خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ


منطقه ی شناط و وجه تسمیه ی آن

 

خطه ی شناط در 49درجه،13دقیقه ی طول شرقی و36درجه،9دقیقه عرض شمالی از نصف النهارگرینویچ در استان زنجان قرار دارد.این منطقه با دشتهای حاصلخیز و باغات انگوری و مزارع سرسبز و قنات های پر آب و چشمه های زلال، (که امروزه همگی خشک شده و جز نام چیزی از آنها باقی نمانده)از جنوب به شهر ابهر،از شرق به شریف آباد،ازغرب به شهر خرمدره و از شمال به روستاهای اسد آباد،قارلوق،باریک آب وخلج محدود است.

جاده ی تهران- تبریز، راه آهن شمال غرب،اتوبان قزوین- زنجان و(جاده ی قاقازان وآرا جاده بعنوان قدیمی ترین راههای این خطه)از قسمت شمال وبین اراضی شناط عبور کرده است. عمود واقع شدن جاده ی زاجکان بر این دو جاده ی قدیمی علا وه براینکه باعث شده است بسیاری از راههای روستایی شمال شناط به هم متصل شوند بلکه امکان دسترسی آسان مسافران به جاده ی قزوین- رشت را نیز میسر ساخته است...

بر نام شناط سه وجه تسمیه مذکور است:

الف. چینات-این اصطلاح ،مرکب از دو کلمه ی ترکی چینه (به معنی دیوار)و آت(به معنی اسب)می باشد.گویند روزی یکی از خوانین منطقه سوار بر اسبی زیبا ، با ادوات گران قیمت ،شلاق به دست در یکی از کوچه باغهای آن در حال عبور بوده است. از قضای روزگار سیدی جلیل القدر این منظره را مشاهده کرده فخر او را بر نمی تابد.

وی از زمین ماری را بعنوان شلاق برگرفته ، بر دیوار کوچه باغ سوار می شد شلاق (مار) بر دیوارزده دیوار حرکت می کند.از آن زمان به بعد این منطقه به چینه آت  مشهور می گردد.به مرور زمان این عبارت مخفف شده و امروزه چنات تلفظ می شود.

ب:شُل لات- (شُلات) شل به معنی آبکی و لات به معنای گِل با این توضیح که لات کلمه ی ترکی است. اگرتا سی چهل سال پیش از خیابان اصلی شناط که کوچه مانند بود گذر می کردید از دو طرف -آن همینطور آب بود که سرازیر می شد.جوشش آب از زمین ،اطراف این خیابان کم عرض و باریک را باتلاق گونه کرده بود به طوریکه در بعضی ازمناطق از جمله در محل فعلي درمانگاه 22بهمن شناط تا نزدیکی میدان آزادی برکه های کوچکی که زیستگاه قورباغه ها به حساب می آمد، بوجود آمده بود(آن زمان  به این منطقه قورباغالوخ می گفتند).

به همین دلیل به این منطقه شُل آت اطلاق شده بود.به مرور زمان این کلمه ی مرکب خلاصه گردیده به شُلات ،شُناط و امروزه به شِناط مبدل شده است.

ج-جنت آباد.این اصطلاح نیز نام دیگری میباشد که به این منطقه اطلاق شده است.دشت های حاصلخیز و سرسبز،باغهای پربار و زیبای این منطقه به برکت قنات ها (کاریزها) و چشمه های پر آبی بوده که از دل زمین می جوشیده و به آن طراوت و سرسبزی خاصی می بخشیده است که متاسفانه رویکرد منفی علم و تکنولوژی از قبیل حفر چاههای عمیق در بالا دست این قناتهااز یک سو و گرم شدن آب وهوا وکاهش بی سابقه ی بارندگی (برف و باران)از سوی دیگر باعث شده است تا در چند دهه ی اخیر تقریباً همه ی قناتهای پرآب این منطقه خشک شده جز نام چیزی از آنها در اذهان نمانده باشد.

نیک می دانیم نام این قناتها برای جوانان امروزی کاملاً ناآشنا و بی معنی است لذا در تلاشیم با مرور نام این قناتها از طرف غرب به شرق منطقه،ضمن معرفی آنها به نسل جوان، یاد و خاطره ی خوش جنت آباد را به شکل مطلوبی در اذهان نسل قدیم تداعی کنیم.

1- حسنعلی کریزی.(کاریز حاج حسنعلی).غربی ترین کاریز منطقه ی شناط به حساب می آید.  انگور،سیب،زردآلو،بادام و گردو از عمده ترین محصولات این منطقه می باشد.

2-خدافرین.(کاریز خدا آفرین)این کاریز که به پر آبی مشهور بوده دشت های چیزگار و باغات رز را مشروب می کرده است. بزرگترها با آوردن این مَثل که هفت شتر با بارش در کاریز خدا آفرین فرو رفته و پیدا نشده است بر پر آبی آن صحه می گذاشتند.

3-پیش نَوَرّیک.(قنات پیشین مرگ)و قنات امام جمعه که باغاتی بدین نام را سیراب می ساخت.این منطقه در موقعیت جغرافیایی خاصی قرار دارد بطوریکه به هنگام تغییرات ناگهانی آب و هوایی(برودت هوا)اولین قناتی است که محصولات آن دچار آسیب جدی می شود. به همین دلیل اصطلاح پیشین مرگ به آن اطلاق شده است.

4-گیل لوخ.(قنات گیل لوق یا چنات آو)که دشتهای شناط آو را طراوت می بخشید.اطراف این قنات محل بسیار زیبایی بود که بستر ماسه ای و آب زلال آن بيشتر اهالي را بر مي انگيخت تا در روزهای گرم تابستان پس از بار گذاشتن دیزی و چایی مخصوص در اجاق های کلوخی ،ضمن شست و شوی لحاف تشک، جاجیم وفرش، روز پر خاطره و به یاد ماندنی را در دفتر خاطرات زندگی خود به ثبت برساند.

5-خینگ اُو.اگر از خیابان اصلی شناط (خ دکتر بهشتی)به طرف شرق حرکت کنیم به قناتی می رسیم که به دلیل خنک بودن آب اش به خنک آو معروف است.نام دیگری که به این قنات اطلاق شده خونین آب است.

گویند کشاورزی درحال آبیاری متوجه می شود ناگهان آب قطع شده است.وی در سر منشاء قنات فردی را مشاهده میکند که پا در آب نهاده و مانع جريان آب می شود. از او می خواهد پا از آب بیرون آورد تا آب مجدداًجريان پيدا کند.با برداشتن پا  دوباره آب جاری می گردد.این کار چندین بار تکرار می شود تا اینکه کشاورز عنان اختيار از کف داده او را با بیل می کُشد و آب خونین می شود.از آن زمان به بعد این قنات به خونین آب معروف می شود.لازم به يادآوريست مکانی به نام ( طاهار خندقی ) در اين منطقه محل شنای جوانان شناط آنروز به شمار می رفته است. این قنات مزارعی به همین نام را پردیس گونه می کرد. لوبیا،سیب زمینی، پیاز، چغندر ، هويج ، خیار،کمپوزه وطالبی از جمله محصولات این مزارع بود ونغمه ی پرندگان و بلدرچین ها در گندم زارها و یونجه زارها ی این منطقه بسیار شنیدنی بود.

