وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت: ۱۱:۲ ق.ظ

بدون تردیدبا مشخص شدن چهره وزیرورزش وجوانان دردولت یازدهم تغییرات گسترده ای را در سطح مدیران میانی (که مدیران کل استان ها هم ازآن دسته مدیران هستند)شاهد خواهیم بود وتا آن زمان مسلم است که رایزنی هایی برای برگزیدن مدیران بعدی و حتی لابی گری هایی برای حفظ مدیران فعلی به انجام خواهدرسید که امیداست درهرصورت کاربرای تعالی بخشی سازمانی صورت گیردوخدای ناکرده تصمیم ها جنبه حفظ رضایت افراد و یا حرکت بر پایه سیاست باری به هرجهت نداشته باشدویا به عبارتی اینگونه نباشدکه دست اندرکاران تصمیم سازی برای دولت تدبیرو اعتدال به این راضی شوندکه مدیران فعلی را به بهای کمتر به هم خوردن ثبات داخلی استان حفظ نمایند زیرا که به تحقیق مدیریت فعلی عرصه ورزش استان درطول هشت سال مدیریت خودبرمنابع وفرصت ها و بی توجهی به تمام اعتراض ها وانتقاداتی که از شیوه عملکردها و مدیریت برزمان و اجرای برنامه ها داشته نمی تواندقابلیت همراهی با تدابیراتخاذی ازسوی دولت یازدهم را داشته باشد دراثبات این ادعا می توان به موارد چندی اشارت نمود.

ا- ناتوانی در بهینه سازی فرهنگ عمومی وسازمانی نگاه به ورزش و کارکردها وتاثیرات آن 

اگربپذیریم که بخش قابل ملاحظه ای از ظرفیت وتوان سازمان ومدیریت حاکم برآن می بایدصرف کارفرهنگی برای عمومی نمودن اقبال به برنامه ها وفعالیت های آن گردد مطمئنا این موضوع در موردسازمان ورزش بدلیل گسترده وطیف بودن جامعه هدف و اهداف سازمانی وسیع آن باید بیش ازهرسازمانی موردمداقه و ریز بینی قرارگیرد که اگرچنین شودمسلم است که محصول تحقیقات و پژوهش ها درامر فعالیت های ورزش وجوانان استان نشانگر تاسف باربودن وضعیت ازنظربی توجهی به این وظیفه ومسئولیت خواهدبود زیرا که نه تنها با عنایت به نرخ رشدجمعیت وتعالی دانش و آگاهی عمومی که درعمل می باید منتهی به افزایش سطح علاقه مندی جوانان وسایرافرادموجوددرسنین فعالیت به ورزش گردد این گونه نشده است بلکه با خالی شدن میادین ورزشی ازورزشکاران وتماشاگران وافزایش نرخ حضورجوانان دراماکن پرخطر ، افزایش چشمگیرمبتلایان به بیماری های ناشی ازکم تحرکی ودوربودن ازفعالیت های سازمان یافته ورزشی ودرنهایت عدم اشتیاق به انجام ومشارکت درفعالیت های ورزشی بدلیل ضعف نگرش فرهنگی به ورزش این افق دردیدعمومی ونتایج مطالعاتی واقع شده است که سازمان ورزش استان ازعمل به کمترین وظایف فرهنگی خود عاجز وغافل بوده است که برای برطرف نمودن عجز،تغییرمدیریت و برای جبران مافات ناشی ازغفلت معرفی مدیران به مراجع ذیربط قضایی برای پیگیری کیفری خسارت های وارده به جامعه مشی معمول درمدیریت های پاسخگو می باشد که امیداست دردولت جناب روحانی این روش مدنظرواقع شود.

