درادامه مباحث صورت گرفته لازم است به این نکته اشاره گردد که یکی ازآرزو ها و افتخارات انسان در این است که کار و مسئولیتی را برعهده گرفته است بدرستی و طبق خواست وانتظار خودو دیگرانی که به نوعی در آن منفعتی دارندبه انجام برساند اما همیشه وبنا به عواملی چنین انتظاری محقق نمی گردد که یکی ازاین عوامل می تواند مربوط به تفسیری باشد که فرد از خود،وضعیتی که داردو بزرگی و یا اهمیت کارو وظیفه باشد و این تصوررا در او ایجاد کند که نمی توان این کاررا به انجام رساند و یا نا امیدی می باشدکه از خوف در مقابل بزرگی کاربراومستولی می شودازاین روست که به فرمایش جنابجان ماکسول که می گوید:
به این فکر نکنید که چرا نمی توان این کار را انجام داد، به این بیندیشید که چگونه می توان این کار را انجام داد. در برخورد با هر چالش جدید منتظر راه حل های غیر متعارف شوید.
بایدقبل ازهراقدامی دنبال پاسخی برای این سئوال بودکه چگونه می توان این
کاررا انجام داد زیرا که از قدیم گفته اندکه کار ومسئولیت روی زمین نمی ماندو حتما
فردی و یا افرادی پیدا می شوندکه می توانندآن کاررا به انجام برسانند پس چه کسی
بهتراز من که این مهم را به انجام برسانم وتمرکز مجموعه افرادی را که با انجام آن
کاربه آسایش و رفاهی می رسندبه خود باز گردانم
همچنین بایدباورداشت که
درزمان دقت در چگونگی انجام کار قبل ازآنکه واردعمل شویم ومناظر خوب دقت در کاررا
ببندیم ممکن است فکرهایی و یا طرح هایی بدیعی مقابل چشمان ما قرارگیرد که بشوداز
آن برای انجام درست کاراستفاده نمود ویا به یکباره همچون چراغی که درتاریکی روشن
می شودفکری به سر آدمی بیفتدکه با آن بشود راه حل موضوع را با هزینه کمتر و امکان
تحقق بیشتر پیدا نمود.
حال بیایید همین اندک را به عرصه ای مهم در جامعه امروز ببریم تا ببینیم که با این رویکرد چگونه می توان در حوزه های مختلف اجتماع به توفیقی متناسب با ارزش امکانات مورد مصرف وعمری که برای آن صرف می شود بدست آورد.
همانگونه که می دانید دمگراسی که در زبان فارسی معادل حکومت مردم برمردم است از مجرای انتخابات و برگزیدن نمایندگانی با رای مستقیم مردم برای برعهده گرفتن مسئولیت در محدوده کاملا تعریف شده قانونی به انجام می رسد و متاسفانه درکشورما ودر نزدبرخی از دارندگان قدرت نگاه به این مقوله با بی تابی روبرو می شود وزمانی که از دمکراسی سخن به میان می آیدگویی که حرفی نامتعارف با موازین اعتقادی واخلاقی جامعه عنوان شده است درحالی که اگرنقدی هم بردمکراسی ازنوع غربی آن وجوددارد و دقیقا نمی شود آن را برساختار شرقی جوامع منطبق نمود این امرناشی از نوع نگاهیست که غربی ها به شکل گیری ارتباط بین عناصرمختلف اجتماعی دارند واین موضوع هیچ ارتباطی با خوددمکراسی ندارد ویا اگرما بخواهیم دمکراسی را در متن تحولات وتغییرات اجتماعی متعین بنماییم به تناسب ارتباطهای موجودبین عناصراجتماعی چیزی بیرون خواهدآمدکه تفاوت های کلی با نوع غربی آن خواهد داشت .