6- صادق گلی ،قنات گلی، قنات پاشاکهریزو گشنیز گلی با سیراب کردن بخش عمده ای از باغهای شرق شناط ، آنرا بهشت گونه کرده بود. انگورو کشمش این باغات در کنار زردآلو،بادام و گردو شهره ی عام وخاص است.

7-قنات داش گل دیگر قنات جاری در منطقه بود که باغات دیگری را حیات نو می بخشید.این قنات تفرجگاه بسیار زیبایی بود که اهل طبیعت بارفتن به این مکان ضمن زدودن غم از دلها ،با طبیعت انسی دوباره می گرفتند.

8-در کنار این قناتها چشمه های زیادی هم در دل دشتهای شناط جوشان بودند که می توان به قاباخ گل،قارا گل،بالا گل، غاز گلی، دره گلی،ازنولوبلاغی،جیران بلاغی،صغری بلاغی، سلطان بلاغی و(قرخ بلاغ که دشتهای مُنون در بین شناط و شریف آباد را آبیاری می کرد) اشاره کرد.

9-ناگفته نماند دشت ها و باغها ی زیبای آبین،چالانجوب،خانان،آبسور، نعمت آلان و نو که با برداشت آب از ابهر رود بر سرسبزی منطقه ی شناط افزوده و محصولات متنوعی را به ما ارزانی می داشت.جالب توجه این که آبین ، دشت مصفا و پر آبی بوده که اگرکسی در آن جا ملکی داشت در خواستگاری دختران ،گوی سبقت را از دیگران می ربود...

آیا با وجود این همه نعمت الهی ، رود ها وقنات ها و چشمه های جاری و زلال ،باغهای تاک،درختان پر میوه و دشتهای پر گل و زیبا نامی جزء جنت آباد زیبند ه ی آن است؟ اگر غیر از این باشد واقعاً ناشکری است.

 

 

تهیه و تدوین : ابراهیم عسگری


آقای حاج شعبان ربی

مدير مسوول نشريه ی ندای ابهر

متولد چهارم خرداد سال يکهزارو سيصدو چهل

 

تحصيلات ابتدائی را در دبستان کمالی و تحصيلات راهنمايی را در مدرسه رازی شناط به پايان برد. او بعد از گذراندن دو سال اول متوسطه ، وارد دانشسرای مقدماتی زنجان شده پس از اخذ مدرک ديـپلم در سال1358، به استخدام آموزش و پرروش در آمد. آقای ربی پس از دو مرحله حضور در جبهه های نبرد ( مهرماه 59 کردستان) و( آذر ماه 62 مريوان و جنوب ) که منجر به زخمی شدنشان نيز گشت، اسفند ماه 62 به اسارت نيروهای عراقی درآمد. نامبرده پس از تحمل هفت سال و شش ماه اسارت و رنجهای اين دوران ، مهرماه 69 در ميان استقبال گرم و به ياد ماندنی  مردم منطقه سرافرازانه به ميهن خويش بازگشت. سال 1372 در دانشگاه آزاد ابهر به ادامه ی تحصيل پرداخته با مدرک ليسانس راهنمايی و مشاوره فارغ التحصيل شد. وی بعد از 29 سال خدمت ( با احتساب طول مدت اسارت) در مهرماه 1387 از آموزش و پرورش بازنشسته شد.  علاقه مندی به انجام فعاليت در حوزه ی مطبوعات موجب گرديد در سال 1371  مجوز انتشار هفته نامه ی ندای ابهر را از اداره ی کل ارشاد زنجان درخواست نمايد. تلاشهای پی گير و مستمر باعث شد تا در سال 1380 مجوز چاپ و انتشار اين نشريه به نامشان صادر گردد . نشريه ی وزين ندای ابهر از همان ابتدا با هدف انعکاس اخبار، مسائل و مشکلات  ( فرهنگی ، اجتماعی ، سياسی و اقتصادی) منطقه کار خودرا آغاز نمود و اين روند که تاکنون بيش از 360 شماره از آن به چاپ رسيده همنچنان ادامه دارد و  انتشار اين هفته نامه با تيراژ بيش از2000در هفته ميتواند گواهی بر اين ادعا باشد .

مدير آموزگاری، انجام وظيفه ی سه ساله بعنوان معلم راهنما، معاونت دبستان شهيد فرهاد معصومی، عهدداری دو ساله ی مسئوليت مقطع ابتدائی و کودکستان اداره ی آموزش و پرورش، عضويت دو ساله در انجمن اسلامی معلمان، عضويت در هسته ی مشاوره ی اداره و انجام وظيفه بعنوان مدرس آموزش خانواده از اهم فعاليت های  آموزشی و عهده داری مسئوليت بازرسی نانوايان ، شرکت دو دوره در رقابت های انتخابات مجلس شورای اسلامی ، عهده داری چهار ساله ی مسئوليت ستاد آزادگان  ابهر ، عضويت در ستاد احياء زکات ، عضويت در  شورای مرکزی بسيج اقتصادی  شهرستان و عضويت دو دوره ی متوالی  در شورای اسلامی  شهر ابهر و انجام وظيفه ی دو سال آخر دوره ی دوم به عنوان رياست شورا  از اهم  فعاليت های  اجتماعی  اين معلم  پر تلاش و دلسوز به شمار می رود .

 

 

 

آقای حکمت الله آدرم

مدير مسوول نشريه ی ابرچای

متولد يکم  مهرماه سال يکهزار و سيصد و چهل و نه

 

تحصيلات ابتدائی را در دبستان کمالی شروع ودر دبستان شهيد معصومی به پايان برد.پس از گذراندن مقطع راهنمائی در مدرسه ی رازی، مدرک ديپلم خودرا در رشته ی رياضی وفيزيک از دبيرستان دکتر شريعتی ابهر اخذ نمود.

