پس از بحث و بررسی درچرایی اجتماعی وسیاسی مخالفت امام حسین (ع) با دستگاه بنی امیه سخن را به عرصه عقیده ودلایل ایدئولوژیکی این مخالفت کشاندیم وبا مصداق آوردن آیه شریفه ای ازقرآن کریم عنوان داشتیم که درمیان امت (مجموعه ای از افرادکه درکنارداشتن علایق ووابستگی هایی چون هموطنی ،وابستگی های سببی ونسبی سرنوشت عقیدتی معینی آینده آنها را بهم وصل می نماید)همیشه باید کسانی وجودداشته باشندکه با مزین نمودن خودبه مهارت ها وتخصص شناخت بایدها ونبایدها مواظبت از چگونگی عمل بوظایف و امانت داری ازفرصت ها و منابع توسط مردم و مسئولان را برعهده گیرند
هرچندکه این تنها برعهده دانایان نیست و همه وظیفه دارندکه براین کار اهتمام داشته باشندو به اندازه وسع وتوان خوددردرک موقعیت ها مانع ازانحراف درروندفعالیت های فردی وگروهی درمسیرهای خارج ازحدودشرعی گردند.
وازاین رو بودکه امام حسین(ع) وظیفه خوددانستندکه با تعهد به باز داشتن غاصبان حکومت از دورنگه داشتن عالمانازدخالت درامورمردم و ادامه راه نا اهلانه وغیرمسئولانه، امور امت را به کانال رسمی وواقعی خودبازگردانند ودراین راه بودکه درعرصه امربه معروف سخنی طولانی و عتاب آمیزرا خطاب به صاحبه کبارپیامبر گرامی(ص) روشنفکران و روحانیون مکه بیان فرمودندوازآنان خواستندکه امربه معروف ونهی ازمنکر را که مغفول مانده است باز زایی نمایند تا مبادا که مورد نفرین و تنبیه خداوندواقع شوندهرچندکه به زعم امام بزرگوارآنها تا بدان روز که سکوت نموده بودند دچار مصیبت شده بودند مصیبتی که محصولش همانا دنیا پرستی و جهل گریبانگیر آنان بودجهل ودنیا پرستی که مانع ازشناسایی وظیفه ذاتی خود وعمل بدانها می گردید.
حال دراین بخش آیه دیگری ازقرآن کریم را دررابطه با موضوع امربه معروف شاهد مثال می آوریم تا ببینیم که امام حسین (ع) روی چه ضابطه قرآنی کار به پای ایستادن جانانه وبا تمام قد را دربرابرظلم حاکمان جائر به انجام رساندند و از پیروان خودخواستندکه درطول تاریخ چنین حرکتی را الگوی خویش سازند
قرآن کریم درآیه 114 آل عمران می فرماید:
«یؤمنون بالله و الیوم الأخر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنكر و یسرعون فی الخیرات و أولئك من الصلحین»
به خدا و روز واپسین ایمان میآورند، امر به معروف و نهی از منكر می كنند؛ و در انجام كارهای نیك پیشی میگیرند؛ و آنها از صالحانند.
