3- مدیریت و برنامه ریزی برای شهرستان ها
حضرت آیت الله
بدون اغراق شهرستان ها با عنایت به تمام تاکیداتی که برای رفع محرومیت از چهره آنها شده است ویا تلاشی که درتمرکز برای اعمال بهبود درشرایط زیستیشان صورت گرفته نه تنها برای دست بابی به توسعه زیر ساخت های لازم را بدست نیاورده اند بلکه با عنایت به استیلایی که مناسبات عشیره ای در پیوندهای مربوط به بهره گیری از منابع وفرصت ها درساختار آنها پیدا نموده است وشناسایی و پرورش دقیقی درموضوع استعدادهای انسانی ومادی صورت نگرفته در وضعیتی قرار گرفته اندکه مختصات کلی ساختاری آنها را می توان در آیتم های زیر کلاسه نمود
1- قحط الرجال
با عنایت به عدم شناسایی وپرورش نیروی انسانی جدید و شیب تند کوچ آنانی که می توانستند به درد این مناطق بخورند به سوی تهران ویا حتی خارج ازکشورشهرستان ها امروزه با معضلی جدی تحت عنوان قحط الرجال مواجه گردیده اندکه اگر روندجاری موجود تحت کنترل قرارنگیرد دیرنخواهدبود که باز پدیده بازگشت خان ها و اربابانی را(با سیستم نگرشی نوین) بر سیستم اجتماعی شهرستان ها حاکم خواهدساخت که با استفاده ازابزارهای جدید به اعمال تصمیم های شخصی دست خواهدزد این معضل هم اکنون در فعالیت های انتخاباتی خودرا نشان می دهدبه نحوی که شیوه های سنتی دیدن ریش سفید و یا معتمد محلی و ثبت نمودن رای محل به نام خود عمومی گردیده است اما مشکلی که شرایط فعلی با آن درگیراست و خودرا متفاوت با دوران های گذشته نشان می دهد این است که برخلاف سنت معمول این معتمدان ویا ریش سفیدان کسانی هستندکه به تعهداخلاقی وقولی که داده اند سخت پایبندنیستندوممکن است که در هرلحظه ای ازکوران مبارزات انتخاباتی دل ازیاربردارند و با رقیب اوهمراه شوندازاین روی پیشنهادمی شودکه در پرداختن به مسائل شهرستان ها وانتخاب مسئولان ستادها تنها روی قولی که فلانی داده اتکا و اکتفا نشود و نظارت مستمری برنوع مراوده ای که افراددارند برقرارگردد تا مبادا که دروسط معرکه تغییر ذائقه ای موجبات هدررفتن هزینه ها و غلط درآمدن پیش بینی ها گردد.
2- مشکلات شهرستان ها خاص خودشان است
جمعیت هسته مرکزی شهرها و حتی شهرستان ها به گونه ای خطرناک بی توجه ویا بی تفاوت به موضوع انتخاب شده اندوبیشترین توجه ورای ازمناطق حاشیه ای شهرها و روستا ها جمع آوری می شود که دراین رابطه شما و مدیران دفتروبرنامه ریزان ستادهای شما باید دو گروه برنامه ریزی را برای کار در شهرستان ها بکارگیرند و به یادداشته باشندکه این دو گروه می بایدازهم مستقل باشند زیرا که هیجانات و شعارهای متفاوت می تواند تاثیر اقدامات آنها را به حداقل برساند و یا به عبارتی بهتراست که درشهرستان ها دو ستاد مجزا تشکیل گردد که مشخصا هردوی آنها می بایدبدانندکه کارشان جدی است زیرا که در روستاها و حاشیه های شهرها طبق روال معمول رسوبات ذهنی ناشی از تبلیغاتی که برعلیه شما ونوع نگاهی که داریددر مردم ایجادشده نیازبه این داردکه تیم روستایی قوی وکارآمدی بتواندبدون آنکه خودرا وارددراین مجادلات بی پایان بنماید به این بکوشدکه به مردم بباوراندکه می شودبا اعتمادبه شما برای گرفتاری آنها راه کار و راه حل ارائه داد ودر هسته های داخل شهری هم اعضاء ستادها بایددرشهروندان این طرز تلقی را نهادینه نمایندکه با کنارنستن وبی تفاوتی نمی توان برای مسئولیت های اجتماعی واخلاقی که داریم و بسیاری ازآنها براحتی قابل تحقق می باشندامیدواربود.
