ما آدم ها همیشه چشممان دنبال مال ومنال و یا همراهی وحمایت دیگران است و ازاین نظرهمیشه خود وداشته های خود را فراموش می نماییم وچه بسی که دراین راه تلخ کامی های فراوانی هم متوجه ما بشود زیرا آنکه چیزی دراختیاردارد وبه نوعی مال خوداوست مسلم است که آن را به ثمن بخس دراختیاردیگران قرارنخواهدداد ویا حداقل می بایدبرای بدست آوردن آنها هزینه قابل توجهی پرداخت شودکه به نظرنگارنده یکی ازمهمترین آنها شخصیت که همانا اعتیارو آبروویا علامت معرف انسان است می باشد.
براستی آنکه اعتبارو آبروی خود را بر سر دست می گیردو آن را پیش کش می نماید تا منفعتی ببرد و یا به دست آویزی دست یابدمی داندکه دیگرنمی تواند دوباره ازهمان سرمایه گرانقدربهره ببرد و کسان دیگری را مجاب به حمایت ازخودبکند زیرا آنانی که او را برای بدست آوردن منفعتی ویا موقعیتی چون سائلی بر درب سرای دیگری می بینند و تجربه می کنندکه او برای بدست آوردن متاعی پشیز بالاترین داشته های خودرا تقدیم می دارد دیگربرای اواعتباروآبرویی قائل نمی شوندتا درمعامله ای دیگرآن را معادل چیزی بگیرندکه اودرطلب آن است.
ازسوی دیگربایدبه خاطرداشت که مطالبه گر نگون بخت اگربه سرای خودنیک نظربیاندازدبسیاری ازمطالبات ونیازهای خودرا درهمانجا خواهدیافت ودیگرنیازی به بر دست گرفتن کاسه گدایی و تمنا وخواهش نیست وای بسی که سلامت و سعادت اونیز دراین است که درهمان سرای خویش بدنبال مطالبات خودباشدزیرا که هیچ متاع عاریتی را ماندگاری و اثربخشی در عافیت انسانی نیست
