طبق وعده داده شده در خصوص ارائه مباحث تئوریک ونظری برای کاندیدا های عزیز انتخابات شوراها درنحوه چگونگی تبلیغ وایجادتمرکز درمردم برای بررسی توانمندی های کاندیدا ها مقدمه مطلب جهت امعان نظر کاندیدا های محترم ومردمی که بایدبه انتخاب دست زنند تقدیم می گردد و روش های تبلیغ متعاقبا تقدیم خواهدشد
مباحث نظری پیرامون کاندیدا توری و نحوه تبلیغات درانتخابات شوراهای اسلامی شهر وروستا(مقدمه)
بی گمان شما هم مقالاتی را در جراید رسمی ویا فضا های مجازی مشاهده ومطالعه نموده اید که در آنها نویسندگان با ورود در حوزه های مختلف اجرایی،نظارتی و یا حتی سیاسی وبا متمرکزشدن در آنها عملکرد و یا روند اتخاذتصمیم در آنها را مورد نقد و بررسی قرار داده باشند و درمتن آن از کسانی که دست در حوزه نشرویا قلم دارند این انتظار را مطرح ساخته باشند که چرا با اقدام به کنکاش در بحث های مزبور به رسالت دیده بانی خود عمل نمی نمایند.
نگارنده ضمن محترم و واقعی دانستن این نظر و حق عنوان می دارد که سال ها با انعکاس مطالبی در این خصوص وظیفه ای را که که بر ذمه خود احساس می نموده به نحو احسن به انجام رسانده ام تا جایی که از سوی بسیاری از همکاران خود در عرصه مطبوعات با این انتقاد مواجه شده ام که مگر در شورا وشهرداری ویا سایر حوزه های مدیریت اجرایی و یا سیاسی چه چیزی وجود دارد که این مقدار به موضوع آنها پرداخته می شود؟.
اما با عنایت به این نکته که خود را شهروندمتعهد و آگاه بوظایفی می یابم که بجا آوردنشان موثر برسرنوشت خود و کشور است این حق را به خودم می دهم و یا این انگیزه را در خود بوجود می آورم که مستمرا به موضوع های مختلفی چون شوراهای اسلامی شهر وروستا و جایگاهی که آنها در شکل گیری دموکراسی دارندویا عرصه های مدیریتی که با تصدی آنها می بایدبرای امروز وفردای جامعه طرح وبرنامه داشته باشند بپردازم تا شاید از این طریق راه محدود ومسدود شده ورود افراد برای تمرین و کسب مهارت مدیرت فرصت ها و منابع با شناسایی مولفه های مذموم فرهنگی و حذف آنها از چرخه آزاداطلاعات و تصمیم درست باز گردد وآنان بتوانند با ورود در این عرصه طرح و برنامه ای نو برای استفاده بهینه از امکانی به نام شورا،شهرداری،ریاست جمهوری و یا حتی مدیریت های قد ونیم قدموجود در ساختار کلان اجتماعی وتغییر درآنها وروش های متدوال در این عرصه ها ارائه دهند.
اما قبل از وروددر بحث اصلی لازم است به این نکته اشارت نمایم که اگرغرب که ابداع حاکمیت دمکراتیک در سطوح مختلف اجتماعی را ازآن خود می داند ودیگر نقاط جهان را به دلیل نداشتن تعهددرقبال سپردن کار مردم به مردم به استبداد ودیکتاتوری متهم می نماید وخود را تنها منادی مطمئن در مسیر دمکراتیزه نمودن روش های اعمال اراده سیاسی در داخل و خارج جامعه خود معرفی می کند در جریان گذر ازگزارهای تاریخی به حق به این واقعیت رسیده است که می تواند با سپردن کار به کاردان(حتی اگر کار را در مسیر حمایت از منافع گروهی خاص به انجام برساند)از وارد آمدن ضربات غیر قابل جبران به منابع(انسانی،مادی) حیاتی جامعه جلوگیری نمایدویا حداقل آن را با نظارت واعمال دقیق قانون محدود و تحت کنترل در آورد.
