بار دیگر موسم انتخابات فرا رسید وما مردمی که عادت نموده ایم بدون آنکه به چرایی نیاز به داشتن ریاست جمهورو یا اعضاء شورا بیاندیشیم ویا برای تاثیری که یک رای در نتیجه انتخابات و یا مسئولیت ترسیم سرنوشت جامعه دارد تنها با پاسخ به دعوت مسئولان ویا کاندیدا ها وبا گرفتن دست زن وبچه و برداشتن شناسنامه وحوصله زمانی که بایددر صف های طویل صرف نماییم کسی را انتخاب و به قدرت می رسانیم که اساسا رابطه ای با او برقرار ننموده ایم و نمی دانیم که چه می گوید ویا چه مقدار درد و گرفتاری ما را می شناسد اما مطمئنیم که بایدرای بدهیم چون خیرسرمان مردم این جامعه شناخته می شویم وازاینکه درانتخابات شرکت می نماییم موردتقدیر و قدردانی قرار می گیریم .
گفتم که عادت نموده ایم واز آنجا که می دانیم عادت نمودن ویا شرطی شدن بد است وازخصوصیات انسان شناخته نمی شود و مخصوص تیره های حیوانی است ودر دین مبین اسلام هم رفتار و کنشی مذموم شناخته می شود پس باید ازاحاطه عادت خارج شویم تا با تلاش ومسئولیت پذیری در درون فرایند تغییر موجودی بشویم فرای آن چیزی که بوده ایم تا به این باوربرسیم که خداوندفرموده من وضعیت هیچ قومی را تغییرنمی دهم مگرآنکه خودشان برای تغییر صاحب همت واراده گردند.
گفتم که ما به چرایی نیازبه انتخاب وواگذاری مناصب اجرایی ومدیریتی نیاندیشیده ایم واین خصیصه منتسب به همان احاطه عادت است که برما مستولی گردیده است و خصوصیت ما را به هیزمی تبدیل نموده است که می سوزد اما نه گرمایش برایش تغییری ایجادمی کند ونه اساسا می داندکه چرا بایدبسوزد دوستان خواننده فکرنکنند که منظورنگارنده سختی کشیدن است بلکه منظور ازسوختن حکایت شمعی را داردکه ذره ذره آب می شود ونمی داند که چرا، درحالی که بنا برتعریفی که ازانسان شده است و قسمی که برزمان خورده شده است اگرنداندکه زمان را برای چه آرزووانتظاری اتلاف نموده است خاسر شناخته خواهد شد و باید جوابگوی خسارتی که برخودواردنموده است باشد.
گفتم که یک رای درنتیجه انتخابات ویا ترسیم سرنوشت جامعه مهم وموثراست اما این چیزیست که ما بدان بی توجهیم و یا اساسا به تاثیری که می گذاردفکرنمی کنیم وهمینقدرکه بدانیم حاضر شده ایم و رایمان را در صندوق ریخته ایم برایمان کافیست وبعدازآن دیگر مهم نیست وازاین روست که همه ایام ما صرف آن می شود که چرا آنچه می خواستیم نشد و یا چه می خواستیم وچی شد در حالی که اگرمی دانستیم که با همان رایی که در صندوق می اندازیم ویا حتی وقتی که درصف رای صرف می نماییم مسئولیتی را متوجه خودو عاقبتی را متوجه فرصت واموال خودمی کنیم که بایدپاسخگوی آن در دادگاه عدل الهی و یا سوز و ساز تا پایان دوره انتخابات باشیم آنگاه دنبال این می گشتیم که بدانیم یک رای درست و حمایت علنی از درستی انتخاب اگر نتواندسرنوشت را عوض کنداما می تواندسینه مرا برای اینکه اعلان بدارم که در آثار سوء انتخاب صورت گرفته شراکتی نداشته ام ویا من که گفتم این راه ما را به جای کعبه به ترکستان می رساند صاف وگردن مرا برای مبری بودن از مسئولیت عواقب کار برافراشته نماید.
گفتم که ما درهمه انتخاب ها دنباله رو کسانی بوده ایم (که کم کم ازهمین محل تابعیت بی چون چرا خودرا بالا کشیده اند)که ما را دعوت به حضور در انتخابات ساخته اند واز همین محل در هر دوره ای از انتخابات که برگزارشده خودرا مبرای از قبول مسئولیت نموده ایم و بیشتر اهتمام خودرا صرف تبعیت وگوش دادن به امر ودستور دیگران ساخته ایم واین اجازه را به آنها داده ایم که به جای ما تصمیم بگیرندو به ما بگویندکه چه کسی را صلاح می دانند تا انتخاب شوداما چون کاربدانجا رسیده که خودآنها هم نسبت به نتیجه های حاصله ازعملکردهمانهایی که خودشان انتخاب وتایید کرده اندناراضی ویا حتی عاصی شده اندما را مورد غضب وتشر قرارداده اند که مردم رای دادند ودراین میان کسی نیامدتا گوش من رای دهنده را بگیرد که مگرتو را درگور دیگری قرار می دهند که به گفته او عمل نمودی یا به آنهایی که زمینه آن انتخاب را فراهم آوردند وبا تایید خود حرث ونسل جامعه را نابود ساختند بگوید که چرا چنین کردید و چگونه می خواهید از زیر بار مسئولیت دنیایی واخروی این مصیبت ها بیرون بیاییددرحالی که اگر ما از ابتدا می ایستادیم ومی گفتیم که درست که شما از ما حساسترید و یا مسئولیت دنیوی و اخروی بیشتری احساس می کنید اما چون اساس انتخاب به حضوراکثریت در پای صندوق های رای است و صلابت وصلاحیت عمل منتخب به میزان رای اکثیرت است پس اجازه بدهیدتا اکثریت انتخاب کند و درانتخاب شکست بخورد و برای انتخاب بعدی با تجربه شودو با قبول مسئولیت شکست خودرا مقصربداندتا درانتخاب های بعدی اشتباه نکند.
