برخی ازاوقات که زیر تلی از سوژه های مهم و حیاتی برای نوشتن گیر می افتی واما حوصله وحال نوشتن نمی یابی می مانی که چکار کنی مثلا الان که از سویی انتخابات درایران موضوع موردعلاقه مجامع ومجافل داخلی وخارجیست، موضوع ترکیه وآشوب های خیابانی موجود در آن می تواند درسی برای فردای ما باشد ویا مسائل سوریه که با فرستادن سلاح های روسی به سوریه وسلاح های امریکایی به اردن روز بروز جدی تر وخطرناک تر می شود ومسائل داخلی عراق که با حمله به دفاتر گروه صدر موقعیت حادی پیدا نموده است ودرنهایت تحریم هایی که اروپا وامریکا علیه ایران تدارک دیده اندو از چندروز آتی اجرایی خواهندشد سوژه های بسیارمناسبی برای نوشتن مطالب مهمی می باشند که می شود روی آنها ساعت ها وقت گذارد و خوانندگان را با گستردگی موضوعات و عمق خطراتی که ازجانب آنها می تواندمتوجه ما باشدآشنا نموداما حیف که حوصله ای برای این کارنیست زیرا که ما متاسفانه عادت به مطالعه وارائه تفسیر تاریخی ودقیق از مسائل نداریم ودوست داریم که نویسنده وصاحب فکرما مدام بگویدکه مثلا اصلاح طلبان چکارکردند و یا اصول گرایان دورکدام محورگردیدند و یا کدام اصلاح طلب چه گفت ویا کدام اصول گرا کجا رفت وازاین روست که من که نمی توانم از چنین مطالب بسیارابتدایی و بی فایده چیزی بنویسم می مانم وحوصله وانگیزه نوشتنم را ازدست می دهم هرچند که می دانم تمام مشکلات جامعه امروزین ما ازاین است که ما مطالبه وخواست دانستن و در ک واقعیت هایی که می تواند برای ما تهدید ویا فرصت ایجادکندرا نداریم ودوست داریم که دریک چرخش عبث وبی فایده گفتن ازفلان اصول گرا و یا اصلاح طلب بمانیم و مجادله بنماییم وکاری با این نداشته باشیم که ادامه کارسوریه ویا عراق ویا حتی ترکیه با شرایط موجود چه هزینه هایی را برما تحمیل می کند وممکن است که چه خطراتی را متوجه ما بکند
موضوع مهم در انتخابات ایران چه درعرصه شوراها و یا موضوع ریاست جمهوری این نیست که شخصی درآن به پیروزی برسد که اصلاح طلب باشد و یا اصول گرا و یا فردی با برنامه باشد و یا بخواهد مطا بق با سلیقه های شخصی وگروهی به اداره امور بپردازدبلکه مهم این است که آیا اومی داندکه اموز شرایط اجتماعی و اقتصادی ما چیست و این شرایط معلول وجود چه عواملی می باشد؟
مثلا آیا فرد کاندیدایی که این همه فغان ازمسائل اقتصادی دارد ومی گویدکه می تواندبا بیش از دوبرابر نمودن یارانه ها مردم را به نان ونوایی برساند و یا... می داندکه مشکل فعلی موجود در جامعه از موضوعی تحت عنوان ساده لوحی ویا پشیزی پول حادث می گردد که یکی از دلایل بروزآن در ظاهراز محل افزودن به قدرت نقدی خریدمردم حادث شده است وافزودن به یارانه ها این وضعیت را تشدید می کند ویا دومین دلیل آن دربروز توامان رکود وتورم می باشدکه این موضوع از دو جهت بروزیافته یکی شیفت سرمایه وثروت موجود در جامعه به سوی واردات است که چندکانونی بودن تصمیم گیری ها دراین زمینه باعث گرفتاری شده است ودومین آن بسته شدن فضای رقابتی در موضوع ورود سرمایه برای فعالیت درعرصه های مختلف است که این مشکل هم از محل ورود خوددولت و نهادهای دولتی به عرصه های مختلف اقتصاد حادث گردیده است حال اگرهمین دو نکته را که پس ازانقلاب وبه شدت در حال گسترش است موردتوجه قراردهید و گستردگی وعمق مشکل را موردبررسی قراردهید براستی آیا کسی ازمیان این کاندیدا ها ابزاری را دراختیارداردکه بتواندبه جنگ این دو واقعیت برودوپیروزاز میدانی چنین فراخ وعمیق خارج شودحتی اگربرنامه داشته باشدو یا حتی اگرتمام ابرو باد ومه وخورشید وفلک هم دراختیارش قراربگیرد قادر خواهدبودکه براین قدرت فربه و با تجربه که همه ظرفیت های ملی ما را دراختیار گرفته و هل من مبارز می طلبد فایق آید؟
حدود شانزده ماه پیش که در مقاله ای به مسائل داخلی سوریه پرداختم و در کنارآن به تاخت وتاز میدانی سردمداران ترکیه اشاراتی داشتم عنوان نمودم که جناب اردوغان که درسرداعیه بزرگی و رهبری خاورمیانه بزرگ تحت زعامت امریکا را می پروراندنمی داندکه در پس پرده این غائله خود حکومت ترکیه و آرامش آن کشورهم مدنظر ودر متن برنامه های امریکا قرارداردزیرا اروپا و امریکا دوست ندارندکه دربغل گوششان دولتی وجود داشته باشدکه به صورت مرموزانه وزیر زمینی مشغول جا انداختن ایدئولوژی در مسائل سیاسی باشدزیرا که به زعم آنان اگر قراراست که خاورمیانه جدیدی برمبنای سیاست های پیش بینی شده در نقشه راه ایجادگردد درآن نباید قدرت مسلطی وجود داشته باشدکه بتواندبرتراز دیگرحکومت های موجود در منطقه وآن هم ازمحل قدرت به مقابله ویا معامله با قدرت های جهانی بپردازد
و امروزکه ترکیه در آشوب های داخلی گرفتارآمده و به نوعی اقتدارومحبوبیت دولت اقتدارگرای اردوغان وحزب اودر هم شکسته است وبه نوعی امریکا واروپا به او وحزبش فهمانده اندکه مردم ترکیه خریدار حرفشان نیستند ومی شودآنها را برای برهم زدن معادلات داخلی به خدمت گرفت راهی برای اردوغان نمانده جزاین که خودرا بیش از گذشته وامدارامریکا واروپا بداندو به اطاعت ازبرنامه ها ودستورات آنها اقدام نماید.
