازاین روست که خبرنگار حرفه ای وجود ندارد وبه تبع آن انتظارات جامع و عالمانه ای از خبرنگاران شکل نمی گیرد 
اما هرچه هست خبرنگار دراین گونه از کشور ها که کشور ما ایران هم جزیی ازآنها شناخته می شود وجود دارد و فعالیت هایی در این حوزه صورت می گیرد که می شود بدان فعالیت خبرنگاری عنوان نهاد
پس حال که خبرنگار اگر چه خارج از قواعد متعارف جهانی در ایران هم وجود دارد وبه عنوان یک کار وحرفه شناخته می شود وروزی برای اینکه عنوان شود ما برای این کار ارزش و احترام قائلیم مشخص شده است آیا ضرورتی به این امر احساس نمی گردد که ببینیم دراین روز برای حرمت گذاردن بر یک سال فعالیت و شنیدن انتظارات ومطالبات خبرنگاران چه کار باید کرد؟ ویا ازآنجا که خبرنگاری وخبرنگاران خواسته وناخواسته به طفیلی مسئولان وقدرت مداران تبدیل شده اند روز خبرنگار هم در عمل به میدانی تبدیل می شود که در آن قدرت مداران ومسئولان انتظارات ومطالبات خود از خبرنگاران را مورد تاکید قرار دهند و تعمیق می نمایند؟
مسلم است که پاسخ این سئوال با عنایت به آنچه که در یکی دو روز گذشته ودر سطح کشور رخ داد ودر آن همه مسئولان سخنرانان جشن های روز خبرنگار بودند آسان خواهد بود وآن اینکه در روز خبرنگار هم خبرنگاران شنونده بودند شنونده حرف هایی که هیچ ارتباطی با روز خبرنگار نداشت و هیچ تاثیری در بهبود جایگاه ومنزلت خبرنگاری برجای نگذاشت.
براستی آنجا که رئیس جمهور،ریاست مجلس ،ریاست قوه قضاییه و استاندار و فرمانداران ومدیران ادارات ارشاد در سخنانی به تعیین حدود و تفسیر کیفیت کار وفعالیت خبرنگاران وسایر فعالان این حوزه اقدام می کنند آیا امکان آن بوجود می آید که خبرنگاران هم بتوانند بگویند که از همین مسئولان توقع وانتظار وتوقعشان چه می باشد وآنها چگونه می توانند به یاری حداقل در برطرف نمودن نیاز های صنفی خبرنگاران بیایند زیرا که در همه روز های سال همین مسئولان به نوعی انتظارات وحتی گلایه های خود را از خبرنگاران بیان می دارند وحتی آنها را برای تغییر در رویکردهای خود تحت فشار قرار می دهند
پس آیا روا نبوده ونیست که حداقل روز خبرنگار را به خود آنان واگذارند تا آنها هم در محضر مسئولان ارشد بگویند که چه کمبودهایی را در محیط کاری خود احساس می نمایند و یا چه نیازهایی را برای بهبود در انجام تعهدات حرفه ای خود احساس می نمایند که باید مطمع نظر مسئولان قرار گیرد و در برنامه ریزی آنها را لحاظ بکنند.
براستی مسئولی که در تمام عمر خود به اندازه یک پاراگراف مطلب خبری تهیه ننموده و یا ثانیه ای از دغدغه و تحقیر فعال مطبوعاتی توسط خود او ویا سایر مسئولان تجربه نکرده است چگونه به خود اجازه می دهد که در روز خبرنگار به جای گوش دادن به درد دل و خواست وانتظار خبرنگاران پشت میکروفون برود وبه تفسیر انتظارات خود از جامعه مطبوعاتی وتوصیف خبرنگاری که مطلوب طبع نازک پسندش می باشد بپردازد.
اگرچه که اگر از حق نگذریم همه این اجحاف در حق ما فعالان حوزه رسانه ناشی از ضعف فهم سازمان یافته و فعالیت صنفی واقع بینانه خودمان است من فعال حوزه رسانه ای که نمی دانم حداقل در روز خبرنگار این منم که باید حرف بزنم ومسئولان گوش دهند چون آنها یک سال حرف زده اند ومن گوش داده ام وخانه مطبوعاتی که نمی داند در برابر مسئولان باید با برنامه ریزی درست روز خبرنگاررا به میدانی برای ابراز وجود وبیان حقایق موجوددر فضای خبری وتنگناهای موجود در حوزه صنفی تبدیل نماید وبا بی برنامگی آن را فضایی برای سخنرانی مسئولان تبدیل می کند مسلم است که باید در عمل دنباله روی مطلق ومحض را بپذیرد وبپذیرم و اگر خواست وخواستم غیر ازآن باشد چون میدان را در خانه خود وا داده است ووا داده ام باید منتظر تحقیر،توهین وشکایت از جانب مسئولان باشد وباشم

[ یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ] [ 11:53 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

هیچ دانی که چیست دخل حرام
یا کدامست خرج نافرجام
به گدایی فراهم آوردن
پس به شوخی و معصیت خوردن
............................................
بی گمان داستان امروز ما مصداق روشن فرمایش سعدی بزرگ است زیرا که با برداشت لجام گسیخته از منابعی که نسل های آینده نیز در آنها سهمی دارند عملا به دخل حرامی دست می یابیم که فردا اگر توضیحی در خصوص آن از ما خواسته شود خواهیم ماند که چه پاسخی بدان بدهیم 
در رابطه با خرج هم اگر اندک توجهی به حتی وضعیت فرد فردمان بکنیم ملاحظه خواهیم نمود که از هیچ یک از هزینه هایی که انجام می دهیم نمی توانیم برداشت مناسب وروشنی داشته باشیم 
ویا به عبارتی کارمان این شده است که به هر بدبختی که شده اندک محصولی بدست می آوریم و به سادگی آب خوردن آن را از دست می دهیم 
وبه حق که درست گفت آن محقق اروپایی که پس از اقامتی بلند مدت در ایران زمانی که کار به ارائه تصویری روشن از وضعیت درآمد وهزینه ایرانیان پیش آمد عنوان نمود که آنها (ایرانیان )به سختی کار می کند و به زحمت درآمد بدست می آورند ولی به آسانی و بسیار غیر عاقلانه آن را از دست می دهند 
واین در عمل همان به معصیت خوردن است زیرا که امروزه در جوامع توسعه یافته به گونه ای کار برنامه ریزی برای دخل و خرج را تدارک می بینند که در آن بشود از یک محصول ویا منبعی طبیعی تنها برای تکمیل و یا استخراج مواد متعالی تر استفاده نمود در حالی که ما منطقمان در مصرف از منابع تنها وتنها نابود نمودن آن منابع صرفا در جهت پاسخ دادن به امیال و هوس های آنی وکوتاه مدت است

[ یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ] [ 11:52 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است
به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را
.................................................................
بدون تردید انسان تنها موجود از خود راضی می باشد که فکر می کند محور تمام مبادلاتزمین وآسمانهاست وازاین روست که تعدادی از این گونه از موجودات زمین وزمان را بهم می دوزند تا هرآنچه را که میل و هوای نفسانیشان مطالبه می نماید به هر قیمتی که شده است در الختیار بگیرند.
در حالی که اینگونه نیست بلکه فلسفه خلقت انسان برنامه محور وهدف مدار است واو می باید در مدار ومحور آن چه که برایش مقدر شده است و به حق در بهترین زمان ها وزیباترین وجوه ترسیم شده است عمل نماید

[ یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ] [ 11:50 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