در سال 1368 وارد دانشگاه تبريز شده ، در رشته ی مهندسی برق الکترونيک باکسب رتبه ی اول مدرک ليسانس دريافت کرد .همزمان با انجام خدمت سربازی در صنايع الکترونيک شيراز ، در رشته ی الکترونيک ديجيتال دانشگاه صنعتی شريف  پذيرفته شده ، در نهايت با انجام پروژه ی رمز نگاری اطلاعات برای پژوهشگاه الکترونيک ،با مدرك فوق ليسانس از دانشگاه مذکور فارغ التحصيل شد.از سال 1375دوره ی نظام وظيفه را در دانشگاه آزاد ابهر بعنوان مدرس ومديريت گروه کامپيوتر شروع نمود بطوريکه اين همکاری بعد از پايان دوره ی نظام وظيفه نيز ادامه پيدا کرد و ايشان علاوه بر کارتدريس به عضويت هيئت علمی اين دانشگاه درآمد واين روند تا کنون ادامه دارد . مهندس آدرم از سال 75 فعاليتهای صنعتی ، طراحی و ساخت تابلوهای کنترل ، نصب و راه اندازی ماشين آلات صنعتی و ساخت انواع سيستم ها وبردهای الکترونيکی را در کارخانه ی سيم و کابل ابهر شروع کرد .

کسب موفقيت در انجام اين پروژه ها ضمن صحه گذاشتن بر توانمنديهای اين مهندس جوان ، زمينه را برای انجام ماموريتهای خارج از کشور از جمله آلمان ، ايتاليا ، دانمارک و فنلاند فراهم نمود .آقای آدرم بهمن ماه 1377در انتخابات اولين دوره ی شورای اسلامی شهر ابهر شرکت نموده ، به عنوان چهارمين عضو اين تشکيلات انتخاب و به مدت چهار سال انجام وظيفه نمود.علاقه مندی ايشان به انجام فعاليتهای فرهنگی زمينه ساز اخذ مجوز  نشريه ی فرهنگی سياسی ابر چای به سال 1383و فعاليت گسترده در حوزه ی مطبوعات گرديد.چاپ نزديک به 120 شماره از اين هفته نامه ی وزين که توانست در مدت کوتاه 3 سال با انعکاس به موقع مشکلات و مسائل موجود ، طيف گسترده ای از اقشار جامعه را با خود همراه سازد در کارنامه ی فعاليت های اجتماعی ايشان به ثبت رسيده است ...

 

 

 

 

 

آقاي فرشيد اميني

سردبير هفته نامه ي ابر چاي

 

 

سي و يكم شهريور ماه چهل و نه در يك خانواده ي فرهنگي ديده به جهان گشود. مهرماه 55 وارد دبستان كمالي شده و پس از چهار سال تحصيل در دبستان مذكور سال پنجم را در دبستان مطهري ابهر به پايان برد. وي پس از گذراندن تحصيلات راهنمايي در مدرسه ي امير كبير ابهر، سال ...136 با مدرك ديپلم تجربي از دبيرستان شريعتي فارغ التحصيل شد.

از سال 68نزد شادروان آقاي علي اعتمادي تمرين آواز نمود. مداومت در تمرين و كسب تجارب ارزشمند در اين زمينه باعث شد تا از سال 1375 به عنوان مدرس آواز وارد عرصه ي موسيقي شود.  پس از اتمام دوره ي خدمت سربازي ، در دانشگاه آزاد اسلامي ابهر در رشته تاريخ پذيرفته شد. او از محضر اساتيد پر آوازه اي چون دكتر گلزاري ، قنادي ، دهقان، زماني، طبيبيان، آژند، و مرحوم دكتر نوايي ، ذوقي و فرقاني كسب فيض نموده ضمن احراز عنوان دانشجوي ممتاز دوره ي كارشناسي و كارشناسي ارشد، در سال  1379 فارغ التحصيل شد و از مهر ماه 1382 در دانشگاههاي پيام نور و جامع علمي و كاربردي به تدريس مبادرت ورزيد .

آقاي اميني با به چاپ رساندن چندين مقاله در مطبوعات شهر زنجان  و همكاري با هفته نامه ي نداي ابهر در اوايل دهه ي هشتاد رسما فعاليت هاي مطبوعاتي خود را نيز آغاز نمود.

محتواي مقالات اين جوان با آتيه شايستگي ها و توانمندي هاي بالقوه ي اورا بر همگان آشكار كرد به طوري كه از بدو تاسيس نشريه ي ابرچاي به عنوان سردبير اين هفته نامه انتخاب و مشغول به كار گرديد.

او از اول به اين حرفه عشق ورزيد و مداومت چندين ساله در اين كار باعث گرديد سال 1385 در بخش مقالات فرهنگي  سيزدهمين جشنواره ي مطبوعات كشور مقام اول را كسب كرده به دريافت لوح تقدير از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نائ آيد...

نگارش و چاپ بيش از يكصد عنوان مقاله در نشريات مختلف كشور، استان ، منطقه و چندين نشريه ي دانشگاهي، عضويت در هيات اجرائي كنگره ها و همايش هاي برگزار شده در منطقه ، احراز عناوين برتر چندين همايش برگزار شده در سطح شهرستان ابهر، ارائه ي مقاله در برخي از همايش ها و جشنواره هاي فرا منطقه اي ، عضويت در خانه ي مطبوعات استان زنجان، دريافت كارت مربيگري درجه 3 بوكس از فدراسيون بوكس آماتور ايران ، تصدي پست نائب رئيسي هيات بوكس ابهر از سال1377 تا كنون ،عضويت در هيات موسسان و هيات امناي انجمن موسيقي شهرستان ابهر با سمت هاي دبير انجمن، بازرس انجمن و در حال حاضر بعنوان رئيس انجمن موسيقي و هم چنين عضويت در گروههاي  موسيقي نغمه، چكاوك، سارنگ، عرفان، شيما، پرديس،  باربد، آراز و اجراي موسيقي از سال1371 تاكنون در شهرهاي ميانه، زنجان ، ابهر، تاكستان، قزوين، تهران، جزيره ي قشم، و شهرستانهاي اطراف اهم فعاليت هاي ايشان در عرصه هاي مختلف اجتماعي مي باشد. 

آقاي حسين ربي

پر افتخار ترين ورزشكار  منطقه در رشته دو صحرا نوردي

 

در تاريخ يكم فروردين سال يكهزارو سيصدو بيست و شش شمسي در شناط(ابهر)ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدائي را در دبستان كمالي به پايان برده پس از گذراندن سيكل اول در دبيرستان ساسان در سال...13با مدرك ديپلم تجربي از دبيرستان   پهلوي ابهر ( دكتر شريعتي فعلي) فارغ التحصيل شد.  نظر به اينكه ايشان در دوران تحصيل در مسابقات دو صحرا نوردي در سطح كشور عناوين مختلفي را كسب كرده بود در شهر تبريز به استخدام اداره ي تربيت بدني در آمد. آقاي ربي در سال ...13 در دانشكده ي تربيت بدني تهران پذيرفته شده به ادامه ي تحصيل پرداخت ولي اخذ مدرك فوق ديپلم  به سال ...136 (  بعد از انقلاب فرهنگي) موكول گرديد بطوريكه پس از دريافت اين مدرك  بعنوان دبير ورزش در اداره ي آموزش و پرورش شهر تبريز اسخدام و پس از ... سال خدمت صادقانه در سال 1382 به افتخار بازنشستگي نائل آمد .

