وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۱ ساعت: ۱:۳۴ ب.ظ

بدون تکلف می باید گفت که جهان امروز با تمام ادواری که برآن سپری گردیده است متفاوت است اما با تمام تفاوت هایی که بین جهان حاضر وآنچه که گذشته است وجود دارد یک واقعیت ثابت است که با تسلط برمناسبات حاکم بر جهان تغییرات و تحولات را راهبری و هدایت می کند و ازاین نظر می توان گفت که جهان گذشته و حال از نظر ماهیت تفاوتی با هم ندارد ویا به عبارتی جهان در هرحال به دور محوری می چرخد که کمتر زبان فهم وقبال کنترل ومدیریت می باشد واز این روست که تحولات و تغییراتی که توانسته جهان را نسبت به گذشته متفاوت سازد این تفاوت کمتر ماهوی بوده و بیشتر در ظواهر جهان به چشم می آید.

حتما دوستان عزیز نگارنده را فردی مصداق روشن سیاه بینی خواهند یافت که مدعیست با تمام تغییرات عظیم به وقوع پیوسته درحوزه های مختلف که بر نرخ بهره مندی انسان از امنیت و رفاه افزوده جهان امروز با گذشته تفاوتی نیافته است.

اما اگربه توضیحی که می توانم برای روشن شدن مطلب ارائه دهم توجه نمایید متوجه خواهید شد که اگر نمایه های برخورداری را به کناری بنهیم و یا حتی آنها را با این تفسیر نگاه کنیم که نرخ مزبور به تناسب قدرتی که انسان دربه زیر کشیدن قدرت طبیعت یافته چندان قابل اعتناء نیست وامنیت و رفاه انسان به تناسب توفیقی که در برخورداری از منابع طبیعی یافته باید خیلی بالاتراز حد فعلی می بود آنگاه متوجه خواهید شد که جهان امروز هم چون گذشته تابعی از شکل گیری وتمرکز قدرت وسمت حرکت ثروت می باشد و از این نظر تفاوت چندانی با گذشته نیافته و آنچه که با مطرح ساختن سرعت شکل گیری و تمرکز قدرت و ثروت تفاوت های را عینی تر می نماید و یا حداقل ما را متوجه واقعیت دگرگونی می کند وجود رسانه ها و سرعت وگستره چرخه اطلاعات و دانش عمومی می باشد که متاسفانه حاضران در کشور های توسعه نایافته ای چون ما وکمتر توسعه یافته ای در آسیا و یا حتی اروپا و امریکا ازاین حیث هم چندان توسعه نیافته و کمترمتوجه عمق و گستردگی حتی این مقدار تفاوت هم می شویم وازاین روست که کمتر می توانیم متوجه واقعیت های پشت پرده اقدامات امریکا و بخشی از جهان توسعه یافته در اروپا شویم مثلا