3- وعده وشعار نمی تواند برای مردم دلگرم کننده باشد.
همانگونه که مستحضریدماشین تولیدشعار همانند همانند وسیله ای که دریک اتو بان یک طرفه درحال حرکت است عمل می کندازاین روی فاعل بکاررا با بازخورد اعمال خودمواجه نمی کند اما دردل آنکه امیدخودرا بدانها بسته وثمری ندیده تردید و بی اعتمادی را می کاردکه بیرون کشیدن آنها از مزرعه دل وجان مردم سخت می نمایدودرشهرستان ها متاسفانه در دوران اقتدارشما هم چنین برخوردی با مردم صورت گرفته است زیرا که اساسا پس ازانتخابات چون هسته اصلی حاکمیت درتهران ومشغول به بازی های بزرگ می گردد فراموش می کندکه شهرستان ها هم زیرا بلیط مدیران ومتولیان آنها می باشندو از این جهت کارمردم به امان خدا سپرده شده و حتی اگر وعده ای داده شده باشد که بشودآن را براحتی محقق ساخت یا به بوته فراموشی سپرده می شودو یا اینکه اگرمحقق گردد چون زیرتیغ تند نظارتی مسئولان فرادستی و یا سازمان های متولی رعایت عدالت نمی باشد نتیجه عاید شده به جیب کسانی ریخته می شودکه در نزدمردم چندان محبوبیتی ندارند ویا آنها را تافته ای جدا بافته ازخودمی دانند پس برتیم های کاری شما درشهرستان ها واجب است که گوشه چشمی به دلخوری های مردم ازوعده هایی که داده شده ولی عملی نگردیده ویا شده ولی چون نتیجه عایدعموم مردم نگردیده ومتوجه بخش خاصی ازجامعه شده داشته باعث کدورت شده است ازاین روی باید هواداران ونمایندگان شما متوجه باشندکه ممکن است مردم اعتراضاتی داشته باشند که اگراعتراضی را ملاحظه نمودند جواب آن را با پرخاشگری و متهم نمودن مردم به قدرناشناسی ونمک به حرامی نکنند زیرا بارها خودنگارنده شاهدچنین برخورد هایی ازسوی نمایندگان تهران نشین کاندیداها بوده است.
4- بیکاری گسترده نیروهای تحصیل کرده درشهرستان ها یک آیتم بسیارجدی و حساسیت زاست.
درست است که بیکاری یک پدیده جدی چندوجهی می باشد که نمی توان آن را در مباحث انتخاباتی حل نمود اما ریشه یابی گزشی که مردم ازاین معضل جدی دارند می تواندبه راه اندازی فرایند گفتگو و مفاهمه با مردم وجلب رای آنها کمک نماید زیرا مردم از کاندیدا این انتظاررا دارندکه بداندچرا آنها از موضوعی ناراحت می باشندو چگونه می توان بدانها این اطمینان را داد که می شودبرای نه حل بلکه تقلیل گرفتاری ونارحتیشان اقداماتی را به انجام رساند امروزمشکل مردم وناراحتی شدیدآنها از بیکاری مربوط می شودبه بیکاری تحصیل کردگان زیرا که بکارواداشتن نیروهای عادی با عنایت به زمینه های کارکشاورزی و یا خوش نشینی تا حدودی تحمل پذیر می باشداما خانواده ای که داشته ونداشته خود را برای مهندس وکارشناس شدن فرزندش هزینه نموده تاب نمی آوردکه اوبیل بدست بگیردو در کنار پدر به همان شیوه سنتی کارکشاورزی ویا ساختمانی بنمایددریست که این هم مشکل سختی است اما بایدحداقل نشان داده شودکه عمق آن ازسوی کاندیدا دریافت شده است.
5- نابسامانی ویا توزیع ناعادلانه منابع وفرصت ها در شهرها وروستاها عامل اصلی فاصله گرفتن مردم از مسئولان است.