آنکه هفت اقلیم عالم را نهاد
هر کسی را هر چه لایق بود داد
این که مسکینست اگر قادر شود
بس خیانتها کزو صادر شود
...........................................
بی گمان انتخاب محصول لیاقت است وآنکه نمی تواند با انتخابی خوب سرنوشت شفاف و زیبایی را برای خود تدارک ببیند ومستوجب تحمل شرایطی می شود که خون به دلش می سازد و دنیا را برابر چشمش تیره وتار می کند این از بی لیاقتی خود اوست 
اما در خصوص پای فشردن بر حفظ امانت باید بدین نکته توجه داشت که خیانت از محل نیازمندی وفقر بوجود می آید وازآنجا که فقر در دو حیطه فرهنگی و مادی است می توان این گونه استدلال نمود که آدم مسکین چه از نظر فکری در فقر باشد ویا از نظر مادی امکان خیانت برایش قابل تصور است مگر آنکه نیازمند اقتصادی ومادی بی نیاز فکری ویا مستغنی از فکر توان مند وعالمانه باشد 
پس آنکه فکر می کند که می تواند امانت دار خوبی برای مردم باشد باید در داشته های خود تامل داشته باشد تا ببیند که آیا با آنچه که بدان تکیه نموده است می تواند سره را از ناسره تشخیص دهد وبا دقت در حوزه مراقبت از چیزی که به امانت گرفته است آن را سالم به صاحب ومالک اصلیش باز گرداند 
ازسوی دیگر با نگاه به نحوه امانت داری ویا داوری که مردم در رابطه با نوع امانت داری فرد دارند می توان به سطح نیازمندی ویا بی نیازی فرد پی برد زیرا آنکه با تمام نیازمندی های مادی می تواند امانت دار خوبی در داشته های مادی مردم باشد ویا آنکه با تمام نیاز های معنوی وشخصیتی می تواند مانع از شکل گیری کیش شخصیت و بروز عوارض آن در خود گردد مسلم است که می تواند امانت دار خوبی برای مردم باشد 
اما آنکه با داشتن دنیای رنگارنگی از منابع مادی باز چشمش به چپاول داشته های دیگران است ویا آنکه با داشتن مدارج و مدارک بالای علمی وفهم دقیق موقعیت هم شان انسان باز دچار غرور و کیش شخصیت می شود او نیازمند است واین نیاز او را تحت فشار قرار می دهد که اگر فرصتی دست دهد خیانت نماید پس نباید به او اعتماد نمود بلکه بنا به فرمایش سعدی که می فرماید:
گربهٔ محروم اگر پر داشتی
تخم گنجشک از زمین برداشتی
مانع از پر گرفتن گربه دزده ای شد که اگر چنین شود نسل انسان را از روی زمین منقرض می نماید.

[ یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ] [ 11:49 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

