تاريخ: سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۱۰:۲۱ ق.ظ
درشماره گذشته صحبت را به نهی ازمنکر و بحث جامعی درخصوص ظلم رساندیم و با این نتیجه که حکومت اموی تمام نظم مربوط به قرارگرفتن هرچیزی درجای خود را برهم زده بودوبه نوعی همه چیز را درخدمت خوددرآورده بود واجازه نمی داد تا منطق حق جاری گردد امام حسین (ع) بنا برشرع وظیفه داشت تا قیام نمایدوبا بازگرداندن اموربه جای خود به نوعی امورامت جدشان را اصلاح کند ودراین شماره سعی می نمایم تا با اشاره به دیگرمشخصه های سیاست نیکو عنوان بدارم که امویان چگونه با به انحراف کشاندن امور موجبات اختلال در شکل گیری حکومت الله در زمین را ایجادنموده بودندوامام حسین(ع) برخودوظیفه می دانستندکه درعرصه نهی ازمنکر با تاختن بدان خصوصیات حکومت را ازادامه کار ویرانگر بازداردواموررا اصلاح کند
2- سخت گیری بعدازرسیدن به قدرت.
رسم معمول درتمام دنیا این است که حکو مت جدیدبعدازتثبیت موقعیت خود برای آنکه وحدت کلمه را درجامعه جاری سازد تا درلوای آن همه بتوانندبا سهم گرفتن از داشته های جامعه ومشارکت درترسیم سرنوشت آن تمام تلاش خودرا کارگیرندتا اهداف موجوددرمنطق ایجادجامعه ای واحد سریعا محقق گردد اما حکومت های جائراینگونه نمی باشندزیرا که آنان آمده اندتا با هرچه تنگتر نمودن دایره حکومتیان امکانات وفرصت های موجود را تنها دربین خودتقسیم نمایندو ازاین روست که با راه انداختن فیلترهای متعدد تنها به کسانی امکان تحرک وفعالیت های مناسب برای برخورداری ازچرب وشیرین دنیا می دهندکه به تناسب قرابت سببی ونسبی ویا وفاداری به امیال و اهداف اختصاصی که حکومت دارد دراین دایره تنگ قرار گیرند وبه نوعی خودی محسوب شوند ودراین عرصه حکومت اموی الگوی بسیارزنده و تاریخی ازاین دست حکومت ها می باشد زیرا که ازیک سوی امویان خودرا عرب می دانستندو برای دیگر اقوامی که اسلام آورده بودنددر شکل گیری قدرت اجتماعی وداشته های دیگر آن سهمی قایل نبودند واین نه ازآن جهت بودکه آنها مثلا ازایرانی ویا اقوام دیگری که دارای تمدن وحکومت های بزرگی بودندبدشان می آمد زیرا که آنها دارای این مقداراطلاعات ازجهان نبودند که بدانندنبایدبه ایرانی مجال داد تا دوباره قد راست کندبلکه آنها صرفا خودرا صاحب اصلی حکومت اسلامی می دانستند
ازسوی دیگرامویان دربین اعراب هم که درحکومت خودی محسوب می گردیدند خودرا دارای مرتبت ومقامی بالاترمی دانستند و برای قریش احترام وعزتی فراتر ازدیگراقوام وطوایف درنظرمی گرفتند وتازه درمیان قریش هم امویان را بالاترازدیگران معین می ساختند واین چون با دشمنی تاریخی با هاشمیان و اقتداری که محمد(ص) و علی بن ابی طالب(ع) برای هاشمیان ایجاد کرده بودند همراهی می شدعداوتی را ایجادمی نمودکه منجربه انتقام کشی از مردم اقوام مختلف مخصوصا هاشمیان قریش ویاران صدیق علی (ع)می شد به نحوی که بعد از شهادت امام علی|(ع) وتا حدودی شکست امام حسن در تهیه نیرو و سپاه که منتهی به قبضه کامل قدرت توسط امویان گردید انتقام کشی ازمردم شدت یافت تا اینکه در اواسط دوره قدرت معاویه توهین به خاندان علی(ع) وشخص ایشان که به نوعی خاندان پیامبر(ص) محسوب می گردیدعمومی شد.
ازسوی دیگر شدت یابی خشونت علیه مخالفان تنها به صورت قهرآمیز ویا نظامی شکل نمی گرفت زیرا که با ادامه کارامویان وتسلط بیش ازپیش نزدیکان این طایفه به امکانات عمومی ومصادراقتصادی آنها دراصل این مردم بودندکه درتنگنا قرارمی گرفتندو اذیت می شدند زیرا که امویان همه منابع را درانحصارخود گرفته وبا باز گذاشتن دست عوامل خوددرسراسرامپراطوری عظیم اسلامی درمصادره مطلوب فرصت ها و امکانات به جای آنکه نان درسفره مردم بگذارندآنها را به هرنحو که شده درعذاب فرومی بردند
مسلم بودکه با خودی وغیرخودی نمودن مردم که امت اسلامی خوانده شده وبندگان خدا تلقی می شدند محرومیت واستضعاف عمومی شده وتنها بخشی ازآنانی که خودی خوانده می شدندمی توانستند موردمرحمت امویان قرارگیرند ویا حتی آنانی که غیرخودی خوانده می شدند تحت فشار اقتصادی وفرصت های شغلی قرارمی گرفتندواین تحملش برای امام حسین(ع) سخت می نمودزیرا که دراسلامی که جدش رسالت انتقال آن را بر عهده داشت نه تنها بین مسلمانان بلکه بین مسلمانان واهل کتاب وحتی آنانی که دینی نداشتندو لی زیربلیط حکومت اسلامی قرارمی گرفتند مساوات جاری بود
3- تندخویی
خصوصیت واضح وروشن مستبد برای اینکه بتواندقدرت مطلقه خودرا برتمام جوانب جغرافیایی و عناصراجتماعی تحت بلیط خود مستولی سازدتندخویی می باشد زیرا که برقراری رعب و وحشت ابزاری سریع التاثیرمی باشدکه می تواندبا به سکوت کشاندن مطالبات وخواست های به حق مردم این امکان را به قدرت مداربدهدکه مناسبات موردنظرخودرا درمتن فعالیت های اجتماعی وحتی ساختارتعلیمی وتربیتی نهادینه نماید ودراین رابطه امویان ازیدطولا وبیضایی دراین زمینه برخورداربودند زیرا که با داشتن قدرت مالی بیش ازحدکه از گسترش جغرافیای سیاسی امپراطوری اسلامی به دست آمده بود روسای قبایل و رهبران جامعه اسلامی را خریداری نموده وبا استفاده ازاهرم قدرت سرکوب عوام الناس را به قبول سرنوشتی که برآنها حاکم گردیده بودراضی می نمودند این خاندان ازبدووروددرکار دست بازی درخونریزی داشتند وبنا به آیات صریحی ازقرآن که ریخته شدن خون واجباردردین را نفی می نمایدوحتی مکروه می داند امام حسین(ع) وظیفه خودمی دانست که برای برداشتن احاطه خصلت غالب تند خویی وشدت عمل درمقابل مردم از سوی حکومت اموی دست به قیام بزند ویا به عبارتی امام (س)وظیفه خودمی دانست که برای مخالفت با شدت عمل حکومت با مردم به نهی ازمنکربپردازد که مشخص بودحکومت به خاطر نهادینه شدن خلصت تندخویی وشدت عمل درنهاد حکومتی خویش نمی توانست این اقدام را ازسوی آن امام همام(س) تحمل نماید وبا شدت عمل بدان پاسخ می داد.