این در حالیست که ما باباور این نکته که امانت های خداوند که نام منابع می یابندومی باید در راستای تحقق عدالت وبه جا آوردن رسالت انسان به کار گرفته شوندگرامیشان بداریم و در مسیر حمایت از این ارزشمندی تلاش بکنیم تا مسئولیت استفاده از آنها به اهل آن سپرده شود چون راهی جز انتخاب اهل فن وخبره در بهره برداری از امانت های خداوند غیر ازطریق برگزاری انتخابات و اخذ رای از مردم برای انتخاب نمایندگان خود فعلا نمی شناسیم ازاین روی با غربی ها دریک گزینه همسو وهم جهت می باشیم اما متاسفانه بدلیل وجود مولفه های ناساختاری و غیر منعطف هنوز نتوانسته ایم چون آنها در این کار زبده شویم واز این روست که راه ما با غرب در واگذاردن اراده انتخاب ازسوی مردم به دانایان قوم خود یکی می باشد.
اما اگر نمی توانیم به آنچه که آرمان ما در انتخابات است وبه طور معمول در هرسال یکبار با حاضر شدن در پای صندوق های رای به جستجوی آن می پردازیم دست پیدا کنیم به خاطر آن است که واقف به اهمیت آنچه که وا می گذاریم وچیزی که باید از انتهای خط خروجی این فرآیند بدست آوریم نیستیم.!!!
مثلا همین بحث انتخابات شوراهای اسلامی شهر وروستا ویا ریاست جمهوری را اگر در نظر بگیریم متوجه خواهیم شد که به چه دلیلی نمی توانیم به آنچه که مطالبه و انتظار آن را داریم دست پیدا کنیم برای تفسیر آنچه که گفته آمد اجازه بدهید یکبار به صورت ریز به موضوع شوراهای اسلامی وارد گردیم تا ببینیم که از محل انتخاب درست نمایندگان خود دراین نهاد مردمی چه پیشرفت هایی را می توان متوجه جامعه نمودکه ما از دریافت آنها تا حدودی غافل می باشیم تا با تعمیم آن به عرصه های بزرگتری چون انتخاب ریاست جمهوری و یا نمایندگان مجلس بدانیم که چرا پس از هرانتخابی و رویت اولین نشانه های حاصل ازانتخابمان دست بروی دست می زنیم ویا لب بدندان می گزیم که ای داد بیداد عجب اشتباهی نمودیم ویا بی توجهی کردیم وبازکاررا به کسی سپردیم که ... ویا اینکه نتوانستیم آنگونه که بایدخود را بشناسانیم وبا شکست درانتخابات عرصه خدمت به مردم را از دست دایم.
شورا ها زمینی برای تمرین انتخاب درست ،محلی برای اثبات داشتن تمرین درست وآمادگی انتخاب مطمئن.
درتمام فعالیت های علمی مخصوصا جایی که قرار است یک تئوری یا فرضیه را برای اثبات عملیاتی بنمایندویا در صحنه عمل درستی یا نادرستی آن را مورد ارزیابی قرار دهندآن را در یک فضای محدود و یا در میان تعداد معدودی از افراد به صورت آزمایشی بکار می گیرند تا با اطمینان بیشتری نتایج حاصله را مورد بررسی قرار دهند وآنگاه که نتایج رضایت بخش بود مجددا آن را در یک محیط گسترده تری مورد ارزیابی قرار می دهند تا اگر نتایج برآورنده انتظار بود آن را در یک جامعه گسترده ویا حتی یک کشور به اجرا بگذارندشورا های شهروروستا حکم محیط های محدودی را دارند که مناسب برای تحقیق در خصوص موارد متعددی می باشندکه می توانند برای زندگی انسان مفید باشندویا انسان می تواند از آنها در رابطه با رفع نیاز مندی های خود بهره برداری نماید مورد استفاده قرار گیرندکه در این بخش به مواردی از آنها اشاره می نمایم
الف- سپردن کار مردم به خود آنان.
