بی گمان انتخابات ریاست جمهوری درهرنقطه ای ازجهان برای منطقه جغرافیایی کشوری که برگزار کننده انتخابات است و بخش هایی دیگری که به نوعی با آن درارتباط سیاسی ومراودات اقتصادی می باشندمهم وحساسیت زا تلقی می گردد وبه نوعی با چالش ها وشدت یابی رقابت ها مواضعی را دربین آنها ایجادمی کند که می تواندنوع ارتباط و یا تعامل بعداز انتخابات را رقم بزند.
وازآنجا که منطقه خاورمیانه بدلیل وجود منابع عظیم انرژی ،دولت های بی برنامه،نیروی انسانی برخوردار از ظرفیت ها و استعدادهای فراوان، بازاربی حد و حصر برای کالاهای مصرفی و ادوات نظامی ودرنهایت پتانسیل قوی برای راه اندازی خیزش های سیاسی مهم و برای کشورهای توسعه یافته ومحتاج به نیروی انسانی ومنابع انرژی فوق استراتژیک تلقی می گردد مشخص است که حساسیت ها از ظرفیت بالاتر و مواضع اتخاذشده از سوی همسایه ها و کشورهای مرتبط با دقت ووسواس بیشتری اتخاذمی شود.
با عنایت به توضیح واضحات فوق وبا توجه به موقعیت برجسته ایران در سهمی که می تواند در معادلات درونی خاورمیانه هم به تناسب برخورداری از سطح قابل توجه انرژی های فسیلی،نیروی انسانی تحصیل کرده و تاثیری که می تواندبرخیزش های اجتماعی منطقه داشته باشدمشخص است که هرانتخابی که برمبنای تقویم سیاسی می بایددراین کشوربرگزار گردد با حساسیت های خاصی موردتوجه واقع می شود و محافل مختلف چالش های منبعث ازآن را چه درداخل کشور و یا تاثیری که برمناسبات فی مابین دولت ها ومردم منطقه برجای می گذاردبا دقت و پیگیری قابل وصفی موردتوجه وموشکافی قرارمی دهند تا مبادا با غفلت از تبعات انتخابات صورت گرفته و یا تحت کنترل گرفتن آثار آن هزینه هایی غیرقابل پیش بینی وسنگینی متوجه ساختار منافع آنها در منطقه شودویا با بکاربستن تمهیداتی این آثاررا تحت کنترل ومدیریت خوددر آورند.
و هم اکنون که با توجه به درپیش بودن انتخابات ریاست جمهوری درایران این حساسیت ها شدت یافته لازم است برای فهم چرایی وجود وشدت یابی این حساسیت ها به تغییراتی که این انتخابات می توانددر منطقه ایجادکندو یا تاثیراتی که می تواند در تعمیق ویا تغییر مناسبات داشته باشد نظری تحلیلی بیاندازیم تا به این دریافت برسیم که غرب با نگاه دقیق وموشکافانه ای که برانتخابات در پیش رو داردمنتظر پی آمدهای موردنظر خود می باشد و یا نوع برخوردی که غرب با نتایج انتخابات خواهدداشت چه راهی را فراروی ما باز می کندتا با پیش بینی تمام احتمالات برای رقم زدن به نتایج منطقی تر مسئولان ومردم اقدامات لازم را مبذول نمایند.
