تاريخ: سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعت: ۸:۳۱ ق.ظ
بی گمان بیان مقصود و یا مسئله به نحوی که فضارا به روشنی درمنظر دیدقراردهد یکی ازصفات وممیزات دارندگان توان دربرقراری ارتباط است اما بعضا اتفاقاتی پیش می آید که دراثرآنها محضورات ویا رودر وایسی ها اجازه این را به دارنده انتظارومطالبه نمی دهد که بتواند خواسته خودر به صراحت اعلان دارد وازاین روست که درلفافه موضوع وخواست عنوان می گردد و دریافت آن دقیقا مربوط می شودبه ظرفیت وتوانی که شنونده از آن برخوردار است تا جایی که برخی ازافراد این مفهوم را اززمان مراجعه، نوع نگاه مطالبه گر ،حالات چهره و یا اضطراب گوینده ویا با برزبان راندن اولین کلمات درمی یابند و دقیقا برخلاف این گروه هستندافرادی که به مصداق مصرف صدمن تنباکو و پرسش این نکته که لیلی مرد بودویا زن جان به لب گوینده می رسانند آخرش هم اینکه باید بدون مص مص نمودن اصل خواسته را دریک جمله کوتاه بیان داری تا هم جان خودرا خلاص کنی وهم راه احینا فراراز بجا آوردن خواست وانتظار را بر یار زیرک ببندی.
اما درمیان عاشق ومعشوق به خاطردلبستگی هایی که وجود دارد و به خاطر نشست وبرخاستی که باهم داشته اند دربسیاری ازاوقات چنان هم سنخی بوجودمی آیدکه حتی اشاره ای می تواندعاشق را به کنه ماجرا هدایت نماید و با جان ودل خودرا برای تامین خواست وانتظارعاشق به حرکت درآورد زیرا که اوچیزی ازخودنداردو همه چیز را با انتخاب خوددرطبق اخلاص نهاده وپیش کش نموده است و ازاین روست که انتظارداردمعشوق بدون آنکه به خود زحمت دهدهرچه را که تمنا دارد بخواهد و برداردزیرا که همه داشته های عاشق بنا به فرمایش حافظ خوش کلام که می فرماید:
چون رَخت از آن توست، به یَغما چه حاجت است؟
متعلق به معشوق است ودیگرنیازی به اعمال فشار وزحمت برای برداشتن ومال خودکردن آنها نیست
