(از سلسله مطالب مربوط به احیای تفکر دینی)
اگر به عنوان انسانی مسلمان خودرا مکلف به تسلیم در برابرمشیت خداوندی بدانیم و ختم نبوت درمحمد (ص) را یک مشیت قطعی و تاریخی درباورو یقین خود بگنجانیم آنگاه به این واقعیت خواهیم رسیدکه انسان بایدپس از دوران ارتباط مستقیم با منبع وحی الزام به آن دارد که به خودزحمت کندوکاو ومکاشفه بدهدتا بتواند با کشف قوانین و قواعدی که می تواند او را در شناسایی رسالت و عمل بوظایف اختصاصی که تحقق رسالت انسان را ممکن می سازدمستقیم و با اراده نماید به استخراج حکمت و فلسفه خلقن و عمل به مفادآن نماید که مشخصا ابزار تحقق چنین فرایندی در متن طبیعت بودیعه نهاده شده است که دست یابی به آن رسیدن به یک همنوایی وهدف مندی جدی وفراگیررا دربهره گیری از تمام ظرفیت ها و فرصت های موجود ضروری وواجب می سازد که تحقق این امرهم می توانددر یک کاسه نمودن منابع و فرصت ها و برنامه ریزی و مدیریت فعالیت ها باشد که همه این امور در ادبیات امروزین درمولفه ای به نام حاکمیت ویا اراده جمیع ملت مستقرمی گردد ویا به عبارتی می توان گفت که بعد از دوران طلایی دسترسی مستقیم به فرامین الهی انسان موظف می شود که با استفاده از اسنادتاریخی به جا مانده ازآن دوران که در دین ما درقرآن وسنت شکل می گیرد وارائه تفسیرمنطبق برشرایط که با ابزارهایی چون عقل و اجماع ممکن می شود راهی را برگزینیم که وحدت ممکن و بهره برداری ازفرصت برای شناسایی واستفاده ازمنابع فراهم گردد پس دراصل قدرت موظف است که قالب و قاعده کاررا از کتاب و سنت استخراج نماید وراه کارهای عملیاتی ساختن اموری که بتواند انسان را برای تحقق اهداف خلقت از طریق انجام دقیق وظایف کمک ویاری دهد برمبنای تجمیع نظر ورای صاحب نظران که آن را عقل تاییدمی نماید بدست آورد مثلا اگر قراربراین نهاده شده که حکومتی مبتنی بر اصول کتاب وسنت در کشوری ایجادشود و حاکمیتی هدایت امورمردم را درداخل این قالب برعهده بگیرد آیا نبایداین حاکمیت در عمل به اسنادومدارک تاریخی به آنچه ازپیشوایان تاریخی این اندیشه ونگرش باقی مانده رجوع نماید ویا به عبارتی برای آنکه ارتباط خودرا با مردمی که هدایت آنها را برعهده گرفته برقواعدو اصولی استوارسازد که پیشوایان آن اندیشه مقرر ساخته اند به عنوان مثال آنجا که امام علی(ع) به مالک اشتر امرمی کنندکه
و أشعر قلبك الرّحمة للرّعيّة و المحبّة لهم و اللّطف بهم و لا تكوننّعليهم سبعا ضاريا تغتنم أكلهم فإنّهم صنفان إمّا اخ لك في الدّين أو نظير لك في الخلق .
قلب خويش را نسبت به ملّت خود مملّو از رحمت و محبّت و لطف كن و همچون حيوان درندهاى نسبت به آنان مباش كه خوردن آنان را غنيمت شمارى زيرا آنان دو گروهند: يا برادران دينى تواند و يا از نظر آفرينش انسانهايى همانند تو
قالبی را مشخص می دارندکه حاکمیت می باید در برخوردبا مردمانش رعایت نماید اما مسلم است که این حدود نسبت به شرایطی که دربرابرحاکمیت ومردم وجود داردو یا بوجود می آیدمتفاوت خواهدبود و حکمیت مجبوراست که رحمت ومحبت خودرا با روش های متفاوتی به اجراء دربیاورد ویا تصمیم های خود را تحت تاثیر راه کارهایی قراردهد که به نسبت زمان می تواندبیشترین امکان رحمت و محبت را به مردم فراهم آورد مثلا
الف- مناصب ومسئولیت های اجتماعی را برمبنای لیاقت دربین نیروها تقسیم نماید.
