تاسف بارترین شرایط برای من که همیشه دارای دغدغه انجام درست وظایف می باشم این است که کس دیگری غصه آبرو و اعتباری را بخورد که صاحب اعتبار و آبرو اصلا به فکر آن نباشد وداستان نماینده مجلس و دفترارتباط های مردمی ایشان در شهرستان ابهر از این دست موقعیت ها می باشد که بسیاری از دانایان و تحصیل کردگان شهرستان دغدغه توفیق و فعالیت برای کسب آن را به تن و جان می خرند ولی بدبختانه نماینده محترم و یا ریاست دفتر ایشان اصلا نه تنها دغدغه ای در این مورد از خود نشان نمی دهند بلکه چنان خود را به بی خیالی و یا بی توجهی می زنند که گویی اصلا موضوعیتی به نام دفتر ارتباط های مردمی و تاثیرآن بر سرنوشت شهرستان وجود خارجی ندارد مثلا اگر یادتان باشد در طول دوازده سال دوران پر فراز و نشیب حضور جناب مهدوی در جایگاه نمایندگی مردم منطقه در مجلس نیرو های فکری فراوانی که یکی از آنها خود همین ریاست دفتر جناب خان محمدی در ابهربود طی مطالبی در نشریات و یا جلسات مختلف عنوان می داشتند که دفتر ارتباط مردمی نماینده در شهرستان ابهر دارای آن تحرک و قابلیت لازم برای رتق و فتق امور مربوط به نماینده نمی باشد ودر آن مدت متاسفانه نه خودمهدوی که توان دریافت مطالب را داشت دنبال این موضوع بود که با اعمال تغییرات متناسب با شرایط خواست و انتظار دانایان ابهر را جامه تحقق بپوشاند ونه ریاست دفترایشان بدلیل عدم قرابت علمی و تجربی با مسئولیتی که بر دوش داشت این ظرفیت را از خودنشان می داد که برای نزدیک ساختن نماینده به فهم دقیق خواست و انتظار لایه هایی از جامعه که دغدغه توسعه داشتند کاری به انجام رساندو یا دست به فعالیتی بزند!!! اما هرچه بود گذشت و نوبت کار و فعالیت به نماینده ای رسید که به خاطر اتکایش برمدرک ومسند علمی و استادی دانشگاه می تواند نماینده ای ازلایه های تحصیل کرده و دانش آموخته شهرستان های ابهر و خرمدره محسوب گرددو گویا رئیسی برای دفترارتباط های مردمی خود در ابهرانتخاب نموده که حداقل در ادعا خود را فردی با ظرفیت و قابلیت فهم وهمراهی با پیشنهاد ها وانتظارات لایه های روشنفکر جامعه نشان می دهد اماچرا این دو فرد که می توانند به نوعی ترکیب آرمانی را در ایجاددفتری فعال و با برنامه نشان دهند در مدتی که از انتخابات می گذرد ویا مجلس کاررسمی خود را آغاز نموده ازخودتحرک لازم را نشان نمی دهند و یا دغدغه اعتبار و آبروی لایه هایی از جامعه را که نمایندگی آنها را دارند نمی کنند و برای فرو نشاندن این دغدغه اقدامی که بتوان بدان نام سازمان دهی و یا عمل تشکیلاتی نهاد به انجام نمی رسانند؟ سئوالیست که در پاسخ به آن(نماینده و رئیس دفترایشان) حتما خواهند فرمود که ما اقدامات خود را آغاز نموده ایم و با اجاره محل وانتخاب رئیس دفتر و واگذاری اختیارات به ایشان و فراخواندن برخی از نزدیکان فکری رایزنی هایی را در زمینه پر و پیمان نمودن فعالیت ها در دفترآغاز نموده ایم واگر فردی نتوانسته اطلاعی از موضوع بدست آورد مشکل خود ایشان است که از قافله بیرونند.چنین احتمالی ممکن است که رخ داده باشد وحتی اگرچنین باشد جای بسی خوشحالی خواهد بود اما چیزی که نگارنده با اتکاء به تجربه چندین ساله آشنایی با روند فعالیت های فکری وتشکیلاتی مخصوصا در موضوع نمایندگان مجلس از آن در هراس است این است که ما درابهر با دو گروه از کنش گران سیاسی روبرو هستیم که متاسفانه این دو گروه در طول سال های پس ازانقلاب همیشه در دست بدست نمودن قدرت نقش داشته اند
گروهی ازآنها که مهدوی نمایندگی آنها را داشت اتکای تصمیم سازی های خود را بر مجموعه متعصبی ازباز نشستگان فرهنگی و معتمدین بازاری نهاده بود که مشخص بودمحصول فکری تولیدی این گروه چه خواهد بودآدم هایی که فکر می کردنداگرمهدوی نباشد تعادل جهان هستی به هم می خورد و بایداو انتخاب شود و چون انتخاب می گردید این حس در آنها ایجادمی شد که اگر مهدوی بخواهد با دیگران طرف مشورت گردد حتما او را با افکارانحرافی ازراه بدر خواهند کرد و از این جهت خود را دایه دلسوزتراز مادر نشان داده ومهدوی را از داشتن ارتباط با لایه هایی از جامعه که دارای افکارعلمی و متکی بر نظم مطالعاتی و تحقیقاتی بودبرحذر می داشتند وهمین ها بودند که اجازه ندادند در طول دوازده سال حضورمهدوی در مجلس دفترایشان به مرکزآمد و شد تحصیل کردگان ودانش آموختگان تبدیل شود.
گروه دیگری که می توان ریاست دفتر نماینده جدید را ازآن گروه دانست مجموعه ای بودند و هستند که حضورو تاثیر گذاری خود را در اطراف نمایندگانی چون امیر جهانی و یا موسوی پوربه منصه ظهوررسانده اند این مجموعه هم به نوعی کپی برابربا اصل همان اطرافیان مهدوی می باشندکه با انحصاری نمودن ارتباط نماینده به افرادی خاص اجازه نمی دهندکه فکر و طرح واقع بینانه به حوزه رفتاری نماینده وارد گردد اینان هم با بدبین نمودن نماینده به این و آن( ومحدود نمودن ارتباط او با جریانی عمدتا محفلی که خوب می گویندو می شنوند ولی چون برمی خیزندتا کاری انجام دهند همه گفته ها فراموش می گردد) باعث محدود شدن ارتباط او به مجموعه ای خاص می شوند که با داشتن نمایه های روشنفکری (بدون تعهد ات عملی آن که در تلاش برای تولید فکر و انتقاد با انتقاداز خود مفهومی می گردد) فاقدخلاقیت وتحرک لازم برای اداره سازمان یافته جامعه می باشند(جامعه ما ازاین گروه تجربیات فراوانی دارد واین تجارب را در دوازده سال اقتدار امیر جهانی و موسوی پوربدست آورده است).
پس در عمل اگرقرارباشد که در دفتر ارتباط مردمی نماینده فعلی هم بر پاشنه ای بچرخد که در دوره های نمایندگی افرادی چون امیر جهانی وموسوی پور گردیده است باید فاتحه این چهارسال را هم خواند زیرا که آزموده را آزمودن خطاست و یا امید بستن به چیزی که از آن ثمری بر نیامده خود را فریب دادن است.
