ادامه مطالب مربوط به مباحث نظری پیرامون کاندیدا توری و نحوه تبلیغات درانتخابات شوراهای اسلامی شهر وروستا
واقعیت برگزاری انتخابات شوراهای اسلامی شهر ها و روستا ها و به تبع آن انتخاب اعضای شوراهای شهرستان ،استان وکشور ازمیان منتخبین شوراهای شهرو ورستاها اقدام مهمی است برای شکل دهی به بخشی از شاکله سیستم نظارتی براعمال مدیریت اجتماعی بر دو عنصرمنابع(انسانی ومادی) و فرصت هاکه متاسفانه با تمام تاکیداتی که قانون گذار و الزامات موکد بروجود چنین امکانی دارند ما در بجا آوردن وظیفه انتخاب خوب و نمایندگان ما دربجا آوردن وظایف تعریف شده ومحول مسئولانه عمل نمی نماییم.
در چرایی سهل انگاری و تسامح ما در انتخاب می توان به این نکته اشارت داشت که از اساس فرهنگ ما در موضوع واگذاری امانت از تاکید برسخت گیری و یا دقت نظر بدور بوده وبا درارائه تعریف از اهمیت موضوعی که به امانت گذارده می شود ضعیف عمل می نماید و از این رو بوده که فرداموال منقول خودرا در خانه نگه می دارد ولی آن را به بانک نمی سپارد.
حال اگر به همین ضعف ساختاری درفرهنگ عمومی خودمان بی تعریف ماندن قدرت به عنوان یک امانت را اضافه نماییم متوجه می شویم که اگر مردم بدون استثنی در نوع انتخاب و کیفیت تحقیق ومطالعه در موضوع منتخب دچار سهل انگاری وعدم جدیت می گردند و بعداز چندی متوجه خطای در ارزیابی و مقایسه توان مندی های کاندیداها می شوند ناشی از آن است که ما کارسازمان یافته وریشه داری در خصوص سهمی که بایددرساختارقدرت ومشارکت درساختن جامعه داشته باشیم به انجام نرسانده ایم ونمی رسانیم که بایدبرای برون رفت ازچنین نقیصه بسیاربد و مذموم تمام تلاشمان را بکار گیریم شایدکه در یک فرایند کوتاه مدت زمانی بتوانیم با رفع این عیب از طریق کارسازمان یافته وکارشناسی شده موقعیت های آتی انتخاب را با وضعیت مطلوب و سازنده جا بجا نماییم.
اما در موضوع منتخبین وچرایی بی توجهی آنها به موضوع انتخابات و چگونگی تبلیغ خودمی توان چندموضوع جدی را موردتوجه قرار داد که عبارتند از
1- خود کاندیداهایی که محصول مادی ومعنوی فرهنگ مسلط بر جامعه می باشند وبارها در جایگاه انتخاب قرارگرفته اند بدلیل وجودهمان رگه های تساهل وتسامح سعی نمی نمایندتا بدانندکه با عرضه خود به صحن انتخاب علنی جامعه دراصل چه چیزی را برعهده می گیرندو بی توجهی به آن چه مقدارمی تواندبرایشان ضمان درپی داشته باشد وازاین روست که بی توجه به ظرفیت ها وتوان مندی های خود برای کاری پیشقدم می شوندکه ای بسی با گروه خونیشان همخوانی نداشته باشد وازسویی چون نمی دانند که چکاری را بایدبه انجام برسانندپس ازآنکه وارد حوزه کاری مزبور شدند دچار روزمرگی و یا زیر بلیط هدایتی دیگران واقع شدن می شوند و کم کم مدیریت برزمان ومنابع را وا می دهند.
