تاريخ: یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت: ۵:۱۱ ب.ظ
دردوبخش گذشته مطلب گوشه های ازسخنان امام حسین (ع) دردیداربا روشنفکران وروحانیون مکه و حجاج حاضردرموسم حج را ارائه دادم و با گذاردن تفسیری به وسع وتوانم خواست بگویم که با آنچه امام درخصوص ویژگی های افرادی که شباهت زیادی با آدمی مثل من داشته اند ویا افرادی که می ترسندوازاینکه سبیلشان دودداده نشود و یا عاشق دنیا هستند ونمی خواهند که از سورچرانی دست بردارند وازاین روی امربه معروف ونهی ازمنکررا فراموش می کنند موافقت دارم وتاییدمی کنم که چنین اوصافی درفردی چون من وجوددارد ومناسب آن است که ادعای شیعه امام بودن را درز بگیرم وبه زعم برخی ها نگویم که ای امام کاش من هم درصحرای کربلا و همراه تودرمیان انصارتوبودم
اما ازآنجا که مدعیم روشنفکرم اجازه می خواهم که ادامه مطلب را داشته باشم تا درفرازی دیگرازبیانات امام صفات دیگری ازخودم وافرادی چون من را که همیشه ادعای پیروی و اطاعت ازامام را دارند برملا سازم
امام دربخش دیگری ازبیانات خود عنوان می دارندکه:
.............................. .............................. .................
امر به معروف و نهی از منکر دعوت به اسلام و دین است منتها دعوت زبانی تنها نه صرفا اینکه ای مردم بیایید و مسلمان شوید! اسلام خوب است و به بعضی شبهاتتان پاسخ بدهیم و تمام. اما نهی از منکر با رد مظالم، جبران همه ی بی عدالتی هایی که میشود و شده است. و نه صرفا گفتن اینکه عدالت خوب است و ظلم بد است. یعنی در برابر ظلم و ستمهایی که شده، ایستادن و آنها را عقب زدن و جبران بی عدالتی ها، وظیفه عملی شماست. باید درگیر شوید و با ستمگران، چشم در چشم بایستید و بگویید: نه! باید انتقاد و اعتراض کنید و یقه شان را بگیرید. تقسیم عادلانه بیت المال و اموال عمومی و توزیع عادلانه ثروت حکم خداست. گرفتن مالیات از ثروتمندان و هزینه کردن آن به نفع فقرا ادامه همان تکلیف است. شما گروهی که به آدمهای خوب مشهورید و عالمان دین خوانده میشوید، به خاطر خداست که در نزد مردم هیبت دارید و هم بزرگان و هم ضعفا از شما حساب می برند.
.............................. ............
امام دراین بخش ازبیانات خود ابتدا به ارائه تعریفی از امربه معروف اقدام می نمایندوعنوان می دارندکه دعوت به اسلام وکارخوب بایدبا زبانی آرام ولطیف صورت بگیرد و سعی شودکه با پاسخ دادن به شبهات آنانی را که اشتیاقی به قبول دین وعمل بدستورات آن دارند با اصول ودستورات آن آشنا کنیم تا آنان بدانندکه چگونه باید فکرکنند وبا استفاده ازچه ابزارها وامکاناتی عمل نمایند اما نکته مهم دراین بخش ازفزمایشات امام مربوط به موضوع نهی ازمنکراست آنجا که امام برای ناهی ازمنکر مشخصاتی را بیان می دارندومی گویندکه
1- نهی ازمنکر می باید با متمرکزشدن بر نشانه هایی ازظلم که صورت گرفته ویا عدالتی که رعایت نشده است صورت گیرد واین گونه نباشدکه کسی برای بجا آوردن وظیفه تنها خودرا ملزم بدان بیابد که بگوید عدالت خوب است
2- نهی ازمنکر درمرحله عمل باید با ایستادن درمقابل ظلم وبازگرداندن اموربه جای خود ویا اجرا نمودن عدالت همراه باشد و صرفا نمی توان آن را محدودوخلاصه به بیان موضوع نمود.
3- اگرتحقق عدالت و برطرف نمودن ظلم با بیان و دعوت عملی نشدو یا حتی بر ابرام برسرمواضع عملی نگردید باید درمقابل ظالمان ایستاد و حتی با درگیری هم که مصادیق آن ازنظرامام گرفتن یقه وچشم درچشم شذن می باشدبه تحقق آن اقدام نمود.
حال اگربه این سه نشانه وشاخص نهی ازمنکرتوجه جدی بنماییم این سئوال بوجودمی آید که اساسا ظلم وبی عدالتی ازکجا ایجادمی شودواگر دربرابرآن نایستیم چه اتفاقی ممکن است برای سلامت جامعه حادث گردد.
همانگونه که می دانیم انسان موجودی فعال است و کار وفعالیتش منجربه تولیددرآمدمی گردد وازمحل درآمدتولیدی می تواندبرای رفع نیازهای خوداقدام کندودراین دادو ستد ممکن است که افرادی بتوانندبا دست یافتن به رانت هایی درآمد بیشتری نسبت به دیگران پیدا کنندوازمحل درآمد بیشترمنابع بیشتری ازجامعه را دراختیاربگیرندوهمین کاربا عنایت به محدود بودن منابع منجربه آن شودکه دیگران نتوانند نیازهای خودرا تدارک کنندو استعداد آنهاناشناخته ماندو یا فقرومحرومیت باعث عذابشان گردد ازاین روی دولت ازآنهایی که درآمدهای بیشتری دارندمالیات می گیردتا برای آنانی که درآمدی ندارند ویا موقعیت کمتری دارند امکاناتی را فرام کندو درضمن متضمن می گردد که برای آنانی که مالیات می دهندامنیت برای فعالیت ایجادکند حال اگربه همین نحو ایجاددرآمدبرای تامین اجتماعی دولت مباحثی چون غنایم جنگی و بهره برداری ازانفال را اضافه کنیم مجموع مال دردست دولت هنگفت گردیده و بیت المال را ایجادمی کندکه ازمحل آن دولت برای محرومین وزیرساخت های اجتماع هزینه می نماید
مسلم است که اگردرآمدهای دولت نقصان یابدو یا منابع مالی بیت المال درجایی غیر ازبسط عدالت بکارگرفته شود استعداد وکرامت نفس محرومان ازبین می رودو آنانی که درآمد بیشتری دارند می توانند ازآنها برای استثمار محرومان استفاده نمایند.
حال اگردولتی دلش به حال مردم نسوزدو بیت المال را نه برای محرومان بلکه برای راحتی بیشترثروت مندان بکاربرد آیا محرومان بایدبه احترام دولت بنشینندوحرفی نزنندویا دانایان قوم با هدایت آنها از طریق رودرروی با دولت حرکت به سمت اعمال عدالت را آغازکنند ؟
درپاسخ بایدگفت که مسلم است که سکوت دربرابر چنین رفتاری نمی تواند موجب رضایت خداوندباشد وازسوی دیگرچون سکوت خودنوعی کفران نعمت است موجب می شودکه فردکافر گردد.
ادامه دارد
