وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت: ۳:۲۸ ب.ظ

عجیب است مزه اعمال قانون کاش همه می چشیدندومی دانستند چه شیرین است.

می گویند حلوای طنطرانی تا نخوری ندانی وبراستی که آدمی تا نخوردنمی داندکه چه مزه ای داردبرخی ازاین حلوا ها که برای آدمی درست می کنند

همانگونه که می دانید ویادرخبرها شنیده اید با تمام اعتراض هایی که شد وعوامل اعمال واجرای سیاست ها ککشان هم نگزیدوکارخودشان را کردند بسیاری ازدرختان کهن سال دربلوارکشاورز تهران سربریده شد و حتی درشهرما ابهرهم تعدادی ازدرختان بدین سرنوشت دچارشدندمخصوصا درمقابل خانه جدیدا التاسیس یکی ازدوستان عضو شورای ابهر وبا تاسی به همین حکایت من هم گفتم که شایدحکمتی درکاربریدن درختان کنارخیابان وجودداردو ازاین روی امروز میلم کشید که دو درخت جلوی خانه یمان را سر ببرم زیرا که با دزدان همقسم شده وباعث شده بودندکه هم خانه من ودامادم و هم خانه همسایه ما را دزد یزندویا ببرد وباوربکنیدکه من چون دزدها را پیدا نکردم ومسئولان را هم دریافتن آنها جدی نیافتم زورم را متوجه گوساله های ملا نصرالدین !!!! نمودم تا به آنها بگویم که اگر دزدها را نتوانم بگیرم وتنبیه کنم شریک دزدها را که می توانم 

اما چشمتان روزبدنبیندگویا که درختان جلوخانه من که عملا درحکم نردبان دزد ها عمل می نمودند نوعشان از نوع درختان شهرتهران ویا درختان جلوی خانه زید  متفاوت بوده ویا هواداران زیادی داشته که هنوز صدای اره نخوابیده و سرشان به زمین نرسیده شخص خودشهردار وبدنبال ایشان چهارماشین شهرداری بهمراه تعدادی مهندس فضای سبز ،مامور نیروی انتظامی،ماموراجراییات و ....به جلوخانه من ریخته و با ابرازهمدردی شدید با درختان که متاسفانه بدلیل کمبود آب نای گریه کردن هم نداشتند ابتدا مرا به شدت زیر رگباری ازشماتت و ...قراردادند که توچرا تو که منتقدی ،توکه ..... وآنهم درروزحبرنگارچرا این کاررا کرده ای مگر نمی دانی که بریدن درخت که ریه طبیعت است خلاف قانون و اصلا خلاف اخلاق است  ومن که از این همه سرعت عمل براستی که هنگ کرده بودم ونمی توانستم ارتباطی بین شرایط وخودم ایجادکنم وقت سرم را به علامت شرمندگی پایین انداختم و با پاک کردن عرق شرمی که برپیشانی من نشسته بود ابتدا ازدرختان که فکرکرده بودم بی پناهند و صاحبی ندارند(چون خودم کاشته بودم وخودم آب ودانشان داده بودم و دراین مدت اصلا کسی نیامده بودتا به من بگویدکه به توچه ربطی داردکه آبشان می دهی کودشان می دهی و .....)تقاضای بخشش نمودم و همچنین ازارباب مسلم شهرجناب شهردارپوزش خواستم که برای اثبات این نکته که جلوخلاف را ازسوی هرکسی باشدمی گیرند  که اول صبحی باعث فعالیت وجنب وجوش درشهرداری شده ام ودرنهایت ازاینکه شهردار محترم وانتی بیچاره را که آمده بودتا با گرفتن پولی ازمن شاخ وبرگ درختان را به بیرون ازمنطقه ببرد وشهردارمحترم با غضب تمام ایشان وماشینشان را توقیف نموده بودمعذرت خواستم که به خاطر کار خلاف قانون من اوهم دچارصدمه ومشکل شده است ومی بایدتمام ایام تعطیلات ماشینش را در پارکینگ ببیند.

براستی چرا باید با من چنین برخوردی صورت می گرفت مگرشهرداری تهران این کاررا با درختان بلوارزیبای کشاورز نکرده بودویا درجلوی خانه فلان عضو محترم شورا این کارانجام نشده بودویا برای دایرنمودن برخی ازاماکن درهمین ابهرودرروبروی دادگستری درختان یک جنگل را قلع وقمع ننموده بودند؟

من نمی گویم کارقطع درختان برای ازبین بردنشان ونه حرص نمودن برای آنکه نردبان دزدی نشودکاردرستی است بلکه عنوان می دارم که اگرکار خلاف قانونی است چرا با آنها که درختان را از بن می کنند ویا آتش می زنندتا خشک شوندوببرندتا زمین را تغییر کاربری بدهند برخوردنمی شود؟.

هرچندکه می دانم وبه قول همان دوست کارمندشهرداری  که می فرمود درروزخبرنگار حبرنگاری درختان را سربرید ویا توکه منتقدی نبایداین کاررا می کردی حتما درختان من نوعی درخت سیاسی بوده اند و دست زدن به آنها خدای ناکرده کاری مبایع آداب واخلاق بوده است وگرنه من که درختان را حرص نموده بودم ومن که درختان را برای ممانعت از ورود دزدکه همین چندروزپیش قریب به هفتادمیلیون تومان ازخانه من ودامادم وچندین میلیون از خانه همسایه دزدی نموده بود کوتاه (حرص )نموده بودم .

راستی سئوالی دارم ازدوستان حقوق دانم وآن اینکه آیاشخص شهردار قدرت صدورحکم برای توقیف وانتی که اجیرشده تا نخاله ای را حمل نماید دارد؟ویا حکم توقیف بایدبا دستورقاضی صادرگردد ؟