در حالی که اگراین افرادمی دانستندو یا به نوعی تربیت می شدندکه دراثرآن می دانستندبرای برعهده گرفتن کاری خاص بایددانش ،تجربه ومهارت لازمه آن را داشته باشندویا اینکه درانتخاب هایی که خود در آن به عنوان انتخاب کننده شرکت داشته اندیادمی گرفتندکه باید چون موکشیدن از ماست تمام تلاش خودرا بکارگیرندتا کار بدرستی به انجام رسدآنگاه درتوجه به ظرفیت های خود متعهدانه عمل می کردند و در ارائه ویا عرضه خود با وسواس و دقت نظر زیادعمل می کردند.
حال که چنین نیستیم اما می دانیم که بایدباشیم برتمام کاندیدا های محترم واجب است که در مدت تبلیغات انتخاباتی با تکیه براهمیت و ارزش منابع وفرصت ها به مردم گوشزدنمایندکه درانتخاب افراد به واقعیت های موجوداجتماعی و ظرفیت های فردی کاندیدا ها توجه نمایندتا کسانی برای نمایندگی مردم در شورا ها انتخاب شوندکه می دانند چه وظیفه مهمی را باید برعهده بگیرندو اگر نمی دانند بایدبا مشورت با صاحب نظران اقدامات لازم را برای بجا آوردن درست وظایف به انجام رسانند.
2- درفرهنگ ما امرارزیابی برنامه ها وتوانمندی های کاندیداها ومقایسه بین ادوار مختلفی که شوراها برسرکاربوده اند جدی گرفته نمی شود وازاین روست که عکس فلان خانم ،وجاهت فلان آقا و یا واردمیدان وحمایت نمودن فلان صاحب منصب دینی و اجرایی ابزارمناسبی برای انتخاب می شود و پس از انتخاب تازه معلوم می شود که عکس اساسا مربوط به آن خانم نبوده ویا حداقل مربوط به بیست سال قبل ازاین بوده و یا آن فردچهره موجه خودرا برای خوب افتادن عکسش درست کرده بوده ویا اینکه همان صاحب منصب معنوی و مدیر اجرایی هم چون من انتخاب کننده درفرهنگ ضعیف تربیت یافته در معرفی وتیلیغ اشتباه نموده است.
مثلا خودنگارنده به یادداردکه ازحدود سال پنجاه وچهاربه بعد در اکثرانتخابات ها مشارکت درتبلیغ افراد مختلف داشته ام ودر همه آنها با عنایت به دست آوردهایی که داشته و به نوعی همه آنها مصداق روشن عقب گردو اتلاف در فرصت ها ومنابع بوده به جدبگویم که اشتباه نموده ام زیرا که عوامل مربوط به علایق شخصی و یا تعصبات محلی ونگرشی را دخیل درانتخاب نموده ام ویا سلیقه ام را بر منافع واقعی جامعه ارجح دانسته ام وتاسف بارآنکه خودرا فردی روشنفکرودارای قدرت تمیز دانسته ومردم را با استفاده ازادبیاتی برانگیزاننده برای تاییدبرانتخاب خودم فراخوانده ام وآن بیچارگان هم چون مرا آن همه قاطع و باورمندبه گفته هایم می دیدند بدنبال من آمده اندو متاسفانه در آتشی دمیده اندکه من و امثال من هیزم بیار و جرقه زن آن بوده ایم در حالی که اگر من وامثال من مجهزبه قدرت ارزیابی توان مندی هایی کاندیدا ها بودیم وبرمبنای تطابق آن با مسئولیت هایی که وا می گذاریم متوجه فاصله و یا دوری آنها ازهم می شدیم ویا با مقایسه پس رفتی که درهردوره شوراداشتیم متوجه ضعف خودمان درانتخاب می شدیم ویا به اصرارازکاندیدها می خواستیم که مقایسه ای ازادوارمختلف داشته باشندو تحلیل خود را ارائه بدهندتا بدانیم که آیا آنها واقعا می دانندکه مشکل کارکجاست مسلم است که امروز راحترازهرزمانی می توانستیم بدانیم که کدام کاندیدا برحقتراست.
