وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: جمعه هفدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت: ۱۲:۱۰ ب.ظ

بدرستی که می توان شورای شهر ابهر را مصداق کامل یک موجودیت نابسامان وبدون ساختارشناسایی نمود و از این منظر به تفسیر و تحلیل آن اقدام نمود زیرا که این موجودیت در طول حدود چهارده سالی که از طریق رای مردم بر مقدرات شهر استیلا یافته است نتوانسته فرصت وموقعیتی را بیافریند که بر مبنای آن بشود به انجام عمل و فعالیت سازمانی امید وار شد و یا با تاسی به آن عنوان نمود که مبنای کار در شورای ابهر مطابق با فلسفه تشکیل و استقرار نظام شورای و یا بهره گیری از نظر مشورتی صاحب نظران و دارندگان دانایی و آگاهی می باشدبرای اثبات این ادعا لازم است که داشته های ذهنی خود از تاریخ چهارده ساله حضور شورا را در اریکه قدرت به هم بزنیم تا ببینیم که چگونه می شود به ناتوانی این مجموعه در ایجاد یک تیم بسیار قوی فکری و کاری صحه گذاشت برای این کار ابتدا به نوع پردازش اعضاء شورا به وظایف سازمانی خود نگاهی می اندازیم.

همانگونه که می دانید وظایف شورا را می توان در دو بخش مورد مطالعه قرار داد که اولین آن با انتخاب شهردارآغاز می شود و با بررسی و تصویب بودجه و نظارت برای اعمال تغییرات و شیوه های اداری شهرداری به پایان می رسد براستی اگر بخواهیم چندین انتخاب صورت گرفته در موضوع شهردار را را به کنکاش بکشانیم در کدام یک از این انتخاب ها شورا را می توان موفق دانست انتخاب افرادی با مدارکی چون کشاورزی، تاریخ و یا جغرافیا و.... بواقع همین دو انتخاب و ثمراتی که ازاین انتخاب ها متوجه شهر شده است نشان می دهد که شورا چه مقدار در پرداختن بوظایف خود غیر نظامند و یا غیر مرتبط با موضوع عمل نموده است زیرا که در کجای جهان دیده شده که برای یک کار کاملا فنی و مهندسی افرادی انتخاب بشوند که تخصص آنها در حوزه علوم غیر مرتبط باشد؟ مطمئنم که دوستان در پاسخ با آوردن رزومه ای از دوستان شهردار خواهند گفت که افراد انتخاب شده در عرصه مدیریت سازمانی دارای توانمندی بوده اند و یا اعتقاد و التزامشان به منافع جامعه بیشتر بوده که در پاسخ به این موضوع باید گفت که دوستان طراحی و مدل گذاری یک سیستم کاملا مهندسی و فنی نیاز مند دانش و خرد علمی وفنی می باشد که اگر به انجام نرسد ممکن است که سازمان سر پا بماند اما مطمئنا آن سازمان قادر به انجام وظایف مترادف با فلسفه وجودی و زمان خود نخواهد بود پس با این حساب می توان گفت که در طی چهارده سال گذشته تمام برنامه ریزی ها و بودجه نویسی ها مطابق با فلسفه سازمانی شهرداری نبوده ونظارت بر چنین مراتبی نمی تواند علمی ومطابق با وظایف شورا باشد حال اگر بخش دوم وظایف شورا را بخواهیم حوزه ارتباط با کمبودها و نیازمندی های شهر ابهر بدانیم مسلم است که شورایی که نتوانسته در اولین گام حضور خودکه سامان دهی به شهرداری باشد موفق باشد در بخش دوم که گستردگی ودرگیری های خاص خود را دارد و می باید با تشکیل کمسیون های فنی وتخصصی شورا به جنگ با تمام عرصه های مدیریتی شهر برود داستان مبین بسیاری کاستی ها خواهد بود که مواردروشن آن را در چهارده سال بی برنامه بودن و چهارده سال کنارآمدن با شیوه های سنتی مدیریت در کلان شهر مشاهده می نماییم براستی در طی چهارده سال گذشته موردی را می توان شاهد مثال آورد که دراثر آن شورا توانسته باشد با مدیران عرصه های دیگر و یا نماینده مجلس اقدام به راه اندازی جریان تعاملی نموده باشد که از عقبه آن فرصتی برای شهر تولید شده باشد و یا هر جا که شورا اقدام نموده نتیجه آن برزمین ماندن تصمیم های بوده که دیگر مسئولان گرفته بودند و شورا با کارشکنی های خود باعث عدم تحقق آنها شده است مثلا کتابخانه عمومی،کتابخانه دانشگاه آزاد،سینمای شهر،هتلی که سرمایه گذار خصوصی در پی آن بود،میدان تره بار و...