همانگونه که می دانیم دولت وحاکمیت درایران نتوانسته با دولت های موجوددر منطقه مناسبات پایدار و منطبق بر منافع ملی ومنطقه ای را برقرارنمایدواین ناشی از تضادمنافعی می باشدکه میان نگرش انقلابی ،اسلامی حاکمیت ما با دولت های سکولار و مکتی بر ساختار اریستوکرات و یا الیگارشیک آن دولتها وحاکمیت ها وجوددارد وازاین رو منطقه به نوعی به حیات خلوت دولت های غربی تبدیل گردیده که آثارزیانبار این حضور چه در کوتاه مدت وچه در بلندمدت بسیارخواهدبود که دراین فرصت نمی توان به همه آنها اشارت داشت اما نکته ای که می تواند در خصوص انتخابات ریاست جمهوری ایران این زیانباری را مشهودتر بنماید کشمکشی می باشدکه میان غرب وایران برسر مسائلی چون اختلاف برسر نگاه واهداف ایران در موضوع برخورداری از صنعت اتمی و یا هسته ای موردبحث است و یا اتهاماتی می باشدکه غربی ها بر مواردی چون مداخله ایران در اوضاع داخلی برخی ازکشورهای منطقه دارندو یا انتظاراتی می باشدکه آنها دررابطه با بحث حقوق بشر متوجه ایران می کنند که اگر انتخابات پیش روی نتواند شرایط مناسب داخلی را برای محدودنمودن دامنه مانور آنها در موارد فوق الذکرفراهم آوردممکن است التهاباتی را در منطقه ومخصوصا ایران بوجودآوردکه حداقل برای ما درکوتاه مدت قابل تحمل نخواهدبود
ممکن است که دوستان بگویندکه خوب برای آنها هم هزینه های زیادی را دربرخواهدداشت اما نکته دراینجاست که برای من ومای ایرانی چیزی که مهم است هزینه هایی می باشدکه متوجه ما می شودو می توان آنها را با کمی دوربینی و آینده نگری به حداقل رساندو یا با اتخاذمواضع دقیق با افزودن به هزینه های طرف متخاصم اورا درانتخاب شیوه های موردنظر در تنگنا و محدودیت قرار داد زیرا که برای آنها هزینه های کوتاه مدت چندان مهم وموثر در انتخاب استراتژی های مقطعی و یا تاکتیک های عملیاتی نمی باشد و بیشتر منظورآنها بهره گیری ازشرایط بحرانی برای تثبیت حضورخوددر منطقه ودر اختیارگرفتن مدیریت برمنابع و فرصت های منطقه است که اگر تاکتیک های ما مطابق با علم روز و همه جانبه نگری خاص نباشد دست یابی آنها به چنین منظوری باتوجه به ماهیت دولت های عربی موجود درمنطقه چندان سخت نخواهدبود ازاین روی لازم است که به صورت اجمالی به نوع نگاه و ایده آل هایی که غرب آنها را درانتخابات ریاست جمهوری درنظرگرفته وبا اعمال شیوه های خاص پیگیری می نماید بیاندازیم تا برمبنای آنها مشخص شودکه چه می توان کردتا راه رسیدن آنها به انتظارات ومطالباتشان ناهموار وهزینه زا گردد.
1- غرب می خواهدکه انتخابات در ایران پرشورنباشد.
پرشورشدن انتخابات می تواندضمن تاکیدوتایید مشروعیت نظام مردم را با شوق واردعرصه مشارکت درادامه راه وکسب آگاهی ازشرایط سیاسی منطقه بنماید که دراین صورت اتخاذمواضعی که مردم با حمایت ازآنها موضع دولت بعدی را قوی می کنند کارغرب دربرخوردبا ایران را سخت خواهدنمود اما بایدباورداشت که با عنایت به رفتارهای صورت گرفته دردولت های نهم ودهم و نوع مواضعی که بسیاری از مسئولان ودست اندرکاران تئوریزه نمودن دیدگاه ها در رابطه با نوع تعاملی که در میان جناح های موجود در کشور اتخاذمی گردد نمی توان امیدی به همسونمودن همه جریانات و برگزاری انتخاباتی پرشور داشت مگرآنکه بخشی از حاکمیت که فکرمی کندبا سهم ندادن به جناح های دیگرمی توان یک دستی کاملی را بر قرارکرد و از نعمت آن برخوردار شد با این واقعیت کناربیایندکه حذف رقبا آثاری را درپی خواهدداشت که در شرایط فعلی انتظار وآرزوی غرب است.
2- غرب درتلاش است که با تعمیق اختلافات و سوق دادن حاکمیت به رد صلاحیت کاندیداهایی که به نوعی می توانند باعث اتفاق واتحادعمومی گردند سلامت انتخابات را حداقل در عرصه های رسانه ای وتبلیغی زیرسئوال ببرد و ازهمان محل مداخله وحضورخود در منطقه را مشروعیت بخشد.
نگارنده اعتقادش به این نیست که نهادهای قانونی برگزارکننده انتخابات وظایف خودرا مطابق با درک او سامان دهی کنند بلکه انتظارمعقول این است که میان واگذار نمودن قدرت به دولتی که می تواند کمترین تحریکات را برعلیه مملکت برانگیزاند ودولتی که وجودش اسباب وبهانه مداخله و افزایش فشاررا فراهم آورد تفاوت قائل شوندوکاری بکنند که مطابق با منافع کلان کشورباشد.