وقتی از سپردن کار مردم به خودآنان صحبت به میان می آیدگروهی از مسئولین دچار هراس می گردند که این امر یعنی گرفتن قدرت از آنان و واگذاردن آن به دیگران و براین اساس مطرح کننده این حرف را به باد تکفیر و لعن ونفرین می گیرند که ای بابا این حرفها چیه که می گویید مگر میشود که کار را به مردم سپرد بلکه باید کار را به کسانی واگذار نمود که در آن کار از مهارت و توان قابل اتکایی برخوردارندوآنگاه برای آنکه آنها را به کاری که انجام می دهندوادار نمود مسلم است که باید امتیازات ویژه ای را مشخص ودر اختیار آنها گذاردتا با دلگرمی تمام مشغول به خدمت شونددر حالی که اگر این عزیزان بواقعیت های جامعه ای که در آن اصول و قواعد دینی حاکم است توجه نمایند و به صدر جامعه ای که در آن نبی گرامی اسلام(ص) ویا امام علی(ع) وحتی خلفای سه گانه حاکمیت داشتند توجه فرمایند متوجه خواهند شد که برای به انجام رساندن ماموریتی که خداوند و مردم برعهده آنان گذاشته بودند هیچ رانت و امتیازی در نظر گرفته نشده بود بنحوی که اگر پیامبر گرامی اسلام ویا امام اول شیعیان در بین مردم قرار می گرفتند و بیگانه ای به میان آنها می آمد ایشان را از نظر لباس و ساختمان وامکانات متفاوت با مردم نمی یافت درضمن خود آنهاهم سعی نمی کردند که با استفاده از آنچه که امروز به آن کیش شخصیت گفته می شود دیگران را به نوعی متوجه حضور وجایگاه خود بنمایندتا در مقابل آن کرنش کنند زیرا می دانستند که برعهده گرفتن مسئولیت تدبیر امور مردم کار ساده وکم اهمیتی نیست وچون مسئولیتی بسیارحساس و مهم می باشدآنها آن را با اکراه وبا در نظر گرفتن تمام جوانب بر عهده می گرفتند برای همین هم بود که امام ومقتدای ما در خصوص پذیرش آن پس از تمام فشار هایی که از سوی مردم به ایشان وارد می گردید فرمودند که اگر احتمال این وجود داشت که عدم قبول مسئولیت بتوسط من برای مردم هزینه ایجاد نکند فشار ها را تحمل می نمودم ولی مسئولیت را برعهده نمی گرفتم(نقل به مضمون)
براستی امروز کدام یک از مسئولین با وقوف به سنگینی مسئولیت بر عهده داشتن مدیریت برامور مردم می ماند تا بدنبالش بروندویا به اوالتماس بکنندتا مسئولیت را بپذیردوکدام یک از آنان چون خود را در میان افراد غریبه ای می یابد سعی می کند که بدون آنکه آنان متوجه بشوند که او مدیر و صاحب منصب است در جمع باقی بماندویا از آن خارج گردد.
پس سپردن کار به مردم این نیست که خود مردم بیایند و امور خود را به دست گیرند بلکه منظور این است که مردم بیایند واز بین خود مطمئن ترینشان را از نظر توانایی به جا آوردن آن مسئولیت انتخاب نمایند وبا التماس وخواهش ضمن واگذاردن مسئولیت به اووتبعیت از تصمیماتی که می گیرد با فکر به همراهی او اقدام نمایند تا ثمره حاصل از کار مطابق با منطق هزینه و فایده گردد.
