تاريخ: یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۲ ساعت: ۴:۲۵ ب.ظ
بدون کمترین تردیدی بزرگترین مشکل اجتماعی ما ایرانیان درصده اخیر کندی سرعت تولیدفکر وبی ارج وقرب ماندن مولدان فکر می باشد تاجایی که هرننه مرده ای می تواندعنوان نور چشمی بیابد و دارای منصب ومقام گردد اما کمتراتفاق ی افتد که کسی را به خاطر دانش ومهارت های علمی وتخصصی او موردپذیرش قراردهندو ارج وقرب نهند
همانگونه که دوستان عزیزدرجریان آغاز به تالیف این سلسله ازمقالات قرار گرفته اند هدف بنده ازنگارش چنین مقالاتی کمک نمودن به مدیران میانه دولت ویا مسئولان استانی می باشد تا بلکه با بازنمودن باب مشارکت همگانی در ترسیم سرنوشتی واقع بینانه چنین مدیرانی بتوانندبرای راه اندازی فرآیندهای علم بنیان وتغییرات مطالعه وپژوهش محور از دارندگان توان نظریه پردازی درسطح استان ها استفاده نمایند زیرا که با پیدایش چنین فرایندی کار تصمیم سازی که درایران ما کاملا ناشناخته می باشد جدی گرفته می شودومردم ومدیران تلاش می کنندتا برای شکل گیری علمی تصمیم های متخذه با همکاری هم به کار تصمیم سازی همه جانبه وجامع دست بزنند.
درشماره پیشین مطلب پس ازطرح مسائلی درخصوص چالش و ارائه تعاریفی ازآن و بحث وبررسی درخصوص وضعیت عمومی استان ها درایران بدین نتیجه رسیدیم که بزرگترین چالشها ویا مشکلات فراروی مدیران استانی را می توان
دردو گروه عمده ذیل شناسایی وبررسی نمود که عبارتنداز
1- عقیم بودن فرایند تولیدفکر
2- فقدان ارتباط هدفمند که منجربه شکل گیری مشارکت عمومی وکارسازمان یافته گردد
هرچندکه اگربخواهیم بدون غرض ومرض موضوع را بررسی نماییم به ضرس قاطع می توان عنوان نمود که این دوموضوع اساسا مشکلی ملی درایران شناخته می شود اما متاسفانه کمتر بدان پرداخته می گردد زیرا که ما عارمان می آیدو یا زیاد خوشمان نمی آیدکه بگوییم دراین کشورنرخ تولید فکر آن هم ازنوع علمی آن بسیارپایین است ویا دلمان نمی آید که فضای فردی خودرا ول کنیم و با مشارکت دردیگران بکارهایی دست بزنیم که ممکن است درآنها نتوانیم استبداد در رای را که ازمختصات بسیاربارز وزیر بلیط مستقیم تعصب ما می باشدکناری بگذاریم وبا دست همکاری دادن با دیگران فکرجمعی را برحوزه های کاری خود جاری وساری بیابیم.