مسلم است که با عنایت به پیچیدگی هایی که امورمردم یافته است تکیه بر اصولی که به صورت کلی در دین مورداشاره قرارداده ممکن نخواهد بود بلکه بایداصول اخلاقی را به محیط های فنی تسری داد نه اینکه با زدن ازبال وپر تخصص ها و مهارت هایی که لازمه انجام دقیق وعالمانه مسئولیت های اجتماعی و اجرایی می باشد اموررا به گونه ای تعریف نمودکه لباس مسئولیت برتن یک فرداخاص اندازه شود برای نمونه زمانی که قراراست برای مرکزی علمی محض مسئولی انتخاب شود این فردبایدازمیان دارندگان بالاترین دانش ومهارت در آن رشته برگزیده شوند ونباید امور مدیریتی به صرف تینکه درآن رشته خاص فردموردنظرویا مطابق با قواعد موردپذیرش دینی وجودنداردبه افرادفاقدتوانمندی های مدیریتی و رهبری سپرده شود زیرا که آنان که برترازاویندتبعیت نخواهندنمود و اگربالای سرشان زور قرارگیردکارشکنی خواهندنمود و یا تن بکارنخواهندداد وزیر دستان با اگاهی ازناتوانی او ازموقعیت برای مطامع خاص بهره بذداری خواهندنمود ودرنهایت اینکه منابع و فرصت های در جایی غیرازآن جایی که بایدمورداستفاده قرارگیرندبه مصرف خواهند رسید.
پس اگرقراراست که رحمت ومحبتی در واگذاردن کار ومسئولیت صورت گیرد وحکم شرعیست که بایدصورت گیرد این کاربایدبرای انجام درست وظایف وتولیددقیق محصول وفرصت بکارگرفته شودنه اینکه چون گفته شده بایدمحبت نمودو یا رحمتی بکارگرفت این امورمتوجه نزدیکترین افرادشود نزدیکترین افرادی که مشخصا دربحث حاکمیت اقربا و اعضاء خانواده ویا متملقان وچاپلوسان خواهدبود زیرا که کاردان در نادری می باشدکه بایدبا دقت و تحقیق وجستجو یافت شود.ازسوی دیگرباید یقین داشت که آدم دارای ظرفیت و متکی بر توانمندی های خودکمترالتماس کار وفعالیت می دهدومی ماندتا نیازمندان دنبال اوباشند وبا اصراروالتماس برای کار دعوتش نمایند.
چنانکه امام علی(ع) دراین باره رهنمودهای زیر را به مالک اشتر ارائه می دهند
ثمّ انظر في أمور عمّالك فاستعملهم اختبارا، و لا تولّهم محاباة و أثرة فإنّهما جماع من شعب الجور و الخيانة. و توخّ منهم اهل التّجربة و الحياء من اهل البيوتات الصّالحة و القدم في الاسلامالمتقدّمة، فإنّهم أكرم أخلاقا و أصحّ أعراضا و أقلّ في المطامع إشراقا و أبلغ في عواقب الأمور نظرا
در كارهاى كارمندانت بنگر و آنها را با آزمايش و امتحان بكار وادار و از روى ميل و استبداد آنها را بكارى واندار، زيرا استبداد و تسليم تمايل شدن كانونى از شعبههاى جور و خيانت است. و از ميان آنها افرادى كه با تجربهتر و پاكتر و پيشگامتر در اسلامند، برگزين زيرا اخلاق آنها بهتر و خانواده آنها پاكتر و همچنين كم طمعتر و در سنجش عواقب كارها بيناترند
براستی اگر محبت و رحمت موردنظر برای کارمندان و افرادی بکاررود که برای انجام وظایف تخصصی امروز آموزش دیده وتربیت شده اندآیا امکان آن بوجود می آید که اموال عمومی به یغمی رود وفرصت های سازندگی و آماده سازی جامعه برای عمل به رسالت نابودگردد وکاربه جایی رسد که هرمسئولی انگشت اتهام خیانت را به سوی دیگری گیرد وسازمان ودستگاهی هم وجود نداشته باشدتا با پیگیری مسیر انگشت های سمت یافته وانتشارنتایج تحقیقات مردم را به این اعتمادو اطمینان برساند که اتهام ها واهی بوده ویا اموال و امکانات مصادره شده به جایگاه خود بازگردانده شد و متهمی که به آن اشاره شده بود از اتهام مبری گردید و یا محکوم به مجازات در برابرخیانت گردیدو به سزای عملش رسید.
ادامه دارد