بدون تردیداگر انسان را موجودی مستقردرزمین برای توبه و دورساختن خود از نفس وهوس برای تزکیه بدانیم و بگوییم که پس ازدست یابی به اهداف مرحله ونهایی روزی فراخواهدرسیدکه او با بررسی پرونده اش و اثبات صلاحیت بازیافته اش درهمنشینی وهمدمی با خدا به سوی او باز خواهد گشت درعمل قبول نموده ایم که هراقدامی و یا فعالیتی که باعث شوداین امربه تعویق وتاخیرافتد مسلم است که زیانش را نه تنها برانجام دهنده آن عمل بلکه بر روند حرکتی تمام بشریت خواهدگذارد
مثلا ظالمی که با انحصاری نمودن منابع وفرصت ها اجازه نمی دهدتا تمام استعدادهای بشر برای انجام وظایف وپیگیری رسالت انسانی شناسایی وپرورش یابددرعمل مانع ازآن می شودکه بشربتواندبا تمام نیروبه مبارزه با موانع برخیزد وبا کنارزدن آنها راه همواری را برای خودبازگشاید واین عملی می باشد که در روزقیامت هم ظالم را زیرتیغ مواخذه خواهدبردکه چرا با محدود نمودن امکان فعالیت برای دیگران تمدن بشر را دچارسکته نموده است وهم آنانی که تن به ظلم داده اندمواخذه خواهندشدکه چرا برای استرداد حق ویژه خودتان که می توانست امکان به جا آوردن وظیفه ورسالتتان را فراهم آوردبه قیام دست نزدید؟
ومسلم است که آن روزآنان جوابی نخواهندداشت وتازه اگرهم حرفی بزنندچون ازغافله حق خواهان وبه مدار حق گروندگان دورشده اندوکاری برای تحقق توبه به انجام نرسانده اند حرفشان تاثیری درسرنوشتشان نخواهدداشت ومثل آنها مثل جمادات وحیوانات پست خواهدبود واززمره انسان که می تواندبه بهشت واردشودو دقیقا به برنامه خلقت داخل شود خارج خواهدگردیدودراین میان مسلم است که وظیفه دانایان به مصداق آینه شریفه قرآن مجیدکه می فرماید:
هل بستوي الدين يعلمون والدين لا يعلمون
آیا آنانکه می دانند با آنانکه نمی دانند برابرند(معنی تحت الفظی)
بسیاربزرگتر و مهمترخواهدبود زیرا که اینان بسیاربیشترازمردم عادی درمقابل انحرافات و آنچه که باعث دورشدن ازصراط مستقیم می گردد مسئولند.
حال اگربا مفاهیم فوق بخواهیم قیام حسین بن علی(س) را درماجرای کربلا ومخالفت با یزید موردارزیابی وبازخوانی قراردهیم آیا به این نتیجه نخواهیم رسیدکه امویان با دوربودن از اعتقادقلبی به اسلام و نرسیدن به جایگاه وموقعیت علمی وتخصصی یک حاکم اسلامی که بتواند مفهوم امت را درک وبرای شکل بخشیدن بدان اقدام نماید امور جامعه را به انحراف برده بودند و راهی را که بایدپیموده می شدتا جامعه اسلامی بتواندبه عنوان بستری مناسب امکان بازگشت انسان را فراهم وآماده نماید مسدودکرده و اجازه نمی دادندتا با بازگشت قدرت به محلی که درآن برای فلاح وصلاح امت استفاده می شود روند تباهی وانهدام منابع وفرصت ها محدود و مسدودگردد
وازاین روی بودکه نه برای امام حسین(ع) به عنوان نوه پیامبر(ص) و میراث دار راه وساختاری که می بایستی با تمام توان به قیام برای برانداختن چنین سازمان وجریانی حرکت نماید بلکه برای هرمسلمانی که خودرا مقیدبه پیروی ازبایدها ونبایدها می شناسدوظیفه ای بسیارروشن محسوب می شدکه برپای خیزد و با اقدام به مبارزه با دستگاه اموی اموررا به مجرای واقعی و تحت شریعت بازگرداند.
