وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۲ ساعت: ۹:۰ ق.ظ
درمباحث گذشته زمانی که ازاستیفن هاوکینگ وآراء واندیشه های او سخن به زبان آوردیم وبا گذری به تطوراندیشه درنزداوعنوان نمودیم که جناب هاوکینگ درعین اعتقادو تبلیغ اندیشه وباور بی خدایی(نه ضدخدایی)خوددقیقا تلاش درجهت اثبات دقیق وعالمانه خدا وخارج نمودن اندیشه سطحی وبی مایه اعتقادو تبلیغ باور خدا پرستی اقدام نموده است ازآن جهت که اگرقراربود خدا بر مبنای تصوراتی که ما ازاوداریم به ما نزدیک و دست یافتنی باشد دیگر نیازی به این نبودکه انسان تلاش تاریخی خود را صرف تغییر و دغدغه خودرا مصروف بررسی وشناسایی رسالت ووظیفه خویش بنماید ویا اگرکه قراربوداین همه بزرگی وپیچیدگی موجود در کائنات با عقل واندیشه نه من حاضردرقرن بیست ویک و با این همه امکانات فنی وعلمی بلکه با اندیشه وفکرافرادی متعلق به دهها قرن پیش قابل تحلیل و آنالیز ودرمسیراثبات باشد خوب آیا ادامه کارحیات ممکن بود ویا انسان نا امید و مایوس ازآینده قادربه طراحی اهداف و تلاش با برنامه و بلندنظرانه خویش بود؟
درپاسخ به این سئوال است که نگارنده این حق را به خودمی دهد که بگوید این حق حق با هاوکینگ است که با پا گذاردن روی نظریات بی مایه گذشته وبا مطرح ساختن نگاهی نو و ازدریچه ای فراخترازگذشته بگوید که اگرخدای خالق عالم و مسلط برتمام قواعدحاکم برپیچیدگی های موجوددرعالم خلقت این است که من وگذشتگان من تصورش را دارندوداریم من این خدا را به این دلایل قابل اثبات نفی می نمایم ونمی توانم به چنین خدایی باورداشته باشم مثلا شما اگربه بخشی ازنظریات ارائه شده ازسوی هاوکینگ ودرموردجاذبه وتاثیر ویا نقش محوری آن درخلقت توجه کنید متوجه درستی بیانات هاوکینگ خواهیدشد و آن را دقیقا با منطق خدا باورانه علمی هماهنگ خواهیدیافت زیرا آنجا که هاوکینگ اعتقادش را براین باورمتکی وابلاغ می داردکه جاذبه مانع ازمتلاشی شدن ودورشدن موجودات ازهم در داخل عالم می گردد واین دورنشدن منجربه پیدایش پیوندها وارتباط هایی دربین موجودات شده وادامه نسل وتغییرگونه ها را باعث می شودو خدا درچنین تحولی نقشی مستقیم ندارد دقیقا حرفی علمی وحتی عقلی است که متاسفانه ما چون جرات ورود درآن را نمی یابیم وعادت داریم که هرچیزی را نفهمیدیم مال دشمن ویا دیگران بدانیم هول ورمان داشته و فکرمی کنیم که جناب هاوکینگ حرف به گزاف می زنند.!!!
حال اگرخوانندگان گرامی به من اجازه بدهند با استفاده ازچندمنطق عقلانی وبا گریز به برحی ازاعتقادات دینی خودمان همین بیان جناب هاوکینگ را اثبات دینی می کنم تا خوانندگان مطلب به این باوربرسندکه گفته جناب هاوکینگ درهمین حد دقیقا با مفاهیم دینی ما همراستایی دارد.