اين ورزشكار نامي و پر تلاش هم اكنون علاوه بر دو روز تدريس درس تربيت بدني درپيش دانشگاهي مجتمع وليعصر تهران ، مربيگري ايروبيك افراد 35 سال به بالا و مربيگري ورزش صبحگاهي پارك  نرگس در منطقه ي 21 تهران را عهده دار مي باشد .

 سوابق ورزشي آقاي حسين ربي:

 

دانش آموز كلاس هفتم (اول دبيرستان )بود كه براي اولين بار، به تشويق  آقاي عباس حاجي حسني( دبير رياضي و مثلثات  مدرسه) در مسابقه ي دو 3 كيلو متر ( مسير بين ايستگاه راه آهن خرمدره- امامزاده اسماعيل شناط) شركت كرده عنوان اولي را احراز نمود. حلاوت اين قهرماني و تشويق هاي آقاي عباس حاجي حسني و دوستانش بارقه هاي  اميد به كسب موفقيت هاي آتي را در دلش پر نورتر كرد بطوريكه در اولين حضور خود در مسابقات استاني به همراه مربي ورزش اداراه ي آ. پ ابهر آقاي علي مجيدي ، مقام اول را كسب كرد و همان سال به مسابقات قهرماني كشوري راه يافت.

آقاي ربي قبل از برگزاري اين مسابقه ي بزرگ، در جام هارولد اسميت كه از طرف سفارت ايالات متحده در ايران ترتيب داده شده بود شركت كرده، در بين تمام شركت كنندگان كشوري مقام اول را بدست آورد ولي اين ورزشكار جوان و جوياي نام در مسابقات دو صحرا نوردي 5 كيلومتر قهرمان كشوري كه دو روز بعد از جام مذكور برگزار گرديد با كمال تاسف در نزديكيهاي خط پايان دچار حادثه شد و از دور مسابقات كنار رفت. جالب اينكه اين مساله در روحيه ي ايشان تاثير منفي نگذاشت  بطوريكه چندي بعد به دليل درخشش در مسابقات آموزشگاهها ي سراسر كشور در كرمان و كسب بيشترين مدال در سه رشته ................................................................................................. بعنوان ستاره ي مسابقات شناخته شد.

بدين  ترتيب آقاي ربي موفق شد پس از طي كردن مدارج ترقي و كسب مدال هاي رنگارنگ بعنوان برترين دونده ي دو صحرا نوردي به  تورنمنت هاي بين المللي  راه يافته و افتخارات ارزشمندي را بدست آورد كه آخرين مورد آن به مسابقه ي دو 10 كيلومتر پيش كسوتان سال 1384 دبي بر مي گردد كه ايشان در بين سيزده هزار نفر  شركت كننده از يكصد و يك كشور به مقام نخست نائل آمد.

 اين دوند ه ي خستگي ناپذير منطقه ي شناط علاوه بر مسابقات داخلي ، افتخار حضور در 4 دوره مسابقات آسيايي، 4 دوره مسابقات  بين المللي ، يك دوره مسابقات جهاني ، يك دوره مسابقات بين قاره اي و يك دوره مسابقات المپيك را در كارنامه ي فعاليت هاي ورزشي خود به ثبت رسانده است كه در ذيل جزئيات آن پرداخته مي شود.

 

. مسابقات دو و ميداني آسيا

ايران: مقام چهارمي

كره: مقام چهارمي

فيليپين: مقام سومي

پاكستان: مقام دومي، وسومي

 

. مسابقات دو و ميداني بين المللي

ژاپن: مقام سومي

تركيه: مقام دومي

مصر: مقام سومي

هند: مقام سومي

 

. مسابقات دو و ميداني قاره اي

مصر: مقام سومي

 

. مسابقات المپيك« كانادا»

 در مرحله ي نيمه نهايي به مقام سيزدهمي قناعت  كرد.

             آقاي دكتر داوود شريفي

 

جراح مغز و اعصاب

 

     متولد يكم خرداد ماه سال يكهزارو سيصد وپنجاه وشش

 

تحصيلات ابتدايي را در دبستان وليعصر شناط به پايان برد.وي پس ازسپري نمودن مقطع راهنمايي در مدرسه ي شهيد رحماني،ضمن اينكه در سال 1374با مدرك ديپلم تجربي از دبيرستان دكتر شريعتي ابهر فارغ  التحصيل شده همزمان در دانشگاه علوم پزشكي شهيد بابايي قزوين نيز قبول شد.

آقاي دكتر شريفي در سال 1381 به اخذ مدرك پزشكي نائل آمده ،‌دوره ي عمومي طرح خود را در شهرستان ابهر گذراند.سال 1384 در رشته ي جراحي مغز و اعصاب دانشگاه اصفهان پذيرفته شد و هم اكنون در حال گذراندن سال آخر اين رشته ي تخصصي مي باشد.

اين پزشك سخت كوش و با آتيه ي درخشان ، علاوه بر گذراندن دوره ي تكميلي استريو تاكسي (روش نوين نمونه برداري از تومورهاي مغزي) سه عنوان مقاله به نامهاي علل دردهاي مفصلي در كودكان چاپ شده در مجله ي معتبر علوم پزشكي دانشگاه تهران در دوره ي عمومي پزشكي،  بررسي علل تنگي عروق مغزي بعد از ضربات وارده بر سر   (Vaso Spasm) چاپ شده در مجله ي بين المللي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان (I.S.I) و بررسي علل لخته شدن خون در عروق اندامهاي تحتاني در بيمارستان تومورهاي مغزي

( D.V.T) چاپ شده در مجله ي بين المللي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان را در كارنامه ي فعاليت هاي دوران تحصيلي و خدمت خود به ثبت رسانده است.

ايشان پذيرفته شدن در دوره ي تخصصي و احزار موفقيت هاي مختلف علمي حين تحصيل را  مديون همدلي ،همياري و پشتيباني علمي همسرشان  خانم دكتر مريم عسگري (جراح زنان و زايمان ) مي داند.

دكتر خيراله تاريوردي

             دندانپزشک               

 

دوازدهم آبانماه هزارو سيصدو چهل در منطقه ي شناط          (  ابهر) ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي را در دبستان كمالي به پايان برد. وي پس از سپري نمودن مقطع راهنمايي در مدرسه ي رازي ، در سال 1358 با مدرك ديپلم تجربي  از دبيرستان شهيد باهنر شناط فارغ التحصيل شد.

سال1372 در دانشگاه علوم پزشكي تبريز پذيرفته شده پس از سه سال تحصيل در سال 1375 به اخذ مدرك دندانپزشكي نائل آمد.