زیرا که اگرچنینی نشودهرظالم و منحرفی می تواند سال ها روند حرکتی انسان را مغفول گذارده وهزینه های بازگشت را سنگین کند وازاین روی است که دراندیشه دینی امر به معروف ونهی ازمنکر بسیارمهم تلقی می گردد
ادامه دارد
تاسف بارترین شرایط برای من که همیشه دارای دغدغه انجام درست وظایف می باشم این است که کس دیگری غصه آبرو و اعتباری را بخورد که صاحب اعتبار و آبرو اصلا به فکر آن نباشد وداستان نماینده مجلس و دفترارتباط های مردمی ایشان در شهرستان ابهر از این دست موقعیت ها می باشد که بسیاری از دانایان و تحصیل کردگان شهرستان دغدغه توفیق و فعالیت برای کسب آن را به تن و جان می خرند ولی بدبختانه نماینده محترم و یا ریاست دفتر ایشان اصلا نه تنها دغدغه ای در این مورد از خود نشان نمی دهند بلکه چنان خود را به بی خیالی و یا بی توجهی می زنند که گویی اصلا موضوعیتی به نام دفتر ارتباط های مردمی و تاثیرآن بر سرنوشت شهرستان وجود خارجی ندارد مثلا اگر یادتان باشد در طول دوازده سال دوران پر فراز و نشیب حضور جناب مهدوی در جایگاه نمایندگی مردم منطقه در مجلس نیرو های فکری فراوانی که یکی از آنها خود همین ریاست دفتر جناب خان محمدی در ابهربود طی مطالبی در نشریات و یا جلسات مختلف عنوان می داشتند که دفتر ارتباط مردمی نماینده در شهرستان ابهر دارای آن تحرک و قابلیت لازم برای رتق و فتق امور مربوط به نماینده نمی باشد ودر آن مدت متاسفانه نه خودمهدوی که توان دریافت مطالب را داشت دنبال این موضوع بود که با اعمال تغییرات متناسب با شرایط خواست و انتظار دانایان ابهر را جامه تحقق بپوشاند ونه ریاست دفترایشان بدلیل عدم قرابت علمی و تجربی با مسئولیتی که بر دوش داشت این ظرفیت را از خودنشان می داد که برای نزدیک ساختن نماینده به فهم دقیق خواست و انتظار لایه هایی از جامعه که دغدغه توسعه داشتند کاری به انجام رساندو یا دست به فعالیتی بزند!!! اما هرچه بود گذشت و نوبت کار و فعالیت به نماینده ای رسید که به خاطر اتکایش برمدرک ومسند علمی و استادی دانشگاه می تواند نماینده ای ازلایه های تحصیل کرده و دانش آموخته شهرستان های ابهر و خرمدره محسوب گرددو گویا رئیسی برای دفترارتباط های مردمی خود در ابهرانتخاب نموده که حداقل در ادعا خود را فردی با ظرفیت و قابلیت فهم وهمراهی با پیشنهاد ها وانتظارات لایه های روشنفکر جامعه نشان می دهد اماچرا این دو فرد که می توانند به نوعی ترکیب آرمانی را در ایجاددفتری فعال و با برنامه نشان دهند در مدتی که از انتخابات می گذرد ویا مجلس کاررسمی خود را آغاز نموده ازخودتحرک لازم را نشان نمی دهند و یا دغدغه اعتبار و آبروی لایه هایی از جامعه را که نمایندگی آنها را دارند نمی کنند و برای فرو نشاندن این دغدغه اقدامی که بتوان بدان نام سازمان دهی و یا عمل تشکیلاتی نهاد به انجام نمی رسانند؟ سئوالیست که در پاسخ به آن(نماینده و رئیس دفترایشان) حتما خواهند فرمود که ما اقدامات خود را آغاز نموده ایم و با اجاره محل وانتخاب رئیس دفتر و واگذاری اختیارات به ایشان و فراخواندن برخی از نزدیکان فکری رایزنی هایی را در زمینه پر و پیمان نمودن فعالیت ها در دفترآغاز نموده ایم واگر فردی نتوانسته اطلاعی از موضوع بدست آورد مشکل خود ایشان است که از قافله بیرونند.چنین احتمالی ممکن است که رخ داده باشد وحتی اگرچنین باشد جای بسی خوشحالی خواهد بود اما چیزی که نگارنده با اتکاء به تجربه چندین ساله آشنایی با روند فعالیت های فکری وتشکیلاتی مخصوصا در موضوع نمایندگان مجلس از آن در هراس است این است که ما درابهر با دو گروه از کنش گران سیاسی روبرو هستیم که متاسفانه این دو گروه در طول سال های پس ازانقلاب همیشه در دست بدست نمودن قدرت نقش داشته اند