اگر امروز گفته می شود که بزرگ وکوچکی در مناسبات ومراودات اجتماعی معلوم نمی شود ویا در یک اصطلاح بی ادبانه عنوان می شود که سگ صاحبش را نمی شناسد این گفته حکایت ازآن دارد که ما دچار نوعی بی انضباطی در امور وارکان ساختاری جامعه خود شده ایم که هر گونه بی توجهی به علل بروزو آثار آن می تواندتاثیرات بسیار عمیق ومخربی در ثبات داخلی وارتباط با محیط پیرامون کشور ما داشته باشد
برای فهم موضوعی آن چیزی که به ایجاز وایماء مورد اشاره قرار گرفت ابتدا می باید به ارائه تعریفی روشن از انضباط اقدام کنیم تا مشخص گردد که چگونه بی انضباطی باعث می شود که کوچک وبزرگی مشخص نشود ویه به عبارتی سگ صاحبش را نشناسد
در لغت نامه دهخدا 
انضباط را سامان گرفتن . بنوا شدن . خوب نگاهداشته شدن . نظم داشتن .
معنی نموده اند که اگر به هریک از مفاهیم مورد اشاره توجه شود نشانه ای از تکامل یافتگی می دهد که اگر در اجتماعی صورت تحقق به خود بگیرد می تواند بسیار دلگرم کننده وامید بخش باشد
اما باید به خاطر داشت که معانی چون سامان گرفتن . بنوا شدن . خوب نگاهداشته شدن . نظم داشتن به خودی خود عینیت نیافته وبه صفتی ممتاز برای جامعه ای تعبیر نمی گردند زیرا که بی انضباطی در محیطی خود را نمایان می سازد که در آن سیستم اجتماعی خود را مکلف وموظف به تحقق آن دانسته باشد و به نوعی آن را حکم بر روابط فرد با افراد وگروه های مختلف با همدیگر نموده باشدو یا به عبارت روشنتر تا زمانی که سیستم اجتماعی بقوت بدنبال تداوم در اموری باشد که موجبات شکل گیری این مولفه ها را فراهم می آورد مسلم است که هیچ احساس ویا تجربه ای از نابسامانی،بی نوایی،تخریب وبی نظمی در میان احاد مردم ودر روند اجرایی امور وسازمان های متولی آن ایجاد و احساس نمی گردد 
اما باید به خاطر داشت که گفتن ویا اشاره نمودن به سیستم اجتماعی به مفهوم واگذاردن همه امور یه حاکمیت و یا دولت نبوده ویا موید این نیست که بگوییم سیستم اجتماعی عینا همان حکمیت ویا دولت است ویا همه سیستم اجتماعی نمی تواند مستقردر درون حاکمیت ودولت باشد تا اگر اشاره ای به بی نظمی،نابسامانی،بدبختی و بی توجهی وتخریب شد انگشت اتهام متوجه حاکمیت ویا دولت گردد ویا حاکمیت ودولت این موضوع را به خود بگیرند وبه جهت ناراحت وعصبانی شدن از موضوع با گوینده ویا مطرح کننده مسئله برخورد نمایند
بلکه سیستم اجتماعی عبارت از مجموعه ای از عناصر تشکیل دهنده ساختار اجتماعی می باشد که با به اجرا گذاردن دقیق ومنظم نقش ها ومسئولیت هایی که بر عهده تک تک افراد،خانواده ها ،مجموعه های غیررسمی وکل مجموعه رسمی اعمال کننده تدبیر امور اجتماعی محول گردیده است واز طریق اجرای آنها موجب تعالی و پیشرفت کل اجتماع فراهم می آید تلاش می نماید که در میان همگنان وهم نوعان خود جایگاه پر اعتباری را ایجاد نماید 
پس می توان بی انضباطی را نوعی اخلال در بجا آوردن وظایفی که باعث تاخیر در دست یابی به موقعیت وجایگاه فرا دستی در میان همگنان می شود تلقی نمود که ممکن است این اخلال از سوی فردی،خانواده ای ،گروه های مختلفی از جامعه ویا حتی دولت وحاکمیت بروز یابد که برای مواجه وبرخورد با آن ضرورت ایجاب می کند که ریشه وبنیان آن شناسایی گردد تا با وارد نمودن آن به بازگشت ونظم پذیری اقرام نمود همچنان که دردرغیاث اللغات (آنندراج ) آمده است منضبط آن است که تن به نظم و انتظام و ترتیب و درستی کارها وامور بدهد و با هرج و مرج وگسیختگی در امور به مبارزه برخیزد.
هم چنین باید به خاطر داشت که انضباط یک مشخصه رفتاری وفرهنگی می باشد که اکتسابی شناخته شده و می توان آن را آموزش داد ازاین روی باید پذیرفت که تحت نظم درآوردن وحفظ انضباط به دو مولفه مهم ساختاری یعنی تولید فکر علمی ونوین ودر منظر دیگر به نظارت و موشکافی دقیق فردی واجتماعی مستمر وهمه جانبه نیاز می باشد که این دو مولفه ساختاری را می باید از زمان حضور کودک در خانواده و ضرورت نظارت و پیگیری امور آن از طریق این رکن اساسی بکار گرفت زیرا کودکی که در خانواده ای آشنا یه ضرورت های تغییر و تلاش برای به روز نمودن روند فعالیت های متولد می شود وتاثیر آن را در تعالی مادی ومعنوی خانواده وخود تجربه می کند وهمچنین کودکی که نظارت خانواده را در لحظه لحظه حیات خود زنده وموثر می یابد وبه این نتیجه می رسد که پیشرفت وموفقیتش برای اعضاء خانواده مهم است بسیار راحتر از کودکی که در خانواده ای بی سامان متولد می گردد واز به روز نمودن دانش خانواده ونظارت جدی وبا برنامه آن بی بهره است می تواند خود را با تغییرات اجتماعی همساز نماید و به نقش هایی که به او واگذار می شود تن می دهد
پس به جرات می توان ادعا نمود که در اجتماعی که برای فکر علمی و به روز اعتبار وارزشی قایل نیستند ویا شوربختانه به مبارزه ومقابله با آن می پردازد تا جایی که مولد فکر را دشمن تلقی می کند
وهمچنین در جامعه ای که برای نظارت بر روند کلی امور از فردی، گروهی ورسمی وغیر رسمی بهایی قایل نیستند و حتی آن را که با ابراز دغدغه های انسانی خود به فریاد برمی آیند وعنوان می دارند که تا به انضباط نرسیم یافتن راه توسعه ودرست راه رفتن درآن ممکن نخواهد بود مخل و مانعی در مسیر اتحاد واتفاق جامعه می نامند هیچ امکان وفرصتی برای دست یابی به توسعه فراهم نمی آید
زیرا که با بی سامانی،بدبختی حاصل از اجحاف وظلم ،بی توجهی در مراقبت ومحافظت از امکانات ودر نهایت بی نظمی های مکرر و محاط بر جامعه نمی توان هدفی را برای پیشرفت مشخص نمود و با تعریف روشن از راه های دست یابی بدان و تعریف روشن از وظایفی که فرد،گروه های اجتماعی وحتی حاکمیت ودولت باید بر دوش بگیرند انتظام واقعی را بر روند جاری امور حاکم ساخت
ادامه دارد

[ یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ] [ 11:49 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

دور است سر آب از این بادیه هش دار
تا غول بیابان نفریبد به سرابت
...................................................
درست است که فرهنگ عمومی ما به اندازه ای پرتوان وقوی می باشد که می تواند مانع از هر انحراف واشنباهی گردد اما باید بخاطر داشت که دشمنان این ملک وملت در اقدام برای پوشاندن ظرفیت ها وتوان مندی های این ابزار بسیار قوی آنهم با استفاده از ترویج وبکار گیری جهل وناآگاهی بیکار ننشسته اند ودر هر زمانی بتناسب اشتیاقی که در مردم زمینه های آن را می یابند سعی می نمایند که سم خرافه پرستی و جهل نسبت به محتوای فرهنگی جامعه را در گوشت و پوست آنان تزریق نمایند تا بلکه ازاین طریق بتوانند مانع از حرکت مردم به سوی بهره برداری از ظرفیت های تام وتمام این ملک وملت گردند هرچند که پس از مدتی همه این ترفندها به سوی خودشان باز می گردد اما متاسفانه همان مدت کوتاه تاریخی هم می تواند زخم هایی را بر پیکره این خاک پر گهر وارد نماید که التیام بخشیدن بدان چندان آسان نخواهد بود

[ یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ] [ 11:48 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

غم نه بر دل که گر نهی بر کوه
کوه گردد ز بار غصه ستوه
جان شیرین که رنج کش باشد
تن مسکین چگونه خوش باشد؟
.......................................................
نمی توانم باور کنم که فردی غم و فضای آغشته به غم را دوست داشته باشد ویا نمی توانم بپذیرم که خداوند غم را برای انسان خلق نموده باشد چونکه خداوند بیان داشته که انسان را در بهترین زمان ها خلق نموده است وغم بدلیل تاثیر در توان شناخت انسان وکاهش آن مانع ازآن می شود که انسان بتواند از موقعیت خود که در محضر خداوند بهترین زمان هاست بدرک کاملی برسد تا ازآن در جریان حرکت به وضعیتی مطلوب بهره ببرد 
پس اگر غم برای انسان نیست ویا خداوند دوست ندارد که چهره بنده خود را با غم آمیخته بیابد چرا غم وضعیت غالب بر تمام حالات انسان است و چرا به نوعی شرایط رقم می خورد که در اثر آن فرد نمی تواند ارتباط مناسبی بین خود و موقعیت مطلوبی که باید داشته باشد رابطه برقرار نماید ؟
پاسخ به این سئوال چندان سخت نمی باشد زیرا که اگر به ریشه یابی غم اقدام کنیم آن را حالتی منتشر شونده از سوی دیگران خواهیم یافت ویا حالتی می باشد که در تنهایی برای آدمی رخ نمی دهد بلکه اتفاقی می باشد که در پیدایشش ارتباط با دیگران نقش محوری بر عهده می گیرد پس اگر خواهان شناسایی علت پیدایش غم و حزن در تمام وجوه خود هستیم باید برگردیم و ببینیم که چرا در ارتباط با دیگران اتفاقی حادث می شود که در اثرآن مغموم می گردیم و نمی توانیم از بودن با آنها لذت بریم ویا خوشحال گردیم تا با برطرف نمودن آن بتوانیم از زندگی لذت ببریم 
هرچند که ممکن است مقصر وعامل ایجاد غم خودمان وخواسته های گسترش یابنده ما باشد

[ یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ] [ 11:47 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

