متاسقانه درفرهنگ ما کار درست انجام دادن ویا تعهدبه رعایت حرمت منابع و فرصت ها در گرو الفاظی چون انشاالله می توانم ویا می رویم تا ببینیم که چه می شود آغازو به انجام می رسدو از سوی مردم هم واگذاردن کار تنها با نگاه به چهره فردومشاهده محاسنی و احساس موجه بودن فرد صورت می گیرد وازاین جاست که کار بدون وجه الضمان لازم و یا بررسی و شناخت موانع واحتمالات آغاز و با بدست ندادن نتایج و یا بیرون آمدن محصولاتی که اساسا موردنظر نبوده به انجام می رسد مثلا امروز که در آستانه انتخابات ریاست جمهورو شوراهای اسلامی شهرها و روستا ها هستیم عده ای باز با همین تفکر انشاالله که می توانم و مردم هم با این عنوان که همه افرادموجه و معتقدیند راه را آغاز نموده ایم بدون اینکه بدانیم که اگردر ایام ماضی نتوانسته ایم کارها را روی یک برنامه مستمر و رو به تعالی ادامه دهیم وحرکت های ما عمدتا پاندولی بوده ناشی ازبی برنامگی و بی توجهی به مهارت و ظرفیت های کار سازمان یافته و همراهان ومشاوران قوی برای کاندیداهای برعهده گرفتن مسئولیت های مهم بوده است من امروز به ضرس قاطع عنوان می دارم که همسان سنوات گذشته ما راه سنتی انتخاب با تکیه برانشاالله و برویم تا ببینیم که چه پیش می آید را دنبال می نماییم و مطمئنا باز نتیجه ای نخواهیم گرفت هرچندکه همین توکل به خدا وانشاالله است که نمی گذاردما با کارهایی که انجام می دهیم وپشت بندهیچ یک از آنها برنامه واطمینان نیست نابودشویم وگرنه با کارهایی که حداقل در طول فعالیت وماموریت سه شورای گذشته به انجام رسیده اگر حمایت غیبی خداوندنبود ممکن بود که مشکلات بسیاربزرگ ونابودکننده ای سرما بیاید.
باور نمی کنید اشارتی که می شد در حدود چهارده سال گذشته در سطح شهرستان به انجام رساندمی کنم تا بدانیدکه اگر در زیر بلیط نمایندگان خود در سه دوره گذشته نابود نشده ایم تنها بدان دلیل بوده که خداوندحامی ما بوده وفرصت های مجددی به ما داده تا بتوانیم ویا شانس این را داشته باشیم که دوباره و شاید اینبار درست انتخاب کنیم
خوب درشورای اول اکثریت با آدم های موجه بود و متاسفانه با تمام موقعیت هایی که برای آنها فراهم بودکاری اساسی صورت نگرفت زیرا که یکی از این موجهین هرماه یک بلوا سر شهرداربسیار انقلابی و خوب شهریعنی آقای صبری درآوردونگذاشت تا کارهایش را به خوبی جلوببردتا این که موضوع ایشان به استیضاح کشیدو با رفتن اوکه توانسته بود ابهررا ازحالت یک کوره ده درآوردتمام امور خوابیدو چندماه کشیدتا دوباره شهردار جدیدی به نام قنبری آمد وتا اینکه اوبواند با شرایطآدابته گردد شورای دوم سرکار آمدبا ایت تفاوت که درآن گروهی حاضرشدند که نه وضعیت موجهی داشتندونه برنامه ای که بشودبرمبنای آن اموررا در مجرای خودبکارانداخت و ازاین رو بودکه آنها دراولین کارخود انتخاب شهردار جدید و حذف شهرداری مه تازه توانسته بودبا منعطف نمودن نظر مسئولان ارشداستان آنها را برای حمایت ازبرنامه های خودهمراه نماید مد نظر قراردادند و دراین کار چنان بی تجربه ویا عنادبرخوردنمودندکه تا پایان کار نتوانستند زخم کاری برجای گذاشته در قلب و نیت مسئولان استانی را ترمیم دهند وبتواند از حمایت های آنان شهررا برای بدست آوردن موقعیت مطلوب برخوردارسازند.