گروهی ازآنها که مهدوی نمایندگی آنها را داشت اتکای تصمیم سازی های خود را بر مجموعه متعصبی ازباز نشستگان فرهنگی و معتمدین بازاری نهاده بود که مشخص بودمحصول فکری تولیدی این گروه چه خواهد بودآدم هایی که فکر می کردنداگرمهدوی نباشد تعادل جهان هستی به هم می خورد و بایداو انتخاب شود و چون انتخاب می گردید این حس در آنها ایجادمی شد که اگر مهدوی بخواهد با دیگران طرف مشورت گردد حتما او را با افکارانحرافی ازراه بدر خواهند کرد و از این جهت خود را دایه دلسوزتراز مادر نشان داده ومهدوی را از داشتن ارتباط با لایه هایی از جامعه که دارای افکارعلمی و متکی بر نظم مطالعاتی و تحقیقاتی بودبرحذر می داشتند وهمین ها بودند که اجازه ندادند در طول دوازده سال حضورمهدوی در مجلس دفترایشان به مرکزآمد و شد تحصیل کردگان ودانش آموختگان تبدیل شود.
گروه دیگری که می توان ریاست دفتر نماینده جدید را ازآن گروه دانست مجموعه ای بودند و هستند که حضورو تاثیر گذاری خود را در اطراف نمایندگانی چون امیر جهانی و یا موسوی پوربه منصه ظهوررسانده اند این مجموعه هم به نوعی کپی برابربا اصل همان اطرافیان مهدوی می باشندکه با انحصاری نمودن ارتباط نماینده به افرادی خاص اجازه نمی دهندکه فکر و طرح واقع بینانه به حوزه رفتاری نماینده وارد گردد اینان هم با بدبین نمودن نماینده به این و آن( ومحدود نمودن ارتباط او با جریانی عمدتا محفلی که خوب می گویندو می شنوند ولی چون برمی خیزندتا کاری انجام دهند همه گفته ها فراموش می گردد) باعث محدود شدن ارتباط او به مجموعه ای خاص می شوند که با داشتن نمایه های روشنفکری (بدون تعهد ات عملی آن که در تلاش برای تولید فکر و انتقاد با انتقاداز خود مفهومی می گردد) فاقدخلاقیت وتحرک لازم برای اداره سازمان یافته جامعه می باشند(جامعه ما ازاین گروه تجربیات فراوانی دارد واین تجارب را در دوازده سال اقتدار امیر جهانی و موسوی پوربدست آورده است).
پس در عمل اگرقرارباشد که در دفتر ارتباط مردمی نماینده فعلی هم بر پاشنه ای بچرخد که در دوره های نمایندگی افرادی چون امیر جهانی وموسوی پور گردیده است باید فاتحه این چهارسال را هم خواند زیرا که آزموده را آزمودن خطاست و یا امید بستن به چیزی که از آن ثمری بر نیامده خود را فریب دادن است.
دربخش پیشین مطلب پس از واگویه ای که برمشکلات موجوددر استان ها داشتیم بحث جامعی را درموضوع ساختارسنتی که مانع حضورونقش آفرین دارندگان تخصص ودانش روزآمد درمسائل می گردد ارائه نمودیم ودراین شماره بحث دیگری را ارائه می نمایم تحت عنوان
ب- نداشتن آمار واطلاعات دقیق از متخصصان وتوان مندان فکری درسطح استان
ساختارسنتی واتکای جامعه به حل مشکلات وبرقراری روابط برمبنای روش های عامیانه وکدخدا منشی منجربه آن شده که با وجودمراکزمتعدد آموزش عالی که می تواندومی بایدبه کاربومی نمودن تولیدعلم وواردنمودن اندیشه علمی به مجامع تصمیم ساز و مراکزتصمیم گیر بپردازد وخیل عظیمی ازدانش آمختگان که ازاین مراکز تربیت وب هجامعه تحویا داده می شوند همچنان امور برمبنای تمرکز وتوجه به آنچه که کانون های مخفی ومحفلی مطرح می سازندو ازآن دفاع می کنند موردتجزیه وتحلیل واقع شوند وتصمیم سازی ها برمبنای تولیدات فکری ایگونه ازمحافل صورت بگیرد.
