آیا مردم را می بینید ؟!!!
.................................................
صبح تا شبمان به کشمکش های بشدت رو به فزونی آمیخته شده است از جمله
تحولات جهانی و منطقه ای خطرناک و سریع
ناترازی انرژی
ناترازی بین حقوق و هزینه زندگی
حجاب و لایحه یا قانون آن
درگیری لفظی غیر لازم و شدت یابنده بین اصلاح طلبان و اصول گرایان
تورم با سرعت نور
فرار مغزها و متخصصان
خودکشی دارندگان تحصیلات عالی ...
و در این میان گویی تنها چیزی که در منظر نگاه و تمرکز مسئولان قرار نمی گیرد مفهومی تحت عنوان مردم است که اس و اساس گردهمایی با عنوان جامعه را تشکیل می دهد در حالی که آنچه که نباید فراموش گردد مردم و تنگناهای تحمیلی بر اوست
برای نمونه پیوند خویشاوندی و تاثیر بروز اتفاق برای یکی از اعضاء و شعاع آن بر کل خانواده که متاسفانه مسئولان ما از این موضوع و تاثیر تخریبی آن را در رابطه مردم با حکومت بی اطلاعند
بله می گویم بی اطلاعند و گرنه اگر اطلاع داشتند آیا نمی دانستند که با اعدام یک نفر حال به هر عنوانی زنجیره ای از روابط خانوادگی را تحریک می کنند که می تواند بوقت تنگی و عسرت بر حکومت و جامعه ،تاثیر بشدت تهدید کننده ای داشته باشد
و یا همین حجاب و قانون مربوط بدان را اگر مورد عنایت قرار دهید متوجه خواهید شد که واقعیتی به نام گسست عمیق و گسترش یابنده رابطه نسل جوان و یا همان نسل z را با همه ساختارهای خانوادگی ،اجتماعی ،فرهنگی و سیاسی چنان حساس و سست کرده که با هر نوعی از تحریک غیر لازم شالوده خانواده در هم پیچده می شود که برای نمونه بسیاری از والدین در شرایط طبیعی قادر به مهار عصیان فرزندان جوان خود نیستند و با آن با همه خون دلو تنفر کنار می آیند در حالی که اگر تبعاتی از این عصیان به چشم بیایدو فرزند درگیر شود بالتبع این خانواده است که باید بدان گردن نهد و تداوم این گردن نهادن و تحمل مسلم است که با شدت عوارض اقتصادی و روانی غیر ممکن می نماید زیرا جایی که گرفتاری های مربوط به بیکاری و تورم و یا بالا رفتن سن ازدواج و آویزان بودن فرزند به خانواده دمار از خانواده در آورده پدر و مادر باید فشار جریمه و به نوعی تنبیه فرزندان را هم تحمل کنند
جناب مسئول و نمایندگان مجلس
شما عزیزان و دردانه های مملکت که در ناز و نعمت غوطه و رید و اگر هم فرزندان شما حجاب را رعایت نکنند هستند افرادی که وساطت کنند و یا مورد را زیر سبیلی رد بکنند تا فرزند شما تنبیه نشود آیا می دانید که پدر گرفتار در چند شیفت کار و مادر ناتوان در توجیه و هدایت فرزند زمانی که جگر گوشه خود را در تنگنای تنبیه ببیند مجبور می شود که فرش زیر پایش را بفروشد و جریمه را بپردازد من نمی خواهم در چند و چون قانون حجاب سخن سرایی داشته باشم بلکه می خواهم با تاکید بر این نکته که همه عوارض اجتماعی متظاهر در رفتار نسل جوان ناشی از گسست است و گسست محصول دهه ها کم کاری و بی برنامگی نهادهای فرهنگی که اگر برای کنترل این عوارض تنها به تنبیه اهتمام شود نه تنها کارگر نخواهد بود بلکه با مزمن شدن شرایط کشور را به سویی سوق خواهد داد که در آن شکاف بین مردم و حکومت لایه هایی از مقاومت را روی هم خواهد انباشت که مدیریت تاثیر آنها از عهده هیچ گروه و مجموعه ای برنخواهد امد درست همانند چیزی که همینک در سوریه در جریان است جریانی که در متن آن چند هزار نفر متشکل در یک گروه حال با حمایت کشورهای خارجی می توانند از این گوشه کشور به آن گوشه کشور سرازیر شوند و از مرکز شهرها رد شوند و مردم تنها نظاره گر تعدی آنها به همه دل بستگی ها و وابستگی های ملیشان باشد و به حالشان فرق نکند که چه تفکری در صدد است که بر آنها حکمرانی داشته باشد
روز قانون اساسی و چند یاد آوری
......................................................
دیروز روز قانون اساسی بود روزی که باید بسیار در یاد و خاطر باشد و بیش و پیش ازهر روزی بدان پرداخته و مهم تلقی گردد اما حیف که ...
