وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: جمعه هجدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت: ۱۱:۴۸ ق.ظ

پس ازظهوراسلام و تلفیق دستورات دینی آن با اصول و آیینی که ایرانیان قدیم بدان پایبندبوده اند چیز جدیدی بدست آمده که اگر موردتوجه قرار گیرد و همت متعهدانه ای برای عملیاتی ساختن بندبند احکام شکل بگیرد مسلم است که نه اسراف خواهدتوانست منابع وفرصت ها را به یغمی برد ونه نیازی به این خواهدبود که انسان عمری را به نگون بختی و فلاکت به سرآورد و یا به عبارتی اگرامروز جامعه ما در دو قطب محرومان (در رنج شکم وگرسنه که نمی دانند از کجا آمده اند و به کجا می روند وحکمت حیات را درفقر و فاقه می یابند)وبرخورداران (که رنج ندانستن و عدم درک فلسفه خلقت به هلاکشان درافکنده )شکل گرفته و عدم ارتباط عقلانی بین ایندو امکان تحرک و فعالیت را از آن در ربوده است تنها به این دلیل است که یادمان رفته که ما که بوده ایم و امروز برای چه بایدزنده بمانیم و یا مبارزه نماییم مثلا از قرن سوم هجری که خشونت عرب بدوی وضد تمدن در زیر سلطه فکرواندیشه ایران مدفون گردید و در ظاهرتمدنی اسلامی و در عمل باز زایی اندیشه ایرانی نضج و تعالی مجدد خود را آغاز نمود از ترکیب اندیشه دینی اسلام و تفکر وتمدن قوی ایرانی کتاب هایی به رشته تحریر و تالیف در آمد که هر کدام از آنها حتی اگرامروز مورد دقت و استفاده واقع شودخواهد توانست که بسیاری از مشکلات نسل بشر را به سامان گرداند.   

حتی اگر به كتاب هاي تاريخي اگرچه به نظر نمي آيد كه با مديريت وجه اشتراكي داشته باشند، توجه نماییم ملاحظه خواهیم نمودکه درحقيقت سرگذشت مديريت ها وسرگذشت نامه مديران هستند؛ زيرا صفحات تاريخ را كساني رقم زده اندكه مصدر امور بوده ومديريت را به عهده داشته اند. بنابراين كتاب هاي تاريخي، خود از اين ديدگاه، كتاب هاي مديريتي نيزهستند..

