در دو شماره پیشین مطلب با ورود در بحث مطبوعات و پرداختن به این نکته که متاسفانه این ذهنیت درجامعه جا افتاده است که رسانه گروهی متعلق به یک فرد می باشد و تنها او حق داردکه از آن ودر جهت تحقق راهبردهای شخصی و یا گروهی استفاده نمایدواز این منظز است که برخی ازافراد برداشت گوشت از مطبوعات و رسانه ها نموده و آن را مال خودمی دانندو هرکس را که خواست با واردنمودن نقدی مطبوعات را درراستای منافع مردم نداند و یا با گوشزد نمودن اهداف،کارکردها و تاثیر رسانه ها برروندشکل گیری فعالیت های فردی واجتماعی آنها را برای بجا آوردن تعهدات اخلاقی خوددرقبال جامعه فرابخواند با پناه گرفتن درپشت برداشت گوشتی که از رسانه و بالخص مطبوعات دارند عنوان بدارند که اومصداق گربه ای می باشد که چون دستش به گوشت موردبحث نمی رسد و یا نمی گذارندکه برسد می گویدکه گوشت بو می دهد ودر ادامه مباحث به این نکته پرداختیم که اساسا فعالیت در عرصه مطبوعات باید برمحوریت تحقق کدام هدف باشد تا مشخص گردد که مطبوعه و یا رسانه ای خاص آیا درست عمل می نماید و یا نه ودر این راستا بود که با اشاره ای به اهدافی چون ایجاد ویا تقویت مولفه های ساختاری در زندگی فردی و اجتماعی انسان ویا هدایت انسان به سویی که بتواند نیازبه مولفه های جدید را احساس و برای ایجادآنها تلاش نماید این سئوال را مطرح ساختیم که آیا مطبوعات (به طوراخص) و رسانه های مختلف (به طور عام) می توانند برداشت روشنی ازاین هدف داشته باشند و یا نیرووامکانات آن را دارندکه بتوانند برای تحقق آن به نظریه پردازی و ارائه مفروضات روشن اقدام نمایند؟
درپاسخ به این سئوال بسیارروشن وساده مجبوریم که سری به مجموعه فعالان در جرایدابهر و مجموعه فعالیت هایی که در سالیان فعالیت خود داشته اند بزنیم تا ببینیم که با توجه به نوع و نحوه فعالیت هایی که این نشریات و یا حتی نمایندگی صدا و سیما در شهرستان دارند می توان امیدوار به شکل گیری فرایندی شد که ازدرون آن محصولی استخراج شودکه مبین شناخته شدن هدف و فعالیت در مسیر تحقق آن باشدمثلا اگرندای ابهررا موردبرسی قراردهیم و سابقه بیش از ده سال فعالیت این جریده را مورددقت قرار دهیم ملاحظه خواهیم نمود که این جریده در طی این چند سالی که می شد در آن با برنامه ریزی و سازمان دهی نتایج بسیارپر باری ازپرداختن به منابع مادی و انسانی بدست آوردنه تنها نتوانسته اثری مثبت بر شکل گیری و چرخه مطلوب اطلاعات ودانش عمومی داشته باشدبلکه با روش ها و سیاست های پاندولی که اتخاذ نموده آن اندک افراد علاقه مند به فعالیت و صاحب دغدغه درشکل دادن به افکار عمومی را هم سوزانده و از حیز انتفاع دور ساخته است.
در چرایی بروز چنین نتیجه ای دلایل فراوانی را می توان مورد دقت قرارداد که بخشی از آنها مربوط به خودندای ابهر و میزان آگاهی و تعهد مدیرمسئول آن به اخلاق و تعهدات الزامی در کار حرفه ای ودرعرصه مطبوعات مربوط می شود که در جای خودبدانها خواهیم پرداخت و بخسی دیگراز آن به انتظار و مطالباتی مربوط می شود که می بایددرسطح شهرستان و استان نسبت به مطبوعات شکل می گرفت ومتاسفانه شکل نگرفته است که به این موضوع هم درجای خود اشاراتی خواهیم نمود اما قبل از ورود و ارائه تفسیرو تاویل ازاین دو موضوع لازم است که به این نکته اشاره گردد که برای پیدایش این دو مقوله مولفه های دیگری می باید شکل می گرفت که متاسفانه تا به امروز نه تنها شکل نگرفته و یا حتی مورد توجه واقع نشده بلکه با اقداماتی که برخی از فعالان درعرصه مطبوعات ازخودنشان داده اندو همکاری هایی که برخی از مدیران فرهنگی دراین خصوص با آنها داشته اند بکلی دور از حوزه اثربخشی اجتماعی واقع و از منظر دید صاحب نظران دور نگه داشته شده اند وآن اینکه تا به امروز در جامعه ما مشخص نگردیده که چه می خواهیم و مطبوعات درارائه تفسیر روشن