اما باید پذیرفت که برگزیدن بهترین افراد از میان آنانی که خود را کاندیدا می نمایند تنها زمانی نتیجه مورد دلخواه را می دهد که بدانیم در این کار مردم حرف اول و آخر را می زنندزیرا رای آنها زمانی که از صندوق خارج وبا شمارش فرد برنده را تعیین می نماید زمانی می تواند مطابق با منافع خود آن مردم باشد که در تصمیمی که توسط مردم گرفته می شود اوصافی چون تعصب،بی تفاوتی، تحت تاثیر قرار گرفتن، عدم اطلاع از اختیاراتی که واگذار می گردد،منافع جریانی وحزبی ودر نهایت تبعیت کور از این وآن تاثیر تعیین کننده ای نداشته باشدزیرا اگر این اوصاف که به هر کدام از آنها در جای خود اشاراتی هر چند مختصر خواهیم داشت در انتخاب از قدرت تعیین کننده ای برخوردار باشند مسلم است که انتخاب از عقلانیت پیروی نخواهد نمود ونتیجه آن خواهد شد که تقویم سیاسی سپری خواهد شد منابع مالی فراوانی به مصرف خواهد رسید اما محصول بدست آمده جز آه و حسرت نخواهد بود.برای درک تاثیر اوصاف مذبور بهتر است که با اشاره به مثال هایی که در انتخاب هایی که در سطح کشور برگزار می گردد توضیح هایی ارائه بنماییم
*- تاثیر تعصب به ایل وطایفه ویا محله و قوم وخویش درانتخاب نمایندگان
داشتن حمیت در مفهوم مثبت آن بسیار خوب است زیرا با ایجاد اتحاد و اتفاق نیرویی فراهم می آورد که با آن می توان بزرگترین مشکلات و موانع را برطرف نمود اما زمانی که این صفت با سخت اندیشی و جزمیت همراه گردد دمار از روزگار منابع و فرصت های جامعه وتک تک افراد در می آوردمثلا جایی که مردم یک کشور ویا شهر را در درون خود جا می دهدوبود ونبود آنان را به خود اختصاص می دهد وتلاش می نمایدکه همه آنان را به نان ونوایی برساندآیا بهتر نیست ویا معقولانه نمی باشد که اجازه بدهدآنها خود تصمیم بگیرند که همگی با تمام امکانات وارد صحنه گردند و به تبلیغ کاندیدایی که می شناسند و با او وتوانایی های او آشنایی دارند بپردازند و حتی به او رای بدهند در حالی که صلاحیت های او بالاتر از دیگران باشد و برنامه های او برای ایجاد تغییر در سطح شهر وکشوراز واقع بینی برخوردار باشد مسلم است که اگر چنین شرایطی اتفاق بیفتد نتیجه انتخابات مقرون به منافع کل شهروکشور خواهد بود اما زمانی که موجودیت مزبور به لطایف الحیل مانع ازگردهم آمدن مردم شودویا با ابزارهایی این اتحاد و اتفاق را درهمبریزد ودر لفافه ای از توجیهات چون فلانی هم محل من است واگر او به قدرت برسد منابع مالی را به منطقه ما می آورد ویا حداقل ما هم کسی را داریم که به او وحضور او در شوری ویا ریاست جمهوری ویا مجلس افتخار کنیم ویا بنازیم و خوب اگر مهارت و هنری هم نداشت اشکالی ندارد چون هرچه باشدهم شهری و یا حزبی من می باشد اوضاع پیچیده شود مسلم است که این انتخاب تنها نتیجه اش نابودی امکانات و فرصت های موجود در شهروکشور خواهد بود که مناسب نیست تا مردم به آن تن بدهندزیرا در جایی که قرار است که نتیجه تصمیم های منتخبان مردم تعیین کننده پیشرفت و رفاه جامعه باشد باید به کسی رای داده شود که می دانیم که او توان به جا آوردن درست وظیفه را دارد حال اگرهم محله من هم نباشد اشکالی ندارد.
