دربخش های پیشین مطلب مواردی از لزوم توجه به موضوع انتخابات ریاست جمهوری که می شوداز آنها به مواردذیربط با هرانتخابی نام برداشاره نمودیم ودر بخش پایانی مطلب گذشته با عنوان دو دغدغه مسلط برموضوع انتخابات که یکی از آنها گستردگی فکر بی ارتباط بودن انتخابات با مردم دربین شهروندان و دیگری بی تفاوتی مردم ومسئولان به موضوع انتخاب درست بودکه دراین بخش از مطلب به این دودغدغه اصلی که می توانددر صورت بی توجهی به مشکلی عمده در مشارکت مردم ویا سلامت رای مردم بیانجامد اشاره می نماییم
1- چرا در مردم این تصور بوجود می آید که نتیجه انتخابات به آنها مربوط نیست و یا چگونه می توان به مردم باوراندکه این تنها مردمند که نتیجه انتخابات به سرنوشتشان مربوط است؟
متاسفانه در کشورما عادتی دوسویه این گونه جا افتاده که مردم می گویند به من چه که چه می شودو یا چه خواهدشد و مسئولان می گویندنیازی به این نیست که مردم دلشان بخواهدو یا بدانندکه ما چکاری می کنیم زیرا که ما مسلمانیم ومتعهدبه انجام درست وظایف وازاین جاست که حداکثر مشارکت مردم با این منطق شکل می گیرد که تکلیف من شرکت در انتخابات ودادن یک رای می باشد و یا اینکه من چه بخواهم وچه نخواهم کسی را ازقبل انتخاب نموده اند پس من می روم ویک رایی که دارم درصندوق می اندازم تا آنانی که چشم گذاشته اندتا ببینندکه کی رای می دهدویا برای انقلاب دل می سوزاند بداندکه من آمده ام ورای داده ام و مسئولان هم می گویندکه کارمردم تا حضوردر پای صندوق های رای است و بعدازآن نیازی به این نیست که به مردم گزارش داده شود که چه کرده ایم ویا تصمیم داریم که چه کاری بکنیم.
حال اگر این وضعیت را موردمداقه قرار دهیم ملاحظه خواهیم نمودکه اولا این مردمند که سیستم سیاسی برای تدبیر امورآنها شکل گرفته است واگرقراراست کاری برای آنها انجام شود بایداز آنها پرسیده شودکه چه می خواهندومشکلاتشان از چیست تا پس ازآن بشودبا اتخاذتصمیمات لازم وحل گرفتاری های مردم امکان مشارکت وهمراهی حداکثری را برای توسعه کل کشوربوجود آورد وگرنه جایی که مردم حساس به سرنوشت خودنباشندو کاری با اینکه مسئولان می خواهندانجام بدهندنداشته باشند هم امور تحت مدیریت قرارنمی گیرد و هم ممکن است که فساد اداری ومالی به سرعت رایج گردد زیرا که نظارتی ازسوی مردم برمحل درآمدوهزینه صورت نمی گیردو از سوی دیگر رفته رفته ازمیزان حضورمردم کاسته می شود وهمین امر موجبات بروز شکاف بین مردم وحاکمیت را فراهم می کندو ازهمین شکاف نامحرمان به سیستم ومنافع مردم واردمی شوند و موجبات فروپاشی سیستم وحاکمیت را فراهم می آورند درحالی که در جوامع آمیخته به نظارت مردم و اقبال گسترده آنان از تصمیم های حکومتی ممکن نیست که کسی با تمایلات خودخواهانه ویا منفعت طلبانه بتواندواردسیستم شود و با پیگیری منافع خود جامعه را درتنگنای بی برنامگی و یا اخلال در مناسبات اجتماعی قراردهد.
به هرحال ما امروز چه بپذیریم وچه به خاطر آنکه خودمان از نامحرمان ونفوذ یافتگان به سیستم می باسیم وازاینکه کسی بگوید مردم چندان اشتیاقی به اینکه بدانند چه خبراست وبرای چه چیزی بایدرای بدهند ندارند( زیرا این حرف می تواندغلیانی را درجامعه ایجادکندو یا نهادهای نظارتی را برآن بداردکه مردم را به پای صندوق های رای بکشاندتا انتخاب واقعی داشته باشند با این کارممکن است که جایی برای من نفوذ یافته درانتخاب مردم نباشدومنافعم به خطربیفتد) چنین برداشتی را نگاه ضدانقلابی و یا سیاه نمایانه به جامعه تلقی کنم واقعیتی است دردناک که بایدپذیرفته شودوبرای برطرف نمودن این نرم نابهنجار اقداماتی صورت گیرد وگرنه با استفاده ازامکانات رسانه ای و بزرگ نمایی برخی ازخطرات اگربخواهیم مردم را به صحنه بکشانیم ورای آنها را تحت عنوان مشروعیت نظام اخذنماییم بدون آنکه بدانیم مردم اگر امور را درمجرای منافع خودبیابنددیگرنیازی به این ندارندکه روزو شب توگوششان خوانده شود که انتخابات مهم است تا اوبیاید و رای بدهدو بعدازچندسال ویا حتی چند ماه بداندکه نه بابا چندان هم اهمیتی نداشته زیرا که باز اموردر کانالی جریان می یابد که مفارقتی با حل مشکلات آنان دارد همچنانکه تا به حال بوده وتازه پس از پایان دوران مدیریت فردانتخاب شده تازه تمامیت سیستم درک کرده که چه اشتباهی صورت گرفته است نه تنها برای درصحنه داشتن مردم خوب نیست بلکه باعث تاراندن بیشترمردم خواهد شد.
