تاريخ: جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۱۲:۴۵ ب.ظ
دربخش پیشین مطلب وپس ازگفتارمفصلی در بخش انحراف ازکجا آمده است و ارائه تعریفی جامع برای انحراف به این نکته رسیدیم که انقلاب اسلامی سرفصل نوینی را در زندگی ونگاه ما به مسائل پیرامون ایجادنمودکه برای هم سویی وحفظ آن نیازبه این بود وهست که بدانیم اصول محوری انقلاب چه بوده وانرافاتی که ممکن است تهدیدی علیه این اصول محسوب گردد چگونه پیش می آید و با اصلاح طلبی چگونه می توان با این تهدیدها مواجه شد و یا یرای بازگشت از مسیرهایی که به انحراف طی شده است تلاش نمود ویا به عبارتی اصلاح طلب چون برای مبارزه با انحرافات وبازگرداندن اصول بکارمی رود هم ممکن است کار پیشگیرانه انجام دهد و هم می تواندبدرمان بپردازد.
اما ازآنجا که انقلاب اسلامی ما مبتنی برنگرش اسلامی می باشد و نگرش اسلامی منبعث از نگرش الهی به انسان می باشد می توان با بازگشت به فلسفه خلقت اصول محوری اسلام را که همانا اصول محوری انقلاب اسلامی می باشد و اگرانحرافی صورت گرفته باشد و اصلاح طلبی برای بازگرداندن آن الزامی شود موردبررسی قرارداد تا معین شودکه اساسا اصلاح طلب بایدمراقب چه روندی درامورحیاتی انسان باشدتا با صیانت ازاصول حاکم برآن بتواند فلسفه خلقت را موردحمایت قرار دهد
همانگونه که می دانیم انسان نه برای انجام رسالت انسانی ویا بجا آوردن وظایفی که درمنطق خلقت برایش درنظرگرفته شده بود بلکه برای سپری نمودن دوران تعبیدوتادیب خود که با تعدی به اصول زیستن دربهشت متوجه اش شده بودبه زمین تعبیدگردید تا با سخت گرفتن به خودو شرکت دریک فرایند جدی خودسازی لیاقت بازگشت به بهشت و دنبال گیری وظایف ورسالت انسانی خودرا درمتن خلقت بازآفرینی نماید.
براین مبنا زمین محلی برای استقراردائمی انسان نیست بلکه به مصداق زمین مزرعه ای برای آخرت است انسان آمده تا بداندو بفهمدکه اصول درزندگی انسان چه جایگاهی دارد و برای باز داشتن عوامل متعدی به حرمت وجایگاه اصول چه بایدبکندو یا برای باز گرداندن اموری که با محوریت اصول متقن شکل نگرفته اندبه مجرایی که اصول درست بودن آنها را موردتاییدقرارمی دهند چگونه بایدتلاش داشته باشد.
اما این تبعیدو این اجباربه خودسازی وبازگشت به خود بدون لطف ومرحمت خداوندهم نبوده است ویا به عبارتی خدا انسان تبعیدشده را درزمین رها ننموده وبا صریحترین زبان اعلان داشته که مرا بخواه جوابت را می دهم ومرا اگربخواهی خواهی یافت که ازرگ گردن به تونزدیکترم واین نزدیکی را با فراهم نمودن امکاناتی و قرار دادن فرصت هایی دراختیارانسان فراهم آورده است ودرضمن ازاوپیمان گرفته که بر انهدام درمنابع واتلاف درفرصت ها سکوت ننماید
پس می توان انسان را موجودی متعهد بر
1- تدوین واجرایی برنامه ای برای بازگشت
2- تعهد درقبال درست استفاده نمودن ازمنابع برای تحقق اهداف برنامه ها
3- مبارزه با عناصر وعواملی که با فراموش نمودن دواصل فوق راه بازگشت را با انهدام درمنابع وفرصت ها سخت می نمایند.
واین سه اصلی می باشد که درهمه ادوارتاریخی انسان های عالم وآگاه بدانها پایبندبوده اند و با استفاده از نظم عمومی و تقسیم مسئولیت ها برمبنای خلاقیت ها وتوان مندی ها درپی تحقق آن بوده اند واگربا انحرافاتی مواجه می شده اند که کاررا برای بازگشت سخت می نمود می کوشیدندکه با انقلاب(آنجا که چاره ای جزدرهم کوبیدن ساختارهای سخت شده ونامنعطف وجودنداشت) و یا اصلاح (آنجا که می شدبا تحولات وتغییرات مسالمت آمیز حطاها را اصلاح نمودوبازگرداند) راه را بازنمایند واموررا به مجرای خودبازگردانندو یا آنجا که کاربسیارسخت وخارج ازتحمل انسان می شدخداوندبا ارسال انبیای الهی به یاری انسان می آمد.
پس اصلاح واصلاحات فرایندی تاریخی بوده که با انسان درزمین زاده شده و هدفی شگرف وعمیق به قامت انسان ،تاریخ و آینده را دربرمی گیرد وازاین روی نمی توان اصلاح طلبی را منتسب به افراد پس ازانقلاب اسلامی ویا متحدشده در یک حزب وجریان خاص نمود ویا به انحصار واگذار نمود
ودرهدف هم می توان عنوان نمودکه اصلاح طلب کسی است که برای سه اصل محوری فوق طرح وبرنامه داشته باشد ویا به عبارتی بگویدکه
1- برای بازگرداندانسان به بهشت چه راه کارهایی را مدنظر دارد
2- تعهد استفاده درست ازمنابع وفرصت ها را ازچه طریقی بدست آورده است
3- راه های مبارزه با عوامل منحرف سازنده مسیرحرکت انسان ومنهدم کننده منابع و فرصت ها را با توجه به کدام مولفه ها وآموزه ها انتخاب می نماید
وگرنه اینکه کسی بخوابد ویا خود را به خواب بزند ودرزمانی که بایدحرفی بزند ،راهی را نشان دهد ویا مانع ازاتلاف وانهدامی گردبگویدکه زمانش نیست ویا صلاح نیست که حرفی بزنم وتحرکی داشته باشم وآنگاه که با تلاش دیگران فضا فراهم شد اوهم واردصحنه گردد وبا به سرانداختن فریادمال من است همه را بکناری براندنمی توان اصلاح طلبی را فرایندی منتج به نتیجه نمود زیرا که این خودنوعی انحراف وتعدی به اصول است آنهم اصول اصلاح طلبی که شوربختانه بسیاری ازبه اصطلاح اصلاح طلبان امروزبدان گرفتارشده اند
ادامه دارد
