در مباحث گذشته زمانی که از الزام به داشتن رویکرددر موضوع انتخابات سخن به میان آوردیم منظورمان این بود که بگوییم ما دراین زمان با مشکلی عمده در مسائل فردی و اجتماعی مواجه شده ایم ومی خواهیم یکی را از میان خودمان برگزینیم که بتواندبا اشرافیتی که برشرایط حاکم برسرنوشت فرد وجامعه وموضوع مشکل دارد تصمیم مناسبی را برای ما اتخاذ کندتا با استفاده ازآن تصمیم بتوانیم آن مشکل را با کمترین هزینه ،سریعترین زمان وبیشترین دست آورد حل نماییم
مشخص است که چنین امکانی زمانی بوجود می آیدکه ما نیزدرانتخاب خود بیشترین دقت را درهماهنگی دانش،تجربه وتعهد فرد موردنظربا شرایط ومشکل در نظربگیریم ویا به عبارتی امکان ندارد که من وما بتوانیم انتخابی داشته باشیم که تمام مطالبات موردنیاز ما را تامین نمایدمگر آنکه بجوییم فردی را که بتواندبا درک دقیق مقتضیات زمانی وظرفیت وتوان مندی های اجتماعی وتلفیق دقیق و سریع آنها راه کاری برای برون رفت ازشرایط و شناسایی ابعاد مشکل ارائه دهد وابزارهای موردنیاز برای چنین اقدامی را معرفی کند.
بایدبه خاطرداشت که پروراندن چنین خصوصیتی(جستجوی فردی توان مند)الزامات فراوانی را درهریک ازما طلب می نماید که متاسفانه ما در بدست آوردن آنها بدلایل چندی با مشکل مواجه هستیم که سعی می نمایم دراین بخش از مطلب به هریک از آنها توجه لازم داده شود
الف – ما خودرا در معرض امتحان و آزمایش نمی دانیم
ما انتخاب نمودن ویا دخالت درانتخابات را به عنوان یک فرایندجدی تاثیر گذاربر زندگی خودنمی دانیم و نتیجه انتخابات را پارامتری مویدموفق بودن خود در موضوع امتحان انتخاب نمی شناسیم ازاین رو با بازی و مشغولیت دانستن فعالیت درانتخابات از کسانی حمایت می کنیم که حتما می بایدبا ما قرابت و یا همسویی فکری داشته باشندو به حالمان هم فرقی نمی کندکه این قرابت توام با آگاهی است و یا همسویی موردنظر نشانگر بالا دستی اودر فهم مسائل ودریافت شرایط است ویا نه مثلا امروز که موضوع انتخابات ریاست جمهوری درمیان است افرادی را ملاحظه می نماییم که با دست کشیدن از تمام باورها واعتقاداتی که دارندو در همه آنها توصیه به شنیدن تمام اقوال و برگزیدن بهترین آنها شده است تنها حرف کاندیدای موردنظر خودرا می شنوندوتنها چشم به پوستر ویا مصاحبه اومی بندندوچون از آنها پرسیده می شودکه چرا چنین می کنیدمی گویندکه ما به یقین رسیده ایم که انتخابمان ایرادی نداردو یا فردبرگزیده ما بهتراز دیگران است وچون به آنها گوشزد می کنی که چگونه می توانید چنین یقینی داشته باشید می گویندکه چون فلانی و فلانی ازاو حمایت می کنندمن هم برخودم فرض می دانم که این انتخاب را داشته باشم و ازاوحمایت کنم وزمانی که به آنها می گویی مگرتو را درقبرآنها خواهندگذاشت و در کنار حرف شنویی که از مشارالیه ها داری خودت هم بایدتحقیق کنی وپای صحبت آنها بنشینی می گویندکه نه دیگر نیازی به این نیست که من مطالعه داشته باشم همین اندازه که او را بزرگان تایید نموده اند من هم باید تابعیت داشته باشم.
در حالی که من رای خودم را وا می گذارم وبزرگان رای خودشان را و آنچه که پیش بیایدآنها درقبال سهمی که در تثبیت رای خود داشته اندمواخذه خواهندشد ومن در کنار همان میزان مواخذه ای که آنها خواهندشد مواخذه دیگری هم به خاطر کوتاهی وتساهلی که در موضوع تحقیق ومطالعه داشته ام ورای چشم بسته ای که داده ام خواهم گردید.
