وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ ساعت: ۸:۴۳ ق.ظ
امام (ع) درنامه ای به مالک اشتر ایشان را در اداره امور مردمان زیر دستش چنین توصیه می نمایند
"هرگز به هيچ يك از حاشيه نشينان و خواصّ خودت زميني مبخش و به هيچ روي، اجازه نده 
كه از سوي تو طمع پيدا كنند در احداث مزرعه اي كه كشاورزان مجاورشان در سهم آب يا كاري 
كه انجام داده اند متضرر شوند. به گونه اي هزينه كشتزار اينان بر آنان تحميل شود كه در اين 
صورت در عيش و نوششان بهره اي نخواهي داشت ولي ننگ كار آنها در دنيا و آخرت بر شخص 
تو خواهد بود."
امام می دانستند که مالک تربیت شده مکتب ایشان است و انتظارات آن امام را ازخودونوع حاکمیتی که در بخشی از سرحدات جامعه اسلامی برقرار نماید درک می کند و در پی برقراری آن خواهدبود اما ایشان باز این نامه را نوشتندو برای مالک فرستادند و یا حتی در زمان حرکت به ایشان دادندتا مردم مصر که تحت تولیت مالک خواهندبود بداند که مالک موظف به تحقق کدامین اهداف وآرزوهاست تا اگر دوری ازاین اهداف و یا فراموش شدن آنها مشاهده شد با تذکری اموررا به مجرای اصلی خود باز گردانند واز سوی دیگر این آداب در منشوراخلاقی حاکمان قرار گیردکه آنها ماموریت یافته اندتا با عادلانه نمودن توزیع منابع و فرصت ها مردم را به آینده مطمئن وبا حاکمیت همراه سازند.
توزیع ناعادلانه و یا جانبدارانه امکانات و فرصت ها در کنار متضرر ساختن افراددارای استعداد ولی نابرخورداراز رانت و لابی خسارت های عمده ای هم به خودحاکمیت واردمی نمایدزیرا که برخورداران با عادت نمودن به زندگی راحت دفاع وارتقاء از منافع عمومی را فراموش می نمایندو یا سختی های این کار را به جان نمی خرند و ازسوی دیگرمحرومان با دیدن فاصله خودبا آنانی که به نوعی محرم و خودی حاکمیت شناخته می شوند که براحتی می خورندومی گردند انگیزه برای فعالیت های جذی و سخت را از دست می دهند پس لازمه هر حاکمیتی دراین است که برای عادلانه نمودن توزیع فرصت ها ومنابع آنهم برای آنکه استحکام اجتماعی برای تولید فرصت و برطرف نمودن تهدیدات را افزایش دهدجدی بگیرد و برای تحقق آن ازتمام ظرفیت های اجتماعی استفاده کند.
در دستورامام(ع) یک نکته باریکترازموهم وجود دارد و آن اینکه عمال حکومت نباید در توزیع منابع به گونه ای رفتارنمایندکه وابستگان به آنان با برخورداری از حمایت های مادی ومعنوی که ازسوی حاکمیت دریافت می دارند باعث ورود خسارت و از دست دادن توان رقابت درهمسایگان گردند مثلا نبایدآنکه پشت به برخورداری ازحمایت های مادی ومعنوی و پیدا وپنهان دارد و کارخانه ویا مزرعه ای را مال خودنموده است بتواند با استفاده ازمنابع سرشار موقعیت سر پا ماندن از رقبا را ازبین ببرند بلکه بایدروش های اعمال حمایت به گونه ای باشد که با اطمینان بخشی به کانون های مولد درآمد آنها را به برقرارماندن رابطه عادلانه وعالمانه خودبا بخش های اعتباری ومالی و حمایت آنها بوقت ضرورت مطمئن نماید تا با دلگرمی حاصل از این اطمینان آنها بتوانند با قدرت هرچه تمامتربه کار و فعالیت خودادامه دهند وبا فراهم آوردن کار وزمینه اشتغال وتولیددرآمد زمینه وبستر شناسایی وپرورش استعاد جامعه را افزایش دهند