چند روزی را مهمان مردمان خوب خطه شمال کشورمان بودم وجای شما خالی بر خلاف سالیان گذشته که خودم را در گیر غم ودرد مردمان و به تبع آن خودم می نمودم این بار خودم را به بی خیالی زدم تا به قولی لذت ببرم اما در شهر زیبای رامسر که از دوران کودکی علاقه واشتیاق خاصی به این شهر دارم با موضوعی جالب ودر نوع خود بی همتا مواجه شدم که حیفم آمد شما دوستانم را از شنیدن ویا در جریان آن قرار گرفتن محروم سازم وآن اینکه
همانگونه که می دانید دست هایی دراین کشور دست اندرکار است که ن تا توان داشته باشد می خواهد ونمی گذارد تا مردم از هدفی که داشته اند ویا اقدامی که کرده اند ویا از حتی حداقل هایی که در اختیار دارند لذت ببرند ویا فکر می کنند که اگر بگذارند تا مردم لذت ببرند نوعی مشارکت در گناه داشته اند وازاین روست که به هر نحوی که شده تلاش می کنند تا با دق مرگ نمودن مردم خودشان را به نوعی شریک گناه لذت بردن مردم نکنند
مثلا در شمال با عنایت به اینکه دریایی بدان عظمت وجود دارد وخدا آن را ساخته تا انسان با تن زدن به آب ازآن لذت ببرد و پیامبر گرامی هم دستور آموزش شنا را به عنوان یک ورزش صادر نموده عده ای فکر می کنند که دریا مظهر گناه است وکسی که با دریا هم آغوشی نماید گویی که منکری را انجام داده که در حرم آتش غضب خداوند ازاین گناه همه جهانیان در آتش خواهند سوخت از این روست که به لطایف الحیل موانعی را برای ممانعت از شنا ایجاد نموده اند 
اما چیزی که من دیدم تصمیم ویا مدیریتی بود که انجام وطراحی آن حتی به مغز جن هم نمی رسید و خودم من هم بعد ازآنکه با دوستانی هم صحبت شدم تا حدودی توانستم متوجه واقعیت شوم 
داستان ازاین قرار است که در منطقه میدان رجایی شهر رامسر که تا حدودی خارج از شهر است ساحل دریا برای شنا نمودن بسیار زیبا وتمیز است و در حدود چهار ویا پنج سالی که من وخانواده درآنجا ودر خانه دوستی ساکن می شویم شنا دایر بود وما لذت کاملی ازآن می بردیم ودر همه ایام شاهد بودم که مورد اقبال گسترده خود مردم شهر هم بود 
اما امسال دوستان آمده بودند و با کشیدن دیوار های پارچهای به نوعی سالم سازی را راه انداخته بودند که من با مشاهده آن تازه خوشحالم شدم چون می شد راحتتر شنا نمود اما در اولین نگاه مخصوصا در جایی که قرار بود مردان شنا بکنند ودر سایر قسمت ها مخصوصا مناطقی که سال های قبل برای شنا آزاد بود وامسال شنا ممنوع شده بود متوجه می شدی که مردم نمی خواهند ویا ترس ووحشت دارند که در آب بروند وهرکسی که در آب می رفت زود بیرون می آمد 
من از یکی از دوستان علت را جویا شدم اما متوجه موضوع نشدم وچون خودم داخل آب رفتم دیم که بابا چقدر این مدیران ما در فکر مردمند وتلاش دارند که آنها وارد گناه نشوند زیرا جایی را که برای شنا انتخاب نموده بودند پر از سنگ وتخته سنگ مخصوصا از نوع خاره آن بود وچون پا روی آنها می گذاشتی احساس می کردی که روی میخ ویا شیشه پا می گذاری و مجبور می شدی که با دست وپای خونین بیرون بیایی
با این راهی که عزیزان مسئول در نظر گرفته اند آیا نباید به هنرشان آفرین ومرحبا فرستاد خوب اونهاگفته اند که بروید وشنا کنید حال اگر نمی توانید دیگه مشکل خود شماست 
براستی این چه نوع از مدیریت است که می گردد تا با قرار دادن مردم در مقابل مشکلات ازاین که مردم نتوانند لذت ببرند خوشحال گردد
آقای شهردار و یا فرماندار رامسر شما به منطقه مورد اشاره بروید و با رفتن بدریا ببنید که می توانید پا روی زمین بگذارید چه برسد به اینکه شنا بکنید وآنگاه از دست اندرکاران طرح سالم سازی بپرسید که چرا با مردم واحساسات آنان بازی می کنند 
جناب فرماندار محترم رامسر من به عنوان یک مهمان که نتوانستم در زیر بلیط مدیریتی شما بدریا بروم اعتقادم به این است که ابتدا مسئولان سالم سازی را به پیش متخصصان بفرستید تا میزان سلامتشان ارزیابی گردد وآنگاه اجازه بدهید که چنین افرادی برای مردم تصمیم بگیرند

[ یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ] [ 11:46 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]

در طول سی واندی سال که کار وفعالیت فرهنگی را دغدغه ای برای خود ساخته ام هنوز تجربه نکرده ام مدیری ویا متولی امور فرهنگی را که اگر جرات رویارویی با کانون های قدرت را ندارد حداقل ظرافت فراخواندن فعالی که فعالیتش موجبات ایجاد سئوال ومواخذه از مدیر ذیربط را فراهم می کند داشته باشد ودر زمینه چگونگی فعالیت هایی که چالش ایجاد نکند توضیحاتی بدهد ویا شور ومشورتی صورت گیرد تا از تبعات یک فعالیت چالش زا کاسته شود ویاآثار زیانبار آن تحت مدیریت درآید
وفرقی هم نمی کند که این مدیر اصول گرا باشد ویا اصلاح طلب اگرچه که اگر از حق نگذریم مدیران اصول گرا پر جراتتر از مدیران اصلاح طلب بوده اند و اگر کار حمایت از فعالان حوزه کاری خود را جدی نمی گرفته اند ویا در مقابل فشار ها کوتاه می آمده اند حداقل به صراحت به آدمی می گفتند که اگر به بازی گرفته نمی شوند ویا حتی به مجالس ومراسم های مختلف دعوت نمی شوند این ازآن جهت است که دستور گرفته اند که دعوت نکنند و یا اینگونه صلاح دانسته شده است که دعوت نگردند.
حتما این ابهام برایتان بوجود آمده که من عادت به چنین شرایطی را در خودم ایجاد نکرده ام ویا کم طاقتم ویا کشته و مرده دعوت به مراسم ها و جلساتم 
نه باور بفرمایید که هیچ کدام ازآنها نیست زیرا که در طی این سی واندی سال وبا عنایت به این موضوع که کمتر روزی بوده که نوشته منتشر شده ای نداشته باشم ودر اکثریت قریب به اتفاق روزها حتی چند نوشته را منتشر ساخته ام هیچگاه کسی را ندیده ام ویا حتی از کسی نشنیده ام که با مخاطب قرار دادن من بگوید که این نوشته ام این اشکال را داشته است حتما خواهید گفته که چه بسی که نوشته هایت را نخوانده اند که دراین صورت باید بپرسم که اگر نخوانده اند پس علت این همه ناراحتی و واکنش های بعضا نامتعارف از چه بوده است؟ 
ویا اینکه اساسا حوصله ویا وقت رفتن به چنان جلساتی را ندارم زیرا که همه جلسات را بی معنی و نوعی وقت کشی تلقی می کنم که بنا بر سیاست باری به هر جهت وبرای پر کردن تقویم سالیانه فعالیت و مدیریت برگزار می شوند.
از سوی دیگزمن مطمئنم که نوشته های مرا نه یک بار بلکه چند بار می خوانند نه اینکه چیزی ازش یاد بگیرند و به ضعف وکاستی در حوزه مدیریت پی ببرند واز طریق آن به برطرف نمودن معایب اقدام کنند بلکه ریز ریزش می کنند تا کزکی بدست آورند و در محافل ومجامع خودشان ازآن برای کوبیدن من واثبات پس زمینه های منفی ذهنشان بهره ببرند ویا آن را وسیله ای بکنند واز مدیران ذیربط بخواهند که با من ارتباط نداشته باشند واین سمبه را تا جایی پر زور بکنند که مدیر فرهنگ وارشاد اسلامی به اصطلاح اصلاح طلب ابهر و تحت حمایت جدی ومستقیم مدیر کل اصلاح طلب استان که برای سر کار آوردنش ماهها کشمکش وجود داشت در اعتراض وانتقاد ازاینکه چرا مرا به جلسه ویا محفلی دعوت نکرده اند عنوان بدارند که چه بهتر که ایشان نباشند، نیایند ویا حتی جلسه را ترک کنند زیرا که نسبت به ایشان حساسیت وجود دارد واز من هم در زمینه ایشان استعلام شده است !!!