محیط شهری وروستای آن چنان محدود است که کمترین تحولی(نه تغییر) به چشم می آیدوزمینه تعبیرهای فراوانی می گردد که راه را برای دورشدن ویا بی اعتماد گردیدن مردم نسبت به مسئولان هموارمی نمایدو متاسفانه در دوران اقتدارهشت ساله شما در ریاست جمهوری این تعبیرها فراوان بوده زیرا که بسیاری ازافرادی که درشهرستان ها به نوعی خود را نزدیک به حاکمیت نشان داده اندتوانسته اندخود را به نوعی برخورداراز امتیازات خاص بکنند مثلا فردی پسرش در دوران خدمت سربازی استخدام شده است و یا اینکه توانسته با توصیه امکانات خاصی را مال خودکند ابهاماتی را باعث شده که ورود مجدد این افرادبرای حمایت ازشما مشخصا داغ دل مردم را تازه خواهدنمود و جو نامناسبی را برعلیه شما برخواهدانگیخت .
6- درشهرستان ها فعالیت تبلیغاتی مخصوصا ازسوی هواداران شما طی ادوارگذشته بیشترشکل محفلی داشته است.
برخلاف دیگرکاندیداها که فعالان ستادهای آنان را جوان پر انگیزه تشکیل می دهددر دوره های گذشته مخصوصا دوره هایی که به شکست شما انجامیده مسئولان وفعالان ستادی شما را عده ای افراداطو کشیده وبی عمل تشکیل می داده اندکه درستادمی نشسته اندوبا مشغول شدن به بحث پیرامون ظرفیت ها وتوان مندی های شخصی شما رقبا را عده ای آدم های بی مایه ای معرفی می کرده اندکه قبل ازورود در میدان بازنده می باشندهمین بی عملی منجربه آن می گردیدکه هرکسی را که انگیزه ای برای فعالیت به نفع شما بودبه بیرون ازستادها براندو یا با غافل نمودن مجموعه ازچالش هایی که دربیرون شکل می گیرد و بایدبه نوعی تحت مدیرت درآیدتا صدماتش به حداقل برسد به نوعی آنان را دربرابررخدادها زمینگیر می نمود.
7- بازبان مردم گفتگونمودن نیازبه شناسایی استعدادهای شهرستان ها دارد.
متاسفانه درفرهنگ سیاسی ما با زبان مردم سخن گفتن اینگونه جا افتاده که بایدادبیاتت را مشابه ادبیات مردم وعامیانه بنمایی درصورتی که با زبان مردم صحبت نمودن یعنی برانگیختن احساسات وهیجانات مردمی که به همکاری وهمراهی آنان نیازمندمی باشیم واین ممکن نمی گردد مگراینکه بدانیم این مردم تشنه شنیدن کدامین حرف حق ویا نیازمندکدامین تشویق وتاییدمی باشند مردم شهرستان ها منتظرندتا کاندیدا ها درآنها این واقعیت را ببینندکه می توانندو به آنچه که انجام داده اندمهر تاییدبزنند درحالی که نمایندگان اعزامی ازسوی کاندیدا ها اکثرا حکم طبیبی را می یابندکه نسخه می دهند ومی رونددر حالی که اگردر محضرهمین نماینده اعزامی جوانی وتحصیل کرده ای ازشهرستان بلندشودوازدرد ها وگرفتاری های مردم بگوید و نماینده هم بگویدکه من حرف های شما را شنیدم وقول می دهم که به کاندیدا برسانم حکم تاییدی را می یابدکه مردم راضی به شنیدن آن وحمایتش می باشند.
8- درست است که مقتضای سنی شما اجازه مسافرت به شهرستان ها را نمی دهداما مسافرت به مرکزاستان ها واجب است.