*- تاثیر انفعال یا بی تفاوتی در نتیجه انتخابات و سرنوشت شهروکشور
درست است که ما تا رسیدن به شرایطی که در آن انتخابمان از استاندارد های خاصی پیروی نماید فاصله بسیار زیادی داریم وتا رسیدن به آن شرایط باید خون دلها بخوریم اما به صرف اینکه تا به حال که در انتخابات با تمام توان شرکت نموده ایم ودر همه ادوار نماینده ای را در مجلس ویا مثلا از ناحیه ای از شهرنماینده ای را در شوری داشته ایم چیزی عایدمان نگردیده است پس نیازی به این نیست که اینبار هم فعالانه شرکت کنیم ویا چون من حداکثر یک رای دارم وآن را در صندوق به اسم یک نفر می اندازم این کاررا می کنم و دیگر به من مربوط نیست که چه می شودتوجیه هایی می باشد که برای رفع مسئولیت و دل خوش داشتن به سیاست باری به هر جهت خوب است که باید با کنار گذاردن آنها با تمام حساسیت و توان در انتخابات شرکت نمود تا بلکه با یاری هم بتوانیم ضمن محدود ساختن فرآیند رو به توسعه بی تفاوت شدن مردم نسبت به سرنوشت خود به یک هماوایی دست پیدا کنیم که در آن همه مردم تلاش کنند که با مشارکت در انتخاب نیروهایی که توان به جا آوردن مسئولیت ها را دارندشهروکشور به سمتی حرکت کند که در آن دور نمایی از پیشرفت و افزایش فرصت حضور در توسعه فراهم باشدهمچنین ما باید به این نکته اعتقاد پیدا کنیم که اگر تا به امروز در شهروکشور ما روند حرکت به سوی توسعه به نسبت تاریخ تمدنی که شهروکشور از آن برخوردار است ،معدل دانش اندوختگی که جمیت شهروکشور دارد،تحصیل کردگان با انگیزه ای که در شهروکشور زندگی می کنند وموقعیتی جغرافیایی مناسبی که ازآن برخورداراست از نرخ مناسبی برخوردار نبوده به خاطر آن است که ما یا با بی تفاوتی از شرکت در انتخابات خود داری نموده ایم ویا با عنوان اینکه یک رای دارم و با آن نمی شود سرنوشت را عوض نمود پس آن را به کاندیدایی می دهم که می شناسم ونیازی به زحمت تحقیق نداردموضوع را به اصطلاح از سرمان باز نموده ایم در حالی که اگر می دانستیم که همین یک رای اگر برای درستی آن زحمت کشیده شود و به کفتگو در خصوص آن دست زده شودمی تواند فضایی را باز کند که در آن دیگران نیز می توانندبا استفاده از تجربه هم متوجه گردند که برای چه چیزی رای می دهند و بنا براهمیت آن باید دقت نمایند مشخص است به کسی رای بدهند که توان تحقق انتظار و آرزوی مردم را داشته باشد.
*-تاثیر همرنگی با جماعت ویا واقع شدن در شعاع عملکرد وحرکت دیگران
بزرگترین ضعف فرهنگی ما مردم ایران این است که به سرعت تحت تاثیرشرایط و روندجریان واقع می شویم واین احساس در ما ایجاد می گردد که اگر نتوانیم با دیگران همراه شویم حتما از میان آنها طرد می گردیم ویا ازترس اینکه ما را متهم به فلان و بهمان نکنندسعی می کنیم که با مجموعه ای که حجم فعالیت هایش زیاد است وتعداد بیشتری از مردم از آن حمایت می کنندویا کاندیدای مورد نظر از اقوام ویا هم محله های ما می باشد همراهی کنیم واین خصوصیت عاملی می گردد برای آنکه ما نتوانیم از وظیفه ای که می باید در قبال سرنوشت خود بر عهده بگیریم وآن رسیدن به این تشخیص است که چه چیزی برای ما درست و مفید است پیروی کنیم ویا با جامه عمل پوشاندن به آن به اهدافی که می تواند ما را به رفاه وسعادت رهنمون گردد دست پیدا کنیم ودقیقا همین تحت تاثیر بودن است که باعث می شود تا ما از کسانی که دست به نقد می برند ونمایندگان مردم در شورا و یا مجلس ویا ریاست جمهوری ویا هر نهاد مردم انتخاب نموده را مورد مواخذه قرار می دهند که در مدت تصدی مسئولیت نمایندگی مردم چه کار کرده اید حتی اگر از نزدیکان ما باشند اعلام برائت کنیم ویا حتی به مخالفت با آنان بپردازیم که چرا نماینده ی مستقیم مردم را مورد نقد قرار داده اید چون اگر ما به این کار دست نزنیم مسلم است که ما را با منتقد همراه وهمفکر می دانند و ممکن است که تکفیرمان نماینداما اگر اینگونه عمل نمی کردیم و با ایمان به اینکه آنکس را که به عنوان نماینده ومنتخب خودبرای تصدی مسئولیتی قانونی انتخاب می کنیم کسی است که باید برای من کار بکندو سرنوشت مرا به سوی احسن سرنوشت ها هدایت نماید مسلم است که با دقت در انتخاب و پیگیری و موشکافی در نحوه عمل و فعالیت آنها تلاش می نمودم که اگر در انتخابم اشتباه نمودم با انتقاد و موکشیدن از ماست نماینده منتخب خودم را برای کار بیشتر تحت فشار قرار دهم واگر خودم از نظر علمی توان انتقاد واعمال فشار را نداشتم با حمایت از کسانی که به این کار دست می زنندموجی از افکار را ایجاد کنم که جنبه عمومی پیدا کند تا نماینده من با این احساس که همه مردم با آن چیزی که منتقدان می گویند موافقندومی باید در جهت تامین خواست آنها تلاش نماید حداقل مرا به سنگری برای پنهان شدن درپشت آن تبدیل ننماید.ما به عنوان مردم ایران باید بپذیریم که در عقب ماندگی کشور آنانی که به اهرم فشار برای به سکوت وا داشتن منتقدان تبدیل می گردند و با حمایت های غیر قابل توجیه از نمایندگان در جایگاه های مختلف کار را برای منتقدان سخت می کنند بیش از خود نماینده مقصرند زیرا تا زمانی که چنین افرادی وجود دارند آنچه البته به جایی نرسد فریاد آگاهان از عقب ماندگی کشور وکم کاری نمایندگان مردم خواهد بود
*- تاثیر عدم آگاهی از اختیار وقدرتی که واگذار می کنیم.