گویا ایشان نمی دانند و نمی خواهند بدانند که همین چند صباح پیشتر مدیر منتسب به اصول گرایان که الحق والانصاف بسیار از خود ایشان کوشاتر ومدیرتر بود هم همین حرف را می زد وبا همین بهانه هر گونه نقد واعتراض نسبت به بی توجهی به مرا توجیه می نمود ویا به عبارتی با این نوع موضع گیری پس این همه هزینه برای تغییر از برای چه بود فقط برای این که مدیر اصول گرا برود واصلاح طلب بیاید؟
جناب مدیر محترم من انتظار ندارم شما اداره و مدیریت برآن را فدای کشمکش ودفاع از من بنمایید زیرا که اگر چنین بکنید من از شما انتقاد خواهم کرد که چرا مدیریت و فرصت تمشیت امور را فدای دفاع از من کرده ای اما انتظار این را هم ندارم که محض یک استعلام کاملا قانونی که اگر من هم بودم همان را انجام می دادم تا بدانم در زیر بلیط مدیریتی من اگر نشستی و یا جلسه ای بر گزار می شود آیا این نشست وجلسه دارای مجوز وشناسنامه هست ویا نه شما را چنان دچار وحشت بنماید که فراموش کنید فعالان در همان نشست ها زیر بلیط مدیریتی اداره شما ودر مسجدی با مسئولیت مستقیم شما فعالیت دارند وجز اولین گروه هایی بودند که به خدمت شما آمدند و تحویل مدیریت را به شما تبریک گفتند و شما با صراحت و گلویی کاملا تمیز شده که روشنی کلمات از آن متبادر می شد عنوان نمودید که کانون فرهنگی امام حسین(س) مسجد باب الحوایج باید رهبری ومدیریت کانون های دیگر شهر را هم بر عهده بگیرد تا فعالیت های سازمان یافته برای تولید فکر مسئولانه افزایش پیدا کند سزاوار نبود که بنویسید من تازه آمده ام واز کم وکیف جریانات خبری ندارم
دوست من جناب مدیر فرهنگ وارشاد شهز محبوبم ابهر 
شما بر مبنای وظیفه ومسئولیتی که بر عهده دارید در برخورد ویا در ارتباط با فردی چون من باید یکی از دو شیوه مدیریتی را در پیش بگیرید وآن اینکه
1- اگر کار وفعالیت مرا فرهنگی ودر زیر بلیط برنامه های خودتان و اداره متبوعه می دانید پس دیگر نیازی به رمل واسطرلاب نیست و بیان جملاتی چون بهتر است که برود ویا اگر نیاید بهتر است چون حساسیت دارند کار وموضع درست مدیریتی نیست ووظیفه دارید که از کار وفعالیت من در هر جایی ودر نزد هرکسی دفاع وحمایت کنید 
2- اگر کار وفعالیت مرا درست نمی دانید ویا مراجعی این عنوان را به شما منتقل نموده اند که کارم در قالب فرهنگ رسمی و تقویم شده اداره فرهنگ نیست پس وظیفه شما ارشاد وباز گرداندن من به فعالیت در قالب و قاعده قانونی کار است پس ازوظیفه خود طفره نروید و با فراخواندن من اقدامات لازمه را بکار گیرید!!!
وگرنه گرفتن مواضع انفعالی وایراد جملات مبهم نه مشکلی از شما را حل می کند ونه مرا می تواند وادار به سکوت وانفعال نماید.

[ شنبه یازدهم مرداد 1393 ] [ 10:14 قبل از ظهر ] [ حسن اسدی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات وب
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

"رنگ وابزار اسدی شناط میدان آزادی" "نصب دوربین های مدار بسته عسگری شناط روبروی درمانگاه بیست و دوبهمن" "پارچه سرای اطلس شناط میدان آزادی ابتدای خیابان سپاه" "کبابی گلچین شناط میدان آزادی" "فروشگاه لوله و اتصالات برادران علیمردانی شناط میدان آزادی"