پس امروزبرتمام کاندیدهای محترم واجب است که بکارمقایسه ادوار گذشته شورا ها اقدام نمایندتا اگرمردم براین باورند که هردوره شورا از دور قبل آن ضعیفتر است توسط کاندیداهای محترم مردم یقین نمایندکه او علت را یافته وبرای آن کاری خواهد کرد.
3- الگو وکیل ما در اندازه گیری ظرفیت هایی که داریم کاریست که افراد دیگر آن را انجام داده اند و دیگر دنبال این نیستیم که آیا آنها آن کاررا درست و برمبنای وظیفه انجام داده اندو یا نه مثلا زمانی که یک راننده تریلر برای کاندیداتوری ریاست جمهوری ثبت نام می نماید این نه ازآن جهت است که آن فرد در خود توان انجام کاررا می بیند و یا اینکه می خواهدبازی انجام داده باشدبلکه او در نزدخوداین داوری را نموده که اگر ریاست جمهوری همین است که فلانی درطول هشت سال انجام داده خوب من مگه چیمه که نتوانم این کاررا به انجام برسانم و یا اگرفلان خانم با هزاران بزک دوزک عکسی را از دیواربالا می برد و فلان فردبی توجه به سرنوشت خود وجامعه صرفا آن عکس را می پسند و بدان رای می دهد هردو نمی فهمندونمی دانندکه برسر موجودیتی قمارمی کنندکه دراین دنیا امکان رفاه و آسایش را بدانها می بخشد ودرآن دنیا موجبات واردآمدن اتهام کفران نعمت برکارنامه آنها می شود هرچندکه هر دوی آنها اسیر داوری و قضاوتی شده اندکه دردوره های قبلی برآنها مشتبه شده است زیرا آن زن زنانی را قبل از خود دیده که تنها با عکس بزک کرده ونه مهارت ولیاقتی که داشته واردشورا شده وبدون آنکه کسی از مسئولان نظارتی در چهار سال حضوراو حرفی برزبان آوردعضو شورا مانده و ازرانت ها ولابی های ایجادشده بهره مند شده است وآن رای دهنده هم دردوره های قبلی چون چیزی از شورا ندیده تا بداندکه اگرشورا درست کارکندچه تغییراتی می توانددر زندگی اوایجادکندهمان راهی را رفته که گذشتگانش رفته اند.پس برتمام کاندیدا های ما واجب است که با کنارگذاردن معیارهای ارزیابی که تنها می تواندآنها را معادل نمایندگان گذشته ویا حتی قویتر ازآنها نشان دهد به مردم بگویندکه اساسا درشورا چکاری بایدصورت گیرد و خودآنها برای انجام چنین اموری ازچه ظرفیت هایی برخوردارند.
به اجمال آنکه امروز در موعدانتخابی دیگر وواگذاردن مسئولیتی مهم وحیاتی برافرادی قرارگرفته ایم مناسب آن است که با درهم آمیختن این واقعیت که موضوع ارزشمندی است انتخاب افراد و موضوع مهمتر اراده وامکانی است که به آنها وا می گذاریم به دورریختن آرایه های فرهنگی اقدام نماییم که در آنها سهل انگاری وبی توجهی موج می زند تا بلکه این باربتوانیم رای خودرا نه به عکس وقیافه ونه به تایید این وآن بلکه به نجابت ،اصالت،تعهد،تخصص و وجدانی بدهیم که ازخودما به منافع ما نزدیکترو آگاه تراست تا با اقدامات با برنامه ای که انجام می دهد و همسان معجزه می توانددگرگونی های عمیقی درزندگی ما بوجود آورد زمینه را برمهم نشان داد فضای انتخابات فراهم آوریم تا بعداز آن دیگرکسی نخواهد ونتواند که با عکس وقیافه ای موجه ویا تایید این وآن خودرا برای تصدی مسئولیتی که مربوطبه تمام موقعیت های فردی و اجتماعی انسان است خودرا کاندیدا نماید و مردم هم تنها به خاطرآنکه اومی تواندمسئولیت محوله را به نحو مطلوب به انجام برساندبه اورای بدهند.