                             دكتراصغر داوودي

                                          پزشك عمومي

 

پانزدهم فروردين ماه سال يكهزارو سيصدو چهل در شناط به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي را در دبستان ششم بهمن به پايان برد. وي پس از گذراندن مقطع راهنمايي در مدرسه ي رازي، در سال 1359 با مدرك ديپلم تجربي  از دبيرستان شهيد باهنر فارغ التحصيل شد.

سال 1366 در دانشگاه بابائي قزوين پذيرفته شد. وي پس از هشت سال تحصيل ، در سال 74 به دريافت مدرك پزشكي نائل آمد.

دكتر داوودي با وجود دارا بودن 50 درصد  سهميه ي جانبازي ، طرح خدمت در مناطق محروم را داوطلبانه در منطقه ي سهرورد ( خدابنده) سپري كرده، بعنوان پزشك نمونه نيز انتخاب شد. 

احمد بخشي

فروردين ماه سال 1324 خورشيدي در منطقه ي شناط        ( ابهر) پا به عرصه ي وجود نهادم. پدرم كشاورز بود ولي در جهت هر چه بهتر كردن وضعيت  مالي خانواده به كارگري نيز مي پرداخت. مادرم بيسواد و خانه دار بود. در دوران طفوليت روخواني قرآن را نزد پدرم آموختم و در كنار آن مدت كوتاهي نيز در مكتب خانه به تحصيل علوم قرآني پرداختم.

تحصيلات ابتدائي را در شناط به پايان بردم. پس از دو سال تحصيل در دبيرستان ساسان، سال سوم و چهارم را در دبيرستان پهلوي( دكتر شريعتي فعلي) گذرانده در سال 1345 موفق به اخذ مدرك ديپلم طبيعي شدم. در رسته ي سپاهي دانش، در سنندج خدمت سربازي را به پايان رسانده، شش ماه بعد به استخدام آموزش و پرورش  درآمدم. ابتدا در مقطع ابتدائي  آموزش و پرورش ضياء آباد مشغول به تدريس شدم ولي اشتياق به ارتقاء سطح معلومات و اخذ مدرك تحصيلي دانشگاهي باعث گرديد در آزمون ضمن خدمت شركت و در رشته ي حرفه و فن شهر مشهد پذيرفته شوم. بدليل اينكه ادامه ي تحصيل به شكل ضمن خدمت فقط در تابستانها ميسر بود لذا اخذ مدرك فوق ديپلم چهار سال به طول انجاميد. پس از آن در آزمون ورودي دانشگاه شركت كرده در رشته ي زمين شناسي دانشگاه پيام نور قبول شدم. ترم سوم اين دوره از تحصيلاتم با جريانات انقلاب اسلامي مقارن گرديد و بوجود آمدن يك وقفه ي تقريبا طولاني  مدت باعث شد نهايتا  در 1367 پس از تغيير رشته از زمين شناسي  به رشته ي دبيري  ادبيات فارسي، موفق به اخذ مدرك كارشناسي  در رشته ي مذكور از دانشگاه دهخداي قزوين شدم...

 از دوران تحصيل در مقطع دبيرستان به شعر  علاقمند بودم و اشعار زيادي را از بزرگان اين عرصه حفظ مي كردم .  هر چند ابيات پراكنده اي را خود سروده و زمزمه مي كردم  ولي در زمينه ي جمع آوري آن اقدامي نكرده بودم.  پس از ورود به دانشگاه در رشته ي ادبيات فارسي سرودن شعر را جدي گرفته  ضمن لحاظ كردن مسائل ادبي و فني و قواعد شعري البته در حد توان خودم ، سروده هايم را جمع آوري نمودم.

 نظر به اينكه « بهاره ي مستعار» در شاعر شدنم نقش اساسي ايفا كرد اما همسرم با تشويق ها و حمايت هاي معنوي اش در اين زمينه كمكهاي شاياني  به من نمود. در سال 1380 تصميم گرفتم قسمتي از سروده هايم را كه حاوي غزليات و دو بيتي هايي با مضامين عاشقانه و عارفانه و چند مثنوي  با موضوعات اجتماعي و سياسي بود با عنوان « تو را آهسته مي خواهد دل من » چاپ و منتشر كنم.

 استقبال خوب از اين اثر موجب گرديد تا در سال 1382 همزمان دو عنوان كتاب ديگر با نامهاي « تو را اي شعر تنهايي » و « تو را در سكوت چشمانت» با همان سبك كه كلاً غزليات عارفانه و عاشقانه بود به چاپ برسانم.

 در حال حاضر نيز بيش از يكصدو هشتاد غزل و چندين مثنوي با موضوعات مختلف آماده ي چاپ دارم كه در زمان مقتضي نسبت به چاپ آن اقدام خواهد شد.

 از سال 1376 به افتخار بازنشستگي نائل آمده ام و هم اكنون بيشتر اوقاتم را به مطالعه، نوشتن داستان و سرودن شعر سپري مي كنم.

در سروده هايم « بخشي » و گاهي طوفان و احمد تخلص مي كنم و بيش از همه به چهار بيت شعري كه براي سنگ مزارم گفته ام علاقه مندم :

 چه باك اينك كه جايم زير خاك است       كه خاك از حجم عشقم سينه چاك است

 بهشتم را چه حاجت چون تو باشي                  و يا از آتش دوزخ چه باك است

نه تنها با تمام خلق عالم                                    حسابم با خدا هم پاك پاك است

 نباشد از اجل چشم ترحم                                 بناي آفرينش بر هلاك است


آقاي محمود عسگري

متولد دهم آذر سال هزار وسيصد و چهل و هشت

 

دوره ي ابتدايي را در دبستان كمالي شناط به پايان برد.وي پس از گذراندن دوره ي راهنمايي در مدرسه ي امير كبير ، هنرستان شهيد بهشتي ابهر را براي ادامه ي تحصيلات انتخاب كرده در سال 1369 موفق شد مدرك ديپلم خود را در رشته ي برق اخذ نمايد.

آقاي عسگري دو سال به عنوان سرباز معلم در منطقه ي افشار ( استان زنجان ) خدمت كرده به دليل علاقمندي به كار تدريس و معلمي در آزمون استخدامي شركت و ديماه 72 به استخدام آموزش و پرورش درآمد. وي پس از پنج سال خدمت در منطقه ي بوئين زهرا و چهار سال خدمت در منطقه ي ده تهران ازسال 1380 به منطقه ي ابهر منتقل شد و هم اكنون نيز در هنرستان شهيد بهشتي ابهر در پست استاد كار فني در حال تدريس مي باشد.