گفتم که ما با انتخاب شونده ارتباط نداشته ایم ویا انتخاب شونده اساسا تلاش ننموده که با ما وانتظارات وآرزوهای ما ارتباط برقرارنمایدتا بداندکه ما چه می گوییم ویا چه خواست وانتظاری داریم و یا تاسف بارآنکه ما نگفته ایم که ازتوبه عنوان منتخب خودمان چه می خواهیم وازاین روی بوده که هرکاری صورت گرفته عین صواب تلقی شده است ونتیجه این شده که دولت برآمده ازیک انقلاب فراگیر ومبتی بر اعتقادات مردم که می بایدنه تنها برای این دنیای مردم اندیشه بنمایدبلکه بایدبرای ساختن آخرت هم طرح وبرنامه داشته باشددراداره نمودن خودمی ماندوهرروز دنبال ماجرایی می گردد تا با برهم زدن تمرکزمردم ازارزیابی درست اقدامات وفعالیت هایی که داشته است تنها ایام حضورخود دراریکه قدرت را به سرانجامی موردخواست خودمتصل سازد و ازاین روست که حداقل در سه دوره هشت ساله دردولت های هاشمی،خاتمی و احمدینژاد رضایت عمومی به حدی نرسیده است که بعدازپایان عمرآن دولت ودرزمان خداحافظی با ریاست جمهوری اتفاق واتحاد اثرگذاری برای تقدیر و تشکر و یا ثبت نام آن دولت به نام دولت توانمند بوجود بیاید درحالی که اگر من می دانستم که بایدارتباط برقرار نمایم و به رئیس دولت بگویم که چه می خواهم واگردیدم به حرفم گوش نمی دهدحداقل دردور دوم به اورای ندهم امروز کارما بدانجا ختم نمی شدکه هرکارریاست جمهور و یا دولت به سوژه ای برای ابراز نارضایتی و یا تفرقه بین مردم تبدیل گردد ویا اگرآنکه می دانست ومتقبل می گردید (می دانست که اگر متقبل نگردد مردم دوباره به او اعتمادنخواهندکرد) که تنها به خواست وآرزوی من عمل نماید آنگاه ازاین ارتباط امور به جایی هدایت می گردید که انرژی وانگیزه وحدت وحمایت همه جانبه را تولیدمی نماید و ازاین اتفاق واتحادانرژی حاصل می آمد که برایند آن تولید فرصت وامکانات بیشترومقتصدانه تر باشد.
گفتم که محصول نهایی حضورمن وما درانتخابات یک تقدیر وتشکر می شودکه آنهم تنها به خاطردرصحنه بودن ما می باشد وگرنه کسی نمی آید بگویدکه آیا این حضور و رای تاثیر داشته و یا انتخابی که انجام داده ام درست بوده ویا نه و اگرغلط بوده چه راه کاری باید در نظر گرفته شودتا دوباره دچارآن خطا و اشتباه نگردم واین چنین بوده که نه از دید مردم بلکه از دیدهمان آدم هایی که صلاحیت ها را بررسی و تاییدکردند و یا همان افرادی که با صدور حکم شرعی مردم را به شرکت در انتخابات فراخواندندتمام انتخابات های صورت گرفته حداقل دربیست وچهارسال گذشته که موضوع جنگ مانع از کنکاش جدی در موضوع انتخابات نمی شده است اگر چه با حضورمردم یک حماسه بوده اما نتیجه حاصل از آنها اگرنه یک فاجعه بلکه توام با موفقیت و اندازه های ایدئولوژی و اهداف انقلاب نبوده است ودراین میان تکلیف مردم هم مشخص است و بیکاری و تورم لجام گسیخته زبان حال آنان است.
این همه را گفتم تا بدینجا برسم که همه ما دربوجود آمدن شرایط فعلی مسئولیم ونبایداززیربارآن فرارکنیم و این بارکه درآستانه انتخابات قرارگرفته ایم لازم است که با خودعهدببندیم که برای بوجود آوردن شرایط واقع بینانه ومسئولیت پذیرانه ای کمرهمت بربندیم تا بلکه این انتخابات را به سرفصلی تبدیل کنیم که در آن عادت را به رفتاری مسئولانه وکاوشگرانه تبدیل سازیم ،ازخودبپرسیم که چرا به رئیس جمهورویا اعضاء شورا نیازمندیم،خودمان تصمیم بگیریم ورای را مال خودمان بدانیم،با کاندیداها ارتباط معنا داری برقرارکنیم وکسی که با زبان ما و برای ما آرزوانتظاری نداردهمراه نشویم ودرنهایت اینکه سهم خود را از انتخابات تنها یک تقدیر و تشکرندانیم بلکه دنبال آن باشیم که از کاندیداها وعده ها وبرنامه هایی بگیریم که قدرت انجام آن را دارند و یا جسارت عملیاتی نمودن وعده های خود را داشته باشند.
ادامه دارد