اگربه همین موضوع مذاکرات مکرری که بین ما و گروه به اصطلاح 1+5صورت می گیرد توجه نمایید متوجه خواهیدشد که در گذشته های دور و نزدیک نیز همیشه مذاکراتی بین کشورهای قوی و کشورهایی که تلاش داشتند به نوعی حوزه قدرتی برای خودترسیم نمایند تا از آن طریق بتوانند محدوده قلمرویی برای اعمال سیاست های اقتصادی و فرهنگی خود داشته باشند صورت می گرفته است و در آن مذاکرات هریک از طرفین دنبال مقاصدی می گشتندکه متناسب با اهداف راهبردی آنها باشد وکمتر دنبال ره یافتی می رفتندکه به موضوع اصلی که مناقشه را باعث شده است بپردازند مثلا همین الان که کشور ما با چند قدرت بزرگ جهانی در موضوع برخورداری ایران از صنعت هسته ای درگیرمذاکرات می باشد وبا قصد حاکمیت بخشیدن به حقی که هر کشوری می تواند درجهان امروز خود را برخورداراز آن بداند و برای بدست آوردنش برنامه ریزی بنماید(حال با هر منظوری که بخواهد) با تیم های کارشناسی مختلف در آنها حضور می یابیم قدرت های برتر جهان کمتر بدین می اندیشند و یا در پی این هستند که مانع از ادامه کار ما از طریق انجام مذاکرات و یا دست یابی به قراردادها و یا باز گرداندن ما به رعایت پروتکل ها باشند زیرا که در منطق قدرت کمتر  به این اندیشیده می شود که با کشوری کوچک که به اصطلاح آنها تمرد را پیشه خود ساخته ومی رود که منافع بلندمدتشان را به خطر اندازد از طریق مذاکره به توافقی برسند و بیشتر تلاش می نمایند که با استفاده از قوه قهریه آن را به درس عبرتی برای دیگران تبدیل نمایند اما اگر در خصوص ما چنین رفتاری مورد توجه واقع نمی شود دلیل آن را می باید در مواردی یافت که بخشی از آنها مورد خواست و حتی آرزو وایده ال کشور های قدرتمندغربی می باشد که از اهم آنها می توان به موضوع رکود اقتصادی و مشکلات داخلی ناشی ازآن در داخل این کشورها اشارت داشت که قدرت های خارجی موضوع مذاکرات هسته ای و چالش های برآمده از آن را برای پوشش دادن به مسائل داخلی موردنیاز می بینند واز سوی دیگر آنان دنبال این می باشندکه با بزرگنمایی بیش از حد در رابطه باقدرت موشکی و احتمال دست یابی ایران به سلاح هسته ای اجازه ندهندکه کشور های منطقه بتوانند به برنامه ریزی اصولی در مورد برطرف نمودن مشکلات داخلیشان دست بزنندو حتی موجب می شوندکه همان مشکلات داخلی که می تواندبه منشایی برای خیزش های انقلابی و اعتراضات سیاسی در کشورهای منطقه قرار بگیرد تحت الشعاع مسائل مربوط به ایران یا به فراموشی سپرده شود و یا به فرسایش کشاندن قدرت اتفاق واتحادعمومی با تاخیر مواجه گردد و حتی در خصوص مسائل داخلی ایران هم می تواننداز آن برای ایجاد نوعی رخوت و تفرق در میان مردم استفاده نمایید تا از آن طریق بتوانند با زیر فشار قرار دادن حکومت خواست های خود را اعمال دارند.

همچنین بایدبه خاطر داشت که کشورهای توسعه یافته ای که ما آنها را متخاصم نسبت به خود می دانیم درعمل با ما ومنافع ما کاری ندارند وتلاش دارند کهاز منافع خود در سطح جهان دفاع نمایند و با برای برقراری و استمرار منافعی تازه،گسترده تر و پایدارتر تلاش دارند برای همین است که با زیر فشار قرار دادن ما و شرکای اقتصادیمان در صدد تضمین آنها برآمده اند ازاین روست که مذاکره با ما را بهانه قرارداده اندتا با بکار گرفتن ترفند های خاص به نوعی کشور های در حال توسعه و یا نوظهور دراقتصاد جهانی را هم زیر یوغ خود ببرند و با استفاده از اهرم های ویژه مانع از ادامه رشد آنها گردند زیرا در جهانی که همه مردمان سمت حرکت عمومی قدرت ها را برای رویارویی در منطقه نفت خیز خلیج فارس می یابند و بروزآن را مصادف با تهدیدمنافع خودمی دانند درعمل مجبورمی شوند که بیش از هرزمانی خود را همراه وهمسو با منافع و اهداف بلند و کوتاه مدت امریکا بنمایند وهمین موجب می شود که اتحادهای نیم بندمنطقه ای که با محوریت دفاع ازامنیت منطقه و یا مشارکت در نرخ رشد کشور های موجود در منطقه شکل گرفته و یا زمینه شکل گیری آنها فراهم آمده است درهم شکسته شود و علاقه مندی این کشور ها در یار گیری قدرت های جهانی موجب شود که کشور ها چشم بسته اجازه مشارکت و یا تحمیل منافع امریکارا درامورداخلی و یا مشارکت های جهانی خود بدهند