ادامه شرایط بحرانی درسوریه و میل بحرانی شدن شرایط درعراق می تواندبرای ایران بسیار خطرناک و هزینه زا باشد زیرا که سرریز این دو غائله فراگیرو عمومی بیش ازهر کشوری به سوی ایران وعربستان خواهد بود که مسلما عربستان خواهدتوانست با شرکای خود به قولی این هزینه ها را جبران نماید وحتی اگرنتواندموضوعی می باشد که به من ایرانی چندان نمی تواندمربوط باشد هرچندکه با تحمیل هزینه های این چنینی به ممالک منطقه و سیر نابخردی در منطقه منافع همه کشور ها را درگیرخواهدنمودو برسرنوشت همه دربلندوکوتاه مدت اثرات ویرانگری خواهدگذارد.
اما آنچه برای من به عنوان یک ایرانی مهم است واین اجازه را می دهد که با استفاده ازعواطف انسانی وحقوق شهروندی خودبدان ها بپردازم این است که مجامع جهانی و قدرت های بزرگ با دخالت های ازراه دورشرایط را به گونه ای ترسیم وجاری ساخته اندکه نمی توان درافق نزدیک برای سوریه و بحران داخلی آن راه حل نظامی پیدا نمود واین دقیقا درراستای فراهم آوردن میدان برای ورود مستقیم ایران وحزب الله لبنان در موضوع می باشدتا با دورساختن حزب الله ازمرز های اسراییل و درگیرنمودن آن در جنگی فرسایشی و بین امت عرب هم از نظر حمایت های معنوی و هم از حمایت مادی محرومش گردانندتا اگرموقعیتی پیش آمد و اسراییل برای قلع وقمع آن اقدامی نمود عرب ها بگویندکه ما را از دست این گروه راحت نمود ودر ثانی با واردنمودن ایران در تنش های موجود به نوعی به تسویه حساب با ما نیز درهمان سوریه ودر جایی دورازمرز های خودمان وحمایت هایی که مردم می توانندداشته باشنداقدام نمایند وهمین دوموضوع می تواندمرا نگران آینده بنماید زیرا که مطمئنا توطئه های آنان دراین حدباقی نخواهدماند و با سوق دادن عراق به جنگ داخلی که بارقه های آن با ایجادرگیری بین شیعه ها نیز به نمایش درآمده دیرنخواهدبودکه عراق هم راهی را خواهدرفت که سوریه رفته است راهی که اگر در آن پیروزی برای جنگ وجود نداشته باشد حکومتی باقی خواهدماندکه تا زمان های درازی نای برخاستن وعلم مقاومت برداشتن نخواهدداشت وتازه این ابتدای تحمیل اراده غرب برمنطقه است وازاین روست که وزیرخارجه امریکا به مسئولان اسرائیل هشدار می دهد ومی گوید که بهترازاین شرایط برای شما پیش نمی آمدپس برای صلح با فلسطینی ها اقدام نماییدکه اگرنکنید دیرخواهدبود براستی آیا دورنمودن حزب الله و مشغول نمودن ایران وسوریه این فرصت را به آنها ندادکه نقشه های خودرا عملی نمایند؟
براستی با نتایج به بارآمده نمی توان سئوال کرد که چه کسی جنگ سوریه را راه انداخت وچه کسی با روی ترش نمودن به مردم سوریه آن را طولانی نمود وچه کسی امروز هزینه های آن را پرداخت می کند؟
درشرایطی که حال وهوای مبارزات انتخاباتی تمام فضای ایران را پرکرده امریکا واروپا دراقدامی همسو موج جدیدی از تحریم های به اصطلاح هوشمندخودرا پس از تصویب اجرایی نمودندکه می تواندبرای اقتصادایران آثارزیانباری را برجای گذاردکه مناسب آن است که مسئولان اقتصادی قبل از ورود آثارآنها اقدامات پیش گیرانه ای را مدنظر قراردهندو این طور نباشدکه با مشغول شدن به موضوع انتخابات بی توجهی به معادلات جدیدشکل گرفته ما را درآینده با مشکل مواجه کند مثلا با پیش آمدن تحریم های جدیدعلیه صنعت خودرو ممکن است که آثاربسیارمخربی بر بخش خدمات اقتصاد داشته باشد اما این تنها دردما نیست زیرا که تحریم ها باعث می شود که ما خریداران سنتی محصولات خود را از دست بدهیم واین باعث می شود که پس از لغو تحریم ها ما با پدیده بسیار پیچیده رقابت برای بدست آوردن خریدار و یا شریک تجاری روبروبشویم که تحت مدیریت گرفتن آن با شرایط مدیریتی که ما داریم بسیارسخت خواهدبود