ازاین خواست چه وظایفی را باید برعهده داشته باشند(آرمان گرایی وآرمان خواه نمودن مردم) و از این رو ست که مطبوعات و رسانه ها گاهی کارسیاسی انجام می دهندونه تنها به عنوان ارگان حزب سیاسی بلکه به عنوان خود حزب سیاسی واردمیدان می شوند و با حمله وهجوم به موقعیت ها و جایگاه هایی که مطابق با منافع آنها نبوده اند و یا نمی توانسته اندهمسو با روند رفتاری آنها باشند زمینه حذف آنها را توسط ارگان های خاص فراهم آورده اند و در این عمل هزینه را نظام ودولت پرداخته اند و منفعت عاید دست اندکاران آن جریده و یا سیاست گذاران و طراحان به صحنه کشاندن مردم توسط آن نشریه گردیده است ویا اینکه خودهمان جریده و یا رسانه با شدت عمل در برابر سایر افرادی که در صدد تولید فکر و اشاعه اندیشه عالمانه بوده اند باعث به حاشیه رفتن فکرنو شده اند ومسلم است که در چنین وضعیتی کسی که بتواند با در دست داشتن اندیکس های مناسب بگوید که کدام بخش از جامعه و یا فعالان عرصه های مختلف دارای مشکلندو باید تغییراتی در آنها داده شود تا مطالبات مردم شکل بگیرد نتوانسته حرف خود رابزند و با هدایت جامعه برای تیمار داری حوزه های دارای عیب ونقص باز توانی لازم را به آن بخش ارائه دهند ویا اینکه بوده وگفته ولی حرف او در زیر غوغا سالاری و هیا هویی که مطبوعه منفعت طلب داشته گم گردیده وره به جایی نبرده است.
حال بیایید همین تفسیر را درخصوص فعالیت های فکری موجود در ابهربکار بگیریم تا بدانیم که چگونه یک مطبوعه باعث به انحراف رفتن سایر مطبوعات و یا به هدر رفتن منابع و فرصت های فراوانی می شود.
برای بررسی ریشه ای لازم است که به این سئوال پاسخ دهیم که آیا ما درابهرنمی خواهیم که شورا و شهرداری با فعالیت های قانونی و استاندارد باشیم و یا آرزومند آن نیستیم که نماینده ما در مجلس با تعاملی که با روشنفکران جامعه برقرارمی نماید قادر به این باشد که دراستان ومجلس دفاع مناسبی از منافع ومصالح ابهرداشته باشد مسلم است که اگر کسی بگویدنه بایددر آگاهی وتعهد او حتی به سرنوشت خودش شک نمود اما چرا کار ما بدانجا می رسد که در طی شش سال فعالیت شورای شهر و سه دوره نمایندگی مهدوی وحدود یک سالی که از دوره نمایندگی جناب خان محمدی می گذرددر این شهر روندی که نشانگر فعالیت برای تعیین نرم های استانداردفعالیت وتعهدبه اجرایی نمودن آنها در حوزه های شورا ونمایندگی مردم در مجلس باشد به چشم نمی آید و هرچه هست بیان بغض الود ووهم آمیز از فعالیت شورا ونماینده مردم در مجلس است .این شرایط معلول حضور و جریان سازی کدام مرجع و مکان است؟ آیا در شهری که هر روز شورا ونماینده اش در مجلس زیر بارانی از ابهام آفرینی های غیر متعارف قرارمی گیرد می توان امیدی به این نکته داشت که بشود درآنجا تفاهمی بین اندیشه ورزان و نمایندگان مردم در شورا ومجلس ایجادنمود ویا امید وار به این بود که حتی بین این نمایندگان اتفاق و وحدتی برای کار وفعالیت هدفمند وبا برنامه های زمان بندی شده بوجود آید؟
مسلم است که پاسخ این سئوال نه خواهد بود زیرا که فکر چنان درهم و دنبال ابهام های پیشرونده می رودکه مجالی و امکانی فراهم نمی آید که بدانداز نماینده در مجلس و شورا چه بایدبخواهد که مطابق با قانون باشد. به عنوان مثال آیا در همین دوازده سال فعالیت ندای ابهرآیا شماره ای از آن را سراغ داریدکه درآن با تکیه براین نکته که وظیفه قانونی نماینده چه می باشد انتظار ومطالبه ای برمحوریت آن شکل گرفته باشد و یا مثلا در دهها و صدهها مقاله ای که در این نشریه در نقد ازشورا و شهرداری در همین یک سال گذشته به تحریر در آمده آیا موردی را می توان شاهدمثال آورد که در آن نوشته شده باشدکه وظیفه شورا و شهرداری چیست تا برمبنای آن مشخص شود که مردم چه چیزی را بایدازشورا و شهرداری بخواهند و یا خواسته اند ونشده است.
دنباله دارد