شما اگربه به اعتقادات خودمان بازگردید ما دربخشی ازآنها عنوان می داریم که خدا آن چنان بزرگ است که بزرگیش حتی درتصورما نمی گنجد حال اگر پهنای تصوریک انسان درحدانیشتین را مدنظرقراردهیم آیا متوجه نخواهیم شد که خدایی که درتصورچنین آدمی نگنجد بایدچقدربزرگ باشد ویا عنوان می داریم که خداوندخالق زمین وزمان(چون هردو متعلق به عالم خلقتندوبا آن بوجودآمده اند) است وبا این عنوان به خودی خود باورمی کنیم که امکان قرارگرفتن خدا درزمین(عالم امکان) وزمان وجودندارد خوب وجودی که نمی تواند درزمین وزمان قراربگیردچگونه می توانددرآنها واردگردد وخارج شود مگرآنکه قوانین واصول لایتغییری را خلق نموده که اجرایی شدن آنها باعث تحقق تحولات وتغییرات شده باشد که یکی ازآنها همین قانون جاذبه می باشد قانونی که هرچیزی را دردرون فضای وسعت یافته از مه بانگ اولیه درکنارهم ویا تاثیروتاثرازهم نگه داشته و نگه می داردتا جایی که نیروی وارده تا آخرین توان خودآنها را برای منظوری که علم درنهایت قادربه پاسخ دادن به آن خواهدبودنگه خواهدداشت.
حال با همین برداشت بیایید خودمان را اززمان ومکان خلاص کنیم وبا سفردرتصور خودرا به زمان قبل ازمه بانگ برسانیم تا ببینیم که موضوع را چگونه می توان تصورنمود.
فرض کنید(فرض محال که محال نیست)الان داریم نگاه می کنیم ومی بینیم که توپ گردی به صورت بسیارفشرده آماده شده وقدرتی فرای تصوروباورانسان به نام خدا برای او طرح ونقشه بسیارگسترده وپیچیده ای تدارک دیده تا جایی که ماهرچقدرفکرمی کنیم نمی توانیم بفهمیم که آن توپ برای چه آنگونه جمع آوری و آماده شده است حال سئوال اول این است که  آیا چون ما نمی فیهمیم ونمی دانیم که برای چه این همه تمهیدات وتدارکات آماده شده خدا هم بایددست ازبرنامه وکارخودبکشد خلاصه این توپ بادمی شود تا جایی که تمام ظرفیت آن پرمی گرددو مناسبات درونی آن براه می افتدوارتباط های درونی اجزاء را برقرارمی سازدو ادامه فعالیت بر مبنای این مناسبات منتهی به افزایش انرژی داخلی متقارن شده و انفجاری با قدرت تمام صورت می گیرداما ازآنجا که اندازه این توپ بسیاربزرگ و شدت انفجارچنان گسترده است همه اجزاء دقیقا با حفظ تناسب وفاصله ثابتی ازهم دورمی شوند وچون درپیرامون آن هم هوا ویا مانعی وجود نداردکه مانع ازیکنواختی دردور شدن اجزاء گردد پراکندگی دقیقا درراستای هم وبا منطق همپوشانی رخ می دهد تا زمانی که انرژی وارده به پایان برسد اما دردرون این اجزاء به تناسب همبودی که وجود دارد پیوند های همگرایانه ای موجود است که اجازه نمی دهد تا آنها ازهم پراکنده گردند وهمین نزدیکی منتهی به آن می شودکه به صورت تزو آنتی تز درهم تداخل نموده ومحصول نهایی ومشترکی تحت عنوان سنتزبیرون بدهندکه درهرمرحله ای خودهمان سنتز ها هم عمل آغازشده را با تغییراتی که زمان ومکان وتعالی مناسبات درآنها ایجادمی کندادامه می دهندوگونه های جدیدی ایجاد می شوند که متفاوت ازنوع گذشته خودخواهندبود 
پس تا بدینجای کارمعلوم می شودکه جناب هاوکینگ حرف نویی نزده وهمان چیزی را گفته که ما درباورهای دینی خودبدانها اعتقادداشته ایم وادامه این بحث وارتباط درون عالم خلقت با موجودیت بیرون ازآن است که مهم است وجناب هاوکینگ بدان پاسخ نداده است(چون برای علم این سئوال مهم نیست زیرا که با علم ارتباطی ندارد) زیرا که اگرتنها بخواهیم مقوله حیات وفلسفه آن را درداخل عالم بررسی نماییم با سئوالات بسیارساده ولی مهمی روبروخواهیم شد که می تواندبدون پاسخ ماندن آنها زندگی وحیات را واقعا با مشکل مواجه سازد مثلا این سئوال که خوب گیریم که جاذبه عامل تدوام نسل وتنوع درمخلوقات است ادامه این کاربا چه منظوری وبرای چه هدفی است ویا تکامل وتداوم تا کی وبرای چه منظوری ادامه خواهدیافت؟
ادامه دارد