چیزی را که همیشه فراموش نموده ایم ویا حداقل بدان کم پرداخته ایم این است که زندگی انسان دریک مسیرمستمررو به تعالی می بایدحرکت نمایدویا به قول ما مذهبی ها می بایدتا صدره المنتهی ادامه یابد.
اما چرا چنین فلسفه مهمی فراموش می گردد ویا حداقل کم بدان بهاء داده می شودموضوعیست که کنکاش جامع و کاملی را طلب می کند که امیدوارم خوانندگان مطلب چنین تحملی را درخودایجادکنند زیرا که اگر امروزه جامعه را درگیربا بی تابی درمقابل نقدو یا حتی کم تحملی دربرابر حرف تازه می یابیم ویا همه ما به نوعی ترس این را داریم که مبادا فردایمان بدترازامروزمان باشد ناشی ازآن است که علاقه همه ما به مطالعه وتحقیق فروکش نموده است و یا بدترازآن تنبلی ودربرخی ازاوقات مسئولیتی که بعدازآگاهی یافتن گریبان ما را به چنگ می آورد وادارمان می سازدکه بوظیفه اخلاقی و شرعیمان عمل نکنیم وخود را درگیر تبعات سخت ناشی ازآن نکرده و گریزان ازپرداختن به آن مضمون باشیم.
به هرحال ما ایرانی ها این ضعف فرهنگی را داریم وکمتربدان توجه می کنیم درحالی که درکشورهای توسعه یافته اساس همزیستی و یا عضویت درجامعه را بر تلاش مستمر وهدفمند برای به تعالی رساندن انسان واجتماع اونموده اند و با ابرام درآن است که هروزکه ازعمرآنها می گذرد گامی به جل برمی دارندو با تحولات وتغییرات وسیع وعمیق علمی برگی زرین از چرایی پیدایش و دوام حیات انسانی را پیش چشم خودبازمی نمایندتا با امیدواری بیشتری بتوانند باقی راه ودست یابی به هدف عایی خلقت را در پیش بگیرندو به نتیجه برسانند.
حال که موضوع ازمنظرآسیب شناسی اجتماعی موردتوجه قرارگرفت وبه نوعی مشخص شدکه ما چرا روزبروزاز کشورهای توسعه یافته عقب می مانیم می بایدبا مراجعه به راه هایی که آنها رفته اندو مقایسه نمودن دست آوردهایی که داشته اندبا آیتم های فرهنگی که داریم وعقب ماندگی هایی که ازمحل بی توجهی به آنها و یا عدم استفاده از تجارب کشورهای توسعه یافته متوجه وضعیت کلی ما مسلمانان گردیده است انرژی خود را صرفاقداماتی کنیم که ازدرون فرهنگ آنها مولفه های ساختاری را که می تواندما را به ضرورت ویا الزام کار برای تعالی و یا منطق متعالی را آشنا سازد و یا حتی کمک نمایدکه ما هم برای ارتقای موقعیت جهانیمان تلاش نماییم استخراج کنیم .
برای این کار یکی از موضوع های موردتوجه آنها که مربوط به ارتباط بین انسان ها و در مقامی بالاتر بحث نسل ها می شود ونام مذاکره مستمربرای بهبود شرایط می یابد موردتوجه قرارمی دهیم تا ببینیم که اساسا چرا انسان نیازبه این داردکه با دیگران ارتباط داشته باشدو دراین ارتباط با مذاکره برای بهبودشرایط تلاش نماید.
همانگونه که می دانیدانسان با استفاده ازچهارروش مشاجره،مناظره(مباحثه)،مجادله و مذاکره برای مشارکت درمسائلی که مربوط به خودمی باشداقدام به برقرای ارتباط با دیگران می نمایدکه هریک ازآنها می تواندآثاری برای فردو یا طرف مقابل اودرپی داشته باشد مثلا انسانی که تلاش داردتا درخصوص موضوعی اطلاعاتی بدست آورد روش مناظره را برای ارتباط برمی گزیند،کسی که دربرابر طرف زیاده خواه وبی منطقی قرارگرفته و کسی و یا جایگاهی را برای دفاع ازحق خودنمی یابد روش مشاجره را برای انتقال مفاهیم موردنظر خودبرمی گزیند،آنکه طرف مقابل خودرا درپذیرش حق سخت و بی منطق می یابدتنها برای اینکه حرف خود را گفته باشد ازراه مجادله واردموضوع می شود ولی آنکه منفعتی را جستجو می کندو یا برای امری مشارکتی را طالب است همیشه باب مذاکره را بازنگه می داردتا ازطریق آن بتواند راهی را درپیش بگیرد که درآن با تفاهم وتعامل برسرموضوعی که می تواندبرای ادامه حیات مثبت و رو به پیشرفت او لازم وضروری باشد منابع جدیدوقابل اتکایی را دراختیاربگیرد و یا ازمحل برایندنیروی اضافه شده ازطریق متوجه نمودن دیگران به منافعی که می توانددراین کارباشدمحصولات موردنظررا افزون سازد.
با عنایت به مواردمطروحه فوق مشخص می شودکه انسان به عنوان موجود ذیشعور عافیت طلب و عاقبت اندیش می بایدمذاکره را درتمام حوزه های رفتاری وحتی منشی خود دردستورکارقراردهد تا از طریق آن بتواند برای ترمیم نقص ها و ضعف های موجود در دانش و ابزار های دردسترسش ازامکانات فکری ومادی همراهان دیگراجتماعی بهره مند گردد تا با افزودن به دامنه کارکردهای هم افزایانه همکاری با دیگران و دست یابی به منابعی که متعلق به آنان است حوزه حضوروتاثیر گذاری خود را گسترش دهد و یا برای جاری بودن اموردر مجرای درست ومنتهی به منافع عمومی کمک نماید.
