تاريخ: یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۹:۲ ق.ظ
طمع خام که سودی بکنم
سود، سرمایه به یک بار ببرد
خر دعا کرد که بارش ببرند
سیل بگرفت و خر و بار ببرد
.............................. .................
انسان به داشتن برنامه که باپیش بینی تمام احتمالات راه رسیدن به هدف را مشخص می دارد متفاوت ازحیوان شناخته می شود وحتی درمیان انسان ها زمانی که از موفقیت وپیروزی سخن به میان می آید تمام نگاه ها متوجه فردی ویا گروهی می شودکه درهمه ادواربرای رسیدن به توفیق برنامه ریزی می نمایندوبه انجام دقیق وزمان بندی شده برنامه اصرارمی ورزند وکمتراتفاق می افتدکه فردویا گروه با برنامه ای درمقابل رقبای بی برنامه شکست بخورند و یا قافیه را دررقابت به آنان ببازندمگراینکه خطای انسانی بزرگی ویا اتفاق شدیدی معادلات را برهم بزند واجازه ندهدکه پیش بینی ها آنگونه که برنامه ریزی شده بودمحقق گردد تازه این اتفاق هم زمانی می افتدکه رقیب خودبرنامه داشته باشدو آمادگی ومهارت یک مبارزه دقیق وهوشمندانه را درخودایجادکرده باشد ویا فراصت استفادهازاندک زمان فراهم آمده را درخودایجادنموده باشد وگرنه رقیب خام وبی مغزنمی تواند حتی ازافتادن دشمن ویا رقیب بهره ببرد.
با این توضیحات چگونه ممکن است که کسی خام فکرانه واردمعرکه پرچالشی گردد وبا بدست گرفتن روند امورومدیریت آنها گوی سبقت را ازرقبا برباید ؟
مسلم است که چنین امکانی نمی تواند محقق گرددبلکه حکایت چنین آدمی همسان همان داستان موردنظر ودربیان سعدی حکیم می گردد که فرمود خردرزیربارسنگین برای رهیدن از آن دعا می کرد که دزدان به کاروان بزنندو بارهمی برندتا خرراحت گردد بی توجه بدان که سیل خواهدآمدوخروباررا باهم خواهدبرد زیرا که اگرخر حواس خودرا تنها بوظیفه ای که داردمعطوف می نمودو هوشیاری لازم را بکارمی بست مسلم بودکه برای بروزاحتمال سیل هم درصدی درنظرمی گرفت وراه را ازمسیرهایی برنمی گزید که مصادف باسیل گردد اما چون همه حواسش به دادن باربه دزدان بود اتفاق مهیب دیگری رخ می دهد و خر را به کام مرگ وسرمایه عمرش را نابودمی سازد.