باری لازم است که ازکلی گویی بگذریم وبا محدودنمودن دامنه مطالعه وتحقیمان به استان محل زندگیمان ببینیم که چرا این دو ظاهرعریان از مشکلات درزندگی ما به چشم می آید ودامنه اثرآنها چه مختصاتی را برکلیت ساختاراجتماعی ما حاکم نموده است
همانگونه که می دانید درسطح استان زنجان دههامرکزآموزش عالی کوچک وبزرگ مشغول به فعالیت می باشندکه سالانه از خروجی های آنان هزاران فارغ التحصیل دررشته های مختلف انسانی ویا کاربردی به جامعه تزریق می گردنداما با همه این اوصاف اگربخواهیددنبال یک کارمطالعه شده میدانی درمباحث کلی مربوط به استان بگردیدملاحظه خواهیدنمودکه هیچ محصول فکری اختصاصی که بتواندبا بکارگرفته شدن تاثیر درکل وضعیت استان داشته باشدبه چشم نمی آید
درآسیب شناسی این وضعیت می توان علت های ذیل را مورداشاره قرارداد
1- ساختارسنتی وبشدت بسته اجتماعی درسطح استان
بدون اغراق می توان استان زنجان را مجموعه تثبیت شده ازدوران قاجارو یا ابتدای به قدرت رسیدن دوره پهلوی دانست زیرا که درتمام نقاط آن با توجه به پیدایش مظاهر بسیاری ازتمدن مثل راه های بزرگ ،مراکزدانشگاهی فراوان،سازمان های گوناگون،رسانه ها رنگارنگ، انواع اتومبیل و......هنوز هم این مناسبات عشیره ای ومداخله قیم مابانه برخی ازافرادوجریانات است که سرنوشت جامعه را ترسیم می نماید واجازه نمی دهد کمترین تاثیری صور متنوع تمدن درآن داشته باشد مثلا آنجا که قراراست فصلی ازتقویم مالی استان تدوین گردد وبودجه ای برای آن نوشته شود وسپس بودجه مصوب درسطح استان تقسیم وتوزیع گردد این نگاه به شیوه عادلانه منابع نیست که کار توزیع را هدایت وسامان دهی می کندو یا این نیازمناطق به اعتبارات وپیشرفت نیست که تمرکزمسئولان را درمسائل مناطق مختلف بوجودمی آوردویا این نرخ برخورداری مناطق نیست که اولویت ها را مشخص می داردبلکه این میزان نفوذودخالت کانون های دارای قدرت پیدا وپنهان است که همه این اموررا را تحت تولیت خودمی گیرد وازاین روست که اولا چون تصمیم سازی درستی درانتقال کمبودها ونیاز مندی ها صورت نگرفته(چون کانون های قدرت سنتی قادرنیستنددراین بخش اردگردندوبگوینداستان به چه میزان ازاعتبارات برای رقابت با مناطق برخوردارنیاز منداست)بودجه واعتبارات جزیی نسبت به سایرمناطق کشوربه استان داده می شود وثانیا چون آمار دقیق ازتوزیع امکانات دراستان وجودندارد مشخص است که نیازسنجی موثر بر توزیع هم شکل علمی و مبتنی بر اولویت ها تصویرنمی گردد ازاین روست که بودجه ناکافی اختصاص یافته تنها درمرکزاستان ویا برخی ازمرکزشهرستان ها مصرف می گردد و محرومیت روی محرومیت درسایرمناطق انباشته می گردد چون دراین مناطق هم تصمیمات برمبنای مناسبات کهنه ومندرس شکل می گیرد ودرآنها هم کسی نمی داندچه چیزی به مرکزاستان داده اندوسهم آنها از آنچه داده شده چه مقدارمی بایستی باشد.
مشخص است که درزمانه پرهیاهوی حاضر که سرعت تصمیم ها بستگی تامی به میزان ارتباط و انتقال واقعیت ها دارد کسی که نتواند این ارتباط و سرعت موردنیاز را با مراکز تصمی گیری وتوزیع اعتباروبودجه ایجادکندازقافله سریع وپرشتاب توسعه دورخواهدماندومتاسفانه به جزچنداستان این وضعیت برای همه استان ها یکسان می باشدوازاین روست که زندگی درجنوب شهرتهران بر زندگی حتی درمرکز استان زنجان ترجیح داده می شودو تمام تحصیل کردگان ودارندگان ظرفیت های علمی وفکری جلای استان نموده ودر سایرنقاط کشورسکنا می گزینند وازهمین روست که نرخ تولیدفکرو یا مهارت ودانش بکارگرفته شده برای بررسی وشناسایی کمبودها ونیازمندی های داخل استانی بدون تفاوت با دهها سال قبل باقی می ماند ومراکزعلمی نمی توانند دارای کمترین تاثیری درشکل گیری تغییرات وتحولات داخلی استان باشند.
ادامه دارد