گذشته از كتاب هاي تاريخي، كتاب هايي نيز صرفاً جهت آموزش، عبرت آموزي مديران و حكّام واصلاح امور، اصلاح مديران به روش هاي مختلف و تحت عناوين مختلفي از جمله نصيحهًْ الملوك، پندنامه، دستورالوزاره و امثال آن تأليف شده است كه هدف آن راهنمايي، ارشاد وتربيت مديران و يا اصلاح اعمال دست اندركاران عصر خودبوده است.
در اينجا از دانشمنداني كه در اين زمينه، بدين روش ها به زبان فارسي چيزي نوشته اند، نمونه هايي مي آوريم:
1- جاويدان‌ خرد مسكويه‌ رازي‌، در گذشته‌ به‌ سال‌ 420، در اخلاق‌، به‌ روش‌ استدلالي‌يوناني‌ آميخته‌ با روش‌ آزمايشي‌ و پندگويي‌ ايراني‌ با آوردن‌ سخنان‌ كوتاه‌ بزرگان‌ دين‌.
2- سراج‌الملوك‌ طرطوشي‌ ، در گذشته‌ به‌ سال‌ 420، به‌ روش‌ ديني‌.
3- الاحكام‌ السلطاني‌ ماوردي‌، در گذشته‌ به‌ سال‌ 450، به‌ روش‌ كلامي‌ و ديني‌ كه‌ ازبهترين‌ دفترها در سياست‌ اسلامي‌ است‌.
4- قابوس‌ نامه‌ عنصرالمعالي‌ كيكاوس‌ زياري‌، در سال‌ 475 به‌ روش‌ پند و اندرز ايراني‌.
5- سيرالملوك‌ (سياستنامه‌) خواجه‌ نظام‌ الملك‌ طوسي‌، در سال‌ 484 به‌ روش‌ پند و اندرزايراني‌، با گواه‌ها و نمونه‌هاي‌ تاريخي‌.
6- پنديران‌، از سده‌ 5 به‌ روش‌ داستاني‌.
7- 9- كيمياي‌ سعادت‌ محمد غزالي‌ و نصيحهًْ‌الملوك‌ و تحفهًْ‌الملوك‌ او، به‌ روش‌ كلامي‌ وعرفاني‌ و ديني‌ با آوردن‌ داستان ها و نمونه‌هاي‌ تاريخي‌ ايراني‌ و اسلامي‌.
10- كليله‌ و دمنه‌ ابوالمعالي‌ نصرالله‌ شيرازي‌، در سالهاي‌ 540-538، به‌ روش‌ افسانه‌ وداستان‌ و آن‌ ريشه‌ هندويي‌ دارد.
11- داستان‌هاي‌ بيدپاي‌ محمد بخاري‌، در سالهاي‌ 544-541، درست‌ مانند كليله‌ ودمنه‌ شيرازي‌.
12- بحرالفوائد، گمنام‌، در سالهاي‌ 557-541، درست‌ مانند كليله‌ و دمنه‌ شيرازي‌ .
13- روضة‌العقول‌ ملطي‌، در سال‌ 598، به‌ روش‌ افسانه‌ و داستان‌ همانند كليله‌ و دمنه‌ ولي‌ريشه‌ ايراني‌ دارد.
14- مرزبان‌ نامه‌ وراويني‌ در سال هاي‌ 622-607 به‌ همان‌ روش‌ پيشين‌.
15- ساز و پيرايه‌ شاهان‌ پرمايه‌ افضل‌ الدين‌ محمدكاشاني‌، در گذشته‌ به‌ سال‌ 610، به‌روش‌ برهاني‌ و استدلال‌ فلسفي‌.
16- كليله‌ و دمنه‌ قانعي‌ در سال‌ 658، به‌ روش‌ افسانه‌اي‌ هندويي‌.
17- جوامع‌ الحكايات‌ و لوامع‌ الروايات‌ سديدالدين‌ محمد عوفي‌،از سده‌ 6 و 7 گويا نزديك‌به‌ سال‌ 560، به‌ روش‌ تاريخي‌ و داستاني‌.
18- لطايف‌ الحكمة‌ ارموي‌، در سال‌ 600، به‌ روش‌ كلامي‌ و ديني‌ در حكمت‌ علمي‌ و عملي‌و گرفته‌ از امام‌ رازي‌.
19- فرائد السلوك‌ في‌ فضائل‌ الملوك‌ سجاسي‌ در سال هاي‌ 609-610، به‌ روش‌ داستاني‌با پيروي‌ از كليله‌ و دمنه‌ و سندبادنامه‌، در ده‌ باب‌.
20- السياسهًْ‌ العامهًْ‌ و الخاصهًْ‌ ابوعلي‌ حسن‌ اصفهاني‌، در سال‌ 614، در تدبير منزل‌ وخانه‌داري‌ به‌ روش‌ يوناني‌.
21- حدائق‌ السيرنظام‌ الدين‌ يحيي‌، در سال‌هاي‌ 616-607 به‌ روش‌ استدلالي‌ ايراني‌ ويوناني‌، با آوردن‌ گواه‌هاي‌ تاريخي‌ و داستان ها و سخنان‌ بزرگان‌ يونان‌ و ايران‌، در ده‌ باب‌ است‌ كه‌نخستين‌ آنها در رفتار پادشاهان‌ و سومي‌ در دادگري‌ و ستمگري‌ و چهارم‌ در سياست‌ وكشورداري‌ و هفتمين‌ در مشاورت‌ و تدبيراست‌.
22- مرصادالعباد شيخ‌ نجم‌الدين‌ دايه‌ رازي‌، در سال‌ 620، در تصوف‌ به‌ روش‌ عرفاني‌، باگفتاري‌ در باره‌ كشورداري‌.
23- آداب‌ الحرب‌ و الشجاعة‌ از فخر مدبر، در سالهاي‌ 633-626 به‌ روش‌ تاريخي‌ايراني‌، با آوردن‌ نمونه‌ و گواه‌ها.
24- 26 اخلاق‌ ناصري‌ خواجه‌ نصيرطوسي‌، در سالهاي‌ 663-633، و اخلاق‌ محتشمي‌ ورساله‌ ماليات‌ او به‌ روش‌ يوناني‌ در نخستين‌، و ديني‌ در دومي‌، و تاريخي‌ در سومي‌.
27- فرج‌ بعد از شدت‌ حسين‌ دهقاني‌ در سالهاي‌ 663-651 كه‌ سراسر آن‌ داستان‌است‌.
28- فسطاط‌ العدالهًْ‌ في‌ قواعد السلطنه‌ از محمد خطيب‌، در سال‌ 683، به‌ روش‌ تاريخي‌با بهره‌گيري‌ از سياست‌ نامه‌ خواجه‌ نظام‌ الملوك‌ طوسي‌، در شش‌ باب‌، كه‌ نخستين‌ آنها در «اموردولت‌» است‌.
29- تحفهًْ‌ الملوك‌ علي‌ اصفهاني‌، از سده‌ 7 و 8 به‌ روش‌ داستاني‌ ايراني‌» (2)
30- رساله‌ في‌ مبادي‌ آراء اهل‌ المدينه‌ الفاضله‌، ابو نصر فارابي‌، (متوفي‌ سال‌ 339)
31- دستورالوزراء محمودبن‌ محمدبن‌ الحسين‌ الاصفهاني‌ (متوفي‌ به‌ سال‌ 612)
32- آيين‌ شهرداري‌ در قرن‌ هفتم‌ از محمدبن‌ محمد قرشي‌، ترجمه‌ دكتر جعفر شعار،بنياد فرهنگ‌ ايران‌، 1347
33- دستور الوزراء سلطان‌ حسين‌ استرابادي‌ قرن‌ 11.
34- تذكرة‌الملوك‌ قرن‌ 11؛ ميرزاسميعا، بكوشش‌ محمد دبير سياقي‌، تهران‌، طهوري‌، 1350.

35- و ....


آنچه بر شمرديم، نمونه كتاب هايي است كه در باره مديريت واداره امور در كشورمان توسط دانشمندان و اديبان تأليف شده است و بيانگر وجود پشتوانه هاي غني فرهنگي براي دانش مديريت در كشور است. در مورد آثار سعدي در زمينه مديريت به طور جداگانه سخن خواهيم گفت.