وازاین روست که دوباره کاری ها،کندی روندتوسعه،کاهش نرخ رشداقتصادی،بالا رفتن هزینه های تولید وحتی مراقبت ازامکانات و....توان ما را برای اعمال تغییرو تحول درابتدایی ترین امور مبتلابه جامعه به نقصان بردو نظام اجتماعی ما درعهدانفجاراطلاعات ودانش مجبور به چرخش بر محوریت رمل واسطرلاب نمود
پیدایش ودوام چنین وضعیتی مشخصا بد دلایلی استوارمی باشدکه ازاهم آنها می توان به
1- ارکان جامعه ما همچنان علم گریز بوده و روابط خودرا برسنت استوارمی نمایند.
اگرارکان بنیادین اجتماع انسانی را خانواده،سیستم آموزشی و درنهایت صحن علنی جامعه و معادلات ومبادلاتی که دراین صحن به انجام می رسدوتمام تحولات درمتن این سه عرصه شکل می گیرد ودروجودافرادنهادینه می شودبدانیم درکدام یک از شهرستان ها ویا استان های ما مناسبات حاکم براین عرصه را مناسبات شکل گرفته برمبنای نگاه وبرداشت علمی از امورسر وشکل می دهد ویا کدام خانواده را سراغ داریدکه با توجه به داشتن فرزندان فارغ التحصیل درمقاطع عالی آموزشی مناسبات خود را بر مشارکت ومشورت بنیادنهاده باشد ویا درکدام صحن علنی ازجامعه ما می توانیداستیلای منطق مشورت برحوزه های تصمیم سازی وتصمیم گیری را مشاهده نمایید.
مسلم است که درخانواده ای که امور بر تسلط دیدگاه پدر سالارانه آن هم ازنوع سنتیش به حرکت درمی آیدو یا درجامعه ای اعمال اقتداربرمحوریت دیوان سالاری سنتی صورت می گیرد نمی توان منتظروشاهد تغییرات وتحولات علم بنیان بود
2- متخصص فارغ التحصل جامعه ما اعتبارخودرا ازمجامع ومحافل سنتی دریافت می دارد
مشخص است که انتشار مناسبات مبتنی بر سنت ازخانواده و دیوان سالارانه ازجامعه اجازه نمی دهدکه اعتبار و موقعیت محترم اجتماعی برمبنایی ابداع و تنوع درنگاه توزیع گردد و مسلم است که در چنین شرایطی دانش آموخته مسلح بدانش نوین نمی توانددیدگاه ونظرات خودرا عریان وشفاف دراختیارجامعه قراردهدویا دیدگاه های سنتی درجامعه را به چالش کشدزیرا که اعتبار مرجعیت برای جامعه را کانون هایی صادرمی نمایند که نمی توانندنگاه نو را خارج ازقواعدوقالب های خودبپذیرندوبا آنها همسوگردند
ازاین روست که نخبه فکری وابزاری مجبور است ابتدا عرض وطول خود را تحدیدنمایدتا بتوانددرقالب های سنتی جا بگیردودر گام بعدازاندازه های فکری خودبکاهد ونظرورای خودرا به گونه ای شکل دهد که با قواره فکری مور قبول جامعه تضادی نداشته باشد ویا به عبارتی دانش آموخته می باید با آراستن خودبه مظاهرجدیدی از تکنولوژی ودانش که نشانگر وابستگی آنان به آن جایگاه است به زبانی حرف بزندو از اصول وقواعدی برای اثبات رای ونظر خوداستفاده نمایدکه موردتایید مجامع دیوانی ومحافل ریش سفید جامعه وخانواده باشد وگرنه یا کسی حرف او را نخواهدشنیدویا اینکه حرف اوبرعلیه خودش مورداستفاده واقع خواهدشد ومسلم است که درچنین شرایطی بسیاری ازتحصیل کردگان صواب را درآن می بینندکه اصلا تولیدفکری نداشته باشندویا حرفی برزبان نرانندتا دچارمشکل نشوند.