2- چرا برای درست برگزار شدن انتخابات و بدست آوردن نتایج مطابق با منافع کلی جامعه اقدامی صورت نمی گیرد؟
ممهمترین مانع در رسیدن به اهداف موردانتظار در انتخابات مسئله وسواس برای برگزاری محض انتخابات است و حتی نهادهایی چون شورای نگهبان که وظیفه ذاتی آنها بررسی صلاحیت ایمانی و عملی کاندیدا ها می باشدبا رها نمودن این وظیفه عملا خود را یک مجری انتخاباتی محض تلقی نموده و تمام انرژی خود را برای برگزاری سریع وبدون درد سر انتخابات صرف می نمایندو حتی نهادهای امنیتی و انتظامی با ورود درموضوع تلاششان صرف این می شود که انتخابات بدون دردسری داشته باشندوحتی اگر درماه های قبل ازانتخابات با مسئولان همه دوایراداری و اجرایی مصاحبه ای صورت گیرد همه آنها متفق القول می گویندکه خدا کندکه این انتخابات بیایدو برود و بدون دردسر تمام شودوهمین عاملی می شود که تمام فضا ها بسته شودومردم برای ازسربازنمودن موضوع کمتردر کوران مبارزات انتخاباتی مشارکت مسئولانه ای بکار گیرندو کاندیدا ها هم برای اینکه فردا دچارمشکل ایجاداخلال در موضوع انتخابات نشوند سعی می کنندکه آسته بیایندو بروندمبادا ..... وتازه پس ازپایان انتخابات که اول گرفتاری می باشدهمه بهمدیگر تبریک می گویندکه سر وته ماجرا را هم آورده اندو پس ازآن با نفس راحتی که می کشندفردانتخاب شده را درمقابل کوهی از مطالبات برزمین مانده در دوره گذشته باقی می گذارند وافراد دیگر را با این خیال که خوب شدتمام شد چیه این انتخابات که چندماهی تمام زندگی ماررا بهم زده بود آنهم برای هیچی زیرا که مگردرانتخابات های گذشته چه اتفاقی افتاده بودکه اینباربخواهدمعجزه ای صورت گیرد یله در جامعه می نمایند.
در حالی که اگر شورای نگهبان ازتمام کادیدا ها برنامه می خواست و شش یا هفت ماه قبل ازانتخابات انرژی ها وحساسیت ها صرف بازخوانی آن برنامه ها وارزیابی توان کاندیدا دراجرای برنامه ها می شد و ازمیان آنها دویا سه نفرکه دارای برنامه قوی و ضمانت اجرایی مناسبی بودند به مردم معرفی می شدندکه مردم آنها را انتخاب نمایندمسلم بود که دراینجا شوربررسی ومداقه دربرنامه های کاندیداها انتخابات سالمی را ایجادمی نمودکه نه تنها درآن مشکلی پیش نمی آمدبلکه مردم خود برای صیانت ازسلامت انتخابات انرژی تمام می گذاشتند.
به اجمال آنکه مردم ازانتخابات انتظارملموسی ندارندچون نمی دانندکه برای چه انتخاب می کنند وکاندیداها از مردم ومطالبه آنها واهمه ای ندارندچون می دانندکه بعدازانتخاب شدن با مردم کاری نخواهندداشت ویا مردم هم اشتیاقی به اینکه با آنها کاری داشته باشندازخودنشان نمی دهند باورنمی فرماییدبه انتخابات دولت های نهم ودهم ونوع استقبالی که مردم ازسفرهای استانی به نمایش گذاردندمراجعه نمایید نتیجه این همه های وهوی چندروز پیش و درسفر ریاست جمهور وهیئت دولت به سمنان قابل مشاهده بود براستی چندنفربه استقبال ریاست جمهور آمده بودند وچه نتیجه ای ازاین سفرعایدشد جز هزینه واتلاف وقت دولت ومردم؟
ادامه دارد
