امام على(ع) به مردى كه از ايشان اندرزى خواست، فرمود: چونان كسى مباش كه بىعمل به آخرت اميد بسته است و به سبب آرزوى دراز، توبه را به تعويق مىاندازد. در دنيا، سخنِ دنياگريزان را مىگويد و كردار دنياخواهان را انجام مىدهد. اگر از دنيا هر چه به او داده شود، سير نمىگردد و اگر به او داده نشود، قانع نمىشود.
اگربه اندرز فوق الاشاره توجه فرمایید ملاحظه خواهیدنمودکه این داستان تاریخی مدعیان دینداری ویا مصداق دقیق وروشن بیان حافظ است که گفت زاهدان کین جلوه در محراب ومنبرمی کنندچون به خلوت می روندآن کار دیگر می کنند.
براستی چرا انسانی که آمده رسالت الهی خویش را برای تحقق جامعه ای توحیدی که مبنایش را برقسط و محوریتش را برعدالت بنیادگذارده تلاش نماید به موقعیتی می رسد که مصداق فرمایش امام ومقتدای برحق مجاهدان وملازمان دین می گردد؟
در پاسخ به این سئوال می توان به چندنکته اساسی اشاره نمود که اولین آن وابسته بودن فردبه کیش شخصیت است ویا به عبارتی مهمترین عامل نهادینه وزمینه ای شدن این خصوصیت در منش و شخصیت فرد است که همه چیز را برای خود بخواهدزیرا که خودرا برتراز دیگران بداند در حالی که انسان واقعی موجودی است که به نسبت دریافت یافته های جدیدازدانش و تجربه افتاده ترمی شود و خدمتگذارترمی گردد پس آنکه چون به موقعیتی می رسدکه می تواندحکم دهد و یا دست در تقسیم فرصت ها وامکانات بردخودو اعوان وانصارش را بردیگران ترجیح می دهد اوهمانا انسانی می باشدکه اسیر کیش شخصیت است.
دوم انسانی که خودرا اسیر نفس اماره بنماید و با عنایت به اینکه بداندزیاده خواهی و ظلم مذموم است ولی نتواندنفس خود را آرام سازد وتن به شیطان دهدو بنده اوگردد
سوم کسی که باور ننموده که مرگی هست و حضور در دادگاه الهی به عنوان یک حتمیت تاریخی با تمام قدرت وامکانات بدنبالش می باشدوازاین روست که همه چیز را دراین دنیا و غوطه ور شدن در منجلاب حسرت و آز می یابد.
ودر نهایت انسان هایی که تخم وترکه خوبی ندارند و چون به موقعیتی می رسند کنه ذات خود را بیرون می ریزند و با بلندنمودن صدا به منم خدای بزرگ شما دیگران را به بردگی که نه بلکه به دریوزگی می کشانند و از رنج ومشقت مردم لذت می برندچون تنها ازطریق تعب ودرد مردم است که خوی غیرانسانی آنها آرام می گیرد.
براستی اگر ما مسلمانیم و امامی چون علی(ع) داریم وچنین اندرزهایی را ازایشان به عنوان فصل الخطاب خودمی یابیم چرا نمی خواهیم دراین واقعیت ها غور نماییم وحال که عمری سپری گردیده ودر موقعیت مرگ قرارگرفته ایم دمی به خودآییم وبا تردیدبه خودمان بنگریم که شاید خطاب مولا(س) به ما باشد وبه قولی توبه را جدی ووظیفه ای اخلاقی برای خود بدانیم.