اين معلم بومي و توانمند به دليل داشتن توجه وي‍ژه به مسائل پيرامونش از يك سو و علاقمندي به كارهاي فني و توليد وسايل ابتكاري از سوي ديگر كه ريشه در دوران كودكي اش داشته موفق شد در سال 1384 اولين اختراع خود را با عنوان بلوك سبك و نسوز در اداره ي كل ثبت شركتها و مالكيت صنعتي به نام خود به ثبت برساند . طعم شيرين اين موفقيت او را تشويق كرد تا اختراعات ديگري را نيز در اداره ي مذكور به ثبت برساند كه ضمن آرزوي موفقيت هاي روزافزون براي اين معلم مبتكر و آينده دار به اختصار به معرفي آنها مي پردازيم :

 

اختراع دوم : دستگاه جلوگيري از به هدر رفتن گرماي دودكش بخاري و آبگرمكن

اين دستگاه پس از نصب به خروجي انواع بخاريهاي گازي و نفتي ضمن انتقال كامل گازهاي سمي به بيرون ، بيش از 80% گرماي لوله بخاري را جذب و به داخل منزل هدايت مي كند تا بدين ترتيب از هدر رفتن انرژي جلوگيري كرده راندمان بخاريها را از 65% به 90% ارتقاء بخشد.

 

v  اختراع سوم و چهارم به دليل همكاري و همياري همسرشان سركار خانم مريم طاهروردي فرزند حسن به نام هر دو به ثبت رسيده است .

 

اختراع سوم : جارو ماشيني رفتگري

اين دستگاه بدون موتور ، بعد از متصل شدن به يك وسيله ي نقليه ( كشنده ) انرژي لازم را از چرخهاي خود دستگاه (جارو ماشيني ) تامين كرده سه متر از عرض خيابان را جارو ميكند .حال آنكه قابليت جمع آوري اجسام سنگين و حجيم ، يكي ديگر از ويژگيهاي اين دستگاه مي باشد .

اختراع چهارم : طراحي و ساخت دستگاه تصفيه ي دود

اين دستگاه بر روي اگزوز ماشينها و دود كشهاي صنعتي نصب مي شود و با روش الكتروفيلتر وآب به تصفيه ي دود مي پردازد.

 

به اميد موفقيت ها و اختراعات بيشتر


IMG_0025شمه ای از زندگی نامه مهندس عباس حاجي حسني

مهندس گياه شناسي

 

پانزدهم شهريور بيست و يك در شناط ( ابهر) متولد شدم. تحصيلات ابتدايي را در دبستان كمالي شناط  گذرانده بعد از دو سال تحصيل در دبيرستان ساسان بقيه ي تحصيلاتم را دبيرستان پهلوي سابق ابهر( دكتر شريعتي فعلي) به اتمام رسانده سال 1339 مدرك ديپلم گرفتم.

دي ماه 1339 در زنجان به استخدام آموزش و پرورش درآمده به مدت 5سال در دبيرستان ساسان و دبستان كمالي به تدريس پرداختم. شايان ذكر است كه دو سال از اين دوران كوتاه خدمت را، عهده دار سرپرستي دبيرستان ساسان بودم.

 سال45 به تهران منتقل شده در ناحيه ي ده تهران در دبيرستان دكتر نصيري سابق كه يكي از معروف ترين دبيرستانهاي تهران بود به تدريس رياضيات پرداختم و به واسطه ي قبولي صد درصد  در كلاس ششم متوسطه ، مورد تشويق  وزير آموزش و پرورش وقت قرار گرفتم.

 چند سال بعد در دانشگاه آتاتورك ارزروم تركيه  در رشته ي گياه پزشكي مشغول به تحصيل شدم ولي اعتصابات مكرر دانشجويان از يك سو و داشتن مشكلات  خانوادگي از سوي ديگر باعث شد تا نتوانم به اخذ مدرك فوق ليسانس نائل آيم. درنهايت با گذراندن تعداد واحدهاي درسي در سطح كارشناسي به ايران بازگشته با اخذ مجوز از وزارت علوم در دانشگاه مازندران   دانشكده ي كشاورزي  مشغول به تحصيل شدم.  پس از پايان تحصيلات ، ضمن پرداختن به امر تدريس در آموزشكده ي كشاورزي كرج- شهريار، يك دوره ي  تخصصي 1200 ساعته در رشته ي گياه پزشكي در موسسه ي تحقيقات آفات  و بيماري هاي گياهي تهران گذراندم كه طبق گواهينامه ي موسسه ي مذكور اين دوره با مدرك كارشناسي ارشد برابري مي كند.

لازم به يادآوري است  اينجانب ضمن تدريس در رشته ي تحصيلي خود ، طبق ابلاغ وزارت آموزش و پرورش  به عضويت كميسيون تخصصي برنامه ريزي  و تاليف كتب توليدات گياهي   دفتر فني و حرفه اي وزارت متبوع در آمده و به دليل همكاري چندين ساله به صورت كتبي مورد تشويق قائم مقام وزير در امر اجرايي آن سازمان  قرار گرفتم.

 سال 1373 از آموزش و پرورش  بازنشسته شدم ولي به دليل علاقمندي به انجام كارهاي تحقيقي، تحقيق و بررسي در مورد چگونه زيستن انسانها از نظر مثلث سلامتي( تغذيه، حركت و روح و روان )  را پيشه ي خود ساخته كليه ي فاكتور هاي مثبت  و منفي را در ميدان عمل موثر دانسته  و نتايج حاصله را جمع  بندي كردم كه حاصل اين تحقيقات  در متون كتابهاي در دست تاليف منظور خواهد شد.

ضمنا پس از بازنشستگي يك دوره ي تخصصي ديگر در طب مكمل( طب آيورورا، طب ابو علي سينا ، طب بازتاب درماني، طب هاميوپاتي، سايكيك و فرا حسي...) در دانشگاه شهيد بهشتي تهران با اخذ گواهينامه، با موفقيت گذراندم. سال 1383 بر اساس بررسي و ارزيابي  ستاد هفتمين جشنواره ي  شهيد رجايي استان تهران به عنوان پيشكسوت نمونه انتخاب و كتبا از طرف رئيس ستاد جشنواره مورد تقدير و تشويق قرار گرفتم.

