وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: چهارشنبه یکم خرداد ۱۳۹۲ ساعت: ۵:۲۷ ب.ظ

سید کریم امیری فیروزکوهی فرزند سید مصطفی‌قلی منتظم‌الدوله از سادات فیروزکوه بود. در فرح‌آباد متولد شد. پدرش از رجال اروپا رفته عهد مظفری و آشنا به تمدن جدید و جد اعلایش امیر محمد حسین خان سردار از جمله فاتحین هرات و بانی دبستان خیریه ایتام در تهران بود که به دبستان فیروزکوهی مشهور است. امیر در هفت سالگی به تهران آمد. پدرش همان سال درگذشت و او تحت تربیت مادر قرار گرفت. تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در تهران در مدارس سیروس، ثروت، سلطانی و کالج آمریکائی گذراند. سپس به تحصیل منطق و کلام و حکمت همت گماشت واز محضر استادانی چون آقا شیخ عبدالبنی کجوری و آقا سید حسین مجتهد کاشانی استفاده کرد.

امیری فیروزکوهی شاعر غزل و قصیده و از شیفتگان صائب بود و به سبک هندی شعر می‌سرود. در شعر به «امیر» تخلص می‌کرد. در زبان عربی تبحر داشت و به آن زبان نیز شعر می‌سرود.

در تهران درگذشت و در آستانه امامزاده طاهر در صحن حضرت عبدالعظیم مدفون گردید.

امیری فیروز كوهی

کاش یک شب می شنیدم بوی آغوش تو را

خوابگاه از سینه می کردم بر و دوش تو را

در خیال من نمی گنجد وصال چون تویی

حیرتی دارم،چو می بینم هم آغوش تو را

از غرور حسن چون مهرت به قهر آمیخته است

لذت شهد است، هم نیش تو هم نوش تو را

جلوه ی صبح جوانی یاد می آید مرا

هر زمان در جلوه می بینم،بناگوش تو را

انتخاب عشق را نازم که چون من برگزید

از میان حسن ها،حسن سیه پوش تو را

تا ز یادم برده ای،از یاد عالم رفته ام

هیچ کس جز غم نمی پرسد فراموش تو را

بوسه ای زان لعل آتشناک می باید((امیر))

تا کند گرم سخن،لب های خاموش تو را