3- ساختاراجتماعی ما دوام وقوام تحمل تحول وتغییررا ندارد
رسوب عملکردی واثربخشی آیتم هایی که بدانها اشاره شد لایه های سخت وشکننده ای را بوجودآورده است که کمترین تلنگری می تواندتمام ساختاررا درهم فرو ریزد وازاین روست که درشهرستان ها و روستاها دانش آموختگان از قرارگرفتن درمتن چالش های فکری ورفتاری دوری می گزینندو کمترین تحرکی را برای مواجه با شرایط و تلاش برای تغییردر آنها به خود نمی دهند واین امکان مانور را به حداقل رسانده و ثبات وبی تحرکی موجبات بی رمقی و نا امیدی را پدیدارساخته است تا جایی که تقویم سیاسی می آیدومی رودودردرون وبیرون مجموعه های اداری نیروهای بالنده جدیدی که بتوانندبا دمیدن روح تحول خواهی ویا تجدد جویی حرکتی را بیافرینند دیده نمی شوندو یا پرورش نمی یابند تا جایی که همان اندک تحرکی هم که معتمدان به همگرایی وهم اندیشی ویا حساسیت به شرایط می دادند نابودمی گردد وازبین می رود.
به اجمال آنکه مدیران میانه دولت که قراراست دراستان ها مشغول به انتقال اهداف دولت وتلاش برای تحقق آنها گردند درکناردغدغه فراهم آوردن فضای هماهنگی وهمکاری،اعتبارات وبودجه می باید برای اعمال تغییرات جدی درروند شکل گیری نوع نگاه و استفاده ازدانش آموختگان ویا برطرف نمودن نگاه و روش مسلط سنتی برتصمیم سازی وتصمیم گیری فکری اساسی بکنند وگرنه با روش و شرایطی که همینک بر مناطق مختلف استان ها حاکم است دیرنخواهدبودکه درآنها اساسا کسی پیدا نخواهدشدکه برای تغییر ومدیریت آن حوصله ووقت بگذارد ودر نتیجه فضای رخوت وسکون موجبات ازبین رفتن آن اندک رمق همگرایی وتلاش جمعی هدفمندرا هم ازبین خواهدبرد ویا به نوعی همه چیز را متصل ومرتبط به دولتی خواهدنمودکه می بایدبرای تمام نقاط کشورخودفکر تولیدکند واندیشه برای رفع موانعش داشته باشد
ادامه دارد
نخوانده درس محبت ،وفا چه میدانی ؟
ندیده دردجدائــــی ،جــــدا مشو از دل
طبیب روح و دل من ،دوا چه میدانی ؟
نخورده خون جگر،حال من کجــا دانی
بلای زندگــــــی من ،بلا چه میدانی ؟
فقیر درگه این عشق خانمــــانسوزم
توشاه ملک وجودی ،گدا چه میدانی؟
مگر خدا دل تو مهــــــــربان کند با من
ولی تو کـافر مطلـق خـدا چه میدانی ؟
چه شامهــــا که دلــــم با تو گفتگو دارد
تو قبلـــه گاه دل من ،دعـــا چه میدانی ؟
