وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۱ ساعت: ۹:۵۳ ق.ظ

تلاش جناب مهندس مشائی و تیم مشورتی ایشان برای بازنمودن فضای روشنگری درانتخابات آتی بسیارپسندیده است و دیگرکاندیدا های احتمالی هم مناسب است که این متدولوژی را بکاربندند و با علنی ساختن برنامه های خودامکان نقد و بررسی آن را فراهم آورند مثلا جناب مشایی در مطلبی تحت عنوان چالش های صنعت ایران درسال های پس از انقلاب دلایلی را برای عدم توفیق این مولفه ساختاری مطرح ساخته اند که شاخص های قابل تاملی را مطرح می نمایداما موارد مطرح شده کل دلایل مورد قبول در بحث نیست که از این روی لازم است برای برطرف نمودن این مشکلات و طراحی برنامه ای کامل تیم مشورتی ایشان باز نگری کاملی در مطلب بنمایند برای کمک به این روند نگارنده سعی می نمایدبه اندازه دانش خود علل پیدایش چالش های باز دارنده از رشد در صنعت را مورد بررسی قرار دهد و خدمت دوستان تقدیم بنماید تا بلکه طرح کلی برای برون رفت از شرایط فعلی و هدایت برنامه ریزان به سوی طراحی برنامه ومدل های واقع بینانه ازمتن مناظرات موجود وارائه دلیل های مختلف استخراج و ارائه شود براین اساس کار را با ارائه تعریف از صنعت که در مطلب جناب مشایی مغفول مانده بود آغاز می نمایم

صنعت را می توان فرایندمرکبی از تولید،توزیع و تجارت دانست که بر شالوده ای از فن آوری های نوین بنا می گردد و با مناسبات پیچیده علمی،مهندسی (نه صرفا تجربی واستادو شاگردی)اداره و تحت مدیریت قرار می گیرد وبا زنجیره ای ازارزش ها که با نام زنجیره تامین (اعم از انسانی و یا مواد اولیه) شناخته می شوند مورد حمایت قرارمی گیرد. وتوسعه آن با استفاده ازبرنامه ریزی های جامع ملی وبخشی امکان پذیر می گردد.

با این تعریف می توان گفت که مقوله صنعت یک مولفه بسیارجدی و پیچیده می باشد که نمی توان چالش های موجود در آن را تنها در گرو سیاست گذاری های درست و یا غلط دولت دانست و با محدودنگری ریشه های بروز عقب ماندگی و یا توسعه نایافتگی را مشخص و اعلان نمود وازاین روست که بنده از تیم همراه جناب مهندس مشایی درخواست می نمایم که قبل از اعلان نظر و موضع بهتراست که ابتدا یک ره یافت تحقیقاتی جامع از موضوع بدست آورند و بعد از آن تحلیل و تبین جامعی از مسئله بیرون بدهندمثلا زمانی که درتفسیرارائه شده مشکل صنعت در کمبودنقدینگی،محوریت دادن به بازارآزاددرسیاست های اقتصادی،افزایش تصدیگری دولت،افزایش سرمایه گذاری های فیزیکی،افزایش احساس نیازبه وجود و حضور دولت،رانت های دولتی وکاهش فضا برای تحقیق و مکاشفه مورد شناسایی و بررسی قرار می گیرد و درتایید هریک از آنها حرف های معمولی و سطحی ارائه می شود شهروندعلاقه مند به ورود در عرصه های سیاسی وهمراهی با کاندیدا های موجود و احتمالی درمی ماندکه اگر ورود کندو بخواهد همکاری با برنامه ای با آنها داشته باشد چگونه می تواند این اقدام را برای خود قابل توجیه بدانددر حالی که می داند برداشت های رفورمیستی وفاقد پشتوانه علمی و عمل بدانها درطی حداقل بیست سال گذشته عامل اساسی پسرفت صنعت در جامعه ما بوده است مثلا زمانی که جناب مهندس معتقدندبا اتخاذ تصمیم در خصوص میدان دادن به بازار آزادو متولی رسمی سیاست های اقتصادی شدن بازار سهم صنعت غیر دولتی (به زعم نگارنده حتی دولتی) از نقدینگی کاهش یافت واقعیت دردناکی می باشد که اگرریشه یابی گردد ملاحظه می شودکه علت آن دراین بوده که خود صنعتگران ما هم بازاریانی بوده اند که در حوزه اقتصاد بدلیل فقدان ضوابط و صرفا با اتکاء به آورده مالی در حوزه صنعت هم واردشده بودند و یا به عبارتی اعتبارات و تسهیلات به نام صنعت را دریافت می کردند وازآن برای واردنمودن کالای آماده استفاده می کردندکه اگر همین موضوع بسیار ساده موردبررسی واقع شود ملاحظه می گردد که ما از اساس به صنعت به عنوان یک موجودیت منتزع که دارای هویت کاملا تعریف شده و قابل دفاعی باشد که افراد علاقه مند برای ورود در آن بایددارای نرم های علمی ومهارتی ویژه ای باشند نگاه نکرده ایم وازاین جا بوده که هر فردی با هرنگرش و برداشتی واردعرصه صنعت شده و دولت هم بدون آنکه اعتبارات را در مقابل هنجارهای مورد تعهد وا گذار نماید آن را به کسانی داده که بروند و سرگرم بشوند واجازه بدهندکه دولت کار و برنامه های مورد نظر خود را داشته باشد و از همین روست که معوقات مالی و تعهدات اعتباری که بازگشت داده نشده اند سر به آسمان ها زده است پس نه تنها به بخش صنعت پول تزریق گردیده بلکه بسیاربیشتراز مواضع دیگرهم تزریق شده است اما اگردر صنعت هزینه نشده این برمی گردد به اینکه فرایندی به نام صنعت تحت کنترل ومدیریت شکل نگرفته و یا اساسا مولفه ای ساختاری تحت نام صنعت در متن جامعه ما احساس نیاز نشده است.