2- دوربودن ازمنطق استان محوری،عقب ماندن ازبرنامه های توسعه ای وسندچشم انداز وعدم تحقق مصوبات سفرهای استانی دولت های نهم ودهم

به تحقیق مدیریت عالی استانی ورزش بدلیل گرفتارآمدن در چنبره عدم برخورداری ازنیروهای خوش فکرستادی ،مشغول شدن به فعالیت های محض سیاسی که با حضوردرتمام برنامه ها و فعالیت های ذیربط معنا می یافته است و درنهایت عدم حمایت ونظارت فرادستی از فعالیت های ورزشی وفرهنگی درسطح شهرستان ها فرصت سوزری های فراوانی را متوجه ساختاروفرهنگ سازمانی و عمومی درعرصه ورزش استان کرده است که جبران آن مدت ها فعالیت های استانی را مشغول خودخواهدساخت لذا لازم به نظر می رسدکه با گستراندن مطالعات میدانی درعرصه شهرها،بخش ها وروستاها مشخص گردد که این مدیریت تا چه حداز اهداف برنامه توسعه ،سندچشم انداز و اجرایی نمودن مصوبات سفرهای استانی عقب بوده وازاین عقب ماندگی چه صدماتی به ساختارهای سیاسی وفرهنگی وحتی اقتصادی استان واردآمده است تا با معرفی مدیریت مزبوربه مراجع ذیصلاح فتح بابی درموضوع نگاه ومواخذه ازعملکردهای مدیران بعمل آید.

3- حیف ومیل درمنابع وبهره برداری از بودجه عمومی در محل های خارج ازقانون بودجه درهشت سال گذشته.

عقب گردوتلاشی ساختاری ورزش(عمومی وسازمانی) درسطح استان وشهرستان ابهرموید بی توجهی به اختصاص وصرف بودجه درحوزه تعمیم ورزش می باشد تا جایی که امروزعملا ورزش های پایه شهرستان ها وکل استان به نسبت جمعیت هدف چنان عقب گرد داشته که به جرات می توان ادعا نمود که چیزی ازآن باقی نمانده است.

ازسوی دیگر انفعال عمیق و گسترده فرهنگ عمومی ازنوع علاقه مندی به فعالیت های ورزشی که نماد زنده بودن خود را درفوتبال ووالیبال محلات وحتی کوچه پس کوچه ها به نمایش می گذاردموید حقیقی بودن این تلاشی ساختاری است .

اماازآنجا که این فروپاشی ساختار سازمانی و عمومی ویه قولی مدنی درطی هشت سال گذشته شدت غیرقابل انکاری داشته و ازآنجا که دولت های نهم ودهم هم دست بازی در توزیع بودجه واعتبارات داشته به نحوی که بسیاری ازاستان ها درمسیر احداث امکانات وتولیدنیروی انسانی متخصص پیشرفت های شگرفی داشته انداین احتمال درافق دیدقرارمی گیردکه منابع بودجه ای استان درجایی به غیرازمحل های تعریف شده به مصرف رسیده است که ضرورت بررسی وتحقیق (برای برطرف نمودن ابهام وبازگردادن اموال واعتبارات به محل های خود)دراین زمینه جدی به نظرمی رسد.

به اجمال آنکه تغییردرمدیریت استان درحوزه ورزش وجوانان اجتناب ناپذیرمی باشد ومی بایداین تغییر با تغییرات گسترده در حوزه ستادی آن همراه باشد زیرا که عملکرد هشت ساله مجموعه سازمانی مزبورمویدزمینگیری وانفعال حوزه مدیریتی آن است اما این تغییرنبایدبا جابجای افرادبه انجام برسد بلکه پیشنهادمی گردد که ازسوی مدیریت عالی استان کمیته حقیقت یابی انتخاب وتشکیل گردد تا با بررسی دقیق عملکرد مدیریت سازمان مزبور درطی هشت سال گذشته مشخص شودکه منابع مالی و فرصت های مدیریتی چگونه به مصرف رسیده است تا بلکه پس ازقزن ها متهم نمودن مردم و لایه های آگاه آن به سیاه نمایی ومخالفت مرضی با مدیران یک بارهم مدیریت مقصر ومسبب تباهی درمنابع وفرصت ها شناخته وبا پی گیری قانونی قصورهای احتمالی الگوی مدیریتی نوینی برای کلیه سطوح آن دراستان ارائه شود