انتخاب درست وموفق زمانی شکل می گیرد که مردم با مشارکت درآن بدنبال چیزی باشند که کاملا به آن نیازمند می باشند ویا امکان برآوردن آن را در توان فردی که می خواهند مسئولیت تامین آن آرزو را به او بدهندملاحظه بکنندمثلا در جایی که فردی نیاز حیاتی به آب دارد ویا غذایی را می خواهد که با استفاده از آن نمیرد مسلم است که به هر امکانی دست میبرد و به هر جایی که باشد سر می زند تا بتواند نیاز خود را برآورده سازدودر این کار مسلم است که کمتر اشتباه می کند اما در جایی که برای خرید کالایی تجملی پول داشته باشد دیگر احتیاجی به دقت وحساسیت از خود نشان نمی دهد وسعی می کند که به سرعت آن چه را که نیاز دارد خریداری نمایددر بحث انتخاب نیروی انسانی هم موضوع از اصول فوق تبعیت می نماید مثلا جایی که فردی برای بیل زدن باغ خود به کار گری نیاز مند است تلاش می کند کارگر توانمندی را پیدا کند که بتواند با شخم زدن عمیق کار خوبی به انجام برساندوامکان تولید محصول مرغوبتری را مهیا کند اما زمانی که همین فرد برای تمیز کردن خانه به کار گری نیاز پیدا می کند دیگر آن حساسیت لازم را به کار نمی گیرد زیرا که تمیز کردن خانه چندان جدی ومهم به نظر نمی آیدحال اگر مردم بدانند که انجام وظایف نمایندگی آن چنان سخت و پیچیده می باشد که هر فردی با هر سطح از توانایی قادر نیست که از عهده آن کار بربیاید مسلم است که دنبال کسی می روند ویا به کسی رای می دهند که می دانند که از عهده آن کار بر می آیدپس امروز که ما پس از هر انتخابی خود را نا خشنود از عملکرد نمایندگان خود می یابیم ودر هر جا که حاضر می شویم این نا رضایتی را در نزد مردم به روشنی ملا حظه می نماییم به خاطر آن است که عملکرد ونتایج حاصل ازکار نمایندگان خود در شوری ، مجلس،ریاست جمهوری و... را مطابق با انتظاری که داریم نمی بینیم هرچند که به جرات می توان گفت که بسیاری از ما بدرستی نمی دانیم که در واقع نمایندگان ما باید چه کاری را به انجام برسانند اما از آنجا که هزینه های انتخابات و هیاهو برای رسیدن به جایگاه نمایندگی بسیار زیاد است خود به خود به این حساسیت می رسیم که باید کار ووظیفه نمایندگان مهم باشدکه این همه برای آن هیاهووجود دارد اما از آنجا که در مدتی که آنها برسر قدرت هستند تغییر بزرگی در شهروکشور ملاحظه نمی کنیم خود به خود وبدون آگاهی به نارضایتی می رسیم ومی گوییم که برای آن همه هیاهوکاری که برازنده باشد صورت نگرفته اما همچنان که در مطالب بعدی به وظایف نمایندگان اشاره خواهیم نمود اگر همه بدانیم که برعهده داشتن وظیفه وکالت مردم چقدر مهم می باشد آنگاه در انتخاب افرادی که باید وظیفه نمایندگی را بر عهده بگیرند دقت می نمودیم وکار را برعهده کسانی می گذاردیم که اگر قدرت و علم آن کار را نداشته باشند حداقل این صراحت و صداقت را بکار بگیرند که ما به تنهایی نمی توانیم آنچه را که به ما واگذارده اید به انجام برسانیم پس مردم بیایید تا با کمک شما این بار سنگین را به سر منزل مقصود حمل کنیم تا مبادا با برزمین ماندن مسئولیت ها وغافل شدن از ارزش امکانات وفرصت هاصدمات زیادی به جامعه واردگردد
*- تاثیر منافع حزبی وجریانی برانتخاب افراد.
