امام (ع)در نخستین روز بیعت خود در مسجد پیامبر صلیاللهعلیهوآله ، بر بالای منبر رفته و برنامههای خود را بدون پردهپوشی چنین اعلام كرد:
«هان، بدانید كه اوضاع و احوال جامعه شما به همان گونهای بازگشته است كه در روز بعثت پیامبر بود. سوگند به آن كه او را برانگیخت تا حق را بگستراند و برقرار سازد، باید سخت زیر و رو و آزموده شوید. سپس بیخته و از هم جدا گردید و بر هم زده شوید؛ چنان كه كفگیر در ته دیگ طعام زنند؛ بدان سان كه هر كه پایین افتاده فرا رود و هر كه فرا رفته به زیر آید. باید پیش افتادگانی كه عقب ماندهاند، پیش افتند و پس افتادگانی كه به ناروا سبقت جسته و برتر شدهاند، به عقب كشانده شوند. به خدا سوگند، نه به اندازه سر سوزنی حقیقت را پنهان كردم و نه هیچ نوع دروغی گفتم.»
دیروز و پس از انشای دو مطلب با عنوان درس هایی از انتخابات نود دو دوستی با عتاب وخطاب وبا متهم نمودن بنده به اینکه خود شیفته هستم به ترک دوستی اقدام نمود و پس ازآن هم چندتن از دوستان نام مرا از لیست دوستان خود خارج ساختند آنهم تحت این عنوان که چرا با بازنمودن پرونده انتخابات وتاریخ حضور اعتدالیون و اصلاح طلبان درعرصه سیاسی ایران پس ازانقلاب انتقاداتی جدی و عمیق را بر روند فعالیت آنان درزمان اقتدار واردنموده ای درحالی که تو بایدبا کسب پیروزی و شکست اصول گرایان همتت را صرف در هم کوبیدن آنها بکنی تا مردم بیش ازگذشته مایل به اصلاح طلبان واعتدالیون گردند.
براستی کدام شیوه از برخوردبا پیروزی درست تراست اینکه با درآغوش گرفتن شاهد پیروزی غفلت را پیشه خود سازیم و با پشت دادن به باد غرور زمان را که مهمترین وارزشمندترین سرمایه انسان وامانت خداوندبه انسان است چون شتری مهاردر گردن ویلان کوچه وخیابان گردانیم و چون چهار سال بگذشت وموج هایی از نارضایتی طومار باور و موفقیت ابتدایی ما را درهم کوبیدو باز کوهی از انتظارات ومطالبات بی پاسخ را عاملی برای شکست وکناررفتن ما قرارداد به فریادبرآییم که نگذاشتندومارا تدارکاتچی کردند در حالی که اگرنیک می نگریستیم همه عوامل موجده مشکل را درخودمی یافتیم
عزیزان اگرمولایمان علی(ع) در همان روزنخستین پس ازبیعت با مردم وبرعهده گرفتن مدیریت زمان ومنابع این چنین به فریادمی آیدو با غیظ علل پس رفت ودور شدن اززمان نبی گرامی اسلام (ص) را برمی شمرد و وعده اصلاح با تمام شدت می دهد تنها برای این است که ازابتدا به مردم بگویدکه خودرا برای یک تحول ودگرگونی ریشه ای آماده نمایند تا اگر خودرا با چالش های جدی مواجه یافتند جا نخورند وهراسان نگردند.
آری امروز هم ما دقیقا درهمان وضعیتی قرارداریم که امام (س) مطرح ساخته اند زمانه ای که درآن افرادی با خیزعظیمی خودرا به موقعیت هایی رسانده اندکه مالک همه چیزشده اند درحالی که نه توانش را دارندونه باورش را درخودایجادنموده اند وام می گیرندو به صندوق مالی دولت بازنمی گردانند،چشم ناظران را دوردیده اختلاس می کنند و چون به مسئولان گفته می شودکه چرا با چنین پدیده هایی مبارزه ننمودیدهزاران دلیل می تراشندکه ...
خوب اگرامروز که جناب ریاست جمهور منتخب واردکوران رای زنی با آگاهان جهت انتخاب همراهان شده است مطالبی با واگویه اشتباهات گذشته ارائه نگردد آیا امکان آن وجودنداردکه ایشان به صرف شناخت واعتمادی که به دوستان خوددارندبازراهی را بروندکه رفته ایم ونتیجه ای نگرفته ایم .
نگوییدکه درکنار جناب روحانی کسانی هستندکه اجازه نمی دهنداشتباهی رخ دهد و نگویید که ایشان به آرامشی نیازدارندکه با مطرح شدن برخی ازتلخ کامی های گذشته ممکن است برهم بخوردوکارانتخاب ویا همراهی سخت گردد زیرا که آرامش تنها با آشنایی جامع از محیط و ظرفیت های دراختیارایجادمی گردد و برای پیدایش چنین آگاهی تنها دو ابزارجدی وقابل اعتمادوجود دارد که اولین آن بازخوانی تاریخ ویافتن علل شکست ویا عدم توفیق در گذشته می باشدو دومین آن دوستان رک و صریح گوی که متاسفانه کمتردر محیط های سیاسی یافت می گردد زیرا که همه آسته می آیندومی روندتا گربه شاخشان نزندو یا بی نصیب از سفره ای که باز شده است نماند زیرا در منطق هم همین درست است سری را که درد نمی کندکه دستمال نمی بندند.
عزیزان ما اگردرطی هشت سال گذشته به عنوان رقبای جریان فکری اصول گرایی استخوان درگلو وخاری در چشم تنها نظاره گر انهدام منابع اعم ازانسانی ومادی بودیم ورفتارهای فاقدوجاهت علمی و نامتعارف با اصول و قواعد سیاسی خون بدل همه دلدادگان به انقلاب واسلام نمود اگرنیک نظر می کردیم همه آنها را ناشی ازکج تابی های خودمان درزمان دراختیار داشتن قدرت داشتیم و گرنه اگردرهمان زمانی که قدرت دستمان بودو به انتقادات توجه می کردیم و فعالیت های هدفمندوجدی سیاسی را جانشین رفتارهای محفلی می ساختیم هرگز ،هرگز بازی را که بایدبازیگردانی می نمودیم بدست خودبه کسانی نمی سپردیم که هیچ امیدی به موفقیت درمیدان رقابت آن نداشتند اما چون نکردیم هشت سال پی چیزی دویدیم که می دانستیم مستحقترین افرادبرای دراختیارداشتن آن بودیم وحال که بدست آورده ایم و برای اثبات این استحقاق نبایدلحظه ای را ازدست بدهیم وبا راه انداختن جریان های احساسی که نتیجه آن مقاومت ازسوی رقیب می باشد به هیاهو نگذرانیم وبا برنامه ریزی که ازطریق پیش بینی آینده ومشخص نمودن اهداف بنیادی امکان پذیرمی گردد آن را به صراطی تبدیل کنیم که مستقیم ترین آن برای تحقق اهداف انقلاب و بازگرداندن حقوق مرذدم به خودشان می باشد لازم است که جدی و صریح بگوییم که ازچه در هراسیم و چه چیزی را آرزو مندیم
دوستان عصبانی ازنوشتارهای من شما بهتراست دوباره به فرمایش مولایمان علی(ع) مراجعه نماییدتا علت دغدغه های مرا دریابید .
