تاريخ: پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۸:۵۱ ق.ظ
چو خویشتن نتواند که میخورد قاضی
ضرورتست که بر دیگران بگیرد سخت
که گفت پیرزن از میوه میکند پرهیز؟
دروغ گفت که دستش نمیرسد به درخت
.............................. .............................. ....
انجام کار با قاعده طبع وذات مربوط به جانواران پست است و انسان موجودی انتخاب گر است که اگراشتباهی درکاربودازاومواخذه گردد ومجبوربه دادن پاسخ شود براین اساس در زمانه ای که عامل به محقق نمودن هدفی و حفاظت وحمایت ازحدودی مسئول شناخته می شودکه به ماموریتش آنچنان که بایدبپردازد اینگونه نبایدباشدکه او پا ازحدودتعیین شده فراترنهد بلکه بایددقیقا حکمی دهدکه اگرخودش درچنان موقعیتی درمظان اتهام وتنبیه بود راضی به جاری شدن آن جکم باشد ویا اینکه نباشدکه چون خودش نیست ویا موانعی وجود داردکه اجازه نمی دهدتا اوفارغ البال همان کار را انجام دهد حال که دیگران آن کار را کرده اندویا ممکن است که انجام دهندبا شدت عملی بیش از حدودمتعارف مانع ازانجام آن کارگردد.
مثال های آورده شده توسط استاد سخن سعدی مصداق روشنیست ازآنچه که موردنظردرمطلب است ویا به عبارتی سعدی می خواهدبگوید که اگر حکمی و یا محدودیتی می بایدبرای عملی معین شوداین کارنباید از سوی کسی روا شودکه خودبنا بدلایل طبیعی قادرنیست که آن کاررا انجام دهد بلک بایدکسی به قضاوت وداوری بدان کاربپردازدکه خود اگر موقعیتش دست دهدتوان واجازه انجام آن کاررا دارد تا مشخص شودکه دلیل خودداری نمودن ازآن کارنه طبیعی ومحدودیتی غیرقابل جبران بلکه دلیلی کاملا منطقی وعلمی بوده ومی باشد
