تاريخ: دوشنبه بیستم آبان ۱۳۹۲ ساعت: ۱۱:۹ ق.ظ
دربخش پیشین مطلب زمانی که از امربه معروف ونهی ازمنکر سخن به میان آمد عنوان شدکه در امربه معروف نبایدتنها به این نکته بسنده شودکه عدالت خوب است و یا طلم بد است بلکه بایدمصادیق عدالت وظلم دقیقا روشن و نمونه های موجوداجتماعی آنها با مطرح ساختن این نکته که چگونه با انحراف ازتوجه به حقوق مردم ظلمی حادث شده است ویا با بی توجهی به سهم مردم درمنابع وفرصت ها عدالت مغفول ماندن است همت برای برطرف نمودن آنها محکم گرددوحتی راه های برطرف نمودن آنها به روشنی تبیین گردد.
اما دربحث نهی ازمنکرکارسخترازاین است زیرا که ناهی ازمنکر جدای از بیان انحرافات و بی عدالتی ها بایدآستین ها را بالا زند و با درگیرشدن با عوامل بوجود آورنده ظلم وبی عدالتی حوقق مردم را به آنها واموررا به مجرای اصلی خودبازگرداندکگه اگر نکند مطمئنا به خدا ونعمت های او کافر شده است ویا درجامعه ای که ظلم وجور هست معنی ومفهومی ازدین نمی توان پیدا نمود
اما باید درنگاه به فرمایشات امام دنبال اشارات روشن ایشان به طبقات خاصی ازجامعه بود که کار امربه معروف ونهی ازمنکر بیشتر شمال حال آنها می شودمثلا آنجا که امام(س) می فرمایند:
.............................. .............................. ..
شما گروهی که به آدمهای خوب مشهورید و عالمان دین خوانده میشوید، به خاطر خداست که در نزد مردم هیبت دارید و هم بزرگان و هم ضعفا از شما حساب می برند.
به نام دین از شما حساب می برند و احترام می گذارند و شما را بر خودشان ترجیح می دهند. در حالی که هیچ فضیلتی بر آنها ندارید. و هیچ خدمتی به این مردم نکرده اید. و مردم مجانی برای شما احترام قائل اند. و شفاعت شما را می پذیرند. شما به نام دین است که اعتبار و نفوذ کلمه دارید. در خیابان ها مثل شاهان نام می برید. و با هیبت و کبکبه رفتار می کنید. به راستی چگونه به این احترام و اعتبار اجتماعی رسیده اید. فقط به این علت که مردم از شما توقع دارند که به حق خدا قیام کنید. اما شما در اغلب موارد از انجام وظیفه و احقاق حق الهی کوتاهی کرده اید و حق رهبران الهی را کوچک شمرده اید.
.............................. .............................. ........................
حال اگر ازبحث روحانیت کلاسیک که امروز شناخته می شود دورشویم وخودمان را با افرادی که درگذشته مردان خدا نام می گرفتندو مردم درخیر وشرخودآنها را ملجاء وماوای خودمی یافتندو خود را با همین افراد که مورداشاره ونظر امام (س) می باشند رویا روی بیابیم آیا نمی توان پرسیدکه چرا امام (ع) با این بخش از جامعه چنین با غیظ و عتاب سخن می گویندو انتظارشان ازآنها بیشتر از انتظار از هرتیره وطایفه ای می باشد ؟
در جواب به این سئوال بایدگفت که اینان همیشه با تاکید برحقانیت دین وعمل به دستورات آن خودرا درمرکز ثقل و یا گرانیگاه جامعه قرارمی دادندوالحق هم که با وجودآنها گذرازشرایط سخت برای جامعه آسان می بود زیرا که اینان قیام کننده به قسط و عدل بودندو با قدرت تمام دربرابرجورو ظلم افراد ظالم می ایستادندتا حقوق مردم به آنها بازگردانده شود وازاین روی بودکه همیشه مورد احترام ورعایت مردم بودند وهمیشه مردم آنها را بر خودترجیح می دادند.
ازسوی دیگراینان کسانی بودندکه به گفته خوداز مجرای تحقیق ومطالعه ایمان داشتندواگر با تیری چشمشان را نشانه می گرفتی تا برحق چشم ببندند تیر را میزبان می شدندولی حق را کتمان نمی ساختند وازاین روی بودکه امام آنها را با غیظ خطاب می نمایدوبا برشمردن احترام وعزتی که ازمحل دین برایشان بوجود آمده بودویا به نوعی نان دین می خورند ازآنها می خواهندکه برای حرمت دین وبرپای داشتن دستورات آن برپای خیزند.
براستی چگونه ممکن است کسی که عمری را درطلب دین و اصول حقه آن سپری ساخته است وبا مجاهدت درکشف دلایل بروزاتفاقات دریافته که بالاترین قدرت ها خداست وبرای رسیدن به او تنها راه ممکن راه راست متمایزشده به معروف ونفی منکر است واگردرهمواری واستواری آنها نکوشدموانع بوجودآمده ناشی ازمنکرو شرمانع ازدست یابی او به خدا خواهدشد به نخوت وغروری آلوده گردد که به فرموده امام (س) درخیابان ها چون شاه دیده ودرنظرگرفته شود ویا با هیبت وکبکبه عمل نماید ویا چگونه ممکن است انسانی که خود ملقب به آموزگار ترسیم حدود معروف ومنکراست ودعوت کننده مردم به معروف و پادشاهان به دوری ازمنکر می باشند دربرابر نخوت پادشاهان و رشد و تکثیرمنکرازجانب آنان سکوت نمایندویا حتی با تایید روش پادشاهان درگستراندن منکر خودعمله آنان شوند؟
درپاسخ به این سئوال اگربه فرمایش امام بزرگوار توجه نماییم پاسخ را درآن خواهیم یافت وآن اینکه اینان با کوچک شمردن حق رهبران واقعی الهی ودورشدن ازسنت رسول خدا و امام برحق به چنین شرایطی دچارگردیده اند زیرا آنکه الگوی رفتاری خودرا پیامبرگرامی اسلام (ص) ویا امام علی(ع) قرارمی دهد ومی داند که این بزرگواران برای مبارزه با ظلم وتعدی به حقوق مردم کمترین درنگی نمی نمودندوتا متعدی را به جای خودبازنگردانندوحق مردم را به آنان مسترد ننمایند ساکت نمی نشینند مسلم بودکه راه را درعمل به دستورات آنان می یافتنداما روحانی ویا عالم دینی که معاویه ویزید را به عنوان امیرالمومنین خودمی شناسدو عمل آنها را ملاک درستی رفتارمی یابد مسلم است که تن به هردنائتی می دهد ومیان خود و مردم فاصله ایجادمی کندو با والا دانستن خود به کبرمی گراید وعدل وداد را فراموش می کند
ادامه دارد
