تاريخ: سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ ساعت: ۴:۴۲ ب.ظ
پس از اخذرای اعتماددولت و فروخوابیدن هیاهوی مربوط به موضوع هسته ای و یقین به اینکه نمی توان امیدی به حل وفصل موضوع اختلافات هسته ای داشت و تحریم را بسرعت برطرف نمود حال نیازبه این هست که همه روشنفکران ودارندگان دغدغه اعمال حاکمیت منطق بنیان وعلم گرا دست بدست هم بدهندو با درنظر گرفتن شرایط کاملا روشن موجود وتحلیل دقیق و علم بنیان آن راه کارهایی را که می شود با استفاده ازآنها دولت برآمده ازرای مردم را دررسیدن به اهداف وپرداختن به آرمان های روشن یاری نمود ارائه داد.
ازاین روی نگارنده به عنوان احدی ازشهروندان ایران وکسی که بیش ازهرچیزی دغدغه ملک وملت دارد تلاش می نمایدکه به اندازه وسع وتوان خود به موضوع چالش های فراروی مدیران میانه دولت که همانان استانداران می باشد بپردازدتا شایداین دوستان بتوانندبا رتق وفتق امور میدانی و رهبری مناطق عملیاتی دست دولمتردان فرا دستی را برای اعمال حاکمیت درست برتمام نهاد ها و سازمان های موجوددرجامعه بازبگذارند زیرا که اگر مسائل پایین دستی دولت به نحو مطلوب حل گردد و مدیران ارشداز معرض تند بادهای نارضایتی وانتقاد ناشی ازبدعمل نمودن مدیران پایین دستی دورومصون بشوند امکان اینکه آنها با سعه صدر و ظرفیت نگرشی بیشتری به اموراصلی اهتمام ورزند بیشترخواهدشد.
پس در اولین بخش ازاین سلسله گفتارها کاررا بر موضوع مهمترین چالش های فرا روی مدیران استانی متمرکزمی سازم تا با یک بررسی اجمالی روی اقداماتی که می شود چالش های موجود را مدیریت وبا به چالش کشیدن مناسبات وساختار های تثبیت شده درطول هشت سال گذشته میدان فراخی برای مانورمدیریتی ایحاد نمود افق وفضای روشنی را برای ادامه مباحث وهمفکری نمودن با مسئولان ارشداستانی فراهم سازم
اما قبل ازپرداختن به این مسائل عنوان می دارم که همه آنچه که مطرح می گردد مواردی ازشرایط موجوددراستان زنجان و چالش های فراروی مدیران این استان است که امیدوارم با تعمیم آنها به شرایط استان های با وضعیت مشابه ویا استان های توان مندتر یک بحث کلی را با دوستان صاحب نظر در مراجع مجازی رسانه ای آغازنماییم
مورددیگری که لازم است قبل از شروع مباحث مطرح سازم این نکته است که همه مواردی که موردبحث قرارخواهدگرفت استخراج شده از برداشت ها ومطالعات شخصی خودم می باشد وازاین نظر مطمئنم که بسیارمحدود و دربسیاری ازاوقات ناقص و قابل نقد خواهندبودکه امیدوارم دوستان خوب من با مطالعه آنها نقطه نظرات خود را به عنوان تزکاربرای راهنمایی بنده ارسال دارندومطمئن باشندکه این نقطه نظرات دقیقا درمطالب بعدی مورد توجه ودقت ودرزیر همان مطلب برای اصلاح برداشت های خوانندگان عزیز درج خواهدگردید.
اما موضوع اصلی اینکه متاسفانه درایران ما کاروارونه ای درعرصه مطبوعات صورت می گیرد و آن اینکه فعالان این عرصه به جای آنکه تاثیربرنامه ها وفعالیت های مدیران را در قاعده هرم اجتماعی دنبال کنند و به نوعی دنبال این نکته باشندکه ببینند تصمیم های مسئولان چه برسرمردم می آورد می گردندتا ببینندکه برنامه ارائه شده چه بازتابی درمیان احزاب و یا گروه های مخالف فردویا دولت رقیب دارد وازاین روست که عمده مجادلات درتهران ودربحث های کلان صورت می گیرد ودرد مردم وگرفتارهای قاعده هرم اجتماعی مغفول می ماند که نگارنده برای کمک به روندی که بشودازطریق آن دردواقعی مردم را مطرح ساخت اقدام به انشاء این سلسله ازمطالب گرفته است شایدکه دوستان خواننده این مطالب که هریک متعلق به شهری ازاین کشورمی باشنداین کارمقدماتی را برای خودبه عنوان یک آیتم ونشانه قابل مطالعه فرض نمایند ودرمناطق سکونتی خود چنین اقوالی را مطرح سازند