اما درخصوص اقتصاد آزاد باز برداشت جناب مشایی درست نمی باشد و یا حداقل مشحون از نگاه سیاسی می باشد که ایشان نسبت به لایه های سیاسی برآمده از بازار ونقش گرفته در سیاست دارند و فکرمی کنندکه اگر عنوان بازارآزاد در متن ومحور سیاست های اقتصادی مدنظرواقع شده این موضوع ناشی از لابی سازی های این افراددر متن ساست گذاری ها بوده است درحالی که امروزه درتمام دنیا به اثبات رسیده که نبض پر تپش اقتصاد در بازار آزاد می زند اما بازارآزادی که مبتنی بر تعریف علمی باشدکه ذیلا بدان خواهیم پرداخت.

بازارآزاد برخلاف تعریف مصطلح در ایران که برآمده از وجود ودخالت بازاریان در انقلاب وتدوین قوانین و تنظیم مناسبات موجود و حاکم بر بازارایران بوده اند و عملا آن را از محتوا خالی و به موجودیت کاملا وابسته و بی مایه ای تبدیل نموده اند که هرکاری را که دلش بخواهدبرای بدست آوردن بهره بیشتر(نه سود)به انجام می رساند عبارت از بازاریست که در آن قیمت کالاها و یا خدمات در تئوری و عمل از طریق تعامل بین عرضه و تقاضا تعیین می شود و برخلاف اقتصادما که سیاست های پولی و اعتباری برای سرمایه گذاری در صنعت را میل و اشتیاق و یا میزان نزدیکی ونفوذ سرمایه گذار به مراکز دولتی تعیین می نماید این اشتیاق به مصرف و یا اقبالیست که مردم از تولیدهمان کالای تولید شده ویا برنامه ریزی شده نشان می دهند وزمینه ای برای تولید می شود که با این تعریف می توان اقتصادآزاد را چنین تعریف نمود که سیستم اقتصادی است که در آن تولید وتوزیع کالا ها و ارائه خدمات توسط  دگر گونی های بوجود آمده و یا شکل گرفته در سیستم عرضه وتقاضا سر و شکل می گیرد ودولت نمی تواند ونبایددر آن دخالتی داشته باشد.

با این حساب صنعت رو به پیشرفت می باید تابعی از وجود بازارآزاد باشد واگر در ایران چنین وجهی شکل نگرفته نه ازاین است که ما تمام همت خود را مصروف بازارآزاد نموده ایم که اگراینگونه بود جای شکر داشت بلکه به خاطر آن است که در فرهنگ ما آزادی را به نوعی تعریف نموده ایم که از آن می شود هر رفتاری را استخراج نمود به نوعی که بازاری می تواند خودانتخاب کند که چه بیاورد و چه بفروشد همانگونه که صنعت گر می تواند بدون توجه به سیاست ها محوری در عرصه های ملی و بخشی کالای سرمایه ای را انتخاب کند پروتکل ببندد و واردنماید وارد چرخه تولید شود وکاری با این نداشته باشد که آیا اساسا برای آن کالا میل به مصرف و یا تقاضایی وجود دارد ویا نه وتازه دولت هم به آن وام واعتباراختصاص می دهد بدون آنکه بداند آیا آن نوع ازفعالیت امکان بازگرداندن تسهیلات را دارد و یا اساسا مدیریت بکار گرفته شده قادر است که مطابق با مناسبات علمی مسلط براقتصادجهانی و رقابت های موجود در آن واردکار و فعالیت شود وسر بلند از ارائه محصول مطابق با استانداردها وتامین نیاز بازار ومردم باشد.

ادامه دارد