وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۱۱:۲۳ ق.ظ

دیشب درصفحه حقوق بانوان که به همت دوست دانشمندم جناب حمید مظاهری راد راه اندازی شده است با برخی ازدوستان دررابطه با موضوع نگاه وتوجه به پدیده های مختلف اجتماعی چون پایین آمدن سن اعتیاد ،ازدواج درسنین پایین و .....مباحثات جامعی داشتیم که پشت بندهمه آنها این نکته بودکه حکومت وظایف خوددرعرصه توجه به نابهنجاری های اجتماعی را فراموش نموده است وازاین روست که پدیده های هولناکی چون مثبت درآمدن آزمایش اعتیاددختری ده ساله و یا موالید سیصدبچه درسال جاری ازمادران ده ساله ویا کمترازآن روبرو شده ایم اما من نظردیگری داشتم و آن این بودکه ما اساسا با مشکلی به نام رخوت فرهنگی مواجه شده ایم و شرایط موجوددرجامعه بیشترازآنکه نتیجه بی توجهی ویا فراموش نمودن وظایف از سوی حکومت باشد منبعث از رخوت فرهنگی است که با ازبین رفتن ظرفیت های تولیدمطالبه درفرهنگ شرایط را به گونه ای سر وشکل داده که هرکسی فکرمی کندآنچه می فهمد وبدان عمل می کند نهایت نگاه وتصوری است که می شد ازیک موضوع خاص بدست آوردو آن را مبنای کاروفعالیت قرار داد ویا حتی با ورودوتغییرمسیر وهدف درفعالیت ها راه را تغییر داد ونتایج درخوری بدست آورد مثلا دولت نهم که مدیریتش با یک فرد با دیدگاه های خاص است با دولت دهم که بازتحت مدیریت همان فرداست ازنظر  پرداخت به موضوع و اعمال روش های مدیریتی از زمین تا آسمان فرق می کندویا دردولت هشتم سازمان هایی متولی امور خاص می باشند ودردولت های نهم ودهم آنها برچیده می شوندو دردولت یازدهم دوباره سرکار آورده می شوند.

اینها مثال های زنده ای بودندکه مشاهده وتا حدودی تبعات آن را تحمل نموده ایم وامروزبا محکوم دانستن این اقدامات دردولت های نهم ودهم هرچه انتقاد داریم متوجه آن دولت ها ومسئول مستقیم آن دولت های می کنیم درحالی که اساسا نه شخص ریاست جمهوروقت ونه اعضای هیئت دولت های نهم دهم مقصردراین عرصه نبوده اندچون آنها فکرمی کردندکاررا بدرستی انجام می دهندو روشی را که درپیش گرفته اند درست می باشد.

درچرایی بروزچنین پدیده هایی ویا متوقف نمودن فرایندی که به چنین پیش آمدهایی که درآینده منتهی می گردد نیازبه این هست که بگردیم وبا یک کارجدی تحلیلی وتطبیقی وبا ارزیابی ومقایسه رفتارهایی که ما انجام می دهیم و به تناسب زمانی که درآن هستیم می بایدکار های کیفی تری انجام داده باشیم برای این سئوال پاسخ یابیم که چرا هرکاری درنزدما و بتوسط ما که انجام می گیرد هزینه هایی بمراتب بیش از دیگر ملل و یا ممالک دارد درحالی که ما سابقه تمدن بیش ازآنها داریم وازنظرمولفه های ساختاری درفرهنگ عمومی بافت فرهنگی قویتری ما را نسبت بدانها موردحمایت قرارمی دهد؟ 

درعملی نمودن این گشتن ومطالعه کردن محققایکی ازراهها ویا روش های درست می تواند این باشد که ببینیم آرمان ها درنزد آن ملل چگونه شکل می گیرد ویا آنها ازچه راهی و یا روشی خواست وانتظارخودرا سروشکل می دهندتا ما به تاسی از آنها تغییراتی در نحوه شکل دهی به خواست ها وانتظارات بدهیم تا آنجا که چیزی خواست منطقی ما می شود وموظف می گردیم تا با برعهده گرفتن وظایفی آن خواست وانتظاررا محقق گردانیم بهترین انتظارومطالبه وفراگیرترین تغییردر بهبودشرایط ما باشد.

ازاین روی من نیزبه حکم وظیفه خودم را موظف می یابم که دراین تحقیق ومطالعه تمام تلاش خودرا برای برون رفت ازرخوت فرهنگی که درآن گرفتارآمده ایم بکار گیرم تا با برشمردن ضعف های موجود درنوع نگاه و تفسیر شرایط ودرنهایت ضعف های موجوددرروندتصمیم سازی راه هایی را برای برطرف نمودن این رخوت مطرح سازم بلکه با استفاده ازآنها به جای متهم نمودن همدیگردست دردست هم برای تعالی وپویایی فرهنگی تلاش کنیم وراه هایی را ابداع نماییم که با رهپویی درآن بشود انتظاراتی را تدوین وتالیف نمودکه با عمل و پیگیری آنها بشود منطقه هزینه به فایده را درجمیع اعمال فردی و اجتماعی بکارگرفت ویا حاکم ساخت.

ادامه دارد