وقتی گفته می شود یک جایی نام شهر گرفته اگر با معیارهایی که در شهر محل زندگی من برای شهر بودن در نظر می گیرند به آن محل ومنطقه توجه شود حتما خواهید دید که درآن جا ساختمان های قد ونیم قدی سر پا شده اند که در میانشان کوچه وخیابان های کشیده شده است و یا حتی در میان برخی از خیابان های آن بلواری احداث شده که درآن درخت وچمن و یا دربرخی از نقاط آن میادینی تعبیه گردیده که در درون آن حوضچه و آب نما و المان هایی همچون المان میدان آسیاب سربه آسمان نموده است اما اگر واقعا بخواهید دنبال جایی باشید که بر مبنای معیار های شهری سامان گرفته باشدحتما باید به شهرهای احداث شده بر مبنای تعریفی که از شهر می شود سری بزنید تا بدانید که قبل ازآنکه پلیس راهنماییش بخواهدبا در دست گرفتن قبض جریمه ماشین های پارک شده را درکنار خیابان جریمه نمایدمدیر راهنمایی و رانندگی آن درجلسه مربوط به شورای ترافیک با قدرت و استواری تمام پیگیر احداث و ایجاد پارکینگ عمومی برای شهرباشد وتا زمانی که پارکینکی ایجادنشده باشد برای اعمال قانون ساماندهی ترافیک دستوراعمال قانون جریمه را صادرننماید.
ویا دنبال شهری بگردید که اگرقرارشد در آن شهرکارخانه ای برای ذوب فلزات ایجاد شود که در آن افرادی برای لقمه نانی مجبور شوند به مبارزه ورویارویی با فلز مذاب با چند صددر جه حرارت بروند استانداردهای بهداشت حرفه ای در آن کارخانه چنان مورد اعمال قرار گرفته باشدکه مانع از هر گونه خطری برای کارگران نگون بخت دارای چند سر عائله و با هزاران غرض وغوله شود نه اینکه کارخانه ای ایجاد شود واز بدوتاسیسش چندین نفر طعمه مواد مذاب مرگ آور شوند و چندین خانواده داغدار ومحروم ز مهر پدر بشوند و آنگه بیمه وتامین اجتماعی خسارت های آن را بپردازد و صاحب کارخانه بدون آنکه ککش هم بگزد به کار خودادامه دهد گویی که اصلا اتفاقی نیافتاده است
براستی از مسئولان این شهر نباید پرسیده شودکه باید چند نفر در کار خانه ای که در آن امکان فرو ریختن فلز مذاب بر سر روی کارگران وجود دارد کشته شوند تا با تجربه اندوختن ازآنچه واقع شده است تمهیداتی بکار گرفته شود که کمترین اتفاقی برای کارگران بروز نیابد وخانواده هایی دغدار از آن نشوند.
حال که اتفاق افتاده آیا دراین کشور مجموعه ای به نام پلیس حرفه ای و یا پلیس بیمه وجود دارد که دنبال یافتن مقصرحادثه باشدتا با به مجازات رساندن او دیگرانی که کار فرما محسوب می شوندویا مسئول بهداشت حرفه ای نام می گیرند بدانندکه حادثه ناشی از سهل انگاری و یا بی ملاحظگی تبعاتی را بدنبال دارد که برای مبتلا نشدن به آن بایدبا موضوع جدی برخوردنمایند.
حال بیایید موضوع دیگری را دراین شهربی در و پیکرمورد بررسی قرار دهیم وببینیم که آیا چنین اتفاقی در شهرهای دیگر دنیا هم رخ می دهد و اگر بروز می یابد تفاوت آن اتفاقات با وقایع رخ داده در شهری چون شهر ما از چیست.