هرچند بایددرنظرداشت که تابعیت ازبزرگان واجب است اما محض اینکه آنها چیزی را گفته اندویا توصیه ای را که داشته اند برای من وما تمام کننده باشداین برداشت غلطی می باشدروش درست انتخاب این است که من اول خودم مطالعه وجستجو بکنم وبه اسناد ومدارکی در تایید فردبرسم وآنگاه برای اینکه حجت را برای خودم تمام شده دانستم به آراء ونظرات بزرگان مراجعه می نمایم .
ب- ما خدا وتاریخ را گواه وشاهداعمال خودنمی دانیم
شوربختانه روندفعالیت و اقدامات سیاسی درجامعه ما به تابعی ازسیاست باری به هرجهت تبدیل شده است وآنکه سکاندار مدیریت وهدایت جامعه می گردد تلاش نمی کندو یا اساسا خود را وامدار حقیقت ومنافع کوتاه وبلندمدت جامعه نمی داند زیرا که اساسا نه حقیقتی موردشناسایی قرارمی گیرد ونه مفهومی تحت عنوان منافع جمعی موردتوجه واقع می شود تا برایش دل سوزانده شود واین همه ناشی از آن است که برای فردا و یا قضاوتی که درخصوص مسئولین ویا عموم نسل حاضر به خاطرانتخابی که داشته اندویا کاری که به انجام رسانده اندصورت خواهدگرفت وقعی گذارده نمی شود.
ما می گوییم که خداوندبرهمه چیزناظر است،بیان می داریم که خدا را حاکم برتمام اعمال خودمی یابیم و اعلان می کنیم که ازاوحمایت وشفاعت طلب می کنیم اما درزمانی که می خواهیم کاری را به انجام برسانیم به غیراز بیان عادتی بسم الله دیگرخدا را شاهدبراعمال و افکارخودنمی دانیم زیرا که اگرمی دانستیم درتمام تصمیم های خوداحتیاط می کردیم وتا رسیدن به یقین با دیگرانی که گفته می شوددارای نظر وتخصصندبرای تصمیمی که بایداتخاذکنیم مشورت می نمودیم وچون نمی کنیم وبی گداربه آب می زنیم این نشاندهنده بی نیازی می باشدکه نتیجه اش طغیان وبی توجهی به خدا می گردد
ازسوی دیگر ما ارزشی برای کارنامه و قضاوتی که مردم روی ما خواهندداشت قائل نیستیم وازاین روی نمی خواهیم بدانیم ویا اگرهم بدانیم برای ما مهم نیسنت که درتاریخ چه نامی برما خواهندگذاردوچه اوصافی درارائه تعریف ازما بکارخواهندبست وگرنه اگرارزشی برای تاریخ وقضاوت آن درخصوص کارنامه خودقایل بودیم مطئمن باشیدکه با سرک کشیدن به تاریخ ویا گوش دادن به اخباری که راویان داستان ها وحکایت های تاریخی دارندمی دانستیم که افرادی همردیف با ما ویا کسانی که چون ما اعمالی را به نمایش گذارده انددر پیشگاه تاریخ چگونه معرفی شده اندونظر مردم درخصوص اعتبارو آبروی آنها چه می باشد.
مثلا امروز که روزهای تبلیغ کاندیدا های ریاست جمهوری و یا نمایندگان مردم در شورا می باشد آیا این کاندیدا های عزیزمی دانندکه در پیشگاه خداوندو در برابرصفحات در حال نگارش تاریخندونباید هرچیزی را تنها برای بدست آوردن دل ورای مردم برزبان بیاورندو یا با هرترفندی رای مردم را مال خودبکنند ویا من وما که ازاین جلسه به آن جلسه می رویم و پای این ویا آن کاندیدا می نشینیم و فردا برمبنای این شنیدن ها رایی را که درصورت غلط بودن موجب ضمان برای ما خواهدشدبه یکی ازاین کاندیداها و یا چند تن از کاندیداهای شورا خواهیم داد تنها نمی توان با شنیدن اقوال ودیدن روی ماه کاندیداها عرضه داشت بلکه به مطالعه درخصوص وجه الضمان گفته های آنان نیزنیازاست
ادامه دارد
