دیشب درصفحه حقوق بانوان که به همت دوست دانشمندم جناب حمید مظاهری راد راه اندازی شده است با برخی ازدوستان دررابطه با موضوع نگاه وتوجه به پدیده های مختلف اجتماعی چون پایین آمدن سن اعتیاد ،ازدواج درسنین پایین و .....مباحثات جامعی داشتیم که پشت بندهمه آنها این نکته بودکه حکومت وظایف خوددرعرصه توجه به نابهنجاری های اجتماعی را فراموش نموده است وازاین روست که پدیده های هولناکی چون مثبت درآمدن آزمایش اعتیاددختری ده ساله و یا موالید سیصدبچه درسال جاری ازمادران ده ساله ویا کمترازآن روبرو شده ایم اما من نظردیگری داشتم و آن این بودکه ما اساسا با مشکلی به نام رخوت فرهنگی مواجه شده ایم و شرایط موجوددرجامعه بیشترازآنکه نتیجه بی توجهی ویا فراموش نمودن وظایف از سوی حکومت باشد منبعث از رخوت فرهنگی است که با ازبین رفتن ظرفیت های تولیدمطالبه درفرهنگ شرایط را به گونه ای سر وشکل داده که هرکسی فکرمی کندآنچه می فهمد وبدان عمل می کند نهایت نگاه وتصوری است که می شد ازیک موضوع خاص بدست آوردو آن را مبنای کاروفعالیت قرار داد ویا حتی با ورودوتغییرمسیر وهدف درفعالیت ها راه را تغییر داد ونتایج درخوری بدست آورد مثلا دولت نهم که مدیریتش با یک فرد با دیدگاه های خاص است با دولت دهم که بازتحت مدیریت همان فرداست ازنظر پرداخت به موضوع و اعمال روش های مدیریتی از زمین تا آسمان فرق می کندویا دردولت هشتم سازمان هایی متولی امور خاص می باشند ودردولت های نهم ودهم آنها برچیده می شوندو دردولت یازدهم دوباره سرکار آورده می شوند.
اینها مثال های زنده ای بودندکه مشاهده وتا حدودی تبعات آن را تحمل نموده ایم وامروزبا محکوم دانستن این اقدامات دردولت های نهم ودهم هرچه انتقاد داریم متوجه آن دولت ها ومسئول مستقیم آن دولت های می کنیم درحالی که اساسا نه شخص ریاست جمهوروقت ونه اعضای هیئت دولت های نهم دهم مقصردراین عرصه نبوده اندچون آنها فکرمی کردندکاررا بدرستی انجام می دهندو روشی را که درپیش گرفته اند درست می باشد.
درچرایی بروزچنین پدیده هایی ویا متوقف نمودن فرایندی که به چنین پیش آمدهایی که درآینده منتهی می گردد نیازبه این هست که بگردیم وبا یک کارجدی تحلیلی وتطبیقی وبا ارزیابی ومقایسه رفتارهایی که ما انجام می دهیم و به تناسب زمانی که درآن هستیم می بایدکار های کیفی تری انجام داده باشیم برای این سئوال پاسخ یابیم که چرا هرکاری درنزدما و بتوسط ما که انجام می گیرد هزینه هایی بمراتب بیش از دیگر ملل و یا ممالک دارد درحالی که ما سابقه تمدن بیش ازآنها داریم وازنظرمولفه های ساختاری درفرهنگ عمومی بافت فرهنگی قویتری ما را نسبت بدانها موردحمایت قرارمی دهد؟
درعملی نمودن این گشتن ومطالعه کردن محققایکی ازراهها ویا روش های درست می تواند این باشد که ببینیم آرمان ها درنزد آن ملل چگونه شکل می گیرد ویا آنها ازچه راهی و یا روشی خواست وانتظارخودرا سروشکل می دهندتا ما به تاسی از آنها تغییراتی در نحوه شکل دهی به خواست ها وانتظارات بدهیم تا آنجا که چیزی خواست منطقی ما می شود وموظف می گردیم تا با برعهده گرفتن وظایفی آن خواست وانتظاررا محقق گردانیم بهترین انتظارومطالبه وفراگیرترین تغییردر بهبودشرایط ما باشد.
ازاین روی من نیزبه حکم وظیفه خودم را موظف می یابم که دراین تحقیق ومطالعه تمام تلاش خودرا برای برون رفت ازرخوت فرهنگی که درآن گرفتارآمده ایم بکار گیرم تا با برشمردن ضعف های موجود درنوع نگاه و تفسیر شرایط ودرنهایت ضعف های موجوددرروندتصمیم سازی راه هایی را برای برطرف نمودن این رخوت مطرح سازم بلکه با استفاده ازآنها به جای متهم نمودن همدیگردست دردست هم برای تعالی وپویایی فرهنگی تلاش کنیم وراه هایی را ابداع نماییم که با رهپویی درآن بشود انتظاراتی را تدوین وتالیف نمودکه با عمل و پیگیری آنها بشود منطقه هزینه به فایده را درجمیع اعمال فردی و اجتماعی بکارگرفت ویا حاکم ساخت.
