تاريخ: چهارشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت: ۹:۸ ق.ظ
روزی مولا (س)به بازار بصره آمد و مردم راديد آنچنان سرگرم خريد و فروشند که گويي خود را از ياد برده و از هدف انساني به کلي غافل شده اند . با مشاهده اين منظره طوري متاثر گرديد که به شدت گريست . و سپس فرمود : اي بندگان دنيا و اي کار گذاران اهل دنيا : شما که روزها سر گرم معامله و سوگند خوردنيد و شبها با بي خبري در بستر خواب آرميده ايد و بين شب و روز، از آخرت و حساب و کتاب آن غافليد پس چه وقت ، خود را براي سفري که در پيش داريد مجهز مي کنيد و براي آن توشه بر مي داريد و در چه زمان به روز قيامت مي انديشيد و به فکر معاد مي افتيد . الحديث جلد 2 صفحه 412
براستی اگر امام برحقمان امروز ازخیابان های شهرهای ما می گذشت واحوال شیعه هایی چون ما را می دید چه می گفت و با کدام ابراز اجساسات وکدام کلمات اندرزمان می داد من که فکرنمی کنم ایشان با آن همه بلاغت در کلام می توانستندکلماتی برای توصیف وضعیت روحی و روانی ما گرد هم آورند زیرا که اگر آن روز رفتار مردم در بازاربصره که شهری کوچک وبا امکانات بسیارناچیزنسبت به شرایط امروز بود آنچنان ایشان را منقلب می نمایدکه به سختی به حال وروز مردمان می گریند وبا کلماتی تندآنان را مردخطاب وعتاب قرارمی دهند مسلم است که با دیدن ما که دردود ودم گرفتار و برای بدست آوردن موقعیتی دنیوی نه تنها به قسم وآیه متوسل می شویم بلکه راضی به بی اعتبار وآبرونمودن دیگرهمنوعان می شویم ازتعجب وتحیر یارای گفتارنمی یافتندو فکرمی کنم که ازهول تصور آدم هایی با شرایط ما حتما آن چنان متحول می شدندکه ازشدت آن قالب تهی می نمودند و درهمان حال فریادفزت ورب الکعبه ازاینکه با چنین مردمانی هم عهدنیستندسرمی دادند.
براستی چرا ما دقیقا مصداق روشن فرمایش مولا(ع) شدیم افرادی که تمام اوقات روز را مشغول به فعالیت های مکاره ای می شوند که بالاترین دست آوردش کلاه گذاشتن برسر همه بالخصوص خودشان است وبالاترین هزینه اش ازدست دادن زمانی که فراهم شده بودتا درخدمت خودودیگران وبرای برپایی جامعه ای عاری ازهر اقدام وفعالیت نکوهیده ای باشند وچون شب به آرام گاه خودمی روند تا با فراغت ازتمام زد وبند ها دمی به آسایش بگذرانند خوابشان به کابوسی آلوده می شود که تمام زوایایش تصویر ازاقدامات روزشان است و مابقی آن جسد تهی از روح است که چون سنگ برزمین کوبیده شده است و دراین زندگی تنها چیزی که نیست حضورونقش خداست زیرا که چون شیطان پرستان خودخدا شده ایم خدایی که به جای خلق خوشی وخرمی،وفای به عهد،خدمت به بنی نوع و ایجادمحبت وملاطفت خشم می گیرد ونابودمی سازدچون همه چیز را برای خودمی خواهد درتحقق آن به صغیر.کبیررحم نمی نماید.
ازخودمان گفتیم که می بایدانسانی می پنداشتیم وانسان وارعمل می کردیم وهیچ کدام ازآنها را گردن ننهادیم حال بگذاریدازکارگزارانمان بگویم همان هایی که درکنارما مردمان عادی موردشماتت امام واقع شده اندوهمه شرح احوال ما دراحوالات آنها هم آمده است زیرا که اگرردای امامت و زعامت مردم در گوشه گوشه این کره خاکی ازتن آنها بیرون آورده شود آنها هم ازما خواهندبود.
براستی آیاآنکه خودرا جانشین امام ووالیان ایشان درولایت های مختلف می بیندو براین باورپای می فشرد این فرمایش امام را نصب العین خودساخته است و رفتار وفعالیت روزانه خود را موردبررسی قرارمی دهدتا ببیندکه چقدرفاصله با اصول موردنظرامام (ع) دارد واگرمی خواهد و علاقه منداست که اعمال خودرا با اصول مزبورموردارزیابی قراردهد آیا نمی تواند یک فیلم برداری را موظف نمایدتا ازیک بیست وچهارساعت زندگیش فیلم تهیه شودتا آنها را با فرمایشات امام(س)مطابقت دهدتا ببیندکه اگرامام بزرگوارچنین رفتارهایی را ازایشان ملاحظه می نمود چه فرمایشی درخصوص احوالات اوداشت.
مثلا آیا نماینده ای که درمجلس عصاره فضایل ملت ودرپشت میکروفونی که صدای او را به اقصی نقاط جهان منتقل می داردبه راحتی ازواژه ای چون دستمال کش برای ارائه چهره ای ازدوست وهم مجلسیش استفاده می نماید ودقیقا با معنی این کلمه آشناست وانتقال آن به صحن علنی جامعه را مکروه می شناسدومی کند آیا می تواندبگویدکه نماینده مردم مسلمان درنظامی اسلامیست و یا آن دیگرنماینده که ......
دوستان اینها همه نشانگرآن است که ما همسان مردمان بصره شده ایم که روزمان را معامله و قسم وشبمان را خواب بی خبرانه تشکیل می دهد اما تفاوتمان با مردما بصره دراین است که امامان نیست تا به حالمان گریه کندو ای بسی که ایشان که شاهدتمام اعمال پیروان خوداست درحال گریستن به حال ماست ولی چون دلمان سخت وگوش هایمان کر شده است صدای هق هق گریه های ایشان را نمی شنویم
