حال اگراین تفاسیر را بکناری بگذاریم وازمنظر روانشناسی به موضوع نگاه کنیم آیا متوجه این واقعیت نخواهیم شد که خطرکردن به آدمی شهامتی را ارزانی می داردکه درپناه آن می شودکارهای بزرگ و سخت را به انجام رساند وهمین شهامت ویژگی می باشدکه اگر درنهادفکری فردهم زمینه ای شودسینه ای را به اوخواهدداد که سعه صدرش مثال زدنی خواهدبود ویا به عبارتی با قبول انتقاداتی که ازاومی شودمی تواندبه تشخیص سره ازناسره برسدو با این کارازهزینه های فعالیت بکاهد و برسرعت دست یابی به توفیق بیافزاید
حال بیاییدهمین موضوع را به صحن علنی جامعه ببریم و بررسی کنیم که چگونه می شودبا درانداختن خودو گروه هایی که به آنها وابستگی داریم با شرایط غیرقابل پیش بینی دنبال موفقیتی باشیم که بدست آوردنش حداقل سخت اما افتخارآمیزخواهدبود.
همانگونه که می دانید درصحن علنی جامعه چندعامل مهم وجود داردکه الزام به ریسک نمودن را بالا می برد که اولین آن محدودیت درمنابع شناخته شده است
زیرا که این محدودیت آدمی را وا می داردکه برای بچنگ آوردن آن قبل ازآنکه دیگران آن را مال خودکنند خودرا به خطراندازد.
دومین عامل فرصت های دست یابی به توفیق است که آنهم محدودوتحت تاثیر مستقیم لابی ها ورانت های پیدا و پنهان است که اگرفردی قدرت درک موقعیت وشهامت ریسک نداشته باشد مسلم است که امکان گذشتن ویا پشت سرگذاردن تاثیرآنها برای بهره بردن ازفرصت برای او غیرممکن خواهد بود
سومین عامل رقابتی بودن عرصه فعالیت های فردی و اجتماعی است که بازاگرفردی قدرت ریسک پذیری بالایی نداشته باشدمسلم است که دراین فضا امکان توفیقی برایش نمی توان متصورشد.
چهارمین عامل فهم متغییربودن شرایط است تا جایی که درفرهنگ ما مصداق در روی یک پاشنه نمی چرخد برایش درنظرگرفته اند وازاین روست که فردبایدهمت خود را صرف گذر از دردرزمانی که پاشنه موافق اومی باشد بنماید واین ریسک را می طلبد.
پنجمین عامل به خودشخص برمی گردد و اعتمادی که به خودش دارد فردی که می تواندبه تحلیلی دقیق ازتوان وظرفیت خوددست بیابد و آن را برشرایط موجوددرجامعه منطبق سازدمسلم است که می باید قدرت ریسک پذیری بالایی داشته باشد
ششمین عامل مطمئنا به حاکمیت ومسئولانی که تدبیر امورمردم را برعهده دارندوموظفندکه تسهیلات لازم برای فعالیت های مردم را مهیا سازندمربوط است زیرا درجامعه ای که دولت به عنوان عاملی حمایت وهدایتی پشت سرمردمش قرارمی گیردو ازآنها حمایت می کندواین را درمقاطعی ازتاریخ به اثبات رسانده مسلم است که مردم با خطرپذیری بیشتری عمل می کنند.
هفتمین عامل برمی گردد به زمینه ای بودن فعالیت های مطالعاتی وپژوهشی درکلیه تصمیم سازی ها وتصمیم گیریها زیرا که به هزمیزان مطالعه وتحقیق راه نما و هدایتگرفعالیت ها باشدخطرپذیری افزون خواهدگردید.
هشتمین عامل برمی گردبه نوع نگاه واطمینانی که به آینده وجود داردزیرا مردمی که نا امید ومایوس ازادامه راه وامید به آینده می باشندمسلم است که جرات خطرکردن به خودنمی دهند.
نهمین عامل برمی گرددبه نوع تلعیم وتربیت و استیلای واقع بینی ودوری از واقع پنداری که به هرمیزان سیستم آموزشی وتعلیمی جامعه افرادرا برای رویارویی با واقعیت ها آماده نموده باشدمسلم است که خطرپذیری درنزداین افرادبرای بدست آوردن موفقیت بالا خواهدبود
دهم .....
اما اگرهمه این عوامل را کناربگذاریم و به خودانسان ویژگی های روانشناختی اوباز گردیم ملاحظه خواهیم نمودکه انسان ذاتا موجودی موفقیت دوست است وازاین منظرتلاش می کندکه خود را با انجام کارهای سخت وخطر ناک ازدیگران بالاتر نشان دهد و این رمز وجود تفاوت در عملکردافراد وحتی تاریخی شدن چهره آنهاست زیرا آنانی که یقین می کنندکه می توانندو یا بایدانجام دهندکارهایی می کنندکه چهره واعتبارآنها را تاریخی می سازد وآنهایی که همیشه خودرا با ترس و دورنگه داشتن از مواجهه جسارت آمیزهمراه می یابند نه تنها تاریخی نمی شوند بلکه مزاحمینی می گردندکه دست وپای دیگران راه هم برای آنکه شرایط را به هم نزنند می گیرند ودرنهایت اینکه انسان موجودی است که می تواندبا مدیریت حوادث موفقیت را مال خودکند واما انسان هایی هستندکه با ایجادحوادث ومدیریت آنها خودرا تاریخی می سازند واینان همان ریسک پذیرانندکه درهمیشه تاریخ طلایه داران تمدن انسانی بوده اند