با عنایت به مواردمطرح شده درفوق این تصور دربرخی ازافرادبوجودنیایدکه چون گفته شد دمکراسی درنزدما متفاوت با دمکراسی نوع غربی آن خواهدبود حتما هرچیزی که تحت عنوان انتخابات برگزارمی شودو یا هر واگذاری منصبی که درمتن جامعه شکل می گرد پس عین دمکراسی است بلکه بایددر این موضوع به این نکته توجه شودکه دربحث انتخاب چند موضوع مهم وجود دارد که حتما می باید بدان ها توجه داده شودکه اولین آن عبارت ازاین نکته است که اساسا چرا بایدانتخاب صورت گیرد؟
در پاسخ به این سئوال اگر نفس موضوع انتخاب را کناربگذاریم که مبتنی بر اصل همه نمی تواننددریک جا و دریک زمان و برای تصمیم در خصوص موضوعی خاص گرد هم آیند پس نیازبه انتخاب نمایندگانی وجود داردکه بتواننددرهرزمان ودرهرمکان برابرطرف نمودن مشکل موکلین خودحاضر گردندوبه رتق وفتق اموربپردازند کناربگذاریم بایدبه امور مهم دیگری هم توجه شودکه عبارتنداز
الف- چه کاری و یا مسئولیتی واگذارمی شود؟
موضوع مهمی که باعث مغفول ماندن امرانتخاب دمکراتیک را باعث شده است وپس از سال ها تمرین دمکراسی ما را حتی در رقابت با دمکراسی هایی ازنوع افغانی آن شکست خورده نشان می دهد بی توجهی یا عدم تعمیق ارتباط ها درنگاه به فهم دقیق کارومسئولیتی می باشدکه ازطریق رای به وکلا سپرده می شود تا جایی که فرد برگزیده شد که تا دیروز آدمی عادی و بسیار متمکن دربرابرقانون بود پس از رسیدن به پست ومقامی مالک وملوکی می شودکه امرش مطاع می گردد و نقدبراوگناه شمرده می شود ومستوجب عقاب ویا به عبارتی کسی که تا دیروز ملتمس دعا و عنایت مردم بود با اخذرای ازمردم به جایگاه ریاست می رسد و ازاین به بعداست که خودرا برمردم تحمیل می نماید و این مردمندکه بایدملتمس رافت و مرحمت جناب رئیس بمانندتا بلکه گوشه چشمی هم به مشکلات آنها بشود.
درچرایی پیدایش چنین وضعیت ویا جا بجایی می توان به این نکته اساسی توجه داشت که نه مردم می دانندکه وکیل یا نماینده را برای چه کاری انتخاب می نمایندونه در متن سیستم اجتماعی ما نهادهای نظارتی دنبال اعمال دقت وفشاربرای رعایت جایگاه ها وبدرستی انجام دادن کارها می باشند ویا به عبارتی آنها نمی خواهند و یا اساسا وظیفه خودنمی دانندکه به وکلا توصیه وتاکید بکنندکه دوستان کار ومسئولیت شما بیشتر شده وحال که از رانت و امتیازی برخودار شده ایدو اینها از جیب مردم پرداخت می شود شما موظفیدکه کار ومسئولیت واگذار شده را بدرستی به انجام برسانید واین چنین است که در همه ادوار مردم را به خاطر توهین(ناشی ازناراحتی به خاطر کار و مسئولیتی که برزمین مانده است) به مسئولان ویا حتی انتقاداز مسئولان به دادگاه می کشانندولی تا به امروز نبوده اتفاقی که درآن مسئولی را به خاطر بی احترامی به مردم و یا اعمال نامتعارفی که ازایشان سرزده بدادگاه برده باشند.(تازه اگربه خاطر چالش ویا رویارویی های سیاسی پس از دوران اقتدار مسئولی اتهاماتی متوجه آنها شده چون پیگیری قضایی صورت نگرفته این موضوع باعث ناراحتی بیشترمردم شده چون مردم ددیدهاندکه مسئولی مثلا نام دزد یافته اما بدون آنکه تعقیب کیفری متوجه اوشود هنوز ازهمان اموال وموقعیت برخوردار است)
ب- میان مردم و حاکمیت در مشرق زمین همیشه فاصله معنا داری وجود دارد.
در دیدگاه عمومی حاکم برجوامع شرقی به جای آنکه مردم واجتماعی ازآدم ها مقدس شمرده شودوکاربرای تسهیل روند برخورداری و فعالیت آنها ویا استحکام ساختار اجتماع صورت گیردتا آنها با پرورش طبق برنامه برای بجا آوردن رسالت انسانی خود تربیت گردند ساختار و یا سازمانی که نام حاکمیت می یابد وموظف می شود که برای خدمت به مردم و تمهیدراه های راحت و آسوده بودن آنها تلاش کند مقدس می شودودر عمل مردم مامور وموظف می گردندکه تلاش خود را معطوف فربه نمودن و یا فربه ماندن حاکمیت بنمایند وازاینجاست که مسئولان ویا به نوعی وابستگان حاکمیت که درعمل می بایدخدمتگذار وخادم مردم باشندخودرا در جایگاهی می یابندکه ولی نعمتند ومردم نیازمندبه رحم وشفقت آنها می باشند وچون درمیان آنها ومردم رابطه حاکم ومحکوم برقرارمی شود حاکم تلاش می کند امر کندومحکوم تلاش می کندکه از زیر بارتعهداتی که در تدوین آنها نقشی نداشته وحتی برعلیه منافعش می بینددربرود واز همین محل فاصله وشکافی ایجادمی شود که با ملات مقدس ومحترم بودن مسئولان پر می شود وکسی براین مبنا حق آن را نمی یابد که اعتراضی و ایرادی راواردکند وحتی اگر به چنین کاری دست بزندیا حرفش شنیده نمی شود و یا بدون آنکه گفته هایش که دربسیاری اززمان ها به نفع خود حاکمیت می باشد فهم گردد چنان برخوردی با او می شودکه درسی برای دیگران می گردد تا نا پرهیزی ننمایندوحرفی خارج از اندازه دهانشان بر زبان نیاورند
ادامه دارد
