تاريخ: سه شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۲ ساعت: ۱:۳۱ ب.ظ
با اعلام انصراف آقای دکتر عارف که با انتشاربیانیه ای کاملا عالمانه نشان داد که این انصراف دقیقا مطابق با منافع ملی کشور و اولویت های سازمانی اصلاح طلبان بوده مسئولیت و وظیفه تمام صاحبان دغدغه و علاقه مندان به مشارکت درترسیم آینده ای روشن وسرنوشتی تابناک پیچیده وافزون گردیده و راه فرارومماشات را برهمه آنان بسته است زیرا که تا دیروز می شدبا این عنوان که چون بزرگان نمی توانندو یا نمی خواهندخودرا همسو با منافع ملی نمایندبه من پیرو که می بایدبا دور داشتن خود از هیجانات،تابعی عامی ومطلق ارمنطق سازمانی باشم برازنده نیست که خودرا کاسه داغترازآش بنمایم و با تبعیت ازیکی ازاین افرادواردجریانی شوم که منطق حاکم برآن باخت- باخت است ویا چون اجماعی در بین نیست وهرکس به منطق و دلیل خودعمل می کندمن هم به منطق خودعمل می کنم و اساسا دررای گیری مشارکت و دخالتی نمی کنم (که نگارنده خود ازچنین ریافتی پیروی می کرد)
اما امروزکه بزرگی، متانت و فهم عمیق خود و تبعیت الزامی از اصول تشکیلاتی را در کمال به نمایش گذارده و با این عنوان که رهبر تشکیلات ازمن خواسته ومن تبعیت نموده ام تا آرمان و آرزویم را با دوری ازتمام خودخواهی ها و خودبینی ها در قالب همسویی و اتحاد درونی نیروهای معتدل و توسعه خواه فرو بریزم برمن وما واجب است که این بزرگ اندیشی و خرد ورزی را پاس بداریم و با حمایت از محصول بیرون آمده از فرایند مزبورکه در شخصیتی به نام آقای روحانی تبلور یافته است سهم خودرا در انتقال از موقعیتی نه چندان مطلوب به وضعیتی آرزو شده بر عهده بگیریم و درجهت عمل بدان اقدام ورزیم.
بدین لحاظ بنده اعتقادم به این است که با کنار رفتن بزرگ منشانه جناب دکتر عارف و نهایی شدن نام کاندیدای واحداصلاح طلبان در هیبت جناب روحانی حجت برتمام افراددارای دغدغه توسعه وبرون رفت ازشرایط فعلی تمام شده است و واجب است که همه این عزیزان با یاری هم برای ساختن کاخی ازآرزوها و برارکان واقع بینی، همه جانبه نگری و عمل بر ارائه تحلیلی مشخص ازشرایط مشخص اقدام نمایند تا مبادا با از دست رفتن فرصت هم جوشی برمحوریت دریافت منطق زمان دوباره ازخاسرانی گردیم که ندای قسم به زمان خداوندرا ناشنیده انگاشتند وبا فرصت سوزی وامدارنسل های آینده گردیدند.