همانگونه که می دانید در بسیاری از مناطق دنیا نمایشگاه های عرضه محصولات فصلی و یا نمایشگاه های با عناوین فصلی برگزارمی شود که در آنها عمدتا کالا ها ویا محصولاتی عرضه می شود که تولید دستی مردمان روستاهای اطراف می باشد و هیچگاه اجازه داده نمی شود که در شهر محلی به نام محل نمایشگاه های دائمی ایجاد شود ویا به زور ودر خواست مراجع فرادست سالن ورزشی با تعطیل نمودن فعالیت های عادی خود به محلی برای برگزاری بازارچه فصلی تبدیل شود ودر همان محل کلا هایی به فروش برسد که همان کارخانه دربیرون ازنمایشگاه هم مراکزی را برای فروش خوددایر نموده باشد ویا نمایندگانی رسمی همان کالا را در داخل شهر عرضه بدارد و بعدتعدادی از افرادبا اخذ مجوز رسمی ازمسئولان بیایند و غرفه هایی را اجاره نمایند وکالا هایی را برای عرضه در آنها بریزندو با این عنوان که از تولیدبه مصرف است پول در جیب مردم را خالی بنمایند و پس ازآن شهررا ترک نمایند و مغازه دار های شهربمانندکه چکار بایدبکنند براستی در جایی که استاندار استان از فرماندار شهرستان وایشان ازادارات تابعه می خواهدکه سالن های ورزشی خود را رایگان برای ایجادنمایشگاه دراختیارفردی خاص قراردهند که همو سوله و حیاط تعاون روستایی را با همین عنوان چندسالی دراختیارگرفت و سپس غرفه غرفه نمود و با اجاره دادن آنها تعدادی افراد را بدون آنکه مراحل قانونی اخذ پروانه کسب اعم از رضایت اتحادیه را دریافت نمایند زور چپان بازارنمود شاید که این بار تصمیم بر تبدیل سالن هلال احمر و یا سالن های ورزشی به بازار روز رسیده و تلاشی شروع شده تا آن فردیکی دوسالی را وارد آن سالن شود ودوباره همانجا را هم به مرکزی همانندچیزی که در بلوار بسیج ایجاد نمودتبدیل نماید.
براستی دراین شهرمجمع امورصنفی به چه دردی می خورد ویا اساسا به چه کاری می آید زیرا که دراین شهر هربلایی را بخواهندسر بازاری می آورند و گویی که مجمع امور صنفی تنها برای حضوردر جلسات وتاییدتصمیم های غلط مسئولان ساخته شده است زیرا مگرمی شود که در شهری بازاری نگون بخت تمام مدت زمستان را در خواب باشد وچشمش را به چند روزبازار نوروز بدوزد و دقیقا در همان ایام کسی که لابی های پشت پرده ای می کند و می تواند هزینه اقامت مسافرت برخی ازافراد را به مالزی واندونزی بدهددر همان ایام می آید وبدون آنکه مالیاتی بدهد و یا زحمت و حسرت روز های سرد سال را بکشد ویا غم وغصه دادن نسیه و برگشت نیافتن پول آن را بخورد با آوردن فروشندگان ویا غرفه دارانی خارج از شهر تمام در آمد یکسال مردم را جمع بنماید و با طیب خاطر و با لبی خندان به ریش من وما بخندد وبا جیبی پر پول شهررا ترک نماید و برای بازاری شهر نسیه وجهنم حال که نداریم برویم واز مشهدی فلانی نسیه بیاریم را باقی بگذارد
دوستان عضو درشورای شهر، فرماندار محترم ،نماینده ای که پس از گرفتن رای مردم وحضوردر مجلس هیچ کاری و طرحی ازشما ملاحظه ننموده ایم بدادمردم مخصوصا بازاریان برسید و اجازه ندهید که دوباره دراین شهر اتفاق مخرب ایجاد نمایشگاه عرضه کالا حادث گردد زیرا که در هیچ جایی از جهان مسئولان بدین راحتی اجازه نمی دهند که بخش قابل توجهی از گردش پولی که می باید به سرمایه ویا ثروت موثر بر حال و روز همان جامعه تبدیل شود در مدت یک ویا دوهفته از بین مردم جمع آوری و به خارج ازشهرستان منتقل شود