با انتخاب شهرداربه اصطلاح بومی بازی های سیاسی آغازشد و شهردار بومی با بستن در به روی تمام کسانی که نظر ورایی داشتند ویا انتقاداتی را متوجه نوع فعالیت وبرنامه های شهرداری می کردند شهر را وارد معادلاتی نمودندکه نتیجه آن فرصت سوزی کامل بود ودر این میان بازهمان فردی که درشورای اول منشاء بسیاری از واگرایی ها بود محور اختلافات و نابسامانی های موجود در شهربودزیرا که او با عقدقراردادغیرقانونی با شهرداری و درخرمت شورا درآوردن روزنامه خودمانع ازآن شد که شورا با مراجعه به مردم وگوش دادن به حرف آنها اقدامات وفعالیت های خود را مطابق با انتظارات ومطالبات مردم بنماید وهمچنین با کشاندن جریانات به اختلاف داخلی دربین اعضاء تا جایی که حتی نیروی انتظامی دربرخی ازاوقات مجبور به مداخله می شدمانع ازآن شد که شورا بتواند برای بجا آوردن وظایف قانونی خود حتی فرصت اندیشیدن داشته باشد تا اینکه شورای دوم هم با برجای گذاشتن کارنامه ای سراسر خطا و انحراف از منافع مردم وجامعه و با تعویض در پنج شهردار دوران خود را به پایان رساند وفضا وکاررا برای انتخابات آماده نمود
درانتخابات شورای سوم اگرچه که مردم با دست ردگذاشتن به سینه افرادموجه نیروهای جوان وخوش نامی را برای دراختیار گرفتن نمایندگی وعضویت در شورا انتخاب نمودنداما متاسفانه با محوریت یافتن انشالله که می شود با همین افرادکاررا به سرانجامی مطلوب هدایت نمود باز کار وفعالیت شورا به امام واگر کشید و ازهمان ابتدا با انتخاب شهرداری که رشته تحصیلیش تناسبی با کار در موقعیت شهردار نداشت و ادامه کاربا شهرداری که رشته تحصلی و تخصصی او هم همسان شهردار قبل ازاو بود اموربه جایی و راهی غیر کارشناسی هدایت گردیدو با بسته شدن راه تعامل فکری بین شورا و دانش آموختگان شهر و دربسیاری ازاوقات لجاجت اعضاء که برخی ازآن ازحمایت های پنهانی برخورداربودند شش سال حضورشورا در راس مدیریتی که می بایستی به بررسی و شناسایی کمبودها و نیازمندی ها اختصاص یابد به رفتارهای مصلحت گرایانه محفلی مختص شد وکاربه جایی رسید که بدهی های شهرداری روزبه روز افزون گردیدتا جایی که همین امروزبا رقمی معادل چهار میلیاردتومان ماهیانه جریمه ای را معدل شصت وی هفتادمیلیون تومان متوجه درآمد های شهرداری می نماید و ازمحل بودجه های سالیانه که در شش سال گذشته قریب به شصت الی هفتادمیلیاردتومان می شودهیچ نشانه ای که بشود گفت شورای سوم در کارش موفق بوده به چشم نمی آید.
وامروزکه درکوران مبارزات انتخاباتی برای شورای چهارم هستیم باز این پرسش در منظر دیدو ذهن مردم قرارگرفته است که آیا می شودبا اتکاء به انشالله که می توانم کاندیدا ها و یا تکیه مردم به اینکه فلانی چهره موجهی دارد و می تواندمانع از اختلاس و یا شیوه وگونه های دیگری ازفساددر شورا گردد پس بایدبه اورای دهیم این اما واگردر صحن جامعه بوجود آمده است که براستی آیا می شودما هم درشهرابهرنشانه هایی ازتوسعه وپیشرفت را ملاحظه بکنیم؟
درپاسخ به این سئوال نگارنده معتقداست که درظاهرامریک نه بزرگ وجوددارد زیرا که تا کنون کسی نیامده که بگویدمن برای تمام کمبودها ونیاز مندی های موجود در ساختار شهر فکرو برنامه دارم ومی توانم با استفاده ازنظرکارشناسان واهل فن نسبت به برطرف نمودن نقاط ضعف برنامه هایم اقدام نمایم وازاین روست که امیدی درافق دورونزدیک به چشم نمی آید که دربحث های بعدی این موضوع را به شکل مبسوط تری دنبال می نماییم