ازسوی دیگربایدبه خاطرداشت که تحریم های گسترده امریکا و اعمال فشاربرای مشارکت سایر کشور ها در دخالت های تحریم گرانه منجربه آن می شود که کشور های دیگرنتوانند استقلال سیاسی خود را علنی و تعمیق نمایند و با گسترده شدن تاثیرعوامل اقتصادی برنوع ارتباطی که کشور های منطقه می توانند باهم داشته باشند برنامه ریزی برای بومی نمودن دانش و مراودات اقتصادی فراموش می شود و همین امر باعث می گردد تا منابع برای تحمل هزینه های وارد نمودن دانش از مناطق دورتر مصرف گردد.

در امورداخلی ایران هم ادامه مذاکرات اگرچه در ظاهر باعث تقویت اتفاق و اتحاد ویا حداقل بالا رفتن استانه تحمل مردم می شود اما سیاست مداران بایدبه این نکته توجه داشته باشندکه ادامه این شرایط باعث فرسوده شدن منابع تولید،پایین آمدن نرخ تولیدات صنعتی که به نوعی در دانش ومواد اولیه آنها نیازبه بازارهای جهانی وجود دارد ودر نهایت خسته شدن مردم می شود که در دراز مدت می تواندموجبات افزایش شدت صدمات به منابع تولید گردد همانگونه که در مسائل مربوط به ملی شدن نفت و ادامه کار دولت دکتر مصدق آثار مخرب تحریم ها سال ها کشور را به عقب راند و یا زمینه استقرار پنهان و پیدای دولت های سلطه گر را درایران فراهم نمود.

همچنین سیاست مداران ما باید بدین نکته توجه داشته باشند که ادامه حضور امریکا و سایر قدرت های سلطه گر موجبات رشد تبلیغ برعلیه ایران را در میان ملل و حکومت های منطقه فراهم خواهدساخت به نحوی که از فضای خالی ایجادشده دراثر ضعف عملکردی ما در دیپلماسی همه تقصیر های مربوط به افزایش هزینه های زندگی که محصول بی برنامه بودن حکومت ها در طی سالیان پیدایش و توسعه سیاست ایران ترسی و یا ایران گریزی بوده متوجه ما خواهد گردید و همین امر موجب خواهد شد که ما برای اعمال قدرت باز دارندگی در مقابل قدرت های منطقه هم هزینه هایی را بپردازیم که این موضوع هم برای اقتصادو برنامه های توسعه ای ما مضر خواهد بود.

در مجموع باید به خاطر سپرد که سیاست راهبردی امریکا در موضوع هسته ای ایران مبتنی برحل مسئله در زمان کوتاه نیست وهمین نکته اگر مورد بی توجهی قرار گیرد و به نوعی این ذهنیت را در ما ایجادکندکه امریکا قادرنیست با ما از طریق تخاصم برخوردنماید وهمین عاملی شود براینکه واقعیت های موجود دوراز تحلیل و تفسیر واقع شود دیر نخواهدبود که نه تنها ما بلکه تمام کشور های منطقه به نوعی دچار واگرایی مفرط و غفلت از مسائل داخلی خواهیم گردید که چنین وضعیتی زمینه را برای رخدادهای غیرقابل پیشبینی وکنترل فراهم خواهد ساخت که هزینه هایی را درپی خواهدداشت.

پس بر مسئولان ماست که از سیاست بی عملی امریکا در موضوع هسته ای تمام بهره را ببرندو با بازگشت به برنامه ریزی و توجه به سایر حوزه های اقتصادی و اجتماعی اثرات سوء تمرکز جامع وکامل در موضوع صنعت هسته ای را که باعث اخلال در صنعت و کشاورزی شده است را با سرمایه گذاری جدی برطرف نمایندتا مردم هم بتواننداز ثمره منابعی که خداوند برای تعالی بهره مندی انسان از امنیت و سلامت در اختیارشان گذارده برخوردار گردند.