صفای اهل نظر روی پاک وروشن تست
به پای دل ننشستی ،صفا چه میدانی ؟
ز رشـــــک مردم و بر روی غیر خندیــــدی
تو ای امیـــد دل من ،حیـــــــا چه میدانی ؟
پریــــدم از سرکویت به سنگ طعنه دریغا
بتا توجغدشناسی ،هما چه میدانی ؟
اگردوستان عزیز یادشان باشددرآخرین شماره سلسله مطالبی که با عنوان چابک سازی نیازواقعی شهرداری ابهرتقدیم حضورگردید با اشاره به الزام داشتن مدل و الگوی مناسب ازمعماری چابک سازی شده برای سازمان شهرداری سخن به میان آوردیم وبیان داشتیم که دراین نوع ازمعماری که با مفهومی چون استادی درساختن مورداستناد قرارداده می شود هدف درحوزه هایی چون ﻋﻠﻢ و ﻫﻨﺮ ﻃﺮاﺣﻲ و ﺑﻨﺎ ﻛﺮدن ﺳـﺎﺧﺘﻤﺎن ﻫـﺎ، ﺷﻴﻮه و ﺳﺒﻚ ﻃﺮاﺣﻲ و ﺗﻮﻟﻴﺪ ، ﺳﺎﺧﺘﺎر ویا به عبارتی ﺗﻌﻴﻴﻦ اﺟﺰا، ﺗﻮاﻟﻲ و ﺗﺮﺗﻴـﺐ آﻧﻬـﺎ معین می گردد ویا این هنر عمدتا درجایی حضورمی یابد که درآن اﺑﻌﺎدي ﻏﻴﺮ ﻣﻌﻤﻮل، ﭘﻴﭽﻴﺪﮔﻲ ﺑﻴﺶ از ﺣﺪ، ﻳﺎ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪي ﻫﺎي ﺧﺎص حضور دارد تا با کاستن از شدت ویژگی های مزبور(اﺑﻌﺎدي ﻏﻴﺮ ﻣﻌﻤﻮل، ﭘﻴﭽﻴﺪﮔﻲ ﺑﻴﺶ از ﺣﺪ، ﻳﺎ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪي ﻫﺎي ﺧﺎص)بتواندسازمان را برای تحقق اهداف ذاتی خود هدایت وزیر بلیط مدیریتی بگیرد.
مسلم است که تا بدینجای کار از موضوعی علمی وبسیاربدیهی سخن گفته شده است که هرمدیری می باید آشنایی ضمنی با آن داشته باشد مگرآنکه مدیر محترم مدیرسنتی وغیرپراگماتیسمی باشدکه بخواهدبا دلبستن به شعارها و آرمان های بسیار خیال پردازانه سازمان وفرصت های موجود را دچارحیرانی بنماید
وگرنه مدیری که با علم روزآشنایی دارد وضرورتا دریافته است که سازمانش در پیگیری اهدافی با ابعاد غیرمعمول مجبوراست به وظایفی با پیچیدگی های بیش از حد تن بدهدتا نیازمندی های خاصی را تامین کندحتما دنبال چابک سازی درسازمان می رودکه ازمختصات آن بهره گیری ازمدیریت مشارکتی با اعتقاد به ارتباط افقی وهماهنگی وهمکاری بین بخشی می باشد و جا انداختن این امر مسلم است که به ابزارهای کارآمدی نیازمندخواهدبودکه ازجمله آنها می توان به
1- ایجادحوزه ستادی قوی
2- بومی نمودن مدیریت
3- ایجاد واحدروابط عمومی تحلیل گر
4- هدایت سازمان به سوی پاسخ گو دانستن خود
5- تدوین نظام ارزیاب ومقایسه گر در داخل سازمان
6- تفسیر دقیق وبه روز اهداف سازمانی
7-....