هرچند که حزب به مفهوم علمی آن در ایران وجود نداردوآن مجموعه هایی که نام حزب بر خود گذارده اند بیشتر کارمجامعی را انجام می دهند که در مقاطع خاصی وارد میدان می شوندوبا بهره گرفتن از هیجانی که ایجاد می کنند ویا سوار شدن بر موج هیجانی که ذاتی آن مقطع خاص است به اهداف خود دست می یابند و تا مقطع زمانی دیگری که در تقویم سیاسی کشور تدوین گردیده است به مصرف نمودن دست آورد هایی که بسیار ارزان قیمت بدست آورده اند مشغول می گردندوچون دست آوردهارا بسیار ارزان و حتی به جرات می توان گفت که مفت بدست آورده اند به حاتم بخشی ازآن اقدام می کنند به نحوی که در پایان دوره چهار ساله حضور در عرصه قدرت اگر کسی از آنها بخواهد که در یک گزارش آشکار به ارائه آماری از عملکرد های خود بپردازند باور بکنید که نه تنها حرفی برای گفتن نخواهند داشت بلکه با تعجب و با عتاب به پرسنده سئوال می گویند وا مگر قرار بود که کاری انجام دهیم تا گزارشی داشته باشیم واین بدان دلیل است که ما مردم عادت نموده ایم که منافع افراد و جریاناتی را که دوست داریم و هوادار آنها هستیم بر منافع کشور ودر یک زمان طولانی ترجیح بدهیم وبا هواداری محض از آنچه که درست می پنداریم تکلیف ووظیفه حتی شرعی خود را که نگاه امانتی ورفتار حفاظتی از امکانات عمومی که نام بیت المال می یابد فراموش کنیم وگرنه من و ما اگر می دانستیم که همه مردم موظفند که برای اعتلای نام ایران که در درون آن مردمی با اعتقادات خاص زندگی می کنند فعالیت نمایند و در این کار کمترین مسامحه و مصالحه ای را با آنانی که منافع جامعه را با کم کاری و یا برداشت انحصاری از امکانات به خطر می اندازند نداشته باشند آیا فکر می کنید که باز امروز که سی واندی سال از انقلابی که بزرگترین هدفش مبارزه با رانت خواری و احقاق حق تمام مردم بود با پدیده های تحت عنوان رانت خواری وانحصاری نمودن امکانات و فرصت ها مواجه می شدیم و رئیس جمهور آن در شعار های انتخاباتی خود وعده مبارزه با فساد و دزدی را بزرگترین اقدام خود می دانست.براستی اگر همین امروز من وتو همشهری وهم میهن عزیزم بدون آنکه خود را مقید به منافع طبقه ،محله،قوم وخویش و...بدانیم وبخواهیم که از نماینده ای که امروز حدود شش سال از دوران حضور او در شورا می گذرد و یا نمایندهای که حدود چهار سال در ریاست جمهوری بوده اند بپرسیم که در این شش سال و یا چهار سال چه کار کرده اید براستی آیا پاسخی که اقناع کننده مردم باشد(که محور فعالیت ها ودرستی تحقق اهداف در دمکراسی بر مبنای آن سنجیده می شود) وجود خواهد داشت و یا پاسخ خواهیم شنیدکه مگر قرار بود که چه کار کنیم آنچه انجام داده ایم از سر کسانی که سئوال دارندهم زیادتر است.