ادامه دارد
خداوند کشور خطا میکند
شب و روز ضایع به خمر و خمار
جهانبانی و تخت کیخسروی
مقامی بزرگست کوچک مدار
که گر پای طفلی برآید به سنگ
خدای از تو پرسد به روز شمار
........................................
برای فهم حسی آنچه که سعدی بزرگوار بیان داشته اند روایتی منقول به امام باقر(ع) را نقل می نمایم تا آنانی که مسئولیت تدبیرامورمردم را برعهده می گیرندبدانند که در حوزه قدرت چه تهدید هایی وجود دارد تا برمبنای آن بدانندکه خداونددرروز قیامت ازحاکمان ودرخصوص چه چیزهایی سئوال می نمایند.
یکی از شیعیان به نام عبدالغفار بن قاسم میگوید:
به امام باقر(ع) گفتم:
نظرتان در نزدیک شدن من به سلطان و رفت و آمد به دربار چیست؟
فرمود:
این کار را برای تو صلاح نمیدانم.
گفتم:
گاهی به شام میروم و بر ابراهیم بن ولید وارد میشوم.
فرمود:
«ای عبدالغفار! رفت و آمد تو نزد سلطان سه پیامد منفی دارد:
محبت دنیا در دلت راه مییابد، مرگ را فراموش میکنی، و نسبت به آنچه خدا قسمت تو کرده ناراضی میشوی».
برای آدم هوشیارومتعبد نزدیک شدن به حوزه قدرت این خطرها رادارد حال اگر کسی بخواهدبا دراختیارداشتن قدرت مدهوش پی آمدهای غوطه ورشدن درآن شود ممکن است چه تهدیدهایی دیگری درکمین باشد حرفیست که بایدجواب آن را در وضعیت عمومی مردم جستجو نمود وازاین روست که سعدی حکیم درمقام تفسیرشرایط عنوان می دارندکه اگرتکه سنگی درمسیرراه کودکی که بازیگوش است وبی توجه به عواقب کاربخورد و برای اورنج وتعبی فراهم آید مواخذه آن درروز قیامت ازحاکمی خواهدبود که به این موضوع توجه نداشته که وجود تکه سنگی ممکن است موجب صدمه دیدن به کودکی گردد تا با برداشتن آن چنین امکانی را ازبین ببرد
حال اگرحاکمی با عنایت محض به قدرت فراموش نمایدکه در موقعیتی که قرار گرفته بنا به فرمایش امام باقر(ع) سه خطر عمده دنیا دوستی،فراموش نمودن مرگ و مواخذه قیامت ودرنهایت ناراضی بودن به سهم وتلاش درمسیرتمامیت خواهی وجودداردومی تواند درهرلحظه وزمانی او را به انحراف برده و ازحق قافل گرداند وبدانها گرفتارآید آیا امکان داردکه بتواند اززیربارمواخذه ومحاکمه روزجزا برآید؟
اگر مراد برآید هنوز باشد زود
اگر مراد نیابم مرا امید بسست
نه هر که رفت رسید و نه هر که گفت شنود
............................................................
تحمل دوری وانتظار هرچندبسیارسخت و طاقت فرساست اما دربرخی ازاوقات چون نتیجه شیرینی درپی می دارد منتظر آن را اگرهزاران سال هم طول بکشد تنها به لذت امیدی که به وصل دارد به جان ودل خریدارمی گردد ومی تواند تحمل نماید وحتی با عنایت به اینکه بسیاری اورا ملا مت می نمایند که نمی توان به چنین وعه نا معلومی امیدداشت اما منتظرتنها به زعم اینکه داشتن امیدشیرین است و می تواند آن را تحمل نماید سر درجبین می برد تا بلکه روزی وروزگاری به آنکه منتظرش بوده دس بیابد والحق که این بندازفرمایش جناب سعدی چه قرابت عجیبی داردبا انتظاری که ما شیعیان به ظهور منجی عالم داریم ومعتقدیم که ایشان در روزی همچون امروزو یا روزی که جمعه باشدظهورخواهندنمود تا با برافکندن ظلم وجهل استیلای سالوس وریا را برعرصه های مختلف حضورانسان پایان دهندو دقیقا این انتظارمفهوم روشن همان تحمل انتظارصدهها ساله و به گوش گرفتن طعنه این وآن است که چرا انتظاردارید که بیاید زیرا که با آمدن ایشان دین تطهیرمی گردد از جهل وخرافه ای که بدان بسته اندو حوزه های حیات انسان با بازآفرینی زیبایی زدوده می شود از جفا و ظلمی که براوروا داشته شده است و الحق که انتظاربرای تحقق چنین اهدافی بسیارشیرین خواهدبود