حال اگر بخواهیم به آسیب شناسی موضوع ناکار آمدی وغفلت از وظایف و رسالت اقدام کنیم نمی توانیم یکی از علت های آن را صورت گرفتن معامله برسر انتخاب هیئت رئیسه شورا بدانیم و بگوییم که بدلیل فقدان مدیریت جامع نگر و آشنا به دانش روز آمد وسازمانی باعث این نابسامانی ها شده است و گرنه اگر مدیریتی عالم به زمان و آگاه ومتعهد در قبال وظایفی که بردوش گرفته است کار اعمال قانون در شورا را برعهده می گرفت ومی توانست خود را با روند رو به توسعه ای مترادف سازد که برای هرلحظه از زمان فکر و طرح داشته باشدآیا باز امکان آن بوجود می آمد که در طی پنج سال گذشته هیچ هماهنگی بین نماینده با شورا و فرمانداری با شورا محقق گردد.

اما اگر با یک دید سیستمیک به شورا نگاه کنیم آیا نمی توان بی تفاوتی سایر اعضاء به عقب ماندگی ها و یا گذر زمان را عامل ناکارآمدی شورا تصور نمود و گفت که گیرم که در شورا مدیری توانمند و متمرکز بر وظایف شورا حاکم نبودآیا سایر اعضاء هم در خود حس تعهدی نداشتند تا در مقابل کاستی ها قد علم سازند و یا حداقل با ایجاد ارتباط با مردم به آنان بگویند که چه عواملی مانع از شکل گیری تصمیم های عالمانه در شورا می شود.

اما سومین عامل را می توان بی تفاوتی مسئولان ارشد شهرستان و استان به موضوع شورای شهرابهر و بی برنامه بودن آن شناسایی و معرفی نمود و به ابراز نظر پرداخت که در انهدام فرصت چهارده ساله میزان غفلت و بی توجهی صورت گرفته از سوی فرمانداران وقت وگذشته ونماینده مردم در مجلس اگربیشتر از اعضاء شورا نباشد مطمئنا کمترازاعضاء شورا نخواهدبود زیرا که آنان چگونه است که می توانند عضوی از شورا را عزل بکنند اما نمی توانند مانع از تعلل و یا غفلت شورا در توجه به وظایف و رسالت آن بشوند

چهارمین ومهمترین علت در نابسامانی شورا و ناکار آمدی آن به خود مردم که ولی نعمت و صاحبان اصلی جامعه می باشند برمی گردد به نحوی که اگر مردم در زمان رای دادن با دقت در تعهد و تخصص کاندیدا ها کسانی را برگزینند که نسبت به اموال عمومی و فرصت حضور در شورا موضع امانت دار  داشته باشند ونخواهنداز موقعیت مصادره به مطلوب داشته باشند و در زمانی که اعضاء شورا برگزیده شده انداین اجازه را به آنها ندهند که بدون در نظر داشتن در خواست ومطالبه مردم ووعده هایی که درزمان انتخابات به مردم داده اند عمل کنند مسلم است که شورایی تشکیل خواهد شد که تمام اقوال و افعالش متناسب با تفاسیر متعهدانه از قانون و تعهد اخلاقی آنها نسبت به امانت بودن قدرت خواهد بود.