تاريخ: شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ ساعت: ۴:۴۴ ب.ظ
گفتیم که درمنطق دینی آنجا که فردبایدبرای دفاع ازکیان دین عمل نماید ویا تلاش کندتا اصول دین در سطح جامعه جاری گردد اول کارش باید صرف امر به معروف ونهی ازمنکر گردد که اگرنکندو یا آن را فراموش نماید گویی که اساسا او دین را فراموش ویا ازدین خارج شده است زیرا که درنبودامربه معروف ونهی ازمنکرو الوده شدن مدیران ویا حتی تک تک افرادجامعه به برخی ازویژگی های اخلاقی بد ووارد آمدن خسارت به منابع وفرصت های اجتماعی درعمل می توان گفت که کارغیر دینی به انجام رسیده وباید با آن مبارزه شود وازاین رو ست که امام حسین (ع) دربخشی ازخطابه خود درمکه ودر صحبت با روحانیون وروشنفکران جامعه مکه وحجاج به صراحت انگشت بر برخی ازویژگی های آنان گذارده وبا ادبیاتی روشن و صریج عنوان می دارندکه:
.............................. .............
شما می بایست این ستمگران و فاسدان را نهی از منکر میکردید و نکردید، و مصیبتتان از همه بالاتر است.
.............................. ................
حال اگربه مصیبت ازمنظرنگاه مولا علی (ع) توجه نماییم ودو معنی ازآن استخراج نماییم که اولین آن دنیا پرستی ودومین آن جهل باشد به جرات می توان بیان داشت که درنگاه امام حسین (ع) هم بزرگترین مصیبت روشنفکران وروحانیون درهرعصروزمانی می توانداین دو مقوله باشد زیرا که دنیا پرستی هم ازجهل دررابطه با مسئولیت وهدف وفلسفه خلقت حاصل می آیدو فردجاهل هم کسی است که منافع بلندمدت را رها می نمایدو با دل بستن به منافع آنی و زودگذر عمرو اعتبارخودرا به فنا می دهد.
براستی امروز آیا بلا ومصیبت گریبانگیرهمه ما همان جهل و دنیا پرستی نمی باشد جهلی که ما را به سوی دنیا پرستی سوق می دهدو دنیا پرستی که با مزه انداختن چرب و شبرین درزیرزبانمان فراموشمان می داردکه بایدبرای احیای اصول دین و آیین محمدی (ص) در عمل به امربه معروف ونهی ازمنکرنبایدبه تابعی از شرایط تبدیل گردیم ودینمان را بدنیایمان بفروشیم.
امام(س) دربخش دیگری ازفرمایش خودبا غضب و عصبانیت خاصی خطاب به روحانیون و روشنفکران چنین می گویند:
.............................. .........
چون عالم به دین و اصحاب پیامبر بودید و چشم مردم به شما بود و شما را نماینده ی اسلام میدانستند. مجرای حکومت و مدیریت و رهبری جامعه باید به دست علمای الهی باشد که امین بر حلال و حرام خداوند هستند، اما شما کاری کردید که این مقام را از آنها گرفتند و موفق شدند حکومت را منحرف کنند، زیرا شما زیر پرچم حق متحد نشدید و پراکنده و متفرق شدید و در سنت الهی اختلاف کردید با این که همه چیز روشن بود. اگر حاضر بودید زیر بار شکنجه و توهین، مخالفت کنید و در راه خدا رنج ببرید، حکومت در دست صالحان بود، اما شما در برابر بی عدالتی و ستمگران، تمکین و امور الهی و حکومت را به اینان تسلیم کردید، حال آنکه آنان به شبهات عمل می کنند و طبق شهوات خود حکومت می کنند و دین را از حکومت تفکیک کردند. فرار شما از مرگ، اینان را بر جامعه مسلط کردند، شما به زندگی دنیایی چسبیده اید و حاضر نیستید از آن جدا شوید.اما بدانید که هر کس در راه خدا کشته نشود، عاقبت می میرد.آیا گمان می کنید اگر شهید نشوید تا ابد زنده میمانید؟ اما اگر شهید نشوید، مدتی بعد با ذلت می میرید.
.............................. ...
حال اگربه تک تک کلمات کارگرفته شده دراین سخنان توجه جدی بنماییم ملاحه خواهدشدکه برای تغییر دراصول ویا به انحراف بردن وتحریف در قواعد نیازبه این هست که
1- روشنفکران وروحانیون نمایندگان دین دربین مردم شناخته می شوند پس آنان نباید دررفتارهای خودعملی خلاف اصول دین داشته باشند
2- مدیریت ورهبری جامعه باید به علما سپرده شودودراین کار روحانیون وروشنفکران باید با شناسایی دقیق افرادی که متخلق به علم دین می باشند تلاش نمایندو درمعرفی این افرادبسیاردقت بکنندتا مبادا فرد متظاهربه دین ودرعمل مخالف آن به قدرت برسد
3- اگرشرایط به گونه ای رقم خوردکه فردی بدون دانش وتعهدبه اصول واعتقادی به قدرت رسیذوظیفه روحانیون وروشنفکران است که بایدبا افشای ماهیت این فرد مردم را برای برانداختن حکومت آن تشویق نمایند
4- درعمل بدستورات دینی و مخالفت با حکومتی که رفتارهایش مغایر با اصول دین ومنافع مردم است بایدروحانیون وروشنفکران ابتدا به اتحادوتوافق برسندو سپس مردم را به وحدت دعوت نمایند
5- برای برانداختن حکومت جائر روحانیون وروشنفکران بایدآماده هرگونه فداکاری وتحمل سختی باشند
6- زمانی که مرگ انتهای زندگی کردن است مناسب آن است که این مرگ درراه تحقق اهداف خدا و مصون سازی منافع جامعه صورت بگیرد
7- روحانیون و روشنفکران بایدبا تحقیق وتفحص دراصول دین اجازه ندهندکه حکومت به شبهات عمل نمایدو اگرچنین کرد وخواست با این کارمردم را دچارگمراهی وتردیدکندبایدبا آن به مبارزه برخیزند واموررا به احکام قطعی بازگردانند.
حال اگرویژگی های موردنظر را درجامعه امروزین بکاربریم و یا درساختار اجتماعیمان نهادینه نماییم کدام روشنفکرو یاروحانی ما اساسا خودرا مقیدمی داندکه برای مزین نمودن خودوجامعه به چنین ممیزه هایی تلاش کند وازخودبگذرد و جورزمان و شرایط را به تن وجان بخردتا اصول دین حاکم گردد؟
ادامه دارد