*- تاثیر تبعیت وتقلید محض از دیگران در رای دادن وانتخاب افراد
یکی دیگر از مشکلات رفتاری ما در موضوع انتخاب نماینده توجه به این نکته است که می مانیم تا ببینیم که برخی از افراد چه موضعی می گیرند تا ما هم به تبعیت از آنان فردی را انتخاب کنیم که موجه باشد این در حالی می باشد که ما در اعتقادات خود به این باور ایمان داریم که هرکسی را درقبر خود می گذارند و از او سئوالی را می پرسند که در آن زمینه تخصص و آگاهی داشته است وگرنه آنکه نادانسته و نا آگاهانه بخواهد که ازکس دیگری پیروی کند ممکن است که اگر آن کار ختم به خیر گرددصوابی نصیبش نشود اما مطمئنا اگر صدمه وزیانی از آن کار متوجه مردم وجامعه شود چنان دماری در دادگاه الهی از گرده او بیرون می کشند که بیا وببین در زندگی مادی هم اینگونه است مثلاآنجایی که گروهی از افراد با نفوذ از فردی خاص حمایت می کنند مسلم است که اگر فردا او به قدرت برسد پاسخ حمایت از خود را در قبال آن صاحبان قدرت پشت در پشت خواهد داد اما چون تمام فرصت خود را برای حل مشکلات افراد با امکانات صرف می کند دیگر وقتی نمی ماند که برای مردم هزینه شود به این خاطر هم هست که مردم بی بضاعت با توجه به تمام همتی که به خرج داده اند ورای های فله ای که به صندوق ریخته اندبه بازی گرفته نمی شوند وکسی هم پیدا نمی شود که به این افراد بگوید که خوب شما در دور گذشته به این آقا آنهم به خاطر آنکه فلانی از او حمایت می نمود رای دادید و دیدید که فلانی به منافعی بسیار گسترده دست یافت اینبار که چیزی در دور گذشته به شما نرسیده برای چه باز به تبعیت از آن فرد به این کاندیدا رای می دهید؟ مثلا در همین شهر ما کسانی هستند که در هر انتخابی پا جلو می گذارند و مردم هم به خاطر اینکه آنها در شهر دارای پایگاهی می باشند به کاندیدای مورد نظر آنها رای می دهند وپس از انتخابات آن معتمدین باز شروع می کنند به گرفتن امتیازاتی چون کمپرسی سهمیه ،مجوز گاوداری و مرغداری،وامهای کلان حتی به یورو ،تمدید واخذ استمهال برای وا مهای عقب افتاده چند ده میلیاردی، استخدام شدن فرزندان و رئیس شدن سایر فرزندان و... وباز به مردم عادی چیزی نمی رسد ولی با این هم تفسیر مشخص نمی شود که چرا در دور بعدی انتخابات بازآن مردم عادی جلوتر و پر حجمتر از معتمدین از ستون برق بالا می روند تا پلاکارد بچسبانند در جلسات حاضر می گردندتاکاندیدایشان تنها نماندوبرایشان فرق نمی کند که همین چند ماه پیش نماینده آنها را تنها گذاشته بود و با معتمدین دمساز بود چون حرف معتمدین برایشان حجت است وباز معتمدین امور را مدیریت می نمایند تادوباره بتوانند باقی مانده احتیاجات خود را در دوره بعد پی بگیرند.
با توجه به آنچه گفته آمدما نیاز به این داریم که برای آینده ای که قریب به کمتر ازیک ماه از آن فاصله داریم اقداماتی را به انجام رسانیم تا بلکه بتوسط آنها بتوانیم احتمال موفقیت خود را درانتخاب فردی برای ریاست جمهوری و اعضای شورایی کار آمد و متعهد به آنچه که در مبارزات انتخاباتی وعده آن را داده ا ندافزایش دهیم واین ممکن نیست مگر آنکه تمام خصوصیاتی را که در بالا به آنها اشاره نمودیم با خصوصیات دیگری که در ادامه مطلب به آنها اشاره خواهیم نمود جابه جا کنیم.