چرا می گویم باید بخاطرمان باشد ؟
از برای آنکه قانون اساسی شالوده و اساس همه تصمیم ها و همه برنامه ریزی ها باید باشد زیرا که کلمه به کلمه آن بر آمده از جنبشی عظیم است که مردم بر پای داشتند تا بر محوریت آن زندگی متفاوت و بهتری از گذشته داشته باشند اما نشد و نخواهد شد چون ما به عمد هم که شده میثاق برآمده از آن را به غفا رانده و مغفولش داشته ایم
می گویم به عمد و دلیلش هم دراین است که ما ترس از آن را داریم که اگر به قانون اساسی برگردیم و آن را دوباره مرور کنیم متوجه این واقعیت بشویم که خود در درون خویش به دیکتاتورهایی بسیار بزرگتر و مخوفتر از شاهان گذشته تبدیل شده ایم و با تکیه براین حس درونی است که قانون می نویسیم ولی بدان عمل نمی کنیم و یا حتی فراموش می کنیم که چنین قانونی نوشته ایم و ازاین روست که هر روز بیش از گذشته از اصول قانون اساسی دور می شویم
برای نمونه در اصل سوم قانون اساسی و در بند دوم آن آمده است که
۲- بالابردن سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی و وسایل دیگر
آیا چنین هدفی نباید در ابتدا با اقدام به تقویت مطبوعات و رسانه ها دنبال شود فعال مطبوعاتی که شغل و در آمد مکفی ندارد و یا مدیر و مسئول مطبوعاتی که در کار تهیه کاغذ مانده است و دولت هم نه تنها کمکی نمی کند بلکه در نگاه و عمل گویی با مطبوعات عناد و دشمنی دارد و آن را خودیی نمی شناسد چگونه می تواند در خدمت آن هدف باشد و یا با رسانه ای چون صدا و سیما که با همه موجودیتش در انحصار یک نحله فکری در آمده است و از این منظر با چرخه اطلاعات و درد و گرفتاری مردم کاری ندارد چگونه می توان به تحقق این بند از قانون اساسی موفق شد
و یا در این بند از اصل سوم که می فرماید :
۱۳- تأمین خودكفایی در علوم و فنون و صنعت و كشاورزی و امور نظامی و مانند اینها
چگونه ممکن است با شرایط بسیار نوسانی موجود که در آن نهاده های مختلف صنعتی و علمی و کشاورزی با قیمت های سرسام آوری عرضه می شود حتی به فکر خود کفایی بود
و همچنین در قانون اساسی و در اصل اصل یكصد و یكم آمده که
به منظور جلوگیری از تبعیض و جلب همكاری در تهیه برنامههای عمرانی و رفاهی استانها و نظارت بر اجرای هماهنگ آنها، شورای عالی استانها مركب از نمایندگان شوراهای استانها تشكیل میشود. نحوه تشكیل و وظایف این شورا را قانون معین میكند.
اگر در قانون اساسی آمده که باید در بین استان اصل بر عدالت حاکم باشد چگونه است که این همه تفاوت در بین استان ها دیده می شود و چگونه است که این فاصله روز بروز افزایش می یابد
باید بخاطر داشت که قانون اساسی ظرفیت های بیشماری را مطرح ساخته مانند این اصل
اصل هفتاد و ششم
مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور كشور را دارد.
که شوربختانه جامعه ما به سمتی حرکت می کند که در آن روابط بر همه مناسبات مستولی شده است تا جایی که ظرفیت مورد اشاره و دیگر ظرفیت ها مکتوم مانده است
اما شاه بیت همه اینها یعنی بند سوم اصل سوم که می فرماید :
۳- آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی
با فراموش شدن و یابه فراموشی سپرده شدن تعمدی این اصل باعث شده است تا مراتب رانتی آموزشی نیروهای غیر متعهد و بی وفایی را تربیت کند که رفتن از مملکت را بر ماندن ارجح بدانند در حالی که این بند از اصل سوم در نظر داشت تا با عادلانه کردن برخورداری همه مردم از امکانات آموزش دولت را موظف به تربیت انسان هایی بکند که قدر کمک دولت و نظام را بدانند و بمانند و خدمت کنند
به هر حال مقصود از تحریر این نوشته تاکید روی این واقعیت بود که در ایران ما آنها که تصمیم می گیرند به نوعی به فراموش کردن هر آنچه که اتفاق افتاده و مرام و مقصودی که می باید دنبال شود روی آورده اند و از این روی تمام هزینه های صورت گرفته به نتایجی منتهی نمی شود که بتواند باری از روی دوش مردم بردارد و به انگیزه ای برای توسعه مملکت مبدل شود که این بسیار هراس انگیز است فراموش کردن و یا غافل شدن از میثاق نامه همه ملت