3- غرب درتلاش است که با هدایت مسئولان به سوی برگزاری انتخابات بسته وغیرمشارکتی به تعمیق فاصله واختلاف بین مردم و حاکمیت ومردم با مردم دست بیابد تا ازاین طریق بتواند عقبه سیستم را به خود مشغول کند ومانع از دست یابی مردم به دانش و آگاهی روز که لازمه دوام و شکل گیری دولت قوی است بشود مشخص است که حرکت مجامع موثر در رد صلاحیت ها و به بیرون راندن برخی از جناح ها وکاندیدا ها درزمانی که همه محافل مخالف نظام منتظر چنین رفتاری می باشند بازی با عقبه حامی و کمک کننده به دولت ونظام می باشد.
4- غرب منتظر است که با عدم مشارکت عمومی و جدا شدن بیش ازپیش بخشی ازبدنه جامعه ازحاکمیت فشارهای مادی خود و انتظارات روبه گسترش جامعه را متوجه آن بخشی که تنها مسئولیت اداره جامعه را برعهده گرفته است بکندو غلیان های هدایت شده ای را ازمنفذ نارضایتی سیاسی بوجود آمده درجریان انتخابات وتبدیل آنها به نارضایتی با منشاء اقتصادی ایجادکند.
5- غرب منتظراست با استفاده از تبلیغات جهت داری که منبعث ازنوع برخوردبا رقبا درانتخابات می شود عنوان غیردمکراتیک بودن را به انتخابات ایران الصاق نمایدتا ازاین طریق بتواند افکارعمومی در نزد نحله های فکری غرب را که نسبت به حقوق بشر و اعمال شیوه های غیردمکراتیک حساس می باشندولی کمتربا غرب و خکومت گران آن دراتخاذمواضع سربرخوردبا جریان های غیردمکراتیک همسویی می بابند با خودهمسونماید و یا حداقل آنها را برای اتفاقات بعدی که امکان داردبیفتد منفعل نماید.
6- غرب منتظر است با اختلافاتی که درایران بین جناح های سیاسی بروزمی بابد درمردم منطقه این باور را عمومی نمایدکه انتظارآنها از حکومت اسلامی وانقلابی بیهوده می باشدزیرا که حکومتی که نتوانددر درون خودهماوایی لازم برای برگزاری انتخابات کم هزینه را ایجادکند تا جایی که هرانتخاباتی منجربه بروزاعغتشاش و بلوا می شود چگونه خواهدتوانست برای رها شدن دیگر ملت های تحت ستم موفق عمل نماید ویا با انعکاس اتفاقاتی که دردرون جناح ها می افتد این طرز تلقی را عمومی کندکه اینها نمی توانند برای منافع ملت خود باهم آشتی وسازش نمایندچگونه ازآنها می توان انتظار کمک وهمراهی با ملت های دیگر راداشت.
7- غرب منتظراست که با برگزاری پرهزینه انتخابات و مشغول شدن دولت آتی به برطرف نمودن اختلافات داخلی که می توانددست آن را دراوضاع منطقه و سهم گیری ازمدیریت آن بکوتاه نماید مسائلی چون سوریه را حل کند.
8- ...
به اجمال آنکه انتخابات ایران برای غرب ومنطقه بسیارمهم است ومتاسفانه هنوز جناح های مسقردرایران نتوانسته اندبا فهم دقیق این اهمیتی که انتخابات ایران برای غرب داردو خواب هایی که برای بعداز انتخابات دیده است دنبال راه انداختن فرایند های همگرایانه باشند.
ازاین روست که به عنوان شهروندی که دوست دارد درکشورش همه برسر اینکه چگونه بایدبرای آینده طرح وبرنامه داشت هم اندیشانه وهمگرایانه مشارکت داشته باشندازمسئولان درخواست دارم که برای همه مواردفوق که بسیارهم واقع بینانه ودرافق دیدمی باشند حساسیت های لازم را بکاربندندتا مبادا با اعمال روش هایی که درستی آنها را فقط رفتارهای واقع پندارانه ممکن است تایید کنداین انتخابات به پدیده ای تبدیل شودکه کنترل آثارآن و یا مدیریت تبعات آن همه مملکت را زمین گیرکندو یا هزینه هایی را تحمیل نمایدکه تامین آنها غیرممکن باشد
