تاريخ: شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت: ۹:۱۶ ق.ظ
اندرزی ازامام علی(ع)
مرد با ايمان خود را در زحمت و رنج قرار ميدهد و مردم در پرتو وي در آسايش و راحتي به سر مي برند . الحديث جلد 3 صفحه 220
.............................. .............................. .............
بی گمان یکی ازموفقیت هایی که شامل حال انسان می شود قرارگرفتن نورایمان در دل او.ست زیرا که این موهبت عاملی می شودکه آدمی افق دیدش وسیع گردد و امکان انجام کارهای با تاثیرمثبت درزندگی خودو دیگران را بیابد که یکی از این امکان ها قرارگرفتن درموقعیت ایجادراحتی و آسایش برای مردم وراضی نمودن آنها از خوداست.
با مطالعه این سطور حتما این سئوال منطقی بر ذهن برخی ازدوستان متبادرگردد که اساسا چرا باید یک نفر برای خوداین احساس را داشته باشدکه برای راضی نمودن دیگران خود را درسختی و فشارقراردهد زیرا که او درقبال تعهدات شخصی خودمسئولیت هایی داردکه اگر بتواندبه همه آنها جامه عمل بپوشاندمی توان گفت که شق القمر نموده است ودیگرفرصتی باقی نمی ماندکه برای دیگران وبه فکردیگران هم باشد.
این حرف درظاهرو باطن درست است زیرا که اگر قراربراین باشدکه همه مردم بوظایف قانونی وتعهدات اخلاقی خودعمل نماینددیگرکسی محتاج این وآن نمی شودکه فردی با احساس تکلیف اخلاقی وتا حدودی به کنارنهادن وظایف وتعهدات شخصی خودبه یاری اوبشتابد.
وازسوی دیگرزمانی که حاکمیت موظف به تدبیرامورمردم وتقسیم بالسویه منابع وفرصت ها وقراردادن آن دراختیار همگان است وهمگان براساس قوانین موظف برانجام تکالیف خودهستند واگربه فعالیت های مدون و تعریف شده عمل ننمایندمی توان گفت که نوعی تمرد را مرتکب شده اندکه اعمال قانون مانع ازادامه این رفتار خواهدشد واموررا به مجرای خودبازخواهدگرداندپس چه نیازی به این هست که افراددیگربا ورود ودخالت در عرصه فعالیت های دولت ویا ترک فعالیت های مستقیم خود دست به یاری دیگران بلنددارند تا از ثمره این نیک رفتاری بهره ببرند؟
درپاسخ به این دو ابهام می توان گفت که کمک به نیازمند را نباید با گدا پروری یکی دانست و این گونه عنوان نمودکه بخشی ازمردم یک جامعه بایدهمیشه نیازمندبه کمک باشندتا آن بخش دیگرکه امکاناتی به خون جگرفراهم آورده اند دستی در جیب ببرندو با بخشش فراهم آورده های خودبه رنج این فرهنگ را دربین عموم مردم جا بیاندازندکه بایدکارخیرکرد و دردستگیری ازبینوایان همیشه پیش قدم بود زیرا که دراین حالت همیشه گروهی ازافرادبا تن دادن به تن پروری خود را وبال گردن دیگران وجامعه خواهندنمود.
پس دراصل کارکمک مختص شرایط خاص وافرادمشخصی می گردد که متاسفانه درجامعه ما این مهم درنظرگرفته نمی شود و مردم فکرمی کنند که کارکمک رسانی وحمایت باید درهمه زمان ها وبه شکل نظام نایافته ای به انجام رسد بلکه درنظام های عقیدتی وحتی سیاسی پیشرفته وضع قوانین وعمل به اصول اخلاقی اساسا مانع از آن می شودکه رفاه اجتماعی آن چنان ازسوی دولت ها مغفول بماندکه پیدایش طبقات، گروهی را برخوردارو گروه دیگری را محتاج نمایدتا گروه اول به کمک گروه دیگربروندو این نشانه ایمان آنها محسوب گردد ویا تعدادی تمام امکانات و فرصت های پیشرفت را دراختیاربگیرندو آنگاه که همه چیز دنیا با غفلت قانون و حتی کمک پیدا وپنهان اعمال کنندگان آن مال آنها شد با بذل وبخشش بخش کوچکی از آنچه که به ناحق انباشته کرده اندبهشت را هم با این عنوان که مومنند و به بینوایان کمک می کننددراین جهان خریداری نمایند.
اما شرایط کمک چه موقعی می باشد و کمک کننده مومن دارای چه صفاتی بایدباشد به دو وضعیت متصل است که اولین آن همانا غافل شدن حکومت ازوظایف خوداست ویا به عبارتی حکومت غفلت ازوظایف خودبنماید و یا اینکه بدلیل مناسبات حاکم برساختارش اساسا خود بوجود آورنده اختلافات طبقاتی باشد که دراین صورت برآنانی که امکان کمک به محرومان دارندوظیفه است که در کنار دادن هشدارهای لازم به حکومت و حتی مبارزه برای بازگرداندن آن به جایگاه خود دست یاری محرومان را بگیرند ودوم اینکه در مواقعی وحوادثی که کارامدادبه مردم ازعهده تنها دولت وحکومت سخت می گردد به یاری آن بروندتا با کمک نمودن به نیازمندان آثارمشکل وگرفتاری را به حداقل برسانند واینجاست که ایمان ویا به عبارتی شناخت عمل به شرایط به اعلا درجه خودمی رسد ونتیجه های شیرینی می دهد