اشاره نمود که متاسفانه تا به امروزدرشهرداری ابهر چنین اتفاقی طراحی و به اجراء درنیامده است که درآسیب شناسی پیدایش چنین وضعیتی می توان به موارد خاصی اشاره نمودکه عبارتنداز
1- عدم آشنایی دوستان تصمیم گیر درانتخابات وانتصابات داخلی سازمان با تناسب کارواگذارشده با ظرفیت های علمی ومهارتی نیروی انسانی موردنظر
دردلیل این پارا مترموثر می توان اینگونه ابراز نظرنمودکه دارندگان قدرت انتخاب ویا انتصاب هیچگاه نخواسته اند که بگویند دلیل نیازبه این پست سازمانی در سازمان چه بوده تا برمبنای آن دلیل نیروی دارای دانش ومهارت را برگزینندبلکه آنها گفته اندکه چون این پست وجود داردوخالی می باشد وحتما می بایدکسی برآن کرسی تکیه نموده باشدپس بهتراست کسی را برآن بنشانیم که
الف- وفادار به ما باشد
ب- ازاعوان وانصارما باشدتا اگرقراراست پولی هم به جیب او برود تاثیری برای ما هم داشته باشد وازاین روست که تصمیم گیرندگان بمثابه مرکزکاریابی عمل نموده و عملا تعدادی ازاعوان وانصارخودرا به مجموعه تحمیل نموده اند
2- عدم تبیین مواضع تصمیم گیرندگان درمقابل اهداف سازمانی. افرادبرگزیده ازسوی مردم در دوران تصدی موضوع تصمیم گیری توسط شوراها و یا انتخاب شهردارتوسط وزارت کشورو استانداری ها تصمیم گیران یا آشنا به اهداف سازمانی شهرداری نبوده اندو یا بوده اندولی تعهدی که بتواند آنان را به داشتن موضع سرسخت دربرابر عدم تحقق آن اهداف وادار نماید درخوداحساس نمی نموده اند وازاین روی یا اهداف مغفول مانده وسازمان راه دیگری را رفته است مثل دوران شورای دوم وشهرداری علایی مقدم ویا اینکه اهداف اساسا شناسایی نگردیده اما چون شهردارتوان مندبوده شهرداری اقداماتی انجام داده که ماندگاربوده انداما چون اقدامات برمبنای نیازسنجی نبوده نیازهای واقعی تر فراموش گردیده اندمثل دوران شهرداری صبری درشورای اول
3- عدم مدیریت علایق عناصربکارگرفته شده برای تلاش درمسیرتعالی سازمان.
مثل معروفی وجودداردکه درآن گفته می شودکه حرمت امامزاده را خادم آن اعتلا می بخشد و منظور این است که اگر مجموعه ای با صرف هزینه های سنگین و پرداخت رانت های فراوان قادرنمی شودکه امورخودرا بدرستی به انجام برساندو یا خودرا سازمانی متعالی معرفی کنداین ناشی ازآن است که نیروهای درونی آن تعصبی نسبت به خودوسازمان ازخودنشان نمی دهند ویا تلاش نمی کنندتا با کاستن از ضریب اشتباهات و افزودن بر درستی ضریب نفوذتصمیم ها سازمان را با سرعت و ضریب خطای پایین به سوی کسب موفقیت همراهی وهدایت نمایند.
با نگاهی اجمالی به موارد مطرح شده درفوق نیازبه این موضوع احساس می شودکه ابزارهای موردنیاز مدیریت و سازمان شهرداری ابهر به صورت مبسوط موردبحث وبررسی قرارگیرد تا دوستان ما درشورا که شعارهای محوری خود را بر
شهری یکچارچه،هماهنگ،برنامه محور،توانمند،شهروندمدار،امن،سرسبزوزیبا،معنوی، عدالت گراوآباد وبا نشاط قراردادهاندبدانندکه برای تحقق این شعار جامع وزیبا به چه ابزارهای کارآمدی نیازمندخواهندبود
ادامه دارد
سالگشت حماسه بزرگ عاشورا وشهادت سیدو سالارشهیدان ابا عبدالله الحسین(ع) ویاران آزاده ورشیدش برتمام پیروان آزادی خواه وعدالت جوی آن تاریخ سازان تهنیت وتسلیت باد