 

 

الف)تالیفات:

1-کتاب زراعت سال اول هنرستان کشاورزی(کد486)

2-کتاب آموزش عملی امور زراعی سال اول هنرستان کشاورزی(کد486/1)

3-کتاب اصول زراعت و باغبانی(کد4/358)

4-کتاب زراعت سال دوم هنرستان کشاورزی(کد586)

5-کتاب آموزش عملی امور زراعی سال دوم هنرستان کشاورزی(کد1/586)

6-کتاب زراعت سال سوم هنرستان کشاورزی(کد783)

7- کتاب آموزش عملی امور زراعی سال سوم هنرستان کشاورزی(کد1/783)

8- کتاب زراعت سال چهارم هنرستان کشاورزی(ک982)

9- کتاب آموزش عملی امور زراعی سال چهارم هنرستان کشاورزی(کد1/982)

 

ب)تحقیقات:

نشریه شماره1:طرح تحقیقات ارقام مختلف گندم از نظر مورفولوژیکی و عملکرد آن ها  از سال 1364 الی1367

نشریه شماره2: طرح تحقیقات و بررسی دوازده رقم جو از نظر مورفولوژیکی وعملکرد از سال 1367 الی1368

 

                                                آقای  دکتر يد الله خداوردی

      متولد پانزدهم خرداد سال يکهزار و سيصدو بيست و يک

 

تحصيلات ابتدايی را در دبستان کمالی شناط گذراند . در سال 1338 پس از اتمام دوره ی اول متوسطه در دانشسرای تربيت معلم کشاورزی ورامين قبول شده  پس از به پايان رساندن اين دوره به استخدام آموزش وپرورش در آمد .

اشتياق به اعتلای سطح علمی باعث گرديد ايشان عزم خود را برای طی کردن مدارج بالای تحصيل جزم نمايد بطوريکه سال 1350 مدرک ليسانس و سال 1355 مدرک فوق ليسانس  خود را در رشته ی مديريت دولتی  از دانشگاه تهران اخذ نمود .

ايشان پس از گرفتن دومين مدرک فوق ليسانس خود در رشته ی مديريت آموزشی به سال 1367 موفق شدند دوره ی دکترای رشته ی مديريت دولتی و آموزشی را گذرانده  و در سال 1373 به اخذ مدرک دکترا نائل آيد .

دکتر خداوردی در سال 1374 از آموزش و پرورش بازنشسته شده وهمان سال به استخدام دانشگاه آزاد ابهر و زنجان در آمد که اين فعاليت آموزشی تا کنون ادامه داشته است.

در کنار کار تدريس عضويت در انجمن شهر ابهر به سال 1355، شورای پژوهش دانشگاه آزاد ابهر و زنجان، هيئت مصاحبه اساتيد حق التدريس منطقه ی 2 دانشگاه آزا ابهر ، شورای تخصصی کارشناسی ارشد مديريت دانشگاه آزاد ابهرو انجمن توسعه ی ابهر رود بعنوان اهم فعاليتهای  آموزشی و اجتماعی  و سرپرستی آموزش و پرورش منطقه ی سلطانيه در سال تحصيلی 55-1354، مديريت دبيرستان سعيد محسن (شهيد باهنر فعلی) به مدت دو سال و مدير گروه رشته ی مديريت صنعتی و بازرگانی  و بانکی  دانشگاه آزاد ابهر به مدت 6 سال بعنوان اهم فعاليتهای مديريتی  در کارنامه ی درخشان 45 سال خدمت صادقانه ی اين معلم و استاد فرزانه  به ثبت رسيده است .

 

 

 

                   

 

          آقای دکتر رمضان محمدی

 

 

پانزدهم ديماه سال يکهزار و سيصد و چهل در شناط متولد شد . تحصيلات ابتدايي را در دبستان کمالی و تحصيلات راهنمايي را در مدرسه ی رازی شناط به پايان رساند . وی پس از چهار سال تحصيل در مقطع متوسطه ، در سال 1358 با مدرک ديپلم علوم انسانی از دبيرستان سعيد محسن سابق فارغ التحصيل شد . سال 1361در کسوت مقدس سربازی عازم جبهه هاي نبرد شده خرداد ماه همان سال در عمليات بيت المقدس « منطقه ی شلمچه » مجروح شد . شدت جراحات وارده به حدی بود که از انجام بقيه ی خدمت معاف گرديد . همزمان با بازگشايي دانشگاهها ، در دانشگاه تهران پذيرفته شد .وی پس از اخذ مدرک ليسانس حقوق اسلامی از دانشگاه مذکور به مدت دو سال به عنوان کارشناس حقوقی دراداره ی کل گمرک جلفا و مشهد مشغول به کار شد.

ايشان پس از ادامه ی تحصيل و اخذ مدرک فوق ليسانس از دانشگاه آزاد تهران در سال 1373 به استخدام آموزش و پرورش شهرستان ابهر درآمد تا رسماً کار تدريس در دبيرستانهای منطقه و دانشگاه آزاد و پيام نور ابهر را آغاز نمايد .

علاقمندی اين دبير توانمند به اعتلای سطح علمی موجب گرديد تا ايشان عزم خود را برای طی کردن مدارج بالای تحصيل جزم نمايد بطوريکه توانست در سال 1385 به اخذ مدرک دکترای تاريخ از واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران نائل آيد.

دکتر رمضان محمدی علاوه بر سالها تدريس در آموزش و پرورش و دانشگاهها ی منطقه ، در اداره ی تامين اجتماعي شهرستان ابهر ، دادسرای شهرستان ابهر و  سازمان صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران نيز سابقه ی اشتغال و فعاليت داشته است .   

 

 

                                                                                                 

دكتر ارض اله نجفي

 

متولد اول آبانماه هزار و سيصد و چهل و دو

 

 

 

تحصيلات ابتدايي را در دبستان ششم بهمن  شناط به پايان برد. در سال 1361 در رشته ي اقتصاد موفق به اخذ مدرك ديپلم از دبيرستان شهيد باهنر شد. وي همان سال عازم خدمت مقدس سربازي شده پس از اتمام اين دوره ، به مدت 3 سال در مدارس راهنمايي روستاهاي سوكهريز و چرگربه صورت حق التدريس به كار معلمي پرداخت .

علاقه ي وافر به رشته ي تاريخ و هنر سرزمين كهن ايران باعث گرديد در سال 66 رشته ي باستانشناسي را در دانشگاه تهران جهت ادامه ي تحصيل انتخاب كند بطوريكه در سال 71 با مدرك كارشناسي از دانشگاه مذكور فارغ التحصيل و سپس در دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر استخدام شد .

ايشان در سال 1376 پس از اخذ مدرك فوق ليسانس رشته ي باستانشناسي از دانشگاه تهران ، به عضويت هيات علمي دانشگاه آزاد ابهر درآمده ، بعنوان مدرس در رشته ي مذكور به تدريس مبادرت ورزيد . ولي اين پايان راه نبود چرا كه انگيزه هاي بسيار قوي تحصيل علم و پيمودن مدارج بالاي تحصيل موجب گرديد آقاي نجفي در سال 1386 به اخذ مدرك دكتراي اين رشته از دانشگاه علوم و تحقيقات تهران نائل آمد . دكتر نجفي هم اكنون به عنوان استاد يار  پايه ي سيزده  دانشگاه آزاد اسلامي ضمن تدريس ، تصدي مديريت گروه كارشناسي ارشد مرمت و احياء ابناء تاريخي را عهده دار مي باشد.