حال اگر همه این مشخصه ها را درساختاراجتماعی و فرهنگی خود مان جستجو نماییم آیا به نشانه هایی خواهیم رسید که اثبات کندما هم همسان کشورهای توسعه یافته عمل می کنیم و تلاش داریم که با مذاکره ویا مناظره برای رسیدن به هم فهمی و بهره مندی ازبرایندحضور جمعی درحوزه های مختلف اقدام نماییم مشخص است که پاسخ این سئوال نه می باشد زیرا که اگراین گونه بودحداقل مظاهری از همگرایی ویا مباحثه دربین ما به چشم می آمد و زمینه ای می شد که با کاربروی آنها به آینده امید وارگردیم باور نمی فرمایید همین موضوع انتخابات ریاست جمهوری را به عنوان موضوعی کلان وانتخابات مربوط به شوراهای اسلامی شهرها و روستاها را به عنوان یک موضوع محدود و بومی موردتوجه قراردهیدتا ببینیدکه زمینه وبسترکار فردی و یا عمومی ما دراین دو حوزه آیا برمناظره ومذاکره مبتنی است ویا برمشاجره ومجادله ؟
به تحقیق پاسخ این سئوال وابهام بربخش دوم احتمالات موردبحث استنادمی یابدو یا اینکه ما نه تنها درموضوع انتخابات بلکه درسایرحوزه ها هم اتکایمان را بر مذاکره ومناظره ویا حداقل برمباحثه نمی گذاریم و تلاش می کنیم که یا اساسا موضوع منعکس نگردد تا نیازی به توضیح نباشد ویا اگرهم ناپرهیزی شد و موضوع از جایی درز نمود تلاش مان براین مبتنی می شودکه آن را محدودنگه داریم و یا اینکه مجال صحبت در رابطه با آن را به کسی ندهیم مثلا جایی که می خواهیم انتخاباتی چون انتخابات ریاست جمهور،نمایندگی مجلس و یا نمایندگان شورا های شهرو روستا را برگزارنمایم هراس برمان می داردکه نکند با صحبت نمودن دررابطه با این موضوع که نماینده بایدچه شرایطی داشته باشد و یا اساسا نمایندگان مردم درادوار گذشته چه کاری می توانسته اندبکنندونکرده اندو یا مطرح نمودن نقدهایی که برنوع عملکردو یا حتی نگرش کاندیداهای فعلی وجوددارداختلاف وکشمکشی بوجودبیایدکه نشودتبعات آن را محدود نمود وازاین روست که برای کل تبلیغات انتخاباتی یک ماه زمان تعیین می کنیم ونمی دانیم که دراین یک ماه فردنمی تواند تنها تبعات بوجود آمده ازیک سخنرانی را برطرف نمایدویا دراین مدت محدودنمی شودکه یک موضوع بسیارابتدایی را درسطح کلان کشوری جا انداخت و در رابطه با آن به جمع آوری نظرات آگاهان اقدام نمود.
درحالی که در کشورهای توسعه یافته نه تنها ازهمان روز انتخاب ریاست جمهور ویا نماینده مراکز نظارتی مجموع فعالیت های آنها را زیرنظر می گیرندو در زمانی که نیازبه تذکر و یا توضیح باشدبه نمایندگان مردم درهر موقعیتی داده می شود خوداحزاب هم به عنوان یک مرجع نظارتی کارمدیریت برمنابع و فرصت ها را زیرنظرمی گیرندو برای سبقت گرفتن ازحزب دارای موقعیت مدیریت کارنقدجدی فعالیت های حزب موردبحث را دردستورکارخودقرارمی دهندخود احزابی که نمایندگان ازاعضای اصلی آن می باشندبا دقت بیش ازهر زمانی کارنظارت بر مسئولان را دردستورکارقرارمی دهندتا مبادا با انحراف و اشتباهاتی که پیش می آیدمردم اغتمادخودرا به توانمندی های آن حزب ازدست بدهند ودرانتخابات بعدی اقبال خودرا به حمایت ازکاندیدا های آن حزب از دست بدهند.
اما حال که ما حزب نداریم ودوست هم نداریم که فعالیت های سیاسی درمتن جامعه را سامان دهی ونام گذاری کنیم تا مردم بدانندکه اگرمسئولی کارناتمام وناموفقی داشته مال کدام حزب می باشدتا دردوربعدبه اووحزب حامیش رای ندهند مناسب آن است که به برخی ازقواعدبازی در ممالک پیشرفته تن بدهیم تا با فهمیدن فلسفه آنها بلکه کمی با ازخودگذشتگی برای بکارگیری آنها پیش قدم گردیم مثلا دانستن این نکته که موضوعی به نام مذاکره مستمربرای بهبود رو به تعالی شرایط دربین نسل ها می تواندبسیاری ازمشکلات ما را حل کندبه بررسی موضوع مذاکره و ترسیم شمایی ازاین فراینداقدام می کنیم تا بدانیم که می شودبا استفاده ازاین ابزار راه کارهای قابل اطمینانی برای برگزاری انتخاباتی سالم بدست آوریم وازطریق آنها نتایج شایسته ای ازفعالیت های خود بدست آوریم.
