واقعیت دردناک و تلخ مرگ بخشی از داستان زندگی موجوداتی می باشد که زنده هستند ویا جان دارند ومی توانند با امکان و ظرفیت زایایی و تولید مثل، خود را با زندگی دیگران در جریان خروشان و بدون بازگشت زندگی جاری سازند وخوشا به حال آنانی که این ظرفیت را شناختند و می شناسند و از آن برای ساختن زندگی خود و براه داشتن نسل های آینده استفاده می کنندوبدا به حال آنانی که با فراموش نمودن و یا با بی توجهی به آن فکر می کنند که زندگی همان چیزیست که در اختیار آنهاست و دیگرانی اگر هستند طفیلی می باشند که با بودن و حضور آنان حیات می یابند.
براستی اگر من وما باورمی نمودیم که تاثیر ما بر حیات به اندازه ای می باشد که از اصول و قانون مندی های آن سر در می آوریم آیا فکر می کنید که باز داستان زندگی انسان بدینجا ختم می شد که فردی و یا افرادی فکر بکنند که بدون آنها جهان از سیرورت تاریخی و حرکت در مسیر آن چیزی که برایش مقدر شده است باز می ماند ویا با افزودن به دانش و آگاهی خود از آمدن و رفتن و چرایی این واقعیت تلاش می کردند که تاثیر حضورشان مثبت وتعالی بخش تاثیر حضور دیگران باشد ؟
مسلم است که پاسخ این سئوال بسیار آسان است زیرا که اگربه داستان زندگی انسان های بزرگ چه در حوزه اخلاق و یا تولید فن آوری های نوین توجه نماییم متوجه خواهیم شد که آنها با دست یافتن به دانش و آگاهی از خود و تاثیری که خلاقیت هایشان در محیط پیرامون می گذارد به کار هایی دست زدند که در زمان حیات آنها کمترین دست آورد مادی را برایشان داشت و یا حتی نتوانستند از آنچه که خود تولید نموده بودند ثمری ببرند و شایدهم در اثر تاثیر سختی هایی که برای بدست آوردن آن محصول کشیده بودند سلامت جسمی و امنیت اجتماعی خود را از دست دادند و دمی نیاسودند، اما چون محصول حاصل از زحمتشان ببار نشست نسل های آینده برفاهی رسیدند که در زیر سایه آن تولیدات ومکشوفات بسیاری را تقدیم تمدن و فرهنگ بشر نمودند مثلا فردوسی این احیاء گر زبان و ادبیات فارسی زمانی توانست به آنچه که حقش بود برسد که تابوتش به سوی گورستان روان بود و یا ادیسون با آن همه تحقیق و کشف که امروز هم انسان خود را مدیون آنها می داند به کدام رفاه و آسودگی رسید و یا کدام یک از پیامبران الهی و یا ائمه معصومین که با هدایت و رهبری خودشان انسان را برای گذر از فراز های سخت وتعیین کننده آماده ساختند از کدام موهبت مادی برخوردار شدند ویا کی مدعی گردیدند که همه کاینات بر محور وجودی آنها می چرخدکه من کم کرده راه و نا آشنا با خود که مدعی پیروی از ایشان هستم و کمترین تاثیر در بهبود شرایط زیستی سایر انسان ها را داشته ام چنین توهمی را در سر می پرورانم.