تصدي مديريت داخلي ، مسووليت امتحانات ، مسووليت دائره فارغ التحصيلان ، مديريت گروه آموزش معلمان ، نمايندگي تام الاختيار آزمون ، مديريت  و معاونت آموزشي ، مديريت گروه باستان شناسي و معاونت مجتمع سما از اهم فعاليت هاي آموزشي و عضويت در هيات حفاري باستانشناسي سلطانيه به مدت 5 فصل ، عضويت در هيات حفاري باستانشناسي تپه ي نرگه تاكستان به مدت 4 فصل ، ارايه ي 4 طرح پ‍‍ژوهشي و نگارش چندين مقاله ي تخصصي به چاپ رسيده در مجلات علمي پژوهشي از اهم فعاليت هاي پژوهشي دكتر ارض اله نجفي محسوب مي گردد.



شيخ عليجان امين الشريعه

 

 

در سال 1303 ه ق (1262ه ش)در صائين قلعه متولد شدند.دوره های تحصيلی دينی را در شهر زنجان ادامه دادند . فقه و اصول را در محضر آيت اله آقاشيخ جواد طارمی ورياضيات را درمحضر آقاميرزا ابراهيم فرا گرفتند. بعد از مراجعه به زادگاهش به درخواست اهالی منطقه ی شناط به اين شهر مهاجرت کرده ، سالهای متمادی  با حضور در مجالس وعظ و سخنرانی در ارشاد و راهنمايي مردم تلاشهای فراوانی نمودند  .

ايشان در سال 1388 ه ق وفات نمودند .

منبع :

1.کتاب تاريخ ابهر. علما. عرفا. شعرا         تاليف شادروان آقاجان فخيمی

2.مصاحبه با افراد آگاه محلی ...

 

 

 

 

شمه ای از زندگی نامه حجت الاسلام والمسلمین سید باقر ابو طالبی

 

حجت السلام و المسلمین سید باقر ابو طالبی  فرزند سید رحیم در یک خانواده مذهبی و متدین در سال 1298هجری شمسی دیده به جهان گشود. مقدمات خواندن و نوشتن را در محضر پدر بزرگوار خود و دیگر استادان وقت فرا گرفت. با توجه به علاقه وافر ایشان و توصیه خانواده اقدام به دایر نمودن مکتب خانه و آموختن قرآن به نونهالان نمودند در سال 1323 به همراه خانواده خود جهت تکمیل تحصیلات حوزوی به شهر مقدس قم عزیمت و ایشان در مدت قریب به 17 سال اقامت در شهر مقدس قم نسبت به فراگیری فلسفه و حکمت و علوم دینی و فقهی  در محضر استادان تلمذ کردند و دوره سطح حوزوی را در محضر آیت ا...حجت و آیت ا...صدرو آیت ا...خوانساری و سید محسن اردبیلی و شیخ باقر مرندی و شیخ جعفر سبحانی کسب فیض کرد، سپس درس خارج را در محضر آیت ا...بروجردی و حضرت امام و بهجت و علامه طباطبایی و شریعتمداری فرا گرفت و منظومه را نزد آقای جعفری و اخلاق را از محضر میرزا جواد تبریزی و دیگر علمای وقت حوزه علمیه ی قم بهره جست  وی با تحمل زحمات و دشواری های معیشت و دوری از زادگاه تحصیل خود را ادامه داده و پس از واقعه سال1342 حوزه علمیه ی قم، به زادگاه خود مراجعه نمودند و سپس به اصرار و خواست اهالی شروع به تبلیغ و ارشاد و فعالیت دینی کردند ایشان با داشتن صفات ساده زیستی و صداقت در مدت کمی جایگاه خاصی در میان مردم منطقه پیدا کردند. فقر، بی سوادی و بی کاری را مشکلات جامعه بشری می دانست و تداخل دین و سیاست را عامل گسستن اعتقادات  مردم و بی تفاوتی آن ها  به فرامین مذهبی قلمداد می کرد ، اخلاق را مقدم بر دین و آن را پایه دین می شمردند و صفت تملق و ریا را از بدترین صفات  و آفت شخصیت و روح انسان می دانستند.مراودت با افراد طمع کار و دروغگو را رفتن به سراب معنی می کردند توصیه به ادای احترام به والدین و حفظ حقوق ایشان در اصلاح جامعه تاکید داشتند و همیشه اساتید خود و معلمان جامعه را  به نیکی یاد کرده و قدر شناس بزرگان و مدرسان علوم مختلف بودند و آن ها را سعادت آفرینان جامعه می دانستند و در تمام سخنان خود از آیه مبارکه ی( و اعتصموا به حبل الله جمیعا و لا تفرقوا ) استفاده نموده به حفظ وحدت و همکاری و تعاون دعوت می کردند ایشان مرید  مفسرین قرآن  حضرت آیت ا ... سید محمد حسین طباطبایی وآیت ا... سیدمحمود  طالقانی بوده و آن ها را مجاهدین فی سبیل الله می نامیدند. مرحوم سید باقر در مدت 85سال عمر خود از حل و فصل مشکلات مردم فرو گذار نبودند و در حدود 16 سال امام جماعت مسجد جامع شناط را بر عهده داشتند و به تبلیغ دین خدا و ارشاد مردم پرداختند سپس ازسال1358 تا زمان، رحلت امام جماعت مسجد امام حسین (ع) شناط بودند و مردم نیز بی دریغ از فیوضات این سید جلیل القدر بهره می بردند .از ایشان تالیفاتی به زبان عربی با عنوان ها ی   رابطه  دین با اخلاق و رفتار- نقدی بر روحانیت و مداحین-  دین و خرافات – دین پرستی یا دین داری –  منظومه سخنان گوهر بار معصومین -  قرآن کتاب زندگی زنده ها به یادگار مانده که جهت چاپ و ترجمه اقدام خواهد شد.تعدادی از کتابهای مرحوم به کتابخانه مسجد باب الحوائج شناط اهداء و الباقی  آنها در کتابخانه مسجد امام حسین(ع) به نام مرحوم تجمیع و کتابهای خطی نیز به کتابخانه  آستان قدس رضوی انتقال و تحویل خواهد شد. آخرالامر ساعت 15 روز 13 فروردین سال 1384 تکبیر گویان به سوی حق شتافتند. پیکر پاک این سید جلیل القدر با حضور گسترده مردم منطقه در نهایت تاثر و تاسف درروز 14 فروردین در جوار مطهر امام زاده اسماعیل (ع) شناط به خاک سپرده شد. ضایعه فقدان این عالم ربانی و روحانی وارسته ، قلب  عاشقان عصمت و طهارت و دوستداران و ارادتمندان ایشان را جریحه دار و متاثر ساخت و آن ها را در سوگ نشاند.روح اش شاد و یادش گرامی باد.              

   

آخرین مطالب
   
 
متن دلخواه شما