به باور برخی ازدوستان وهوادرانتان شما حکم همه چیز دانی را یافته ایدکه به شهرستان نرفته می داندکه درآنجا چه خبراست اما به زعم مردم شما زمانی می توانیدبدانیدکه درشهرستان چه خبراست که به آنجا برویدو یا به صورت چهره به چهره با بزرگان آن قوم مراوده داشته باشید وراه به تقلیل رساندن فاصله این دو دیدگاه دراین است که شما حداقل به مراکزاستان ها سفرکنیدو با نمایندگان مردم مناطق وشهرهای موجود در آن استان ها گفتگوبنمایید امروزه آمدن کاندیدا و سخنرانی نمودن ورفتن نمی تواند موثرباشدبلکه کاندیدا بایدبیایدو اجازه دهدکه ازهرشهری نماینده ای به مدت چنددقیقه هم که شده حرف مردمان آن منطقه را بیان دارد پس اگرخودشما هم نتوانستیدبه همه شهرها بروید سخنران برای آنها نفرستیدکه مردم ازهرچی سخنرانی است تنفرپیدا نمودهاند وبه نمایندگان وکاندیدا هایی احتیاج دارندو حمایتشان را روی آنها می گذارندکه بنشیندو به حرف مردم و سخنگویان آنها گوش دهدوبعدبگوید که شنیدم وفهمیدم که چه دردی داریدو قول می دهم که درجهت برطرف نمودنشان کمکتان بکنم.
9- شهرستان ها محل انباشت انهدام درمنابع انسانی ومادیند و تکیه براینکه به ممانعت ازاین انهدام اقدام خواهدشدمطلوب مردم است.
واقعیت بی توجهی به منابع انسانی را دربند گذشته مطلب ارائه دادم اما موضوع جدی دیگری که برای مردم تا حدودی به دغدغه تبدیل شده برداشت بی حساب وکتابی می باشدکه از منابع تحت العرضی و روی زمینی صورت می گیرد ومردم این بی توجهی را به حساب مسئولان می گذارند و انتظارشان این است که در آمدهای ناشی از این منابع به نوعی بیت المال و یا جیب مردم بازگردد و نیازبه این هست که شما دستوربررسی و شناسایی چنین منابعی را بدهیدتا مردم بدانندکه آگاهی های لازم ار محل وجود دارد و همت لازم برای ممانعت از برداشت های غیرقانونی به انجام خواهدرسید.
10- باور برخی ازکاندیداها به این است که باید با مردم شهرستان ها ازگاووگوسفند ویا کار و مزرعه صحبت نمود.
برخلاف تصور غالب مورداشاره بایدباورداشت که امروزدرتمام نقاط کشوردانش و آگاهی از شرایط تا حدودی یک نواخت توزیع شده است و بایدبا مردم درهمه جا یک گونه صحبت نمود اما این طرز تلقی هم نبایدبه این نتیجه منجر گردد که کاندیدایی تمام گرفتاری های جامعه را یکنواخت بداندو حکم کلیش این باشدکه همه گرفتاری های ما ازامریکاست و تا امریکا ازبین نرود مشکلات ما پایانی نداردزیرا که مردم درشهرستان ها ارتباط ملموسی با این دیدگاه ندارندزیرا که ریشه تمام گرفتاری های خود را درنزدمسئولانی می بینندکه قادرنیستند وظایف خودرا به انجام برساننداما تا دلتان بخواهدمی توانند انگ ورنگ برمنتقدان خودبپاشندو وارد نمایند حال که کاندیدایی را با همان مسئول دست دردست می بینندکه ازامریکا بد می گویندفکرمی کنندکه کاندیدا به ریششان می خندد پس لازم است که در دادن شعار و یا ارائه سخنرانی درشهرستان ها به این نکته توجه شودکه شهرستانی ها بیشترازجاهای دیگربا ریشه مشکلات خود مانوسند.
به اجمال آنکه شهرستان ها با عنایت به این که سهم تعیین کننده ای در تمام انتخابات ها دارند متاسفانه کمتربرای تغییر دربافت فکری ونوع نگاهی که بایددرخصوص آنها بکارگرفته شود دقت وتوجه صورت می گیرد و بیشترکاندیدا ها فکر می کنندکه براحتی می توانندجنبش اجتماعی موردنظر خود را در آنها ایجادکنندکه همین باعث می شود نوعی انفعال درارتباط ایجادشود که نتیجه آن پسرفت مشهوداشتیاق شهرستانیها برای مشارکت درانتخابات و تاثیردرنتیجه آن است که باید با اعمال شیوه هایی که بتواندشور و اشتیاق را به این بخش از جامعه واردنماید پروسه منفی تقلیل اشتیاق را تحت مدیریت گرفت
